اتاقِ ذهن یک روانشناسِ نویسنده✨
Closed channel
“دانشجو روانشناسی، نویسنده، داستان نویس، فیلمنامه نویس” ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=1240487884
Show more2 459
Subscribers
-324 hours
-187 days
-6830 days
Posts Archive
انگار همهچیز توی پاییز یه پسوند "تر" داره؛
آهنگها آهنگترن، قهوهها قهوهترن،
دلتنگیها دلتنگیترن، عشقها عشقترن
و غمها غم ترن.
هرکسی یک جور زندهبهگور است؛
یکی در فکرش، یکی در قلبش، یکی در تنهاییاش.
نیاز دارم وقتی غمگینم یکی مثلِ اِبی برام بخونه: "وقتی تو گریه میکنی
شک میکنم به بودنم."
تلافیش بمونه اون شبی که با خودت میگی
اگه " اون" بود، اینکارو نمی کرد.
نوشت:
من با تو سرچشمه ای از زندگی رو پیدا کردم كه گمش كرده بودم، شايد آدم برای اينكه خودش باشه به بودن كسی نياز داره
معمولا همين طوره
من به تو نياز دارم تا بيشتر خودم باشم
چون تو خود منی تو يه جسم ديگه 🤍🫀
کسی چه میدونه، شاید شانس آوردیم
که بعضی دَرها، هرگز به رومون
باز نشد ✨
نمیتونم بپذیرم که تو هم یه رهگذر بودی،
دلم میخواست خونهی امنم باشی...
از انحصار جملهی "فقط با تو" خوشم میاد.فقط با تو راحتم، فقط با تو حرف میزنم، فقط با تو مهربونم، فقط با تو اینمدلیام، فقط با تو خودِ واقعیمم، فقط برا تو میخرم،فقط با تو دلم آروم میگیره.
شاید هیچوقت اون دوستی نباشم که هر روز بهت زنگ میزنه ولی همیشه اون رفیقی میمونم که وقتی کل دنیات رو سرت خراب شد میتونی بهش تکیه کنی.
در یادم، محبوبترین شخصی که تا کنون شناختهام باقی میمانی؛
همین و بس. دیگر نه امیدی دارم، و نه واهمهای.
