en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی

هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی

Open in Telegram

🔅ما برای #هاوست (یاری دادن) فرهنگ و هنر مازندران دور هم هستیم #فرهنگ #هنر #شعر #موسیقی #تاریخ #کتاب #زبان #آداب و #رسوم #میراث #گردشگری و همچنین #اخبارِ #همایشها #جشن و #نمایش و معرفی #اساتید تبری ارسال مطلب: @z_kardgar @Ali_paji

Show more
1 896
Subscribers
+824 hours
+227 days
+4730 days
Posts Archive
🔺نامه‌ای که منجر به نامگذاری یک خیابان در آمل به نام چهره ماندگار فرهنگ تبری مازندران، "استاد نصرالله هومند" شد 👈 هنرمندان
🔺نامه‌ای که منجر به نامگذاری یک خیابان در آمل به نام چهره ماندگار فرهنگ تبری مازندران، "استاد نصرالله هومند" شد 👈 هنرمندان صاحب نام آمل در پاییز سال ۱۴۰۴ طی درخواستی از ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آمل خواستار نامگذاری خیابانی در آمل برای این فرهیخته شده بودند که این امر هفته پیش محقق گشت. 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

✅ فرهنگ مازندران ریشه در تاریخ و اسطوره دارد ◽️سخنی با جناب دکتر حسین اسلامی و نقدی بر دیدگاه‌‌ تندشان در باره جشن تیرما سیزده‌شو با درود به مردم فرهنگ‌دوست مازندران که در طول بیش از سه هزار سال مدنیت، از تند بادهای پر غبار و ویرانگر تاریخ سر برآورده و تا به امروز با حفظ میراث پیشینان، هم‌چنان چون دماوند بزرگ ایستاده‌اید. در این دو سه روز که سخنان تند (و توهین‌آمیز) آقای دکتر اسلامی به آئین کهن تیرما سیزده و لال‌شو مردم مازندران در فضای مجازی دست به دست می‌شود و شخصیت‌های فرهنگی زیادی نیز پاسخ ایشان را داده‌اند، به عنوان فرزند کوچک فرهنگی مازندران چند نکته‌ای را به آگاهی ایشان می‌رسانم: ۱. هر آئین باستانی دارای فلسفه وجودی، فرهنگی، جامعه‌شناسی، قوم‌شناسی، تاریخی و جغرافیایی است و هر قوم ایرانی در طول هزاران سال با اجرای آئین‌هاب باستانی خود، آن را حفظ کرده است. در مازندران نیز نیاکان ما گرد فریدون پادشاه پیشدادی گرد آمده و بر ضحاک ستمگر پیروز شدند و او را به بند کشیدند و این آئین از آن روزگار تا به امروز به عنوان جشن ایرانی که تنها در مازندران اجرا می‌شود و یکی از دو جشن باستانی شبانه ایرانی (چله و تیرما سیزده) که هم‌زمان با تیر انداختن آرش فرزند راستین مازندران و پیروزی بر تورانیان می‌باشد، به یادگار مانده است. ۲. اسطوره‌ آرش چنان بزرگ و جهانی است که آیسخولوس (آشیل) نمایشنامه‌نویس معروف یونان باستان در ۴۷۲ پیش از میلاد در ابتدای نمایشنامه ایرانیان، زبان به ستایش آرش گشوده تا سربازان شجاع ایران را چونان آرش معرفی کند و این نمایشنامه، داستان یورش لشکر ایران به فرماندهی خشایارشا هخامنشی به یونان را روایت می‌کند. به یاد دارم چندین سال پیش که جناب اسلامی و تنی چند از اعضای فرهنگ عمومی مازندران، ۱۴ آبان (روز بیعت مردم مازندران با حسن بن زید) را به عنوان روز مازندران معرفی کرده بودند با صراحت گفتند که آرش، اسطوره است و واقعیت نیست و نمی‌تواند به عنوان نماد مازندران باشد. یعنی جناب اسلامی چنین شخصیت فداکار ایران را به عنوان مهمترین فرزند مازندران قبول ندارند. (آن مصاحبه پس از چندی از خروجی سایت‌ها برداشته شد). اکنون با این افاضات‌تان کاملا آشکار شد که شما با آئین‌های کهن ایرانی و مازندرانی از جمله تیرما سیزده شو دشمنی دارید. ۳. جناب اسلامی! شما می‌توانید با هر آئین ایرانی مخالف باشید (که هستید) اما برای شخصیت فرهنگی شما زیبنده نیست که با الفاظی توهین‌آمیز حرف‌تان را بزنید. لطفا سری به پیج‌های اینستاگرامی بزنید و پاسخ‌های مردم مازندران که دقیقا با ادبیات شما (و متاسفانه هتاکانه‌تر) پاسخ‌تان را داده‌اند، را بخوانید. شما سرمایه فرهنگی مازندرانید که اینگونه با یک اظهار نظر ناآگاهانه و تهاجمی، شخصیت فرهنگی خود را تیر آماج دیگران قرار دادید. ۴. لباس سیاه پوشیدن در فرهنگ ایران و ایرانی جایی ندارد و لباس سیاه از زمان عباسیان و از طریق تازیان مهاجم به ایران وارد شده است. بهتر بود لباس سیاه نمی‌پوشیدید تا متهم به حمایت از فرهنگ عباسیان و اعراب متجاوز (که اتفاقا در شهادت بسیاری از امامان شیعه دست داشتند)، نشوید. ۵. جناب اسلامی دوست دارند در باره هر موضوعی (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، باستانی، اسطوره‌ای، صنعتی و ...) موضع‌گیری کنند و این حق طبیعی هر ایرانی است. آیا جناب اسلامی که در حوزه فرهنگ مازندران شخصیتی شناخته شده هستند، بهتر نیست در همان ساختمان پژوهشکده ساری‌شناسی به کارهای پژوهشی و فرهنگی مشغول باشید و اظهار نظر در باره سد فینسک، پتروشیمی میانکاله (مخربترین پروژه محیط زیستی ایران که شدیداً پیگیر ساختش هستید)، اسطوره آرش کمانگیر، آئین باستانی تیرماسیزده شو و لال‌‌شو و ... را به متخصصان این رشته‌ها بسپارید. ۶. اگر هر استان دیگری خاستگاه اساطیری دماوند و آرش و جشن باستانی تیرما سیزده‌شو بود، بدون شک این مناسبت را به عنوان روز استان خود بر‌ می‌گزید در حالیکه شما برای سه و نیم میلیون مازندرانی تصمیم گرفتید و مناسبتی که خود شدیداً به آن تعصب دارید را برگزیدید. ۷. به عنوان یک مازندرانی که چهل سال است در هنر و فرهنگ و رسانه فعالیت حرفه‌ای دارم به جناب اسلامی توصیه می‌کنم قبل از هر اظهار نظری (آن هم با ادبیات تند و تهاجمی)، کمی درنگ کرده و سپس در باره آن موضوع با اطلاعات کافی و مستند و با مهربانی و آرامش اظهار نظر بفرمایید. امیدوارم همه ما فرزندان مازندران برای زنده نگه داشتن نام پاک و مقدس دیارمان و آئین‌های کهن و زیبای آن کوشا باشیم و به هر تهاجمی چه فرهنگی و یا آئینی و سرزمینی، پاسخی مستند و شایسته فرهنگ خود و به دور از تندی و توهین بدهیم. با احترام ✍ عین‌اله آزموده، هنرمند و فعال فرهنگی مازندران ◽️ روستای بالاده، چهاردانگه ساری ۱۶ تیرما ۱۵۳۸ تبری  ۱۷ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

استقبال ۵۴ هزار نفری از کنسرت «ایرانم»؛ فرصتی برای رونق اقتصاد فرهنگ و گردشگری مازندران استقبال حدود ۵۴ هزار نفری از کنسرت عل
استقبال ۵۴ هزار نفری از کنسرت «ایرانم»؛ فرصتی برای رونق اقتصاد فرهنگ و گردشگری مازندران استقبال حدود ۵۴ هزار نفری از کنسرت علیرضا قربانی در ساری طی ۹ شب اجرا، ظرفیتی کم‌نظیر برای رونق اقتصاد فرهنگ، گردشگری و کسب‌وکارهای محلی مازندران را آشکار کرد؛ ظرفیتی که نشان می‌دهد رویدادهای هنری پرمخاطب، فراتر از یک برنامه سرگرمی، می‌توانند به محرکی برای تحرک اقتصادی شهر میزبان تبدیل شوند و ضرورت حمایت از تداوم برگزاری آن‌ها را بیش از پیش نمایان کنند. ادامه خبر irna_sari

با درودی دگر بار نامه بامداد دیروز من به آقای حسین اسلامی، بازتاب گسترده ای در شبکه های مجازی داشت. برخی به لطف و مهر و برخی به توضیح و توجیه و اغماض و بعضی هم با تندی و برافروختگی بدان واکنش نشان داده اند. ضمن تشکّر و سپاس بی دریغ از همه، باید عرض کنم، حسین اسلامی شرح حال یا اتوبیوگرافی خود را در سه جلد کتاب به نام " آن روزها" نوشته است. وی را من - همچنانکه در آن نامه نوشتم - نزدیک به ۶۵ سال است که می شناسم. یعنی از سال ۱۳۴۱خ که در دبیرستان جریر طبری ساری درس می خواندیم و هم کلاس بودیم. امّا همچنانکه گفته اند - بی عیب خداست- او هم عیب هایی دارد. وی از آن سوخته دلانی است که برای حفظ فرهنگ و میراث فرهنگی شهر و دیار خود، خود را به هر آب و آتشی می زند. در تخریب سر درِ بانک ملّی جانانه ایستاد و نگذاشت تخریبش کنند. وهمین طور در تخریب حمام تاریخی حاج درویشعلی در میدان ساعت و یا خشکاندن تالاب کنار ساحل فرح آباد و ماجرای سد فینسک و موارد دیگر. کتابخانه ساری شناسی را - که من خود در جریان راه اندازی آن بوده و اندکی دخیل هم بودم - با چه مرارتی به راه انداخت که امروز محلِّ رجوع و استفاده ی پژوهشگران است. و گاهی هم از او تندروی هایی سر می زند، تند روی هایی که همه چی را به هم می زند. بارها هم ، چه من و چه دوستان دیگر، هم به مزاح و هم به جد، به او تذکر دادیم، امّآ از حرف خود پا پس نمی کشد. به هر حال، دیشب که آن فیلمش را دیدم چاره ای ندیدم تا به خودش نامه ای بنویسم و به او نهیبی بزنم، این بار اندکی تند. تا به خود آید. و همین نامه برخی را گمان بر این آمد که ممکن است بین ما کدورتی و دلتنگیی باشد، اما چنین نیست. دغدغه ی هر دوی ما صیانت از تاریخ و فرهنگ و زبان و آداب و رسوم خِطّه و دیارمان است و جلوگیری از نابودی این فرهنگ و این زبان و آداب و رسوم و آثار حیاتی این دیار کهن بوم و نیز ممانعت از ورود فرهنگ و آثار فرهنگی بیگانه در حدِّ توان و لازم . ولی نه به قیمت از بین بردن آداب و رسوم و سنت های دیرینه این سرزمین. باری ، برای استمالت و رفع سوءِ تفاهمات فردا صبح ، خود به دیدنش خواهم رفت و آنچه را که نگفتم و باید بگویم رو در رو و چشم در چشم به او خواهم گفت. بدرود. بامداد شنبه ۱۴۰۵/۸/۱۶ حسین وندادی.

نشست علمی مجازی: "نام مازندران از کجا آمده است؟" گفتگوی محمدعلی میرزایی با دکتر محمدصالح ذاکری زبان‌شناس و پژوهشگر زبان مازند
نشست علمی مجازی: "نام مازندران از کجا آمده است؟" گفتگوی محمدعلی میرزایی با دکتر محمدصالح ذاکری زبان‌شناس و پژوهشگر زبان مازندرانی
یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌انگیزترین نام‌های جغرافیائی ایران، نام استان «مازندران» است. با وجود تلاش‌های فراوانی که از دیرباز تاکنون در زمینه ریشه‌شناسی این واژه انجام شده، هنوز خاستگاه آن مثل طبیعت این دیار همچنان مه‌آلود و مبهم باقی مانده است. همسانی نام این سرزمین با مازندرانِ شاهنامه، بر ابهام و پیچیدگی آن افزوده است. در این نشست تلاش می کنیم بر اساس آخرین پژوهش‌ها روشن کنیم نام «مازندران» از کجا آمده است و چه ارتباطی با مازندران شاهنامه دارد...
یکشنبه ۱۷ آبان (۸ نوامبر) ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران در بستر گوگل میت به نشانی: https://meet.google.com/fez-qtdt-eyx يادآوري مهم: لینک ورود به این نشست تغییر کرده است. لطفا از طریق این لینک جدید وارد نشست شوید.☝️☝️☝️ 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

🦋 شمـه صـوائی به خــئر و خاشی 📆 امرو شنبه ▫️۱۷ تیر ما ۱۵۳۸ تبری ▫️۱۶ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی ▫️۲۷جمادی الاول ۱۴۴۸ قمری ▫️۷ نوامبر
🦋 شمـه صـوائی به خــئر و خاشی 📆 امرو شنبه ▫️۱۷ تیر ما            ۱۵۳۸ تبری ▫️۱۶ آبان             ۱۴۰۵ خورشیدی ▫️۲۷جمادی الاول    ۱۴۴۸ قمری ▫️۷ نوامبر           ۲۰۲۶ میلادی 📸 مجید رضوی 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

🗓 فردا؛ فرصتی برای بازخوانی تاریخ تبرستان در آینه نسخه‌های خطی تاریخ یک سرزمین، تنها در رویدادها و روایت‌های تاریخی آن خلاصه نمی‌شود؛ نسخه‌های خطی و شیوه انتقال و تصحیح آن‌ها نیز بخشی از حافظه مکتوب و میراث فرهنگی آن سرزمین‌اند. کتاب "تاریخ طبرستان و رویان و مازندران" اثر "میرظهیرالدین مرعشی"، یکی از مهم‌ترین منابع شناخت گذشته این سرزمین است؛ اثری که بازخوانی آن، از بررسی روایت‌های تاریخی و اعتبار داده‌ها تا شناخت نسخه‌های خطی و روش تصحیح آن، دریچه‌های تازه‌ای به پژوهش در تاریخ تبرستان می‌گشاید. نخستین نشست "گنجینه کتاب‌شناخت مازندران و گلستان" فرصتی برای گفت‌وگو و تبادل‌نظر درباره این میراث ارزشمند است؛ از روایت تاریخی میرظهیرالدین مرعشی تا تصحیح "برنهارد دارن" و جایگاه این اثر در مطالعات تاریخی و نسخه‌شناختی. از پژوهشگران، استادان دانشگاه، دانشجویان و همه علاقه‌مندان به تاریخ و میراث مکتوب مازندران دعوت می‌کنیم با حضور در این نشست، در بازخوانی و شناخت یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ تبرستان همراه ما باشند. 🗓 شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰ 📍 ساری، سه‌راه جویبار، دانشگاه ملی مهارت، دانشکده فنی امام محمدباقر(ع)، شماره ۲، تالار همایش فردا، منتظر حضور و همراهی شما در این رویداد فرهنگی و پژوهشی هستیم. #هفته_مازندران #گنجینه_کتاب_شناخت_مازندران_و_گلستان #تاریخ_تبرستان #میراث_مکتوب #نسخه_شناسی #مدیریت_اسناد #مدیریت_اسناد_و_کتابخانه_ملی_مازندران 🆔 @khabaremazandaran

به نام خدایی که آفرید انسان را وبا قدرت عقل به او توانایی داد تا مرز بین خرد و بی خردی را با دانش خود پرورش دهد . یکی از ماندگارترین واثر بخش ترین خردورزی در فضای امروز جامعه ما فضاهای مجازی است که راهی است در جهت بالا بردن آگاهی وشناخت مسائل مختلف که بتواند گامی برداشته شود برای توسعه وخلق کردن شرایط بهتر .ما از ابتدا چنان که با کلمات وصدای آنها یاد می گیریم بخوانیم وبنویسیم به زمان همین یاد گرفتن به صدا وزبان باعث رشد وتکامل وبه مرور با جایگاه وارزش های متفاوت برخورد شد و رسالت گروه وکانالی به مانند هاوست فرهنگ وهنر مازندران باعث شد ما شاهرایی پیدا کنیم در تلاطم خبرها ،مطالب متنوع تا از دست ندهیم هویت واصالت خودمان را چه سهل انگاری ها ،چه بی توجهی ها ،چه لودگی ها با زبان اقوام نه تنها مازندران بلکه اکثر زبان ها شده است که آسیب های آن نه تنها پاک نشده بلکه زخم آن هم چنان تازه است ومرهم این زخم ها حضور اساتید ،شاعران ،نویسندگان وبزرگانی است که امروز حضورشان ، قلم شان ویاد آنان با روایت ها ،آثار و... می تواند تسکینی باشد در جهت آرام شدنی با عقلانیت برای پیشبرد حفظ  زبان و آیین های مازندران واین بار مسئولیت ووجدانی بیدار به وارثان این رسالت بزرگ می رسد که بی شک گروه وکانال  هاوست فرهنگ وهنر مازندران به دوش می کشد . در کنار این کانال وگروه ارزشمند کانال وگروه حرف وخبر سوادکوه هم سعی کرده است در نشر مطالب این گروه وکانال کوتاهی نکند و هراز گاهی با انتخاب هایی گلچین شده باعث آگاهی وشفافیت هدف هاوست فرهنگ وهنر  مازندران شود . امید داریم رهروان خوبی در این راه با ارزش باشیم . زینت موسوی پور مدیر رسانه حرف وخبر سوادکوه https://t.me/mahdeharfsavadkooh1 https://t.me/+DcWuxfuTl95kZDg8 https://harfvakhabarsavadkouh.ir/?p=13358

با تمام ارادتی که به استاد عزیز آقای دکتر اسلامی داریم نگاه ایشان به آیین ها و خرده آیین های تبری را نمی پسندیم و ان را عدم توچه ایشان به فلسفه وجودی آیین های تبری می دانیم. در فرهنگ تبری ، سیاه کردن صورت نشان از شناسایی نشدن کودکانی بود که از بضاعت مالی خوبی برخوردار نبودند و هر از چندگاهی در چنین مراسماتی بدون اینکه شناسایی شوند مورد لطف هم محلی های خود قرار می گرفتند و این خرده آیین عین حفظ کرامت انسانی بود . توبره ( دوشتوره) که وسیله ای برای حمل بذر گندم در موقع کاشت و حمل قوت روزانه و پناهگاه بره و بزغاله متولد شده توسط دامدار بود در فرهنگ تبری ان را نشان برکت آوری می دانستند که در ایین ها مورد توجه نیاکان ما قرار می گرفت .‌ حال چه درست و چه اشتباه لفظ سخن استاد اسلامی عزیز مورد انتظار نبود. امیدوارم استاد پوزش ما را پذیرا باشد. ارادتمند: سیدرضی موسوی فولادی 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

✅ از یک آیین تا یک مسئولیت؛ گفت‌وگو دربارهٔ فرهنگ مازندران 📝 دکتر سیمین علیزاده به گمانم گفت‌وگویی که دربارهٔ آیین لال‌شو و تیرماه سیزده‌شو شکل گرفته، فراتر از اختلاف‌نظر دربارهٔ یک رسم یا مناسبت محلی است و می‌تواند فرصتی برای تأملی عمیق‌تر دربارهٔ مفهوم فرهنگ، شیوهٔ مواجهه با میراث گذشتگان و مسئولیت ما در برابر مردم و سرزمینمان باشد. نخست باید پذیرفت که هیچ سنتی صرفاً به دلیل قدمت از نقد و بررسی بی‌نیاز نیست. فرهنگ زنده، فرهنگی نیست که همهٔ اجزای آن را بی‌چون‌وچرا مقدس بدانیم؛ بلکه فرهنگی است که بتوانیم با شناخت ریشه‌ها، زمینه‌های تاریخی و کارکردهای اجتماعی‌اش دربارهٔ آن گفت‌وگو کنیم. اما نقد یک آیین نیز زمانی ارزشمند و راهگشاست که بر پایهٔ پژوهش، آگاهی و استدلال باشد، نه پیش‌داوری یا تحقیر و داوری شتاب‌زده دربارهٔ مردمی که آن آیین بخشی از حافظه و زیست تاریخی آنان است. از سوی دیگر، دفاع از سنت‌ها هم نباید به معنای بستن راه پرسش و نقد باشد. میراث فرهنگی زمانی ماندگار و ارزشمند است که بتوانیم آن را بشناسیم، سره را از ناسره تشخیص دهیم و با نگاهی آگاهانه به نسل‌های بعد منتقل کنیم. نه تخریب شتاب‌زده راه پاسداری از فرهنگ است و نه دفاع تعصب‌آمیز از هر آنچه از گذشته به ما رسیده است. با این همه، در میان نکات مطرح‌شده، اشاره به وضعیت زندگی و معیشت مردم مازندران برای من اهمیت ویژه‌ای دارد. گمان می‌کنم این بخش از بحث نباید در سایهٔ اختلاف‌نظرهای تاریخی و فرهنگی کم‌رنگ شود. مازندران سرزمینی برخوردار از طبیعت کم‌نظیر، منابع ارزشمند، ظرفیت‌های کشاورزی، دامداری، باغداری و گردشگری و میراث فرهنگی غنی است؛ اما در کنار این همه ظرفیت، هنوز با مشکلاتی چون دشواری معیشت، بیکاری جوانان، فشار بر کشاورزان، نابسامانی اقتصادی، تخریب محیط زیست و نابرابری در بهره‌مندی از امکانات روبه‌روست. پرسش اینجاست که سهم مردم بومی از این همه ظرفیت و ثروت چیست؟ آیا می‌توان از فرهنگ مازندران سخن گفت، اما از وضعیت کشاورزی که حاصل دسترنجش به‌درستی نصیبش نمی‌شود، جوانی که برای یافتن کار ناچار به ترک زادگاهش است، یا دست‌فروشی که برای تأمین معاش خانواده در خیابان و بازار روزگار می‌گذراند، غافل ماند؟ فرهنگ فقط مجموعه‌ای از آیین‌ها، لباس‌ها، واژه‌ها، موسیقی‌ها و روایت‌های به‌جامانده از گذشته نیست. فرهنگ در شیوهٔ زندگی مردم، در روابط انسانی، در عدالت و انصاف، در احترام به طبیعت، در همبستگی اجتماعی و حتی در نحوهٔ مواجههٔ ما با رنج و دشواری یکدیگر نیز حضور دارد. به باور من، مردم صرفاً وارثان فرهنگ نیستند؛ خودِ مردم، فرهنگ زنده‌اند. اگر قرار است از لال‌شو، تیرماه سیزده‌شو، زبان مازندرانی، موسیقی و دیگر جلوه‌های هویت بومی پاسداری کنیم، باید از مردمی هم که این میراث را زنده نگه داشته‌اند حمایت کنیم. پاسداری از آیین‌ها بدون توجه به کرامت انسانی، معیشت و آیندهٔ صاحبان آن آیین‌ها، یک پاسداری ناقص خواهد بود. در عین حال، اختلاف‌نظر میان اهل فرهنگ و پژوهشگران نه‌تنها نگران‌کننده نیست، بلکه می‌تواند سازنده باشد؛ به شرط آنکه حرمت اشخاص حفظ شود، نقد متوجه اندیشه و استدلال باشد و نه شخصیت افراد، و هیچ‌کس خود را مالک انحصاری حقیقت یا فرهنگ نداند. قرار نیست همه یکسان بیندیشیم؛ مهم این است که اختلاف دیدگاه ما به شناخت بیشتر بینجامد، نه به فاصله و دلخوری. شاید بهتر باشد از دل این گفت‌وگو به پرسشی بزرگ‌تر برسیم: آیا می‌توانیم همان‌قدر که برای حفظ یک آیین کهن حساسیت داریم، برای حفظ زبان مادری، طبیعت، معیشت، هویت و کرامت مردم مازندران نیز حساس باشیم؟ به گمان من، فرهنگ زمانی جان دارد که در زندگی مردم جاری باشد و مازندران زمانی سربلند خواهد بود که در کنار پاسداشت گذشتهٔ پرافتخارش، برای امروز و فردای مردمش نیز دغدغه داشته باشیم. با احترام به دیدگاه هر سه بزرگوار و سپاس از اینکه این بحث، زمینه‌ای برای گفت‌وگویی فراتر از یک اختلاف‌نظر فرهنگی فراهم کرده است. 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

🔺در حالیکه کشاورز و باغدار مازندرانی تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار دارد و مازندران در بدترین روزهای خود قرار دارد لطف کن
🔺در حالیکه کشاورز و باغدار مازندرانی تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار دارد و مازندران در بدترین روزهای خود قرار دارد لطف کنید این کارزار را در حمایت از کشاورزان و باغداران مازندران و استانهای شمالی امضا نموده و به اشتراک بگذارید. سپاسگزاریم از حمایت شما https://www.karzar.net/358355

2/2 نکتهٔ بعدی اینکه عباسیان با همهٔ ستمگری‌هایشان فرصتی را هم برای شیعیان فراهم نموده‌اند و باعث ترویج فقه شیعه شدند. اگر به کتاب‌های فقیهان و عالمان شیعه رجوع نماییم، همیشه بر این نکته تأکید داشته‌اند که فقه جعفری یا فقه امامیه در فرصت تغییر خلافت از اموی به عباسی شکل گرفت و مهم‌تر، ایفای نقش ابومسلم خراسانی بوده است و فرصت‌ساز درجهٔ اول در این باره ابومسلم خراسانی بود. البته به تعبیر بزرگی از این دیار، قطعاً می‌توان در کارنامهٔ ابومسلم نکات منفی نیز جستجو کرد؛ از جمله در رقابت با علویان و افراط در کشتن برخی چهره‌های علوی. اما کارنامهٔ او را بایست در یک نگاه فراگیر و جامع دید، مثل نگاه و رویکرد استاد برجسته دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب «ابومسلم، سردار خراسان» که کتابی زیبا و خواندنی در این زمینه است. این نکته را هم اضافه کنم، بسیاری از نسبت‌های ناروا و ناسزا که دربارهٔ ابومسلم منتشر شده است، از طریق حکومت عباسی از زمان منصور دوانیقی به بعد ترویج شده است تا به راحتی و بزرگ‌نمایی بتوانند قتل ابومسلم خراسانی را به هر شیوهٔ دلخواه توجیه کنند. در ضمن، این ابومسلم خراسانی بود که با شعار «الرضا من آل محمد» سازمان سیاه‌جامگان را سامان داد، چون به قاطعیت می‌خواست نظام حکومت اموی را براندازد و خوشبختانه برانداخت. به هر حال، بنده به هر دو عزیز فرهیخته، آقایان اسلامی و وندادی، به خاطر دانش و آگاهی‌شان علاقه‌مندم و برایشان احترام زیادی قائلم و در انتها از هر دو استدعا دارم، چون فردی معمولی نیستید و بسیاری به تبع سخنانتان، نوشته‌هایتان را در سطح وسیع نشر می‌دهند، باید هم محتاط‌تر سخن بگویید، هم دوستانه‌تر، هم مستدل‌تر و مستندتر؛ چون سخنانتان به هر دلیل به سرعت نقل مجالس می‌شود و بر تارک تارنماها می‌نشیند و در ذهن و زبان بسیاری به‌عنوان حرف حق، سخن درست و پیام دقیق جا می‌گیرد. برای هر دو فرهیختهٔ مازندرانی آرزوی سلامت، سعادت و توفیقات بیشتر دارم. # شاگرد کوچک‌تان، منصور جعفری 🌷 ۱۶ تیرما، ۱۵۳۸ تبری ۱۵ آبان، ۱۴۰۵ خورشیدی 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

🔻 سخنی کوتاه با دو فرهیختهٔ ساروی، آقایان حسین اسلامی و حسین وندادی: بنده هم فایل صوتی آقای اسلامی را گوش کردم، هم نامهٔ آقای وندادی را به مطالعه گرفتم. از فحوای کلام هر دو، علاقه‌مندی، دلسوزی و عشق به مازندران و فرهنگ آن نمایان است و در عمل هم بنده هر دو چهره را به این صفت می‌شناسم؛ اما هر دو بزرگوار می‌توانستند صدا و نوشته‌هایشان را مستندتر، متعادل‌تر و نرم‌تر قلمی کنند و در کنار نقد و نظر، بر اطلاعات مردم بیفزایند و افزون بر آن، دوستی و مودّتشان هم پیش و بیش از گذشته استوارتر می‌شد. همگی بهتر از بنده می‌دانید عرصهٔ فرهنگ همواره مورد توجه و پرحساسیت بوده و خواهد بود. انگار بر سر فرهنگ، کشاکشی در جامعه وجود دارد که مدام جلوه‌ای جدید پیدا می‌کند. گاه این جلوه‌ها در حد یک مسئله، بحران یا مخاطره‌ای شده است که باید هفت‌خوانی را طی نماید. ضمن عذرخواهی از محضر خردنواز این دو بزرگوار و اندیشه‌ورز گران‌قدر، باید عرض کنم سخنان سرورم آقای دکتر اسلامی کاملاً احساسی، فارغ از استدلال و شگفت‌تر آنکه بر خلاف روحیهٔ تاریخ‌نگری او دربارهٔ فرهنگ و آداب مازندران بود. چیزهایی را در این فایل صوتی فرمودند که نه در مازندران تاکنون به این رویه و شیوه مرسوم بوده و نه برگزارکنندگان دلسوز رسوم تیرماه سیزده‌شو این نگاه و نظر را در ذهن و ضمیرشان داشته‌اند. آقای اسلامی همواره در سخنان شفاهی‌شان کمی مراعات احتیاط را نمی‌کنند و خبط و خطاهای زیادی را به جامعهٔ فرهنگ‌مدار و فرهنگ‌دوست مازندران تحمیل می‌کنند. شگفت اینکه این استاد ارجمند همواره در تمام زمان‌ها یکی از مشاوران و تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان در عرصه‌های فرهنگی و تاریخی در کنار حاکمان و متولیان فرهنگی مازندران، به‌ویژه ادارهٔ کل ارشاد اسلامی، بودند و همچنان دوست گرمابه و گلستان آنان‌اند. حال نمی‌دانم این استاد محترم چرا و چطور با آداب و رسوم شادی‌بخش و با قدمت چندین‌هزارسالهٔ فرهنگ ما که خود سالیانی با آن زندگی کرد، خندید و به وجد آمد؛ این بار با توپ و تشر و به‌طور احساسی، همان‌هایی را کوبیده و مورد هجمه قرار داده است که خود حامی، متولی و بیان‌کنندهٔ سیر تاریخی آن بوده است؟ و... اما جوابیهٔ سرور و دانش‌ورز و صاحب فرهنگ لغت تبری، آقای حسین وندادی، با وجود چند نکتهٔ تاریخی زیبا و درست، در بیان و نوشتار و چینش کلمات و جمله‌ها خیلی نرم‌تر از کلام آقای اسلامی نبود. توفان قلمی و رعد و برق زبانی این دو بزرگوار، بیش از آنکه هوای فرهنگ مازندران و رسم و رسوم آن را روشن و آفتابی کند، به نظرم مقداری ابری و تیره و تار نموده است و این جدال کلامی بین این دو فرهیخته چیزی بر علاقه‌مندان و فرهنگ‌دوستان مازندران دربارهٔ لال، تیرماه سیزده‌شو، منشأ سیاه‌پوشی، ابومسلم خراسانی، سیاه‌جامگان و سبزجامگان و در کل مناسبت این ماه، یعنی مازندران و رسومش از ۱۳ آبان تا ۲۱ آبان‌ماه، نیفزوده است و بیشتر مشاجره بوده است تا استدلال قوی و بیان ناگفته‌هایی در این موارد. البته از حق نباید گذشت، نوشتهٔ آقای وندادی از استحکام و نقاط قوّت بیشتری برخوردار بود و موضوعاتی را روشن کرد. شایان ذکر است برخلاف نظر دکتر اسلامی، مراسم برگزارشده در این روزها و شب‌ها در مازندران در راستای تیرماه سیزده‌شو که آقای دکتر علی رمضانی پاجی هم یکی از پیشتازان و برگزارکنندگان آن است، جدا از برخی بزرگ‌نمایی‌های سهوی، در کلیّت آن درست انجام گرفته و جای هیچ شبهه و خدشه‌ای در این باره نیست. ان‌شاءالله در سال‌های آتی، با تبادل نظر و نشست‌های مشورتی، این آداب شیرین ملی با کمی نگاه اصلاحی، پربارتر و شیرین‌تر تداوم یابد. اما در راستای سخنان آقای وندادی چند نکته را عرض کنم: یکی اینکه لباس سیاه اگرچه به عنوان نماد بنی‌عباس محسوب می‌شود، اما سرمنشأ آن بنی‌عباس نیستند؛ و دیگر اینکه گروهی از تاریخ‌دانان، گرایش بنی‌عباس به عَلَم و لباس سیاه را به جهت نشانهٔ قیام برای انتقام مصائب واردشده به اهل‌بیت (ع) در دوران سراسر خسران بنی‌امیه می‌دانند که با هدف همراه‌کردن شیعیان و دوستداران امامان (ع) با خود صورت گرفت. و برخی بعدها علت صدور روایات در نهی سیاه‌پوشی از جانب ائمه را جلوگیری از سوءاستفادهٔ بنی‌عباس، که در اهداف و پیشبرد کارشان بعد از مدتی کوتاه چون بنی‌امیه درآمدند، نقل کرده‌اند. 1/2

2/2 شما اگر غم گدا شدن مردم مازندران را دارید، چرا گداهای خیابانی و سر چهارراه‌ها را نمی‌بینید که تا چراغ قرمز می‌شود، خانوادگی هجوم می‌آورند؟ یکی گلپر دود می‌کند، یکی گل می‌فروشد، چندتا با شیشه آب و شیشه پاک‌کن می‌آیند و آن دیگری... (اینجا روی سخنم با گدایان کاسب‌پیشه نیست). این روزها اگر به خیابان‌ها و بازار روزها و روزبازارها سری بزنید، مردان و زنانی را می‌بینید که در گوشه‌ای نشسته‌اند، چند دسته سبزی یا اندکی نارنگی حیاطشان را چیده و آورده‌اند و یا چند تکه بافتنی را جلوی خود گذاشته‌اند که همهٔ سرمایه‌شان به یک میلیون تومان هم نمی‌رسد. اگر همهٔ این‌ها را هم بفروشند، آیا می‌توانند یک کیلو گوشت بخرد که یکی دو هفته با خانواده‌اش صرف کند؟ نمی‌خواهم خدای ناکرده توهین بکنم، این‌ها هم فقیرند، امّا فقیر آبرودار، آبروداری می‌کنند. چرا برای این‌ها عصبانی نمی‌شوید و فریاد برنمی‌آورید؟ می‌فرمایید مردم مازندران گدا نبودند. درست می‌فرمایید، این گدایی نتیجهٔ نیم قرن تبعیض نابخردانه‌ای است که با مردم مازندران و شمال کشور کردند و شمال را به حراج گذاشته‌اند و سرزمین غنی و مستغنی ما را به فقر و فلاکت انداخته‌اند و با ما همان کردند که عباسیان با ما کردند. عباسیان هم در ابتدای حکومت خود شعار «الرّضا من آل محمد» بر سر زبان‌ها انداختند، ولی هدفشان، به قول مرحوم مطهری، «چیزی جز رسیدن به ریاست و خلافت نبود». و همین که به قدرت رسیدند، با مردم آن کردند که کردند... آقای اسلامی، شما پیراهن سیاه پوشیده‌اید و اعلام عزا کردید و خود را می‌درید که چرا مردم چنین و چنان کردند و این در تاریخ نیامده است. بفرمایید «علامت» بلند کردن و «نخل‌گردانی» در تاریخ آمده؟ مگر این هر دو نشان نصارا و صلیب مسیحیت نیستند؟ شما که خود از اعضای هیئت امنای مسجد هستید، چرا آنجا تاریخ را از یاد می‌برید؟ با صراحت بگویم، حتی اگر از من برنجید، شما با این کار خود نشان دادید که از هر عوامی، عوام‌ترید. شما مگر نمی‌دانید که «سیاه» شعار خلفای عباسی بود که در برابر خلفای اموی که شعارشان رنگ سبز بود، شعار سیاه را انتخاب کردند؟ و ابومسلم۲ هم به اشتباه در چاه فریب آن‌ها افتاد و شعار سیاه را برگزید و فرمانده «سیاه‌جامگان» شد و سرانجام اولین تیغ عباسیان بر گردن او فرود آمد؟ و بعد از او بر گردن افشین۳، سندباد زرتشتی۴، مازیار قارن۵، بابک خرمدین۶ و دیگران و دیگران. پس سیاه پوشیدنتان چیست؟ آقای اسلامی! گوش کن. فرهنگ را نمی‌توان از بین برد. این یک توهم است. هذیان است. چنان که ابله دیوانهٔ خودشیفته‌ای چون ترامپ هم می‌خواست یک‌شبه فرهنگ سه‌هزارسالهٔ ما را از بین ببرد، حالا به تار عنکبوت آویزان شده است. اگر (زبانم لال) ایران را هم تکه‌پاره بکنند، فرهنگ ایرانی از بدخشان تا زرافشان، از خجند و سمرقند و بخارا و کابل و مزارشریف تا تفلیس و ایروان و قونیه، از خلیج فارس و سند و پیشاور و مومبای (بمبئی سابق) و دهلی... چون ستاره‌ای می‌درخشد و سر برمی‌افرازد. اگر خاک ایران بر افتد ز دست هنوز آخرین پرّ سیمرغ هست برادر من! درست است که دانش امروز امکاناتی برای حرف زدن و پیام دادن و شنیدن برای همه فراهم کرده است. نمی‌گویم حرف نزن، امّا می‌گویم: کم گوی و گزیده گوی چون دُر تا ز اندک تو جهان شود پُر بدرود: حسین وندادی بامداد جمعه ۱۴۰۵/۸/۱۵ باز ارسال آزاد ----------- ۰۱ نگاه کنید به تاریخ: طبرستان و رویان و مازندران، ظهیرالدین مرعشی. ۰۲ بهزادیان پورِ ونداد هرمز ملقّب به ابومسلم خراسانی (۷۱۸ - ۷۵۵م)، فرمانده نظامیان ایرانی و رهبر سیاه‌جامگان که با برانداختن امویان، عباسیان را به خلافت رساند، ولی سرانجام به دستور منصور دوانقی، دومین خلیفهٔ عباسی، به قتل رسید. ۰۳ خیذر بن کاووس ملقب به افشین، سردار ایرانی معتصم که سرانجام در سال (۸۴۱م) به دستور خلیفه به قتل رسید. ۰۴ سندباد زرتشتی: مقتول به سال ۱۳۸ یا ۱۳۹ ه.ق از خاندان کارن یا قارن ساسانی که پس از قتل ابومسلم قیام کرد و به دستور منصور عباسی کشته شد. ۰۵ مازیار: پسر قارن، نوهٔ ونداد هرمز. از ۲۰۸ ه.ق حاکم مازندران بود و از فرمان خلیفه سرپیچید، ولی با خیانت برادرش کوهیار دستگیر و در بغداد کشته شد. ۰۶ بابک خرمدین: وی از مبارزان آذربایجان بود که از سال ۲۰۱ تا ۲۲۲ با سرداران خلفای عباسی جنگید، ولی سرانجام با حیله دستگیر و در بغداد به قتل رسید. 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

🔺 نقد آقای حسین وندادی به آقای حسین اسلامی با درود دوست گرامی آقای حسین اسلامی، از دیروز که فایل صوتی-تصویری شما دربارهٔ «مراسم سیزده آبان» که به رسم و زبان مازندرانی ما «لال شو» گفته می‌شود و آن هجمهٔ احساسی و الفاظ دور از نزاکت شما نسبت به برگزارکنندگان این مراسم تاریخی پخش شد، چندین تلفن و پیام گله‌آمیز از هم‌ولایتی‌های محترم و برخی آشنایان به من رسیده که بعضی از آن‌ها همچنان در گوشی من موجود است. آقای اسلامی عزیز! من گمان می‌کنم که بیش از ۶۵ سال است که شما را می‌شناسم. شما اگرچه دغدغهٔ مازندران و فرهنگ مازندرانی را دارید و برای آن دل می‌سوزانید و تاریخ خوانده‌اید، امّا هنوز این را نمی‌دانید که حذف یک پدیدهٔ اجتماعی که رواج یافته و قرن‌ها سنّت مردم شده - ولو به غلط - با داد و بیداد و خود را جراندن و هتّاکی و فحّاشی امکان‌پذیر نیست. چنان که پیش‌تر از این، بزرگ‌تر از من و شماها به عناوین مختلف تلاش کردند تا رسم نوروز باستانی و چهارشنبه‌سوری و سیزده‌بدر و شب چله را برچینند و آن‌ها را رسم شاهان مجوس و طاغوتیان و زنادقه خواندند و حتّی سبز کردن سبزهٔ شب عید را به تمسخر گرفتند که «ما حیوان نیستیم که علف بخوریم» و همانند شما، نه به مردم، که به اجداد و نیاکان ما الفاظ رکیک و توهین‌آمیز نثار کردند، امّا هر بار که چنین هجمه‌ای به آداب و رسوم ما شده، هموطنان غیرتمند ما این مراسم‌ها را با شور و اشتیاق بیشتری برگزار کردند و برگزار خواهند کرد، چه شماها بخواهید، چه نخواهید. فرهنگ را با جیغ و داد و هتّاکی و فحّاشی نمی‌توان از بین برد. لازم می‌دانم به چند نکته از فرمایشاتتان اشاره کنم. - توبره به دوش گرفتن را دلیل گدایی کردن دانستید و غبطه خوردید که مردم مازندران گدا نیستند، پس چرا توبرهٔ گدایی به دوش می‌گیرند؟ خیر، توبره نه‌تنها نشان گدایی نیست، بلکه نشانهٔ برکت و نعمت هم هست. توبره را فقط گدایان به دوش نمی‌گیرند. این وسیله - که شما مثلاً شهری‌ها امروز به آن «کولی» می‌گویید - وسیله‌ای است که تمام دامداران و مسافران، شکارچیان و صحراگردان، حتّی دزدان و یاغیان هم آن را بر دوش می‌گرفتند و وسایل اولیه و غذای میان‌روز و بین‌راه خود را در آن می‌نهادند و حمل می‌کردند تا حمل بار آسان‌تر و راحت‌تر باشد. مردم مازندران گدا نبوده‌اند، گدایی را هم بلد نبوده‌اند؛ رسم گدایی را زیدیان که خود را درویش خطاب می‌کردند و چندین سال در مازندران حکومت نکبت‌بار داشتند و با زن‌بارگی و جنگ‌های خانوادگی و تقسیم این سرزمین بین فرزندان بی‌شمار خود، مردم را به فقر و فلاکت و گدایی کشانده‌اند، باب کرده‌اند. شما که تاریخ خوانده‌اید و تاریخ نوشته‌اید، باید خوب بدانید که دسته‌ای از سادات شمال ایران «سادات سائلی» هستند و این رسم نامیمون را زیدیان زن‌باره در این سرزمین رسم نموده‌اند. برخی از حاکمان زیدی وقتی ییلاق و قشلاق می‌کردند، می‌بایست چهل مرد می‌آمدند تا هر یک، یک گهواره را با بچه به دوش بگیرند و ببرند.۱ توبرهٔ «لال شو» توبرهٔ گدایی نیست، بلکه عده‌ای جوان برای زنده نگه‌داشتن این رسم کهن و میمون، خود را به هیئت لال درمی‌آورند و مردم هم ممکن است به آن‌ها هدیه و انعامی هم بدهند و یا از داخل توبرهٔ آن‌ها تبرکاً چیزی، مثلاً یک سیب یا انار، بردارند و آن را قاچ کنند و همهٔ اهل خانه تکه‌ای از آن را بخورند. همچنان که «قاشق‌زنی» و روسری‌اندازی «مکنا سری» که بیشتر بین دختران رایج است، و برف‌نامه نوشتن، به قصد گدایی نیست، بلکه به قصد شادی و نشاط است. 1/2

در روز مازندران ۱۴۰۵ اثری دیگر از مازندران پژوهی روانه بازار شد. کتاب "اسا آسنی(افسانه های مازندرانی)" گردآوری و تالیف استاد
+1
در روز مازندران ۱۴۰۵ اثری دیگر از مازندران پژوهی روانه بازار شد. کتاب "اسا آسنی(افسانه های مازندرانی)" گردآوری و تالیف استاد روح‌اله مهدی‎‌پور عمران در ۱۱۸ صفحه و قطع رقعی توسط انتشارات رحمان پرست منتشر شد. کتاب حاضر ۹۸ عنوان از افسانه‌های این استان شمالی را در خود بازتاب داده‌است. از جمله ویژگی‌های این اثر می‌توان به زبان مازندرانی متن و کوتاه‌نویسی هر یک از افسانه‌ها اشاره نمود. نویسنده در هر افسانه به ضرورت، برخی از واژگان بومی آن را نیز برگردان فارسی نموده‌است. یادآور می‌شود خالق این مجموعه، پیش از این نیز ده‌ها اثر درباره مازندران‌شناسی به دوستداران تقدیم نموده‌است. انتشارات رحمان پرست ۰۹۱۱۱۵۷۲۶۳۷-۰۱۱۳۴۷۵۰۸۸۸ 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

▫️▫️▫️ روز مازندران در واقع روز ملی تبرستان و پاسداشت فرهنگ ، تاریخ و ادبیات کهن تبری است و در انحصار حوزه سیاسی مازندران نیست. این روز پژواک هویت فرهنگی و زبانی مردمان غرب استان گلستان و شمال استان های سمنان، تهران ،البرز و قزوین هم است؛ پژواک همان کسانی که قرن‌ها نگهبان زبان و فرهنگ تبری در مرزهای فرهنگی تبرستان بوده‌اند. این روز بر تمامی تبری زبانان خجسته باد. ✍️سیدرضی موسوی فولادی 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest

✅ اجرای موسیقی توسط #گروه‌نجما 🔸 نخستین جشنواره نغمه‌های البرز با محوریت فرهنگ و هنر بومی و تلاش برای پاسداشت آیین‌های کهن منطقه 🎥 سوسن‌فرهادی‌ 📅 پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵ 📍 پل‌سفید، سالن الغدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سوادکوه 🆔 هاوست، کانال فرهنگ‌ و‌ هنر مازندران @Haavest