884
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
Repost from علیاصغر سیدآبادی
اکثریتی بیرون از دایرهی کوچک
درحاشیهی نامهی بهدخت نژادحقیقی
چند بار پیش از این درباره ساز و کار تبعیضآمیز گزینش در ایران نوشتهام. اگر گزینش را کمی فراتر از گزینش اداری در نظر بگیریم و تایید و رد صلاحیتها، استعلامات نهادهای امنیتی برای به کارگیری در مشاغل مهم و گزینش استخدام در دستگاههای دولتی و حکومتی بویژه دانشگاهها را هم در ذیل همان ساز و کار ببینیم، در مییابیم که ۸۰ درصد مردم ایران امکان ندارد بتواننند، از صافی تنگ، عبور کنند و در این دایرهی کوچک بگنجند.
به بیانی دیگر هر کدام از ما که صاحب موقعیت و منصبی میشویم، در واقع حقی از آن ۸۰ درصد را ضایع میکنیم.
وقتی ۸۰ درصد مردم در آیندهی این کشور خود را شریک نبینند، وقتی ۸۰ درصد مردم خود را گرفتار تبعیضی سازمان یافته احساس کنند، خودش معضل امنیت ملی و سرچشمهی بسیاری از فاصلههاست.
گاهی احساس میکنم ساز و کار گزینش در معنای وسیعش، همان کاری را میکند که حذف به شمشیر در دوره صفویان کرد تا سر آخر ضعیفترینها بمانند و کشور را بر باد بدهند.
Repost from کاغذک
پارادوکس نشر خفته
مهر ماه پارسال، انتشارات بیدار تصمیم گرفت طرح بزرگی اجرا کند. او میخواست هر هفته یک کتاب خوب را در هزار نسخه منتشر کند.
حساب کرد که چقدر کاغذ لازم دارد و قیمت گرفت، هر بند ۱,۳۰۰,۰۰۰ تومان بود. پس ۱ میلیارد تومان کاغذ خرید و کارش را شروع کرد.
همسایهاش (انتشارات خفته) گفت «برای من هم همینقدر کاغذ بگیر، بگذار در انبارم؛ شاید بعداً چاپ کنم» و رفت مسافرت.
یک سال گذشت.
در این مدت آقای بیدار شب و روز کار کرد تا آن کاغذها را تبدیل کند به دهها هزار جلد کتاب خوب. امروز که حساب و کتاب کرد، هنوز هزینههای اولیهاش هم در نیامده.
آقای خفته هم از تفریحش برگشت و دید قیمت هر بند کاغذ شده ۲,۰۵۰,۰۰۰ تومان، یعنی بیآنکه حتی یک جلد کتاب چاپ کرده باشد میتواند کاغذها را با ۵۸۰ میلیون تومان سود نقد بفروشد.
از مهر ۱۴۰۳ تا مهر ۱۴۰۴
قیمت هر صفحه کاغذ سفید ۵۷.۷ ٪ افزایش یافته،
اما قیمت هر صفحه از کتابی که با زحمت نوشته و منتشر شده فقط ۱۷.۴ ٪ بیشتر شده است.
📚 کاغذک
زمان : 20 دقیقه
این مقاله از IBM پژوهشی جدید را معرفی میکند که نقاط کور فرهنگی مدلهای هوش مصنوعی، بهویژه مدلهای زبان بزرگ (LLMs)، را آشکار میسازد.
این تحقیق بر روی «تعارف» تمرکز دارد، که یک عمل ظریف و پیچیده در آدابدانی فارسی است که در آن معنای کلمات اغلب با نیت واقعی متفاوت است. محققان ابزاری به نام TaarofBench ساختند که شامل ۴۵۰ سناریوی نقشآفرینی روزمره است و نشان میدهد که مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی در درک ظرافتهای فرهنگی این تعاملات به شدت ضعیف هستند و مانند غیربومیها عمل میکنند.
این مطالعه همچنین سوگیریهای جنسیتی را در پاسخهای مدلها نشان داد، که اغلب پاسخها را بر اساس کلیشهها توجیه میکردند، حتی زمانی که تعارف بهطور مساوی برای همه جنسیتها اعمال میشود.
نویسندگان هشدار میدهند که این شکستهای قابلیتهای عملیاتی فرهنگی میتواند منجر به سوءتفاهمهای پرخطر در سناریوهایی مانند خدمات مشتری یا مذاکرات تجاری شود، که نشاندهنده نیاز به دادههای آموزشی با کیفیت بالاتر برای تقویت آگاهی فرهنگی هوش مصنوعی است.
Persian Politeness Test AI Cant Pass
Repost from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴بانک مرکزی و فساد بانکی
شرق ۷/آبان/۱۵۰۴
🔸قصه: مثلا فیلمی تماشا میکنید که در آن یک نفر در حال سرقت است. چند فرد مسلح ایستاده و نظاره میکنند. کاری برای جلوگیری از سرقت نمیکنند؛ فقط میگویند سرقت نکن. سارق کیفها را پر میکند و میرود. به او میگویند ولی فردا صبح بیا خودت را معرفی کن.
🔸سؤال: عملکرد بانک مرکزی در تخلفات هنگفت بانک آینده چگونه بوده است؟
۱. بانک آینده با ادغام بانک تات و دو مؤسسه اعتباری تشکیل شد. تات در سال ۸۸ تأسیس شد . فقط سه سال بعد در سال ۹۱ به دلیل تخلفات گسترده تات، به تصمیم بانک مرکزی، با ادغام تات و دو مؤسسه اعتباری، بانک آینده تأسیس شد.
۲. در مرداد ۱۳۹۲ بانک آینده ثبت شد و کمی بعد فعالیت خود را آغاز کرد.
۳. بهزودی معلوم شد بانک آینده مانند سلف خود، تات، تخلفات گستردهای دارد. به گفته محسنیاژهای در سال ۹۷، این بانک ۵۰ هزار میلیارد تومان زیان انباشته داشت؛ رقمی نزدیک به کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۷ که ۶۰ هزار میلیارد تومان بود. بانک مرکزی کجا بوده و چه میکرده که در طول چهار سال، این زیان هنگفت انباشته شده است؟ تخلفات بانک آینده در دوران سه رئیسجمهور ادامه داشته است.
۴. بانک مرکزی گزارشی از پرونده بانک آینده نمیدهد، اما خبرگزاریها اطلاعاتی را منتشر کردهاند که نشاندهنده عمق فاجعه است. به گزارش تسنیم، «بانک آینده در طول دوره فعالیت، عامل حدود ۲۶ درصد از رشد نقدینگی کشور بوده است». به نوشته پایگاه خبری اسکاننیوز، «بانک آینده مسئول حدود هفت درصد تورم کشور است؛ ۷۱۷ هزار میلیارد تومان به بانکهای دیگر بدهکار است و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان اضافهبرداشت از بانک مرکزی داشته است. زیان انباشته بانک ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است». تاکنون این اطلاعات تکذیب نشدهاند. زیان انباشته «آینده» از کل بودجه عمرانی ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی کشور در ۱۴۰۳ بیشتر است. بانک مرکزی در ۱۲ سال گذشته کجا بوده و چه میکرده که یک بانک خصوصی چنین بلایی بر سر نظام اقتصادی و نظام پولی و مردم آورده است؟
۵. طبق قانون پولی و بانکی مصوب ۱۳۵۱ و قانون بانک مرکزی مصوب ۱۴۰۲، که قسمتهایی از قانون پولی و بانکی را نسخ کرد، بانک مرکزی موظف به نظارت مستمر و دقیق بر بانکهاست. این تخلفات عظیم دنبالهدار؛ یعنی عملکرد نظارتی بانک مرکزی یا ضعیف بوده یا اشتباه یا سعی در لاپوشانی شده است.
۶. طبق برخی شواهد احتمالا بانک مرکزی مایل به اقدام علیه بانک آینده و انحلال آن نبوده است. رئیس قوۀ قضائیه در 29 مهر امسال میگوید: «چهار سال است تأکید دارم... در موضوع بانک آینده، فشار آوردهام تا بانک مرکزی مطابق قانون وارد عمل شود... .
به مسئولان بانک مرکزی تأکید کردم که اگر ورود نکنند، هم خودشان و هم مدیران بانک همزمان تحت تعقیب قرار خواهند گرفت... . به آقای فرزین اعلام کردم اگر از این اختیارات استفاده نکند، شخصا علیه او اقدام خواهم کرد». دو روز بعد از این اظهارات، بانک مرکزی انحلال بانک آینده را اعلام کرد.
۷. بانک مرکزی با پنهانکاری، از افشای حقایقی که عمق فاجعه را نشان میدهد، خودداری میکند. چرا در برخورد با بانک آینده چندین سال تعلل شد؟ تخلفات بانک آینده چیستند؟ منابع بانک کجا رفته است؟ علت زیان انباشته عظیم بانک چیست؟ تکلیف داراییهای بانک و شرکتهای وابسته به آن چه خواهد شد؟ برخی مدیران بانک گویا بازداشتند، اما همه میدانند که تصمیمگیرنده اصلی و پشت پرده این بانک، فردی است که بیشترین منابع بانک را در جهت منافع خود مورد استفاده قرار داده است. آیا بانک مرکزی اقدامی علیه او خواهد کرد؟
۸. به موجب ماده ۱۱ قانون بانک مرکزی، «اصل در مذاکرات و مصوبات هیئت عالی و سایر ارکان بانک مرکزی، غیرمحرمانه بودن و انتشار عمومی آنهاست. بانک مرکزی موظف است مشروح مذاکرات و مصوبات هیئت عالی را نهایتا تا ۱۰ روز کاری پس از برگزاری جلسه از طریق پایگاه اطلاعرسانی خود منتشر کند». این ماده سه استثنا نیز دارد که هیچکدام شامل پرونده بانک آینده نمیشوند. چرا بانک مرکزی قانون را نقض کرده و مشروح مذاکرات ارکان بانک درباره بانک آینده را منتشر نمیکند؟
۹.چه کسانی از پنهانکاری بانک مرکزی نفع میبرند یا زیان میکنند؟ در ایران که دولت و سازمانهای حکومتی متعدد بر تمام رفتارهای اقتصادی شرکتها و بانکها تسلط و در آن مداخله کامل دارند، بخش خصوصی نمیتواند بدون حمایت و پشتیبانی دستگاهها مرتکب فساد شود. هرکجا فسادی در بخش خصوصی وجود دارد، جلوتر از آن فساد در بخش حکمرانی بوده است. در کنار رسیدگی به تخلفات بانک آینده و صاحبان اصلی آن و چند بانک دیگر، باید به عملکرد بانک مرکزی هم رسیدگی شود. مشکل نه از قانون بلکه از بیقانونی است. فساد مثل اسید هر قانونی را میسوزاند. آقای پزشکیان! به رئیس کل بانک مرکزی دستور بدهید به تکلیف ماده ۱۱ قانون بانک مرکزی عمل کند.
Repost from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی
نیازی نیست رولان بارت باشی تا هم ریشه و هم میوهی بحرانهای ژرفآشوب کشور را در نشانههای ریز و درشتِ این نمای نمادین از ستیز تیشه و اندیشه ببینی.
۶ آبانماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
Repost from یادداشت های حسن انصاری
+1
این تذکرات علامه قزوینی حاصل تجربه زیسته است. اين اقبال بی حد و حصر که امروز شاهدش هستیم به هر نوشته ای که به یکی از زبان های فرنگی است و مدعی کشف امر تازه ای است در حوزه مطالعات اسلام قصه پر غصه ای است. نه هر پاره نوشته ای به عربی حدیث است و نه هر نوشته ای به زبانی فرنگی نوشته ای محققانه.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
Repost from اکونیوز
🔺 امروز ساعت 19:30 امیر علیاکبری با حریف آمریکایی تو قفسِ دبی فایت داره؛ حالا کنفرانس قبل فایتشون جنجالی شده
علیاکبری :
🔸بخاطر جنگ ۱۲ روزه، مردم از من خواستن تورو جوری بزنم که دلشون خنک شه، چون تو آمریکایی هستی 👍
تونی جانسون :
🔸درسته آمریکا به کشور شما بد کرده ولی این نباید تقصیر من بیوفته ، من همه رو دوست دارم و این فقط یه بیزنسه و هیچ چیز سیاسی توش نیست ❤️
@EcoNews_net
Repost from احمد سلامتيان
🔵🔴سرنوشت شاهی که می غرید و می کشت!
✍️سیدحسن تقیزاده
برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود. با آنکه در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیاد در مقابل سفارت انگلیس در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافۀ جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود. هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از درِ پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید با قیافۀ بغضگرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید. گفت: «خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را، آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم.» گفتم: «عذر بدتر از گناه.» به او گفتم: «بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچهزودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی.» شاه در این موقع با صدای بلند میگریست بهطوریکه همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متأثر شدند.
محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبهروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت: «جیبها و اثاثهاش را بگردید.» من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم رعایت این مردک بیچاره را بکنید. این در وضع روحی بدی است. ستارخان گفت: «مَن بیلمیرم» یعنی من نمیدانم. من پیشنهاد کردم برای آنکه بهانهای به دست کسی داده نشود، اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورتمجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت اثاثۀ ملکهجهان خانمش را هم بگردید. من گفتم: «این کار زننده است.» ستارخان چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند صدا کرد و گفت اثاثیۀ خانم و خدمه را هم بگردید. زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود، ستارخان به ترکی گفت: «هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای "رعیت" را به تاراج ببری؟» ناسزایی هم نثار شاه کرد. من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد...
در آخر محمدعلیشاه به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکهای را که بر دامن تاریخ گذاشت هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست کشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم :
یک پایان رقت بار؛ این است سرنوشت مستبدان، آدمکشان!
بن مایه :
📘مشروطیت ایران،
🖌محمود ستایش ، ص ۱۰۴ تا ۱۰۷
Repost from از ویرایش
چیستان
چیستانم این بار
پاسخش آسان است
نام کالایی نیست
گرچه گشتهست حراج
خرمن گندم نیست
گرچه رفتهست به باد
برگ پاییزی نیست
گرچه افتاده به خاک
گُر گرفتهست ولی نیست زغال
گرچه در دایرهای سوزان سرگردان است
چیستانم این بار
پاسخش آسان است
گرچه پیچیده به هم سر تا پاش
گرچه افتاده گره در کارش
نه نخ است و نه طناب و نه کلاف
نه کمربند بههمتافتهٔ زندانباف
درهم و آشفتهست
هم بدان سان که فرورفته به خود سردرگم
تودهٔ پرسیمی
رودههایش همه بیرون زده پیچ اندر پیچ
جعبهٔ تقسیمی
که بههمخورده و بیسامان است
هر رگش از تنش آویزان است
چیستانم این بار
پاسخش آسان است
حال و روزش خوش نیست
مثل زندانیِ از حبس ابد دلخسته
مانده در محبس دربستهٔ واماندهٔ خود
نگران بر کف زندان نمور
پرسشی در سرش از عمر به جا ماندهٔ حبس
یا بگو عمر به جاماندهٔ خود
روز و شبهاش به زنجیر به هم پیوسته
باز هم دل به گشایش بسته
گرچه خود میداند رنجش بیپایان است
درد بیدرمان است
چیستانم این بار
پاسخش آسان است
میشناسیش به خوبی چون من
هر زمان دیدی گویندهٔ اخبار حوادث خبری آوردهست
نام نامیش به گوشَت خوردهست
از نشانها که برایت گفتم
باغت آباد بگو نامش را
باز اگر راه نبردی به جواب
جملهٔ بازپسین را دریاب
بهترین واژهٔ همقافیهاش ویران است
وحید عیدگاه طرقبهای
@azvirayesh
Repost from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴تبعیض تحقیرآمیز در ماجرای دانشگاه بوعلی همدان
در روزهای اخیر خبرهایی منتشر شد که طبق آنها دانشجویان یا برخی دانشجویان پسر عراقی دانشگاه بوعلی همدان برای دختران دانشجوی ایرانی مزاحمتهای غیرقابل تحملی ایجاد میکنند و محیطی ناامن برای دختران ساختهاند.
این امر موجب اعتراض دانشجویان دانشگاه بوعلی و اهالی همدان و تجمع آنها شده است و خواهان برخورد با دانشجوهای مزاحم عراقی شدهاند.
حالا بعد از چند روز، وحید شالچی معاون وزیر علوم بدون آنکه ذکری از ملیت مزاحمین به میان آورد یا نوع مزاحمت را بگوید مدعی است که موضوع دانشگاه بوعلی"بزرگنمایی"شده است!
آقای معاون پا را فرتر گذاشته و برای اینکه ثابت کند ماجرای دانشگاه بوعلی "بزرگنمایی" شدهاست، بازتاب رسانهای آن را مثل همیشه به "رسانههای بیرونی" نسبت میدهد.
حتی نمایندهء همدان در مجلس نیر به کتمان ملیت عراقی دانشجویان مزاحم اعتراض کرد.
سنت زشتی که در دولتمردان کشور وجود دارد این است که همواره تلاش میکنند بجای دیدن واقعیت و یافتن راه حل برای مشکلات مردم، پردهپوشی کنند و با کتمان واقعیت آن را "کوچکنمایی" کنند.
این نوع تفکر و این شیوهء عمل نشاندهنده گریز معاون وزیر علوم از مسئولیت است.
سهل است که این برخورد به شکل تحقیرآمیزی تبعیضآمیز است.
نمونههایی وجود دارد که اگر یک دانشجوی پسر ایرانی برای یک دانشجوی دختر ایرانی مزاحمت ایجاد کند دانشگاه و وزارتخانه او را با جنجال و هیاهو به سختترین شکل ممکن تنبیه میکنند. اما چون در موضوع دانشگاه بوعلی متخلفان، عراقی و از اتباع دولت بیگانه اند، مسئولان امر سر تعظیم فرود میآورند بدای آنها حاشیهء امن میسازند؛ مهربان میشوند و مسئولیت را از سر خود باز میکنند.
این روش مانع از روشن شدن حقیقت است که در دانشگاه بوعلی چه رخ داده و ابعاد آنچه بودهاست.
با چنین مدیرانی "کتمانگر" و مسئولیتگریز چگونه میشود مشکلات کشور را حل کرد؟
https://t.me/kambiznouroozi
Repost from چهرداد
مصاحبه مجله لوپوئن با محمدعلی امیرمعزی
بخش دوم
آیا پیام محمد توسط سیاستمداران منحرف شده است؟
بله، همیشه درباره ادیان همینطور است که بهمثابه نهادهای جمعی، ابزار قدرت میشوند. اسلام بهعنوان دین امپراتوری چند دهه پس از مرگ پیامبر، مخصوصاً توسط دودمان اموی ایجاد شد. در واقع، خلفا از آن بهرهبرداری کردند. خلیفه مهمی به نام عبدالملک در انتهای قرن هفتم، احتمالاً مسئول شکلگیری اسلام بهعنوان دین امپراتوری بوده است. او کسی است که این نام را برای دین گذاشت، قرآن را بهعنوان متن مقدس معرفی کرد و محمد را پیامبر قرار داد. ازآنجا روند عربیسازی و اسلامیسازی این دین آغاز شد؛ دینی که اولیه آن بسیار فراگیرتر بود. در کنار اسلام سلطهگر، اسلامهای دیگری هم وجود دارند که راه خود را ادامه دادند و بعد معنوی آن زنده مانده است.
مانند عیسی یا بودا، درباره محمد نیز افسانه ساخته شده است؛ چگونه؟
نهفقط یک افسانه، بلکه افسانههای فراوان بسته به زمان و مکان. این سرنوشت مشترک اولیاء است. حتی در«زندگینامهها» روایتهایی داریم که ذاتاً افسانهوار هستند. وقتی میگویم افسانه، هیچ بار معنایی منفی ندارد؛ اینها روایاتی ستایشی هستند که چهره قدیس را تقویت و گسترش میدهند. این روایات برای مورخ بسیار ارزشمندند، چون تصویری زنده از پیامبر در فرهنگهای مختلف اسلامی ارائه میدهند.
روابط محمد با زنان چگونه بود؟
مانند سایر موارد و همانطور که قبلاً گفتم، هیچچیز قطعی نمیدانیم. بازهم روایات بسیار متناقضاند. اما مناقشه ضداسلامی مسیحی در سراسر قرونوسطی و بعدتر، محمد را مردی اشرافی تصویر کرده و برخی سنتهای اسلامی را به ابزار بدل کرده است.
آیا محمد یک رهبر جنگی بود؟
اگر به سنت رجوع کنیم، بله. سالهای پایانی زندگیاش در جنگها سپری شد. او دعوتش را از مکه آغاز کرد، با استقبال بد مواجه شد، تبعید گشت و در مدینه پناه گرفت. سپس قدرتمند شد، قبایل را متحد کرد و وارد جنگ شد، غالباً علیه قبیله مکی خود. سرانجام فتح مکه رخ داد اگر روایتها را ملاک قرار دهیم، میتوان گفت محمد در مقطعی یک رهبر جنگی بوده است. شاید با همراهی پیروانش میخواست جهانی برای واپسین امور آماده کند. اما مورخ همهجا نقطه تردید میبیند. آنچه طبق قرآن قطعی است، آن است که با پیامبری روبرو هستیم که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. تصویری که در روایت رسمی از او میبینیم – مردی زاهد، نمازگزار، بردبار اما همچنین سلطهجو که هدف برایش وسیله را توجیه میکند حتی اگر به قتل منجر شود – شخصیتی پر از تناقض، رهبر مشروع سیاست امپراتوری و فتوحات است؛ تا چه حد این تصویر مطابق واقعیت است، مشخص نیست.
آیا فاتح در انکار، حتی نفرت، بهویژه نسبت به یهودیان، رشد میکند؟
برخی بخشهای قرآن و سنتها، گاهی منعکسکننده مجادلات ضدیهودی مسیحی، همین را نشان میدهند. اما آیا واقعیت تاریخی محمد را نقل میکنند یا اراده قدرتهای بعدی برای توجیه سیاست سلطه شان؟ این پرسش جدی برای مورخ مطرح است.
بهعنوان پیامبر، پیام او چیست؟
اگر قرآن را پیام او بدانیم، این پیام برای هر یهودی و مسیحی آشناست: ابتدا یکتاپرستی، یعنی خدا یگانه است. سپس نبوت، یعنی این خدا با انسانهایی سخن میگوید که پیامش را به مردم میرسانند. بعد، امور آخرت و قیامت. اینها اصل اساسی است. اما دادههای معنوی ظریفی هم دارد؛ مثلاً نقش نماز، ذکر، یاد خدا. آیاتی که درباره آن سخن میگویند معمولاً با اشاره به «قلب» همراه است. این پیوند نماز و قلب در قرآن بسیار دیده میشود.
چگونه خشونت برخی آیات را توضیح میدهیم؟
این آیات متعلق به زمان و مکان خود هستند، یعنی تاریخ و جغرافیا آنها را قابل تفسیر کرده و وجه فرعی و نسبیشان را در مقایسه با سایر آیات اساسی اخلاقی و معنوی نشان میدهد. به همین ترتیب نگاه تاریخی توانسته است آیات بسیار خشن عهد عتیق را نیز با نشان دادن کهنگی و عدم امکان اجرایشان، تفسیر کند.
بعد از خشونتهایی که پس از انتشار کاریکاتورهای محمد رخ داد، آیا انتشار «محمد مورخان» در سال ۲۰۲۵ ریسک دارد؟
به نظر من نه. کاریکاتورها توسط اقلیت کوچکی از مسلمانان، که خشن هستند، بهعنوان توهین تلقی شد که باید تأکید کنم اقلیت هستند. این کتاب کاملاً تاریخی، زبانشناختی و مردمشناختی است و به موضوع خود، چهره محمد، احترام میگذارد. منابع با عینک انتقادی اما با احترام و باهدف فهمیدن خوانده میشوند. مورخ حتی با حفظ فاصله باید نسبت به موضوع و به اعتقادات کسانی که ایماندارند، نهایت احترام را داشته باشد.
Repost from چهرداد
متن مصاحبه مجله لوپوئن با محمدعلی امیرمعزی
بخش اول
لوپوئن: آیا امروز می توان محمد را به طور علمی مطالعه کرد؟
محمدعلی امیرمعزی : از دیدگاه مورخان، در غرب بله. غرب مطالعه ای انتقادی و فاصله دار از امور ایمان، ازجمله متون مقدس و چهره های مقدس را توسعه داده است که چندین قرن زمان برده است. کشورهای مسلمان چنین تاریخی را تجربه نکرده اند. بنابراین همیشه این بیم وجود دارد که اکثر مسلمانان احساس می کنند یک مطالعه تاریخی و علمی می تواند ایمانشان را تهدید کند، خصوصاً از طریق نسبی سازی تاریخی.
از محمد چه میدانیم؟
همه چیز بستگی به دیدگاهی دارد که اتخاذ میکنیم: دیدگاه مسلمانان یا دیدگاه مورخ مدرن. برای مسلمان، محمد پیامبر و قدیس برتر دیانتش است. او در سده ششم و هفتم میلادی در عربستان غربی زندگی کرد و بنا بر روایت، باواسطه فرشته جبرئیل وحی الهی را دریافت کرد که بهنوشته درآمد و به قرآن تبدیل شد. بر اساس سنت، دیرتر، تقریباً دو قرن پس از مرگ پیامبر، یک نوع زندگینامه رسمی تدوین شد که تقریباً همه جزئیات زندگی او را در بردارد. همین موضوع باعث شد ارنست رنان در پایان قرن نوزدهم بگوید که میان همه پیامبران، فقط محمد واقعاً تاریخی است. اکنون میدانیم چنین نیست. آنچه مورخ مدرن میتواند با اطمینان نسبتاً بالایی درباره زندگی محمد بداند، از یک صفحه تجاوز نمیکند. زندگینامه رسمی پیش از آن، توسط نویسندگان متعلق به گروه های رقیب، نوشته شد که درباره اساسی ترین اطلاعات - تاریخ تولد، وفات، هجرت، تعداد فرزندان، همسران، ویژگیهای شخصیتی - کاملاً متناقض هستند. ما میدانیم که محمد بین سده ششم و هفتم در عربستان وجود داشته است. منابع غیرعربی و غیر اسلامی معاصر یا اندکی متأخر، عمدتاً سوریانی یا عبری، از او بهعنوان پیامبری یاد میکنند که آمد تا خبر پایان دنیا را بدهد. او احتمالاً تلاش کرد اورشلیم را فتح کند اما موفق نشد و درگذشت. تقریباً همین مقدار اطلاعات داریم.
شما تأکید میکنید که زندگی محمد فقط در یک صفحه خلاصه میشود، اما کتاب شما ۲۰۰۰ صفحه دارد؟
برای مورخ، زندگینامه او بسیار مختصر است. اما در تاریخ ادیان، گاهی چهره یک مرد مقدس بسیار مهمتر از هویت تاریخی اوست. نمونه ابراهیم را در نظر بگیرید. چه چیز درباره او میدانیم؟ هیچ، اما ببینید در یهودیت، مسیحیت و اسلام چه نمادی دارد. آنچه در «محمدِ مورخان» برای ما جذاب است، بازنماییهای مختلف پیامبر است، چهره یا چهرههای او در حوزه ها، فرهنگ ها و اسلام های مختلف از قرآن تا سینما.
آیا چهره محمد بسته به سنتها و فرهنگهای اسلامی متفاوت است؟
مسلماً وجوه مشترک زیادی وجود دارد اما چهره او همچنین عناصر برگرفته از فرهنگ های مختلف ازجمله اندونزی، آفریقا، ترک و غیره را جذب میکند. همچنین باید توجه کرد بازنماییهای پیامبر در عرفان، فلسفه، فقه، الهیات و هنر متفاوت است، اما همیشه افق معنوی مشترک برای همه وجود دارد.
در هنر، آیا بازنمایی او ممنوع نیست؟
اینیک تصور اشتباه است. برخی مکاتب فقهی اسلام، بازنمایی انسان را ممنوع کردند اما این فقط درباره برخی از آنهاست. بسیاری مکاتب نهتنها مجاز دانستند بلکه سفارش نسخه های خطی دادند که در آنها تصویر پیامبر وجود دارد. بهعنوانمثال، در اسلام ترک-فارس از قرونوسطی، بازنماییهای فراوانی از پیامبر حتی بدون نقاب داریم. این تصور اشتباه از ممنوعیت کامل تصویرسازی پیامبر اخیراً و خصوصاً با اسلام سیاسی یا سلفیسم مطرح شده است. در کتاب، فصل مفصلی درباره هنر کلاسیک و یک دفترچه تصاویر داریم که در آن تصاویر پیامبر دیده میشود. در تشیع، آیکونوگرافی بسیار غنی است و کافی است در سرزمین شیعه قدم بزنید تا پرترههای فراوانی از اولیاء ببینید.
آیا تسنن و تشیع رویکردهای متفاوتی نسبت به محمد دارند؟
در تشیع، پیامبر چهرهای تئوفانیک دارد، یعنی کسی که باوجود و آموزه خود صفات الهی را متجلی میسازد. او کسی است که میتوان او را«انسان الهی» دانست. همین شکل در عرفان اهل سنت نیز دیده میشود که غالباً از «نور محمد» سخن میگوید. نکته مهم، شیوه انتقال این نور معنوی توسط پیامبر است. در تشیع، این نور از طریق امامان و راهبران روحانی، ابتدا علی (داماد پیامبر)، منتقل میشود؛ اما در تسنن ارتدوکس، نور عمدتاً از طریق قرآن انتقال مییابد. اگر بخواهم خلاصه کنم، میگویم تسنن خدا متجلی در یک کتاب یعنی قرآن است، ولی در تشیع، متجلی در یک انسان یعنی چهره های پیامبر و امام و دارد.
چه پیامدهایی برای سیاست دارد؟
کنشهای سیاسی بسته به عصر و مکان متفاوت است اما همیشه شاهد پدیده جهانی ابزارسازی سیاسی دین هستیم که ارتباط چندانی با محتوای ادیان و چهرههای مقدس ندارد.
پایان بخش اول
Repost from چهرداد
متن مطلب مجله لوپوئن :
پیامبر اسلام توسط ۵۰ پژوهشگر بینالمللی در کتاب «محمدِ مورخان » انتشارات سرف مورد بررسی قرار گرفته است که میان اسطوره و واقعیت تفکیک میکند.
پنجاه متخصص بینالمللی اسلام، ۲۰۰۰ صفحه و یک دفترچه تصاویر باشکوه گردآوری شده در یک جعبه زیبا...
این یک مجموعه اختصاص یافته به محمد است که انتشارات سرف به سرپرستی محمدعلی امیرمعزی و جان تولان منتشر کرده است و مجله«لوپوئن» اولین ارائه دهنده آن است.
این اثر، «محمدِ مورخان» ، یک رویداد مهم است. برای اولین بار به زبان فرانسوی، گروهی از پژوهشگران برجسته، چهره پیامبر اسلام، پیام او، عملکردش، نفوذش، بازنماییهایش و پیروانش را به طور علمی بررسی میکنند.
منابع تحلیل میشوند. سنتهای عربی، آفریقایی، ایرانی، اندونزیایی ... بررسی میشوند. ادبیاتها تحلیل میشوند.اسطورهها و افسانهها مورد کنکاش قرار میگیرند.
این اثر موزاییکی ادامه«قرآنِ مورخان» است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و بیش از ۳۰۰۰ صفحه دارد و امروزه به یک مرجع تبدیل شده است.
دو پروژهای که توسط محمدعلی امیرمعزی به انجام رسیده است. متولد ۱۹۵۶ در تهران در خانوادهای فرانسه زبان، ورود به فرانسه برای تحصیل در سال ۱۹۷۴، استاد دانشگاهها، مدیر مطالعات در مدرسه عالی مطالعات عملی، این فرد متخصص برجسته تشیع و تاریخ نگارش قرآن است. گفتوگو درباره محمد، میان اسطوره و واقعیت.
Repost from چهرداد
مطلب ویژه مجله لوپوئن درباره کتاب محمد مورخان و نیز مصاحبه این مجله با محمدعلی امیرمعزی سرویراستار کتاب
Repost from چهرداد
سرانجام نسخه فرانسوی کتاب محمد مورخان کار مشترک محمدعلی امیرمعزی و جان وی تولَن توسط نشر سرف به بازار عرضه شد
پیشتر توضیحات در مورد این پروژه را از زبان خود محمدعلی امیرمعزی در همین کانال گذاشتم که اینجا می توانید ویدئوی سخنان او را تماشاکنید
این تصویری از جلد نسخه فرانسوی کتاب است
امروز در مراسم تشییع ناصر تقوایی در خانه سینما هیچکس سخنرانی نکرد و فقط این فایل پخش شد که بخشهایی از سخنرانیهای خود تقوایی بود.
این بخش حرفهایش بیشتر از بقیه متاثرم کرد:
«امیدوارم اگر عمر ما قد نداد، ما کوشش خودمون رو کرده باشیم. به قول نیما، همین کوشش خودش یکجور انجام وظیفه است. عدم توفیق هم یکجور انجام وظیفه است.»
.
Repost from هممیهن
حجتالاسلام رضا منصوریان رئیس هیأت بولینگ و بیلیارد خراسان شمالی شد
🔹مجمع انتخابات هیأت بولینگ و بیلیارد خراسان شمالی با حضور مدیرکل ورزش و جوانان و دبیر فدراسیون برگزار شد و حجت الاسلام رضا منصوریان با ۱۶ رأی انتخاب شد.
@hammihanonline
Repost from هممیهن
فدوی، جانشین فرماندهکل سپاه: جمهوری اسلامی تمام توان نظامی دنیا را شکست داد
علی فدوی:
🔹 در جنگ ۱۲ روزه همه توانمندیهای مادی و علمی دنیا به کار گرفته شد؛ بسیاری از فناوریها و تجهیزات استفادهشده، تا پیش از آن در هیچ جنگی تجربه نشده بود. پیروزی در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که انقلاب اسلامی نه تنها در عرصه ایمان و مقاومت، بلکه در حوزه علم و فناوری نیز به نقطهای رسیده که میتواند همه قدرتهای جهان را ناکام بگذارد. /تسنیم
@hammihanonline
hammihanonline.ir
