en
Feedback
It's me, Ela~

It's me, Ela~

Open in Telegram

دختری هستم بلند پرواز و کمال‌گرا و بی‌عقل که زندگیم رو از دست دادم. شاید برای همین تصمیم گرفتم روانشناس بشم. https://t.me/BluChtBot?start=65a5ac02b9ddad8b8c

Show more
321
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
روزهای خوب گذشته...

Repost from N/a
اگه قراره باشه هردفعه با صدای مغزت از زندگی کردن دست بکشی هیچی برات نمیمونه. اگه نمیتونی جلوی فکراتو بگیری، ریکشنت بهشون دست خودته.

قله های غم رو یکی یکی فتح میکنم.

از اورتینک بخوام بهتون بگم، من الان اضطراب اینو دارم نکنه فلانی که یکشنبه بهش پیام دادم منظورم رو بد برداشت کرده و الان پنهانی ازم متنفره.

گفتی نمیدونی چطوری خوشحالم کنی؟
+1
گفتی نمیدونی چطوری خوشحالم کنی؟

نمیدونم والا، یه عده انگار واقعا از حروم‌خوری نمی‌ترسن.

When everything feels a little too much, sometimes you just need to sit down with your favorite comfort food and allow yourse
When everything feels a little too much, sometimes you just need to sit down with your favorite comfort food and allow yourself to be sad for a while. As Lorelai Gilmore would say: time to wallow.

As Lorelai Gilmore would say: time to wallow.
As Lorelai Gilmore would say: time to wallow.

Repost from موومان
یه حرف باعث می‌شه یه فکر توی ذهنت شکل بگیره، بعد تو انقدر اون فکر رو پرورش می‌دی و از هر طرف بررسیش می‌کنی که آخرش مثل بهمن از روت رد می‌شه و چند ساعت فقط پخش زمین می‌مونی؛ درگیر با تمام برداشت‌ها، احتمال‌ها و جنبه‌های مختلف همون یه حرف ساده‌ای که شاید برای طرف مقابل، چند دقیقه بعد حتی یادش هم نباشه.

یادته از کی یاد گرفتیم نسبت به غصه‌هامون کوریِ انتخابی بگیریم؟ مثل یک اتاق ممنوعه درش رو ببندیم، چراغش رو خاموش کنیم و وانمود کنیم چیزی اون تو نیست؟

نام‌نام

توی سالن مطالعه خیلی جالبیم. شب‌ها که برمیگردیم خونه انگار هرکدوممون جداگانه فرو میریزیم. یکی گریه میکنه، یکی با اضطرابش تنها میمونه، یکی به آینده‌ای فکر میکنه که نمی‌دونه آخرش چی میشه. اما فردا دوباره میایم سالن و طوری کنار هم میشینیم که انگار هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نیفتاده. میخندیم، شوخی میکنیم و درس میخونیم در حالی که احتمالا هرکدوممون داریم جایی از زندگی‌مون توی مبارزه‌ای میجنگیم که هیچ‌کس از جزئیاتش خبر نداره. این هم یکی دیگه از عجایب ادم هاست که میتونن کنار هم بخندن در حالی که هرکدومشون به‌تنهایی شب قبل از چیزی فرو ریخته‌‌ان. به خاطر همین جزئیات ظریف و در عین حال با اهمیت رفتار انسانه که عاشق روانشناسی شدم.

چیزی که از یک آدم یادت می‌مونه اغلب، حرف‌هاش نیست؛ حسیه که بعد از تعامل و حرف زدن باهاش، نسبت به خودت تجربه می‌کنی.

پاییز فردوسی عزیزم.
+9
پاییز فردوسی عزیزم.

Repost from N/a
بیش‌تر از هر زمان دیگه‌ای دلتنگ پاییزم؛ دلتنگ فردوسی بارونی، شیرعسل‌دارچین، کتاب‌های سنگین روان‌شناسی، هودی و پلیورهای گشاد، برگ‌های زردی که زیرِ پا صدا می‌دن، عصرهایی که زود تاریک می‌شن، قدم زدن‌های الکی، کافه‌های دنج، بوی خاکِ خیس و بخار روی شیشه. من واقعاً دلم برای پاییز تنگ شده عزیزم.

سرمو اوردم بالا دیدم زندگیم صورتی شده.

Video message00:06

Video message00:07

I can be sad and keep studying anyway.

من غم بزرگ رو به حموم طولانی تبدیل میکنم، تو چی؟