en
Feedback
هایدگر و‌ اگزیستانسیالیسم

هایدگر و‌ اگزیستانسیالیسم

Open in Telegram

شرح و خوانش آثار مارتین هایدگر و فلاسفه‌ی اگزیستانس

Show more
8 742
Subscribers
-124 hours
-97 days
+2030 days
Posts Archive
در باب تاثیر #فلسفه در زندگی برشی کوتاه از دیالوگ‌های گروه فلسفی عقلانیت انتقادی

دیدن، شنیدن است. #مارتین_هایدگر

حقیقت چیست #هایدگر #دریدا #دو

بحث #حقیقت و #هایدگر در گروه عقلانیت انتقادی حقیقت چیست؟ #یک

چهار نفر دیگه ظرفیت داریم فعلا با آیدی زیر در تماس باشید: @akademiadmin

فردا ساعت ۱۸ تهران، سعادت‌آباد، بلوار دریا با آیدی ادمین در تماس باشید: @akademiadmin
فردا ساعت ۱۸ تهران، سعادت‌آباد، بلوار دریا با آیدی ادمین در تماس باشید: @akademiadmin

۴ نفر برای طرح فوق ظرفیت باقی مانده این طرح در سال صرفا چند بار تمدید میشه چرا؟ چون کل ‌۲۱ پروژه رو میتونید یکجا داشته باشید در قالب فایل صوتی ویدئو و کتاب پی‌دی‌اف اخیرا علاوه بر آموزش فن ترجمه، خود مکالمه زبان انگلیسی رو هم بهش اضافه کردیم آیدی جهت شرکت در طرح فوق: @abozar_shariati

#پادکست_شب #انسان_طاغی #قسمت_پانزدهم #نیچه_و_نیست‌انگاری #کامو خوانش: #امید_بیداری #podcast_vip @agahiiiii

گفت‌وگو آغاز شد: دعوای علم و فلسفه روی لینک زیر لمس کنید و تشریف بیارید: https://t.me/+N6onmKSMkDAxMmQ8

آیا می‌توان انسان را شبیه‌سازی کرد؟ گفت‌وگوی زنده پیرامون این بحث: راس ساعت ۲۲ در لایو گروه عقلانیت انتقادی با حضور دوستان نازنین و اعضای حترم و باسواد و اهل مطالعه و دیالوگِ گروه عقلانیت انتقادی: https://t.me/+N6onmKSMkDAxMmQ8

record.ogg21.81 MB

🔷 نقد چیست؟ نقادی کدام است؟ 🔶 ارائه شده در گروهِ مجازیِ انجمنِ علمی-فلسفیِ دانشگاهِ اصفهان 👤 ارائه: #ابوذرشریعتی @abouzar_shariati

مارتین هایدگر در آغازِ کتابش هستی‌ و زمان به بررسیِ ماهیتِ "پرسش‌گری" می‌پردازد و الهام‌بخشِ کاوشِ سارتر در موردِ ماهیتِ پرسش‌ها می‌گردد. کاوش‌هایِ هایدگر به درکِ انسان به عنوانِ وجودی منتهی می‌شود که پرسش‌هایی درباره‌ی سایرِ اشیاء و درباره‌ی خود طرح می‌کند. هایدگر می‌نویسد: «این موجود که هریک از ما یکی از آن هستیم، به طرحِ پرسش از امکانِ وجودِ خود می‌پردازد، و این چیزی است که اصطلاحاً با واژه‌ی دازاین درک می‌شود. دازاین موجودی است که صرفاً در میانِ سایرِ موجودات قرار ندارد، بلکه به لحاظِ وجودی با این واقعیت متمایز می‌گردد که به وجودِ خود توجه نشان می‌دهد.» به عبارتِ دیگر، افراد با علامتِ سوالی که در وجودشان حک شده است، به جهان پرتاب می‌شوند. توصیفِ هایدگر از انسان‌ها به عنوانِ موجوداتی که «به وجودِ خود توجه نشان می‌دهند» به این ایده‌ی دکارت نزدیک است که جست‌وجوی قطعیت با تلاش برایِ «به پرسش‌ گرفتنِ همه‌چیز» آغاز می‌شود با این امید که به امری قطعی دست یافته شود. با وجودِ این، هنگامی که فرآیندِ «شک در همه چیز»، در موردِ وجودِ خودِ فرد به کار بسته می‌شود انسان‌ها به طورِ کلی به عنوانِ موجوداتی شناخته می‌شوند که در خود شک می‌کنند و از [وجود و ماهیتِ] خود می‌پرسند. این ایده‌ی دکارتی-هایدگری که همواره می‌توان خود را موضوعِ پرسش قرار داد، مضمونِ اصلیِ برداشتِ سارتر از اصالت است... #رابرت_ویکس https://t.me/Heideggerrrr

نشست فوق برای همه‌ی عزیزان کاملا رایگان شد. جهت حضور با ایدی زیر در تماس باشید: @akademiadmin
نشست فوق برای همه‌ی عزیزان کاملا رایگان شد. جهت حضور با ایدی زیر در تماس باشید: @akademiadmin

تفکر، به هر حال، نوعی کار-دستی است. تفکر به دست مرجوعیتی خاص دارد. بنا به تصور مرسوم دست متعلق است به تن‌افزارهای بدن ما. منتها ذاتِ دست را هرگز نمی توان همچون تن‌افزار گیرنده تن ما تعیین کرد یا از طریق این گونه تن‌افزار بودن توضیح داد. برای مثال میمون عضو گیرنده دارد، اما دست ندارد. دست از همه تن افزارهای گیرنده - ازجمله پنجه، چنگ و دندان - به نحوی بی پایان یا، به دیگر سخن به واسطه ژرفسارِ ذات جدا و متفاوت است. تنها آن موجودی که سخن می گوید یا، به دیگر سخن، تنها آن موجودی که می اندیشد می تواند دست داشته باشد و در این دست ورزی کارهای دستی حاصل آورد. اما کار دستی غنی تر از آنی است که معمولا تصور می رود. نه چنان است که کار دست تنها گرفتن و چنگ زدن، یا تنها فشاردادن و کشیدن باشد. دست در حقیقت نه فقط به اشياء می رسد و آنها را دریافت می کند، که به دست دیگران نیز می رسد و دست دیگران را (مثلا به نشانه خوش آمد و سلام) می گیرد. دست نگه می دارد. دست حمل می کند. دست ترسیم و نشانه گذاری می کند، شاید از آن رو که انسان نشانه‌ای است دست ها در هم قفل و یکی می شوند آنگاه که این اشارت و ایما بناست انسانها را به بی پیرایگی و یگانگی بزرگی برساند. دست این همه هست و این همه کار-دستی راستین است. هر یک از اینها نهشته در آنی است که ما بر سبيل مرسوم آن را به عنوان دست ورزی یا کار دست می شناسیم و معمولا فراتر از آن نمی رویم، اما حرکات و سکنات دست آدمی همه جا در زبان رسوخ دارند و درحقیقت درست در آن گاهی به رساترین صورت خود در می آیند که انسان در حین سکوت سخن می گوید. هریک از حرکات دست در هر یک از کارهای دست از طریق عنصر فکر کار خود را پیش می برد و در عنصر فکر سلوک و رفتار خود را جامه عمل می پوشاند. تمامی کار دست نهفته در تفکر است. هم از این رو، تفکر اگر بخواهد در زمان خاص خودش متحقق گردد، پس خود بسيط ترین و به همین سبب سخت ترین کار دستی انسان است. #مارتین_هایدگر #چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفكر ترجمه: #سیاوش_جمادی نشر ققنوس https://t.me/Heideggerrrr

در ترس معمولی ما می‌دانیم که از چه می‌ترسیم و موجودی معین ترسان و پریشانمان می‌کند. ترس آگاهی اما تشویش بر‌انگیز نیست بلکه، برعکس، قرین نوعی آرامش است. ترس آگاهی البته بدان معنی است که کسی از چیزی می‌ترسد اما آنچه از آن خوف داریم نا معین است و تعین آن ذاتا ممکن نیست. در ترس آگاهی پس‌نشینی چیز‌ها به صورت یک کل، ما را دلتنگ می‌کند. دیگر نمی‌توانیم به چیز‌ها تمسک جوییم. همه چیز از چنگ ما در می‌رود و از کف ما فرو می‌لغزد، آن حالتی که بدین سان بر ما می‌افتد و می‌ماند تنها همین عجز از تمسک به چیز‌ها و نگاهداشت آن‌هاست. همه این‌ها را می‌توان بت‌ها و خدایانی دانست که به عقیده هایدگر از سر نیاز به آن‌ها پناه می‌بریم و حقیقت هستی خود را در آن‌ها می‌‌پوشانیم. در حالت بنیادی ترس آگاهی اولا نه تنها این بت‌ها بلکه کلیت موجودات، حتی خود ما، از چنگمان رها می‌شویم آن‌سان که گویی باری گران و ناخواسته از دوشمان برداشته می‌شود؛ و ثانیا عدم همچون تعیین ناپذیر ذاتی، همچون مغاکی حائل فراروی ما، دهان باز می‌کند تا بگوید که: من یعنی عدم هستم که این همه را از تو گرفته و نفی کرده‌ام. من که سرچشمه نفی و نه هستم. منم که می عدمانم. #هایدگر https://t.me/Heideggerrrr

#هایدگر_و_خویشتن_فردیت_یافته در زندگی هایدگر، خویشتن فردیت‌یافته به‌شدت به خطر تنهایی ويرانگری متصل بود. نخستین شاهد، مفهوم وجود اصیل ( eigentlich) یا وجودِ از آن خود است. وجود اصیل بر‌پایه #به_سوی_مرگ_بودنی بنا شده که به طور مستقیم به تملک فرد در‌آمده است. فردی که وجود اصیل دارد از توهم‌برداشت‌های امن معمولی دیگران (das man) فاصله می گیرد و مرگ را نه به عنوان رویدادی دور که اتفاق نیفتاده یا فقط برای دیگران است( آن‌طور که در یاوه‌گویی‌ها‌ی دیگران می‌شنویم) بلکه به عنوان یک امکان مشخص که شکل‌دهنده وجود او است می بیند. در این وجود اصیل، مرگ خودی‌ترین امکان‌ها و حد اعلای آن است. امکانی که قطعی است و هم نا‌معین، زیرا همواره به عنوان تهدید ثابتی وجود دارد، ولی چه هنگام بودن آن معلوم نیست. وجود اصیل با حال مضطربی همراه است که در آن، فرد احساس غیر عادی‌ بودن می‌کند. او دیگر در دنیای روزمره احساس امنیت نمی‌کند، چرا که نمی‌تواند از #به_سوی_مرگ_بودن طفره رود. کسی نمی‌تواند مردن کسی را از او بگیرد، اما در ذات آن، همه مرگ‌ها از آن من است. این از آن من بودن از نظر هستی‌شناسی بخشی از ماهیت مرگ است. بنابراین، در نگاه هایدگر، این #به_سوی_مرگ_بودنِ اصیل است که به عنوان خودی‌ترین امکانِ فاقد ارتباطمان، ما را تنها و منفرد می‌کند. https://t.me/Heideggerrrr

عناوین بحثِ نشست روز چهارشنبه «پدیدارشناسی بیماری، مرگ و ترس از درد و مرگ با محوریت مارتین هایدگر و دریدا» 👆 حالا سرفصل‌های اصلی رو مجددا اضافه میکنم چون تو بنر جا نمیشد در اصل ۸ جلسه آماده کردم برای دوستان منتها یک جلسه حضوری داریم و اون ۸ جلسه از قبل آماده شده که تقدیم دوستان میشه امیدوارم براتون مفید باشه

نشستِ پدیدارشناسی سرطان رو هفته آینده مجدد برگزار خواهیم کرد با این تفاوت که این بار نه با عنوان سرطان بلکه با عنوان و موضوعِ «پدیدارشناسی ترس از بیماری، مرگ و آینده» و با محوریت مارتین هایدگر و ژاک #دریدا جلسه را پیش خواهیم برد. چنانچه به موضوع و مباحث فوق علاقه داشتید با آیدی زیر در تماس باشید: @akademiadmin