en
Feedback
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی

تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی

Open in Telegram

درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی * صفحه‌ی من در سایت آکادمیا: http://independent.academia.edu/AdnanFallahi * لینک نخستین مطلب کانال: https://t.me/AdnanFallahi/2

Show more
2 903
Subscribers
-124 hours
+47 days
+8630 days
Posts Archive
به دنبال اشغال نظامی بخشی از قسمتهای ایران به وسیلهٔ دولت روسیه ملّا کاظم [آخوند] خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی از مجتهدین ایرانی مقیم نجف تمنّای کمک و معاونت از سوی دولت سنیه [عثمانی] دارند. تلگراف وکالت متصرّفی کربلا که حاوی این نکته است و تلگراف وارده از ولایت بغداد به تاریخ ۴ تموز سنه ۳۲۵[۱] به پیوست تقدیم پیشگاه سامی فخیمانه می‌شود. امر و فرمان از آن حضرت ولی الامر است (نامه‌ی ۲رجب ۱۳۲۷ق از باب‌عالی به صدراعظم) حسن حضرتی، مشروطه‌ی ایران به روایت آرشیو عثمانی، صص127، تهران: نشر لوگوس، چـ2، 1400. @AdnanFallahi

از اوایل سده‌ی یازدهم [میلادی] به بعد، بر آنچه در نهایت امپراتوری آخر بریتانیا شکل یافته است هیچگاه خانواده سلطنتی ای که انگلیسی‌الاصل باشد حکومت نکرده است: از آن تاریخ به بعد دسته های گوناگونی از :جمله نورماندیها (پلن‌تجنت ها - Plantagents) ویلزیها (تودرها - Tudors)، اسکاتلندیها (استوارتها - Stuars)، هلندیها (خانواده اورنج - House of Orange) و آلمانیها (هانووریها - Hanoverians) بر سریر سلطنت امپراتوری قرار گرفته بودند. تا وقوع انقلاب [در تحقیقات لغت‌شناسی]، کسی به مسائلی نظیر لغت‌شناسی و غلیان ملیت‌خواهی انگلیسی در جنگ جهانی اول، چندان توجهی نمی‌کرد. بندیکت اندرسون، جماعت‌های تصوری [متخیل]، ص157، ترجمه محمد محمدی، تهران: رخ‌داد نو، 1391. @AdnanFallahi

وظیفه حکومت سنیّه عثمانی در مقابل اغتشاشات دامنه دار و تأسف بار در ایران، حمایت از استقرار اصول مشروعه مشروطه و دفع اغتشاشات و اعاده نظم و امنیت عمومی و حمایت قاطع از استقلال و تمامیت ارضی دولت ایران است. تعرّض به حقوق و اراضی دولت مذکور و دخالت در امور داخلی آن به هیچ وجه خواسته باب عالی نیست. تمام توصیه ها و دستورات به مأموران کشوری و نظامی و شهبندرخانه ما در حدود باید در این زمینه باشد... با توجه به اوضاع فعلی ایران و براساس حقوق همجواری دولت علْیه و به عنوان کشوری مسلمان براساس توضیحاتی که در بالا آمد به مأمورین سیاسی و نظامی تفهیم شود که چه کارهایی مناسب است انجام دهند تا نیت خیرخواهانه و مسلک محبّانه ما را نشان دهد اعلان کنید. خارج از آنچه گفته شد هر حرکت و اقدامی انجام شود با مجازات شدید برخورد خواهد شد (نامه‌ی محرمانه‌ی صدارت عظمای عثمانی به نظارت‌های داخلیه و خارجیه و حربیه، 27جمادی الآخر 1327ق) حسن حضرتی، مشروطه‌ی ایران به روایت آرشیو عثمانی، صص121،122 تهران: نشر لوگوس، چـ2، 1400. @AdnanFallahi

درخواست از سفارت عثمانی برای اعاده حقوق مشروطه ملت ایران      ده‌ها تن از مشروطه‌خواهان ایرانی ـ اعم از علما و مجتهدینی چون سید جمال الدین افجه‌ای و تعدادی از نمایندگان مجلس و تجار ــ در نامه‌ای به سفارت عثمانی در تهران به تاریخ 6ذی‌القعده 1326ق، خواستار حمایت دولت عثمانی از مشروطه‌خواهان در برابر دولت ایران شده‌ بودند. در بخشی از این نامه که به زبان فارسی نوشته شده آمده است:
تعديات و تطاولات خائنین دربار ایران در بیست وسیم جمادی الاولی و بعد، مظلومیت ملت ایران را به عموم ملل عالم ثابت کرد و با زبان حال، ترحّم کل سکنه روی زمین را به طرف ایرانیان جلب نمود. خصوصاً خاطر آن سفرای محترم را یک صدای ضعیف و یک استغاثه مظلومانه که از قلب هر ایرانی به آسمان می‌رسد متزلزل داشته، مساعدت آن حُمات آزادی را متوجه حفظ حیات سیاسی ایران نمود چنان که ایرانیان همراهی دول معظمه را در افتتاح تاریخ آزادی خود یک خاطره تاریخی ابدی و یک یادگار غیرقابل زوال می‌دانند و همواره به مساعدت معنوی و تقویت باطنی آن نمایندگان دول معظمه استظهار دارند" (در: حسن حضرتی، مشروطه‌ی ایران به روایت آرشیو عثمانی، ص76، تهران: نشر لوگوس، چ‌2، 1400)

Repost from پرسیار
🎬 دین و سیاسەت له کوردستان 🎙وتووێژ لەگەڵ عەدنان فەلاحی؛
دکتۆرای بنەماکانی (بنچینەکانی) ماف و فیقهـ
🎬 Religion And Politic 🎙 Interview with Adnan Fallahi;
Phd. in Islamic law & jurisprudence
🎬 دین و سیاست در کردستان 🎙 گفتگو با عدنان فلاحی؛
دکتری مبانی حقوق و فقه
🔸تەواوی فیلمەکە لە یۆتیۆبی پرسیاردا [فیلم کامل این گفتگو در یوتیوب پرسیار] 🔻Full Video on YouTube Prsyar: https://youtu.be/coa5EuwgpD8 🆔@prsyarjournal

جسارتاً و مؤکداً عرض می‌کنم که ایران با همه معایب، نقایص، منازعات و اختلافاتی که دارد به نفع سلطنت والا [عثمانی] می‌باشد که در حفظ و تداوم حیات آن بکوشد و از تبدیل آن به لقمه اغیار جلوگیری نماید. [زیرا] دولت ایران که حتّاً توان حفاظت از خود را هم ندارد، نمی‌تواند هیچ خطری برای دولت ابدمدت [عثمانی] - چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی - به دنبال داشته باشد (گزارش سفیر عثمانی در تهران از تحولات مشروطه در ایران - ربیع الاول ۱۳۲۶) حسن حضرتی، مشروطه‌ی ایران به روایت آرشیو عثمانی، ص۵۵، تهران: نشر لوگوس، چ‌۲، ۱۴۰۰ @AdnanFallahi

چنان‌که پیش‌تر در نوشتار "اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان)" هم آوردیم، محو شدن چنین مناسباتی در دنیای جدید ـ حتی در میان فقیهان ارتدکس ـ بیش و پیش از هر چیز، ناشی از غلبه‌ی تربیت سیاسی لیبرال و چیرگی اصولی چون حق شهروندی، رواداری مذهبی و... بود:
فان السلف الصالح نهوا عن مجالستهم [= اصحاب البدع] ومكالمتهم وكلام مكالمهم واغلظوا في ذلك"(الشاطبي، الاعتصام، ٢/٧٠٩)

در واقعه‌ی تاریخی «محنه» (آزمون اعتقادی) که مأمون آن را پایه‌گذاری کرد، تحلیل نوینِ تاریخ‌نگاران بر کدام تفسیر تأکید دارد؟
Anonymous voting

در اروپا محافظه‌کاری، ایدئولوژی جریانهایی از نیروهای اجتماعی - سیاسی بود که افزون بر این که "طرح نو" انقلاب فرانسه را با منافع و امتیازات سنتی خود سازگار نمی‌دیدند، هر تغییر انقلابی را نیز مغایر با دیدگاه‌های سنتی مذهب کاتولیکی ارزیابی می‌کردند...    تصور نمی‌کنم که بتوان به این زودی‌ها از این مفاهیم، که با توجه به مواد تحولات اجتماعی اروپا تدوین شده‌اند، در مورد ایران استفاده کرد. جواد طباطبایی، "محافظه‌کاری در ایران"، گفتگو با خردنامه‌ی همشهری، آذر ۱۳۸۵ @AdnanFallahi

در سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰ در نتیجه‌ی آثار پیشگام و متقدم بومی، سه زبان ادبی متمایز در مناطق بالکان شمالی شکل می‌گیرد. اسلوونی، صرب و کراواتی و بلغاری. اگر در دهه ی ۱۸۳۰ به صورت گسترده ای این باور وجود داشت که بلغاریها عضو همان ملتی هستند که صربها و کراواتها عضو آنند، در واقع، هر سه قوم مشترکاً در جنبش ایلیریان حضور داشتند. سال ۱۸۷۸ سالی است که یک دولت ملی مستقل و متمایز بلغاری متولد می‌شود. در سده ی هجدهم، زبان اوکراینی (روسی کوچک) به نحو تحقیرآمیزی زبان دهاتیها و افراد عامی قلمداد می‌شد. با این حال در سال ۱۷۹۸ ایوان کُتلاریوسکی مجموعه اِنید را می سراید. این مجموعه شعری هجوآمیز و به نهایت مردم پسند درباره‌ی زندگی اوکراینی‌ها سروده شده بود. در سال ۱۸۰۴ دانشگاه خارکوف بنیادگذاری می‌شود. این دانشگاه خیلی سریع به محلی برای ترقی ادبیات اوکراینی مبدل شد. در سال ۱۸۱۹ اولین کتاب دستور زبان اوکراینی چاپ می‌شود (تنها هفده سال بعد از چاپ اولین دستور رسمی زبان روسی). سپس در دهه‌ی ۱۸۳۰ است که آثار تاراس شوچنکو عرضه می‌شود. نوشته های این شخص به نظر ستون واتسون، "بیش از هر فرد دیگری در شکل گیری یک زبان ادبی اوکراینی عامه‌پسند نقش داشته است. در شکل گیری آگاهی ملی اوکراینی استفاده از این زبان اهمیتی تعیین کننده داشت". مدت کوتاهی پس از آن در سال ۱۸۴۶، اولین سازمان ملیت‌خواه اوکراین را یک مورخ در کی‌یف تأسیس می‌کند. بندیکت اندرسون، جماعت‌های تصوری [متخیل]، صص 139,140، ترجمه محمد محمدی، تهران: رخ‌داد نو، 1391. @AdnanFallahi

در همه منابع معتبر سده‌های نخستین دوره اسلامی، از بنیادگذار شاهنشاهی ساسانی، اردشیر بابکان، نقل کرده‌اند که در عهدنامه معروف خود گفته بوده است: "دین و ملک دو همزادند". این توأمان بودن دین و دولت یکی از مهمترین عناصر اندیشه سیاسی ایرانشهری است... جواد طباطبایی، "محافظه‌کاری در ایران"، گفتگو با خردنامه‌ی همشهری، آذر ۱۳۸۵ @AdnanFallahi

کشوری مانند ایالات متحده را در زمان جنگ جهانی دوم در نظر بگیرید. تورم در همان حال که به نفع کارگران کارخانه های اسلحه سازی یعنی سازندگان تفنگ بود، به ضرر بقیه جمعیت آمریکا بود. بیشترین ضرر در این میان متوجه معلمان و کشیشها بود. می دانید که کشیش انسان متواضعی است که خود را وقف خداوند کرده است و قاعدتا چندان در قید پول نیست. معلمان هم فداکارانی هستند که قرار است دغدغهشان بیشتر تعلیم بچه ها باشد تا فکر کردن به دستمزدشان. در نتیجه تورم بیشترین صدمه را به معلمان و کشیشان زد زیرا مدارس و کلیساها آخرین جاهایی بودند که متوجه شدند باید حقوقها را افزایش دهند. زمانی که مقامهای کلیسا و مدارس بالاخره فهمیدند که آنها هم باید حقوق فداکارانی را که خود را وقف دیگران کرده بودند افزایش دهند کشیشان و معلمان ضررهایی کرده بودند که آثار آن هنوز باقی بود. این کشیشان و معلمان ناگزیر شدند مدتها کمتر از گذشته خرید کنند، مصرف غذاهای مرغوبتر و گرانتر را کاهش دهند و پوشاک کمتری بخرند زیرا قیمت این اجناس بالا رفته بود و درآمد آنها یا حقوقشان افزایش نیافته بود. (البته امروزه وضع آنها دست کم معلمان خیلی بهتر شده است). بنابراین تورم همواره بر گروههای مختلف تاثیرهایی متفاوت می گذارد. برای برخی تورم چندان هم بد نیست و حتی دوست دارند این وضع ادامه پیدا کند زیرا نفع تورم بیش از همه به آنها می رسد. لودویگ فون‌میزس، سیاست اقتصادی، ترجمه محمود صدری، تهران: انتشارات دنیای اقتصاد. @AdnanFallahi

بیشتر کسانی که فتوا می‌دهند، صرفا در منازل و مجالس خود برای افراد خاصی فتوا می‌دهند و عامه‌ی مردم آن توجهی که به سخنان امام [= حاکم سیاسی] دارند به سخنان اینان [= علما] ندارند. محمد بن إدریس الشافعي، الأم، ص1562، الریاض: بیت الافکار الدولیة. @AdnanFallahi

📿شریعتی و الهیات سیاسی شیعی بله! د. خدیو درست می‌گوید: شریعتی بهانه است، اسلام سیاسی نشانه است! نتیجه‌ی پیمایش‌های ملی نشان می‌دهد که ایرانیان طی چند دهه گذشته از حیث دینداری و نسبت عاطفی و فکری با دین روندی نزولی را پیموده‌اند[1]. اسباب و دلایل چنین روندی البته محل بحث نیست اما اینکه «اسلام سیاسی چه می‌گوید؟» برای بخش‌های بزرگی از جامعه توده و روشنفکر بی‌اهمیت شده است. از این جهت، این منازعه را نمی‌توان کاوش یا پژوهشی بر سر کارآمدی دانست. اگر معیار، کارآمدی حکومت‌ها و احزاب دارای رتوریک اسلامی باشد، نمونه‌های نقض کم نیستند: ترکیه تحت رهبری اردوغان نمونه بسیار مهمی است. البته نباید مشکلات اقتصادی سال‌های اخیر، اقتدارگرایی و خطاهای سیاست خارجی دولت وی را نادیده گرفت؛ اما نمی‌توان دستاوردهای دوره او را نیز حذف کرد. بانک جهانی می‌گوید رشد واقعی GDP ترکیه در فاصله ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ به‌طور متوسط ۵.۴ درصد در سال بوده و درآمد سرانه واقعی در این دوره تقریباً دو برابر شده است؛ GDP ترکیه نیز در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱.۳۲ تریلیون دلار رسید و کشور در شمار اقتصادهای بزرگ جهان قرار دارد[2]. در حوزه قدرت نیز ترکیه اردوغان صرفاً یک تجربه اقتصادی نیست. آنکارا در این دوره سرمایه‌گذاری عظیمی در صنایع دفاعی و توان نظامی داخلی انجام داد و در کنار قدرت سخت، دامنه قدرت نرم خود را از طریق تجارت، کمک‌های توسعه‌ای، مراکز فرهنگی و حضور دیپلماتیک در بالکان، خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی گسترش داد. اندیشکده کارنگی از افزایش قابل‌توجه قدرت نرم ترکیه و توسعه همزمان صنایع تسلیحاتی و ظرفیت نظامی آن سخن می‌گوید[3]، ضمن اینکه ترکیه‌ی اردوغان گام‌های بی نظیری هم در راستای حل مسأله‌ی کُردی برداشته که اسلاف عموما کمالیست وی از انجام آن عاجز بودند. نمونه دیگر مالزیِ مهاتیر محمد است. سیاست او آشکارا با هویت اسلامی و پروژه مدرنیزاسیون یک جامعه مسلمان پیوند داشت. در دو دهه زمامداری او، بنا بر داده‌های بانک جهانی، GDP مالزی از حدود ۳۰ میلیارد دلار به ۱۰۳ میلیارد دلار افزایش یافت؛ یعنی بیش از سه برابر شد[4] و مالزی از یک اقتصاد متکی بر کالاهای اولیه به سمت صنعتی‌شدن و جذب سرمایه خارجی حرکت کرد. بنابراین نمی‌توان به‌سادگی گفت: «هر جا رتوریک دینی واد سیاست شد، توسعه و حکمرانی شکست خورد.» واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این است. نکته اینجاست که جامعه ایرانی اساساً تا حد زیادی از مرحله بحث و پژوهش درباره این موضوع عبور کرده و وارد مرحله جبهه‌گیری سیاسی شده است. برای بخشی از فضای عمومی، دیگر مهم نیست که یک نظام سیاسی با رتوریک اسلامی دقیقاً چه سیاست اقتصادی یا مدل حکمرانی‌ای دارد؛ صِرف استفاده از الهیات اسلامی در سیاست به نشانه‌ای منفی تبدیل شده است. نتیجتا این واقعیت که در آمریکا، اسرائیل، هند، روسیه، ترکیه، عربستان سعودی، قطر و بسیاری از کشورهای دیگر، اَشکال مختلفی از الهیات سیاسی، هویت مذهبی، محافظه‌کاری دینی، و پیوند دین با مشروعیت سیاسی همچنان فعال‌اند نیز اهمیتی ندارد. پس شاید نزاع واقعی بر سر این نباشد که «آیا الهیات می‌تواند وارد سیاست شود؟» بلکه بر سر این باشد که: «آیا الهیات اسلامی (شیعی) حق دارد وارد سیاست شود؟» و این تفاوت بسیار مهمی است. اگر الهیات سیاسی مسیحی، یهودی یا حتی الهیات سیاسی باستانی ایران موضوعی قابل مطالعه و تحلیل تاریخی تلقی شود[5]، اما صرفاً با شنیدن «اسلام سیاسی» واکنشی سلبی و سیاسی شکل بگیرد، دیگر با یک مناقشه صرفاً علمی مواجه نیستیم؛ با یک جبهه‌گیری سیاسی و هویتی مواجهیم. از این منظر، شریعتی فقط میدان نبرد است. مسئله اصلی، امکان یا عدم امکان حضور الهیات سیاسی شیعی در عرصه عمومی و قدرت سیاسی است. اقتصاد شریعتی، نسبت او با مارکسیسم و حتی نقش او در انقلاب اسلامی همه می‌توانند موضوعات جدی بحث باشند؛ اما شور و حرارتی که امروز پیرامون آنها شکل گرفته، تا حد زیادی از یک مسئله بزرگ‌تر تغذیه می‌کند: نفی یا پذیرش امکان الهیات سیاسی اسلامی در ایران امروز. و شاید به همین دلیل است که شریعتی، پنجاه سال پس از مرگش، هنوز می‌تواند چنین حساسیتی ایجاد کند. مسئله واقعاً فقط خود شریعتی نیست؛ مسئله چیزی است که شریعتی نمایندگی می‌کند. ـــــــــ ارجاعات: [1]. نک. تحلیل ثانویه پیمایش های ملی ایرانیان در حوزه دین داری از سال 1352 تا 1402: https://ume.la/vz21Lp [2]. https://ume.la/TAEo6Qutm_source=chatgpt.com [3]. https://ume.la/lu1t1M [4]. Reducing Poverty on a Global Scale, p.40, Ed. Blanca Moreno-Dodson, Washington: The World Bank, 2005. [5]. پیوند دین و دولت یکی از مضامین مهم ایران عهد ساسانی بوده است. برای مثال نک: نامه تنسر به گشتسب، ص53،136،137، تصحیح مجتبی مینوی، انتشارات خوارزمی، چـ2، 1354. ✍️عدنان فلاحی https://t.me/AdnanFallahi

یکی دیگر از دلایل جذابیت شریعتی را باید در وضعیت زمانه‌ی او جستجو کرد که دوران غلبه‌ی تفکر چپ بر حوزه‌های روشنفکری و فعالیت سیاسی در ممالک مسلمان بود. همین هیمنه‌ی تفکر چپ بود که سید قطب را واداشت تا در سال 1952م (1331ش) مقاله‌ی کمتر مشهور اما بسیار آبستن و گفتمان‌سازِ "اسلام امریکایی" (إسلام أمريكاني) را در مجله‌ی الرسالة منتشر کند. سید در آن مقاله معترض شده بود که چرا علمای الازهر مصر به سبب مبارزه با مارکسیسم و کمونیسم، مسائلی چون زکات و صدقات در فقه اسلامی را برجسته می‌کنند و بدین ترتیب اسلام مد نظر ایالات متحده (در نبرد با اتحاد جماهیر شوروی) را پیش می‌برند. درنتیجه نیروهای مذهبیِ علاقمند به سیاست و کار روشنفکری در آن برهه، ناخودآگاه هوادار و مروج گفتمانی بودند که بتواند در برابر تفکر جذاب مارکسیسم بایستد و با آن مواجهه کند. از همین رو گفتمان روشنفکری دینی برخی از مواد خام سنت اسلامی را به محک تفکرات چپ می‌زد تا هم نکات جذاب مارکسیسم را مال خود نماید و هم در برابر ماتریالیسم مندرج در آن قد عَلَم کند. نکته‌ی‌ دیگر اینکه برغم شکاف ایدیولوژیک بین جغرافیای اسلامی و غرب به مرکزیت امریکا، در آن دوران این شکاف آن چنان به مرحله‌ی خصومت و بحران نرسیده بود: ایالات متحده، اسلامِ اصطلاحا سیاسی را نه تنها دشمن خود نمی‌دانست بلکه آیزنهاورِ جمهوری‌خواه در 1957 از جهاد مسلمین علیه شوروی استقبال و اسلام را "متحد طبیعی" ایالات متحده در برابر دشمنان کمونیست اعلان کرد. این رویه تا زمان حمله‌ی شوروی به افغانستان هم ادامه یافت و امریکایی‌ها در برخی بزنگاه‌های تاریخی از نیروهای سیاسی مسلمان علیه دشمنان نامسلمانشان حمایت می‌کردند: حمایت از کودتای ژنرال محمد سوهارتو در اندونزی و سکوت در برابر سرکوب و قتل عام گسترده‌ی نیروهای چپ و غیرمذهبی به دست دولت سوهارتو (سوهارتو از متحدان مهم امریکا و انگلیس در شرق دور بود)، حمایت از استقلال مسلمانان پاکستان در برابر هند و تجهیز نیروهای مجاهدین در جریان جنگ افغانستان. بنابراین فارغ از بحث‌های ضروری و بجا ناظر به عمق و انسجام دیدگاه‌های شریعتی، او فرزند چنین زمانه‌ای بود که می‌بایست اسلام بدیلی را در برابر ایده‌های جذاب مارکسیسم ارائه کند که هم جامع آن ایده‌ها باشد و هم از ماتریالیسم و دنیاگرایی و فقدان معنویت آن خود را متمایز و مبرا کند. @AdnanFallahi

چنان‌که پیش‌تر در نوشتار "اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان)" هم آوردیم، جمع شدن بساط چنین مناسباتی در دنیای جدید ـ حتی در میان فقیهان ارتدکس ـ بیش و پیش از هر چیز، ناشی از غلبه‌ی تربیت سیاسی لیبرال و چیرگی اصولی چون حق شهروندی، رواداری مذهبی و... بود:
فإني أستغفر الله تعالى، وأتوب إليه من مخالطة المعتزلة، والمبتدعة، وغير ذلك، والترحم عليهم، والتعظيم لهم فإن ذلك كله حرام" (ابن رجب الحنبلي، ذیل طبقات الحنابلة، 1/323، الرياض: مكتبة العبيكان، 2005)
@AdnanFallahi

تحقیقات تاریخی در ایران از تیموریان تا پهلوی سخت نیازمند بهره‌مندی از اسناد آرشیو عثمانی است. بدون دسترسی به این اسناد، دیگر سخت می‌توان حرف و سخن تازه‌ای زد. به خاطر محدودیتهای مهارتی و زبانی هنوز بسیاری از پژوهشگران حرفه‌ای تاریخ در داخل و خارج ایران به سراغ آرشیو عثمانی نرفته‌اند. بنابراین به همان اندازه که از آرشیوهای انگلیس، فرانسه، هلند و آمریکا در مطالعات مربوط به ایران استفاده می‌شود از اسناد آرشیو عثمانی استفاده نشده است. حسن حضرتی، مشروطه‌ی ایرانی به روایت آرشیو عثمانی، ص۲، تهران: نشر لوگوس، چ‌۲، ۱۴۰۰ @AdnanFallahi

🤥دروغ‌های واقعی در روابط بین‌الملل (مورد ترکیه و سعودی) سیاست خارجی، برخلاف ادبیات اخلاق‌گرایانه‌ای که گاه درباره آن ساخته می‌شود، عرصه مطلق‌های اخلاقی نیست؛ عرصه منافع، موازنه قوا و تغییر ائتلاف‌هاست. موضع یک دولت نسبت به یک بازیگر خارجی می‌تواند با تغییر محاسبات سیاسی، در مدت کوتاهی از دشمنی به همکاری و حتی ستایش تغییر کند. نمونه ترکیه و عربستان بسیار گویاست. در سال‌های پس از بهار عربی، به‌ویژه از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، رسانه‌های سعودی و نزدیک به حاکمیت سعودی به‌شدت علیه رجب طیب اردوغان و حزب حاکم در ترکیه موضع می‌گرفتند. در بحران قطر، حمایت آنکارا از دوحه یکی از محورهای اصلی این حملات بود و پس از مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی، لحن رسانه‌های سعودی شدیدتر شد. العربیه حتی در یکی از گزارش‌های خود به تاریخ ۲۰فوریه‌ی ۲۰۲۰، با اشاره به تصویر یک سرباز ارتش ترکیه در سوریه که علامت گرگ‌های خاکستری را با دستش نشان می‌دهد، سیاست دولت ترکیه را مبتنی بر "تحریک احساسات رادیکال قومی و مذهبی" دانست و آن را با مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی پیوند زد؛ در همان گزارش، سیاست اردوغان با بازگشت افکار "فاشیستی و نژادی" تصویر شد که در تلاش برای احیای شکوه عثمانی و ایجاد "آشوب و فتنه‌گری" در منطقه است[۱]. اما امروز فضای سیاسی کاملاً متفاوت است. عربستان و ترکیه پس از چند سال تنش، به سمت عادی‌سازی روابط و حتی ائتلاف حرکت کرده‌اند و طبیعتاً بازنمایی‌های رسانه‌ای نیز تغییر کرده است. برای مثال، امروز همان رسانه‌ی العربیه در سالگرد تأسیس حزب عدالت و توسعه، مقاله‌ای به قلم خود اردوغان منتشر کرده که یکسره در ستایش کارنامه‌ی سیاسی این حزب در عرصه‌ی اقتصاد، سیاست خارجی، توانمندیهای نظامی و ارتقای قدرت سخت و نرم ترکیه در ناتو و... است[۲]. این تغییر به ما یادآوری می‌کند که نباید ادبیات سیاسی رسانه‌ها را به مثابه داوری‌های ثابت و جهان‌شمول اخلاقی درباره «خوب» و «بد» تلقی کرد. اردوغان همان اردوغان است، ترکیه همان ترکیه است و حزب عدالت و توسعه همان حزب است؛ سعودی و العربیه و بن سلمان هم تغییری نکرده‌اند! آنچه تغییر کرده، موقعیت سیاسی و ژئوپلیتیک آنها و نسبتشان با منافع دولت‌های دیگر است. چه بسا دولت‌هایی که یک حکومت را به اقتدارگرایی، فاشیسم قومی و مذهبی، توسعه‌طلبی و حمایت از افراط‌گرایی متهم می‌کنند و چند سال بعد، با تغییر ائتلاف‌ها و منافع، همان بازیگر را به‌عنوان قدرت منطقه‌ای مهم، شریک سیاسی یا حتی نمونه‌ای موفق به تصویر می‌کشند. این الزاماً به این معنا نیست که همه نقدهای قبلی یا همه ستایش‌های جدید الزاماً نادرست‌اند؛ بلکه نشان می‌دهد در سیاست، ارزش‌گذاری‌ها اغلب درون یک زمینه‌ی قدرت و منفعت شکل می‌گیرند و نباید آنها را به‌سادگی با احکام اخلاقی مطلق اشتباه گرفت. ----- ارجاعات: [1]. https://ume.la/6s4Qd1 [2]. https://ume.la/2zJsRt ✍️عدنان فلّاحی https://t.me/AdnanFallahi

🙅‍♂پدیده‌ی انکار حنبلیت: مورد کتاب السنة عبدالله الغِزَی نویسنده و پژوهشگر اهل سعودی در اینجا به شکل موجز و البته متقنی توضیح داده که چرا کوشش‌های برخی از معاصرین برای رد انتساب کتاب السنة به عبدالله بن احمد بن حنبل (پسر احمد حنبل و از کبار طبقه‌ی دوم حنابله) عبث و بلاموضوع است. من در اینجا می‌خواهم با ذکر چند نکته بر قوت استدلال‌های او بیفزایم. یکی از بهانه‌های رد انتساب این کتاب به عبدالله بن احمد، وجود انبوهی از سخنان اهل حدیث عراق در طعن و ذم امام اهل رای (ابوحنیفه) در آن است. برخی گمان کرده‌اند که با رد صحت این کتاب، تکلیف این روایات یکسره خواهد شد! اما چنین نیست: ۱) بسیاری از اقوال احمد بن حنبل در ذم ابوحنیفه، در آثار موسوم به "مسائل احمد" آمده است. این آثار حاوی گفتگوهای شاگردان بزرگ احمد حنبل با اوست. کسانی چون الکوسج، ابن هانئ و الأثرم سخنان احمد حنبل در ذم ابوحنیفه و اصحاب وی را ثبت و ضبط کرده‌اند. ضمن اینکه در سایر کتب عبدالله بن احمد حنبل - مانند العلل و المسائل - ما با همین اقوال رو به رو هستیم. پس اگر قرار به انکار انتساب باشد باید تمام این کتب را منکر شد. ۲) دیدگاه‌های رایج اهل حدیث عراق و در صدرشان احمد بن حنبل درباره‌ی اهل رای و ابوحنیفه، در طبقه‌ی دوم علمای حنبلی نیز رواج یافته و امضا شده که این خود شاهدی است بر صحت انتساب تمامی اقوال پیش‌گفته. برای مثال دو شاگرد برجسته‌ی احمد بن حنبل یعنی الکرمانی و المروزی در آثار خود همین دیدگاه مخالفت شدید با ابوحنیفه را از زبان خود بیان کرده‌اند. ۳) سخنان بقیه‌ی اهل حدیث عراق در ذم و طعن اهل رای و ابوحنیفه محدود به همین چند کتاب احمد حنبل و پسر وی نیست. بسیاری از این سخنان در تمامی آثار مهم رجالی قرن سوم و چهارم و نیز در کتبی چون المعرفة والتاريخ الفَسَوی تکرار شده‌اند. در واقع همان‌طور که عبدالله الغزی می‌گوید اگر در دل این کتب چیزی در مدح ابوحنیفه می‌آمد مایه‌ی تعجب و انکار بود و نه بالعکس. ۴) حتی در قرون بعدی‌ای که چهره‌ی متخیلی از ابوحنیفه ترسیم و تثبیت شده بود، بسیاری از علمای بزرگ حنبلی مانند ابن الجوزی، ابن تیمیه، الطوفی و... بر وجود حجم عظیمی از محتوای طعن و نقد طبقات نخستین اهل حدیث و حنابله علیه ابوحنیفه مقر و معترف بوده‌اند. گفتنی است ما تمامی این اقوال را مطابق با موازین قدما مورد بررسی رجالی و سندی قرار داده و در کتاب الحديثیة المتخيلة (نسخه‌ی فارسی: حدیث‌گرایی متخیل) مفصلا تجزیه و تحلیل کرده‌ایم.   ✍️عدنان فلّاحی https://t.me/AdnanFallahi

کسانی که به خاطر نفرت از یک دین با پیروانش، منازعه‌ی اعراب فلسطینی و اسراییل را به جنگ بین مسلمین و یهودیان ترجمه می‌کنند پیشاپیش موضع سست اخلاقی/منطقی خود را نشان داده‌اند: اگر این یک جنگ دینی است و یهودیان کانادا و آلمان و فرانسه و امریکا و استرالیا و روسیه و جمهوری چک و بریتانیا و آرژانتین و... حق دارند که طرف اسراییل باشند خوب مسلمانان اروپا و آمریکا و عربستان و ترکیه و اندونزی و بلوچستان ایران و کردستان ترکیه و‌... دقیقا به همین منوال حق دارند که طرف عرب‌های مسلمان باشند! و بدین ترتیب نمی‌توان آنها را بابت این این موضع‌گیری ملامت کرد. اما اگر این نزاع دامنه‌دار ذاتا ربطی به درگیری دو دین ندارد و موضوع درگیری به مسائلی چون تعریف اشغالگری، حق سرزمینی، حق تعیین سرنوشت، پاکسازی قومی، تغییر بافت جمعیتی و... برمی‌گردد فلذا در اینجا مایه‌گذاشتن از سوگیری‌های شخصی له/علیه یک دین خاص - به دلایل گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... - نه تنها محلی از اعراب ندارند بلکه مصداق بارز عدم پایبندی به اخلاق و فرسنگ‌ها دور بودن از انسجام فکری‌ست.