دایره مینا ـ جدید
Open in Telegram
خانه هنر، ادبیات و شعر اعتراضی ترویج فرهنگ آزادی و برابری معرفی کتاب و موسیقی ارتباط با ادمین: @absharyad
Show more608
Subscribers
+124 hours
+67 days
+430 days
Posts Archive
و مقاومت نکرد؟»
س. ع: همهی منظور من در همین سه سطر شعر یانیس ریتسوس که گفتی، خلاصه شده است. کاش از اول همین را میگفتی! با این حال در این تفصیلات نشان داده میشود که شاعر متعلق به همهی زمانههاست و نباید او را در یک دورهی خاص ــ مثلاً دورهی نبرد با دیکتاتوری یا اشغالگری ــ محدود کرد. تمام شاعران درست و حسابی دنیا در تمام زمانهها مشغول مقاومت و تسلیمناپذیری به استبداد و سانسور و دروغ و ابتذال بودهاند و هستند. نمیتوان آنها را چندپاره کرد به دوران مقاومت و دوران قبل و بعد از مقاومت. از این منظر هیچ فرقی میان فرخی یزدی و یانیس ریتسوس نیست. حالا میخواهد شاعر منفرد باشد یا متعلق به گروهی خاص باشد. این تفکیک را باید در زندگینامهشان قائل شد، نه در اثر هنریشان.
منابع و پینوشتها ــــــــــــــــــــــــــ
[1] . حمید اسدیان(کاظم مصطفوی) نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و قصهنویس، از کادرهای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران. وی در ۲۳ آذر ۱۳۹۹ بر اثر ابتلا به کرونا در ۷۰ سالگی درگذشت. از وی حدود ۳۵ کتاب شعر، قصه، نمایشنامه، رمان، نقد ادبی، نقد سیاسی و دهها مقاله بهجای مانده است.
[2] . شکرالله پاکنژاد از رهبران گروه فلسطین، از مؤسسان جبهه دموکراتیک ملی. متولد ۱۳۲۰. در ۲۸ آذر ۱۳۶۰ در زندان اوین بهشهادت رسید.
[3] . غسان کنفانی شاعر و روزنامهنگار فلسطینی. توسط اسرائیل ترور شد. (۱۹۷۲ ــ ۱۹۳۶)
این مبحث ادامه دارد...
📚 از کتاب: پنجرهای به شعر و ادبیات، صفحات ۶۹ تا ۷۶
🎤 گفتوگو با سعید عبداللهی(س. ع. نسیم)
بهاهتمام: م. وحیدی(م. صبح)
https://t.me/daamina2/26913
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
ما هم که امروز در ایران میخوانیمش، چنین فکر نمیکنیم که شعرش مربوط به دوره خاصی بوده و الآن خواندنی نیست! فردا فلسطین آزاد و کشوری مستقل میشود، ولی جایگاه محمود درویش، بهنظرم محفوظ خواهد ماند و اصلاً این تداعی نمیشود که شعرهاش، مربوط به یک قرن گذشته بوده و دیگر خواندنی نیستند.
شعر مقاومت، معنایی فراتر از موقعیت سیاسی دارد؛ اگر آن را شعری در برابر بیعدالتی، تحریف واقعیت، فراموشی و زوال و در این معنا بگیریم، شعر مقاومت، نه محصول دورهای خاص، بلکه روحیست که در همه زمانها حضور دارد؛ همیشه جاریست؛ آنان از زبان واژه سخن میگویند و تو، از حقیقت واژه صحبت میکنی.
مقاومت در جوهره کار آنها جریان داشته؛ عنوان شاعر یا هنرمند مقاومت یک برچسب، قید یا لقب تزیینی نیست. نشانگر یک موضع انسانی، اعتباری، اخلاقی و فرهنگیست؛ چنانکه گفته میشود سقراط، «فیلسوف اخلاق»؛ یا گوته، «شاعر انسانگرا».
این نه بهمعنای محدود کردن هنرمند و اثرش، بلکه به مفهوم شناسایی ویژگی محوری اندیشه و اون اثر است. وقتی گفته میشود «هنر مقاومت»، فقط واکنش سیاسی نیست؛ بلکه شکل بیان حقیقت است.
میدانی که در زمان افلاطون، شعر خطرناک بود. جایی خواندم افلاطون، شاعران را دسته یا طبقه دیوانگان مینامیده! و رابطه خوبی با آنها نداشت. و شاعران تبعید میشدند؛ یعنی شعر میتواند خطرناک باشد، در همه دورهها، در عصر خفقان هم شعر مقاومت یعنی شعر حقیقت. از این منظر، واژه مقاومت در برابر واژه آزادی نیست، بلکه مقدمه آن است؛ شعریست که میخواهد آزاد شود تا آزادی بیافریند.
اگه بخواهیم پلی بزنیم میان حرف من و تو، بله! شعر مقاومت، اگر تنها به واکنش سیاسی محدود شود، بند شدن در خطر زمان است؛ اما اگر آن را بهمعنای مقاومت در برابر هر دروغ و ستم و بیعدالتی بگیریم، آنگاه جاودانه میشود.
یعنی میخواهم بگویم شعر مقاومت، عنوان تاریخی نیست که مشمول مرور زمان بشود؛ حقیقتی زنده است در برابر لحظهای که انسان در برابر زور و تبعیض یا تحقیر میایستد و زبان به اعتراض میگشاید.
نخستین بیت شعر مقاومت، از سلولهای تنگ و تاریک زندانها، از کوچههای زیرزمینی و لحظات رویاروی نبرد انقلابی سروده شد؛ از زبان انقلابیون و آزادیخواهان، و مردمی که میخواستند خاموششان کنند. اما صدایشان تبدیل به سرود شد. هر وقت مقاومت انسان پایان یافت، شعر و هنر مقاومت هم پایان مییابد.
قطعاً ایران روزی آزاد خواهد شد، اما این بهمعنای آزاد شدن «تمام انسانها» از ظلم و تحقیر نیست. زندهیاد پاکنژاد[2] میگفت :«تا در جهان یک اسیر و یک زندانی هست، آزادی مفهومی ندارد».
مقاومت پایان ندارد؛ چون ستم چهره عوض میکند؛ تا وقتی بیعدالتی هست، فریب هست، تبعیض و تحقیر و فراموشی در جهان هست، شعر مقاومت هم زنده هست. ریتسوس در جزیرههای یونان در تبعید و زندانی بود؛ محمود درویش در اردوگاههای غربت میزیست و زندان و آوارگی را تجربه میکرد. غسان کنفانی[3] میدانست عاقبت راهی که در پیش گرفته، شهادت است؛ ولی هیچکدام نمیخواستند که شاعر و هنرمند لحظهای باشند؛ بلکه میخواستند صدای وجدان جهان در همه اعصار باشند.
شعر مقاومت، دیوار نیست؛ افق است. نامی نیست برای بستن شاعر در قفس تاریخ، بلکه نامیست برای آزاد کردن او از سکوت؛ در جهانی که قدرتها میخواهند همهچیز را عادی کنند. بنابراین، تا انسان زنده است، تا صدایی برای گفتن دارد، شعر مقاومت زنده است.
شاعری که در کسوت رزمندگی و برای آزادی مردم و کشورش مبارزه و مقاومت میکند، طبیعیست که «شعر مقاومت»، نام اثرش باشد. هیچ نقصی هم نیست.
وقتی گفته میشود شعر مقاومت یا هنر مقاومت، شعر و هنریست برای هر زمان، در برابر هر بیعدالتی و در مقابل هر شکل از تبعیض و تحقیر. چیزی که در شعر اینان معنی میدهد، فقط رنج نیست، بلکه ایستادگی در برابر توهین و تحقیر انسان است. این ایستادگی هم همیشه هست، چه در زمان استبداد، چه در دوران آزادی. یعنی محدود نمیکند، جایگاه میدهد.
عناوینی مثل«رآلیسم اجتماعی» یا «ادبیات در تبعید»، یا همین «شعر مقاومت»، یا «هنر در تبعید» و غیره؛ هیچ کدام، بهمعنای قید نیستند؛ بلکه نوعی جهتگیری اخلاقی و زیباییشناسانه را نشان میدهند. شعر «محمود درویش» یعنی وجدان جمعی مردمی که در او متجلی شده، نهاینکه شعرش فقط در فلسطین معنا داشته باشد.او میگوید:
ـ«من در آغاز، وطن را میسرودم
و اکنون
وطن در من سخن میگوید».
مقاومت در شعر درویش، به سطحی از انسانگرایی جهانی رسیده؛ حذف واژه مقاومت، از ترس محدود شدن زمانی، درواقع نوعی گریز از مسوولیت تاریخی شعر است و تنزل دادن آن در سطح تزیین زبان است.
بهعنوان کلام آخر، شعر مقاومت نه تعصب است، نه محدودیت؛ بلکه فشرده حقیقی تاریخی و انسانیست؛ نه موقتیست؛ نه مشروط به زمان. ریتسوس میگوید:
ـ«من شاعر مقاومت نیستم؛
اما چگونه میتوان شاعر بود،
م. وحیدی: در مقاومت ایران تعدادی شاعر داریم. کارهایشان را چطور ارزیابی میکنی؟
س. ع: ممنونم که لااقل همت شما باعث شد من یک فکر چندین ساله را که میخواستم بنویسم و وقت و موقعیتاش جور نمیشد، از طریق این مصاحبه بگویم.
م. وحیدی: این نیاز خود من هم بود که نظرات و حرفهای همدیگر را بشنویم. در این زمینه ما دیرکرد داشتهایم؛ کاش وقتی زندهیاد «حمید اسدیان»[1] در کنارمان بود، این گفتوگو ها را انجام میدادیم.
س. ع: پاسخ پرسش شما اول یک مقدمه و معرفی لازم دارد، دوم یک شرح و توصیف دربارهی جایگاه و ویژهگیهای کارها و نوشتههای این شاعران.
در مقدمه و معرفی بگویم که من ترکیبهایی مثل «هنر مقاومت» یا «شاعر مقاومت» یا «هنرمند مقاومت» را ویژه نمیکنم که مثلاً این ترکیبها نوعی تداعی را ایجاد کنند که انگار شاعر یا هنرمند در یک محدودهیی خاص قرار میگیرد و اثرش هم فقط در همان محدودهی خاص معنا پیدا میکند. مثلاً مگر کارهای فرخی یزدی و عارف قزوینی یا یانیس ریتسوس یا لورکا و... مشمول زمان محدود به یک دوره میشوند؟ هرگز! آثار اینها و مثل اینها در زمرهی پویاترین شعرها در بستر زمان هستند؛ چون نیاز نسل هر دورهیی را پاسخ میدهند. بهخاطر همین من ترجیح میدهم از هنر روشنگر، هنر هماره معترض، هنر آرمانگرا، هنر کاشف اصالتها، هنر نافی ابتذالها و هنر و هنرمند جویای پویایی و هدفمندیِ زندگی استفاده کنم.
م. وحیدی: تو میگویی وقتی صحبت از شعر مقاومت میشود، این فکر ایجاد میشود که آن شعر یا هنر، مربوط به زمان خاصی میشود و در محدوده خاصی میگنجد، و وقتی دوران آزادی برسد، انگار عصر آن هنر یا شعر هم تمام میشود و بعد، خودت پاسخ دادهای که چنین نیست!
سؤال اینجاست؛ پس نگرانی برای چیست؟ اگر در هر دورهای از تاریخ، میتوان از شعر و هنر این افراد استفاده کرد، پس مشکل چیست و کجاست؟!
مگر ما الآن از اشعار «یانیس ریتسوس»، یا «محمود درویش»، استفاده نمیکنیم و لذت نمی بریم؟ مگر اینها در مقاومت فلسطین و یونان سالها مبارزه انقلابی نکردند؟ آیا شعرشان دیگر قابل خواندن نیست؟!
«همه بیایید!
میخواهیم در این تاریکی
چراغی روشن کنیم.»
کجای این شعر محمود درویش تداعی میکند که این شعر، مربوط به گذشتهست و دیگر نباید خوانده شود؟ یا چنین تداعی میکند که مربوط به دوره خاصی از تاریخ است؟ یا این شعر ریتسوس:
«در تاریکی به انتظار نشستیم؛
کلمات
مثل پرندههای شکسته،
در آشیانه خوابیده بودند،
و ناگهان
کسی شمعی روشن کرد،
و ما
چهرههای یکدیگر را
دیدیم؛
چهرههایی که سالها
در سایه زندگی کرده بودن».
و این شعر زیباترش که فکر میکنم جاودانه می ماند:
«صلح
خواب کودک است؛
صلح
نان داغ است بر سفره همه؛
صلح
گشتن عاشقان در سایهسار درختان؛
صلح زمانیست،
که توقف اتومبیلی
در خیابان هراس برنمیانگیزد.
صلح زمانیست،
که درگودال بمبها
درخت بکاریم؛
زندانها را کتابخانه کنیم؛
برادرم،
دستت را به من ده!
صلح همیناست،
نه چیزدیگر».
نکته بعد اینکه شما عارف قزوینی یا فرخی یزدی را کنار ریتسوس و محمود درویش و شاعران مقاومت آوردهاید که این مقایسه معالفارقه و به نظرم پایه درستی ندارد.
درسته که عارف یا فرخی یزدی مخالف استبداد و حاکمیت پهلوی بودند، ولی آنها مستقیماً و رودررو، با حاکمیت نمیجنگیدند و عضو سازمان بهخصوصی نبودند؛ برخلاف محمود درویش که در جنبش«فتح» بود یا ریتسوس که در «حزب کمونیست یونان» فعالیت انقلابی میکرد. هر دو قهرآمیز میجنگیدند و تاریخ، نام «شاعر مقاومت» به آنان داده؛ ولی کجا، تاریخ مثلاً به «عارف»، عنوان شاعر مقاومت داده است؟
وقتی میگوییم شاعر مقاومت، شاعریست که رودرروی حاکمیت نبرد انقلابی کرده و میکند؛ این عنوان هم از یک محتوایی درآمده، همینطوری به کسی اطلاق نشده و نمیشود. با استدلال شما، پس «میرزاده عشقی» را هم که رضا شاه ترورش کرد، باید شاعر مقاومت بنامیم(!) که اینطور نیست. «غسان کنفانی»، نویسنده و روزنامهنگار، در جنبش فلسطین بود و «موساد« ترورش کرد. او اولین کسی بود که نام «ادبیات مقاومت» را عنوان کرد؛ خودش هم در تاریخ، بهعنوان هنرمند مقاومت نامیده میشود. یا «البیاتی» که در حزب کمونیست عراق فعالیت میکرد یا »شاندور پتوفی» در مجارستان و دیگران.
آثار اینها محصول فعالیت و نبردشان بوده. حالا دعوای شما سر نام «مقاومت» است یا «محتوای شعر» آنان؟ این برای من چندان روشن نیست. امروز یونان آزاد شده، ولی شعر ریتسوس همچنان خونده میشود، حتی او خارج از مرزهای یونان، جایگاهش را حفظ کرده؛ مردم هم هیچ فکر نمیکنندکه مربوط به دوره خاصی بوده، و دیگر شعرش را باید کنار گذاشت، یاکهنه شده!
Repost from دایره مینا ـ جدید
🔵 نجاتدهنده
🖌 #س_ع_نسیم
کدام ابلیس واژه در دهان شعرم گذاشت؟
ــ آب را با طناب
قافیه کنم
چنار را با «دار»
برگ را با مرگ
زن را با تن
یاس را با داس
ماه را با آه
چراغ را با داغ
محبوب را با مصلوب
رندان را با زندان
نور را با گور
اخلاق را با شلاق
ایران را با ویران ــ
دستانت را به واژهها بده
نجاتدهنده اینجاست؛
بیا شعر بیحجاب بفهمیم
شعری بیدربار
شعری بیولایت
شعری بیجنسیت
شعری بینژاد
شعر بیتکلف
شعر بیتملک
شعر بیتنزه
شعر بیحجاب
«شعر بیدروغ
«شعر بینقاب»
شعری شعرتر...!
نجاتدهنده
واژه است...!
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
🖌 خوشنویسی شقایق محبوب آزادی: #پویا_قبادی 🌹
همه شب در این امیدم که جهم به بام هستی
که چنین بود به گیتی شب آخر پلنگان
زندان تهران بزرگ
۲۵ / ۱۲ / ۹۹
برگرفته از صفحهی اینستاگرام پدر پویا
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
Repost from قیام امروز
🔺🔻تأیید حکم اعدام پنج زندانی سیاسی در اهواز؛ خطر اجرای حکم در زندان شیبان
سازمان حقوق بشر کارون از تأیید و ابلاغ حکم اعدام پنج زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز خبر داد؛ احکامی که بنا بر این گزارش، در روندی همراه با محرومیت از وکیل مستقل، فشار در بازجویی و اتکا به اعترافات اجباری صادر شدهاند.
بر اساس این گزارش، دیوان عالی کشور روز چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ حکم دو بار اعدام برای مسعود جامعی، علیرضا مرداسی معروف به حمیداوی و فرشاد اعتمادیفر را تأیید و از طریق سامانه ثنا به وکلای آنها ابلاغ کرده است. این سه زندانی اکنون در بند پنج زندان شیبان نگهداری میشوند.
پرونده آنها در شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز، به ریاست قاضی احسان ادیبیمهر، رسیدگی شده بود. اتهامهای مطرحشده علیه این زندانیان شامل «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی مخالف جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی» و اتهامهای امنیتی دیگر عنوان شده است. در همین پرونده، سامان و داوود حرمتنژاد نیز به ترتیب به ۱۲ و ۱۵ سال حبس محکوم شدهاند.
در پروندهای دیگر، حسن مصلاوی، معروف به حسن طرفی، فعال مدنی و فرهنگی عرب، در خرداد ۱۴۰۵ حکم اعدام خود را در زندان دریافت کرده است. او از سال ۱۴۰۱ در بازداشت است و پیشتر، شعبه یک دادگاه انقلاب معشور، ماهشهر، او را در حکمی غیابی به اعدام محکوم کرده بود. این حکم در اسفند ۱۴۰۳ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تأیید شد.
رضا عبدالی، معروف به دغاغله، زندانی سیاسی ۳۵ ساله محبوس در بند هشت زندان شیبان اهواز، پنجمین زندانی این پروندههاست که حکم اعدام او روز پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴ از سوی دیوان عالی کشور تأیید و ابلاغ شده است. او در بهمن ۱۴۰۳ بازداشت و در تیرماه ۱۴۰۴ در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به اعدام و ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
سازمان حقوق بشر کارون هشدار داده است که جان این پنج زندانی سیاسی در خطر جدی قرار دارد و خواستار واکنش فوری نهادهای حقوق بشری و بینالمللی برای توقف اجرای این احکام شده است.
طرح از «کتاب جمعه» شمارهی ۱، ۴ مرداد ۱۳۵۸
بدون شرح....
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
🔵 چرا جبههی نه شاه ـ نه شیخ پاسخ ایران است؟
یک اصل کلی در دنیای سیاست، بین حاکمیت مستقر و نیرو یا نیروهای مقابل آن وجود دارد که شناخت این اصل، یک ضرورت در موقعیت سیاسی ــ اجتماعیِ هماینک ایرانزمین است. این اصل بهطور خاص در این شرایط تأکید میکند که شناخت دشمن اصلی[اولین مانع منافع ملی]، تشخیص تضاد اصلی[اولویت موضوع بین حاکمیت و اپوزیسیون] و فهم صورت مسألهی اصلی[هماوردی دو جبههی اصلی]، یک شاهکار است.
در همین راستا تسلط بر راهبردهای تخریب چهرهی اپوزیسیون، یک هوشیاریِ فوقالعاده میطلبد. این هوشیاری فقط با تشخیص تضاد اصلی یا اولویت موضوع میان حاکمیت و اپوزیسیون، تحصیل حاصل میشود.
این دو موضوع در شرایط فعلی به این دلیل اهمیت فوقالعاده یافتهاند که تحولات بین جامعه و حاکمیت به ضرورت تعیین مرزبندیها رسیده است. از اینرو ما با یک راه پیموده شدهی ۴۷ ساله، یک تضاد بالغ شده و یک موقعیت خاص و ویژه طرف هستیم که باید تمام جوانب آن را بین اپوزیسیون واقعی و اصیل و حاکمیت ولایت فقیه بشناسیم. برآیند چنین شناختی مشخص خواهد کرد که راه حل نقد سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه در گرو کدام عامل تعیینکننده در مرحلهی کنونی میباشد.
یک موضوع مهم بر روی میز ایرانزمین در شرایط کنونی این است که تمام تلاش اتاق فکر رژیم آخوندی و همسویان و لابیهای داخلی و بیرونیاش بر این محور میگردد که پل بین جبههی سیاسیِ نه شاه ـ نه شیخ با متن جامعه و با اعتراضات و نیز پتانسیل مهیای قیام و انقلاب، برقرار نشود. این است صورت مسألهی فعلی در ایرانزمین که بین جنگ و مذاکره واقع شده است.
از منظر اتاق فکر نظام ملایان و همسویان وابستهگرای آن، مخدوش و مشوش کردن ارتباط بین جبههی نه شاه ـ نه شیخ با جامعهی ایران، اولویت اصلی است؛ چرا که با آزمایش تمام ترفندها طی ۴۷ سال گذشته، اکنون این جبههی نه شاه ـ نه شیخ بوده است که از دل همهی آزمونها، مستقل و موفق و بالنده بیرون آمده است. اکنون با بیشترین ضریب اطمینان و اعتماد، مشخص شده است که پاسخ واقعی و استراتژیک متضمن آزادی و دموکراسی، همین جبهه با تنوعات آن است.
مطلوب حداکثر اتاق فکر نظام این است که برای مردم ایران، مرزبندیهای اصولی میان اپوزیسیون اصیل و ملی و فیک و دستساز ارتجاع و استعمار روشن نباشد. لذا تخریب پل ارتباطی بین اپوزیسیون واقعی ِسرنگونیخواه با جامعه، تاکتیک اصلیِ اتاق فکر نظام است تا دامچالههای رنگارنگ برای ایرانیان پهن کند. در این میان بلندگوهایی که عنوان بیمسمای «رسانه» را یدک میکشند نیز تلاش دارند نیروهای وابستهگرا با تمایل فاشیستی را رنگآمیزیِ تبلیغی نموده و حائل میان جامعه و اپوزیسیون ملی، مستقل و اصیل قرار دهند.
هر مبارز هوشیار که به شناخت «دشمن اصلی»، «تضاد اصلی» و «صورت مسألهی اصلی» در موقعیت کنونیِ ایران اشراف دارد، درمییابد که فصل، فصل روشن شدن مرزبندیهاست. فوریت این روشنگری از آنجاست که جامعهی ایران با تمام تنوعات سیاسی و باورمندیاش، باید ببیند که برای رقم زدن ایران آزاد و دموکراتیک، با چه نیروهایی طرف است و ماهیت و پیشینه و برنامهی هر نیرو چیست.
ایرانزمین به دورانی پای میگذارد که به یمن مبارزات و قیامها و پایداریهای همهجانبهی ۴۷ ساله، حاکمیت آخوندی هر روز و هر هفته در وحشت از جرقهی خروش سراسری و همبستگی ملی، روزگار میگذراند. مبارزات و قیامهای گذشته با تمام تجربیات و جمعبندیشان و نیز نتیجهی آزمایش همهی نیروها در این دههها، نشانی میدهند که پاسخ این دوران، جبههی سیاسیِ نه شاه ـ نه شیخ است؛ یک جبهه با تنوع گرایشات، اعتقادات و ظرفیتهای مبارزاتی و تشکیلاتی. جبههیی سیاسی که ویژگیِ آن تمرکز یکسویه[مونیستی] بر سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه، استقلال و تمامیت ارضی میهن، نفی هرگونه دیکتاتوری در گذشته و حال ایران و تحقق جمهوری دموکراتیک است.
آیندهی نبرد کنونی برای سرنگونی نظام سیاسی ــ عقیدتیِ اشغالگر ایران، درگرو برقراری ارتباط تنگاتنگ میان جامعه و مردم ایران با این جبهه است. در موقعیت سرنوشتساز ایران در سال ۱۴۰۵، این مبرمترین وظیفهی ملی، مسؤلیتشناسیِ انسانی و تعهد هر کنشگر آزادیخواه و مبارز وفادار به آرمان آزادی، ترویج برنامهها، روشنگریِ تاریخی و سیاسی و گسترش داخلی و بینالمللیِ جبههی نه شاه ـ نه شیخ است.
🖌 دایره مینا
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚 مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۳
سال اول
پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
با همکاری شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
#کتاب_جمعه
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚 مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۳
سال اول
پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
با همکاری شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
دریافت پی. دی. اف کتاب 👇👇👇
#کتاب_جمعه
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚 مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۲
سال اول
پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
با همکاری شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚 مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۲
سال اول
پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
با همکاری شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
دریافت پی. دی. اف کتاب 👇👇👇
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
Repost from دایره مینا ـ جدید
از این شب میگذری
كنجهای زمان و زمین را میكاوی
از كوهههای زمین و زمان بالا میروی
و خواهی یاد آورد
شادرویانی كه زیباییات بخشیدند
بسیارانی كه برایت مُردند
بسیارانی برایت گریستند
بسیارانی برایت بوسه افشاندند
بسیارانی به فردایت آوردند
تا بسیار عاشق بمانی
بسیار وفادار واژههایی باشی
كه بخشندگان زیبایی را
مُردگان شیدا را
اشك ـ بوسهها را
امیدها را
فرداها را
آزادی را
برایت نگهداشتهاند
تا خورشیدش
نگین انگشتری زمینت باشد
فلقها و شفقهایش
فروغ دو الماس چشمانت
و فرش زرینش
شاهراه مزارع زندگی...
#س_ع_نسیم
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۱
سال اول
پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
زیر نظر شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
#کتاب_جمعه
دایره مینا جدید
@daamina2
دایره مینا تقدیم میکند
📚 مجموعهی کتاب جمعه
شماره ۱
سال اول
پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۵۸
سردبیر: احمد شاملو
زیر نظر شورای نویسندگان
انتشارات مازیار
دریافت پی. دی. اف کتاب 👇👇👇
#کتاب_جمعه
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
Repost from دایره مینا ـ جدید
🔵 میخک گل شروع
از آخر تموم شدن از اونور مرگ بیا
عزای باغو نعره زن با وزش برگ بیا
شهرا هنوز لالهییان کوچه پر از نعرهی ساز
بارون هنوز رو شیشهها رد شقایق داره باز
اگه درخت اعدامییه دونهی یک شکوفه باش
وسط این شب عقیم بذر ستارهها بپاش
یه استعاره مونده که وا بشه زنجیر زمین
نذار زمین خالی بشه از پریای نازنین
اسیر قافیه نشو جهان پر از نظم دروغ
گلوی شعر شو نعره زن با استعارهی بلوغ
دستاربند ساحره خون تبار ما نبود
وسط خواب من و تو پری قصه رو ربود
بپر از این بختک شب برو تو چشمای طلوع
فاصلهها رو خط بزن با میخک گل شروع...
🖌 #س_ع_نسیم
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
«وقتی راه نمیروی، زمین هم نمیخوری؛ این «زمین نخوردن» محصول سکون است نه مهارت.
وقتی تصمیم نمیگیری و کاری نمیکنی، مسلماً اشتباه هم نمیکنی؛ این «اشتباه نکردن» محصول انفعال است نه انتخاب.
املای ننوشته، غلط هم ندارد..»
ارنستو #چهگوارا 🌹
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
🔵 ایران؛ جسد اقتصاد، مولود سرطان سیاسی
سیاست بیمار، اقتصاد بیمار تولید میکند. مرگ آزادی، خون در رگان استبداد است. اقتصاد سرطانزدهی ایران محصول قتل آزادی توسط سیاست سلطهگرا و جباریت تمامیتخواه است. اقتصاد بیمار از اولویت استبداد بر آزادی و دموکراسی ناشی میشود. بدین سبب است که اقتصاد هماره بر لب پرتگاه، توسط هیچ دولتی طی دو دههی گذشته امکان نجات نداشته است. هر دولتی که آمد، دیواری بر دیوار قبلی افزود و بنبست اقتصادی را قطورتر و لاعلاجتر کرد.
در همهجای دنیا اقتصاد، فرزند سیاست است ولی در ایران آخوندزده اقتصاد، مولود نامشروع مذهب سیاسیشده و سلطهگرای مطلق است. از اینرو این بیماری هرگز بهبود ندارد، مگر با «تغییر سیاستگذار». آیا این عجیب نمیرسد که روزنامه اقتصاد در شمارهی ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ تیتر درشت میزند: «درمان اقتصاد بیمار ایران با تغییر سیاستگذار»؟
جسد نیمهجان اقتصاد ایران سالهاست که روی تخت کالبدشکافی توسط انواع کارشناس حکومتی و غیر حکومتی قرار دارد. گزارش مشترک اینان این است که علت جسد شدن اقتصاد ایران، اولویت سیاسیِ حاکمیت است که حفظ ساختار خود را بر تأمین نیازهای زندگی مردم مرجح میداند. چندین قیام بزرگ بر چنین پاشنهیی ایستاد و صدها قربانیِ خونین نثار کرد تا مگر بر این چرخهی فساد مشترک سیاسی ــ مذهبی ــ اقتصادی پایانی بگذارد. حالا که بیش از ۹۰ درصد جامعهی ایران با اطمینان خاطر به اولویت حکومت بر حفظ خود نسبت به زندگی مردم پی برده است، روزنامهی مزبور حکومتی سر از غار خودساخته برون آورده و اعتراف دیرهنگام میکند که:
«واقعیت امر این است که ما سالها اسیر رسوب و انحصار اقتصاد دولتی و دستوری بودهایم. طی چهار دهه گذشته، اقتصاد اولویت نخست حاکمیت نبوده و اهداف دیگری در صدر برنامهها قرار داشته است. بهبود رفاه و کیفیت زندگی مردم در مقایسه با سایر اهداف، وزن و جایگاه لازم را نداشته و نگاههای امنیتی بر توسعه اقتصاد مقدم بوده است».
مشاهده میشود که سرِ «اهداف دیگر در صدر برنامه» را هم باز نمیکند، چرا که جسد نیمهجان اقتصاد ایران از پروژههای سپاه پاسداران و بیت ولی فقیه به اتاق تشریح و کالبدشکافی و تنفس مصنوعی آورده شده است.
این روزنامه خیلی سربسته به آثار سیاسی ــ اجتماعیِ اقتصاد فاسدشدهی در دست کارگزارن حکومتی اشاره میکند و به عمق رفتن شکاف میان جامعه و حاکمیت را به «ضربهای محکم بر پیکر نحیف اعتماد اجتماعی» تشبیه مینماید: «وقایع دیماه ضربهای محکم بر پیکره نحیف و لاغر اعتماد اجتماعی بود که وضعیت شکاف را وخیمتر کرد».
سپس باتوجه به «ضربه محکم»، آب پاکی را روی دست آیندهی «تاریک فعالان اقتصادی» میریزد: «اکنون ریسکهای کلان به اوج رسیده و آینده برای فعالان اقتصادی کاملاً تاریک است...رویکردهای مبتنیبر محدودیت نمیتوانند پاسخی پایدار به مطالبات اقتصادی و معیشتی جامعه باشند.»
توسل جستن به کانون سرطانزای سیاسی و اقتصادی، گدایی و بیچارگیِ مداوم بهاصطلاح رسانههای حکومتی است تا هرگز نشانیِ صریح و سرراست تولید فساد در کانون قدرت ولایی ـ فقاهتی ـ آخوندی را ندهند. لاجرم چنین توهماتی دستوپا میشود: «حاکمیت و سیاستگذاران باید بپذیرند که احترام به حقوق شهروندان، بهبود فضای کسبوکار و بازگرداندن ثبات به اقتصاد، مهمترین فاکتورها برای برگرداندن اعتماد اجتماعی از دست رفته و توسعه و رشد اقتصاد خواهند بود.»
در ورای این توهمات تکراری و صفحه پرکن توسط رسانههای حکومتی، این اکثریت جامعهی ایران است که حتی در فضای جنگ و مذاکره هم هرگز اولویتاش مبنی بر کنار زدن بالکل ساختار نظام ولایت فقیه تغییر نکرده است.
🖌دایره مینا
۲۰ خرداد ۱۴۰۵
@daamina2
Repost from دایره مینا ـ جدید
#کتاب_جدید
📚 سلوک با کتاب
یادداشتبرداری
جلد اول: ادبیات ــ ۱
🖌 گردآوری و یادداشتبرداری: سعید عبداللهی
انتشار: مرداد ۱۴۰۳
۲۳۰ صفحه
#سلوک_با_کتاب
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
Repost from دایره مینا ـ جدید
#کتاب_جدید
📚 سلوک با کتاب
یادداشتبرداری
جلد اول: ادبیات ــ ۱
🖌 گردآوری و یادداشتبرداری: سعید عبداللهی
انتشار: مرداد ۱۴۰۳
۲۳۰ صفحه
#سلوک_با_کتاب
پی. دی. اف کتاب 👇👇👇
دایره مینا جدید 🌺
@daamina2
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
