Baangnews
Open in Telegram
1 153
Subscribers
+224 hours
+67 days
+2530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+13
in 1 channels
August '26
+54
in 2 channels
Get PRO
July '26
+114
in 5 channels
Get PRO
June '26
+49
in 3 channels
Get PRO
May '26
+26
in 1 channels
Get PRO
April '26
+14
in 0 channels
Get PRO
March '26
+7
in 0 channels
Get PRO
February '26
+16
in 1 channels
Get PRO
January '26
+20
in 2 channels
Get PRO
December '25
+30
in 2 channels
Get PRO
November '25
+21
in 2 channels
Get PRO
October '25
+53
in 3 channels
Get PRO
September '25
+19
in 2 channels
Get PRO
August '25
+31
in 3 channels
Get PRO
July '25
+24
in 3 channels
Get PRO
June '25
+15
in 2 channels
Get PRO
May '25
+24
in 2 channels
Get PRO
April '25
+14
in 3 channels
Get PRO
March '25
+14
in 2 channels
Get PRO
February '25
+25
in 4 channels
Get PRO
January '25
+29
in 1 channels
Get PRO
December '24
+19
in 1 channels
Get PRO
November '24
+35
in 0 channels
Get PRO
October '24
+30
in 5 channels
Get PRO
September '24
+29
in 0 channels
Get PRO
August '24
+51
in 2 channels
Get PRO
July '24
+34
in 2 channels
Get PRO
June '24
+22
in 0 channels
Get PRO
May '24
+48
in 2 channels
Get PRO
April '24
+25
in 0 channels
Get PRO
March '24
+20
in 3 channels
Get PRO
February '24
+30
in 1 channels
Get PRO
January '24
+39
in 1 channels
Get PRO
December '23
+50
in 2 channels
Get PRO
November '23
+32
in 1 channels
Get PRO
October '23
+26
in 1 channels
Get PRO
September '23
+12
in 0 channels
Get PRO
August '23
+21
in 0 channels
Get PRO
July '23
+28
in 0 channels
Get PRO
June '23
+30
in 0 channels
Get PRO
May '23
+23
in 0 channels
Get PRO
April '23
+25
in 0 channels
Get PRO
March '23
+23
in 0 channels
Get PRO
February '23
+9
in 0 channels
Get PRO
January '23
+20
in 0 channels
Get PRO
December '22
+29
in 0 channels
Get PRO
November '22
+24
in 0 channels
Get PRO
October '22
+23
in 0 channels
Get PRO
September '22
+33
in 0 channels
Get PRO
August '22
+51
in 0 channels
Get PRO
July '22
+15
in 0 channels
Get PRO
June '22
+22
in 0 channels
Get PRO
May '22
+19
in 0 channels
Get PRO
April '22
+27
in 0 channels
Get PRO
March '22
+22
in 0 channels
Get PRO
February '22
+20
in 0 channels
Get PRO
January '22
+18
in 0 channels
Get PRO
December '21
+32
in 0 channels
Get PRO
November '21
+28
in 0 channels
Get PRO
October '21
+22
in 0 channels
Get PRO
September '21
+15
in 0 channels
Get PRO
August '21
+14
in 0 channels
Get PRO
July '21
+43
in 0 channels
Get PRO
June '21
+30
in 0 channels
Get PRO
May '21
+27
in 0 channels
Get PRO
April '21
+29
in 0 channels
Get PRO
March '21
+66
in 0 channels
Get PRO
February '21
+479
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +4 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +3 |
Channel Posts
فرد لونزر در این مقاله به بررسی چالشهای واقعگرایی در جهانی میپردازد که روزبهروز به داستانهای ژانری مانند علمی-تخیلی، هیجانانگیز و فانتزی شبیهتر میشود. او با اشاره به اختلاف تاریخی میان اچ.جی. ولز و هنری جیمز، استدلال میکند که داستان علمی-تخیلی، با وجود تواناییاش در به تصویر کشیدن امیدها و ترسهای معاصر، به دلیل حس قطعیت و انتخاب یک آینده خاص، واقعگرایی را بهطور کامل منتقل نمیکند. در مقابل، ادبیات داستانی با انعطافپذیری و پذیرش ناتمام بودن، ظرفیت بیشتری برای به تصویر کشیدن واقعیتهای آشوبناک و پیچیده امروز دارد. لونزر با مثالهایی از رمانهای معاصر مانند «مدار» سامانتا هاروی و «پاسخها» کاترین لیسی نشان میدهد که ادبیات داستانی میتواند با الهام از هیجان و تخیل داستان علمی-تخیلی، زمان حال را بهگونهای واقعگرایانه و ملموس به تصویر بکشد، حتی بدون اختراع آینده. (متن در کامنتها)
| 2 | رمان «شهربندان» جواد مجابی، در خوانش جواد اسحاقیان، صرفاً روایت اشغال یک شهر نیست؛ نقشهی اجتماعی پیدایش، سلطه و فروپاشی یک ذهنیت است. اسحاقیان طالبان را نه حادثهای ناگهانی، بلکه فرآوردهی درهمتنیدگی اقتصاد روستایی گسسته، سیاست قدرتهای خارجی، مدارس دینی رادیکال و ساختار عشیرهای میداند و نشان میدهد که هژمونی این جریان با سلب خانه، هویت، قانون و حتی نام شهروند کامل میشود. در برابر این ماشین ارعاب، رمان از مقاومت منفی و نافرمانی مدنی تا مسموم کردن فاتح در خانهی غصبشده پیش میرود و میگوید پیروزی راستین، پیش از هر گلوله، شکستن غرور مسلح قدرت است. این مقاله همان نکتهای را پیش میکشد که مجابی در استعارهی «شهربندان» مطرح کرده است: محاصره همیشگی نیست، اما تا ریشههای مرداب خشک نشود، نامهای تازهای جای طالبان را میگیرند.
[متن کامل در کامنتها] | 120 |
| 3 | شاعر در این شعر هویت انسانیِ صلحجو در برابر خشونتِ نمادین و عینی را اعلام می کند. او با نفی جنگ و نمایشهای پوچ، به زیباییهای ساده در زندگی هرروزه روز پناه میبرد تا نشان دهد که همچنان زنده است و حضور دارد. | 250 |
| 4 | مهمترین ویژگی آثار جواد مجابی، آمیختن طنز هوشمندانه و چندلایه با نقد اجتماعی، تأمل فلسفی و تجربهٔ زیسته است؛ طنزی که در داستانهای کوتاه و رمانهایش نه صرفاً ابزار خنده، بلکه پوششی برای ترس از مرگ، جنگ، استبداد و پوچی زندگی معاصر میشود و واقعیت تاریخی را با روایت فراداستانی، استعاره و گاه فضای سوررئال درهم میآمیزد. داستانی از این نویسنده بزرگ به مناسبت درگذشت او در بیان معنای زندگی به منزله راهی که تو را به همان جایی برمی گرداند که گمان میکردی از آن گریختهای.
[متن کامل در کامنتها] | 280 |
| 5 | نشر آسمانا کتاب «هر فرد یک منطق: سفری در منطقهای انسانی از منطق کلاسیک تا منطقهای فردی، اجتماعی و جهانی» نوشته دکتر اسفندیار اسلامی و دکتر روحالله حسینینوه را منتشر کرد. این اثر میپرسد چرا انسانها با دیدن یک واقعیت واحد به نتیجههای متفاوت میرسند و سپس از این رهگذر خواننده را از منطق کلاسیک و فلسفی تا منطقهای انسانی، اجتماعی و فردی همراه میکند؛ از ریاضیات و علوم تا سیاست، فرهنگ، هنر و زندگی روزمره.
نویسندگان با بیش از چهار دهه تجربه در آموزش، پژوهش و گفتوگوهای علمی نشان میدهند که دانش، تجربه، باورها، زبان، فرهنگ، احساسات و محیط اجتماعی چگونه شیوه اندیشیدن و استدلال کردن ما را شکل میدهند. | 189 |
| 6 | جستار بهروز شیدا با عنوان «تنها شبی مهمان میکند» مفهوم تبعید را در سه فیلم داریوش مهرجویی میکاود: «دایرهی مینا» چرخهی فقر، خریدوفروش خون و سقوط اخلاقی را نشان میدهد که در آن همه از خویش تبعید شدهاند؛ «مهمان مامان» لحظهای کوتاه از عطوفت جمعی و بازگشت قربانیان به اصل قهرمانانه است؛ و «سنتوری» تکرار همان تبعید است، اینبار هم از خویش و هم از سرزمین. شیدا با تعریف قهرمان حماسی و تراژیک، سرگردان، ویران، قربانی و ضدّقهرمان نشان میدهد که در دو فیلم نخست و آخر راه رستگاری بسته است و تاریخ مکرر میشود. [متن کامل در کامنتها] | 197 |
| 7 | نسیم خلیلی مجموعه جستارهای فرخنده حاجیزاده را از حد یادکرد چهرههای ادبی فراتر میبرد و آن را روایتی از زیستن در سایهی فقدان، سانسور و تبعید درونی میخواند. در این نگاه، درگذشت حقوقی و آتشی و دانشور و شجریان فقط خبر نیست؛ گشودن دریچهای است به حافظهای که حذف، نابرابری جنسیتی و فشار قدرت را در خود نگه داشته است. کتاب، بهجای مرثیه، تاریخ عاطفی دهههایی را مینویسد که در آن آدمها میتوانستند در وطن خویش نیز تبعیدی شوند و کلمه، تنها سرزمین باقیمانده باشد. [متن کامل در کامنتها] | 221 |
| 8 | رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» نوشته رضا قاسمی پس از سیزده سال پیگیری مداوم سارا کیانراد، مدرس ایرانشناسی دانشگاه مونیخ، به آلمانی ترجمه و از سوی انتشارات معتبر بک منتشر شد. این اثر که تجربه تبعید را با سنت داستاننویسی ایرانی پیوند میزند، بدون حمایت گسترده نهادی و تنها به پشتوانه علاقه شخصی مترجم به ناشر آلمانی راه یافت. کیانراد در گفتوگو با بانگ از دلایل انتخاب کتاب، دشواری معرفی ادبیات معاصر ایران در آلمان و راهکارهای ممکن برای ارتباط پایدار با صنعت نشر سخن میگوید. | 276 |
| 9 | شعر مشروطه را بیشتر با واژگان تازهاش میشناسند، اما نگاه شاعران به مشروطه، قانون و آزادی اغلب در نحو پنهان میماند. مریم جعفری آذرمانی در کتابی برگرفته از رسالهاش، بافت نحوی ده شاعر این دوره را با بوطیقای شناختی میکاود تا از تقدم و تأخر ارکان، وجه فعل و حذف و تکرار، جهانهای گفتمانی متفاوت آنان را بیرون بکشد. نتیجه، دستهبندی تازهای است که نه از پیشداوری سنتی، که از خود متن برمیخیزد.
[متن کامل در کامنتها] | 278 |
| 10 | این مقاله میگوید اعدام حتی برای یک قاتل واقعی هم قتل عمد دولتی است، چون انسان را به یک لحظهٔ جنایت خلاصه میکند و امکان پشیمانی، اعتراف، دگرگونی و رستگاری را از او میگیرد. در رمان «جنایت و مکافات» ما وارد ذهن راسکولنیکوف میشویم، ترس و وجدان و تنهاییاش را میبینیم و میان عمل و خودِ او فرق میگذاریم؛ ادبیات همدلی میدهد بدون آنکه جنایت را تأیید کند. در زندگی واقعی اما معمولاً فقط برچسب «قاتل» میزنیم. هواداری از اعدام یعنی قضاوت را جای فهم گذاشتن و آینهای را پس زدن که رمان پیش روی ما میگذارد. خطر بزرگتر این است که حکومت بتواند حتی بیگناهان را در روایت رسمی به راسکولنیکوف تبدیل کند، داستان را از حکم اعدام به عقب بنویسد و ما با پذیرفتن آن پایان، قوهٔ داوری خود را هم به جلاد بسپاریم. (متن کامل در کامنتها) | 285 |
| 11 | فتانه فراهانی، استاد مردمشناسی دانشگاه استکهلم، متنی را که در مراسم بزرگداشت شهرنوش پارسیپور خوانده شد از دو لایه میسازد. نخست جایگاه او را در گذار ادبیات زنان ایران از گفتمان متعهد پیش از انقلاب به روایت بدن، میل و قدرت پس از آن میکاود؛ سپس با الهام از رمان «برزخ» نویسنده را به میان شخصیتهایش بازمیگرداند تا در مجلسی خیالی از او بپرسد: شکستن سکوت تاریخی ارزشش را داشت؟
(متن کامل در کامنتها) | 342 |
| 12 | در جهان شعری شهیار قنبری، عاشقانه هرگز در اتاق دربسته نمیماند. «من» زخمیِ هجرت و تنهایی، آرام به «ما»ی قدغن و جنگل سوخته بدل میشود و دوباره برمیگردد؛ سفری مدام میان بدن و تاریخ، بوسه و سانسور، برگ و قیام. آرش نصرتاللهی در این خوانش نشان میدهد که این حرکت صرفاً مضمون نیست، تکنیک است: تصویرهای فشرده، واژهسازی پرخطر، زبان سهل و ممتنع، و چندصداییای که ترانه را از امر خصوصی به امر جمعی میکشاند، بیآنکه شور عاشقانه را قربانی شعار کند. مسئله، سرودن اعتراض یا سرودن عشق نیست؛ مسئله زیستنِ شعر است، آنقدر که بودن و نبودن شهیار قنبری در ترانه فارسی تفاوتی واقعی بسازد. (متن کامل در ستون کامنتها) | 293 |
| 13 | شهریار الوندی در این شعر با موفقیت دو ژانرِ غنایی و سیاسی را با وزن نیمایی در هم میآمیزد؛ بدون آنکه یکی بر دیگری چیره شود. میشنوید با صدا و اجرای شاعر در بانگنوا. | 299 |
| 14 | در راهروی بخش عفونی، زمان از ساعت جدا میشود و به همان چیزی بدل میگردد که برگسون دیرند مینامید: لحظهای درهمتنیده از شهود، شرم و انتظار. «روز بیستوهشتم» روایت زنی است که پس از یک همآغوشی شتابزده، میان آزمایش خون و خاطره، از خود میپرسد مرگ از کدام زخم آغاز میشود – از تن، یا از سکوت.
(متن کامل در کامنتها) | 376 |
| 15 | تاریخ معاصر ایران بیش از تقویم رسمی شاهان و پیمانها، نقشنقش جانفشانیهاییست که در غبار سالیان گم شدهاند. علیرضا اکبری سپهر در جلد نخست مجموعه چهارجلدی «سالهای سربی بیپایان» (نشر مهری) دست به کالبدشکافی همین جانهای شیفته میزند و مخاطب را از لشتنشای مهگرفته، از پالایشخانههای بادکوبه و کتابفروشی خیابان نیکلای اولیتسا، تا آهنگری کربلا میبرد؛ سفری به درازنای مبارزهای که قطع نمیشود، فقط شکل عوض میکند. عنوان کتاب پیش از توصیف یک دوره، بیان وضعیتی ساختاریست: فشردگی سرب، سنگینی تعقیب، و تکرار مقاومت. اسماعیل در این مجلد نه صرفاً قهرمان یک ماجرا که تجسم میراث چهار نسل است؛ از دعوای کودکان بر سر جوجهگنجشک تا عصیان شب عروسی، از سوادآموزی زیر چراغ نفتی تا پناه بردن به نهضت جنگل. نسیم خلیلی در این بازخوانی نشان میدهد رمان اکبری سپهر تاریخنگاری صرف نیست؛ روایتیست از بازتولید قدرت در جزئیترین سطح زندگی و از امیدی که در رحم نسل بعد ادامه مییابد. (متن کامل در کامنتها) | 388 |
| 16 | نویسنده «در جهان» را به دو معنا تصور کرده، یکی به معنای جایگاه رمان در جهان، اینکه چرا رمان جایگاه کلیدی در جهان پیدا کرده است، دیگری به مفهوم جهان زیست. اینکه رمان چه نقشی میتواند در زیست و هستی انسانها داشته باشد. در مجموع درک او این است که رمان (در نوشته شدن و در خوانده شدن) اهمیتی در زندگی مدرن پیدا کرده است که کمتر سپهر دیگری از شعر گرفته تا کار و تفریح از آن برخوردار است. و این به خاطر آن است که رمان راهکاری را برای فائق آمدن بر نیستی و هستی ارائه میدهد که دیگر عرصههای زیست ناتوان از آن هستند.
(متن کامل در کامنتها) | 315 |
| 17 | ثبتنام محدود کارگاههای پاییز و زمستان ۱۴۰۵ «شناخت ادبیات و داستانورزی» با شهریار مندنیپور آغاز شد؛ دوازده نشست دوهفتهیکبار با گرایش ناول و رمان، بررسی نویسندگان از داستایوسکی تا کالوینو و براتیگان، نقد کارگاهی داستانهای اعضا و یک جلسهٔ ویژهٔ «داستان به سینما میرود». شنبهها از ۲۶ سپتامبر و یکشنبهها از ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۲ ظهر به وقت شرق آمریکا. متن کامل همراه با نشانی ها در کامنت ها | 388 |
| 18 | شاعر در این سه شعر، عمیقاً غم گذشته سپریشده را دارد و در جستوجوی آرامش و معنا در خاطرات ازدسترفته است. سرانجام هم خودش را به دست جربان آرام زندگی میسپارد. میشنوید با صدا و اجرای شاعر در این شماره از بانگنوا. | 356 |
| 19 | زاهد قیصری در این مجموعه، با نثری آرام و دقیق، لحظههایی را روایت میکند که در آنها درد و امید، گذشته و حال، مثل خون در دستگاه دیالیز از هم جدا میشوند و چیزی تازه و ناب بر جای میماند. (متن کامل در کامنتها) | 396 |
| 20 | گریس پالی در کنار بستر پدر هشتادوششسالهاش مینشیند. پدر، هنوز سرشار از نور روشنفکری، از او میخواهد یک داستان ساده بنویسد؛ داستانی به سبک موپاسان یا چخوف، با شخصیتهای واقعی و باورپذیر. اما هر بار که دختر داستانی از زن همسایه و پسر معتادش تعریف میکند، پدر با لبخندی تلخ میگوید: «تو عمداً حرفم را اشتباه فهمیدی… همهچیز را حذف کردی.» این گفتوگوی کوتاه میان یک نویسندهی زن و پدر محتضرش، یکی از درخشانترین و دردناکترین تأملات ادبیات آمریکا دربارهی داستانگویی، تراژدی، امید و حق زندگی برای تغییر است. (متن کامل در کامنتها) | 380 |
