en
Feedback
علوم اعصاب و روانشناسی | NeuroVerse

علوم اعصاب و روانشناسی | NeuroVerse

Open in Telegram

NeuroVerse | نورورس 🧠 Exploring the science behind the mind. 📚 علوم اعصاب • روان‌شناسی • فلسفه • پژوهش‌های مبتنی بر شواهد 💥Where Brain Meets Mind

Show more
Buy Ad
7 099
Subscribers
-424 hours
+117 days
+6530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+8
in 0 channels
August '26
+177
in 2 channels
Get PRO
July '26
+152
in 3 channels
Get PRO
June '26
+170
in 1 channels
Get PRO
May '26
+77
in 0 channels
Get PRO
April '26
+19
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+78
in 3 channels
Get PRO
January '26
+36
in 2 channels
Get PRO
December '25
+89
in 1 channels
Get PRO
November '25
+85
in 4 channels
Get PRO
October '25
+86
in 4 channels
Get PRO
September '25
+83
in 1 channels
Get PRO
August '25
+138
in 5 channels
Get PRO
July '25
+89
in 2 channels
Get PRO
June '25
+169
in 9 channels
Get PRO
May '25
+228
in 6 channels
Get PRO
April '25
+398
in 3 channels
Get PRO
March '25
+212
in 9 channels
Get PRO
February '25
+251
in 0 channels
Get PRO
January '25
+222
in 13 channels
Get PRO
December '24
+729
in 5 channels
Get PRO
November '24
+1 295
in 4 channels
Get PRO
October '24
+573
in 2 channels
Get PRO
September '24
+512
in 20 channels
Get PRO
August '24
+807
in 7 channels
Get PRO
July '24
+1 398
in 4 channels
Get PRO
June '24
+1 213
in 71 channels
Get PRO
May '24
+197
in 9 channels
Get PRO
April '24
+208
in 6 channels
Get PRO
March '24
+236
in 4 channels
Get PRO
February '24
+138
in 1 channels
Get PRO
January '24
+168
in 5 channels
Get PRO
December '23
+105
in 70 channels
Get PRO
November '23
+93
in 3 channels
Get PRO
October '23
+55
in 0 channels
Get PRO
September '23
+54
in 0 channels
Get PRO
August '23
+9
in 0 channels
Get PRO
July '23
+16
in 0 channels
Get PRO
June '23
+3
in 0 channels
Get PRO
May '23
+4
in 0 channels
Get PRO
April '23
+68
in 0 channels
Get PRO
March '23
+23
in 0 channels
Get PRO
February '23
+22
in 0 channels
Get PRO
January '23
+19
in 0 channels
Get PRO
December '22
+2
in 0 channels
Get PRO
November '22
+7
in 0 channels
Get PRO
October '22
+2
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '22
+6
in 0 channels
Get PRO
July '22
+10
in 0 channels
Get PRO
June '22
+120
in 0 channels
Get PRO
May '22
+7
in 0 channels
Get PRO
April '22
+1
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '21
+3
in 0 channels
Get PRO
September '21
+4
in 0 channels
Get PRO
August '21
+7
in 0 channels
Get PRO
July '21
+10
in 0 channels
Get PRO
June '21
+146
in 0 channels
Get PRO
May '21
+252
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
03 September+3
02 September0
01 September+5
Channel Posts
🤩 بنظرتون چند بار باید یک راه رو امتحان کنیم و جواب نگیریم، تا به این فکر بیفتیم که شاید وقت عوض کردن راه رسیده؟ 🧠سوال ساده‌ای به نظر میرسه، اما مغز ما در این کار همیشه آن‌قدرها هم خوب نیست. در ادبیات کارکردهای اجرایی، بخشی از توانایی کنار گذاشتن یک الگوی پاسخ و رفتن سراغ الگویی دیگر را Cognitive Flexibility یا Set-shifting می‌نامند. در آزمون‌هایی مثل Dimensional Change Card Sort (DCCS)، کودکان خردسال گاهی با وجود تغییر قاعده، همچنان پاسخ قبلی رو تکرار می‌کنند؛ چیزی که از آن با عنوان perseveration یاد می‌شود. 🟠 نکته‌ی جالب اینجاست که دانستن قاعده‌ی جدید، لزوماً به معنای توانایی عمل کردن بر اساس آن نیست. و شاید بخش مهم ماجرا همین‌جاست وقتی محیط دیگر به پاسخ قبلی ما جواب نمی‌دهد، چقدر طول می‌کشد تا به‌جای فشار دادن دوباره‌ی همان دکمه، «ست» خودمان را عوض کنیم؟ 🔖 Zelazo, P. D. (2006). The Dimensional Change Card Sort (DCCS): A method of assessing executive function in children. Nature Protocols, 1, 297–301. Diamond, A. (2013). Executive Functions. Annual Review of Psychology, 64, 135–168.

2
🪑شاید یکی از دشوارترین پرسش‌ها در باب رابطه این باشد ما آدم‌ها را انتخاب می‌کنیم، یا الگوهایمان را؟ آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ چه
🪑شاید یکی از دشوارترین پرسش‌ها در باب رابطه این باشد ما آدم‌ها را انتخاب می‌کنیم، یا الگوهایمان را؟ آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ چهره‌ها، نام‌ها و روایت ها عوض می‌شوند، اما گاهی رنج، همان رنج است. شاید آنچه در رابطه تکرار می‌شود، همیشه «دیگری» نیست چیزی از خود ماست که هنوز نتوانسته‌ایم ببینیم. و شاید رابطه، بیش از آنکه جایی برای شناخت دیگری باشد، صحنه‌ای برای مواجهه با بخش‌های ناشناخته‌ی خود ماست ❗️اگر آدم‌های زندگی‌مان تغییر کرده‌اند، اما مسئله‌هایمان نه، چه چیزی در ما همچنان در حال تکرار است؟ 🎥 بخشی از صحبت‌های دکتر علیرضا طهماسب .
500
3
🧠 اگر به مغز، ذهن و رفتار انسان علاقه‌مندید، شاید علوم شناختی همان رشته‌ای باشد که دنبالش می‌گردید! 🎓 رشته‌ای در مرز میان ع
🧠 اگر به مغز، ذهن و رفتار انسان علاقه‌مندید، شاید علوم شناختی همان رشته‌ای باشد که دنبالش می‌گردید! 🎓 رشته‌ای در مرز میان علوم اعصاب، روان‌شناسی، هوش مصنوعی، زبان‌شناسی، فلسفه و علوم کامپیوتر؛ برای کسانی که می‌خواهند انسان و ذهن او را از زاویه‌ای فراتر از یک رشته علمی ببینند. 📌اگر به این حوزه علاقه‌مندید، شناختن مسیر ورود به علوم شناختی می‌تواند اولین قدم شما باشد. 🎂 امسال رانویه ۱۰ ساله شد. ۱۰ سال فعالیت تخصصی در مسیر آموزش و آمادگی برای کنکور ارشد و دکتری علوم شناختی. به مناسبت دهمین سال فعالیت رانویه، بسته ویژه جشنواره برای داوطلبان: 🎁 جلسه مشاوره رایگان با مشاوران رانویه 🎓 ۳۰٪ تخفیف دوره‌های آموزشی 📝 ۳۰٪ تخفیف آزمون‌های آزمایشی 🔖ثبت نام اقساطی ⏰ فقط تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ اگر هنوز در انتخاب مسیر تردید دارید، از مشاوره رایگان شروع کنید. 📌 برای آشنایی بیشتر با گرایش‌ها، دانشگاه‌ها و منابع: 📲 کانال تلگرام: @shenakhtikanoon 📸 اینستاگرام: Instagram.com/ranviercenter 💬 پشتیبانی و دریافت مشاوره: @shenakhticall رانویه | همراه تخصصی مسیر کنکور علوم شناختی 🎂 ده سال تجربه، برای تصمیمی که آینده شما را می‌سازد.
414
4
روز تمام می‌شود. اگر کسی بپرسد امروز چه خبر بود؟ احتمالا می‌گوییم هیچی، مثل همیشه. اما کافی است دفتر را باز کنیم و چند خط بنو
روز تمام می‌شود. اگر کسی بپرسد امروز چه خبر بود؟ احتمالا می‌گوییم هیچی، مثل همیشه. اما کافی است دفتر را باز کنیم و چند خط بنویسیم. آن‌وقت می‌بینیم همین «هیچی» چقدر شلوغ بوده؛ حرفی که از کنار آن گذشتیم، فکری که چند بار برگشت، دلخوری کوچکی که وانمود کردیم مهم نیست یا لحظه‌ای که بی‌دلیل حالمان را بهتر کرد. یادداشت روزانه قرار نیست گزارش کارهای روزانه باشد. قرار نیست بنویسیم ساعت چند بیدار شدیم و بعد چه کردیم. می‌توانیم از چیزی بنویسیم که از آن روز در ما باقی مانده است؛ حتی اگر اتفاق مهمی نبوده باشد. نوشتن گاهی جزئیاتی را نشانمان می‌دهد که وسط زندگی فرصت دیدنشان را نداشتیم. بعضی فکرها روی کاغذ شکل روشن‌تری پیدا می‌کنند و بعضی احساس‌ها تازه آنجا معلوم می‌شود که دقیقا چه بوده‌اند. شاید همین روزهای معمولی، آن‌قدرها هم معمولی نباشند؛ فقط کمتر درباره‌شان نوشته‌ایم. و سوالی که در ذهنم شکل گرفته ؛شما معمولا در یادداشت‌های روزانه‌تان بیشتر از چه چیزی می‌نویسید، اتفاق‌ها، افکار یا احساسات؟
772
5
📝 چند روزی است که برای خودم می‌نویسم و در همین مدت متوجه تغییر جالبی شده‌ام دایره‌ی احساساتی که در خودم تشخیص می‌دهم، گسترده‌تر شده است. قبلا ممکن بود حال چند روزم را فقط با خوب نیستم یا کلافه‌ام توضیح بدهم؛ اما وقتی شروع به نوشتن کردم، دیدم ماجرا معمولا دقیق‌تر از این حرف‌هاست. چیزی که کلافگی می‌نامیدم، گاهی دلخوری بود، گاهی احساس عقب‌ماندن، گاهی ترس و بعضی وقت‌ها هم خستگی ساده‌ای که جدی‌اش نگرفته بودم. فکر می‌کنم نوشتن یک گستره‌ی هیجانی تازه در اختیارم گذاشته؛ نه به این معنا که احساسات جدیدی ساخته، بلکه کمک کرده احساسات موجود را از هم تفکیک کنم و برای هرکدام اسم دقیق‌تری پیدا کنم. همین تجربه باعث شد کمی بیشتر درباره‌ی «نوشتاردرمانی» بخوانم. 👀نوشتاردرمانی دقیقا چیست؟ نوشتاردرمانی یعنی استفاده‌ی هدفمند از نوشتن برای شناخت و پردازش افکار، احساسات و تجربه‌های شخصی. در این نوع نوشتن، قرار نیست نویسنده باشیم یا متن ادبی و منسجمی تولید کنیم. نوشته حتی می‌تواند پراکنده، تکراری و از نظر نگارشی کاملاً نامرتب باشد؛ چون هدف اصلی، دیدن چیزی است که پیش از نوشتن فقط به‌صورت مبهم در ذهنمان وجود داشته است. یکی از شناخته‌شده‌ترین شکل‌های آن «نوشتن ابرازی» است که بیشتر با پژوهش‌های جیمز پنه‌بیکر شناخته می‌شود. در این روش، فرد برای مدتی کوتاه درباره‌ی افکار و احساسات عمیق خود نسبت به یک اتفاق دشوار یا موضوعی حل‌نشده می‌نویسد. 🔳 نوشتن چه کاربردی دارد؟ گاهی احساس می‌کنیم ذهنمان شلوغ است، اما دقیقاً نمی‌دانیم چه چیزی آن را شلوغ کرده. نوشتن می‌تواند این محتوای درهم‌ریخته را از ذهن به کاغذ منتقل کند تا امکان دیدن و بررسی‌کردنش فراهم شود. نوشتن ممکن است کمک کند 😊 هیجان‌هایمان را دقیق‌تر تشخیص دهیم و نام‌گذاری کنیم. 🟢 میان خود اتفاق و برداشتی که از آن ساخته‌ایم تفاوت بگذاریم. 〽️الگوهای تکرارشونده‌ی فکر و رفتارمان را بهتر ببینیم. 🟦حرف‌هایی را که امکان بیانشان را نداشته‌ایم، بدون نگرانی از واکنش دیگران بنویسیم. 🔹کمی از افکار تکراری فاصله بگیریم و آن‌ها را از بیرون مشاهده کنیم. البته نوشتاردرمانی قرار نیست هر مسئله‌ای را حل کند و جای روان‌درمانی را هم نمی‌گیرد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند «نوشتن ابرازی» ممکن است در بعضی افراد اثرات کوچک اما معناداری بر سترس، اضطراب و نشانه‌های افسردگی داشته باشد؛ اما این اثر برای همه یکسان نیست و ممکن است به‌تدریج ظاهر شود. ✍️ یک تمرین برای امروز ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و این جمله را ادامه دهید: اگر بخواهم حال این روزهایم را دقیق‌تر توضیح بدهم... بعد بدون ویرایش‌کردن بنویسید. هر بار که از واژه‌هایی مثل «بد»، «خوب»، «عصبی» یا «کلافه» استفاده کردید، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید 🔺 منظورم دقیقاً کدام احساس است؟ 🔺چه اتفاق یا فکری این احساس را فعال کرده؟ 🔹 این احساس را در کدام قسمت بدنم تجربه می‌کنم؟ 🔹 این احساس می‌خواهد چه چیزی را به من نشان دهد؟ 🔹 اکنون به چه چیزی نیاز دارم؟ در پایان، این جمله را کامل کنید 💡 «چیزی که هنگام نوشتن درباره‌ی خودم فهمیدم...» ✅اگر تمایل داشتید، فقط همین جمله‌ی آخر را در بخش نظرات بنویسید. لازم نیست موضوع اصلی یا جزئیات خصوصی نوشته‌تان را با دیگران به اشتراک بگذارید 📚 منابع: Baikie, K. A., & Wilhelm, K. (2005). Emotional and physical health benefits of expressive writing. Advances in Psychiatric Treatment, 11(5), 338–346. Guo, L. (2023). The delayed, durable effect of expressive writing on depression, anxiety and stress: A meta-analytic review of studies with long-term follow-ups. British Journal of Clinical Psychology, 62(1), 272–297.
1 240
6
No text...
0
7
No text...
0
8
🧠دوره جامع نوروردایولوژی💻 با حضور اساتید و پژوهشگران به نام رادیولوژی و مغز و اعصاب 👨🏻‍🎓👩🏻‍🎓 بدون محدودیت رشته 🧑‍🏫آ+1
🧠دوره جامع نوروردایولوژی💻 با حضور اساتید و پژوهشگران به نام رادیولوژی و مغز و اعصاب 👨🏻‍🎓👩🏻‍🎓 بدون محدودیت رشته 🧑‍🏫آموزش با دستیار AI 📋فلش کارت 📚خلاصه رفرنس 💻 دوره جامع نورورادیولوژی (منبع مسابقه): 🔗 https://mohit.online/course/hwt3pl 🧠 با طعم 100.000.000 جایزه مغز و عکسای اعصابمونو یاد بگیریم 🩻😉 امکان خرید همزمان دوره و مسابقه با تخفیف ۶۵💯 از لینک زیر برای ۶۵ بلیت موجود می‌باشد: 🔗 https://mohit.online/event/d5083b 🎁 ۵۰٪+۱۵٪ تخفیف برای ۵۰ نفر اول 🔗 (لینک تخفیف ویژه همکاری ۱۰۰٪ در بات تلگرامی نوروفیل) @Neurophile
200
9
راهبردهای واضح‌سازی فهم واقعی زمانی آشکار می‌شود که بتوانیم ایده‌ای را به شکلی روشن و دقیق بیان کنیم. برای سنجش میزان درک خود
راهبردهای واضح‌سازی فهم واقعی زمانی آشکار می‌شود که بتوانیم ایده‌ای را به شکلی روشن و دقیق بیان کنیم. برای سنجش میزان درک خود، این چهار راهبرد را به کار بگیرید ۱. بیان روشن تز در یک جمله اگر نتوانیم ایده‌ی اصلی خود را با واژه‌های خودمان و در قالب یک جمله‌ی دقیق بیان کنیم، هنوز به‌درستی نمی‌دانیم چه می‌خواهیم بگوییم. ۲. توضیح ایده با جزئیات بیشتر اگر نتوانیم حرف اصلی خود را بسط دهیم و آن را به دانسته‌ها و مفاهیم پیشین پیوند بزنیم، هنوز درک عمیقی از معنای آن به دست نیاورده‌ایم. ۳. ارائه‌ی مثال‌های عینی اگر نتوانیم برای ایده‌ی خود نمونه‌هایی از دنیای واقعی بیاوریم، درک ما همچنان انتزاعی، مبهم و ناپخته است. ۴. روشن‌سازی با تشبیه، قیاس یا تصویر اگر نتوانیم برای یک مفهوم، تشبیه، قیاس، نمودار یا تصویری مناسب پیدا کنیم، هنوز آن را به شبکه‌ی گسترده‌تر دانش و تجربه‌ی خود متصل نکرده‌ایم. و نکته ای که می توانم اضافه کنم . اگر نتوانیم چیزی را به زبان خودمان توضیح دهیم، احتمالاً هنوز آن را عمیق نفهمیده‌ ایم. یکی از مهم‌ترین راهبردهای «واضح‌سازی» در تفکر انتقادی این است که ایده‌ها را از زوایای مختلف بازسازی کنیم؛ ابتدا در یک جمله، سپس با توضیح بیشتر، بعد با مثال‌های واقعی و در نهایت با تشبیه، قیاس یا تصویر. این چهار مرحله کمک می‌کنند فاصله‌ی بین «حفظ کردن» و «فهمیدن» را تشخیص دهیم. هر جا در یکی از این مراحل متوقف شدید، همان‌جا نقطه‌ای است که باید دوباره به مطالعه و اندیشیدن برگردیم . شفاف نوشتن و شفاف توضیح دادن، نتیجه‌ی شفاف فکر کردن است.
1 579
10
📚 چیزی که خودم از این کتاب دوست داشتم؛ اینه که بیشتر از اینکه درباره‌ی نوشتن حرف بزنه، یاد میده چطور فکر کنیم. خیلی وقت‌ها م+1
📚 چیزی که خودم از این کتاب دوست داشتم؛ اینه که بیشتر از اینکه درباره‌ی نوشتن حرف بزنه، یاد میده چطور فکر کنیم. خیلی وقت‌ها مشکلمون نوشتن نیست، شلخته فکر کردنه. اگه دانشجو، پژوهشگر یا کلا اهل نوشتن هستید، فکر میکنم این کتاب ارزش خوندن داره. من که ازش نکته‌های خوبی دارم میگرم 📚✍
1 292
11
🟢دو روز پیش یه لایو وایرال شد. احتمالا خیلی‌هامون چند ثانیه اولش رو با این فکر دیدیم که الان یکی میاد جلوشو میگیره، یا لایو قطع میشه. ولی نشد. مرد داشت یه زن رو تحقیر می‌کرد، کتکش می زد و وسط همه این صحنه‌ها، هر از گاهی هم سرش رو میاورد سمت گوشی، کامنت‌ها رو می‌خوند، جواب میداد و دوباره برمی‌گشت. نمی‌دونم چرا، ولی از همون موقع ذهنم گیر همین تصویر مونده. اون لحظه‌ای که انگار لایو، خودش بخشی از خشونت شده بود. دیشب هم خبر دستگیریش منتشر شد. طبق معمول، یکی دنبال تشخیص روان‌پزشکی بود، یکی از مجازات می نوشت، یکی هم قربانی رو قضاوت میکرد. ولی حس می‌کنم یه سوال مهم، بین همه این بحث‌ها گم شد. اصلا چرا دوربین خاموش نشد؟ هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که این سوال ، از خود اون آدم مهم‌تره. خشونت چیز تازه‌ای نیست. انسان همیشه خشونت کرده. چیزی که تازه به نظر میرسه، اینه که خشونت داره خودش رو با منطق شبکه‌های اجتماعی وفق میده. انگار دیده شدن، دیگه یه اتفاق کنار ماجرا نیست؛ شده بخشی از خود ماجرا. قبلا اگر فیلمی از یه درگیری منتشر میشد، معمولا یکی از یه گوشه ای فیلم گرفته بود. اینجا اما کسی که خشونت میکرد، خودش دوربین رو روشن کرده بود. همین فرق، ذهنم رو درگیر کرده. چرا رنج یه آدم باید تبدیل بشه به چیزی که اسکرولش کنیم، براش کامنت بذاریم، بفرستیمش توی گروه‌ها و چند ساعت بعد دوباره برگردیم ببینیم آخرش چی شد؟ فکر می‌کنم این سوال، بیشتر از اینکه درباره اون مرد باشه، درباره خودمونه. درباره اینکه شبکه‌های اجتماعی فقط شیوه پخش شدن خشونت رو عوض نکردن؛ کم کم رابطه ما با خشونت رو هم تغییر دادن. دیشب اون مرد دستگیر شد. پرونده‌اش مسیر خودش رو میره. ولی راستش یه سوال هنوز از ذهنم بیرون نرفته. 🎦 اگه هیچ لایوی در کار نبود، اگه هیچ بازدید و هیچ کامنتی وجود نداشت، باز هم این خشونت دقیقا همین شکلی اتفاق می افتاد؟
1 553
12
✨ مثلث ارسطو در روان‌درمانی آیا درمان مؤثر فقط به دانش درمانگر وابسته است؟ یا کیفیت رابطه و اعتماد نیز به همان اندازه اهمیت د
✨ مثلث ارسطو در روان‌درمانی آیا درمان مؤثر فقط به دانش درمانگر وابسته است؟ یا کیفیت رابطه و اعتماد نیز به همان اندازه اهمیت دارد؟ در این اینفوگرافیک، مثلث ارسطو را به زبان روان‌درمانی بازخوانی کرده‌ام: 🔹اتوس Ethos: ایجاد اعتماد، اعتبار حرفه‌ای و فضایی امن میان درمانگر و مراجع. ❤️ پاتوس Pathos: همدلی، همراهی با احساسات مراجع و ساختن یک رابطه درمانی عمیق و اصیل. 🧠 لوگوس Logos: تحلیل عقلانی، مفهوم‌سازی بالینی و طراحی یک مسیر درمانی روشن و هدفمند. به باور من، درمان زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که این سه عنصر در کنار هم و در تعادل حضور داشته باشند؛ نه صرفاً دانش، نه صرفاً رابطه، و نه فقط همدلی. اگر یکی از این سه ضلع ضعیف باشد، کیفیت درمان طبیعتا تغییر می‌کند. #روانشناسی #رواندرمانی #مثلث_ارسطو #TherapeuticAlliance #Ethos #Pathos #Logos Think+
1 389
13
👃بنظرتون چرا بینی انسان‌ها این‌قدر با هم فرق داره؟ معمولا اولین چیزی که به ذهنمون میرسه، ژنتیکه. جواب اشتباهی هم نیست. اما ی
👃بنظرتون چرا بینی انسان‌ها این‌قدر با هم فرق داره؟ معمولا اولین چیزی که به ذهنمون میرسه، ژنتیکه. جواب اشتباهی هم نیست. اما یه سوال مهم‌تر باقی می‌مونه ژنتیک توضیح میده این ویژگی چطور از نسلی به نسل بعد منتقل شده، اما همیشه توضیح نمیده چرا بعضی ویژگی‌ها اصلا به وجود اومدن یا چرا در بعضی جمعیت‌ها بیشتر دیده می‌شن. همین سوال، سال‌هاست ذهن انسان‌شناس‌های زیستی و زیست‌شناس های تکاملی رو هم درگیر کرده. قبل از اینکه بینی عضو بویایی باشه، یه وظیفه‌ی مهم دیگه هم داره. هر نفسی که می‌کشیم، قبل از رسیدن به ریه از مسیر بینی عبور می‌کنه؛ جایی که هوا تا حدی گرم میشه، رطوبت پیدا می‌کنه و بخشی از ذرات معلقش فیلتر میشن. این فرایند شاید در زندگی روزمره به چشم نیاد، اما وقتی همین کار در طول هزاران نسل و در اقلیم‌های کاملا متفاوت تکرار بشه، سوال جالبی پیش میاد آیا ممکنه خود اقلیم، به‌تدریج روی شکل بینی هم اثر گذاشته باشه؟ 👓پژوهش‌های چند سال اخیر، پاسخ محتاطانه‌ای به این سوال میدن. برای مثال، مطالعه‌ی Zaidi و همکاران که روی داده‌های ژنتیکی و مورفولوژیک چندین جمعیت انسانی انجام شد، نشون داد که بعضی ابعاد شکل بینی، به‌ویژه پهنا و برجستگی آن، با متغیرهای اقلیمی مثل دما و رطوبت همبستگی دارن الگویی که با فرضیه‌ی سازگاری با آب‌وهوا سازگاره، هرچند به‌تنهایی برای توضیح همه‌ی تفاوت‌ها کافی نیست. این نتیجه با یافته‌های پژوهش Noback و همکاران هم هم‌راستاست. آن‌ها نشان دادند که ساختار حفره‌ی بینی در جمعیت‌هایی که نسل‌های زیادی در اقلیم‌های سرد و خشک زندگی کرده‌اند، ویژگی‌هایی دارد که احتمالا به گرم و مرطوب کردن هوای ورودی کمک می‌کند. البته واژه‌ی «احتمالا» اینجا مهمه چون در علم تکامل، معمولا با شبکه‌ای از عوامل روبه‌رو هستیم، نه یک علت واحد. اگر داستان فقط به آب‌وهوا ختم میشد، احتمالا کار انسان‌شناس‌ها خیلی ساده‌تر بود. اما شکل بینی، مثل بسیاری از ویژگی‌های انسانی، حاصل برهم‌کنش چندین عامل است از رانش ژنتیکی و مهاجرت جمعیت‌ها گرفته تا آمیختگی ژنتیکی و شاید حتی انتخاب جنسی. به همین دلیل، امروز کمتر پژوهشگری ادعا میکنه که شکل بینی را می‌توان فقط با یک متغیر توضیح داد. شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا همین باشه. تکامل معمولا جواب‌های ساده دوست نداره. هر ویژگی‌ای که امروز در آینه می‌بینیم، بیشتر شبیه یک ردپای تاریخیه تا یک اتفاق تصادفی ردپایی که بخشی از اون رو اقلیم نوشته، بخشی رو ژنتیک و بخشی رو هزاران سال جابه‌جایی و تعامل جمعیت‌های انسانی. شاید به همین دلیل، وقتی به صورت انسان نگاه می‌کنیم، در واقع فقط به یک چهره نگاه نمی‌کنیم؛ داریم بخشی از تاریخ زیستی گونه‌ی خودمون رو می‌بینیم... 🖼منابع پیشنهادی 1⃣Zaidi AA, Mattern BC, Claes P, et al. (2017). Investigating the case of human nose shape and climate adaptation. PLOS Genetics, 13(3), e1006616. 2⃣Noback ML, Harvati K, Spoor F. (2011). Climate-related variation of the human nasal cavity. Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS), 108(12), 4865–4869.
1 096
14
No text...
1
15
🟣 فکر کنم وقتشه با Nova آشنا بشید. چند ماهی بود یه ایده توی ذهنم می‌چرخید؛ اینکه کاش کنار متن‌ها و مقاله‌های این کانال، یه ش
🟣 فکر کنم وقتشه با Nova آشنا بشید. چند ماهی بود یه ایده توی ذهنم می‌چرخید؛ اینکه کاش کنار متن‌ها و مقاله‌های این کانال، یه شخصیت هم حضور داشته باشه.  برای اینکه سؤال بپرسه، ایده‌ها رو دنبال کنه و گاهی کمک کنه مفاهیم پیچیده، ساده‌تر روایت بشن. نتیجه‌ی اون ایده شد Nova. از این به بعد، هر جا Nova رو دیدید، احتمالاً قراره با هم یه مقاله رو مرور کنیم، یه مفهوم رو باز کنیم یا از یه زاویه‌ی متفاوت به یه سوال فکر کنیم. امیدوارم حضور Nova، این گفت‌وگوها رو کمی کنجکاوانه‌تر و لذت‌بخش‌تر کنه. ✅💜
929
16
No text...
950
17
📊یکی از محدودیت‌های جالب ذهن انسان اینه که هر جا قدرت تصورش تموم میشه، شهودش هم کم کم دقت خودش رو از دست میده. ما معمولا فکر
📊یکی از محدودیت‌های جالب ذهن انسان اینه که هر جا قدرت تصورش تموم میشه، شهودش هم کم کم دقت خودش رو از دست میده. ما معمولا فکر می‌کنیم اگر چیزی رو نتونیم در ذهنمون مجسم کنیم، پس احتمال وقوعش هم خیلی کمه یا اصلا اهمیتی نداره. در حالی که واقعیت لزوما این‌طور نیست. ذهن انسان برای درک فضاهای احتمالاتی عظیم یا اعداد بسیار بزرگ تکامل پیدا نکرده؛ ذهن ما برای تصمیم‌گیری در موقعیت‌های روزمره ساخته شده، نه برای فهم اعدادی که از تجربه روزانه مون چندین مرتبه بزرگ‌ تر هستن. 📊به همین خاطر، فکر می‌کنم ویدیوی ۵۲ فاکتوریل بیشتر از اینکه درباره یک دسته کارت باشه، درباره نحوه قضاوت کردن ذهن ماست. تعداد حالت‌های ممکن یک دسته ۵۲ کارتی اونقدر زیاده که ذهن ما دیگه نمی‌تونه بین خیلی بزرگ و تقریبا غیرقابل تصور تفاوتی احساس کنه. از یک جایی به بعد، همه این اعداد برای ذهن فقط یک برچسب پیدا می‌کنن؛ یک عدد خیلی بزرگ. در حالی که از نظر ریاضی، فاصله بین این اعداد میتونه غیرقابل تصور باشه. اینجاست که مثال‌هایی مثل هر یک میلیارد سال یک قدم برداشتن، خالی کردن اقیانوس‌ها با یک قطره آب یا روی هم گذاشتن  کاغذها تا خورشید معنا پیدا می‌کنن. این مثال‌ها قرار نیست مقدار دقیق ۵۲ فاکتوریل رو محاسبه کنن. کارکردشون چیز دیگه‌ ایه؛ دارن یک مفهوم ریاضی رو به زبانی ترجمه می‌کنن که ذهن انسان بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه. انگار ریاضیات داره برای ذهن ما داستان تعریف میکنه، چون خود عدد به‌تنهایی دیگه قابل فهم نیست. در واقع، ارزش واقعی این مثال فقط شگفت‌زده کردن مخاطب نیست. این مثال یک نکته مهم درباره آمار و احتمال رو یادآوری میکنه. ما احتمال رو اونطور که محاسبه میشه درک نمی‌کنیم؛ اون رو همین طوری که  احساس می‌کنیم قضاوت می‌کنیم. این تفاوت، منشا بسیاری از خطاهای شناختی ماست. خیلی وقت‌ها چیزی که برای ذهن بعید به نظر می‌رسه، از نظر آماری کاملا قابل انتظاره و برعکس، چیزی که حس می‌کنیم احتمال بالایی داره، ممکنه در واقع بسیار نادر باشه. 📊 شاید به همین دلیل، آمار فقط مجموعه‌ای از فرمول‌ها نیست. آمار راهی برای اصلاح شهود ماست. هر جا ذهن، به دلیل محدودیت‌های طبیعی خودش، از واقعیت فاصله می‌گیره، آمار کمک میکنه دوباره به واقعیت نزدیک بشیم. به نظرم ویدیوی ۵۲ فاکتوریل یکی از زیباترین مثال‌هاست که نشون میده گاهی عجیب‌ترین بخش ماجرا، خود اعداد نیستن؛ بلکه  ذهن انسان تا چه اندازه در برابر چنین مقیاس‌هایی محدود عمل میکنه. 🫂 اگر دوست داشتید، نظرتون رو توی کامنت‌ها بنویسید. به‌خصوص اگر تا حالا تجربه‌ای داشتید که آمار و احتمال، برخلاف چیزی که شهودتون می‌گفت عمل کرده باشه.
1 077
18
دیگه فهمیدم مد چجوری کار میکنه؛اگه ما بپوشیم داداش این چه تیپیه اگه دیور همونو معرفی کنه وااای چه استایل خاص و مینیمالی 🤩 خل
دیگه فهمیدم مد چجوری کار میکنه؛اگه ما بپوشیم داداش این چه تیپیه اگه دیور همونو معرفی کنه وااای چه استایل خاص و مینیمالی 🤩 خلاصه هرچی مال خودمونه، یه لوگوی خارجی که بخوره، ارزشش صد برابر میشه بعد هنوز میگن اینا از ما ایده نمی‌گیرن... از نقش قالی‌مون گرفته تا لباسمون 😗😎 انگار کل دپارتمان طراحی‌شون رو فرستادن ایران کارآموزی 😅
1 045
19
✨ مستند دیداری با لکان Rendez-Vous chez Lacan (2011) ✨فیلمی از ژرر میلر ترجمه و زیرنویس حمید مقدم ویرایش معصومه حنیفه‌زاده
✨ مستند دیداری با لکان Rendez-Vous chez Lacan (2011) ✨فیلمی از ژرر میلر ترجمه و زیرنویس حمید مقدم ویرایش معصومه حنیفه‌زاده
1 092
20
🟠نمی‌دانم فقط من این حس را دارم یا نه ولی بعد از هر برد، بیشتر از خود نتیجه، منتظر تیترها می‌شوم. انگار مسابقه که تمام می‌شود، تازه نوبت ماست. نوبت اینکه از یک اتفاق، چیزی بزرگ‌تر از خودش بسازیم. کافی است بعد از مدت‌ها یک بازی را ببریم ناگهان همه‌چیز تاریخی می‌شود، حماسی می‌شود، بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم ما خیلی زود به واژه‌های بزرگ می‌رسیم خیلی زودتر از اینکه به دستاوردهای بزرگ برسیم. امروز ژاپن دهمین برد متوالی‌اش را در لیگ ملت‌های والیبال گرفت آن هم بعد از اینکه دو بر صفر از کانادا عقب بود. همان چند ساعت، اینجا برد سه بر دو مقابل آلمان کافی بود تا دوباره همان هیجان آشنا راه بیفتد. فوتبال هم سال‌هاست همین قصه را دارد. سه مساوی را جوری تعریف کردیم که انگار از یک مرز تاریخی رد شده‌ایم چند روز بعد دوباره نشستیم و از حذف در مرحله گروهی گفتیم. نمی‌دانم، شاید مشکل از ورزش ما نباشد. شاید ورزش فقط جایی است که یک عادت قدیمی خودش را لو می‌دهد. ما فقط در ورزش این کار را نمی‌کنیم. با یک خبر خوب، با یک موفقیت نصفه‌ونیمه، با هر نشانه‌ای که بشود چند ساعت به آن آویزان شد، فوری یک روایت بزرگ می‌سازیم روایتی که قرار است جای واقعیت را بگیرد . راستش دیگر برایم سخت است همه‌چیز را گردن رسانه بیندازم. رسانه این تیترها را از جیبش نمی‌آورد. اگر هر بار می‌تواند همین نسخه را دوباره بفروشد، احتمالا چون ما هم هر بار می‌خریمش. شاید مسئله همین باشد ما از خود پیشرفت بیشتر، عاشق احساس پیشرفتیم. احساسش ارزان‌تر است، زودتر هم به دست می‌آید. یک برد، چند تیتر، چند ساعت هیجان... بعد دوباره همه‌چیز از نو. و هر بار که این چرخه تکرار می‌شود، با خودم فکر می‌کنم نکند سال‌هاست به جای اینکه واقعیت را تغییر بدهیم، فقط روایتش را عوض کرده‌ایم؟ 💬🏃‍♂️واقعا مسئله از کجاست؟ رسانه‌ها، ذهنیت ما دوست دارم نظر شما را هم بدانم
1 142