Far Far Away
Open in Telegram
حتی یه توت هم نتونست ما رو نجات بده. https://t.me/+AyIcD15a3EdhYjk0 با شلوار کوردی میگردم اینجا. https://t.me/harfmybot?start=1629285080
Show more440
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1330 days
Posts Archive
440
هیچ موزیکی اندازه این ترک رامین جوادی منو یاد ۱۸ و ۱۹ دی و زندگیمون بعد از اون دو شب نمیندازه.
440
نمیدونم شما هم یا نه ولی هروقت این ویس «سلام امید جان، خوبی؟ خسته نباشیی. دیگه نبریم مثل جای دیروزی هاا تو این گرماا تو این شرجی پره خاککک» رو گوش میدم گرمم میشه و نفسم میگیره.
440
بعضی روزا از شدت عصبانیت و خشم اینجوری میشم که به کیرم که حالت بده و دغدغههات اینقدر کصشر و سطحیه که حتی نمیتونی یک ثانیه خودت رو جای من بذاری و تصور کنی زندگیکردن با سوگ چقدر گاهی غیرقابل تحمل و وحشتناکه جوری که میخوای تموم وجود خودت رو بالا بیاری ولی نمیتونی. و نمیتونی ذرهای از من و رنجی که میکشم رو بفهمی و فکر کنی وای چه داستان تراژدیکیه زندگیت. وای من هنوز به اکسم فکر میکنم و پول ندارم و ای وای چقدر تنهام و مرض.
واقعا امیدوارم هرچه زودتر این آدما از زندگیم برن بیرون چون تا وقتی مفهوم اون رنج رو نتونید درک کنید یا دستکم سعی کنید از چیزهای مزخرف و پیشافتاده دست بکشید و به اصل زندگیتون بچسبید، نمیتونید هرگز و ذرهای خودتون رو آدم نزدیکی به من بدونید و منو "دوستتون" خطاب کنید. واقعا امیدوارم دایرهی رنجهات همونقدر بمونه و احساسی که من میکشم رو هرگز حتی از نزدیک نبینی و گورت رو از زندگیم گم کنی.
440
نمیدونم شما هم یا نه ولی حتی اسم تابستون هم بهم گرما ساطع میکنه.
تابسسسگرماچسبناکعرقتتتتونن.
440
چی میشد امسال خونهی خواهر امیدجان بودیم. اما تا ۴ ماه آینده در جای دیروزی هستیم و بازم گرما و شرجی و پره خاک.
440
خواب دیدم صدای موشک میاد و من بیرونم. و اینقدر قدرت پرتابش زیاد بود که توان حرکت رو ازم گرفته بود و مستقیم از بالا انگار منو نشون گرفته بود و اومد سمتم و به من که رسید خودشو متوقف کرد و همونجا منفجر شد ولی چیزیم نشد. باز خودمو به زور خزیدم به یه سمت دیگه کنار ساختمون و به اونجا هم موشک زدن و باز از یک سانتی بالای سر من رد شد و نخورد بهم. حس گوهی داشت که میدونستی الان به تو برخورد میکنه و میمیری ولی جون سالم به در میبردی و باز منتظر بودی موشک بعدی این سری بخوره تو مغزت و بپاچی ولی بازم اتفاقی نمیافتاد.
440
Repost from بعد میریم پپرونی.
دیگه میخوام به مرد جماعت فقط به عنوان وسیله نگاه کنم، وسیلهای برای خندوندنم.
440
عصبانی میشم میبینم به لایفاستایل نرمال زندگی برگردن آدما. اینکه کارو زندگیتو بکنی و به امور همیشگیت برسی اوکیه و طبیعت انسانه ولی این مورد تو کونم نمیره واقعا. تو این برهه از زمان و شرایطمون جام جهانی نباید به کیر هیچ انسان ایرانیای باشه مگر اینکه در راستای اون تلاش کنی واسه حقمون مثل کاری که ایرانیای خارج از کشور کردن تو استادیوم. غیر از اینا باشه کصشر محضه.
440
اون چه کصشریه عرفان طهماسبی خونده؟
جدا بعضیا تو کدوم ایران زندگی میکنن که اینقدر ذوق دارن واسه جام جهانی و واسش موزیک هم میخونن.
شکیرایی مگه گوزو؟
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
