(𝕄𝕒𝕚𝕜𝕒𝕕𝕒) (میکده)
Open in Telegram
487
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق ،
هم عبادت هم کلید زندگیست
پسر گفت زین معیار اندر شهر ما
یک مسلمان هست آن هم اَرمنیست
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریهٔ سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده….
تنم در وسعت دنیای پهناور نمی گنجد
روان سر کشم در قالب پیکر نمی گنجد
مرا اسرار ازین گفتگو بالا تر است اما
به گوش خلق ، ازین حرف بالاتر نمی گنجد
بزرگترین فاصله میان دو شهر نیست
بلکه میان انسانی است که بودی
و انسانی که ناچار شدی بشوی
