en
Feedback
اِشْبَکُفْسْکیِ اصل

اِشْبَکُفْسْکیِ اصل

Open in Telegram

🎭✏ علاقه‌مند به تضادها و تعارضات آدم‌ها. نویسنده‌ای برای پاسخگویی به متلک‌های روزگار. یک وجودِ پرتاب‌شده، مثل همه‌مان. یکی از هزاران.

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
داستان خاورمیانه همیشه مرا یاد این نقاشی می‌اندازد، حکایتی از تجاوز و قتل، آمیخته به توجیهات ایدیولوژیک. چیزی که پشیز نمی‌ارز
داستان خاورمیانه همیشه مرا یاد این نقاشی می‌اندازد، حکایتی از تجاوز و قتل، آمیخته به توجیهات ایدیولوژیک. چیزی که پشیز نمی‌ارزد، جان و عمر و آرزوهای ماست که تباه می‌رود... «نقاشی اثر آرتمیزیا جنتیلسکی نقاش عهد #باروک #ایتالیا که از #کاراواجو الهام می‌گرفت و از اولین نقاشان فمنیست بود که روی مفاهیم زنانه کار کرد و نقاشی کشید.» @Pieces_of

سراب فرداهای خوب از عمر ما سال‌ها ربود @Eshbakovaki

پارادوکس - شهیار قنبری.mp3201.81 MB

Repost from N/a
همیشه گرسنه است زن، هراسان هم هست. آن‌چه پیرامون اندام‌واره‌یِ زنانه‌اش جاری و ساری است، انزواست. اقتدارش را همین زایل می‌کند، نه گرسنگی، نه هراس. مارگریت دوراس

Repost from Sideliner
در "ادامه‌دادن" یک مسواک هست که هرشب کفی می‌شود برای اینکه دندان‌ها باقی مسیر را سالم بمانند. در ادامه‌دادن یک دوستت‌دارم هست که هرشب گفته می‌شود برای اینکه آدم‌ها باقی مسیر را همراه ما بمانند. در ادامه‌دادن یک تخت‌خواب، یک حمام، یک کتری، یک مچ‌بند طبی و یک پادری هست. مسئله‌ی اصلی زندگی اینهاست. سیل بیاید یا سوگ یا جنگ یا هرچی، زندگی از کنار و زیر و بالایش، بالاخره یک‌طوری عبور می‌کند و دوباره پای مسواک و کتری و پادری را وسط می‌کشد. دوباره یک ماجرای رمانتیک می‌اندازد وسط خط منطقی داستان، یا یک بذ‌ری می‌کارد توی دل خاک و انسان را تبدیل می‌کند به یک مراقبِ بی‌جیره‌ومواجبِ تمام‌وقت. براش هم مهم نیست که آدمیزاد توی چه‌ شرایط و سن‌وسال و گرفتار چجور مصیبتی‌ست؛ چون دست آخر، تنها دستورالعمل این جهان مراقبت است. حالا از دندان‌ها، آدم‌ها، پادری، یا اصلا از خود زندگی.

Repost from N/a
تنها تماشاگران نیستند که اخلاقی یا غیراخلاقی بودن هر کار را بر پایه‌ی موفقیت آن می‌سنجند، بلکه هر کسی که این کار را می‌کند، خود نیز چنان قضاوتی دارد، چون انگیزه‌ها و اهداف به ندرت واضح و مشخص هستند و در عین حال حافظه با دستیابی به موفقیت طوری تیره و تار می‌شود که برای هر رفتار انگیزه‌هایی نادرست را در ذهن مجسم می‌کند و یا انگیزه‌های بی‌اهمیت را پراهمیت می‌داند. موفقیت در هر کاری اغلب به وجدان، حسی لبریز از احترام را می‌دهد و عدم موفقیت حتی سبب عذاب وجدان در قبال بهترین رفتارها می‌شود‌. بر این اساس سیاستمداران به توجیه رفتار خود می‌پردازند و با خود می‌گویند: " فقط موفقیت را به من ارزانی کنید تا با آن تمامی جان‌های صادق را یار خویش سازم و خود نیز در برابر وجدان خویش صادقانه رفتار کنم." بر همین پایه است که موفقیت را جایگزین استدلال برتر می‌کنند. هنوز هم بسیاری از تحصیلکرده‌ها عقیده دارند که پیروزی مسیحیت بر فلسفه‌ی یونانی دلیلی بر حقیقت آن است ( هر چند که در این‌جا پیروزِ فاتح خشن‌تر و قدرتمندتر از آن مغلوب ظریف و معنوی بوده است). اما از حقیقت موجود می‌توان دریافت که علومِ آگاهی بخش تمامی اصول خود را از فلسفه‌ی اپیکور گرفته و در سیر تکاملی خویش مسیحیت را به عقب رانده است. انسانی، بسیار انسانی - نیچه

Repost from Azadi | آزادی
ویدیویی از رویا حشمتی، زنی که به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری شلاق خورده، در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که او را در حال خواندن بخشی از کتاب «سرزمینی که در آن پدر و مادرم به قتل رسیدند» نوشته پرستو فروهر نشان می‌دهد t.me/sepehrazadi/171390 @SepehrAzadi

06 Pain.flac25.72 MB

Repost from رنسانس
🟥نامه بهمن محصص به سهراب سپهری(۱۳۴۹) امیدوارم سر به تن‌ات نباشد تا بخواهی شرح «یک جور زندگی خاص» را که نمی‌دانی کی به آن طرز زندگی دست خواهی یافت، بعد از سه ماه برایم بنویسی! اگر آن جانور مسخ‌شده که می‌خواهد بعدها بالای درخت بنشیند و خواهر و مادر مولوی مادرمرده را دربیاورد، از شدت علف‌خواری نا ندارد که جواب کاغذ بدهد، تو عثمان لنگ که از صبح تا شب توی خانه نشسته‌ای و …. چرا جواب نمی‌دهی؟! … تو که همیشه «زندگی خاص»‌ می‌کنی، آخر کمی زندگی عام نیز لازم است. اگر من فقط برای «زندگی خاص» تو به درد می‌خوردم، خرج‌ام را بکش و توی اتاق‌ات نگهدار. شماها فقط بلدید ناله کنید، فقط «زندگی خاص» به رخ مردم بکشید. اگر آن‌قدر ولنگ‌و‌‌واز است که نه سر دارد و نه ته، از زمان بابا آدم تا عصر جنابعالی … هنوز ادامه دارد، هر گوشه‌اش را بگیری زندگی خاص است: پرواز پرنده‌ای، صدای آبی، مردمی که می‌گذرند، فلان کره‌ای که سقط می‌شود و الی غیرالنهایه، همه‌شان «زندگی خاص» هستند و هر کدام از این‌ها، چه آگاه و چه ناآگاه برای خودش «زندگی خاص»‌ داشته و دارند. ولی مثل این‌که توی این بیابان درندشت، علاوه بر «زندگی خاص» زندگی عام نیز لازم است، نه؟ نظر خودت را بگو. بدون این‌که از بی‌بی‌طوطی گوشتخوار چیزی بپرسی. شاید هم این عصبانیت‌ام بی‌خود باشد. شاید هم تو حق داشته باشی که هر سه ماه یک دفعه نامه بدهی. شاید من حق نداشته باشم که سر تو و خدای‌نکرده اگر گیرم افتاد سر امثال تو حساب کنم. شاید! ولی من نمی‌توانم تغییر پیدا کنم. خوب یا بد همین موجود لعنتی‌ای هستم که ملاحظه می‌فرمایید. و این هم همیشه یادت باشد که من نه حالا و نه هیچ‌وقت چیزی از تو یاد نخواهم گرفت. اگر این آرزوی توست، آن را با خود به گور خواهی برد و اگر آرزویت نیست، خیال‌ات راحت باشد. معلوم نیست که اگر مثلاً بخواهم از تشنگی بمیرم، باید از کدام‌یک از آشنایان و دوستان تقاضای آب کنم. من نمی‌توانم مهربانی‌های تو را فراموش کنم. من هم میل دارم یک‌ بار دیگر با هم همان زندگی را داشته باشیم. من هم میل دارم تو را ببینم. من هم در آن زمان «زندگی خاص» داشتم. ولی هیچ‌وقت این مسئله باعث نمی‌شود که من همه را فراموش کنم؛ بی‌اعتنایی نشان دهم. تو می‌نویسی: «از این که گرفتاری‌هایی در رم برای تو پیدا شده متأسف‌ام.» جمله‌ای غیردوستانه است. ولی همین تو حاضر نیستی که بخواهی یک نامه برایم بفرستی. معلوم نیست که در این زندگی روی چه کسی می‌توان حساب کرد. امیدوارم که موفق بشوی که به رم بیایی. من از تو یاد نمی‌گیرم ولی تو از من یاد بگیر و جواب نامه را بده. خیلی دوست‌ات دارم. @Renaissancetranslate

وحدت زمان و مکان چیزی را تشکیل می دهد که باختین در مورد رمان آن را کرونوتوپ می نامد، وحدتی که در آن شاخص های مکانی و زمانی یک کل قابل فهم و ملموس را تشکیل می دهند.اعمال و بدن بازیگر در تئاتر به‌عنوان ملغمه‌ای از  فضا و زمانمندی تصور می‌شود. مرلوپونتی می‌گوید که بدن نه تنها در فضا حضور دارد، بلکه از این فضا ساخته شده است - و به جرات می‌توانیم اضافه کنیم - از این زمان ساخته شده است.این فضا-زمان هم ملموس (فضای نمایشی و تایم اجرا) و هم انتزاعی (مکان داستانی و تایم خیالی) است. @Theatre_contemporain

#before_storm Track: You can always play on your own Album: Alone at Sam's - An Evening with... Artists: Sopor Aeternus & The
#before_storm Track: You can always play on your own Album: Alone at Sam's - An Evening with... Artists: Sopor Aeternus & The Ensemble Of Shadows Published on: 2023-11-30 Genre: #Neoclassical_Darkwave join us ~> @BBeyes1

🖌 لطفاً کمی زندگی کنید یکی از خاطره‌های انزجار‌آوری که از عصر جاهلیت دارم، این است که گاهی که می‌خواستیم کمی شادی کنیم به‌ خود نهیب می‌زدیم که مثلاً خوشنودی ما روزی است که از ظلم اثری نباشد. این در حالی بود که تجربۀ مستقیم خود من در جنگ نشان داد حتی در شرایطی که از یک دقیقه بعد خودت خبر نداری و هر لحظه ممکن است ترکشی به گوشۀ جانت گیر کند و آن را با خود ببرد، مجبوری زندگی کنی. یعنی گاهی از خوردن چیزی یا دیدن کسی یا گرفتن نامه‌ای یا هر چیزی به همین‌اندازه‌ها خوشحالی کنی. بگذاريد مسئله را به شکل دیگری مطرح کنم. اگر من بپذیرم ما از نظر سیاسی در یکی از بدترین (یا بدترین) دوران تاریخ ایران زندگی می‌کنیم، آیا ناسازگار است با این‌که در همان حال بگویم روا نیست که سیاست و سرنوشت و فجایعِ آن، تمام فکر و احساس ما را از خود بیانبارد؟ نه! تنها مسئولیت واقعی ما در این دنیا زندگی است. هرچند حتی آن را هم خودمان انتخاب نکرده‌ایم، ولی حالا که به این دنیا آورده شده‌ایم راهی جز زندگی کردن نیست و زندگی یعنی لذت و تنوع و رضایت. بله، بسا که چیزهایی برای این لازم است که به‌راحتی دسترس نیست؛ باری، لااقل برای کسانی که هست و به قدری که هست، آن را زیر هیمنۀ خشم‌ها و افسوس‌ها نیمه‌جان نکنیم. فرایند بهبود وضع ایران یک روال دنباله‌دار است که در دوران‌های مختلف شاید اقتضائات متفاوتی داشته باشد، ولی فدایی نمی‌خواهد؛ به این معنا که کسی لحظه‌ای از فکر مصائب آن خالی نباشد. همه چیز برای بهتر زیستن است. پس حتی اگر در حال جنگ هم هستید از یک قوطی کنسرو، یک چای، یک لبخند، یک نامه، یک بغل ... شادی کنید. اگر اینطور خیال می‌کنید که زمانی خواهد رسید که نوبت زندگی و شادی است، باور کنید چنان زمانی هرگز نخواهد رسید. تمام عمر ما روی بلَمی در رودخانه‌ای می‌گذرد. در ضمنِ همین بالا و پایین‌ها و پیچ و خم‌های آن است که زندگی متولد می‌شود و رشد می‌کند و می‌میرد. تمامی آن را از هول و هراس و انتظار و آرزو و حسرت پر نکنیم. @mardihamorteza

یکی از ما شبیه ما عین ما‌

نامهٔ سروناز احمدی- بند نسوانِ اوین آذر ۱۴۰۲ https://t.me/sepideh_rashnu