en
Feedback
سیاست و دیپل‏ماسی (کورش احمدی)

سیاست و دیپل‏ماسی (کورش احمدی)

Open in Telegram

هدف سیاست خارجی باید تامین امنیت ملی، منافع ملی و کمک به تامین رفاه و آسایش مردم یک کشور باشد.. تماس با ادمین: @kouahmadi

Show more
1 282
Subscribers
-124 hours
+17 days
+2830 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+8
in 2 channels
August '26
+61
in 4 channels
Get PRO
July '26
+136
in 9 channels
Get PRO
June '26
+31
in 4 channels
Get PRO
May '26
+196
in 11 channels
Get PRO
April '26
+118
in 12 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+60
in 4 channels
Get PRO
January '26
+20
in 4 channels
Get PRO
December '25
+77
in 9 channels
Get PRO
November '25
+37
in 8 channels
Get PRO
October '25
+145
in 10 channels
Get PRO
September '25
+188
in 11 channels
Get PRO
August '25
+85
in 3 channels
Get PRO
July '25
+26
in 3 channels
Get PRO
June '25
+35
in 4 channels
Get PRO
May '25
+18
in 5 channels
Get PRO
April '25
+32
in 7 channels
Get PRO
March '25
+40
in 10 channels
Get PRO
February '25
+25
in 7 channels
Get PRO
January '25
+6
in 2 channels
Get PRO
December '24
+10
in 2 channels
Get PRO
November '24
+3
in 1 channels
Get PRO
October '24
+12
in 2 channels
Get PRO
September '24
+4
in 3 channels
Get PRO
August '24
+40
in 8 channels
Get PRO
July '24
+7
in 1 channels
Get PRO
June '24
+11
in 2 channels
Get PRO
May '24
+20
in 2 channels
Get PRO
April '24
+12
in 3 channels
Get PRO
March '24
+8
in 7 channels
Get PRO
February '24
+3
in 3 channels
Get PRO
January '24
+11
in 2 channels
Get PRO
December '23
+4
in 2 channels
Get PRO
November '23
+2
in 0 channels
Get PRO
October '23
+17
in 3 channels
Get PRO
September '23
+69
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+159
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September0
06 September0
05 September+1
04 September+1
03 September+4
02 September+1
01 September+1
Channel Posts
⭕️ همه‌پرسی برای جنگ نیست
لزوم گفت‌وگوی عمومی درباره پایان جنگ و سیاست‌های زمینه‌ساز جنگ
✍️ کوروش احمدی؛ دیپلمات پیشین ♦️ سخنان اخیر حسن روحانی درباره ضرورت روشن شدن «چارچوب اهداف ملی» بار دیگر بحث قدیمی همه‌پرسی را به صدر فضای سیاسی کشور بازگردانده است. رئیس‌جمهور پیشین در دیدار با جمعی از مدیران دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت اگر قرار است، کشور برای ۲۰ سال دیگر با قدرت‌های بزرگ جهانی بجنگد باید این موضوع را با مردم در میان گذاشت و اگر جامعه راه دیگری را انتخاب کرد، آیا نباید به نظر آنان تن داد؟ این سخنان به «همه‌پرسی درباره جنگ» تعبیر شد؛ تعبیری که بیش از آنکه به مضمون سخنان روحانی توجه کند، روی یک عبارت مشخص متمرکز شد. اما پرسش اساسی این است که آیا موضوع بحث باید خود جنگ باشد یا سیاست‌هایی که می‌تواند، زمینه‌ساز جنگ شود؟ جنگ به‌معنای یک رویداد نظامی، طبعاً موضوعی نیست که بتوان آن را به همه‌پرسی گذاشت. 🔰 تصمیم درباره واکنش نسبت به عملیات نظامی، ادامه عملیات نظامی، به‌ویژه در شرایط بحرانی نیازمند سرعت، اطلاعات و رعایت جوانب امنیتی است. اما طیفی از موضوعات که مرتب با جنگ هستند قطعاً می‌توانند و باید موضوع سیاست‌ورزی مدنی قرار داشته باشند. مشخصاً مهم‌ترین سوال در این حوزه، این است که سیاست خارجی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا بتواند کشور را از خطر جنگ مصون نگه دارد و چه نوع سیاست خارجی می‌تواند، خطر جنگ را تشدید کند. تردید نیست که نوع مواجهه با قدرت‌های جهانی، میزان تنش با کشورهای مختلف و تصمیم درباره موضوعاتی که می‌تواند منشأ بحران شود، در مصون نگه داشتن کشور از جنگ یا درگیر کردن کشور در جنگ می‌تواند تعیین‌کننده باشد. مراجعه مستقیم به آرای مردم در «مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی» امری است که تقریباً در همه نظام‌های سیاسی پیش‌بینی شده است. ❇️ نمونه‌های متعددی در کشورهای مختلف سراغ داریم که نهایتاً موضوعات مورد مناقشه و غیرقابل حل از راه‌های عادی را نهایتاً از طریق رجوع به همه‌پرسی حل کردند. اگر عزمی برای حل مسائل و اجتناب از صرف انرژی کشور و مردم به‌صورت نامحدود باشد، اتفاقاً باید از ارجاع مسائل پرمناقشه و مزمن به آراء عمومی استقبال کرد. مسئله اصلی امروز این نیست که مردم درباره «جنگ» رأی بدهند؛ اما نظر مردم درباره سیاست‌هایی که می‌توانند موجب طولانی‌تر شدن جنگ و احتراز از تقابلات بیشتر شوند حتماً می‌تواند راهگشا باشد. از آنجا که مسائل بنیادینی مانند نحوه تنظیم رابطه با جهان، چگونگی مواجهه با قدرت‌های بزرگ، یا تصمیم‌هایی که هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بلندمدت برای کشور ایجاد می‌کنند به‌طور مستقیم زندگی مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند به دور از انصاف است که مردم در شکل‌گیری آنها نقشی نداشته باشند. ✳️ تجربه کشورهای مختلف نیز نشان داده که همه‌پرسی لزوماً برای موضوعات ساده و روزمره نیست. در انگلیس مناقشه طولانی بر سر ادامه یا توقف عضویت در اتحادیه اروپا سرانجام از طریق همه‌پرسی حل شد؛ زیرا مناقشه‌ای گسترده و فرسایشی بود که از مسیرهای معمول سیاسی به نقطه حل‌وفصل نرسیده بود. از این منظر، مخالفت یا موافقت با همه‌پرسی نباید به بازی با واژه‌ها محدود شود بلکه مضمون واقعی موضوع که نظرخواهی از مردم در مورد سیاست‌های کلان کشور است باید مورد بحث قرار گیرد. منتقدان طبعاً حق دارند درباره موضوعات مورد پرسش در همه‌پرسی و شرایط زمانی مناسب و پیامدهای همه‌پرسی بحث کنند اما اصل همه‌پرسی را منطقاً و عقلاً نمی‌توان و نباید زیر سوال برد. ✅ در نهایت، بحث بر سر همه‌پرسی درباره جنگ نیست؛ سخن از این است که اگر قرار است یک کشور برای دهه‌ها بابت یک مسیر مشخص در سیاست خارجی هزینه بپردازد، آیا بهتر نیست که نظر مردم نیز در رابطه با آن مسیر پرسیده شود؟ جنگ را نمی‌توان به رأی گذاشت؛ اما شاید وقت آن رسیده باشد درباره سیاست‌هایی که ممکن است زمینه‌ساز جنگ شوند و راه‌های دوری از جنگ یک گفت‌وگوی عمومی در جامعه را کلید زد. 🔺برای خواندن مطلب کامل به سایت سازندگی مراجعه کنید  https://saazandegi.ir/همه-پرسی-برای-جنگ-نیست

2
مصاحبه با اقتصاد نیوز در مورد شرایط کنونی تقابل ایران و آمریکا و آینده آن. کوروش احمدی، اقتصاد نیوز، 13 شهریور 405 https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-805020
239
3
روسیه، ایران و اجلاس گروه 20 در زیرنویس بیانه گروه 20 که در سایت وزارت خزانه‌داری آمریکا انتشار یافته، تصریح شده که "همه اعضای گروه 20 به استثنای چین با مفاد این بیانیه موافقت کرده اند." قبلا در مورد مخالفت چین با بندهای 4، 10، 11 و 13 بیانیه گروه و اختصاص بند 4 بیانیه بیانیه به تنگه هرمز است، در پیامی دیگر توضیح داده‌ام. https://t.me/covid_policy_dip/2703 لازم است اضافه کنم که روسیه یکی از 19 عضو گروه 20 است که با مفاد این بیانیه موافقت کرده است. همچنین لازم به توضیح است که عضویت روسیه بعد از تجاوز آن کشور به اوکراین در فوریه 2022 با مشکلاتی مواجه شد، اما برغم درخواست دولت بایدن در مارس 2022 برای اخراج روسیه و حمایت شماری از اعضا، به دلیل عدم اجماع در این مورد عضویت روسیه تداوم یافت اما پوتین و دیگر مقامات روسیه در سطح بالا و به شکل حضوری طی 4 سال گذشته در نشست‌های گروه شرکت نداشتند. عدم مخالفت روسیه با ماده 4 در حالی است که این کشور در مقایسه با چین به لحاظ سیاسی و نظامی به ایران نزدیک‌تر شمرده می‌شود. روسیه همچنین در مقایسه با چین نه تنها نیاز بسیار کمتری به تنگه هرمز دارد، بلکه حتی از اختلال تردد در تنگه سود می‌برد. با این حال، روسیه برخلاف چین تصمیم گرفت با بند 4 بیانیه مخالفت نکند. شاید دلیل اصلی این نحوه برخورد روسیه را باید ناشی از تصمیم مسکو به اجتناب از رنجاندن دولت ترامپ دانست. تشویق روسیه به شرکت حضوری در نشست نشویل توسط دولت ترامپ برخلاف رویه دولت بایدن و حفظ روابط پوتین و ترامپ که در ارتباط با بحران اوکراین می‌تواند کارساز باشد، احتمالا از دلایلی است که موجب نحوه برخورد روسها شد. از سوی دیگر، روسیه احتمالا حساب می‌کند که در هر حال ایران گزینه‌ای ندارد و در هر حال ناچار از تحمل هر گونه رفتاری از جانب مسکو است. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
605
4
مخالفت چین با بیانیه گروه 20 ازجمله بند مربوط به تنگه هرمز مخالفت چین با بیانیه مشترک اجلاس گروه 20 که صدور بیانیه را ناممکن کرد و موجب انتشار آن تحت عنوان "بیانیه رئیس" با موافقت 19 عضو دیگر شد، تحول مهمی است. سخنگوی وزرات خارجه چین در توضیحی راجع به موضع چین در مخالفت با بیانیه مشترک، ضمن "ابراز تاسف عمیق"، دلیل آنرا "نظرات متفاوت در مورد موضوعات مربوطه" اعلام کرد. سخنگو چینی وارد 4 موضوعی که محل اختلاف بود، نشده و تنها بر اصول "اجماع‌سازی و مشارکت برابر" و "ضرورت همکاری عینی، منصفانه و متوازن در مورد مسائل کلیدی اقتصادی جهانی و رد هر گونه تلاش برای تحمیل روایت یک کشور بر دیگران" تاکید کرده است. چهار جمله‌بندی مورد اعتراض چین عبارتند از: 1- انتقاد از "عدم توازن جهانی" و "تکیه بیش از حد بر صادرات" که بطور ضمنی متوجه 1.2 تریلیون دلار مازاد تراز پرداخت تجاری چین است. 2- مخالفت چین با جمله‌بندی مربوط به "تجدید ساختار بدهی‌ها دولتی"، 3- مخالفت با جمله‌بندی مربوط به کسب اطمینان در مورد "کارکرد موثر" زنجیره مواد معدنی حیاتی و 4- عدم موافقت در مورد بند مربوط به کسب اطمینان در مورد "کشتی‌رانی آزاد، ایمن و قابل پیش‌بینی در تنگه هرمز." نکته مهم برای ما مخالفت چین با جمله‌بندی مربوط به تنگه هرمز در پیش‌نویس سند اجلاس 20 است. مخالفت با این بخش از سند در شرایطی صورت گرفته که چین طی 5 ماه گذشته به دفعات از تنگه هرمز به عنوان "یک آبراه بین‌المللی"، "معبر مورد استفاده برای ناوبری بین‌المللی" و "ضرورت حفظ ایمنی و عبور بدون مانع از تنگه هرمز" سخن گفته است. نگاه دقیق به بند 4 متن بیانیه مشترک گویای دلایل دو گانه چین برای مخالفت با آن است: الف – متن رئیس نشست یعنی آمریکا در این بند با اشاره به "ضرورت کارکرد موثر و روان زنجیره‌های ارزش کلیدی مانند انرژی، غذا و کود و..." و ضمن "ابراز نگرانی از تداوم اختلال در تجارت انرژی" تاکید می‌کند که "کشتی‌رانی آزاد، امن و قابل پیش‌بینی در تنگه هرمز و کل جهان و حل جنگ‌های جاری و منازعات برای رشد مداوم جهانی ضرورت اساسی دارد." در این جمله‌بندی‌ها ایران بطور ضمنی مقصر مشکلات اقتصاد جهانی معرفی شده است. ب‌- کل متن بند 4 که توسط هیات آمریکایی پیشنهاد شده بود، بازگو کننده روایت یک طرفه و ناقص آمریکا در مورد مسئله تنگه هرمز بدون هیچ اشاره‌ای به شروع جنگ توسط آمریکا و اسرائیل است. چین ضمن مخالفت با این بند در واقع با تصویب روایت آمریکا به عنوان روایت غالب و مورد اجماع جهانی مخالفت کرده است. به عبارت دیگر، چین با توجه به ارائه متن توسط آمریکا و فرامتن با بند 4 مخالفت کرده است. نهایتا باید توجه داشت که این متن تنها مورد مخالف چین قرار گرفته و 19 عضو دیگر گروه 20 با آن موافقت کرده اند. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
723
5
اهرم ایران برای خاتمه جنگ، کوروش احمدی، سرمقاله روزنامه شرق، 10 شهریور 405 تجاوز غیرقانونی و متخلفانه آمریکا و اسرائیل طی سه نوبت در 15 ماه گذشته نشان داد که بازدارندگی فراسرزمینی، موشکی و هسته‌ای که ایران طی چند دهه برای جلوگیری از تجاوز فراهم کرده بود، مانع جنگ نشدند. اما با شروع جنگ، جغرافیای بی‌همتای ایران اینبار نیز مانند هزاره‌های گذشته کارساز واقع شد و در کنار توان موشکی و پهپادی ایران امکان مقاومت و ناکام گذاشتن متجاوزان در نیل به اهدافشان را فراهم کرد. سوال بزرگ این است که اکنون سیاست طرفین این مناقشه چیست و راه خروج از بن‌بست موجود کدام است. https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1124851
617
6
عدم ملاقات رسمی پزشکیان و شی در بیشکک ایرنا و و سایت ریاست جمهوری خبر داده‌اند که روسای جمهور ایران و چین در حاسیه اجلاس سران شانگهای "برای دقایقی با یکدیگر به گفت‌وگو پرداختند”. ویدئوی نیز دو رئیس جمهور را ایستاده در حال گفتگو نشان می‌دهد. این به آن معناست که ملاقات رسمی دو جانبه بین دو رئیس جمهور انجام نشده است. این در حالی است که پزشکیان و شی در نشست سال قبل اجلاس شانگهای در تیانجین ملاقات رسمی دوجانبه داشتند. البته رهبر چین از بین 8 رئیس کشور شرکت کننده در اجلاس سران شانکهای تنها با سه تن از آنها (روسای جمهور روسیه، اوزبکستان و مغولستان) ملاقات رسمی دو جانبه داشته است. اما آنچه عدم ملاقات رسمی بین شی و پزشکیان را حائز اهمیت می‌کند این است که در شرایط بحرانی بعد از حمله آمریکا به ایران ملاقات بین مقامات دو کشور محدود به یک سفر عراقچی به پکن در نیمه اردیبهشت و ملاقات او با وزیر خارجه چین در حاشیه نشستی در بیشکک در تیر گذشته بوده است. در شرایطی که چین همچنان ایران را شریک راهبری جامع خود می‌داند و آمریکا و اسرائیل را به خاطر حمله به ایران سرزنش می‌کند و در یک مورد هم در شورای امنیت یک قطعنامه ضد ایرانی را وتو کرد، محتمل است اختلاف نظر بین ایران و چین در باره تنگه هرمز رو به افزایش نهاده و عدم برگزاری ملاقات دو جانبه رسمی بین روسای دو کشور در بیشکک علامتی در این رابطه باشد. چین از اردیبهشت گذشته به دفعات در مورد تنگه هرمز اظهار نظر کرده و از آن به عنوان یک "آبراه بین‌المللی" و ضرورت "عبور بدون مانع از آن" یاد کرده است. در 20 آوریل سخنگوی وزارت خارجه چین در پاسخ به سوالی راجع به شلیک به یک کشتی هندی و اظهارات یک مقام نظامی ایران در مورد کنترل تنگه هرمز، گفت: "چین تنگه هرمز را یک تنگه برای عبور بین‌المللی می‌داند و حفظ ایمنی و عبور بدون مانع از آن را یک نفع مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی می‌شمرد." نماینده چین در سازمان ملل نیز در 17 آوریل از عدم موافقت چین با ایران در مورد حمله به کشورهای خلیج فارس و ضرورت تضمین آزادی و ایمنی کشتی‌رانی از طریق یک تنگه که مورد استفاده بین‌المللی است، سخن گفت. موضع چین در مورد تنگه هرمز منعکس کننده منافع حیاتی آن کشور است. با توجه به اینکه چین اقتصادی صادرات محور دارد، آزادی و ارزانی و سرعت در دریانوردی بین‌المللی برای آن کشور حیاتی است. بعلاوه، با توجه به اینکه چین 40 درصد انرژی خود را از خلیج فارس دریافت می‌کند، قیمت پائین نفت و امنیت انتقال انرژی برای آن کشور از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا، تعارض بین نگاه ایران به تنگه به عنوان یک ابزار راهبری و نگاه چین به تنگه به عنوان مسیر عبور کالا و انرژی می‌تواند مسئله‌ساز شده باشد. نکته مهم دیگر در رابطه بین ایران و چین، انتصاب قالیباف به پیشنهاد پزشکیان و تایید رهبری به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین در اواخر اردیبهشت گذشته است. انتصاب یک مقام بسیار عالیرتبه آن هم در چنان سطح بالایی تحول بسیار مهمی بود که می‌بایست قاعدتا با اقداماتی دنبال می‌شد. اما طی بیش از سه ماه گذشته تحول جدیدی را از ناحیه این انتصاب شاهد نبوده‌ایم. شاید انتظار این بود که بعد از این انتصاب مهم سفر ایشان به پکن برنامه‌ریزی می‌شد که هنوز خبری از آن نیست. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
572
7
📹 اختلافات بر سر کنوانسیون خزر چیست؟ ▫️در قسمت نخست مناظره سیاسی «باشگاه سیاستمداران»، کوروش احمدی و محمدعلی بهمنی‌قاجار به
📹 اختلافات بر سر کنوانسیون خزر چیست؟ ▫️در قسمت نخست مناظره سیاسی «باشگاه سیاستمداران»، کوروش احمدی و محمدعلی بهمنی‌قاجار به یکی از بحث‌برانگیزترین پرونده‌های سیاست خارجی ایران پرداختند: کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران. ▫️آیا ایران واقعاً ۵۰ درصد خزر را در اختیار داشته است؟ آیا کنوانسیون سهم مشخصی برای ایران تعیین می‌کند؟ و تصویب آن می‌تواند حقوق تاریخی و منافع ایران را تضمین کند؟ ▫️کوروش احمدی تأکید می‌کند که کنوانسیون هیچ سهم مشخصی برای ایران تعیین نکرده و عدد ۵۰ درصد از نظر حقوقی و عملی قابل دفاع نیست؛ در مقابل، بهمنی‌قاجار معتقد است ایران باید برای دستیابی به سهمی واقعی در حدود ۲۰ درصد تلاش کند و پیش از تصویب کنوانسیون، تکلیف خط مبدأ و حقوق ایران در میدان البرز روشن شود. ▫️ در این مناظره همچنین درباره حقوق تاریخی ایران، میدان نفت و گاز البرز، حضور نظامی کشورهای غیرساحلی، خطوط لوله انتقال انرژی و پیامدهای امنیتی کنوانسیون خزر بحث شد. 📍لینک این برنامه در آپارات ⭕️ لینک این برنامه در یوتیوب 📺@ecoiran_webtv
388
8
📹 مناظره کورش احمدی و محمدعلی بهمنی قاجار در اکوایران؛ کنوانسیون خزر و منافع ملی ایران ▫️در برنامه مناظره سیاسی «باشگاه سیاس
📹 مناظره کورش احمدی و محمدعلی بهمنی قاجار در اکوایران؛ کنوانسیون خزر و منافع ملی ایران   ▫️در برنامه مناظره سیاسی «باشگاه سیاستمداران»، موضوع کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر و اختلافات پیرامون حقوق و سهم ایران در این دریا بررسی می‌شود. ▫️با تمرکز بر ابعاد حقوقی و تاریخی کنوانسیون، اختلافات میان کشورهای ساحلی و این پرسش که آیا توافق خزر منافع ایران را تأمین کرده یا همچنان ابهام‌هایی درباره حقوق کشورمان باقی مانده است؟ 📺 @ecoiran_webtv
374
9
‌ 🔴 سند مهم؛ اعتراض و‌ گلایهٔ تاجر آذربایجانی به تُرک خوانده شدنِ ایرانیانِ آذربایجانی زمان انتشار این نوشته در روزنامهٔ ایران‌ به تاریخ ۲۷ رمضان ۱۳۳۷ هجری قمری برابر است با شنبه ۵ تیر ۱۲۹۸ هجری شمسی (مصادف با ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ میلادی). ● متن آمده در تصویر از قرار زیر است: سومین صوت اعتراض ما چه هستیم؟ این سؤال خاطر ما تجّار آذربایجان را بیش از سایرین مشغول می‌دارد؛ حتی متفکرین ایران در این خصوص از تجار آذربایجان عقب‌ترند؛ زیرا رابطهٔ ما بازرگان‌ها به‌واسطهٔ تجارت با اسلامبول، کمتر از آن نیست که با پای‌تخت وطن خودمان: «طهران» داریم؛ چنانکه ما را در طهران «ترک» می‌نامند، در اسلامبول هم «عجم» می‌گویند. و این دو اسم همه‌روزه در خاطر ما همیشه یک حس کنجکاوی تولید میکند: واقعاً؛ ما چه هستیم؟.. آیا تُرکیم یا عجم؟... (در ترکی اسلامبولی «عجمی» بودن غیر از «عجم» بودن است. عجمی یعنی آدم ناشی. مثلاً: کسی را که خود را متفکر بداند و بخواهد که آذربایجانی‌ها را ترک بخواند، می‌گویند که در علم «انساب» عجمی است؛ یعنی بی‌بهره است. ولی عجم ـ به معنی «آل‌جم» است؛ که حکیم: «ابوالقاسم فردوسی طوسی» آن را به‌فارسی زنده کرده و آذربایجان را «آذرآبادگان» خوانده است.) خوانده شدن ما در اسلامبول به اسم «عجم» هیچ‌وقت به‌حال ما توفیر نمی‌کرده است و هیچ‌کس حق ندارد که از شنیدن اسم ساده و صحیح خود متأثر و یا متغیر گردد؛ ولی زخم زبان‌های سرخی که کلمهٔ ترک را بی‌هیچ ملاحظه به روی ما پرتاب می‌کرده است از شکاف شمشیرهایی که در «چالدیران» بر فرق اجداد ما باریده کاری‌تر بوده است!... «ترک» خواندن يك ایرانی، ایران دیگری را اقل اقلش بدان ماند که انسان، برادر صلبی خود را «اعیانی» و یا این‌که «بیگانه» صرف بداند. و این اسناد يک نوع «مجهول‌النسبی» است به‌طرف مقابل. اگر حقیقت مسئله را بخواهید... به‌میان آمدن مشاجرهٔ «ترک و فارس» عکس‌العمل آن یا زخم‌ها و امثالی است که از دیرباز ورد زبان فارسی ما بوده و هنوز در میان ما هستند کسانی‌که آداب معاشرت را به قافیهٔ لفّاظی باخته و تکرار کنند: «کسی‌که به خدا بگوید تاری، دیگر چه توقع از او داری؟!...» ورنه؛ تنها مسئلهٔ زبان، چگونگی نژاد قومی را ثابت نمی‌کند. و اگر بنا بر این بود طایفهٔ کلیمیان بایستی در انگلستان «آنگلو ساکسون»، در آلمان «ژرمن»، در روسیه «اسلاو»، در اسلامبول «ترک»، در فلسطین و شامات «عرب» و در ایران «هند و آریائی» باشند؛ زیرا که این قوم در هر مملکت به زبان مردم آن تکلم می‌کنند. زبان خود ایرانی‌ها فارسی امروزه نبوده، کتیبه‌های «بیستون» به گلستان «سعدی» هیچ شباهت ندارد. آداب، اخلاق، عادات، دهات و حتی افسانه‌ها و خرافات آذربایجانی‌ها عین آنها است که در «شیراز» است. بادکوبه را همیشه نسیم امواج خزر می‌گوید: تبریز، تب را از وجود انسان بالمعاینه می‌ریزد. «آذرگشسب» در «آذرآبادگان» بوده. خوبرویان آذربایجان، انموذج، سفیدپوست هستند. «زردشت» از ارومیهٔ آذربایجان طلوع کرده. محلهٔ «سرخاب» تبریز، مقبرهٔ شعرای ایران است و دیوان «صائب تبریزی» و خمسه «نظامی گنجوی» و قصاید «خاقانی شیروانی» دو سیهٔ اهل زبان بودن ایشان... اما اینکه چه طور شده است که آذربایجانی‌ها فعلاً به‌ زبان ترکی حرف می‌زنند، اسباب و عوامل این را باید در ترتیب قشون‌کشی و استیلای «مغول» جُست، مغول‌ها، طوایف بادیه‌نشین بوده‌اند. وقتی که از قله‌های «آلتای» سرازیر شده‌اند، ایل و آلوس همراه داشته‌اند. جاهائی را که سبز و خرم دیده‌اند اطراق کرده‌اند. خود «هلاکو» مراغه را مقر حکمرانی ساخته است. و البته مردم، در داد و ستد و عرض و تظلم بدانستن زبان غالبین قهار خود محتاج بوده‌اند و به تکلم آن عادت گرفته‌اند؛ چنانکه «ترک»ها در اسلامبول و سواحل «مرمره» حتی «ارامنه» در نواحی «آناطولی» همین حال را دارند. ارمنی‌های «قیصری» یك کلمه از زبان اصلی خودشان نمی‌فهمند. بلی ۲۵ قرن قبل بر این، آذربایجان را که قسمتی از هضبهٔ ایران بوده، «مَد» نامیده‌اند، چنانکه فعلاً ناحیه‌‌ای از جزیرة‌العرب را حجاز می‌گویند. قرابتی که خانواده‌های بزرگ «مَد» با «پارس» داشته‌اند، منشاء هم عِرقی این دو تیرهٔ عجم را تأیید می‌کند و امروز برای علمای این فن شبهه نمانده است که «مَدیها» از نژاد اصفر نیستند. پرزیدنت: (ویلسن) برای تعیین ملیت اقوام سی و دو کمسیون متخصص تشکیل داده بوده است. من می‌ترسم که در نتیجه این مشاجره مجبور شده حل ملیت خودمان را به آنها رجوع کنیم. و یا اینکه ـ خدای نخواسته ـ برای آن هم محتاج جلب مستشاران خارجه بشویم!... الحاج رضا جوراب‌چی روزنامهٔ ایران، ش ۴۶۲، ۲۷ رمضان ۱۳۳۷ ق، ص ۲ 🔴 عکس را از «اینجا» ببینید. 🔴 پی‌نوشت: مَد: ماد هضبه: فلات نژاد اصفر: نژاد زرد (اشاره به زردپوستان) انموذج: نمونه آلوس: طایفه @IranDel_Channel 💢
1
10
تنگه فک‌الاسد در تنگه هرمز دیروز خبری منتشر شده بود مبنی بر اینکه ارتش آمریکا با لایروبی مسیری در جوار سواحل عمان، از آن برای انتقال نفت استفاده می‌کند. چند روز قبل از آن هم ادعا شده بود، سنتکام صخره‌ها را تراشیده و راهی برای عبور کشتی‌ها و نفتکش‌ها باز کرده است. بعید است این دو خبر صحت داشته باشند. مسئله این است که یک تنگه‌ای به اسم فک‌الاسد در آبهای داخلی عمان و در فاصله بین جزیره مسندم و شبه جزیره مسندم در سواحل عمان قرار دارد که حدود 8 مایل دریایی در جنوب جزیره مومار (کوئن بزرگ)، یعنی شمالی ترین جزیره عمانی که خط مبداء آن مبنای تعیین آبهای سرزمینی عمان است، واقع است. مطابق یک چارت قدیمی دریاداری انگلیس، عرض تنگه فک‌الاسد حدود 555 متر و عمق آن 44 متر است. قبل از 1979 که خطوط تفکیک ترافیک دریایی (TSS) بسیار به عمان نزدیک‌تر بود، ظاهرا تردد از این فک‌الاسد انجام می‌شد که چون برای عمان بسیار دردسر و آلودگی و .... داشته، TSS به درخواست عمان به جنوب خط منصف و تقریبا مماس با این خط منصف تنگه هرمز یعنی باز هم در دریای سرزمینی عمان منتقل می‌شود. این همان TSS است که تا 9 اسفند 404 یعنی روز تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران برقرار بود. ظاهرا از ماه می آمریکایی‌ها با کمک عمانی‌ها و همآهنگی با بقیه کشورهای منطقه این مسیر فک‌الاسد را دوباره راه انداخته‌اند که چون گویا در آن کشتی‌ها با فاصله زیاد در آبهای داخلی عمان و در پناه راس مسندم و نیز در شبها و در تاریکی و با ترانسپوندر خاموش تردد می‌کنند، ادعا می‌شود که ترددها از دید ایران مخفی مانده است. البته برخی نیز به جنگ 13 روزه و ادعای زدن بخشی از امکانات پایشی و نظارتی و راداری ایران در سواحل جنوب اشاره می‌کنند. اگر ابعاد معبر فک‌الاسد آن باشد که در چارت انگلیسی آمده، نفت‌کش‌های بزرگ (VLCCs) هم به راحتی می‌توانند از آن عبور کنند. اما چون VLCCs بسیار کند هستند، و هدف گیری آنها راحت‌تر است، گفته می‌شود که نفت با تانکرهای کوچک‌تر به آنسوی تنگه منتقل و به VLCCs ها منتقل می‌شود. ظاهرا ادعای مقامات آمریکایی طی چند ماه گذشته مبنی بر انتقال مقادیر قابل توجهی نفت از این مسیر از اینجا ناشی می‌شود. اگر بهای نفت را شاخص بدانیم، نفت حدودا 88 دلاری برغم اعلام بسته بودن تنگه هرمز و محدودیت تردد در باب‌المندب ممکن است ناشی از وجود چنین مسیری باشد. به هر حال، با توجه به چنین احتمالی و بسیاری مسائل دیگر، تردیدی در ضرورت بازگشت به یادداشت تفاهم وجود ندارد. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
1 008
11
آیا تحریم‌های آمریکا تحولی جدید است؟ کوروش احمدی، دنیای اقتصاد، 5 شهریور 405 سوالی که در پی اظهارات جدید وزیر خزانه‌داری آمریکا در مورد افزایش فشار اقتصادی بر ایران مطرح است، این است که آیا هدف دولت ترامپ در این مرحله تنها شروع دور جدیدی از تبلیغات و فشار روانی و در کنار آن افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک بر کشورها برای فاصله گرفتن از ایران است، یا ترتیبات اعلام شده شامل تدابیر و پیامدهای عملی و اجرایی مشخصی نیز هست؟ به دلایل زیر به نظر می‌رسد که این به اصطلاح «عملیات طرد اقتصادی ایران» شامل تدابیر و سازوکاری‌های مشخص و جدیدی است و ممکن است که منشاء تحولی کیفی در فشارها علیه شرکت‌ها و بانک‌های بین‌المللی و رهبران خارجی باشد و تنها ادامه و تکرار تحریم‌های گذشته نباشد: متن کامل👇 https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-68/4291128-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
597
12
آیا ازسرگیری مذاکره محتمل است؟ کوروش احمدی، سرمقاله روزنامه شرق، 3 شهریور 405 در شرایطی که برخی مقامات در تهران برای ورود به دور دیگری از مذاکره برای احیای یادداشت تفاهم علاقه نشان می‌دهند، سؤال دیگر این است که پیام احتمالی ترامپ آیا به شکلی هست که مشوق روند مثبتی باشد؟ صورت مسائلی که موجب تعلیق اجرای یادداشت تفاهم شد، تا حدی روشن است. اختلاف عمده بر سر تفاسیر حداکثری دو طرف در مورد ماده 1 (توقف جنگ در همه جبهه‌ها) و ماده 5 (مدیریت تنگه هرمز) در یادداشت تفاهم است. مطابق تفسیر ایران از ماده 1، اسرائیل باید حمله به حزب‌الله را متوقف کرده و نیروهایش را نیز از اسرائیل‌‌ خارج کند. تفسیر ایران از ماده 5 نیز به نوعی است که تحقق آن مستلزم اعمال کنترل و حاکمیت ایران بر کل تنگه هرمز است. آمریکا تفاسیر متفاوتی دارد و ماده 1 را فقط در ارتباط با کنترل درگیری‌ها در لبنان می‌داند و عبارت «اداره تنگه در آینده» در ماده 5 را متناسب با مفاد ماده 42 کنوانسیون حقوق دریاها تفسیر می‌کند. آمریکا مدعی است‌ هدف ماده 5 بازگرداندن وضعیت تنگه به قبل از شروع جنگ و مدیریت امور مربوط به انتظامات امور ترافیکی و ایمنی دریایی است. متن کامل 👇🏼 https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1123462
700
13
بعلاوه، اتفاقا رژیم شاه در تبلیغ شریعتی به تصور باطلش برای مبارزه با کمونیسم نقش داشت. خود من به یاد دارم که تلویزیون هویدا را در حالی نشان می داد که کتابهای شریعتی در قفسه کتاب پشت سرش کاملا عیان بود. چندین سال شریعتی در حسینه ارشاد فعالیت داشت بدون اینکه مزاحمتی برایش فراهم شود. در سال 52 هم که حسینیه را بستن بیشتر به خاطر شکایت علما و کسانی مثل نصر بود. و آن در حالی بود که در اغلب آن سالهای کتابهای مذهبی برنده کتاب سال می شدند.
831
14
جواب: قطعا نباید ضد غرب بود و قطعا باید دانش اقتصاد را ارج نهاد. اما دلیل اصلی ضدیت با غرب که امروز شاهد آن هستیم شریعتی و آل احمد نیست. برداشت من این است که آنها با مبانی تمدن غرب و مدرنیته مخالف نبودند حداقل آنگونه که هایدگر و شارحان ایرانی او مانند فردید و .... بودند. برخلاف تبلیغاتی که می شود کمونیست های دو آتشه هم ضد مبانی تمدن غرب و ضد مدرنیته نبودند. اساسا خاستگاه کمونیسم غرب است. آنها نیز با تصوراتی که از ظهور و بروز خارجی غرب و به قول خودشان امپریالیسم داشتند مخالف بودند. آل احمد و شریعتی که فرانسه می دانستند و بعضا در غرب درس خوانده بودند، مخالفت فلسفی و تمدنی با غرب نداشتند. عمل آنها واکنشی سطحی بود به رابطه نزدیک حکومت وقت با غرب. غرب ستیزی امروز ریشه در افکار کسانی مثل سید قطب، حسن البنا و مولانا مودودی و مانند آنها دارد. آنها از اساس و ریشه با تمدن غرب و هر آنچه غربی است از جمله نظام و نظم بین الملل مخالفند. من فکر نمی کنم که این تصور که چپ ها و امثال شریعتی و آل احمد غرب ستیزی را در ایران به ارث گذاشته اند، تصور دقیقی باشد. حداقل ما حدود 60 سال از زمانه آنها فاصله داریم و شصت ساله های ما هم آشنایی چندانی با آنها ندارند. غرب ستیزی این روزها و چند دهه اخیر برآمده از آموزهای امثال سید قطب و مودودی است و از بالا پمپاژ می شود و در سطح باقی مانده و راهی به عمق جامعه نیافته. معدودی از کسانی که آل احمد و شریعتی را مطرح می کنند ، شاید یک پروژه سیاسی خاصی داشته باشند. شاید. سوال: همیشه آدم‌هایی هستند که به اصول پایبندی نشان می‌دهند. آدمی که اصول داشته باشد، همیشه پای اصول خود می‌ایستد. عنایت‌الله سمیعی، کفیل وزارت اقتصاد، در سال 1310 در مخالفت با لایحه قانون انحصار تجارت خارجی استعفا کرد. عجب انسان با بصیرتی بود. در حالی که همه مدافع این رویه بودند. جواب: حتما منظورتان مقایسه شریعتی با عنایت الله سمیعی نیست، چون شریعتی یک کنشگر سیاسی منتقد بود و سمیعی یک سیاستمدار عضو یک کابینه که مطابق قانون قرار بود که در برابر اقداماتش که اثر مستقیم بر زندگی مردم داشت، در برابر مجلس و مردم پاسخگو باشد. با این حال عنایت داشته باشید که عنایت الله سمیعی اگر چه در بهمن 1309 در اعتراض به قانون انحصار تجارت خارجی استعفا داد اما همو در اسفند همان سال لایحه انحصار را تقدیم مجلس کرد. شاید تحت فشار. البته می دانیم که محمدعلی فروغی در همان سال قبل از سمیعی وزیر اقتصاد ملی بود و در زمان تقدیم لایحه انحصار وزیر خارجه بود و در 1310 او بود که به اعتراضات خارجی ها علیه قانون انحصار جواب می داد . نقش فروغی لیبرال در لایحه انحصار را چطور می توان توضیح داد.؟ و اینکه لیبرالیسم او هیچ ظهور و بروزی در عملکرد او به عنوان یک دولتمرد نداشت، چطور؟ سوال: بله واضح است که فکر توسعه قتصادی شکست خورد. اما به هر حال بخشی از الیت هم روی آبادانی و تجدد تمرکز داشتند. پس نمی‌شود گفت کانتکست آن زمان طوری بود که کسی به توسعه اقتصادی توجهی نداشت. اغلب روشنفکران ان زمان آگاهانه خودشان انتخاب کردند از بین دو گفتار یکی را انتخاب کنند. جواب: توسعه اقتصادی به خاطر جریان های چپ نبود که شکست خورد. شما اظهارات معماران توسعه اقتصادی دهه 40 را ببینید . ببینید عالیخانی، نیازمند، یگانه و دیگران چه می گویند. مهدی سمیعی که اتفاقا در دهه 20 توده ای بود و به این دلیل به شعبه بانک ملی در زاهدان منتقل شده بود، ببینید در خاطراتش در مورد شکست برنامه های توسعه اقتصادی چه می گوید . او از جمله دیکتاتوری شاه را مانع اصلی شکل‌گیری نهادهای مستقل در ایران می داند. حال با این تفاصیل واقعا عجیب است که کسانی عملکرد چند روشنفکر را موجب فروپاشی برنامه های توسعه اقتصادی ایران بدانند. قطعا عملکرد امثال آل احمد و شریعتی نبود که توسعه اقتصادی را مختل کرد. عالیخانی کاملا قضیه را روشن کرده است. خاطرات علم کاملا قضیه را روشن کرده است. آنها اتفاق نظر دارند که خودکامگی شاه از 1352 یعنی بعد از بوم نفتی به حوزه اقتصاد نیز تسری یافت و دلیل اصلی شکست برنامه توسعه اقتصادی و اخراج معماران آن و شروع بحران ها بود. امثال آل احمد و شریعتی روشنفکرانی بودند که در مواجه با سانسور، انسداد سیاسی، یکه تازی ساواک، فقدان یک راه خروج مشارکتی از بن بست، فرمایشی شدن مجلس، تعطیل مطبوعات آزاد و ... قُر روشنفکرانه خود را می زدند و تاثیری هم بر کار حکومت نداشتند. از این جور قر زدن ها مگر در اروپا نبود. در فرانسه که خود من بودم بساط روشنفگری و مخالف خوانی هزار برابر پهن تر از ایران بود. ولی آیا نظام سیاسی فرانسه به گل نشست؟ اینکه ما دلایل اصلی به گل نشستن کشتی رژیم شاه را نبینیم و همه کاسه کوزه ها را سر چهار تا روشنفکر شاخ شکسته بشکنیم، یک اشکال بزرگ دارد و آن گول زدن خودمان و مخاطبانمان است.
817
15
در پی مجادلاتی که بعد از اظهارات آقای دکتر غنی نژاد در مورد مرحوم شریعتی در گرفت، در یکی از گروه های تلگرامی، ادمین محترم گروه سوالاتی از من در این مورد کرد. سوالهای ایشان و جوابهای خودم را در زیر آورده ام: من یک سوال دارم شما نظرات آقای شریعتی و آل احمد را الان قبول دارید؟ همین طور نظرات آقای سروش را؟ جواب: من نظرات اینان را نه الان حتی آن زمان هم قبول نداشتم اما آنها را می فهمیدم و اکنون نیز با توجه به شرایط آن زمان می فهمم. اینان بخشی از واکنش جامعه آن زمان به شرایط آن زمان بودند. و چون بودند و شنیده می شدند لاجرم موضوعیت داشتند. شرایط آن زمان موجب شد که اینان ظاهر شوند و مطرح شوند. سانسور و سرکوب خبر و انسداد سیاسی یعنی فقدان راه خروجی مشارکتی و مبتنی بر حداقلی از آزادی های اولیه چه آن زمان چه این زمان محصولات خود را دارد. باید واقع بین بود و مسائل را همه جانبه دید و فهمید و هرگز نباید به واکنش ها مستقل از کنش ها پرداخت. نکته مهم دیگر که هرگز نباید از آن غافل بود این است که هر پدیده و حرکت و فکر و ایده ای را در بستر زمانی داخلی و بین المللی خود در نظر بگیریم و بسنجیم و قضاوت کنیم. نمی توانیم امور را از بستر زمانی خودشان بکنیم و به زمان حاضر بیاوریم و با توجه به داده ها و انگاره ها و باورهای کنونی آنها را قضاوت کنیم و بدتر از آن آنها را به محاکمه بکشیم. ارادت مند شما هستم در مورد دکتر سروش هم فکر می کنم با توجه به طیف متنوعی از کارهای اغلب ارزنده ای به لحاظ تئوریک که ایشان انجام داده، کسی منطقا مشکل می تواند بگوید که با او موافق است یا مخالف. اما در یک چیز تردیدی ندارم و آن اینکه دشمنی با روشنفکری دینی بی معنی است. چرا که کارنامه روشنفکری دینی یا نواندیشی دینی یا پژوهشگری دینی و ... یا هر نام دیگر قابل اطلاق به این طیف وسیع و متنوعی از کنشگران و نظریه پردازان در مجموع مثبت بوده. حداقل از این نظر که سعی موفقی در خارج کردن دین از انحصار ایدئولوژی داشتند و مثلا تلاشی موفق یا ناموفق در جهت آشتی دادن حقوق بشر با دین داشتند، قابل احترام و تجلیل هستند. متاسفانه بعضی دانسته یا ندانسته با پیمودن طریق افراط در برخورد با این طیف به رونق راست افراطی بین المللی در ایران کمک می کنند سوال: یک سوال کوتاه دیگر آیا نظرات این بزرگواران کمکی به صلح، توسعه و رشد اقتصاد داشته است؟ جواب: کاری که آنها کردند مبارزه سیاسی با دیکتاتوری سیاسی وقت بود. در اینکه ما در زمانه آنها با یک دیکتاتوری سیاسی و انسداد سیاسی مواجه بودیم، کسی نمی تواند تردید کند. و طبعا کسی در آن زمان علم غیب نداشت که واکنش به آن دیکتاتوری چه عواقبی می توانست داشته باشد. دهه 40 حد واسط بین مطالبه حکومت قانون در چارچوب قانون اساسی مشروطه و رشد جریان های افراطی چپ و چریکی شهری و فاصله گرفتن از مطالبه قانون اساسی به سبک رایج تا قبل از 1342 آن بود. گفته دکتر بازرگان در سال 42 به رئیس دادگاه نظامی مبنی بر اینکه ما آخرین نسلی هستیم که با زبان قانون با شما صحبت می کنیم، مشهور است. همزمان نهضت آزادی و جبهه ملی سوم سرکوب شدند و هر گونه امکانی برای سیاست ورزی مدنی از بین رفت. جریان های افراطی شاید به شمول شریعتی و آل احمد که در اپوزیسیون غلبه یافتند، نمی توانستند راهی به جائی ببردند اما آنها واکنش بخشی از جامعه بودند به شرایطی که شکل گرفته بود. متاسفانه سوال: آیا دیدگاه‌های ایشان مسیر توسعه کشور را هموار کرده است؟ جواب: حتما نه . اما این را اکنون ما از روی این بام بلند و در این فاصله زمانی طولانی می توانیم بگوئیم. اگر همه ما در آن شرایط دهه 40 و 50 در قلب حادثه بودیم همانطور که من از 51 تا 55 در دانشگاه تهران در قلب حادثه بودم، مشکل می توانستیم با این قطعیت چنین بگوئیم. لذا فکر می کنم باید جانب انصاف را داشت و همانظور که گفتم بعد از حل معما و بر مبنای دانسته های کنونی و از بام بلند و فاصله زمانی بسیار طولانی غیر منصفانه در باره کسانی که در زمانه ای دیگر می زیستند، قضاوت سخت نکنیم. سوال: آیا باید جامعه ایران ضد غرب باشد؟ آیا باید با دانش اقتصاد که در خیلی از کشورها تورم را کاهش داده، رشد ایجاد کرده و افراد زیادی را از ورطه فقر نجات داده، دشمن بود؟ جامعه امروز ضدیت با غرب و مخالفت با توسعه را مدیون افکار آل‌احمد و علی شریعتی می‌داند. دمیدن بر شور انقلابی را مدیون شریعتی می‌داند مصادره‌ها، ملی شدن‌ها،فرار سرمایه و عقب افتادن اقتصاد را مدیون اندیشه‌های ایشان می‌داند. انصافا اگر از چشم نسل جدید بنگرید، قابل دفاع نیستند
720
16
https://www.youtube.com/watch?v=11qGyo9ibNE&t=161s
552
17
در باره احتمال توقیف رسانه اینترنتی آزاد توقیف رسانه اینترنتی آزاد تحول مهمی در جهت معکوس است. عقب گردی است که انتظار آن نمی‌رفت. نشانه‌ای است که گویا حاکی از اراده‌ای در جهت مقابله با اراده جامعه برای گفتگو در درون خود است. بستن این رسانه گفتگو محور در حکم به چالش کشیدن ظرفیتی است که جامعه نشان داد که برای گفتگو و مفاهمه برای ارتقای درک متقابل و پشت سر گذاشتن "بحران گفتگو در ایران" دارد. اینکه جامعه نشان داد که چنین ظرفیتی دارد، بسیار موجب امیدواری شده بود. نمایش چنین ظرفیتی در شرایطی که جامعه از شکاف‌های عمیق متعددی در رنج است، امیدبخش بود. وجود شکاف‌هایی بین حکومت و بخشی از جامعه، بین طیف‌های مختلف سیاسی، اعم از طرفدار و منتقد حکومت، بین اصلاح طلب و برانداز، شکاف‌های بین نسلی و شکاف دینی – غیردینی و حتی شکاف‌های جدی در صفوف حکومت مطلقا قابل انکار نیستند و رسانه‌های رسمی نشان داده‌اند که مجالی برای گفتگو بین حاملان دیدگاه‌های مختلف و ایجاد امکان حضور آنها در فضای مشترکی به نام ایران فراهم نمی‌کنند. در شرایطی که گروه‌های اینترنتی معمولا افراد همفکر را کنار هم جمع می‌کنند و خود از عوامل قطبی شدن جامعه و عمیق‌تر و گسترده‌تر شدن شکاف‌ها هستند، رسانه‌های اینترنتی گفتگو محور مثل "آزاد" طی این چند سال کوشیدند تا حاملان دیدگاه‌های مختلف و مخالف را کنار هم بنشانند و آنها را تشویق به تلاش برای درک یکدیگر یا حداقل اطلاع دست اول از دیدگاه‌های یکدیگر کنند. بسیار مهم است که طیف‌های مختلف و متفاوت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفتگو را تمرین کنند و مهارت لازم برای شنیدن نقطه نظرات مخالف را به دست آورند. تجربه بشری نشان داده است که جوامعی که گفتگو در آنها ممکن بوده و نهادینه شده، توانسته‌اند با ارائه اطلاعات درست و ایجاد امکان گفتگو مانع شایعه و قطبیت شوند و جامعه‌ای باثبات‌تر داشته باشند و بخش بیشتری از انرژی و توان خود را در جهت توسعه کشور و رفاه مردم بکار گیرند. جامعه ما در دوره معاصر مقاطع سرنوشت سازی را از سرگذارنده و هر بار قبل از اینکه بتواند گفتگو را نهادینه کند، با توقف ناگهانی گفتگو مواجه شده است. این جامعه که امروز با شماری بحران‌ جدی مواجه است، بیش از هر زمان دیگر به گفتگو و ایجاد سازوکارهای لازم برای مدیریت اختلافات نیاز دارد. در چنین شرایطی یکی از رسانه‌هایی که ماموریت خود را بسط و توسعه گفتگو در جامعه تعریف کرده‌است، نباید متوقف شود. اگر "آزاد" مرتکب خطائی نیز شده باشد، راه آن پاسخ دادن و ارائه توضیح است. بستن رسانه هیچگاه دوای هیچ دردی نبوده است. کوروش احمدی https://t.me/covid_policy_dip
10 252
18
مصاحبه با ماهنامه گسترده انرژی در مورد ژئوپلیتیک و رژیم حقوقی تنگه هرمز -8402993023423930623_62076519646215.pdf
1
19
‍ تحلیل انتقادها به کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر در گفت‌وگو با کوروش احمدی: ⭕️کنوانسیون خزر به نفع ایران است / ناکامی ناشی از تحریم را گردن کنوانسیون نیاندازیم شهاب شهسواری ⭕️نقد یک سند حقوقی فقط با بررسی بند بند مفاد آن ممکن است ⭕️متهم کردن کنوانسیون خزر در زمینه صادرات گاز آدرس اشتباه دادن است ⭕️اگر کنوانسیون نباشد وضعیت امنیتی دریای خزر بهتر می‌شود؟ ⭕️ نمی‌توان جلوی تردد کشتی‌ها را گرفت مگر اینکه کل پهنه آبی متعلق به ایران باشد ⭕️موافقان تصویب کنوانسیون معتقدند که منافع گسترده آن نباید معطل ترسیم خط مبدا شود ⭕️مذاکره‌کنندگان تمام بدیل‌های ممکن برای کنوانسیون را آزمودند / معاهدات گذشته پاسخگوی نیازهای امروز نبود 🔹ایران طبعا نمی‌تواند به لحاظ حقوقی مانع مراودات و پروژه‌های مشترک میان قزاقستان با آذربایجان، یا آذربایجان با ترکمنستان و روسیه و ... شود. علی‌الاصول هیچ مبنای حقوقی در دنیا وجود ندارد که بر اساس آن بگوییم دو کشور ساحلی حق ندارند در بستر متعلق به خود، خط لوله یا کابل احداث کنند. پیش از این، روسیه هم به دلایل اقتصادی و هم دلایل ژئوپلیتیک مخالف احداث خط لوله گاز میان ترکمنستان و آذربایجان بود؛ زیرا با صادرات گاز ترکمنستان به اروپا، از یک‌سو رقیب گازی جدیدی برای روسیه شکل می‌گرفت و از سوی دیگر پای کشورهای اروپایی به حوزه خزر باز می‌شد. اما روس‌ها در طول زمان متوجه شدند که نمی‌توانند مانع اصل همکاری بین کشورهای دیگر شوند؛ لذا موضع خود را تغییر دادند تا این روند را از طریق تصویب ضوابط قانونی کنترل و نظام‌مند کنند. 🔹این که کشورهای فرامنطقه‌ای تحت پرچم دروغین یا با هویت جعلی در خزر تردد کنند، چه ربطی به متن کنوانسیون دارد؟ تحرکات مخفیانه تحت هر شرایطی با کنوانسیون یا بدون کنوانسیون ممکن است. بطور کلی، اینکه چنین احتمالی وجود دارد، هیچ وقت و هیچ جا مانع تفاهمات بین کشورها نمی‌شود. پرسش اصلی این است: اگر این کنوانسیون و این بندهای منع‌کننده وجود نداشت، آیا وضعیت امنیتی ما بهتر بود؟ پاسخ قطعا خیر است. این کنوانسیون دست‌کم یک چارچوب حقوقی الزام‌آور ایجاد کرده و راه را برای اعطای پایگاه‌های علنی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای (مشابه آنچه در خلیج فارس شاهد هستیم) به طور کامل می‌بندد. حال اگر کشوری سوءنیت داشته باشد و بخواهد به صورت مخفیانه یا زیر پرچم دیگری اقدامی کند، بدون وجود کنوانسیون دستش بسیار بازتر خواهد بود. اقدامات مخفیانه و زیرپوستی هم همواره محدودیت‌های عملی زیادی دارند و کارایی پایگاه‌های علنی را ندارند. بنابراین وجود این مقررات حتماً به نفع امنیت ملی ایران است. 🔹درباره زمان تصویب، من هم با این دیدگاه موافقم که اگر تصویب کنوانسیون را تا زمان روشن شدن نحوه ترسیم خط مبدأ مستقیم به تأخیر بیندازیم، اهرم فشار بهتر و ابزار چانه‌زنی مناسبی در دست ایران خواهد بود. اما شرایط نیز مهم است و نباید تعصب بی‌جا هم روی آن داشت. بیش از ۹۰ درصد متن این کنوانسیون شامل مقررات عمومی مانند کشتیرانی، شیلات، ایمنی، حفاظت از محیط زیست، زندگی آبزیان، مبارزه با تروریسم، جرایم سازمان‌یافته، عبور بی‌ضرر و ... است. 🔹علت اینکه برخی در دولت و وزارت خارجه تمایل به ارسال آن به مجلس دارند این است که معتقدند نباید انتفاع از این ۹۰ درصد حوزه جامع همکاری را سال‌ها معطل مذاکرات پیچیده خط مبدأ نگه داشت. ضمن اینکه نفس تعیین حدود بستر و زیربستر انگیزه ای برای کشورها جهت مذاکره و انجام کار هست. https://irna.ir/xjY33q @samassoumi
693
20
https://irna.ir/xjY33q
1