QANDIL PRESS|قەندیلپرێس
Open in Telegram
کەناڵی هه واڵ - شرۆڤەی قەندیل پرێس رووداوەکانی کوردستان و ناوچەکە وەک خۆی بۆ ئێوە دەگوازێتەوە ڕاستگۆیی لەگەڵ خەڵک بژاردەی یەکەمی قەندیل پرێس دەبێت ارتباط با ادمین : @qandilpress
Show more3 627
Subscribers
-424 hours
+67 days
-3230 days
Posts Archive
🔻 هەرئێستا شاری سەنعا پایتەختی یەمەن کە لە کۆنتڕۆڵی حووسیەکاندایە لەلایەن فڕۆکەکانی سعوودیا بە چڕیی بۆردوومان کرا
🔻 ئەمریکا بێ ناوهێنانی هەرێمی کوردستان پاڵپشتی خۆی بۆ ئێراق دەردەبڕێت
قەندیل پرێس- هەولێر
🔹 باڵیۆزخانەی ئەمریکا لە بەغداد جیاواز لە پەیامەکانی پێشتر بێ ناوهێنانی هەرێمی کوردستان پەیامێکی پیرۆزبایی ئاراستەی ئێراق دەکات و ڕایگەیاند: ئەمریکا شەریک و هاوبەشێکی بەهێزی عێراقە.
🔹 پیرۆزبایی لە گەلی عێراق دەکەین بە بۆنەی ڕۆژی نیشتمانییەوە، ئەمریکا لە تەنیشت عێراق وەک هاوبەشێکی بەهێز دەوەستێ و دەمێنێتەوە.
🔹 عێراق ئەمڕۆ لە وەرچەرخانێکی گرنگدایە لە مێژووی خۆیدا، لە کاتێکدا نەخشەڕێگەیەک بەرەو دەرفەتی زیاتر و خۆشگوزەرانی بۆ گەلەکەی دەکێشێت.
🔹 ویلایەتە یەکگرتووەکان ئەمڕۆ وەک هاوبەشێکی بەهێز لە تەنیشت عێراق وەستاوە، و پێشوازی لە مێژووە دێرینەکەی و لەو داهاتووە دەکات کە عێراقییەکان خۆیان دروستی دەکەن.
🔹 ئەمەش لەکاتێکدایە دوای کشانەوەی هێزەکانی ئەمریکا لە ئێراق و هەرێمی کوردستان لە مانگی ئەیلۆلی ئەمساڵدا هەر یەک لە مەسعود بارزانی، سەرۆکی پارتی دیمۆکراتی کوردستان و مەسرور بارزانی، سەرۆکی حکومەتی هەرێمی کوردستان بەهۆی ئەم کشانەوەیە پەیامی نیگەرانی و بوونی مەترسی لەسەر قەوارەی هەرێمی کوردستان بڵاوکردوونەتەووە و ئەمریکایان بە پشتکردن لە دۆستەکانیان لەم دۆخەدا پێناسەکرد، و هاوڵاتیانی هەرێمی کوردستان خراونەتەوە ناو ترسێکی نادیارەوە.
+3
🔻 حوسیەکانی یەمەن دووبارە هێرشی سعودیەیان کرد و ئارامکۆیان کردەوە ئامانج
قەندیل پرێس
🔹 حوسییهكان (حکومەتی سەنعای یەمەن) ئەمرۆ دووبارە هێرشهكانیان بۆسهر شارهكان و ژێرخانی وزهی سعودیه چڕكردوهتهوه و دوكهڵێكی زۆر له دهوروبهری دامهزراوهیهكی سهربه كۆمپانیای نهوتی سعودیه (ئارامكۆ) له ریازی پایتهخت بهرزدهبێتهوه.
🔹 میدیای نزیك له حوسییهكان رایگهیاند، هێزهكانی سهربه حكومهتی یهمهن (هاوپهیمانی سعودیه) هیرشیان كردوهته سهر چهند ئامانجێكی سهربازی له سهنعای پایتهخت و، له شاری سهعده تۆڕی پهیوهندییهكانی بووهته ئامانجی هێرشی موشهكی، بۆیە لە وەڵامی هێرشەکاندا ئێمە راستەوخۆ هێرشی سەر سعودیەمان کرد چونکە سەرچاوەی سەرەکی هێرش و هەڕەشەکان ریازی پایتەختە.
و این شاید مهمترین نقد استراتژیک بر حضور احزابروژهلات در کنگره آزادی ایران باشد: مسئله فقط این نیست که آنان در میز آیندهایران چه صندلیای خواهند داشت؛ مسئله این است که آیا با نشستن پشت آن میز هنوزهمان چیزی را نمایندگی میکنند که پیش از ورود، نامش را «ملت کورد» گذاشته بودند.
خود برگزارکنندگان تصریح کردهاند که اختلاف درباره ساختار آینده ایران، رابطهمرکز و پیرامون، مسئله ملی و حق تعیین سرنوشت همچنان پابرجاست و سند قرار نیست یکائتلاف سیاسی باشد.
پس نقدرادیکال به این سند باید دقیق باشد. امضای چنین سندی ذاتاً عقبنشینی نیست. مشکلزمانی آغاز میشود که «حداقل حقوق بشر» جای «حقوق سیاسی» را بگیرد. نماینده حزبدموکرات کوردستان ایران در اسلو گفت دفاع مشترک از حقوق بشر نیازی به حل اختلافاتسیاسی ندارد؛ نماینده پژاک نیز حقوق بشر را استاندارد رفتار امروز دانست؛ نمایندگان کوملهها تصریح کردند اختلاف بر سر ساختار، رابطه مرکز و پیرامون و حقتعیین سرنوشت نباید مانع اقدام مشترک حقوق بشری شود. این مواضع میتوانند کاملاًبا حفظ برنامه ملی احزاب سازگار باشند. خطر زمانی ایجاد میشود که چنین سند حداقلیبه تنها زبان مورد قبول همکاری تبدیل شود و پرسش سیاسی درباره سوژه حق تعیین سرنوشت دوباره به آینده نامعلوم حواله داده شود.
🔹 در واقع،مسئله احزاب روژهلات «نباید با ایرانیها همکاری کنند» نیست. چنین نتیجهای حتی بامنطق یک سیاست ملی مدرن هم سازگار نیست. مسئله دقیقتر است. با چه چیزهایی میتوانمعامله کرد و چه چیزهایی نباید پیش از مذاکره معامله شوند؟ همکاری علیه جمهوریاسلامی قابل مذاکره است. اقدام حقوق بشری قابل مذاکره است. اعتصاب و فشار بینالمللیقابل مذاکره است. ساختن جبهه مشترک برای گذار قابل مذاکره است. اما تعریف ملت، حقتعیین سرنوشت، رابطه مرکز و پیرامون و معماری قدرت آینده، همان حوزهای است که اگرپیشاپیش واگذار شود، ابزار چانهزنی فردا از بین میرود.
🔹 تناقض امروزاحزاب کوردی دقیقاً در همین نقطه دیده میشود. آنان برای ایجاد وحدت درون روژهلاتهنوز با مشکل اعتماد، رقابت و اختلاف برنامهای دستوپنجه نرم میکنند، اما برای ورودبه برخی پلتفرمهای ایرانی با سرعت بسیار بیشتری از خطوط قرمز خود عبور میکنند.
نتیجه ممکن است برای مخاطب ایرانی تصویر «کثرتگرایی» بسازد، اما برای بخشی ازجامعه کوردستان تصویر دیگری تولید میکند: اینکه احزاب در برابر هم برای هویتسیاسی خود میجنگند و در برابر مرکز برای حضور سیاسی خود امتیاز میدهند.
🔹 این تصویر،اگر تثبیت شود، از خود کنگره خطرناکتر است. چون کنگره ممکن است فردا منحل شود،اصلاح شود یا به پروژهای کماهمیت تبدیل شود؛ اما اگر فرهنگ سیاسیِ «قبولشدن ازسوی مرکز» دوباره در ذهن احزاب کوردی جا بیفتد، نسل بعد همان چرخه را تکرار خواهدکرد. یک بار در ۱۳۵۷، امید به دموکراتیزاسیون سراسری جای تضمین حقوق ملی را نگرفتو جنگ آمد. در باشور، حقوق فدرال روی کاغذ آمد، اما زنجیرهای از مسائل امنیت،اقتصاد و سرزمین حلنشده باقی ماند. در روژئاوا، یک ساختار واقعی سیاسی و نظامیزیر فشار محیط ژئوپولیتیک مجبور به ادغام شد. در باکور، پیروزی انتخاباتی نتوانستجلوی انتصاب قیمها را بگیرد. وجه مشترک این تجربهها، ضرورت پیوند دادن مطالبه سیاسی با نهاد، قدرت سازمانی و ضمانت اجرایی است.
🔹 بنابراین پرسشسخت از احزاب روژهلات این نیست که چرا در کنگره آزادی ایران حضور دارند. پرسش ایناست که با چه سرمایهای وارد شدهاند و با چه چیزی قرار است از آن خارج شوند؟ اگرسرمایه آنان «ملت کورد» و «حق تعیین سرنوشت» است، چرا این سرمایه در دروازه ورودبه سیاست سراسری تخفیف میخورد؟ اگر پاسخ این است که این فقط تاکتیک است، بایدمعلوم شود سود استراتژیک آن چیست، چه امتیازی گرفتهاند، چه خط قرمزی ثبت شده، چهسازوکار وتویی دارند و در چه نقطهای میتوانند از ائتلاف خارج شوند. تاکتیک بدوننقطه خروج، کمکم به هویت سیاسی تبدیل میشود.
🔹 کنگره آزادیایران ممکن است برای بخشهایی از اپوزیسیون ایرانی یک فضای واقعی برای گفتوگوساخته باشد. اما برای احزاب روژهلات، مسئله مهمتر از موفقیت یا شکست این کنگرهاست. آنها باید تصمیم بگیرند آیا میخواهند در سیاست آینده ایران یک «اقلیت فرهنگی برخوردار از حقوق» باشند یا یک «سوژه سیاسی دارای حق مشارکت در تعیین شکل قراردادسیاسی». این دو جایگاه در ظاهر نزدیکاند و در ساختار قدرت فاصلهای عظیم دارند. آینده روژهلاتشاید بیش از هر چیز به همین تمایز وابسته باشد: کوردها نمیتوانند همزمان از یکسو در کوردستان برای «ملت» و «حق تعیین سرنوشت» بسیج شوند و از سوی دیگر در اتاقهایسراسری، همان مفاهیم را به زبان حقوق اقلیت ترجمه کنند و تصور کنند معنای سیاسیشان دستنخورده باقی میماند. قدرت دقیقاً در ترجمهها پنهان میشود. یک ملت وقتی به«جامعه هویتی» تبدیل شد، ممکن است همچنان زبان و فرهنگش را حفظ کند، اما جایگاهشدر معماری قدرت تغییر کرده است.
پس از همهپرسی، بغداد کنترل کرکوک و مناطق مورد مناقشه را بازپس گرفت و اقلیم ازموضع ضعیفتری وارد مذاکره شد.
حتی امروز، در۲۰۲۶، مسئله ساختار نیروی پیشمرگه همچنان حل نشده است. درباره انتقال یا ادغامپیشمرگه در ساختارهای فدرال بحث شده، اما وزارت پیشمرگه گفته رسماً از طرحی برایادغام نیروهایش در دستگاه امنیتی فدرال مطلع نشده است. همزمان، بحث «سلاح زیرکنترل دولت» در بغداد فشار بیشتری ایجاد کرده است. بنابراین تجربه باشور یک آموزهساده دارد: حتی وقتی حقوق در قانون اساسی نوشته میشود، اگر زنجیره فرماندهی،اقتصاد، مرز، منابع، سرزمین مورد مناقشه و سازوکار اجرای حقوق تثبیت نشده باشند،متن حقوقی به تنهایی سپر قدرت نیست.
🔹 روژئاوا نیزدر سال ۲۰۲۶ درس دیگری پیش روی کوردها گذاشت. پس از ماهها بنبست، در ژانویهنیروهای دولت سوریه بخش بزرگی از مناطق تحت کنترل SDF را در مدت کوتاهی پس گرفتند و توافق بعدیمسیر ادغام ساختارهای نظامی و مدنی کوردی در دولت مرکزی را ترسیم کرد. تا اوت، ادغام مدنی و نظامی اعلام شد و SDF بهعنوان یک بازیگر نظامی مستقل از میان رفت. تحلیل فارین پالیسیدرباره این روند تصریح میکند که نیروهای کوردی بخش بزرگی از قلمرو خود را تحتفشار نظامی از دست دادند و در نهایت به ادغام تن دادند. درس این تجربه هم روشناست: ده سال حکومتداری و نیروی نظامی واقعی میتواند بدون تضمین سیاسی پایدار، دربرابر تغییر محیط ژئوپولیتیک به معاملهای اجباری تبدیل شود.
🔹 باکور حتیمسئله را از زاویه دیگری نشان میدهد. صدها شهردار و عضو شورا در مناطق عمدتاًکوردی ترکیه از ۲۰۱۶ به بعد برکنار و با قیمهای منصوب دولت جایگزین شدند؛ دیدهبانحقوقبشر این روند را ضربهای سیستماتیک به نمایندگی محلی دانسته است. در فرآیندجدید مذاکره میان آنکارا و پ.ک.ک نیز سلاحگذاری و انحلال سازمانی بدون توافق کامل سیاسی پیش رفتهو تا اوت ۲۰۲۶ قانون عفو محدود برای برخی اعضای خلع سلاحشده تصویب شد، در حالی کهرهبران ارشد پ.ک.ک از آن کنار گذاشته شدند و محدودیتهایی برای فعالیت سیاسی برخی بازگشتکنندگانوجود دارد. از این تجربه میتوان یک قاعده استراتژیک استخراج کرد: واگذاری ابزارقدرت پیش از آنکه جایگزین حقوقی و سیاسی آن تثبیت شده باشد، بازگشتپذیر نیست؛ اماضمانتهای سیاسی ممکن است هر لحظه تحت فشار دولت تغییر کنند.
🔹 با این همه،احزاب روژهلات در برابر اپوزیسیون ایرانی گاهی دقیقاً در جهتی حرکت میکنند که اینتجربهها باید نسبت به آن هشدار دهند. آنان هنوز برای خود حق تعیین سرنوشت را اصلمیدانند، ولی در یک ساختار سراسری وارد مذاکره میشوند که آن حق را به «جامعهمتکثر ایران» منتقل میکند. آنان هنوز در داخل کوردستان درباره ملت کورد سخن میگویند،ولی در بخشی از فضای ایرانی ترجیح میدهند از «تنوع هویتی» حرف بزنند. آنان دربرابر حزب کوردی درباره جزئیات ساختار آینده حساسیت بالایی دارند، ولی در برابرمرکزگرایی تاریخی اپوزیسیون گاهی با یک بند مبهم کنار میآیند. این تضاد اگر ادامهپیدا کند، بهتدریج معنای دیگری پیدا میکند: خط قرمزها برای همکیشان سیاسی سخت وبرای مرکز آسان.
🔹 اما در تحلیلنرمش بیشاز حد احزاب روژهلات مقابل پلتفرم بیقدرت ایرانی یک سازوکار روانی-سیاسیقابل مشاهده وجود دارد: میل به پذیرفتهشدن در روایت ملی مسلط. حزب کوردی ممکن استدر همان لحظهای که تلاش میکند ایران آینده را از انحصار مرکز خارج کند،ناخودآگاه معیار تأیید مرکز را حفظ کند. به زبان دیگر، بهجای آنکه بپرسد «چهقراردادی میان ملتها و جوامع سیاسی این سرزمین باید بسته شود؟»، میپرسد «مرکز تاچه اندازه حاضر است مطالبات ما را تحمل کند؟» این تغییر سؤال، خودش تغییر قدرتاست.
🔹 همینجا مسئله«ایرانی بودن» نیز وارونه میشود. اگر ایران یک قرارداد سیاسی میان انسانها وجوامع سیاسی متعدد است، هیچکس حق ندارد نتیجه قرارداد را پیشاپیش تعیین کند.
تمامیت ارضی در چنین چارچوبی نتیجه اراده سیاسی است، نه پیششرط آن. اما اگر ایرانپیشاپیش یک واحد مقدس و تغییرناپذیر فرض شود، حق تعیین سرنوشت به نسخهای ازمشارکت در یک ساختار از قبل تعیینشده تبدیل میشود. این همان مسئلهای است کهنقدهای اخیر از جبهه ملی و برخی نیروهای مرکزگرا نیز به شکل دیگری مطرح کردهاند.
🔹 سند حقوق بشریاسلو در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ ظاهراً مسئله دیگری است، چون درباره شکل حکومت آینده موضع نمیگیرد و ۱۵ حزب و سازمان، از جمله حزب دموکرات کوردستان ایران، پژاک، کوملهکوردستان ایران و کومله زحمتکشان، آن را امضا کردهاند. متن سند بر منع اعدام، منع شکنجه، برابری، آزادی بیان و تجمع، انتخابات آزاد و حقوق فردی و جمعی تأکید میکند.
🔹 اینجاست کهعملکرد کنگره در برابر ادعاهای خود نیز اهمیت پیدا میکند. مدیر اجرایی کنگره،مجید زمانی، در مصاحبهای تصریح کرده که کنگره هنوز درباره سازوکار مؤثر برای«شکست» جمهوری اسلامی به نتیجه نهایی نرسیده و در عین حال گفته برخی احزاب عضوظرفیت «کار میدانی» دارند و باید دید چگونه این ظرفیت در کنار افراد و مشروعیتموجود به کار گرفته میشود. این اعتراف از نظر استراتژیک مهمتر از همه شعارهایکنگره است. «عاملیت جمعی» هنوز یک پروژه در حال طراحی است. در برابر آن، جمهوریاسلامی یک ساختار واقعی دارد: دستگاه امنیتی، نظامی، قضایی، اقتصادی و شبکه اداری.
🔹 مبارزهغیرخشونتآمیز در علوم سیاسی وجود دارد و میتواند به تغییر رژیم منجر شود، اما«عدم خشونت» مساوی با سخنرانی و نشست نیست. نیازمند سازمان اجتماعی، اعتصاب، عدمهمکاری، شبکههای پایدار، بسیج گسترده، شکاف در نخبگان و در موارد مهم تغییر رفتارنیروهای امنیتی است. کنگره اگر بخواهد خودش را پروژه گذار بداند، باید بتواند نشاندهد این زنجیره کجا و چگونه ایجاد میشود. در غیر این صورت، کنش آن بیشتر در سطحتولید مشروعیت نمادین میان مخالفان خارج از کشور باقی میماند. این نقد مستقیماًبه ساختار خود کنگره وارد میشود و نیازی به نسبت دادن نیت پنهان به اعضای آنندارد.
🔹 اما این پرسشدر مورد احزاب کوردی بسیار تندتر میشود: آنان چرا در برابر ساختاری که هنوز ابزارواقعی انتقال قدرت خود را اثبات نکرده، اینقدر انعطاف نشان میدهند، در حالی کهبرای همکاری با حزب کوردی رقیب، ماهها و سالها بر سر کوچکترین تفاوت سیاسی چانهزنی میکنند؟ چرا برای بر سر کار آوردن یک ائتلاف کوردی، «ملت»، «حق تعیین سرنوشت» و«نهاد ملی» شرط هستند، اما برای نشستن در یک ساختار سراسری، همین مفاهیم تبدیل بهموضوعی برای آینده میشوند؟
🔹 این را بایدبخشی از بحران تاریخی سازمانیابی روژهلات فهمید. احزاب کوردی سالها از «وحدت»حرف زدهاند، اما هنگامی که لحظه سازمانیابی واقعی رسیده، رقابت بر سر رهبری،میراث تاریخی، اعتبار، مشروعیت و تمایز ایدئولوژیک مانع شده است. همین تضاد درساختن ائتلاف ششگانه امسال خود را نشان داد: چندین سال طول کشید تا نیروهایی کهاز نظر سیاسی نزدیکتر بودند، به چارچوبی مشترک برسند. در چنین شرایطی، هر امتیازیبه رقیب کوردی از نظر داخلی بزرگ جلوه میکند، چون ممکن است توازن قدرت میان احزابرا تغییر دهد. اما امتیاز دادن به نیروی مرکزگرا ظاهراً چنین خطری برای موقعیت حزب در کوردستان ایجاد نمیکند. این یک انگیزه ساختاری برای «سازش آسانتر با بیرون»میسازد.
🔹 در زبان نظریهبازیها، مسئله را میتوان چنین دید: بازی درونکوردی تکرارشونده و پرهزینه است؛بازیکنان همان افراد و احزاباند و نتیجه همکاری یا شکست هر روز به سرمایه سازمانیآنان بازمیگردد. در بازی با اپوزیسیون سراسری، افق زمانی کوتاهتر و سود فوریتراست: عکس، حضور، شبکه، رسانه، ملاقات، کرسی و امکان اثرگذاری بر روایت ایرانآینده. در این بازی، واگذاری یک بند از زبان سیاسی شاید هزینه فوری کمتری داشتهباشد. بنابراین ساختار انگیزشی خود احزاب آنان را به طرفی میکشاند که الزاماً بااستراتژی بلندمدت مسئله کورد همخوان نیست.
🔹 تجربه ۱۳۵۷ایران دقیقاً همین هشدار را در خود دارد. عبدالرحمن قاسملو پس از انقلاب ابتدا برهمکاری با حکومت جدید مشروط به دموکراسی و خودمختاری تأکید کرد، در انتخابات مجلسخبرگان قانون اساسی شرکت کرد و همزمان در کوردستان شبکه سیاسی و نیروی مسلح شکل گرفت. خیلی زود روشن شد که حکومت مرکزی حاضر به پذیرش خواست خودمختاری نیست؛ دراوت ۱۹۷۹ خمینی بسیج عمومی یا همان جهاد اسلامی برای سرکوب مقاومت کوردی را اعلامکرد و جنگ گسترده آغاز شد. منابع دانشگاهی درباره تاریخ کوردهای ایران این دوره رانمونهای از تعارض میان مطالبه خودمختاری و امتناع دولت مرکزی از پذیرش آن توصیفکردهاند. درس اصلی آن دوره حضور یا عدم حضور در نهادهای انتخابی نبود؛ درس، نسبتمیان مشارکت و تضمین بود. بدون ضمانت ساختاری، مشارکت میتواند فقط زمان بخرد.
🔹 باشورکوردستان یک درس متفاوت و حتی تلختر دارد. کوردها موفق شدند در قانون اساسی ۲۰۰۵یک نظام فدرال و جایگاه حقوقی مشخص برای اقلیم ایجاد کنند، اما ارزیابی International IDEA از عملکرد قانوناساسی نشان میدهد که بخشهای مهمی از فدرالیسم، مسئله منابع طبیعی، ماده ۱۴۰ وتقسیم اختیارات هرگز به شکل پایدار حل نشد. تجربه ۲۰۱۷ نیز نشان داد که مشروعیت یکهمهپرسی بدون آرایش کافی نهادی و بینالمللی نمیتواند واقعیت قدرت را تثبیت کند.
کورد، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن و دیگران در متن بهعنوان «جوامع» و «جوامع هویتی»تعریف میشوند؛ فدرالیسم نیز در جایگاه مدلی قرار گرفته که «بخشی از احزاب و اعضا»آن را مطلوب میدانند و کنگره متعهد شده آن را بررسی کند. این زبان با سند ائتلافششگانه روژهلات فاصله دارد. آنجا «ملت کورد» سوژه حق تعیین سرنوشت است؛ اینجا «جامعه متکثر ایران» سوژه آن است. اختلاف صرفاً لغوی نیست. سوژه سیاسی عوض شدهاست.
🔹 یکی از نقدهایمنتشرشده درباره همین مسئله، دقیقاً هشدار میدهد که فدرالیسم برای بخش مهمی ازاحزاب کوردستان کف مطالبه است و اگر آنان وارد ساختاری شوند که حتی این کف را بهعنوانتعهد مشترک نمیپذیرد، خطر عقبنشینی تدریجی به وجود میآید. نقدهای دیگر از همینزاویه به «ابهام» در مفهوم آزادی و حقوق ملی پرداختهاند و استدلال کردهاند کهدالهای سیال میتوانند اختلافات واقعی درباره ساختار قدرت را پنهان کنند. مسئلهاین نیست که هر کنگرهای باید از روز اول درباره جدایی تصمیم بگیرد. مسئله آن استکه چرا حزبی که در برنامه سیاسی خودش یک ملت را سوژه حق تعیین سرنوشت میداند،برای همکاری با یک فضای سراسری حاضر میشود این حق را به موضوعی مبهم و قابل تعلیقتبدیل کند.
🔹 از نظر سیاسی،این همان جایی است که «مصالحه» میتواند به «پیشخور کردن امتیاز» تبدیل شود.
مصالحه زمانی معنا دارد که دو طرف چیزی بدهند و چیزی بگیرند و معامله در چارچوبیروشن انجام شود. اگر یک طرف پیش از مذاکره برتری نمادین خود را واگذار کند تا صرفاً اجازه حضور در میز را پیدا کند، میز مذاکره از ابتدا متعادل نیست. این منطقدر سیاست اقلیتها بارها تکرار شده است: مرکز ابتدا موجودیت سوژه سیاسی پیرامون رابه سطح جامعه فرهنگی پایین میآورد، سپس درباره میزان حقوقی که حاضر است به آنجامعه بدهد مذاکره میکند. در این وضعیت، دعوا از «چه کسی درباره قدرت حق تصمیم دارد؟» به «مرکز چه مقدار اختیار حاضر است واگذار کند؟» منتقل میشود.
🔹 شاید مهمترینمسئله احزاب روژهلات همین جابهجایی باشد. آنان در داخل گفتمان کوردی با صراحتبیشتری سخن میگویند. ائتلاف ششگانه خود را حامل منافع «ملت کورد» معرفی میکند،از حق تعیین سرنوشت حرف میزند، از نهاد ملی و دموکراتیک روژهلات سخن میگوید وحتی در بیانیههایش تأکید میکند که همکاری با دیگر نیروها باید با بهرسمیتشناختنحقوق ملی ملتهای ایران همراه باشد. اما وقتی همین نیروها در میدان سراسری ظاهر میشوند، کلمات نرمتر میشوند. در سخنرانی نماینده ائتلاف در پارلمان اروپا، «ملتها» و«حق تعیین سرنوشت» هنوز صریحاند؛ حتی استفاده از عنوان «قوم» یا «اتنیک» موردانتقاد قرار میگیرد و از برابری ساختاری ملی، زبانی و جنسیتی سخن گفته میشود.
🔹 اما حضور در کنگره آزادی ایران به پذیرش چارچوبی انجامیده که تمامیت ارضی را ازقبل در متن خود تثبیت کرده است.
این شکافدوگانه را نمیتوان فقط با «سازش سیاسی» توضیح داد. یک لایه روانسیاسی نیز وجوددارد. احزاب کوردی در رابطه با یکدیگر دچار اضطراب مشروعیت هستند: هر حزب نگراناست امتیازی که به دیگری بدهد، به تقویت رقیب منجر شود. بنابراین برای نشستن باهم، خط قرمزهای سنگین میسازند. اما در رابطه با مرکز، مخاطب تغییر میکند. اینجا«فارس» بهعنوان یک فرد یا یک ملت مشخص مطرح نیست؛ یک «مرکز نمادین» است که اعتبارایرانی بودن را توزیع میکند. حزب کوردی میخواهد در همان حال که از سرکوبکوردستان سخن میگوید، بهعنوان شریک قابل قبول آینده ایران نیز شناخته شود. دراین موقعیت، نوعی شکاف میان «منِ کوردستانی» و «منِ ایرانیِ قابلقبول برای مرکز»شکل میگیرد.
🔹 این شکاف رامیتوان با مفهومی نزدیک به روانکاوی سیاسی توضیح داد: نیاز به تأیید از سویدیگریِ بزرگ. مسئله در ناخودآگاه فردی خلاصه نمیشود؛ یک ساختار سیاسی تاریخی است.
مرکز قرنها خود را معیار تعریف ایران فرض کرده و پیرامون مجبور شده مدام توضیحدهد که «ایرانی» است، «تجزیهطلب» نیست، دشمن نیست، تهدید نیست و برای ایران آیندهخطرناک نخواهد بود. وقتی یک حزب کوردی برای نشستن در یک میز سراسری، پیشاپیشتمامیت ارضی را میپذیرد، ممکن است ناخواسته همان رابطه را بازتولید کند: مرکزپرسشگر میشود و کورد پاسخگو.
🔹 نامه اخیرمنتشرشده در نقد نامه جبهه ملی به احزاب کورد، دقیقاً از همین رابطه پرسشگر-پاسخگوانتقاد میکند. نویسندگان آن میپرسند چرا احزاب کورد باید دائماً درباره اهداف،تمامیت ارضی، منابع و آینده خود توضیح بدهند، در حالی که نیروهای مرکزگرا کمترمجبور شدهاند درباره پیشفرضهای تاریخی خود درباره کوردستان و تمرکز قدرت توضیحدهند. آنان همچنین میپرسند آیا تمامیت ارضی باید پیش از اراده سیاسی مردم پذیرفتهشود یا حاصل یک قرارداد سیاسی دموکراتیک باشد.
این نقد را میتوان به خود رفتاراحزاب کوردی نیز برگرداند: چرا یکطرفه بودن رابطه را تحمل میکنند؟
🔻 ماشین تقلیلساز احزاب کوردی در کنگره ایرانی:از«ملت کورد» به «جامعه متکثر»
عباس خضری-قندیل پرس-یادداشت تحلیلی
🔹 یک کلمه میتوانددر سنه یا کرماشان معنای چند نسل مبارزه داشته باشد و در لندن به یک بند اداریتبدیل شود: «ملت». برای احزاب سیاسی روژهلات، مسئله «ملت کورد»، حق تعیین سرنوشت،خودمختاری یا فدرالیسم صرفاً واژگان یک بیانیه نیستند؛ سرمایه سیاسیای هستند کهبا زندان، اعدام، تبعید، جنگ و شکست انباشته شدهاند. با این حال، همین احزاب وقتیوارد برخی فضاهای سراسری اپوزیسیون ایران میشوند، زبان خود را تغییر میدهند واژههایی که در ادبیات درون کوردستان برایشان صریح و بنیادی است، در آنجا به«جوامع هویتی»، «تنوع»، «مشارکت»، «تمرکززدایی» و «حقوق فرهنگی» ترجمه میشود. اینجابهجایی را میتوان نشانه ادب دیپلماتیک دانست، اما از منظر استراتژی سیاسی،مسئلهای بسیار سنگینتر در آن پنهان است: چه اتفاقی برای یک مطالبه میافتد وقتیحاملان آن پیش از آغاز مذاکره، بخشی از واژگان قدرت خود را کنار میگذارند؟
🔹 در ۲۲ فوریه۲۰۲۶ پنج حزب عمده روژهلات ائتلاف سیاسی خود را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی،تحقق «حق تعیین سرنوشت ملت کورد» و ایجاد نهادی ملی و دموکراتیک بر پایه ارادهسیاسی ملت کورد اعلام کردند؛ با پیوستن حزب کومله کوردستان ایران در ۴ مارس، این ائتلاف به شش جریان رسید. خود سند ائتلاف بر هماهنگی سیاسی و میدانی و این اصلتأکید میکند که همکاری با نیروهای دیگر باید بر پایه بهرسمیتشناختن حقوق ملیملتهای ایران باشد. این شاید مهمترین تحول سازمانی سالهای اخیر در سیاست حزبیروژهلات بود، زیرا احزابی که سالها حتی برای نشستن در یک اتاق مشترک هزینه سیاسی میپرداختند، سرانجام پذیرفتند حداقلی از اراده مشترک را روی کاغذ بیاورند.
🔹 در همان سال،بخشهایی از همین جریان وارد کنگره آزادی ایران شدند؛ البته به شکلی مهم ومعنادار. در نخستین شورای مرکزی ۱۳ نفره کنگره، هشت نفر در بخش «نامزدهای مستقل»انتخاب شدند و فقط پنج نفر در بخش «احزاب و جریانهای سیاسی» قرار گرفتند. از میاناعضای حزبی، ریوار آبدانان نماینده پژاک و ناهید بهمنی نماینده کومله کوردستانایران بودند؛ در کنار نمایندگانی از حزب مردم بلوچستان و حزب چپ ایران. این ترکیبخودش یک مسئله سیاسی است. یک حزب با دههها سابقه سازمانی، کادر، زندان، تبعید،شبکه اجتماعی و سرمایه سیاسی، در یک ساختار سراسری با فردی که از جایگاه شخصی یاحرفهای وارد شده، در یک میدان تصمیمگیری مشترک قرار میگیرد. این الزاماًضددموکراتیک نیست، اما یک تفاوت مهم را حذف میکند: حزب در برابر یک تاریخ جمعیپاسخگوست؛ فرد عمدتاً در برابر کارنامه شخصی خود.
🔹 در ساختارکنگره برای افراد نیز نوعی پاسخگویی رسمی وجود دارد؛ شورای مرکزی باید به مجمعگزارش دهد و هیئت نظارت فعالیت آن را کنترل میکند. اما این پاسخگویی با «نمایندگیسیاسی» یکی نیست. وقتی یک حزب اشتباه استراتژیک میکند، رأیدهندگان، اعضا،کادرها، تاریخ سازمان و اعتبار آن حزب آسیب میبینند. وقتی فردی که هیچ سازمانیپشت سرش نیست مسیر نادرستی میرود، امکان انتقاد از او وجود دارد، اما آن زنجیرهنهادی مسئولیت وجود ندارد. مسئله از همینجا به یک پرسش بنیادی درباره کنگره میرسد:آیا این ساختار برای هماهنگ کردن نیروهای سیاسی ساخته شده یا برای ترکیب کردنانواع متفاوت «اعتبار»-اعتبار حزبی، حقوق بشری، رسانهای، دانشگاهی، اقتصادی وفردی-در یک میدان واحد؟ خودِ آییننامه با قراردادن «فعالان سیاسی و حزبی»،«فعالان صنفی و مدنی»، «حقوقدانان و فعالان حقوق بشر»، «دانشگاهیان»، «جامعهاقتصادی» و «سیاستمداران ایرانی در جامعه بینالملل» در گروههای عضویت مختلف،عامدانه این مرزها را درهم میآمیزد.
🔹 این معماریبرای اپوزیسیون ایرانی جذاب است، چون یکی از بیماریهای قدیمی آن را حل میکند: هرشخصیت شناختهشده میتواند بدون داشتن یک سازمان واقعی وارد صحنه شود. ولی همینویژگی، برای حزب کوردی یک معامله نامتقارن ایجاد میکند. حزب چیزی را وارد میز میکندکه یک فرد نمیتواند وارد کند: سازمان، سابقه، حافظه سیاسی و ظرفیت اعمال هزینه.
🔹 در مقابل، همان حزب ممکن است برای حضور در این میز بخشی از مطالبات اصلی خود را بهزبان قابلهضم برای دیگران ترجمه کند. نتیجه یک معامله کلاسیک در نظریه بازیهاست:هزینه برای یک طرف واقعی و بلافاصله سیاسی است، سود طرف دیگر عمدتاً نمادین ورسانهای.
سند تأسیسکنگره این مسئله را کاملاً روشن میکند. در ماده نخست، کنگره «حق تعیین سرنوشتجامعه متکثر ایران» را میپذیرد و همزمان «بر یکپارچگی سرزمینی ایران تأکید» میکند.
🔹 الزیدی در برگههای رای حضور نداشت، بلکه زمانی به عنوان نخستوزیر انتخاب شد که ائتلاف غالب پارلمانی عراق پس از هفتهها بحث داخلی میان احزاب عضو خود و اعلام مخالفت علنی ترامپ با انتخاب قبلی ائتلاف، او را نامزد کرد.
🔹 نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ برای سرنگونی صدام حسین به عراق حمله کردند. آنها در سال ۲۰۱۱ خارج شدند، اما سه سال بعد، مقامات عراقی از یک ماموریت کوچکتر به رهبری آمریکا برای مبارزه با گروه دولت اسلامی دعوت کردند؛ گروهی که در سراسر عراق دست به کشتار و غارت زده و بخشهای وسیعی از قلمرو آن را تصرف کرده بود.
با کاهش یافتن این گروه افراطی به هستههای خفته پراکنده، واشنگتن و بغداد در سال ۲۰۲۴ توافق کردند که به این ماموریت پایان دهند.
🔹 نیروهای آمریکایی سال گذشته از پایگاههای خود در بیشتر مناطق عراق خارج شدند، اما حضور کوچکی متشکل از صدها نیرو را در منطقه نیمهخودمختار کوردنشین در شمال این کشور حفظ کردند. پایگاههای مستقر در این منطقه از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود علیه ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کردند، به طور مرتب مورد حمله قرار گرفتهاند.
🔹 شبهنظامیان عراقی تحت حمایت ایران نیز برای حمله به عربستان سعودی با شورشیان حوثی یمن هماهنگ شدهاند.
دولت عراق در ابتدا ضربالاجل ۳۰ سپتامبر برای خروج آمریکا را به خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی تا آن تاریخ مرتبط کرده بود.
در حالی که تعداد معدودی از شبهنظامیان کمنفوذ با تحویل سلاحهای خود موافقت کردهاند، گروههای قدرتمند نزدیک به ایران این چشمانداز را رد کرده یا شرایطی را برای خلع سلاح تعیین کردهاند که بعید است دولت بتواند آنها را برآورده کند.
الزیدی از آن زمان از این ضربالاجل عقبنشینی کرده است. او در اوایل ماه جاری به نیویورک تایمز گفت که ضربالاجل خلع سلاح شبهنظامیان به ژوئن ۲۰۲۷ موکول شده است.
🔹 اثرات خروج آمریکا ممکن است فوراً قابل مشاهده نباشد، به ویژه از آنجا که حضور نظامی ایالات متحده از قبل کاهش یافته بود. اما مقامات در منطقه کوردنشین عراق در مورد این خروج و به خصوص در مورد برچیده شدن سیستمهای پدافند هوایی آمریکا ابراز نگرانی کردهاند.
وزارت پیشمرگه در دولت اقلیم کوردستان اعلام کرد که منطقه کوردنشین در جریان درگیری اخیر آمریکا و ایران با بیش از ۱۰۰۰ حمله پهپادی و موشک بالستیک مواجه شده است.
در این بیانیه آمده است: «خروج ایالات متحده از اقلیم کوردستان در این شرایط پیچیده منطقهای، بدون تامین یک سیستم دفاعی، جای نگرانی دارد.»
🔹 در همین حال، گروههای متحد ایران در عراق خروج آمریکا را جشن گرفتهاند.
ابو مجاهد العساف، یک مقام امنیتی در شبهنظامیان قدرتمند کتائب حزبالله، در بیانیهای گفت: «اخراج نیروهای اشغالگرِ شکستخورده از سرزمین عراق، سرآغاز حاکمیت کامل است.»
وی هشداری را نیز به الزیدی و دولت او مبنی بر عدم اجرای نقشههای آمریکایی اضافه کرد و تهدید نمود که «هر دولتی که برای منفعت مردم کار نکند، با هر وسیلهای سرنگون خواهد شد.»
🔹 احمد الحمیداوی، رهبر کتائب حزبالله، لحن آشتیجویانهتری به خود گرفت و از جنگجویان این گروه خواست فعالیتهای نظامی خود را «به استثنای هدف قرار دادن هواگردهای متخاصمی که حریم هوایی کشور را نقض میکنند» متوقف سازند.
مقاومت اسلامی در عراق، که یک گروه فراگیر برای شبهنظامیان تحت حمایت ایران است، در بیانیهای اعلام کرد که مذاکرات با دولت بر سر ساماندهی تسلیحات به توافقی نرسیده است و این گروه «به هیچ جدول زمانی یا توافقی» که از سوی دولت یا یک نهاد سیاسی اعلام شده باشد، متعهد نیست. این گروه اعلام کرد که از «هرگونه گفتوگویی که حاکمیت و کرامت عراق را تضمین کند» استقبال میکند.
🔻 ترامپ خروج ارتش آمریکا از عراق پس از ماموریت ۱۲ ساله علیه گروه داعش را ستود
✍ قاسم عبدالزهرا و میشل ال. پرایس
منبع: آسوشیتدپرس/ ترجمە اختصاصی قندیل پرس
🔹 بغداد (آسوشیتدپرس) — ارتش ایالات متحده روز چهارشنبه اعلام کرد که خروج تمامی نیروهای آمریکایی از عراق را به پایان رسانده است. این اقدام به ماموریت ۱۲ ساله برای مبارزه با گروه دولت اسلامی (داعش) پایان داد و موجب شد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پایان «یک گشتوگذار بسیار پرهزینه در جهنم» را بستاید.
آخرین نیروهای آمریکایی بر اساس توافقی میان بغداد و واشنگتن، یک پایگاه هوایی در شمال عراق را ترک کردند.
🔹 ترامپ در پستی در شبکههای اجتماعی، این خروج تا ضربالاجل ۳۰ سپتامبر را «منظم» توصیف کرد. او که اندکی بعد در مراسمی در کاخ سفید برای تجلیل از اسپانیاییتبارها حاضر شده بود، به تفصیل درباره این خروج صحبت کرد و گفت: «مدتها با تصمیمگیریهای بسیار بدی مواجه بودیم که از همان ابتدا ما را درگیر این باتلاق کرد. این یک باتلاق بود. برای سالهای بسیار زیادی به طول انجامید. اما به زودی این بخش از تاریخ به پایان خواهد رسید.»
وی گفت که این تغییر، یک پیروزی برای ایالات متحده، عراق و نشانهای از پیروزی بر گروه دولت اسلامی است.
🔹 این خروج که دو سال پیش بر سر آن توافق شده بود، در پسزمینه جنگ جاری میان ایالات متحده و ایران رخ میدهد که گاهی به عراق نیز کشیده شده است؛ به طوری که شبهنظامیان تحت حمایت ایران به سوی نیروهای آمریکایی شلیک کردهاند و ایالات متحده نیز به پایگاههای این گروهها حمله کرده است.
🔹 اظهارات ترامپ در حالی مطرح شد که تصمیم او در اوایل سال جاری برای آغاز جنگ با ایران، به دلیل ماموریت نامشخص خود در آستانه ورود به ماه هفتم، با جنگ عراق مقایسه شده است.
🔹 ترامپ با حضور در کاخ سفید به این مقایسه پرداخت و استدلال کرد که هم اقدام نظامی یکروزه او در ونزوئلا در اوایل سال جاری برای دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور پیشین، و هم جنگ ایران نتایج مطلوبتری داشتهاند، زمان بسیار کمتری بردهاند و با تلفات کمتری برای نیروهای آمریکایی همراه بودهاند.
🔹 در سالهای اخیر، واشنگتن تلاش کرده است تا تمرکز خود را از خاورمیانه به سمت آسیا معطوف کند، اما این تغییر رویکرد متناقض بوده است؛ به گونهای که پنتاگون بین کاهش حضور خود در خاورمیانه و سپس درگیر شدن در مناقشات جدید - از جمله جنگ جاری در ایران - در نوسان بوده است.
🔹 بغداد پایان ماموریت آمریکا را نشانهای از افزایش قدرت و حاکمیت این کشور دانست.
این خروج همچنین توسط گروههای تحت حمایت ایران جشن گرفته شد، اما نگرانیهایی را در میان برخی دیگر از عراقیها، به ویژه در منطقه کوردنشین، برانگیخت. بسیاری در این منطقه از قدرتگیری مجدد گروه دولت اسلامی و همچنین حملات بیشتر توسط گروههای مرتبط با ایران که احتمالاً از خروج نیروهای آمریکایی جسارت یافتهاند، هراس دارند.
در همین حال، سوالاتی درباره آینده شبهنظامیان عراقی که دولت بغداد به دنبال خلع سلاح آنها بوده (اما تاکنون موفقیت چندانی نداشته است)، سایه افکنده است.
🔹 شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، در بیانیهای گفت که نیروها و تجهیزات آمریکایی «خروج منظم» خود را از پایگاه هوایی اربیل، در منطقه نیمهخودمختار کوردنشین در شمال عراق، به پایان رساندهاند.
وی گفت: «این نقطه عطف بازتابدهنده موفقیت یک کارزار ۱۲ ساله است که داعش را به عنوان یک تهدید نظامی سازمانیافته در عراق و سراسر منطقه شکست داد. این همچنین نشاندهنده گذار از یک ماموریت ائتلافیِ زمانِ جنگ، به یک تلاش امنیتی به رهبری عراق است که توسط یک روابط امنیتی دوجانبه عادیتر پشتیبانی میشود.»
او افزود که ارتش آمریکا «به ارائه آموزشهای هدفمند و پشتیبانی اطلاعاتی به شرکای عراقی ما ادامه خواهد داد.»
🔹 علی الزیدی، نخستوزیر عراق، ریاست مراسم تحویل را بر عهده داشت و خروج آمریکا را آغاز یک «مرحله جدید، که با حاکمیت عراق، قدرت نهادهای آن، آمادگی نیروهایش، وحدت در تصمیمگیری و مشارکتهای متوازن با دوستانش تعریف میشود»، توصیف کرد.
وی گفت که نیروهای امنیتی عراق به مبارزه با داعش ادامه خواهند داد و دولت تضمین خواهد کرد که گروههای غیردولتی دیگر سلاحی در دست نداشته باشند.
🔹 ترامپ در سخنان روز چهارشنبه خود، الزیدی را به شدت تحسین کرد و او را «برجسته»، «فردی فوقالعاده، دوست من» و کسی خواند که «امیدوارم بتواند امور را به خوبی مدیریت کند.» او همچنین به نظر میرسید که سعی دارد اعتبار رهبری الزیدی را به نام خود ثبت کند، و گفت که این رهبر عراقی «در انتخابات شرکت کرده بود» و «حتی شانسی به او داده نشده بود، و من از او حمایت کردم و کمی برایش کار سیاسی کردم، و او در نهایت با پیروزی قاطعی برنده شد.»
🔻 کاسبکارێکی کورد بە تەقەی هێزە ئەمنییەکانی ئێران گیانی لەدەست دا
🔹 لە ئەنجامی تەقەکردنی ڕاستەوخۆی هێزە ئەمنییەکانی ئێران لە بەرزاییە سنوورییەکانی میراوێ، کاسبکارێکی کورد بریندار کرا و بەهۆی سەختیی برینەکەیەوە ڕۆژێک دواتر لە نەخۆشخانە گیانی سپارد.
🔹 ڕۆژی ٣٠ـی ئەیلوولی ڕابردوو، هێزە ئەمنییەکانی ئێران لە بەرزایی سنوورەکانی میراوێ ـ کە ناوچەیەکی شاخاوی و سەختە و دانیشتووانەکەی بە ناچاری بۆ بژێویی ژیان ڕووی تێدەکەن ـ دەستڕێژی گولــلەیان لە هاووڵاتییەک بە ناوی خالید شێر کرد، کە خەریکی ئاژەڵداری و کاسبی بوو لەو ناوچەیە.
🔹 بەگوێرەی زانیارییەکان، سەرەڕای گواستنەوەی ناوبراو بۆ نەخۆشخانەی شاری ورمێ بە مەبەستی چارەسەر، بەڵام بەهۆی قورسی و سەختیی برینەکەیەوە، ڕۆژێک دواتر کۆچی دوایی کرد.
🔹 ناوچە سنوورییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان ماوەیەکی زۆرە شاهیدی قوربانیدانی بەردەوامی کاسبکاران، کۆڵبەران و کاسبکارانی کوردن، هۆکاری سەرەکیی پەنابەردنی ئەو هاووڵاتییانەش بۆ ئەو کارە مەترسیدارانەی ناوچە سنوورییەکان، بۆ نەبوونی ژێرخانی ئابووریی گونجاو و بێکاری لە ناوچە کوردییەکاندا دەگەڕێنرێتەوە.
🔻 کەشتییەکی نەوتهەڵگر لە نزیک عومان بە مووشەکێک پێکرا
🔹 ئەمڕۆ شەممە، دەستەی ئۆپەراسیۆنەکانی بازرگانیی دەریایی بەریتانیا ڕایگەیاند، ئاگادارکراونەتەوە کە کەشتییەکی گواستنەوەی نەوتی خاو لە نزیک کەناراوەکانی عومان بە مووشەکێک كراوەتە ئامانج.
🔹 دەستەکە ڕوونیکردەوە، رووداوەکە لە دووریی نزیکەی ٤ میل دەریایی لە ڕۆژهەڵاتی عومان ڕوویداوە. کاپتنی کەشتییەکە ڕایگەیاند، مووشەکەکە بەر لای چەپی کەشتییەکە کەوتووە.
🔹 سەبارەت بە دۆخی تیمی کەشتییەکە، دەستەکە ڕایگەیاند کە سەرجەم ئەندامانی تیمەکە سەلامەتن. تا ئەو کاتەی ئەم زانیارییە بڵاوکرایەوە، هیچ زانیارییەک لەبارەی زیانی ژینگەیی نییە و لایەنی بەرپرسیار لە ئاراستەکردنی مووشەکەکە نادیارە.
🔻 مەزڵوم عەبدى بەجیا لەگەڵ وەزیرى پەروەردە و وەزیرى خوێندنى باڵای سووریا کۆبووەوە
🔹 بەگوێرەى ڕاگەیێنراوێکى وەزارەتى پەروەردەى سووریا، محەممەد عەبدولڕەحمان وەزیرى پەروەردەى سووریا لەگەڵ مەزڵوم عەبدى ڕاوێژکارى سەرۆکایەتیى کۆمارى سووریا کۆبووەتەوە و لە کۆبوونەوەکە گفتوگۆکراوە لەسەر جێبەجێکردنى مەرسوومى ژمارە 13ى ساڵى 2026 ی سەرۆکایەتیى سووریا و ڕێنماییەکانى جێبەجێکردنى مەرسوومەکە.
🔹 لەکۆبوونەوەکە گفتوگۆکراوە لەسەر دابینکردنى پەرتوکى زمانى کوردى و دابینکردنى مامۆستای تایبەت و تەواوکردنى ڕێکارەکانى تێکەڵکردنى دۆسییەى پەروەردە و فێرکردن.
🔹 لە کۆبوونەوەى عەبدى و مەڕوان حەلەبى وەزیرى خوێندنى باڵا باسیان لە جێبەجێکردنى یەکگرتنى زانکۆکانى باکوور و ڕۆژهەڵاتى سووریا لەگەڵ زانکۆکانى دیکە کردووە.
🔹 باس لە دان نان بەبڕوانامەکانی پێشووتر کراوە، لەگەڵ بنیاتنانى زانکۆى نوێ لە حەسەکە و ڕەققە.
🔻 نادیە موراد ڕووفاتی براکەی لە ئامێز دەگرێت، دوای ساڵانێک لە چاوەڕوانی برینی کۆمەڵکوژیی شەنگال هەر بە نەسڕاوەیی دەمێنێتەوە
قەندیل پرێس
🔹 لە گوندەواری شەنگال و لەسەر خاکی کۆچۆ ئەو خاکەی شاهیدی یەکێک لە تاریکترین کارەساتە مرۆییەکانی سەدەی21م بوو مێژوو بە فرمێسک و بێدەنگییەکی پڕ لە ئازار خۆی دووپات دەکاتەوە.
🔹 نادیە موراد کچە چالاکوانی ئێزدی و براوەی خەڵاتی نۆبڵی ئاشتی لەگەڵ گەڕانەوەی نۆیەمین کاروانی ڕووفاتی قوربانییانی فەرمانی 3ی ئاب جارێکی تر ڕووبەڕووی دیمەنی برینە ساڕێژنەبووەکەی بووەوە و ڕووفاتی براکەی لە ئامێز گرت لە ئامێزگرتنێک کە ئازاری ساڵانێکی درێژی چاوەڕوانی و بێدەنگیی جیهانی بەرامبەر جینۆسایدی ئێزدییەکان بەرجەستە کرد.
🔹 لە مەراسیمێکی پڕ لە ئازاردا بە بەشداریی هەزاران کەس لە خەڵکی شەنگال کەسوکاری قوربانییان و نوێنەرانی لایەنە کۆمەڵایەتی و سەربازییەکان پێشوازی لە ڕووفاتی 25 قوربانی فەرمانەکەی ساڵی 2014 کرا تەرمی قوربانییان لە بەغداوە بەرەو مووسڵ و پاشان شەنگال بەڕێکران و لە مۆنۆمێنتی شەهیدانی فەرمانەکە لە گوندی سۆڵە پێشوازییان لێ کرا مەراسیمەکە بە خولەکێک بێدەنگی و دواتر بە ڕێوڕەسمی ئایینی لەژێر دەنگی غەمگینی دەف و شمشاڵدا بەڕێوە چوو کە تێیدا ناوی شەهیدان یەک بە یەک خوێندرانەوە و ڕادەستی کەسوکاریان کرانەوە تا لە زێدی خۆیان بەخاک بسپێردرێن.
🔹 کۆمەڵکوژیی 3ی ئاب برینێک کە ساڕێژ نابێت
لە 3ی ئابی 2014 چەتەکانی داعش پەلاماری شەنگالیان دا و فەرمانێکی دیکەیان بەسەر کۆمەڵگەی ئێزدیدا سەپاند لە چەند کاتژمێرێکی کەمدا هەزاران پیاو و گەنج بە شێوەیەکی دڕندانە کۆمەڵکوژ کران و لە گۆڕە بەکۆمەڵەکاندا زیندەبەچاڵ کران هەروەها هەزاران ژن و کچ و منداڵ بەدیل گیران و لە بازاڕەکانی کۆیلایەتیدا کڕین و فرۆشتنیان پێوە کرا گوندی کۆچۆ یەکێک بوو لەو ناوچانەی کە گەورەترین زەبری ئەو کۆمەڵکوژییەی بەرکەوت و زۆرینەی خەڵکەکەی بوونە قوربانی، نادیە موراد کە خۆی شاهیدحاڵ و ڕزگاربووی ئەو فەرمانەیە و شەش برای و دایکی لەو کۆمەڵکوژییەدا لەدەست دا بووە دەنگی ئەو کۆمەڵکوژییە لە تەواوی جیهاندا بەڵام گەڕانەوەی ئێسک و پروسکی ئازیزانی دەیسەلمێنێت کە ئازاری جینۆساید بە تێپەڕبوونی ساڵەکان کەم نابێتەوە.
🔹 پرۆسەی هەڵدانەوەی گۆڕە بەکۆمەڵەکانی گوندی کۆچۆ کە بە شێوەی فەرمی لە 15ی ئازاری 2019 دەستی پێکرد تەنیا بەشێکی کەمی ئەو تاوانە گەورەیەی هەڵماڵیوە لە سەرانسەری شەنگالدا بە گشتی 96 گۆڕی بەکۆمەڵ لەگەڵ دەیان گۆڕی تاکەکەسی دەستنیشان کراون هەروەها تا ئێستا تەرمی 321 قوربانی ناسێنراونەتەوە و بۆ شەنگال گەڕێنراونەتەوە و هێشتا زیاتر لە 50 ڕووفات لە بەغدان و لە قۆناغی پشکنینی دی ئێن ئەی و ناسینەوەدان.
🔹 کەسوکاری شەهیدان و کۆمەڵگەی ئێزدی لە کاتێکدا ئازیزەکانیان بە فرمێسکەوە بە خاک دەسپێرن جەخت دەکەنەوە کە تەنیا بە گەڕانەوەی تەواوی ڕووفاتەکان و ئاشکراکردنی چارەنووسی ڕفێندراوان و دادگاییکردنی تاوانباران و ناساندنی نێودەوڵەتیی فەرمانەکە وەک جینۆساید دەتوانرێت دادپەروەری بۆ شەنگال بەدی بێت.
🔻 سێ هاووڵاتی دیکەی کورد حوکمی لەسێدارەدرانیان بەسەردا سەپێندرا
🔹 سێ هاووڵاتیی کوردی خەڵکی کرماشان، لە دەستبەسەرکراوانی خۆپیشاندانەکانی بەفرانباری ۱۴۰۴، لە لقی ۲۳ی دادگای شۆڕشی تاران بە تۆمەتی "موحارەبە" سزای سێدارەدانیان بەسەردا سەپێندراوە.
🔹 بەپێی زانیارییەكانی ڕێکخراوی مافی مرۆڤی هانا، سیروان شەعبانی، تەمەن ۲۵ ساڵ، هونەرمەند و ژەنیار و سەرپەرشتیاری ئۆرکێسترایەکی پاپ و نەریتی، خۆسرەو محەممەدینیا و مەسعوود توشمالانی، ئێستا لە بەندیخانەی قزڵحیساری کەرەج ڕاگیراون.
🔹 ئەم سێ کەسە ڕۆژی ۱۹ی بەفرانباری ۱۴۰۴، هاوکات لەگەڵ خۆپیشاندانەکان لە ئیسلامشار، لەلایەن هێزە ئەمنییەکانەوە دەستبەسەر کراون و دوای ئەوە بۆ ماوەیەک لە ژووری تاکەکەسیدا ڕاگیراون.
🔹 بەپێی ئەم ڕاپۆرتە، ناوبراوان دوای چەندین مانگ ڕاگرتن لە ژووری تاکەکەسی و بە وەرگرتنی دانپێدانانی زۆرەملێ، بۆ بەندیخانەی قزڵحیسار گواستراونەتەوە.
