It's me, Ela~
رفتن به کانال در Telegram
دختری هستم بلند پرواز و کمالگرا و بیعقل که زندگیم رو از دست دادم. شاید برای همین تصمیم گرفتم روانشناس بشم. https://t.me/BluChtBot?start=65a5ac02b9ddad8b8c
نمایش بیشتر313
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
دکتر مورد علاقهام وقتی بهش عمق اورتینک و فکر های وحشتناکی که میاد سراغم رو توضیح دادم یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و گفت خوبه خودت روانشناسی و میدونی این فکرا چرت و پرته.
امروز دوباره وقت ویزیت دارم. پزشک مورد علاقه من از اون ادم هاییه که سالها غم و اضطراب آدم ها رو دیده. من برای اضطراب میرم اما دیدنش هم بخشی از روند درمانه.
یه سری تایم های روز انگار توی خوابم و یکهو واقعیت یه دونه میزنه تو صورتم و بیدارم میکنه.
Repost from Methuselah
ولی اخه مگه میشه گریه نکرد؟ هرچقدر میخونی تموم نمیشه، همیشه عقبی، هیچوقت برنامه به بهترین شکل تکمیل نمیشه، هیچوقت نتیجهی نهایی خوب نیست، هیچوقت هیچی رو زود به دست نمیاری، هیچوقت واقعا همه چیز رو بلد نیستی، هیچوقت خودت و تلاشت کافی نیستید، مدام خودتو میبری زیر سوال و حس میکنی شاید برای این کار باهوش نیستی و مدام فروپاشی روانی داری. چندساله دارم فرسایشیترین حالت ممکنو تجربه میکنم و تموم نمیشه.
Repost from Methuselah
فقط خدا میدونه تاحالا چندبار موقع درس خوندن به خودم گفتم ‘بسه الان وقت گریه نیست’.
هستی اصیل تا حدی زنده میماند که نیستی را در خود جذب کند و چنانچه سعی کند با اجتناب کردن از نیستی خود را تایید کند، نابود خواهد شد. خودِ (self) ما به عنوان فاعلی هشیار، انتخابکننده و گشوده فقط از طریق مواجه شدن با اضطراب وجودی و جان به در بردن از ان میتواند وجود داشته باشد.
هستی اصیل تا حدی زنده میماند که نیستی را در خود جذب کند و چنانچه سعی کند با اجتناب کردن از نیستی خود را تایید کند، نابود خواهد شد. خودِ (self) ما به عنوان فاعلی هشیار، انتخابکننده و گشوده فقط از طریق مواجه شدن با اضطراب وجودی و جان به در بردن از ان میتواند وجود داشته باشد.
ما در زندگی روزمره هستی را به صورت "فاعل بودن" خود تجربه میکنیم که به موجب آن فاعل یا عامل فعال در هدایت زندگی خویش هستیم. نیستی به صورت "مفعول بودن" ما تجربه میشود که به موجب ان مفعول هایی هستیم که به وسیله نیروهایی غیر از اراده خود تعیین شدهایم.
