مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
Closed channel
ارائه دروس ومباحث اعتقادی با تکیه بر نصوص وحیانی وادله عقلی. توسط استاد دکتر سید محسن هندی تلگرام، سروش، ایتا کانال دروس عمومی @DroosHendi در صورت داشتن هرگونه سؤال، پیشنهاد یا مطلب، لطفاً از طریق آیدی مدیر با ما در ارتباط باشید: @Zarehyul
Show more1 615
Subscribers
-124 hours
-37 days
+430 days
Posts Archive
Repost from N/a
💡بررسی روایت «زیارت اربعین از علامات مومن»
- روایت علامات مومن
شیخ مفید در مزار صغیر و متعاقبش شیخ طوسی در تهذیب الاحکام، روایتی را به صورت مرسل از امام عسکری علیهالسلام نقل کردهاند که در آن، زیارت اربعین یکی از علامات مومن معرفی شده است:
۲۳ باب فضل زيارة الأربعين ۱- روي عن أبي محمد الحسن بن علي العسكري ع أنه قال علامات المؤمن خمس صلاة الإحدى و الخمسين و زيارة الأربعين و التختم في اليمين و تعفير الجبين و الجهر ب بسم الله الرحمن الرحيم. 📘كتاب المزار- مناسك المزار، ص ۵۳ ۱۶ باب فضل زيارته ع ۱۲۲- ۳۷- و روي عن أبي محمد الحسن العسكري ع أنه قال: علامات المؤمن خمس صلاة الخمسين و زيارة الأربعين و التختم في اليمين و تعفير الجبين و الجهر ب بسم الله الرحمن الرحيم. 📗تهذيب الأحكام، ج ۶ ص ۵۲البته شیخ طوسی این روایت را در کتاب مخصوص ادعیه و زیارات نیز آورده و حکم به استحباب زیارت اربعین داده است:
و يستحب زيارته ع فيه و هي زيارة الأربعين فروي عن أبي محمد العسكري ع أنه <۷۸۸> قال علامات المؤمنين خمس صلاة الإحدى و الخمسين و زيارة الأربعين و التختم في اليمين و تعفير الجبين و الجهر ب بسم الله الرحمن الرحيم. 📕مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ۲ صص ۷۸۷-۷۸۸نکته مهم این است که شیخ مفید، یک باب برای این موضوع با عنوان «فضل زیارت اربعین» گشوده و آن را در کنار زیارت در روزهای دیگر (اول رجب، نیمه رجب، نیمه شعبان، شب عید فطر، روز عرفه، روز عاشورا و شب قدر) قرار داده است. به همین ترتیب شیخ طوسی هم در اعمال صفر، این زیارت را مطرح نموده است. متاسفانه شیخ مفید (۴۱۳هـ) سندی برای این روایت ارائه ننموده است. با توجه به آنچه در مقدمه گفته شد، معلوم میشود که شیخ طوسی (۴۶۰هـ) هم نتوانسته این روایت را در کتبی متقدمتر از آثار شیخ مفید -نظیر کافی کلینی (۳۲۹هـ)، مزار ابن داود (۳۶۸هـ) و کامل ابن قولویه (۳۶۹هـ)- به صورت مسند یا مرسل بیابد. اما چند قرن بعد، ابن مشهدی (۶۱۰هـ) سندی ناقص برای این روایت بیان کرده است:
الباب (۱۱) فضل زيارته عليه السلام في الأربعين و في ليلة القدر و في كل شهر و ان من ترك زيارته من غير عذر كان منتقص الايمان، منتقص الدين 1 و بالإسناد عن أبي هاشم الجعفري، عن أبي محمد الحسن بن علي العسكري عليهما السلام أنه قال: علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى و خمسين، و زيارة الأربعين، و التختم في اليمين، و تعفير الجبين، <۳۵۳> و الجهر ب بسم الله الرحمن الرحيم. 📙المزار الكبير لابن المشهدي، صص ۳۵۲-۳۵۳چنانچه میبینیم، ابن مشهدی هم عنوان باب را «فضل زیارت اربعین» گذاشته است و البته نام ابوهاشم جعفری را به عنوان راوی این روایت از امام عسکری علیهالسلام معرفی نموده است. البته ابن فتال نیشابوری (۵۰۸هـ) پیش از او این روایت را به همان صورت مرسل نقل نموده، لکن با توجه به روایاتی که آورده، میشود حدس زد که از کتاب مزار شیخ مفید نقل کرده است.
و قال الحسن العسكري ع علامات المؤمن خمس صلاة إحدى و الخمسين و زيارة الأربعين و التختم باليمين و تعفير الجبين و الجهر ب بسم الله الرحمن الرحيم. 📘روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج ۱ ص ۱۹۵تا اینکه به سید بن طاووس (۶۶۴هـ) میرسیم که او نیز صراحتا از جد مادری خود شیخ طوسی این روایت را نقل کرده است:
فصل (۵) فيما نذكره من فضل زيارة الحسين عليه السلام يوم العشرين من صفر و ألفاظ الزيارة بما نرويه من الخبر روينا بإسنادنا إلى جدي أبي جعفر الطوسي فيما رواه بإسناده إلى مولانا الحسن بن علي العسكري صلوات الله عليه انه قال: علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى و خمسين، و زيارة الأربعين، و التختم باليمين، و تعفير الجبين، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم. 📗الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ۳ ص ۱۰۰ (چاپ جدید) و ج ۲ ص ۵۸۹ (چاپ قدیم)ما میدانیم که سید بن طاووس هم گنجینه ارزشمندی از کتب ادعیه و زیارات را در اختیار داشته است، اما او نیز در این مورد جز به همان نقل مرسل شیخ طوسی دست نیافته است. - نتیجهگیری به این ترتیب قدیمیترین منبع شناختهشده تا به امروز برای ما، همان کتاب «المزار الصغير» یا «مناسك المزار» تالیف شیخ مفید (۴۱۳هـ) خواهد بود و البته بر اساس پژوهشهای شیخ طوسی و کتب قدیمه نوادهاش سید بن طاووس، مطمئن هستیم که این روایت در کتب شناختهشده و مشهور امامیه در موضوع مزار که متقدم بر شیخ مفید نگاشته شدهاند، وجود نداشته است. بنابراین باید جستجو را ادامه داد تا معلوم شود که آیا منبع متقدم دیگری از آثار ناشناخته امامیه یا آثار غیر امامیه برای این روایت یافت میشود یا خیر. #زیارت_اربعین 🔍 عاشورا پژوهی 🔎@ashoorapajoohi
Repost from N/a
💡بررسی روایت «زیارت اربعین از علامات مومن»
1️⃣شناخت منبع روایت
- مقدمه درباره بخش مزار کتب المقنعه و تهذیب
شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام و در بخش مزار، به ذکر مختصر نسب معصومان و روایاتی در باب زیارتشان پرداخته است:
كتاب المزار من كتاب التهذيب مختصر في ذكر أنساب النبي و الأئمة ع و زياراتهم و تواريخهم و قدر مشاهدهم و الخبر الوارد في زيارة كل واحد منهم و ما يتعلق بذلك 📘تهذيب الأحكام، ج ۶ ص ۲میدانیم که کتاب تهذیب الاحکام شیخ طوسی در ابتدا به نیت شرح استدلالی و روایی کتاب «المقنعة» شیخ مفید نوشته شد. بنابراین توقع میرود که بخش مزار در اصل در کتاب المقنعة باشد که همین طور است:
كتاب الأنساب و الزيارات «۲» ــــــــــــ (1) في ب عنوان الكتاب هكذا: «كتاب مختصر أنساب النبي و الائمة صلى الله عليه و عليهم و تاريخ مواليدهم و وفاتهم و مواضع مشاهدهم و فضل زياراتهم و شرحها و ما يتعلق بذلك». 📗المقنعة، ص ۴۵۵چنانکه ملاحظه میشود نام بخش مزار در کتاب شیخ مفید، انساب و زیارات است و توضیحی که در نسخه ب ذیل آن آمده شبیه همانی است که در تهذیب شیخ طوسی آمده است. در مقدمه و درباره نسخه ب چنین آمده است: 2- النسخة الثانية: و هي النسخة المحفوظة في مكتبة «آستان قدس رضوي» أيضا برقم (2619)، كتبت سنة (955 ه ق) بخطوط مختلفة، و لم يعلم كتابها، و رمز لها ب «ب». شیخ مفید و شیخ طوسی در این بخش، پس از باب نسب امام حسین علیهالسلام، بابی را به عنوان «باب فضل زيارته ع» نگاشتهاند که به روایات زیارت ایشان اختصاص دارد (البته در المقنعة باب ۱۴ و در تهذیب باب ۱۶ است). شیخ مفید تنها ۳ روایت در این باب قرار داده و آنها را بدون سند و با فعل مجهول «روي» آورده است. اما شیخ طوسی این باب را توسعه داده و ۳۸ روایت در آن نقل کرده و هرچه از اسناد اینها در اختیار داشته را آورده است. تقریبا منبع تمام روایات این باب در تهذیب مشخص است: الف- مزار محمد بن احمد بن داود قمی ب- کامل الزیارات ابن قولویه ج- مزار شیخ مفید د- کافی کلینی البته کلا دو مورد از کلینی نقل کرده که یکی از آنها هم در نسخههای موجود کافی وجود ندارد. (روایت ۱۳) جالب اینکه همین روایت را ابن شهرآشوب به المقنعة و مزار کلینی نسبت داده است:
في الرسالة المقنعة و المزار للكليني 📕مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج ۴ ص ۱۲۸اما این روایت در نسخه چاپی المقنعه شیخ مفید وجود ندارد. از طرفی کتابی به نام مزار برای کلینی شناختهشده نیست. شیخ طوسی، نامهای قمی، ابن قولویه و کلینی را در ابتدای هر روایتی که از آنها نقل کرده آورده است (البته گاهی چند روایت پشت سر هم از یک نفر نقل میکند که با تعبیر «عنه» از تکرار نام نویسنده خودداری کرده است.)؛ ولی نام خود شیخ مفید را در ابتدای روایاتی که از کتاب «المزار الصغير» یا «مناسك المزار» او نقل میکند نیاورده است (روایات شماره ۱۵، ۲۲، ۲۴، ۲۹ و ۳۷). شاید این کار به دلیل آن باشد که کتاب تهذیب، حداقل در ابتدای آن بنا بوده که شرح کتاب المقنعه شیخ مفید باشد. پس سایر روایات شیخ مفید نیز بدون ذکر نام ایشان آمده است. شیخ طوسی ۳ روایت مرسل کتاب المقنعه را نیز به صورت مسند به ترتیب از قمی، ابن قولویه و قمی روایت کرده است. البته هر سه روایت در مزار خود شیخ مفید نیز آمده است. این کار این احتمال را به ذهن متبادر میکند که اگر شیخ طوسی توانسته باشد روایت مرسل شیخ مفید در کتاب مزار ایشان را در منبعی متقدمتر از آن بیابد، آن را از همان منبع متقدمتر آورده است و اگر نه، آن را از همان مزار مفید نقل میکند. #زیارت_اربعین 🔍 عاشورا پژوهی 🔎@ashoorapajoohi
خلط واضح میان مقام واقع و معنی، خلطی است که در تمامی شبه برهانهای مفهومی وجود دارد، آری واجب الوجود معنا دارد و معنای واجب الوجود، فقط معنای واجب الوجود است و لاغیر که البته این شأن مشترک تمامی معانی است.
ولی هیچ تناقضی رخ نمیدهد اگر بگوییم " معنای واجب الوجود، معدوم است در ظرف واقع، یعنی این معنا، مصداق و واقع ندارد" بله اگر به نحو پیشینی اثبات شود، واجب الوجود موجود است بالضروره امکان عدم درباره آن منتفی است، و این ربطی به براهین مفهومی که از صرف تصور واجب و با تردستی میخواهد مصداق واجب را اثبات کند، ندارد...
آقای فیاضی برای اثبات بداهت براهین پیش گفته ادعا میکند همانگونه که قضیه ممتنع الوجود موجود است بدیهی البطلان است، قضیه " واجب الوجود معدوم است" نیز...
در حالیکه همان خلط آشکار در این مثال نیز واضح است، آنچه واقعا ممتنع الوجود است محال است موجود باشد ولی اولا معنای " ممتنع الوجود" مثل هر معنای دیگری لا بشرط است نسبت به وجود و عدم، چون معنا همان واقع نیست و از سوی دیگر صرف معناداری واژه " ممتنع الوجود" اثبات نمیکند که ما در واقع نیز اموری داریم که حقیقتا ممتنع الوجودند و محال است موجود شوند! لذا شخصی میتواند ادعا کند چنین معنایی(ممتنع الوجود) مطلقا واقعیت ندارد و واقعیت منحصر در ممکنات و واجبات است. اصلا ما واقعیت ممتنع نداریم...بله اگر پذیرفتیم که اموری حقیقتا و بالبداهه واقعا ممتنعاند مثل " اجتماع نقیضین" آنگاه نمیتوانیم مدعی شویم موجودند...بالنتیجه قضیه واجب الوجود معدوم است زمانی منجر به تناقض و سلب الشئ عن نفسه میشود که به نحو پیشینی برایمان اثبات شده باشد که اجمالا واجب الوجودی محقق است و الا اگر کسی در اصل تحقق واجب الوجود تردید کرد بدون تناقضگویی، مدعی است احتمالا واجب الوجود یعنی آنچه شما واجب پنداشتهاید معدوم است یعنی مصداق ندارد.
اگر این سنخ براهین ، اصیل و معتبر باشند آنگاه میتوان هر مهملی را به همین وزان اثبات کرد
مثلا گزاره " برغاله گرگ کش در علی آباد کتول هم الان به اعجاز بالفعل الهی، تمامی گرگها را خورده است، حال این بزغاله واقعی ( چون بزغاله واقعی، معنا دارد) یا واقعا گرگها را خورده است، یا نه؛ اگر خورده است که ثبت المطلوب اگر نخورده است سلب الشئ عن نفسه لازم میآید یعنی در عین اینکه خورده است نخورده است!!!
گویند محقق کمپانی مدعی بوده این برهان را امام کاظم ع به او الهام کرده است
در کتاب مهرتابان هم علامه طباطبایی مدعی است در حالت انخلاعی که داشته امام کاظم ع را شهود کرده و ایشان نیز وحدت وجود راتایید فرموده است!
در اینجا نیز خلط واضح میان توهم امام با واقع امام رخ داده است.
Repost from وبلاگ آثار
بررسی تطبیقی دعای سمات با نسخههای مختلف کتاب مقدّس
✍️محمدمهدی سیاهکالی مرادی، ۱۴۰۴ ش.
ارتباط میان دعای سمات با کتاب مقدّس از دیرباز بر اهل نظر آشکار بوده است. این مقاله با فرض گرفتن این ارتباط، میکوشد کشف کند که آیا متن اصلی عبری کتاب مقدّس مورد توجه دعای سمات است، یا یکی از ترجمههای آن. با بررسی پنج عبارت کلیدی از دعای سمات و مقایسهی آن با متن عبری و پنج ترجمهی کتاب مقدّس (به زبانهای آرامی، سریانی، و عربی) که در قرون اولیهی اسلامی رواج داشتند، این مقاله نتیجه میگیرد که دعای سمات با ترجمهی سریانی موسوم به پشیطتا در ارتباط است ...
ارائه صوتی همین پژوهش:
https://eitaa.com/quran_hadith/1341
@AlAsar_1
Repost from N/a
🍁تاریخ پژوهی - مقایسه طریقت زیدیه و امامیه━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ چرا زیدی ها ائمه (؏) را تکفیر میکردند؟ 📚مقالات تاریخی، دفتر دوم ص: ۳۸۵ - رسول جعفریان
Repost from میراث امامان
+3
🟠خطبۀ پیامبر (ص) به روایت امام جعفر صادق (ع)
یکی از روایات مشهور امام صادق (ع) در منابع اسلامی، نقل ایشان از خطبهخواندن پیامبر (ص) است. این نقل که از امام صادق (ع) از امام باقر (ع) از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده، بعد از حدیث حج، یکی از پرسندترین احادیث منقول از ایشان است.
این حدیث دستکم 10 راوی مباشر از امام صادق (ع) دارد و محدّثان مدینه، بصره، کوفه، و مکه در روایت آن مشارکت دارند. 7 نفر از راویان مباشر، حلقۀ مشترک فرعی هم هستند (3 حلقۀ مشترک مدنی، 2 بصری، 1 کوفی، و 1 مکی). این حدیث بدون اسناد به جابر در روایات امامیه هم ثبت شده است (نمونه: امالی مفید، 187). متن حدیث در یکی از تحریرهایش چنین است:
جعفر بن محمد از پدرش از جابر گفت: پیامبر خدا (ص) در خطبهاش میگفت...: «هرکه را خدا هدایت کند، گمراهکنندهای برای او نیست، و هرکه را خدا گمراه سازد، هدایتکنندهای برای او نخواهد بود. همانا بهترین سخن، کتاب خداست و بهترین سِیرَت، سیرتِ محمد است، و بدترین امور، نوپدیدهاست...». سپس میگفت: «من و قیامت همچون این دو [انگشت میانی و اشاره] مبعوث شدیم». و هرگاه پیامبر (ص) از قیامت یاد میکرد، گونههایش سرخ میشد، صدایش اوج میگرفت و خشمش شدید میشد؛ گویی بیمدهنده و هشداردهندهی لشکری بود [که میگفت:] «صبحگاهان یا شامگاهان به شما حمله میکنند!». سپس گفت: «هر کس مالی بر جای بگذارد، از آنِ وارثان است، و هر کس ضَیاعی (خانوادهای بیسرپرست و درمانده) یا بدهی بر جای بگذارد، بر عهدهی من و به سوی من است، و من (سزاوارتر به) مؤمنان هستم» (سنن نسائی، 3/ 295). قابلتوجه است که 7 راوی از 10راوی این حدیث، از جملۀ راویان حدیث حج از امام صادق (ع) هستند (3 راوی مدنی، 3 بصری، و 1 کوفی). بنابراین میتوان حدس زد که امام صادق (ع) این حدیث را در کنار حدیث جابر املاء میکردند:
راویان حدیث خطبۀ پیامبر (ص) از امام صادق (ع): سفیان ثوری، عبدالعزیز بن محمد، یحیی بن سعید قطان، سلیمان بن بلال، انس بن عیاض، وهیب بن خالد، عبدالوهاب بن عبدالمجید، محمد بن جعفر، مصعب بن سلام، یحیی بن سلیم. راویان حدیث حج پیامبر (ص) از امام صادق (ع): سفیان ثوری، عبدالعزیز بن محمد، یحیی بن سعید قطان، سلیمان بن بلال، انس بن عیاض، وهیب بن خالد، عبدالوهاب بن عبدالمجید، مالک بن انس، ابراهیم بن محمد، ابن جریج، حاتم بن اسماعیل، ابن ابیسبره، سفیان بن عیینه، اسماعیل بن جعفر، عبدالعزیز بن ابیحازم، حفص بن غیاث، محمد بن میمون، یحیی بن سعید انصاری، محمد بن علی جعفی، عبدالعزیز بن عمران، زید بن حسن، و یزید بن هاد. 🟠اقتباس از خطبۀ پیامبر (ص) توسط عبدالله بن مسعود بخشی از خطبۀ پیامبر (ص) در این حدیث که به مرجعیت قرآن و سیرۀ نبوی اشاره دارد، در میان سخنان عبدالله بن مسعود -صحابی مهم ساکن کوفه- نیز مکرَّر به کار رفته است. او این کلمات را علیه بدعتهای عثمان بن عفان میگفته که به نظر باید اقتباسشده از خطبۀ پیامبر (ص) باشد:
ابن مسعود هر غروبِ پنجشنبه میگفت: «... راستترین گفتار، گفتار خداست، و بهترین سیرت، سیرتِ محمد است، و بدترین امور، امور نوپدید است، و همانا هر نوپدیدی بدعت است، و هر بدعتی گمراهی است» (البدع، 57). ابن مسعود هنگامی که کلیدهای بیتالمال را به سوی ولید بن عقبه انداخت، گفت: «هر کس [احکام و سنّتها را] تغییر دهد، خداوند [حال و نعمتش را] بر او تغییر خواهد داد؛ و من رفیق شما (عثمان) را نمیبینم مگر اینکه دست به تغییر و تبدیل زده است...». ابن مسعود همواره سخنانی میگفت که هرگز آن را رها نمیکرد: «همانا راستترین گفتار، کتاب خداست، و بهترین سیرت، سیرتِ محمد است...» (أنساب الأشراف، 6/ 146). 🟠مسئولیت پیامبر (ص) دربرابر بدهکاران و بیسرپرستان فراز پایانی حدیث مسئولیت بدهیهای برجامانده و سرپرستی عائلههای بیسرپرست مؤمنان را بر عهدهٔ پیامبر (ص) میداند. این فراز علاوه بر متون امامیه به روایت صادقین (ع) (تهذیب، 6/ 211؛ فقیه 4/ 351)، از ابوهریره (مسند احمد، 13/ 250) و جابر بن عبدالله (اموال ابن زنجویه، 2/ 493) نیز نقل شده است. جالب است که در حدیث امام صادق (ع) این فراز در کنار تعبیر «أنا أولی بالمؤمنین» آمده که یادآورد آیۀ {النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ} (الأحزاب: 6) است. این همنشینی نشان میدهد که از شؤون ولایت پیامبر (ص) در این آیه، رسیدگی به وضعیت مالی مؤمنان است. جالب است در تفسیر مقاتل هم سخن پیامبر (ص) دربارۀ عهدهداری دیون ناظر به همین آیه دانسته شده است (3/ 474). 📎در تصاویر اسناد و متون حدیث امام صادق (ع) آمده. رنگهای آبی، سبز، صورتی، و زرد به ترتیب مربوط به شهرهای مدینه، بصره، کوفه، و مکه است. مشاهده میشود که راویان این چهار شهر در نقل این حدیث مشارکت کردهاند و بیشترین مشارکت از آن راویان مدنی و بصری است. @Al_Meerath
Repost from مکذوبات
🎥 آتش زدن امام حسین در گودال!!
#نقلنامعتبر (۱۴۲)
سیدحسینی (۱)
سید مهدی حسینی:
«قتل جدنا سبع مرات... الاول قتله بالحریق و الحسین حیّ». و ترجمه میکند که امام حسین را هفت جور کشتند.مدعی است برخی مقاتل ۱۱ تا ۴۰ نحو را هم ذکر نمودهاند! یک جورش این بود که حضرت را در گودال، زندهزنده با هیزم آتش زدند. 🔹این دروغ شاخدار و منحصربهفرد، نهتنها در هیچ مقتل متقدم تا معاصری وجود ندارد، بلکه از غیر ایشان هم شنیده نشده است! 🔸جالب آنکه برای این دروغ، متنی عربی – با ادبیاتی کاملاً افتضاح – هم بافته که هیچ شباهتی به زبان روایات ندارد! 🔹پژوهش تیم مکذوبات نشان میدهد که این آقا به یک الگوی جعل واحد مبتلاست: • روضه میسازد • به متنِ عربی برمیگرداند (احتمالاً با هوش مصنوعی) • بدون هیچ واهمهای و با جلوهٔ موجهی که برای خود دستوپا کرده، به خورد مستمعین میدهد! 🔺ارتباط گرفتیم، ماهها مهلت دادیم. نپذیرفتند. حال دیگر حجت بر ما تمام شد. 🔶 از ایشان بیش از صد روضهٔ ساختگی با همین الگو، گردآوری شده که با انتشار تدریجی وادار به پاسخگویی به این سوال مهم خواهند شد که: «جاعل این اکاذیب کیست!؟»
https://t.me/makzoubat
Repost from تاوان | پژوهشهای حدیثی
در اعمال روز اربعین، فقط زیارت امام حسین وارد شده است و این بافتههای فضای مجازی، فقط در مجازی است؛ نه در وسائل الشیعه و نه در هیچ کتاب روایی دیگر.
@tavanerejal
