en
Feedback
کتابهای ممنوعه

کتابهای ممنوعه

Open in Telegram

♦مجموعه‌ای از نایاب‌ترین کتاب‌ها؛ به همراه جرعه‌ای از تاریخ 🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا" 🆔 @avabookchannel

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel کتابهای ممنوعه

Channel کتابهای ممنوعه (@ketab_mamnouee) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 75 884 subscribers, ranking 248 in the Books category and 4 179 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 75 884 subscribers.

According to the latest data from 11 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 786 over the last 30 days and by 16 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.17%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 5.35% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 7 713 views. Within the first day, a publication typically gains 4 055 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 80.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کتاب, رویداد, اجرا, آقا, خزعل.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
♦مجموعه‌ای از نایاب‌ترین کتاب‌ها؛ به همراه جرعه‌ای از تاریخ 🎧 کتابخانه صوتی "کتاب آوا" 🆔 @avabookchannel

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 12 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

75 884
Subscribers
+1624 hours
+3307 days
+78630 days
Posts Archive
🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ فایل صوتی 2 ♦️ پایان 🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا " 🆔 @avabookchannel

🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ فایل صوتی 2 ♦️ پایان 🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا " 🆔 @avabookchannel

🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ فایل صوتی 1 🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا " 🆔 @avabookchannel

🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ 2 فایل صوتی 🔹برای بسیاری از افرادی که در طول عمرشان اسلام را می‌شناسند و آن را کنار می‌گذارند این پرسش عمیق و بزرگ شکل می‌گیرد که چرا و چگونه سال‌ها به این خرافات و مهملات و باورهای غلط و مضر باور داشته‌اند. آخر چگونه ممکن است؟ ایراد کار از کجا بود؟‌ این پرسشی‌ست که بارها از من شده است. برای برخی از آن‌ها باید بازگو کرد که تقید به نماز و یا سایر رفتارهای زمان‌بندی شده دینی ممکن است توانایی روشن فکر کردن و تفکر انتقادی را از کودکی از آن‌ها دست کم در مورد باورهای دینی گرفته باشد. یعنی آن‌ها حتی توانایی تشکیک را هم نداشته‌اند و این از نتیجه‌های شستشوی مغزی است،‌ اگر بد خواهی بخواهد دیگران را گول بزند ابتدا باید حس پرسشگری در آن‌ها را از بین ببرد و نماز ابزار اسلام برای شستشوی مغزیست. ♦️هنگامی که مسلمانان نماز می‌خوانند از خدا چیزهایی می‌خواهند، مثلاً اینکه آن‌ها را به راه راست هدایت کند، و وقتی که انسان‌های خداباور از خدایشان چیزی می‌خواهند انگار جای خدا و بشر عوض می‌شود و این انسان است که به خدا می‌گوید چکار بکند یا نکند. انسانی که به سختی می‌تواند همه ابعاد زندگی انفرادی خود را درک کند از خدایی که در فرض همه چیز و همه کس را آفریده است می‌خواهد که برنامه‌های قبلی خود را رها کند و آینده را به میل او تغییر دهد. وقتی کسی از خدا چیزی می‌خواهد در واقع فکر می‌کند که بهتر از خدا شرایط خود و دیگران را درک می‌کند. در بخش نخست این نوشتار خود نماز و جزئیات آن مانند راز و نیاز با خدا، اذان، وضو، قنوت،‌ سجود و غیره مورد نقد و بررسی قرار گرفته و غیر منطقی و غیر عقلایی و حتی گاهی مضر بودن این افعال را نشان خواهیم داد. در این بخش همچنین به ادعای معروف ثواب غیر قابل نوشتن نماز جماعت پرداخته و اینکه نماز خواندن برای بدن ارزش ورزشی دارد خواهیم پرداخت. 🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا " 🆔 @avabookchannel 🔻🔻🔻

🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ 2 فایل صوتی 🎧 کتابخانه صوت
🎧 کتاب " نقد نماز " ♦️ آیا باید نماز بخوانیم یا نه؟ ✒ نوشته آرش زندیق 🎙 راوی: " احسان اطهری " ✔ 2 فایل صوتی 🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا " 🆔 @avabookchannel

◀ با تثبیت سلسله قاجار سر فرود آوردن در برابر قبله عالم، همانقدر واجب است که به جا آوردن نماز‌های پنجگانه. اندیشه حاکمیت قانون و نقد فرهنگ جامعه از اواخر دوره قاجار آغاز شد. عمده تلاش‌ها بر روی تغییر شکل حاکمیت و مشروط کردن قدرت شاه بود. در این دوره کسی در فکر آزادی رعیت از ستم اربابان نبود؛ چرا که برقراری قانون و حاکمیت مردم و سرفرازی ملی حرف نخست را می‌زد. ترانه‌های عارف قزوینی و اشعار میرزاده عشقی از حب وطن برای مردم می‌گفتند. ایرج میرزا در هجو فرهنگ عامه از هیچ چیزی فروگذار نمی‌کرد. عشقی در وصف حال زنان ایران نوشت:
زنان کشور ما زنده‌اند و در کفن‌اند − که این اصول سیه بختی از سیه رختی است
◀ هر چند مشروطه خواهان موفق شدند سلطنت مطلقه قاجار را به نظام مشروطه تغییر دهند؛ ولی مشروطیت نتوانست نظام پارلمانی را تثبیت کند و در نهایت با حاکمیت رضا خان آرمان‌های آزادی‌خواهانه مشروطیت به فراموشی سپرده شد و معماران دوره رضا خانی از جمله تیمور تاش و حزب تجدد با تمرکز بر تشکیل دولت مقتدر مرکزی و نوسازی سیستم اداری تصور می‌کردند با نوسازی ظاهری جامعه ایران مدرن می‌شود. آنان با اجبار در پوشیدن کت و شلوار و استفاده از کلاه پهلوی و کشف حجاب اجباری تجدد نمایشی را به جامعه تحمیل کردند. مشکل آنجا بود که پوشاندن کت و شلوار به تن رعیت ذهنیت رعیت بودن را از بین نمی‌برد. اصلاحاتی که در زمان رضا خان صورت گرفت تنها جنبه نوسازی جلوه‌های بیرونی جامعه بود تا تحول فرهنگی جامعه از درون؛ و دیدیم که با تبعید رضا خان زنانی که به اجبار چادر از سر آنان برداشته شده بود، دوباره چادر به سر کردند. ◀ به تدریج فضای سیاسی کشور برای فعالیت سیاسی باز می‌شد. کم کم روزنامه‌ها جرات کردند تا از استبداد حاکم در زمان رضا خان بنویسند و با پیروزی متفقین و شرایط جهانی بعد از جنگ، جنبش‌های ملی گرا در جهان از جمله در ایران نیز در صحنه سیاسی ظاهر شدند. شکل گیری احزاب و شرکت مردم در تظاهرات برای تاثیر گذاری در سیاست کشور در این دوره در رشد و توسعه فرهنگ سیاسی اجتماعی نقش مهمی داشت. شرکت زنان در فعالیت‌های اجتماعی در این دوره سنگ بنای جنبش‌های آینده را گذاشت. با اعلام انقلاب سفید و لغو نظام ارباب و رعیتی، رعیت آزاد شده از قید ارباب راهی شهر شد و به تدریج کوچ روستائیان به شهر به مهاجرت بزرگی تبدیل شد که نمود آن را می‌شد در حاشیه ‌نشینی اطراف شهر‌های بزرگ دید. حاشیه نشینان بعدا سیاهی لشگر جنبش مذهبی شدند و در قیام سال ۱۳۵۷ شرکت کردند. ◀ از انقلاب مشروطیت تا به امروز جای یک بازیگر بزرگ در تحولات اجتماعی ایران غایب است و آن شهروند است. انتظار می‌رفت که در عصر جدید و گسترش رابطه با اروپا، انسان ایرانی از ذهنیت رعیت بودن رها شود و در یک روند تاریخی فرهنگی به شهروند ارتقا پیدا کند. این روند سترون باقی ماند؛ دهخدا در لغت نامه خود واژه رعیت را این چنین معنی می‌کند”مردم زیر دست و فرمانبردار” و در فرهنگ معین آمده است “گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند”. با توجه به معنی راعی که چوپان است و کار چوپان مراقبت از گله است؛ رعیت گله‌ای است که به مراقبت چوپان نیاز دارد. در ایران نظام ارباب و رعیتی نه با قیام رعیت‌ها علیه نظام، که با صدور فرمان پادشاه صورت گرفت؛ بی‌آنکه آنان که قرار شد از بند اطاعت ارباب آزاد شوند و برای این آزادی و مزیت‌های آن آماده باشند. هر چند از نظر حقوقی دیگر او رعیت نبود، ولی ذهنیت رعیت بودن در او نهادینه شده بود و زمانی که از روستا به شهر کوچ کرد این ذهنیت از او جدا نشد. ◀ هر چند اصلاحات اقتصادی از دهه چهل به رشد شهرنشینی و توسعه صنعتی انجامید؛ ولی در غیاب آزادی‌های بنیادی چون آزادی بیان، مطبوعات و تشکل امکان تبادل نظر آزاد در جامعه وجود نداشت تا انسان شهری در مراوده‌‌های اجتماعی با دیدگاه‌های مختلف رو در رو شود، ذهنش به چالش کشیده شود و در روند تقابل‌های اجتماعی جایگاه خود را در جامعه‌ای که به سرعت در حال تغییر بود بیابد. تشکل‌ها به محفل‌های کوچک مخفی و نیمه مخفی محدود شد. در قیام علیه سلطنت بخش بزرگی از جامعه نه برای حق شهروندی که به دنبال راعی گمشده خود می‌گشتند تا از آنان مراقبت کند. با سقوط سلطنت و به قدرت رسیدن روحانیت نیز مسئله آزادی‌های بنیادی حل نشد و تمام راه‌های ممکن برای برساختن یک جامعه دموکراتیک بسته شد. رعیت بودن به مراتب آسان تر از شهروند بودن است. شهروند باید بیندیشد باید از حق شهروندی خود دفاع کند، باید قدرت را نقد کند، باید بایستد و از نظر خود دفاع کند، باید در اداره جامعه شرکت فعال کند و صد‌ها وظیفه دیگری را به عهده بگیرد را که در ازای دریافت حق شهروندی بر دوش او گذارده می‌شود. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🛑 از رعیت بودن تا شهروند شدن در ایران 🔹روایت شده که در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ میلادی راهب و استاد الهیات آلمانی، مارتین لوتر، که فروش آمرزش نامه را از سوی کلیسا مردود می‌شمارد، در اعتراض به فساد اقتصادی کلیسا دیدگاه خود را مکتوب کرده و آن را که شامل ۹۵ بند بود بر در کلیسای ویتنبرگ در آلمان کوبید. این سر آغاز جدلی شد که به شکل گیری مذهب پروتستان و جنگ‌های سی ساله انجامید و سر انجام در سال ۱۶۴۸ با امضای عهد نامه وستفالی صلح برقرار شد. لوتر مردم را به خواندن بدون واسطه انجیل به زبان مادری خود ترغیب می‌کرد. با توسعه صنعت چاپ کتاب به تدریج در دسترس همگان قرار گرفت و این به گسترش پیام لوتر کمک می‌رساند. لوتر برای رابطه مومن و خدا نیازی به واسطه نمی‌دید و به زعم او هر فرد مومنی می‌توانست با خدای خود راز و نیاز کند. ◀ رنه دکارت، متولد ۱۵۹۶ در فرانسه، که در جوانی در جنگ‌های سی ساله شرکت داشت، به همه چیز شک کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که تنها چیزی که میتواند به آن یقین داشته باشد، این است که می ‌اندیشد و جمله‌ای گفت که امضای او شد بر پذیرش خردورزی: " می‌اندیشم پس هستم ". ◀ حدودا ۱۰۰ سال بعد از اعتراض مارتین لوتر، دکارت جای اندیشیدن را در هستی انسانی مرکزی دانست. او با شک روشی خود، راه را برای تفکر نقاد گشود، تفکری که خودبنیاد است و به وحی و فرموده گردن نمی‌گذارد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم انسان اندیشمندی که دکارت کشف کرده بود، خسته از اندیشیدن و در مانده از یافتن نقش خود در دنیایی که صنعت در آن رشد می‌کرد و شهر نشینی آداب دیگری برای زندگی وضع می‌کرد به درمانگاه فروید پناه برد و از روانکاو خواست تا بر اضطراب خود در کشاکش غریزه و عقل چاره ‌ای بجوید. می‌توان گفت پس از حدود ۲۶۰ سال از کشف دکارت آنچه با نام سوژه دکارتی نامگذاری شده بر روی صحنه ظاهر شد، هرچند صحنه‌ای که او در آن از خود رونمایی کرد، سالن مجلل اپرای وین نبود که اتاق محقری بود در وین که دکتر زیگموند فروید او را بر روی کاناپه‌ای نه چندان پر زرق و برق خواباند و از او خواست آنچه را که فکر می‌کند بر زبان بیاورد. مطب فروید گنجایش محدودی داشت و کسانی که به او مراجعه می‌کردند، افرادی بودند رسیده به این ادراک که با مشکل هایی دست و پنجه نرم می‌کنند که جسمانی نیست؛ از این رو برای حل مشکل خود به فروید مراجعه می‌کردند. ◀ در همان زمان در همسایگی اتریش، انسان آلمانی که دیگر امیدی به معجزه الهی نداشت و امیدش را از آسمان بریده بود، سرگردان در دنیای سیاست بی آنکه افق روشنی در برابرش باشد دست از اندیشیدن کشید و در جستجوی خدایی زمینی به زیر علم فاشیسم پناه بردند، به جایی که انسان درمانده و تحقیر شده در انبوه کسانی همانند خود محو شد و همراه دیگران در پرستش ناجی زمان خود عقل را تعطیل کرد تا به فرمان رهبر دست به هر جنایتی بزند. جنگ دنیا را فرا گرفت و دوباره میلیون‌ها انسان کشته شدند؛ با شکست آلمان صلح برقرار شد. این‌بار شرایط جهان تغییر کرده بود و انسان اندیشمند دکارت تلاش کرد تا با رجوع به عقل سلیم جهان بهتری بیافریند. در اروپای پس از جنگ سوژه دکارتی برای به دست آوردن حق فردیت خود دموکراسی را برگزید و توانست در مبارزه ‌ای مستمر از رعیت بودن به شهروند ارتقا یابد. شهروندی که نجات را نه از آسمان میطلبد و نه از منجی در هر شکلی. او نیاز به قیم ندارد و خود را به اندازه کافی بالغ می‌داند که برای زندگی خود آنچه را درست تشخیص می‌دهد انجام دهد. ◀ در ایران تحولات اجتماعی به گونه دیگری راه خود را یافت. تا قبل از شکل گیری اولین جوانه‌های فکر مشروطیت خواهی ما رد پایی از فردیت و آزادی فرد در جنبش‌های اجتماعی نمی‌بینیم. عرفان ایرانی به دنبال دستیابی آزادی فرد همچون موجودی اجتماعی نیست و در عوض به دنبال رسیدن به رستگاری فردی است و پیوستن به معشوق ابدی خود تا از بند این دنیای خاکی رها شود. کسانی همچون حافظ هم در این فرهنگ سربرآورده‌اند. حافظ، زهد و ریا را تاب نمی‌آورد و رندانه در برابر زهد ریایی سرکشی می‌کند، از تن دادن به پذیرش نیرنگ و دورویی سر باز می‌زند تا از این مهلکه بی آنکه آلوده شود به میخانه پناه برد و دمی رنج این جهان را در پیاله می ‌به فراموشی بسپارد. با به قدرت رسیدن صفویان و نهادینه شدن نقش روحانیت شیعه در ساختار قدرت، اندیشدن به حکم شرع تعطیل شده و از انسان‌ها اطاعت بدون قید و شرط از دستورات فقهی را می‌خواهند. نوحه خوانی و مداحی جایگزین شعر می‌شود؛ هنر‌های تزیینی و معماری مورد حمایت حاکمان قرار می‌گیرند و انسان شیعه در زیر گنبدهای عظیم مساجد مبهوت عظمت معماری اسلامی خود را حقیر و تسلیم قدرت می‌یابد. شمشیر قزلباشان و فقه فقها رعیت را مطیع ارباب می‌سازد و او را از اندیشیدن منع می‌کند. رعیت می‌پذیرد که این خواست الهی است که او رعیت باشد و باید راضی بود به رضای خداوند.

🛑 روایتی درباره شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ✍ محمد امیری؛ مدیر کانال 🔹رویداد پانزده خرداد یک جنبش خودجوش نبود؛ این رویداد ساخته و پرداخته گروهی از افراد حرفه‌ای بود که با اطلاع و موافقت خمینی برنامه‌ریزی و بوسیله اشخاصی که بعدا به نام "جمعیت هیئت‌های موتلفه" معروف شدند با همراهی گروهی از اوباش و قمه‌کش‌های تهران و شهرستان‌ها برگزار شد؛ در حقیقت با برنامه‌ای از قبل معین و حساب شده، ترتیب یک شورش خیابانی را تهیه کرده و اجرا کردند. مهدی عراقی که یکی از سردستگان ایجاد این بلوا بود می‌گوید: "... صبح ساعت ۵ خبر دستگیری آقای خمینی به تهران رسید. هر کدام از بچه ها ماموریت پیدا کردند که در یک قسمت از شهر مردم را وادار به بستن و تظاهرات بکنند. عده‌ای از بچه‌ها ماموریت پیدا می‌کنند که میدان را تعطیل بکنند... بچه‌های دیگر ریختند وسط میدان... یک تعداد از بچه‌ها هم رفتند بازارچه قوام‌الدوله شاهپور و گمرک و آنجا را تعطیل کرده بودند؛ یک تعدادی هم خیابان شهباز و خیابان خراسان و دولاب و اینجاها...".(ناگفته‌ها، محمود عراقی، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۰، ص۱۸۳-۱۸۴) ◀ این گروه حتی شعارها و مسیر راه‌پیمائی را از قبل تعیین کرده بود. در این راه پیمائی با سردادن شعارهای مذهبی تحریک کننده آرامش خیابان‌ها را به هم ریختند. روشن است که گروهی از مردم یا به عنوان تماشاچی و یا به عنوان ماجراجویی به آنان پیوستند. وگرنه به جز خمینی تقریبا کلیه علمای معتبر آن روز با یک چنین بلوا مخالف بودند. در مورد مخالفت مراجع با بلوای پانزده خرداد، ۲۷ نفر از مراجع مهم حوزه‌های علمیه در مخالفت با شورش فوق به حکیم نامه نوشته بودند. حاج شیخ عبدالعلی جلیلی، یکی از طرفداران خمینی در این باره می‌گوید: " ... من رفتم به آقای حکیم اعتراض کردم که آقا شما چرا نسبت به آقای خمینی موضع همکاری و همراهی ندارید؟ آقای حکیم گفت نامه‌ها را بیاورید. ۲۷ تا نامه از ۲۷ نفر از علمای مهم شهرستان‌ها پیش آقای حکیم بود که در آنها نوشته بودند شما گول حرف‌های آقای خمینی را نخورید؛ اینها یک عده نهضتی‌ها و بچه‌ها هستند که اطراف ایشان را گرفته اند..."(خاطرات شفاهی، حسینعلی منتظری، اتحاد ناشران ایرانی در اروپا، ص۱۴۷) ◀ اصولا خود حکیم نیز به عنوان اعلم مجتهدان آن روز خمینی را در حد یک عامل خرابکار به حساب می‌آورد. در این مورد نیز به یک حقیقت دیگری اشاره می‌کنیم. پس از تبعید خمینی به ترکیه، شیخ حسینعلی منتظری، جهت جلب حمایت حکیم از خمینی به نجف می‌رود. وی به مدت سه ربع ساعت با حکیم در مورد توجیه رفتار خمینی صحبت می‌کند و تصور می‌نماید که او را قانع کرده است. منتظری در ادامه حرفهایش می‌نویسد: "... بعد آقای حکیم بلند شد رفت... چند دقیقه بعد یک سیدی که از علما و از حواريون آیت‌الله حکیم بود، آمد نشست؛ ایشان آقازاده یکی از علما بود و از اطرافیان حکیم به حساب می‌آمد. آقای عمید من را به او معرفی کرد که بله ایشان منتظری از شاگردان آقای بروجردی و آقای خمینی هستند. یک دفعه دیدم سید گفت: خدا لعنت کند انگلیسی‌ها را؛ خدا لعنت کند انگلیسی‌ها را؛ یک روز یک سیدجمال‌الدین افغانی درست می‌کنند و می‌اندازند جلو؛ یک روز هم یک سید خمینی می‌آید و روحانیت و دین و اینها را...".(بالا، خاطرات شفاهی، منتظری، ص۱۴۶-۱۴۵) ◀ دومین مرجع معروف نجف نیز حاج سید ابوالقاسم خوئی نام داشت، و اعتقاد داشت که روحانیان باید از "کار کثیف سیاست" دوری کرده؛ به مسائل معنوی و آموزش علمای نسل آینده بپردازند. او به قدری با عقیده "ولایت فقیه" خمینی مخالف بود که در مقابل کلاس‌های ولایت فقیه که خمینی در نجف بر پا کرده بود، یک سری کلاس‌های "رد ولایت فقیه" تشکیل داد. ابوالحسن بنی‌صدر در این باره می‌گوید: "... بعد از این درس‌ها، (درس‌های ولایت فقیه بوسیله خمینی)، آقای خوئی درس‌های دیگری گذاشت که به اصطلاح معروف شد به رد ولایت فقیه؛ عنوانش این شد که خیلی این آقایان را ناراحت کرده بود که ایشان این درس‌ها را گذاشته و ولایت فقیه را رد کرده؛ و ولایت فقیه آقای خمینی را رد کرده است...".(انقلاب ایران به روایت رادیو بی‌بی‌سی، مصاحبه با ابوالحسن بنی‌صدر، عبدالرضا هوشنگ مهدوی، انتشارات قیام، ۱۳۷۲، ص۱۹۶) ◀ در داخل کشور نیز از مراجع معروفی چون "نجفی مرعشی"؛ "محمد رضا گلپایگانی"؛ "محمد هادی میلانی"، و معروفترین مرجع دیگر داخل کشور آن زمان سید کاظم شریعتمداری بود. همچنین حاج سید احمد خوانساری مخالف این بلوا بودند... بنابراین روشن می‌شود که جز تعداد اندکی ناچیز - موافق چنین آشوبی نمی‌توانستند باشند؛ اکثریت طبقات روشنفکر و تحصیل‌کرده و اصلاح‌طلبان چپی و غیر چپی آن دوره نیز تا حدودی از اصلاحات شاه حمایت می‌کردند؛ بنابراین ادعای مورخین جمهوری اسلامی که از شرکت اکثریت مردم ایران در آن نهضت سخن می‌گویند، نمی‌توانند پایه صحیح تاریخی داشته باشد. 🆔 @ketab_mamnouee

🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز " 🔵 نوشته "بهروز خاماچی" 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز " 🔵 نوشته "بهروز خاماچی" 🔹اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و به طور کلی موقعیت خاص ژئوپلتیکی و جغرافیای سیاسی آذربایجان بر هیچ کس پوشیده نیست. آذربایجان و مرکز آن تبریز در یک مکان خاصی از خاورمیانه و بر سر راه آسیا به اروپا و آفریقا قرار گرفته، که از آغاز پیدایش حکومت‌های سلطه‌گر در رقابت بر سر تصرف سرزمین‌ها و گسترش نفوذ امپراطوری‌ها همواره مورد توجه سلاطین و فرمانروایانی از مادها و آشوری‌ها، پارس‌ها، اشکانیان، ساسانیان، اعراب، ترک، مغول، تاتار، غز، عثمانی، روس و انگلیس واقع شده است. بنابراین کمترین سرزمینی را در تاریخ جهان، مانند آذربایجان به یاد دارد، که در طول حیات سیاسی خویش، بارها و بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته باشد و همواره از میان حوادث بی‌شمار در عرصه تاریخ جهان جان به سلامت برده و با افتخار و شرف به حیات خود ادامه دهد. ◀ سلاطین عثمانی برای گسترش امپراطوری خود همیشه چشم طمع به ایران داشته و بارها این سرزمین مورد هجوم و جنگ‌های متعدد بین سلاطین سنّی عثمانی و... واقع می‌گشت. در این رهگذر، امپراطوری روسیه_تزاری که در رقابت‌های مستعمراتی از قرن هیجدهم میلادی نمی‌خواست از رقبای خود عقب بماند و برای گسترش دامنه نفوذ و سرزمین خود همواره در فکر تسلط بر آذربایجان بوده، از آغاز خصومت بین "ایران و عثمانی" و "ایران و روسیه" تا پایان جنگ_جهانی_دوم به مدت ۴۵۰ سال در طول تاریخ معاصر آذربایجان، شهر تبریز نزدیک به ۱۹ بار توسط عثمانی‌ها و ۵ بار توسط نیروهای اشغالگر روسی و شوروی مورد حمله و غارت و ویرانی قرار گرفته است. آنچه اساس مطالب این کتاب را تشکیل می‌دهد، مطالبی است از آغاز جنگ‌های ایران و روس در عهد فتحعلی‌شاه تا جنگ جهانی دوم، به مدت ۱۲۰ سال که تا حدودی واقعیت و اشغال تبریز توسط قوای مهاجم روسی را بیان داشته و کیفیت ظلم و ستم روس‌ها و در مقابل شجاعت و مردانگی مردم تبریز را در برابر اشغالگران مشخص می‌سازد. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز " 🔵 نوشته "بهروز خاماچی" 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee
🔴 کتاب " آتش بر فراز تبریز " 🔵 نوشته "بهروز خاماچی" 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🔴 کتاب " اقتصاد و امنیت " 🔵 از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر ♦️ خاطرات دکتر علینقی عالیخانی ⚫ به کوشش: حسین دهباشی 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🔴 کتاب " اقتصاد و امنیت " 🔵 از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر ♦️ خاطرات دکتر علینقی عالیخانی ⚫ به کوشش: حسین دهباش
🔴 کتاب " اقتصاد و امنیت " 🔵 از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر ♦️ خاطرات دکتر علینقی عالیخانی ⚫ به کوشش: حسین دهباشی 🔹علینقی عالیخانی متولد سال ۱۳۰۷، تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل رهسپار فرانسه شد. وی موفق به اخذ دکترای دولتی اقتصاد از دانشگاه پاریس شد. مدتی بعد از بازگشت به ایران در نخست وزیری و شرکت ملی نفت ایران مشغول به کار شد که به موازات آن مشاور اتاق بازرگانی تهران هم بود. وی از بهمن‌ سال ۱۳۴۱ به مدت هفت سال تصدی وزارت اقتصاد و همچنین ریاست دانشگاه تهران را به مدت دو سال عهده‌دار بود. از آن پس از کارهای دولتی کناره گرفت، و در بخش خصوصی به فعالیت پرداخت. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻

◀ نقطه اوج تجربه تبریز در انقلاب مشروطه، انجمن ایالتی تبریز بود. انجمن، یکی از روشن‌ترین نشانه‌های عبور از نوسازی به مدرنیته سیاسی بود. در اینجا سیاست از سطح فرمان شاه و تصمیم دربار به سطح شهر آمد. جامعه شهری برای خود نهاد ساخت. در واقع نهادی برای نظارت، گفت‌وگو، بسیج، فشار سیاسی و دفاع از قانون شکل گرفت. اهمیت انجمن تبریز در این تغییر قابل مشاهده است. انجمن فراتر از یک جمع سیاسی عمل کرد و شکل تازه‌ای از حضور جامعه در عرصه عمومی را پدید آورد. در نظم قدیم، مردم موضوع فرمان بودند. در این تجربه، به نیرویی ناظر، مطالبه‌گر و سازمان‌یافته تبدیل شدند. انجمن تبریز روزنامه منتشر کرد، موضع سیاسی گرفت، با نیروهای اجتماعی ارتباط برقرار کرد، درباره قانون اساسی و متمم آن بحث کرد و خواهان محدود شدن قدرت شاه و رسمیت یافتن انجمن‌های ایالتی و ولایتی شد. این رخداد را باید یکی از روشن‌ترین نشانه‌های مدرنیته سیاسی دانست. در این سطح، مدرنیسم نیز آشکارا دیده می‌شود. باور به اینکه قدرت باید محدود شود، قانون باید بر اراده فردی تقدم داشته باشد، جامعه حق نظارت دارد و شهروندان می‌توانند در برابر دولت نهاد بسازند. ◀ پس از بمباران مجلس در ۱۹۰۸ و آغاز استبداد صغیر، تبریز به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های مقاومت مشروطه تبدیل شد. اهمیت این مرحله فقط در جنگ شهری یا قهرمانی ستارخان و باقرخان خلاصه نمی‌شود. در این دوره، تبریز نشان داد که جامعه شهری می‌تواند در برابر دولت مرکزی مستبد، خود را سازمان دهد. انجمن تبریز در این مرحله نقشی فراتر از یک نهاد مشورتی داشت. با نیروهای اجتماعی ارتباط برقرار می‌کرد، مقاومت را سازمان می‌داد، با نیروهای بیرونی مکاتبه می‌کرد و در عمل بخشی از کارکردهای قدرت محلی را بر عهده می‌گرفت. در اینجا، شهر به‌طور موقت به نوعی دولت سیاسی مقاومت تبدیل شد. این مرحله را باید لحظه عینی مدرنیته سیاسی تبریز دانست. قانون‌خواهی از سطح شعار خارج شد و به دفاع سازمان‌یافته از نظم مشروطه رسید. شهر، خود را در برابر دولت مرکزی مستبد سازمان داد. همین تجربه، تبریز را به یکی از حافظه‌های اصلی انقلاب مشروطه تبدیل کرد. ◀ در نهایت تبریز به مدرنیته سیاسی نزدیک شد، اما نتوانست آن را به نظم پایدار تبدیل کند. چند عامل در این ناتمامی نقش داشتند. شکاف‌های درونی مشروطه‌خواهان، فشارهای خارجی، مداخله روسیه، اختلاف میان نیروهای مذهبی و سکولار، و ناتوانی انجمن‌ها در تبدیل انرژی انقلابی به سازوکارهای پایدار حقوقی و اداری را می‌توان دم‌دست‌ترین دلایل برشمرد. همچنین باید توجه داشت که مدرنیسم سیاسی تبریز، هرچند نیرومند و اثرگذار بود، در جامعه‌ای ریشه می‌گرفت که ساختارهای اقتصادی، طبقاتی، آموزشی و اداری آن به اندازه کافی دگرگون نشده بودند. مدرنیزاسیون نهادی هنوز ناقص بود، دولت قانون‌مند شکل نگرفته بود و نیروهای خارجی نیز اجازه نمی‌دادند تجربه مشروطه به آسانی تثبیت شود. از این منظر، تبریز شهر پیروزی کامل نبود. شهر امکان‌های گشوده و سرکوب‌شده بود. این شهر نشان داد جامعه ظرفیت نهادسازی، قانون‌خواهی، مقاومت و مشارکت سیاسی دارد، اما ساختار قدرت داخلی و فشار قدرت‌های خارجی اجازه ندادند این ظرفیت به دولت قانون‌مند و پایدار تبدیل شود. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

◀ تبریز تنها شهری نبود که زودتر از دیگران ابزارهای جدید را تجربه کرد. این شهر جایی بود که بخشی از این ابزارها به آگاهی سیاسی، سازمان اجتماعی و مطالبه قانون تبدیل شدند. به بیان دیگر، تبریز از سطح مدرنیزاسیون عبور کرد و به یکی از کانون‌های شکل‌گیری مدرنیته سیاسی در ایران رسید. مدرنیته سیاسی بدون دگرگونی در تولید و گردش دانش شکل نمی‌گیرد. تبریز از این نظر نیز جایگاهی برجسته داشت. انتقال فناوری چاپ به ایران در اوایل قرن نوزدهم با تبریز پیوند خورد و چاپ سنگی و انتشار متون جدید، به تدریج امکان تازه‌ای برای گردش اندیشه فراهم کرد. مدرسه جدید در تبریز را باید دگرگونی‌ای فراتر از یک تغییر آموزشی ساده فهمید. میرزا حسن رشدیه، از چهره‌های کلیدی آموزش نوین، با تاسیس مدارس جدید، شیوه‌ای تازه از آموزش را در برابر مکتب‌خانه سنتی قرار داد. اهمیت رشدیه فقط در آموزش الفبا یا روش تدریس خلاصه نمی‌شد. مدرسه جدید انسان اجتماعی تازه‌ای می‌ساخت. فردی که خواندن، نوشتن، حساب، زبان، جهان بیرون و امکان مقایسه را به شکلی تازه می‌آموخت. چنین انسانی در آینده می‌توانست روزنامه بخواند، در انجمن شرکت کند، درباره قانون حرف بزند، قدرت را نقد کند و خود را صرفاً تابع فرمان نداند. بنابراین، مدرسه جدید در تبریز بخشی از زیرساخت فکری مشروطه بود، هرچند در ظاهر آموزشی به نظر می‌رسید. ◀ اگر مدرنیزاسیون، ورود ابزارها و نهادهای جدید است و مدرنیته، وضعیت تازه زیستن در جهان جدید، مدرنیسم را باید نیروی فکری و فرهنگی‌ای دانست که آگاهانه از این دگرگونی دفاع می‌کند. در تبریز، این مدرنیسم بیش از آنکه صرفا ادبی یا هنری باشد، سیاسی و اجتماعی بود. مدرنیسم تبریز را می‌توان در چند سطح دید. در دفاع از مدرسه جدید در برابر مکتب‌خانه سنتی، در گسترش مطبوعات و زبان انتقاد، در طرح مفهوم قانون در برابر اراده شاه، در شکل‌گیری انجمن به‌عنوان نهاد میانجی میان جامعه و دولت، در پیوند روشنفکران، بازاریان، علما و نیروهای شهری و در تبدیل مردم از رعیت خاموش به شهروند مطالبه‌گر می‌توان این مدرنیسم را مشاهده کرد. البته این مدرنیسم یکدست و بی‌تناقض نبود. بخشی از آن مذهبی بود، بخشی سکولار، بخشی متاثر از قفقاز و عثمانی، بخشی برآمده از بازار و بخشی متصل به روشنفکران جدید. همین ترکیب ناهمگون، هم قدرت تبریز بود و هم محدودیت آن. قدرتش در این بود که توانست نیروهای مختلف را حول قانون‌خواهی و مشروطه جمع کند. محدودیتش در این بود که هنوز به یک نظریه پایدار و نهادهای منسجم برای اداره بلندمدت جامعه تبدیل نشده بود. ◀ در چنین ساختاری، بازار تبریز به زیرساخت سیاست تبدیل شد. سیاست مدرن فقط از رساله روشنفکران بیرون نمی‌آید. به محل اجتماع، شبکه اعتماد، منابع مالی، امکان اعتصاب، پخش خبر و بسیج اجتماعی نیاز دارد. بازار تبریز همه این عناصر را در خود داشت. به همین دلیل، در انقلاب مشروطه، تبریز توانست میان تجار، علما، خطیبان، روشنفکران، مجاهدان شهری و انجمن‌های سیاسی پیوند ایجاد کند. این پیوند همان نقطه‌ای است که شهر را از مصرف‌کننده ایده مدرن به تولیدکننده کنش مدرن تبدیل کرد. بازار در اینجا در قالب یک نهاد سنتی متوقف نماند. در متن تحولات مشروطه، بازار تبریز به نهادی میانجی تبدیل شد. نهادی که از دل سنت برآمده بود و در خدمت سیاست جدید قرار گرفت. این وضعیت یکی از ویژگی‌های مهم مدرنیته را نشان می‌دهد. مدرنیته در ایران با حذف کامل نهادهای قدیم آغاز نشد. در بسیاری موارد، از دل بازآرایی همان نهادها شکل گرفت. ◀ تبریز بدون قفقاز قابل فهم نیست. رفت‌وآمد کارگران، تجار، مهاجران، روشنفکران و انقلابیون میان تبریز، باکو، تفلیس، ایروان و استانبول، شهر را در مدار بزرگ‌تری از تحولات منطقه‌ای قرار داد. انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، فعالیت سوسیال‌دموکرات‌های قفقاز، مطبوعات بیرون از ایران و تجربه اصلاحات عثمانی، همگی در شکل‌دهی به زبان سیاسی جدید اثر گذاشتند. مفاهیمی چون قانون، ملت، مجلس، انجمن، آزادی، استبداد، مساوات و وطن در چنین شبکه‌ای معنا پیدا کردند. تبریز از موقعیت یک شهر مرزی فاصله گرفت و بخشی از یک فضای فراملی شد که در آن اندیشه‌های جدید سیاسی رفت‌وآمد می‌کردند. در اینجا نیز تفاوت سه مفهوم روشن می‌شود. ارتباطات فرامرزی، چاپخانه، روزنامه و رفت‌وآمد مهاجران، بخشی از مدرنیزاسیون ارتباطی و فرهنگی بود. اما وقتی همین ارتباطات به مطالبه قانون، انجمن، مقاومت در برابر استبداد و دفاع از مشروطه انجامید، وارد سطح مدرنیته سیاسی شد. نیروهایی که آگاهانه از این مفاهیم دفاع کردند نیز حاملان مدرنیسم سیاسی تبریز بودند.

🛑 تبریز؛ شهری که از نو باید شناختتبریز دوره قاجار به یکی از نخستین فضاهای تجربه جهان جدید در جغرافیای ایران تبدیل شد. فضایی که تماس با مدرنیته در آن از سطح ابزار و نهادهای فنی فراتر رفت و به زبان قانون، انجمن، نمایندگی، شهروندی، افکار عمومی و مقاومت سیاسی رسید. برای فهم این جایگاه، باید میان سه مفهوم مدرنیزاسیون، مدرنیته و مدرنیسم تفاوت گذاشت. مدرنیزاسیون یا نوسازی، به ورود ابزارها و سازوکارهای جدید اشاره دارد. ارتش نو، چاپخانه، مدرسه جدید، تلگراف، راه‌های ارتباطی، دستگاه اداری و شیوه‌های تازه آموزش و مدیریت، همگی در این قلمرو قرار می‌گیرند. مدرنیته اما صرفا به معنای داشتن این ابزارها نیست. مدرنیته وضعیتی اجتماعی و تاریخی است که در آن انسان و جامعه نسبت تازه‌ای با قدرت، قانون، زمان، شهر، دانش و امر عمومی پیدا می‌کنند. مدرنیسم نیز گرایش فکری و فرهنگی به سوی این وضعیت است. یعنی دفاع آگاهانه از قانون، عقلانیت، آزادی، آموزش نو، مشارکت سیاسی و نقد نظم کهن. از این منظر، تبریز یکی از نخستین شهرها بود که این سه سطح را به شکلی تاریخی تجربه کرد. نخست با نوسازی دفاعی در عصر عباس‌میرزا، سپس با گسترش چاپ، مدرسه، بازار و ارتباطات فرامرزی، و سرانجام با انقلاب مشروطه، انجمن ایالتی، مقاومت شهری و ظهور شهروندانی که از قدرت پاسخ می‌خواستند. در تبریز، ابزارهای نو از سطح ورود فنی فراتر رفتند و به‌تدریج زبان سیاست، قانون و جامعه مدرن را شکل دادند. ◀ برای فهم جایگاه تبریز، باید از جغرافیا آغاز کرد. تبریز در شمال‌غرب ایران، در نقطه تماس ایران با قفقاز، عثمانی، روسیه و مسیرهای تجاری اروپا قرار داشت. این موقعیت، تبریز را از سطح یک گذرگاه کالایی عبور داد. شهر به کانون گردش خبر، ایده، روزنامه، مهاجر و زبان سیاسی تازه و تجربه‌های نهادی جدید تبدیل شد. بازار تبریز هم شبکه‌ای چندلایه بود که در آن تجارت، مذهب، اعتبار اجتماعی، ارتباطات شهری، خبررسانی، بسیج مالی و پیوندهای صنفی درهم تنیده می‌شدند. همین ساختار، در ادامه و در جریان انقلاب مشروطه، کارکردی سیاسی پیدا کرد. این شهر زودتر از مرکز سیاسی با مسئله عقب‌ماندگی، قدرت روسیه، اصلاحات عثمانی، جنبش‌های قفقاز، مطبوعات بیرون از ایران و زبان قانون‌خواهی روبرو شد. در چنین فضایی، مدرنیته در حد یک ایده انتزاعی باقی نماند. در عرصه‌هایی چون تجارت، آموزش، مطبوعات، انجمن‌ها، مقاومت شهری و سازماندهی اجتماعی عینیت پیدا کرد. ◀ نخستین لایه مهم تجربه تبریز به دوره عباس‌میرزا بازمی‌گردد. تبریز در دوره قاجار اقامتگاه ولیعهد بود و همین جایگاه، آن را به یکی از کانون‌های اصلی اصلاحات نظامی و اداری تبدیل کرد. شکست‌های ایران در برابر روسیه، مسئله عقب‌ماندگی نظامی و فنی را برای بخشی از نخبگان قاجار به پرسشی فوری بدل کرد. اصلاحات عباس‌میرزا در این زمینه عمدتا نظامی بود. ایجاد نیروی منظم، استفاده از مستشاران اروپایی، ترجمه دانش فنی و تلاش برای فهم سازمان ارتش‌های جدید، همگی در این چارچوب قرار داشتند. این مرحله را باید نوسازی دفاعی نامید، نه مدرنیته سیاسی. هدف اصلی آن تقویت دولت در برابر قدرت خارجی بود، نه مشارکت جامعه در سیاست. در این مرحله، مسئله اصلی سهم مردم در قدرت یا محدود شدن اراده شاه به وسیله قانون نبود. مسئله اصلی آن بود که دولت چگونه ارتش، آموزش نظامی، فنون جنگ و سازمان اداری خود را نوسازی کند تا در برابر روسیه شکست نخورد. با این حال، همین مرحله اهمیت تاریخی داشت، زیرا تبریز را به نخستین آزمایشگاه جدی مواجهه ایران با دانش جدید، نظم نظامی جدید و دستگاه فنی جدید تبدیل کرد. از همین‌جا شکافی در ذهنیت سیاسی ایران پدید آمد. اگر شکست از بیرون ناشی از ضعف ساختارهای داخلی است، پس دولت، ارتش، آموزش، مالیه و قانون باید دگرگون شوند. این پرسش در آغاز فنی و نظامی بود، اما در ادامه به پرسشی سیاسی تبدیل شد. ◀ در همین نقطه می‌توان تفاوت اصلی میان مدرنیزاسیون و مدرنیته را دید. مدرنیزاسیون می‌تواند از بالا و به دست دولت انجام شود، بدون آنکه جامعه به شهروندی، قانون‌خواهی یا مشارکت سیاسی برسد. ممکن است دولتی ارتش مدرن، مدرسه جدید، خیابان‌های منظم، دستگاه اداری و فناوری‌های نو داشته باشد، اما قدرت سیاسی همچنان در دست فرمان فردی، اقتدار مطلق و رابطه رعیت و سلطان باقی بماند. مدرنیته سیاسی زمانی آغاز می‌شود که این ابزارها و نهادهای تازه، افق تازه‌ای برای جامعه ایجاد کنند. روزنامه به افکار عمومی تبدیل شود. مدرسه انسان پرسشگر تربیت کند. بازار به شبکه بسیج اجتماعی بدل شود. انجمن نقش نهاد مشارکت و نظارت را بر عهده بگیرد. قانون بر اراده شخصی شاه مقدم دانسته شود. اهمیت تبریز دقیقا در همین گذار قرار دارد.

photo content

🛑 سالروز تشکیل نیروی هوایی ✒ محمد امیری، مدیر کانال 🔹نخستین هواپیما در اوایل عصر احمدشاه قاجار و در سال ۱۲۹۲ هجری شمسی به ایران آمد و پس از جنگ جهانی اول مذاکراتی برای خرید آن صورت گرفت، تا اینکه اولین هواپیما در سال ۱۳۰۱ برای دولت علیه ایران خریداری شد و به ایران آمد. با افزایش تدریجی تعداد هواپیماها و اعزام افسران برای فراگرفتن فن خلبانی به فرانسه و شوروی، دستور تشکیل نیروی هوایی ارتش در ۳۰ خرداد ماه سال ۱۳۰۳ از سوی وزیرجنگ #رضاخان صادر شد، و نیروی هوایی ایران با آرم "بلند آسمان جایگاه من است"، به وجود آمد... 🔹در همان هنگام که ارتش نوین ایران در حال تشکیل بود (سال ۱۳۰۰)، در شعبه تنسیقات از دایره عملیات، دفتری هم به نام "دفتر هواپیمایی" پیش بینی گردید و نخستین بار در ارتش ایران، نام هواپیمایی جزو سازمان در آمد، و در حقیقت هسته مرکزی نیروی هوایی ایران گردید. در سال ۱۳۰۱، دولت ایران نخستین هواپیما را از شرکت یونکرس آلمان خرید و در سال بعد دو هواپیمای دیگر به نام های گیلان و مازندران از همان شرکت خرید و چند ماه بعد چهار هواپیما از شوروی خریداری کرد. بدین ترتیب در آخر سال ۱۳۰۲ خورشیدی، نیروی هوایی ایران مرکب از هفت هواپیما بود.(۱) 🔹نخستین ایرانی که موفق به طی دوره خلبانی و پرواز با هواپیما گردید، #کلنل_محمدتقی_خان_پسیان بود، که در سال ۱۲۹۹ به هنگام حضور در کشور آلمان موفق به این عمل مهم گردید و با انجام ۳۳ سورتی پرواز نام خود را به عنوان نخستین خلبان ایرانی در تاریخ ثبت نمود... اولین شخصی که برای تحصیل خلبانی و امور هوایی به اروپا اعزام شد، #سرهنگ_احمدخان_نخجوان بود، که در خرداد ۱۳۰۲، به اتفاق سایر دانشجویان ایرانی عازم اروپا گردید و در دانشکده خلبانی ایستر به تحصیل اشتغال ورزید... در خرداد ۱۳۰۳، نیز ده نفر محصل ایرانی برای آموزش یک دوره ۱۸ ماهه فن خلبانی به شوروی اعزام گردیدند.(۲) 🔹 #سرتیپ_امان‌الله_میرزا که در خرداد ۱۳۰۲ با عنوان سرپرستی محصلین به اروپا اعزام شده بود، ماموریت داشت دوازده فروند طیاره از فرانسه برای ایران خریداری نماید. این طیاره ها در بهمن ما ۱۳۰۲ با کشتی حمل و در بوشهر پیاده شدند، تا از بوشهر به تهران پرواز نمایند. در اسفند ماه همان سال این هواپیماها به تهران پرواز کردند و پس از آن دو فروند هواپیمای خریداری شده از شوروی هم وارد تهران گردید و چند هواپیمای یونکرس آلمانی با خلبان و متخصص فنی وارد ایران شده و شرکتی برای حمل مسافر در داخل ایران تشکیل دادند. در خرداد ۱۳۰۳ حکم عمومی قشون تحت شمار ۲۲۲ برای تاسیس نیروی هوایی صادر گردید...(۳) 🔹در پنجم اسفند ماه ۱۳۰۴ خورشیدی بود که نخستین خلبان ایران، #سرهنگ_احمدخان_نخجوانی، با یک هواپیمای برگه_۱۹ که از فرانسه خریداری شده بود، از فرودگاه نظامی ویلاکوپلی پرواز کرد و پس از نشستن در چند شهر، بالاخره در فرودگاه قلعه مرغی تهران با حضور #رضاشاه و مقامات دولتی و ارتشی به زمین نشست. در همین روز سازمان هواپیمایی ایران رسمی شد و سرهنگ احمدخان نخجوان به ریاست آن انتخاب گردید.(۴) 🔹در سال ۱۳۰۶، سازمان هواپیمایی توسعه پیدا کرد و تعدادی از داشنجویان نظامی که در فرانسه و شوروی، فن خلبانی و مکانیکی را آموخته بودند به ایران بازگشتند، و دولت نیز سیزده فروند هواپیمای جدید خریداری نمود، به طوری که جمع هواپیما ها به ۳۳ فروند رسید. از این تاریخ اداره هواپیمایی قشون در عملیات جنگی شرکت مینمود. در سال ۱۳۱۱، در ایران مدرسه خلبانی تاسیس گردید و بیست دانشجو پذیرفته شدند و مدت آموزش آن دو سال بود. اولین دوره مدرسه خلبانی توانست چهارده خلبان تحویل نیروی هوایی بدهد و به همین ترتیب همه ساله عده ای دانشجو آموزش خلبانی را فرا گرفته به نیروی هوایی ملحق میشدند. در سال ۱۳۱۲، مدرسه دیده بانی هوایی که دوره آن یکساله بود، تشکیل گردید. آموزشگاه فنی و کارخانه های هواپیما سازی نیز در این سال در نیرو هوایی تاسیس یافت. با توجه به توسعه روز افزون نیروی هوایی، وزارت جنگ، چهار معلم خلبان سوئدی استخدام کرد و سپس چهار معلم دیگر خلبان از بلژیک به استخدام در آورد و همچنین سرهنگ هوایی سوئدی موسوم به #نوروکیست را استخدام کرد و در راس ستاد نیروی هوایی قرار داد و از متخصصین انگلیسی نیز یک نفر به عنوان کارشناس فنی استخدام شد.(۵) 🆔 @ketab_mamnouee 🔸منابع: ۱. تاریخ ارتش ایران، غلامرضا علی بابایی، تهران، انتشارات آشیان، ۱۳۸۲، ص۲۷۰-۲۷۱. ۲. رضاشاه و قشون متحدالشکل، دکتر باقر عاقلی، ۱۳۸۶، تهران: نشر نامک، ص۲۰۳-۲۰۴. ۳. بالا، ص۲۰۴. ۴. تاریخ ارتش ایران، علی بابایی، ص۲۷۲. ۵. رضاشاه و قشون متحدالشکل، باقر عاقلی، ص۲۰۶. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee

🛑 تشکیل نیروی هوایی ✒ محمد امیری، مدیر کانال 🔹نخستین هواپیما در اوایل عصر احمدشاه قاجار و در سال ۱۲۹۲ هجری شمسی به ایران آمد و پس از جنگ جهانی اول مذاکراتی برای خرید آن صورت گرفت، تا اینکه اولین هواپیما در سال ۱۳۰۱ برای دولت علیه ایران خریداری شد و به ایران آمد. با افزایش تدریجی تعداد هواپیماها و اعزام افسران برای فراگرفتن فن خلبانی به فرانسه و شوروی، دستور تشکیل نیروی هوایی ارتش در ۳۰ خرداد ماه سال ۱۳۰۳ از سوی وزیرجنگ #رضاخان صادر شد، و نیروی هوایی ایران با آرم "بلند آسمان جایگاه من است"، به وجود آمد... 🔹در همان هنگام که ارتش نوین ایران در حال تشکیل بود (سال ۱۳۰۰)، در شعبه تنسیقات از دایره عملیات، دفتری هم به نام "دفتر هواپیمایی" پیش بینی گردید و نخستین بار در ارتش ایران، نام هواپیمایی جزو سازمان در آمد، و در حقیقت هسته مرکزی نیروی هوایی ایران گردید. در سال ۱۳۰۱، دولت ایران نخستین هواپیما را از شرکت یونکرس آلمان خرید و در سال بعد دو هواپیمای دیگر به نام های گیلان و مازندران از همان شرکت خرید و چند ماه بعد چهار هواپیما از شوروی خریداری کرد. بدین ترتیب در آخر سال ۱۳۰۲ خورشیدی، نیروی هوایی ایران مرکب از هفت هواپیما بود.(۱) 🔹نخستین ایرانی که موفق به طی دوره خلبانی و پرواز با هواپیما گردید، #کلنل_محمدتقی_خان_پسیان بود، که در سال ۱۲۹۹ به هنگام حضور در کشور آلمان موفق به این عمل مهم گردید و با انجام ۳۳ سورتی پرواز نام خود را به عنوان نخستین خلبان ایرانی در تاریخ ثبت نمود... اولین شخصی که برای تحصیل خلبانی و امور هوایی به اروپا اعزام شد، #سرهنگ_احمدخان_نخجوان بود، که در خرداد ۱۳۰۲، به اتفاق سایر دانشجویان ایرانی عازم اروپا گردید و در دانشکده خلبانی ایستر به تحصیل اشتغال ورزید... در خرداد ۱۳۰۳، نیز ده نفر محصل ایرانی برای آموزش یک دوره ۱۸ ماهه فن خلبانی به شوروی اعزام گردیدند.(۲) 🔹 #سرتیپ_امان‌الله_میرزا که در خرداد ۱۳۰۲ با عنوان سرپرستی محصلین به اروپا اعزام شده بود، ماموریت داشت دوازده فروند طیاره از فرانسه برای ایران خریداری نماید. این طیاره ها در بهمن ما ۱۳۰۲ با کشتی حمل و در بوشهر پیاده شدند، تا از بوشهر به تهران پرواز نمایند. در اسفند ماه همان سال این هواپیماها به تهران پرواز کردند و پس از آن دو فروند هواپیمای خریداری شده از شوروی هم وارد تهران گردید و چند هواپیمای یونکرس آلمانی با خلبان و متخصص فنی وارد ایران شده و شرکتی برای حمل مسافر در داخل ایران تشکیل دادند. در خرداد ۱۳۰۳ حکم عمومی قشون تحت شمار ۲۲۲ برای تاسیس نیروی هوایی صادر گردید...(۳) 🔹در پنجم اسفند ماه ۱۳۰۴ خورشیدی بود که نخستین خلبان ایران، #سرهنگ_احمدخان_نخجوانی، با یک هواپیمای برگه_۱۹ که از فرانسه خریداری شده بود، از فرودگاه نظامی ویلاکوپلی پرواز کرد و پس از نشستن در چند شهر، بالاخره در فرودگاه قلعه مرغی تهران با حضور #رضاشاه و مقامات دولتی و ارتشی به زمین نشست. در همین روز سازمان هواپیمایی ایران رسمی شد و سرهنگ احمدخان نخجوان به ریاست آن انتخاب گردید.(۴) 🔹در سال ۱۳۰۶، سازمان هواپیمایی توسعه پیدا کرد و تعدادی از داشنجویان نظامی که در فرانسه و شوروی، فن خلبانی و مکانیکی را آموخته بودند به ایران بازگشتند، و دولت نیز سیزده فروند هواپیمای جدید خریداری نمود، به طوری که جمع هواپیما ها به ۳۳ فروند رسید. از این تاریخ اداره هواپیمایی قشون در عملیات جنگی شرکت مینمود. در سال ۱۳۱۱، در ایران مدرسه خلبانی تاسیس گردید و بیست دانشجو پذیرفته شدند و مدت آموزش آن دو سال بود. اولین دوره مدرسه خلبانی توانست چهارده خلبان تحویل نیروی هوایی بدهد و به همین ترتیب همه ساله عده ای دانشجو آموزش خلبانی را فرا گرفته به نیروی هوایی ملحق میشدند. در سال ۱۳۱۲، مدرسه دیده بانی هوایی که دوره آن یکساله بود، تشکیل گردید. آموزشگاه فنی و کارخانه های هواپیما سازی نیز در این سال در نیرو هوایی تاسیس یافت. با توجه به توسعه روز افزون نیروی هوایی، وزارت جنگ، چهار معلم خلبان سوئدی استخدام کرد و سپس چهار معلم دیگر خلبان از بلژیک به استخدام در آورد و همچنین سرهنگ هوایی سوئدی موسوم به #نوروکیست را استخدام کرد و در راس ستاد نیروی هوایی قرار داد و از متخصصین انگلیسی نیز یک نفر به عنوان کارشناس فنی استخدام شد.(۵) 🆔 @ketab_mamnouee 🔸منابع: ۱. تاریخ ارتش ایران، غلامرضا علی بابایی، تهران، انتشارات آشیان، ۱۳۸۲، ص۲۷۰-۲۷۱. ۲. رضاشاه و قشون متحدالشکل، دکتر باقر عاقلی، ۱۳۸۶، تهران: نشر نامک، ص۲۰۳-۲۰۴. ۳. بالا، ص۲۰۴. ۴. تاریخ ارتش ایران، علی بابایی، ص۲۷۲. ۵. رضاشاه و قشون متحدالشکل، باقر عاقلی، ص۲۰۶. 🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه 🆔 @ketab_mamnouee