بازسازی گفتمان دینی
Открыть в Telegram
@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغالتحصیل جامعهشناسی دين و فرهنگ از دانشگاههای هلند، قرآنپژوه، نویسنده، دینپژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری
Больше2 545
Подписчики
-124 часа
-47 дней
+3130 дней
Архив постов
2 545
سلسله پیامهایی از نهجالبلاغه(۶٧)
" شرح حکمت شماره ٢۶ "
«ماه زیر ابر نمیماند »
توسط بهروز مرادی؛
فارغالتحصیل جامعهشناسی دین
از هلند
٢۵ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«روز پرستار و تحریف تاریخ»
🖍بهروز مرادی
روزی که به نام پرستار در تقویم ایران درج گردیده؛ یادآور یکی از تحریفات تاریخ اسلام است.
این تحریف، موجودیت خود را از قرائت مخدوش نقش حضرت زینب(س) در واقعهی عاشورا وام گرفته است.
همچنین در روایات غالب، ایشان را مصیبتدیدهای نالان و غمگین و اشکبار معرفی میکنند که مصائب پشت او را خم کرده، آنچنانکه ایشان را امالمصائب لقب دادهاند.
یک تحریف بزرگ در این خصوص مربوط است به پرستارنامیدن حضرت زینبس. غافل از اینکه در واقعهی کربلا همهی مردان همراه حضرت حسین(ع) کشته شدند و هیچ مجروح جنگی وجود نداشت که نیاز به تیماری و پرستاری داشته باشد. بازماندگان که زنان و دختران بودند نیز به اسارت گرفته شدند. بنابراین نقش پرستاری که برای ایشان قائل شدهاند، فاقد وجاهت تاریخی است.
حضرت زینب پرستار نبود و پرستارنامیدن زنی که چنان استوار دیکتاتورهایی همچون ابنزیاد و یزید را با فرازهایی بلند به محاکمه میکشاند، برای نادیدهگرفتن نقش اصلی اوست.
او در مدت کوتاهی که پس از واقعهی کربلا زنده بود، با تشکیل کلاسهای آموزشی و تفسیر قرآن، در راستای آگاهیبخشی به مردم گام برداشت و در راستای بیداری مردم نسبت به فساد و ستمگری حکومت دینی یزید، نقشی اساسی ایفا نمود.
ترسیم چنین تصاویر مخدوشی از ایشان، همواره سوژهی مناسبی جهت گرمکردن مجالس ذکر مصیبت و روضهخوانی گریهمحور فراهم آورده، درحالیکه این تصویر، دون شأن این زن والامقام در تاریخ مبارزات ضد دیکتاتوری مذهبی است.
به گواه تاریخ؛ حضرت زینبس در هیچ مرحلهای از واقعهی عاشورا به گریه و زاری نپرداخت و حتا در مراسم ختمی که همسرش عبدالله بن جعفر برای شهدای کربلا در مدینه برگزار نمود، شرکت نکرد، علیرغم اینکه در مدینه حضور داشت. این نشاندهندهی این امر است که ایشان گریه و زاری و عزاداری برای شهدای کربلا را عمل بایسته و صحیحی پس از عاشورا نمیدانست.
قدرت روحی_روانی ایشان را بهتر است از زبان علی بن حسین(ع) بشنویم:
"در فاصلهی میان کوفه و شام، عمهام زینب تمام نمازهای واجب و مستحب خود را ایستاده خواند و حتا در روز ۱۱ محرم نیز نماز ایشان ترک نشد. در آن حال که ما را از کنار کشتهشدگان کربلا عبور میدادند، مشاهدهی اجساد
رهاشده در زمین که هنوز کسی آنها را به خاک نسپرده بود، سخت بر من ناگوار آمد آنچنانکه سینهام را در هم فشرد و اضطراب و پریشانی و هراس بسیار بر من غالب آمد و چیزی نمانده بود که جان از تنم بیرون رود. عمهام زینب در همان حال مرا دید و گفت: "تو را چه شده که میبینم جان خود را به کف گرفته و میخواهی قالب تهی کنی ای بازماندهی جد و پدر و برادرم؟"کاروان اسیران که به کوفه رسید، زنان کوفی نان و خرما و گردو برای اسیران آورده بودند. زینب(س) آنها را به کناری انداخت و گفت: صدقه بر ما حرام است و اشاره کرد ساکت باشند و سپس آن سخنان شگفت انگیز خود را خطاب به مردم ایراد کرد، ازجمله:
" ای مردم کوفه! ....چه زشتکاری کردید. خشم خدا را خریدید و در آتش دوزخ جاوید خزیدید. میگریید؟ بگریید که سزاوار گریستنید، نه در خور شادمانه زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران برآید و آن ننگ نزداید. این ننگ را چگونه میشویید و پاسخ کشتن فرزند پیامبر را چه میگویید؟ .... هرآینه باد در دست دارید و در معاملهای که کردید، زیانکار و به خشم خدا گرفتار و خواری و مذلّت بر شما باد. ..."بدینسان زینبس نشان داد نه تنها مصیبت او را به زانو درنیاورده و از زبان نینداخته، بلکه او هشیار و قدرتمند و مسلط بر احساسات و هیجانات خود چنان سخنان گیرا و سنجیده و موزون و تأثیرگذار و تکاندهندهای بر زبان میراند که مردم را سخت تحت تأثیر خود قرار میدهد که بسیاری از شنوندگان را دچار عذاب وجدان میسازد و برخی از زنان نیز خانهی شوهرانی که در قتل حسین(ع) و یارانش شرکت کرده بودند را ترک کردند. همین سخنان که فرازی کوتاه از آن در اینجا آمده بعلاوهی سخنان زینب(س) نزد ابن زیاد حاکم کوفه چنان مردم کوفه را منقلب نمود که به مرور سبب شکلگیری قیام توابین و سپس قیام مختار ثقفی گردید. البته تاریخ را که راویان نظام مردسالاری نوشتهاند، این نقش عظیم را برای یک زن اعتراف نمیکنند. آنها همه در تبدیل زن به سوژهای جنسی و ابژهای مصرفگرا و حذف کنشگری سیاسی_اجتماعی او مشترکالموضعاند. ٢۴ مهرماه ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«کرامت فراموششده»
🖍بهروز مرادی
آقای دکتر پزشکیان! باور کنید با اختصاص آن ١ یورو و نیم به مبلغ کالابرگ، نه تنها هیچ دردی از مردم دوا نمیشود، بلکه این نوع افزایشها نوعی بیحرمتی به شأن آدمیانیست که حضرت حق در قرآن کریم آنها را گرامی داشته و صاحب کرامت دانسته.
براستی هنگامیکه هزینهی ساختن زندگی؛ میلیاردی و مخارج ادامهی زندگیِ باکیفیت؛ صدهامیلیونََتومانیست، این افزایشهای تحقیرآمیز، بیشتر بهسخرهگیری مقام آدمیّت است تا گشودن گرهای از کلاف فروبستهی زندگیِ پرمشقّت آنان.
بهجای آنکه از آن اندکی که در دست شما قرار میدهند، به مردم اختصاص دهید، چاقوی جراحیِ حکمرانی را در دست گیرید و اضافات وخیم را از بدنِ در احتضار حکمرانی ببُرید و کارهایی بکنید کارستان و آنچه از حق مردم به دست دیگرانِ بیثمر و جیرهخوارانِ بیاثر دادهاند را به خزانه بازگردانید و نوکری مردم کنید و نه نوکری صاحبان ثروت و بهخاطرِ ایران، اندیشهی اصلاح امور را به دوردستها توسعه دهید و خود را از بند تعهد به صاحبان قدرت برهانید.
٢٠ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«مالک نفت»
🖍بهروز مرادی
شنیدم که یکی از مدافعان فلاکت مردم به نام میرسلیم گفت که مالک نفت ایران، نه مردم ایران، بلکه خدا و پیغمبر است.
چنین خوانش مخدوش و آغشته به سفسطهای، بیتردید دستها را برای غصب و غارت نفت مردم به نام خدا و پیغمبرش بازمیگذارد، قاچاق سوخت را مشروعیت میبخشد و تصاحب مصلحتیِ اموال ملی و فساد در مدیریت منابع طبیعی را خالی از اشکال میبیند.
خوانش دینیِ حقستیزانه و خودخداپنداریِ آدمیان در بسیاری موارد زیربنای عدم سلامت گفتاری و فساد کرداری آنها و نیز سازندهی نظام ظلم و تبعیض و ستم و اجحاف و جور است، درحالیکه پیامبران برای دعوت همگانی به پاسداشت حقها مبعوث گردیدند.
میرسلیم اما نگفت که آن خدا و پیغمبری که او آنها را مالک نفت مردم ایران دانسته، چرا این مالکیت را به او و همدستانش دادهاند تا آنها نفت را به هر صورتی که تشخیص دادند، به تاراج برند و از قِبَلِ آن غارتگری، زیستن شاهانه سهم آنها باشد و زیستن فلاکتبار سهم اکثریت مردم؟
٢٠ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«کاندیداتوری من در انتخابات شورای شهر»
🖍بهروز مرادی
اگر در انتخابات شورای شهر تهران شرکت کنم و به شورا راه پیدا نمایم، تلاش خواهم کرد پیگیر خشکشدن یا خشککردن درختان بوستانها و تفرجگاههایی همچون سرخهحصار و چیتگر و جمشيديه و... بشوم و سعی میکنم اعضای مافیای کشتن درختان و بریدن و بردن و فروختن این سبزقامتان زندگیساز را پیدا و به دادگاه بکشانم، حتی اگر آنها از دادگاهی که محاکمهشان میکند، قویتر باشند.
اگر به شورا راه پیدا کنم، تلاش میکنم ساختمانهایی که به حریم حقوقی کوههای تهران تجاوز کرده، تبدیل به آوار شوند تا کوه دوباره کوه باشد.
همچنین علیه کسانی که برای دامنهی کوه، مجوز و کاربری مسکونی تعریف و صادر نمودهاند و قصرها و برجها و باروها و ویلاها و خانهها ساختهاند را اقامهی دعوی خواهم نمود.
آلودگی هوای تهران مسئلهی مهم بعدیست که برای مدیریت آن تلاش میکنم جراحیهای بزرگ صورت گیرد. در این راستا تلاش خواهم کرد که وسایل نقلیهی آلودهکنندهی هوا از جادهها حذف یا جایگزین شوند و هرجا کارخانهی خودروساز به عنوان عامل اصلی آلودهکنندهی هوا معرفی شود، آن کارخانه با همهی قدرتش پاسخگو شود.
برای کاهش نرخ تصادفات، تلاش میکنم راهنمایی و رانندگی، به افزایش جریمه و مجازاتهای تکمیلی بازدارنده در مورد استفاده از تلفن همراه حین رانندگی مجاب گردد.
تلاش میکنم کودکان کار بهگونهای ویژه سازماندهی شوند.
تلاش خواهم کرد که تحصیل در مدارس دولتی واقعاً رایگان بشود و مدارس غیرانتفاعی که عامل سازماندهی بیعدالتی اجتماعی و تعمیق شکاف طبقاتیاند به مرور از نظام آموزشی حذف شوند.
تلاش خواهم کرد زور و استبداد و تحمیل و نابرابری و تبعیض از نام دین در سطح شهر سوءاستفاده نکند و ناظمان جامعهی شهری و روستایی، آزادی خلق را بپذیرند و با دیگران متفاوت مدارا کنند.
تلاش میکنم ایجاد آلودگی صوتی از ساعت ١٠ شب تا ٧ صبح از سوی همگان حتی هیئتهای عزاداری ممنوع شود.
تلاش میکنم دست فسادکاران، زمینخواران، رانتخواران، بوستانخواران و سایر غارتگران تهران از منافع شهروندان و منابع شهری و ملی کوتاه شود. تلاش خواهم نمود که تهرانخواران و تاراجگران در هر سِمَت و لباس و از هر تبار و خانواده و قبیله که باشند افشا و پاسخگو گردند، چراکه پاسداری از حق از همهی آنها برتر و گرامیتر است.
البته با چنین برنامههایی معلوم است که عمر حضور بنده آنگاه در شورای شهر کوتاه خواهد بود، چراکه قدرتمندان غارتگر، مزاحمین را از سر راه خود برمیدارند، بالاخص آن کسانی که به من رأی داده بودند تا از دل شورا برای آنها منبع تولید رانت یا کسب منفعت یا احراز سمت یا دریافت مجوز یا وام و.... باشم، بزودی از حضور من در شورا ناامید و از رأیی که به بنده دادهاند پشیمان خواهند شد و چون بسیاری از آنها نه دغدغهی عدالت اجتماعی دارند و نه اقدامات در راستای سالمسازی نظام مدیریت جامعه را فهم میکنند، بزودی با اتهاماتی که برای حذف من تدارک دیده خواهد شد، همدست و همداستان و از گرد من پراکنده خواهند گردید، چراکه انسان دشمن آن چیزی و کسانی میشود که آنها را نمیفهمد.
ابلهان تعظیم مسجد میکنند
در خرابیِ اهل دل جد میکنند
تازه فراموش کردم که عنوان کنم که شخصی مثل بنده که برنامههای انتخاباتی خود را شفاف و بدون فریب خلق و بهدور از وعدههای توخالی انتخاباتی و بدون دروغ اعلام خواهد کرد، بعید است تأیید صلاحیت بشود و اگر هم صلاحیت من برای گرمکردن تنور انتخابات تأیید شود، چرا این مردم به کسی باید رأی بدهند که او به هیچکدامشان وعدهی رانت و سِمَت و جبران مالی نخواهد داد؟
مضاف بر اینها؛ تهیهی آن میلیاردها تومان هزینهی تبلیغات انتخاباتی یا باجدهی برای راهیابی به لیست یک گروه پرنفوذ برای بنده امکانپذیر نمیباشد.
پس به این دلایل، اینجانب از کاندیداتوری درانتخابات شورای شهر انصراف میدهم.
١۶ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«بیماریهای نفسوسوماتیک»
🖍بهروز مرادی
در روانشناسی؛ بیماریهای جسمی با منشأ روانی را "سایکوسوماتیک" مینامند.
بر این اساس؛ روانشناسان بر این باورند که اختلال در روان و ذهن میتواند جسم فرد را بیمار کند. بهعنوان مثال؛ ممکن است درد گردن یا کمر، پا یا دست، معده یا رحم یا عضوی دیگر از بدن از روان او یا هیجانات مخرب او نشأت گرفته باشد. روان ناآرام و هیجانات مخرب به بدن فرد آسیب میزنند و آن را بیمار میکنند.
اما روانشناسی از درمان برخی اختلالات همچون کبر و پیامدهای آنها مانند خودشیفتگی ناتوان است. یکی از دلایل این ناکامی؛ بیتوجهی روانشناسی به ریشهی عمیقتر این اختلالات است. از نظر قرآن؛ زیربنای وجودی و روانی فرد نفس میباشد:
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا﴿۷﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴿۸﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا﴿۹﴾ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا﴿۱۰﴾ "سوگند به نفس و آن كس كه آن را سامان داد(۷) سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد(۸) كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد(۹) و هر كه آلودهاش ساخت قطعا درباخت"(۱۰) (شمس:١٠-٧)بر این اساس؛ در نفس همهی آدمیان، دو امکان پلیدی (فجور) و حفظ خود از پلیدی (تقوا) به صورت بالقوه تعبیه گردیده است. نفسی که پاکسازی، زنگارزدایی، پرورشیافته، بهسامان، رشدیافته و مدیریتشده باشد، به بهروزی و رستگاری میرسد، اما اگر آدمی از نفس خود زنگارها نزداید، بر روی آن کار نکند، آن را در بند شهوات و هویوهوس و تمناهای دل و وسوسههای شرّرساننده قرار بدهد، آن را پاک و تزکیه و متعادل نسازد و موجبات رشد و پرورش و بالیدنش را فراهم نیاورد و بهجای بندگی خدا، در پی دیدهشدن باشد، در اینصورت فرصت زندگی خود را تباه ساخته و آن را درخواهد باخت و زندگی و دیگران را ویران خواهد ساخت. چنین نفسی دچار بیماری منیّت و کبر است و از این ویژگی بنیادین شیطانی؛ تفاخرورزی و خودمحوری و خودپسندی و خودبرتربینی و خودمداری و خودشیفتگی و ریا و فسق (نفاق غیرعمد) و کجفهمی و کجپنداری و خودآزاری و دیگرآزاری و کودکآزاری و نفرتپراکنی و بدخواهی و بداخلاقی و بدسرشتی و دروغگویی و فحاشی و تخریب انسانهای دیگر و غیبتکردن و پایمالکردن حق (ظلم) و خشونت کلامی و سیمایی و رفتاری و حسادت و شرّرسانی به محیط اطراف تولید خواهد شد. رویکرد غالب چنین فردی به زندگی تخریبیست و این تخریب هم شامل جسم و روان خود او خواهد بود و هم شامل سایر انسانها و محیط پیرامون خود. سرچشمهی چنين بیماریهایی، نه روان و ذهن، بلکه نفس تزکیهنشدهی فرد و کبر و منمحوری اوست. از این روی، چنین بیماریهایی را "نفسوسوماتیک" مینامم. بدین ترتیب؛ کبر، سرچشمهی اصلی اختلالاتی همچون حسادت، خودشیفتگی، بدخواهی، بدگویی، تخریب دیگران، منفیبینی، کجاندیشی، تعصب، خشونت پنداری، خودستایی، تنفر، کینه، کدورت، حس انتقامجویی و.... است که این اختلالات، هیجانات مخربی تولید میکنند که نه تنها دیگران را آزار میدهند و تخریب میکنند، بلکه به جسم خود فرد نیز آسیب وارد میآورند. درماندگی روانشناسی در درمان خودشیفتگی ازجمله از آن روی است که روانشناسان، روان را زیربنای رفتار فرد میدانند و تأثیرات علّیِ نفس بر روان را مدنظر قرار نمیدهند و از منشأ خودشیفتگی که کبر است، غلافلاند و عموماً خود را به خودشیفتگی که معلول کبر نفسانیست، مشغول میدارند، درحالیکه فرد خودشیفته بهعلت ابتلا به کبر و خودبرتربینی، دچار پندار کاملبودن و توهم دانایی است و درنتیجه خود را از درمانگران نیز برتر میپندارد و طبیعیست که یا تن به درمان نمیدهد و یا در صورت مراجعه به آنها، با دادن اطلاعات ناصحیح و مخدوش، جریان درمان را به گونهای به انحراف میبرد که نفس و روان بیمارش جان سالم بهدر ببرند! چنین فردی تنها با خودآگاهی از اشکالات درون خود و اذعان به آنها ممکن است تن به تغییر خود بدهد. او در این راه دشوار، به سلوکی معنوی نیاز دارد تا در جریان آن زنگار از آینهی غبارگرفتهی نفسش بزداید تا در آینهی صافیشدهی درون خویش، خودِ واقعی خویش را ببیند و ناظر ضعفها، اشکالات، نقصانها، کاستیها و نقاط تاریک وجود خود بشود و بدین ترتیب در سایهی خودآگاهی غیرسوءگیرانه به دیدن و سپس ترمیم نفس و تعمیر درون خویش نائل آید. پیشنیاز صیرورت در این طریقت؛ احساس نیاز به تکامل و رشد و تعالی در راستای تحقق من حقیقی خویش و همکاری با پروژهی خداوند در خلقت خویش در سایهی عشق به خدا و اجزای خلقت اوست. در اینصورت است که او میتواند در مسیر سلامت شخصیت بزید و موفق به رهایی از اسارت چیزهای اینجهانی و تصاویر متوهّمانه از خویشتن جعلی و من کاذب و کبر بشود. ١۵ مهرماه ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
2 545
سلسله پیامهایی از نهجالبلاغه(۶۶)
" شرح حکمت شماره ٢٨ "
«برترین زهد »
توسط بهروز مرادی؛
فارغالتحصیل جامعهشناسی دین
از هلند
٩ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«علل گرایش جامعه به خرافه و رمالی»
🖍بهروز مرادی
مشاهدات و گزارشات از این امر حکایت میکنند که در سالهای اخیر، خرافه و رمالی و جادو و جنبل در جامعهی ايران از اقبال گستردهای برخوردار گردیده است. اگر اطرافيان خود را معيار ميزان اين اقبال قرار دهيم نيز پی به اين فرآيند رو به رشد خواهيم برد.
گرايش به رمالي مختص جامعهای خاص همچون ايران نيست و ردپای آن در ساير جوامع هم به چشم میخورد. حتي در جوامع غربی نيز هستند مردمانی كه برای تاثيرگذاشتن بر روند وقايع يا پيشبينی زندگی آيندهشان دست به دامان آنهايی ميشوند كه ادعای برخورداری از قدرت پيشگويی آينده يا تغيير روند رخدادهای آتی را دارند. همين موضوع پرده از اين واقعيت برمیدارد كه آگاهبودن از آينده برای همهی مردم جاذبه دارد.
گاهی نيز افراد در مسير حوادثی ناخوشايند قرار دارند و برای رهاییيافتن از آن حوادث نمیتوانند از تواناییهای عقلی خویش برای کمک به خود بهره بگیرند. از این روی؛ توسلجستن به رمالی از یک نظر ريشه در غيرقابل پيشبينی بودن زندگی و غیبت عقلانیت برای حل مسائل دارد.
هرگاه نظام اجتماعی و سیاسی نیز، آبستن رخدادهایی باشد كه نتوان با كمك تحليل علّی و با استفاده از توانایی عقلی آنها را پيشبينی نمود، آنگاه فرد غیرخردمند، خود را در موقعيت استیصال درمییابد و ممکن است برای برونرفت از آن وضعیت به خرافه و رمالی پناه ببرد.
گاهی اوقات نيز اين گرايش از عجولبودن و شكيبانبودن فرد ناشی میشود که آنچنان صبوری نتواند که بتواند شاهد جریان عادی زندگی باشد.
مراجعه به رمالها معمولاً كار آنهاییست كه از خرد تحلیلگر برخوردار نیستند، فاقد ساختار ذهنی متأثر از عقل علّیاند و توانايی ارزيابی و شناخت و ردیابیِ نتايج و پيامدهای اعمال خود را ندارند و فاقد آن آگاهیاند که بدانند حوادث چرا به وقوع میپیوندند و نقش خود آنها در وقوع اتفاقات زندگیشان چیست. آنان به تلاش و نتايج آن بياعتمادند و به كُنه زندگی نتوانستهاند اعتماد كنند و گرچه حتی ممكن است بیسواد هم نباشند، اما از سواد كافی برای زندگیکردن بر پایهی عقل خویش بهرهمند نشدهاند.
گرايش به رمالی در جامعه نتيجهی زندگی در همسايگی خرافات نیز میباشد. اگر فرد تصور كند كه زندگیاش نه توسط خود او و قانونمندیهای قابل كنترل و پيشبينیپذیر، بلكه توسط نيروهایی موهوم و غيرقابل پیشبینی و غيرقابل كنترل اداره و هدايت میشوند، آنگاه برای مهار و مديريت آن نيروهای فرضی دست به دامان كسی میشود كه مدعی آگاهی از آن نيروها و توانایی تسلط بر آنهاست. از اين زاويه، رمالی در نقطهی مقابل دينداری توحيدی قرار میگيرد، چراكه اديان توحيدی قائل به وجود چنين نيروهايی خارج از ارادهی خداوند نمیباشند.
نظامهای سیاسی فاسد همواره از گرایش مردم به خرافات استقبال نمودهاند، چراکه خرافات سبب به انحراف بردنِ ذهن مردم عوام از علل اصلی بیچارگی و فلاکت آنهاست. چنین نظامهایی بسیار مشتاقاند تا دین، قالب و محتوا و ظاهر و باطنی خرافی بپذیرد تا نیروهای پرورشدهنده، حرکتزا و رهاییبخش آن توسط باور به غالبیّتِ نیروهای موهوم بیاثر و خنثی گردند. پیامد این مشغولیّتِ فریبکارانه و مسخکننده ازجمله این است که بسیاری از مردم، نظام سیاسی را نه علت بدبختیهای خود میبینند و نه برای حل مسائل جمعی خود و تغییردادن اوضاع بحرانزدهی خود، به نیروی کنشگریِ جمعی خود متوسل میگردند.
چنین است که انسانهای ناخردمند، به جای اندیشیدن راههای خردمندانه برای تغییر اجتماعی_سیاسی، منتظر اقدامات نیروهای موهوماند.
بسیاری از این خرافهگرایان، به جای فعالسازی عقل چارهاندیش صبور، نفرین را برای آسیبزدن و دعا را برای بهرهمندشدن برمیگزینند، حال آنکه اولی به خود افراد بازمیگردد و دومی بدون اثربخشی به نومیدی میانجامد.
به هر حال، گرايش به رمالی در جامعه هم خرافهگرایی اجتماعی را برملامیسازد، هم از روحيات تلاشگريزانهی مردم پرده برمیدارد، هم از ترس آنها از روند غيرقابل پيشبينی رخدادها حكايت میکند و هم بيانگر رويكرد غيرتحليلی جامعهایست كه ماهيت كارها را آگاهانه نمیشناسد و پيامدها را نمیتواند تشخيص دهد و پيشبينی كند و همواره خود را مستأصلانه در معرض وقوع حوادث ناگوار میبيند و ترس از حال و آينده دارد و درنتیجه برای نجات از دست فلاکت و بیچارگی و بدبختی و بهبود اوضاع خود منتظر و دستبهدامانِ نیروهای موهوم یا بیرونیست.
پر بیراه نیست اگر بگوییم که عموم همین افرادند که از حملهی خارجی برای تغییر اوضاع داخلی استقبال میکنند.
۵ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«حق اعتراض»
🖍بهروز مرادی
جناب آقای دکتر پزشکیان در یکی از مصاحبههای اخیر خود در نیویورک با رسانهها چنین گفت که معترضین در ایران از حق اعتراض برخوردارند.
ایکاش ایشان میگفت که معترضین چگونه باید از این حق مشروع دینی و مدنی و انسانی و سیاسی استفاده کنند که سرکوب، دستگیر، زندانی و کشته نشوند.
۴ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣۵)
«قرآن و آزمونهای زندگی»
بهروز مرادی: قرآنپژوه و
دکترای جامعهشناسی دین از هلند
۴ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«ملاقات گرهگشا»
🖍بهروز مرادی
ترامپ دشمن ایران است. تردیدی در این نیست. ارتش دولت او به خاک ایرانزمین تجاوز نموده، هواپیماهایش زیرساختهای سرزمین ایران را بمباران، موشکهایش مدرسهی میناب و ورزشگاه لامرد و مجلس عروسی قشم و تأسیسات نفتی خارک و..... را ویران و ایرانیان را کشته است.
اما جنگها قرار نیست جاودان باشند. آنها تاریخ اعتبار دارند. باید هرچه زودتر منسوخ شوند، چراکه جنگ همان شرّ است و کارگزار شرّ و نماینده و مصداق شرّ.
جنگها باید پایان بپذیرند تا انسان بتواند در احیای زندگی شرافتمندانه، بذر امید بکارد و شوق ساختن درو کند.
پس اگر دشمن پیشنهاد مذاکره و ملاقات و صلح داد، باید همهی آنها را پذیرفت و به جنگ پایان داد تا سبزهها دوباره برویند، پرستوها دوباره به آشیانههایشان بازگردند، کبوتران سپید آزادی را در آسمان پرواز کنند و انسان رؤیاهایش را در صلح و آرامش و امنیت بجوید و بیابد و بزید.
اکنون که ترامپ برای ملاقات با آقای دکتر پزشکیان اعلام آمادگی نموده، شایسته است از این فرصت تاریخی در نیویورک در راستای حصول منافع ملی، توقف جنگ و به سرانجام رساندن مذاکرات صلح استفاده شود.
در این امر آنچه مهم است، منافع و مصالح ملیست و بدطینتان و کاسبان ضلالت و جمع حسودان در راه رسیدن به این هدف مشروع اگر زبان به ملامت بگردانند، باکی نیست که:
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
اگر ملاقات با دشمن، گره فروبسته از کار مردم میگشاید، پس با او میتوان و میباید ملاقات نمود تا آفتاب صلح شرافتمندانه بتواند از پس ابرهای تیرهی جنگِ ویرانگرِ زندگیکُش بر ایران بتابد و باران رونق زندگی بر مردم ببارد.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
سلام همراهان گرامی
وقت به خیر و نیکی
باخبر شدم که در این کانال، زیر فرستههای من برای شما تبلیغات ارسال میشود.
جهت اطلاع لازم به تأکيد است که این تبلیغات بدون اطلاع من توسط خود تلگرام ارسال میشود و بنده هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارم.
2 545
«وجوب و اختیار در عبادت»
🖍 بهروز مرادی
استاد محمد مجتهد شبستری در یادداشتی تلگرامی چنین بیان نمودهاند که وجوب عبادات را میبایست از آن برداشت و آن را در مقام توصیه مطرح نمود.
او که بزرگترین هرمنوتیکدان ایرانی است، بدون تردید در بازگشایی مسیر نواندیشی اسلامی در ایران معاصر نقشی برجسته ایفا نموده است. اما این یادداشت اخیر ایشان نشان میدهد که استاد دست کم در این نوشته دین را همچنان از زاویهای فقهی و سنتی مینگرد، چراکه به نظر میرسد تلقی ایشان از واجب، همان است که در فقه سنتیِ احکاممحور مراد گردیده است.
البته ایشان بهدرستی به نقد فقه میپردازد که بهجای باطنگرایی، آدابگراست و در عبادت و شعائر عمدتاً به مدیریت و مهندسی جسم مسلمان مشغول است و ساحت روان را به کنار مینهد و از توصیههایش فضیلت و زیست اخلاقی زاده نمیشود.
اما نکتهی مهم این است که نمیبایست فلسفهی عبادت را در دایرهی تنگ و نارسای فقه سنتی چنان به محدودیت گفتمانیِ واجب و غیر واجب کشاند تا ز پی آن، موجبات نسخ آن در دوران پساسنت فراهم گردد.
باری؛ واجب آن است که اگر ریشهی قرآنی یا سنت نبویِ تأییدشده داشته باشد، برای در تعادل نگاهداشتنِ وجود انسان، مقام وجوب یافته و رعایت آن برای پایندگی حضور در فضای بندگی و پایداری سلامت نفس و نظارت بر چگونهبودن خویش ضرورت دارد.
انسان از نظر قرآن بدون تردید مختار است که عبادت را به کناری نهد و در این کتاب، این آزادی برای وی به رسمیت شناخته شده و در دین هیچ اجبار و تحمیلی روا نیست، اما آدمی باید بداند که با وانهادنِ عباداتِ وصلکننده به حضرت حق، سلامت نفس و تعادل باطنی خویش را در معرض خطرِ ناشی از روزمرگی و مسخشدگی و همهویتی با چیزهای اینجهانی قرار میدهد.
وقتی که خداوند در قرآن به حضرت رسولص میفرماید که به جز نمازهای روزانه، پارهای از نیمهشب را نیز به عبادت بپردازد، معلوم میدارد که عبادت نه تنها حتی برای فردِ به مقامِ نبوت رسیده تعطیلبردار نیست، بلکه هر چه آدمی مقام معنوی بلندتری مییابد، به عبادت بیشتر و وسیعتری نیازمند میشود تا فربهی عبادت، وی را در مسیر پویای تعالی وجودیاش در مرتبتِ فراز نگاه دارد و او را همواره به بر بکشد و بر صدر تعالی بنشاند، چراکه روزمرگی سبب میشود که آدمی از وجود متعالی خویش دور شود. فعالیتهای مشغلهساز زندگیِ روزمره میتواند آدمی را غرق در ازخودبیگانگی و خودفراموشی کند و او را از حقیقت وجودی خویش دور سازد و همین امر وجوب عبادت مداوم را ایجاد میکند و ضرورت میبخشد.
نظر به اینکه شکل عبادت در ادیان مختلف، متفاوت است و پیامبران مختلف اشکال مختلفی از عبادت را در بافتار تاریخی متفاوت نهادینه ساختهاند، هر نفیِ عبادتی لازم است با جایگزینی صورت عبادی دیگری همراه باشد تا پیوستگی و وصل «منِ محدود» با «منِ بینهایت» تداوم یابد. دین نمیتواند بپذیرد که آدمی آنچه را که سلامت نفس و وجود او در گرو وجوب آن است را در مسیر پویای زندگی به کناری نهد و قطره را در خشکیِ بیابان رها سازد و تصور کند که بدون پیوستگیِ پاینده و وصل مدام به اقیانوس بیکران وجود قادر خواهد بود از قیود مردگیسازِ روزمرگی در امان بماند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
2 545
«رزمایش جانفداها»
🖍بهروز مرادی
مبادا حکومت تصور کند که با رزمایش جانفداها میتواند در دل مردم مبتلا به فقر و محرومیت و نداری و فلاکت مالی و نومیدی چنان رعب ایجاد کند که آنها در فکر اعتراض نباشند.
چنین تصوری بدون تردید بسیار خطا خواهد بود اگر حکومت از جانفداها بخواهد برای ترساندن مردم گرفتار در رنج و درد و بحران مالی و معیشتی و اقتصادی و درآمدی و تورم وحشتآور و گرانی رعبانگیز و تیرگی افقهای زیستن استفاده کند.
بحرانها چنان توسعهیافته و عمیق و شدید و بزرگ و همهجانبه و متکثرند که به راهکارهای مناسب علمی و ملی و تخصصی نیاز دارند.
راه این است که بساط فسادهای کلان و خرد برچیده و سایهی جنگ بر سر ایران برداشته شود و کارکرد اصلی حکومت؛ رفع مشکلات بر سر راه تأمین زندگی شرافتمندانه و باکیفیت برای همهی ایرانیان باشد.
اگر نمیدانند لازم است بدانند که اوضاع بسیار وخیمتر از آن است که بتوان با رزمایش جانفداها بر بحرانها سرپوش گذاشت یا اینکه آن ایراندوستان را به رخ معترضان احتمالی آینده کشاند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
