🛑 قمر، هنرمندی که در یادها ماندگار شد
✍ نوشته محمد امیری؛ مدیر کانال
🔹
شصت و هفت سال پیش در شنبه داغی همچون امروز، پیکر قمرالملوک وزیری چنان به خاک سپرده شد که انگار نه انگار او بزرگ بانوی آواز ایران و شکننده طلسم هنرنمایی زن ایرانی روی صحنه بود. خاکسپاری با شکوهی که در کار نبود، هیچ، اگر تلاشها یاری نمیکرد، وصیتش هم روی زمین میماند و از خفتن ابدی در آستان ظهیرالدوله و در کنار هنرمندان محروم میماند.
◀
قمر در ایران و
ام کلثوم در مصر، تقریبا همزمان روی صحنه رفتند؛ ام کلثوم چند سالی هم از قمر بزرگتر بود، اما تا اواخر عمر و بیش از دو دهه پس از آنکه دیگر صدائی از قمر شنیده نمیشد، همچنان میدرخشید. جایگاه قمر در موسیقی ایران، چیرگیاش بر فن آواز و سبک ویژهاش در خوانندگی در کنار جایگاه اجتماعیاش بخوبی میتوانست او را نزد فارسی زبانان در قلهای دست نیافتنی همتراز ام کلثوم قرار دهد و تشییع جنازهای همسنگ او برایش رقم بزند که در تاریخ ایران ثبت شود.
◀ قمر، پدر را چهار ماه پیش از تولدش و مادر را در ۱۸ ماهگی از دست داد و تحت سرپرستی مادربزرگش که روضهخوان زنانه حرم ناصرالدینشاه بود، قرار گرفت. قمر در سن ۱۴ سالگی توسط استاد
مرتضی نی داود کشف شد. نی داوود خطاب به قمر گفته بود: "
اگر بر قواعد موسیقی ایران مسلط شوی، خواننده بی رقیب زمانه خواهی شد ". چنین نیز شد. کار پیشرفت و قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانیهای "هیزمسترزویس" و "پولیفون" بهخاطر ضبط صدای او دستگاه صفحهپرکنی به تهران آوردند. روشنفکران و قلمبهدستان بسیاری برای قمر شعر سرودهاند و مقاله هایی تحسینآمیز در باره کنسرتهای او نوشتهاند. او نیز شعر شاعران بنام را در کنسرتهای خود به کار میگرفت و برخی از اجراهای خود را به آنان تقدیم میکرد که عارف قزوینی در زمره این افراد بود.
◀ قمر در شرایطی که "مدرسههای موسیقی از پذیرفتن بانوان مسلمان برای هنرجویی معذور بودند" و هنر موسیقی هنری مردانه بود، نخستین کنسرتاش را به سال ۱۳۰۳ در گراند هتل تهران، خیابان لاله زار برگزار کرد؛ کنسرتی که به عنوان حادثه ورویدای بزرگ و جسورانه ثبت شده است، رخدادی تابو شکنانه که دینکاران و مستبدان را برآشفت. او تصنیف مرغ سحر از سرودههای ملکالشعرا بهار را در دستگاه ماهور به همراه غزلی از ایرج میرزا خواند.
"...
فقیهِ شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
چراکه هرچه کند حیله، در حجاب کند
نقاب بر رخِ زن سد باب معرفت است
کجاست دستِ حقیقت که فتح باب کند ".
◀ قمر بدون حجاب روی صحنه رفت؛ آنهم به زمانهای که بی حجابی را بر نمیتابیدند. او در باره این کنسرت گفته است:
"...
پس از خاتمه کنسرت ترس مرموزی بر من مستولی شد. حدود چندهزار نفر در خیابان لالهزار جمع شده بودند. در بازگشت بیم آن داشتم که عدهای قصد جان مرا داشته باشند. چون اخباری از این قبیل به من رسیده بود و بیشتر مرا به توهم میانداخت. سرانجام با مراقبت ماموران انتظامی از بین مردم که برخی قیافههای عصبی و ناراحت هم بین آنها دیده میشد گذشتم و قضیه به خیر و خوشی گذشت... "
◀ قمر در پاسخ به پرسشی، که از او میپرسند:
"
شما چطور جرات کردید آن طور بیپروا روی صحنه بروید؟ "
- میگوید: "
من هیچوقت نمیخواستم نمایش شجاعت بدهم. دلم میسوخت که این همه بانوی باسواد وجود داشته باشند، اما نتوانند در این نمایش و کنسرت شرکت کنند. من پایم را به جایی گذاشتم که اگر باید کسی را مجازات کرد، من باشم. هنرمندان باید وظیفهای هم در مقابل مردم برای خود قائل گردند و از مردم مایه و شجاعت بگیرند. من قصدم این نبود که چادر از سر بردارم، اما مردم شجاعت و توانایی به من دادند. نمیدانم چه قدرتی پیدا کردم که نمیتوانستم جز آن باشم ".
◀
قمر هنرمندی آگاه به مسایل سیاسی بود؛
مرغ سحر، به عنوان ترانهای اعتراضی و "
ای نوع بشر، نگار بی خبر و بهار دلکش و... " از کارهای ماندگار قمر است. "
در ماجرای برپایی جمهوری، صدای رسای خود را در اجرای مارش جمهوری عارف رها کرد و مورد تحسین روشنفکران قرار گرفت. ولی به محض آن که کشتنیان را سیاستی دگر آمد، عده زیادی گرفتار تعقیب و زندان شدند. صفحات مارش جمهوری از بازار فروش بیرون ریخته شد. تا مدتها هر جا صفحه مارش پیدا میشد، برای صاحبش دردسر میآفرید". قمر در ۵۴ سالگی جهان را وانهاد و رفت. متولیان مساجد به خاطر اینکه آوازخوان بود، او را نپذیرفتند. پیکر او در حالی که تعداد بسیار کمی در مراسم تشییع او شرکت داشتند، در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
🌑 سالمرگ قمرالملوک وزیری
🆔
@ketab_mamnouee
♦️منابع: قمری که خورشید شد (قمرالملوک وزیری)، نوشته زبیده جهانگیری؛ زنان روشنفکر، دکتر مسعود نقرهکار
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔
@ketab_mamnouee