ar
Feedback
بازسازی گفتمان دینی

بازسازی گفتمان دینی

الذهاب إلى القناة على Telegram

@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دين و فرهنگ از دانشگاه‌های هلند، قرآن‌پژوه، نویسنده، دین‌پژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری

إظهار المزيد
2 539
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+417 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
سلام همراهان گرامی وقت به خیر و نیکی باخبر شدم که در این کانال، زیر فرسته‌های من برای شما تبلیغات ارسال می‌شود. جهت اطلاع لازم به تأکيد است که این تبلیغات بدون اطلاع من توسط خود تلگرام ارسال می‌شود و بنده هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارم.

«وجوب و اختیار در عبادت» 🖍 بهروز مرادی استاد محمد مجتهد شبستری در یادداشتی تلگرامی چنین بیان نموده‌اند که وجوب عبادات را می‌بایست از آن برداشت و آن را در مقام توصیه مطرح نمود. او که بزرگترین هرمنوتیک‌دان ایرانی است، بدون تردید در بازگشایی مسیر نواندیشی اسلامی در ایران معاصر نقشی برجسته ایفا نموده است. اما این یادداشت اخیر ایشان نشان می‌دهد که استاد دست کم در این نوشته دین را همچنان از زاویه‌ای فقهی و سنتی می‌نگرد، چراکه به نظر می‌رسد تلقی ایشان از واجب، همان است که در فقه سنتیِ احکام‌محور مراد گردیده است. البته ایشان به‌درستی به نقد فقه می‌پردازد که به‌جای باطن‌گرایی، آداب‌گراست و در عبادت و شعائر عمدتاً به مدیریت و مهندسی جسم مسلمان مشغول است و ساحت روان را به کنار می‌نهد و از توصیه‌هایش فضیلت و زیست اخلاقی زاده نمی‌شود. اما نکته‌ی مهم این است که نمی‌بایست فلسفه‌ی عبادت را در دایره‌ی تنگ و نارسای فقه سنتی چنان به محدودیت گفتمانیِ واجب و غیر واجب کشاند تا ز پی آن، موجبات نسخ آن در دوران پساسنت فراهم گردد. باری؛ واجب آن است که اگر ریشه‌ی قرآنی یا سنت نبویِ تأییدشده داشته باشد، برای در تعادل نگاه‌داشتنِ وجود انسان، مقام وجوب یافته و رعایت آن برای پایندگی حضور در فضای بندگی و پایداری سلامت نفس و نظارت بر چگونه‌بودن خویش ضرورت دارد. انسان از نظر قرآن بدون تردید مختار است که عبادت را به کناری نهد و در این کتاب، این آزادی برای وی به رسمیت شناخته شده و در دین هیچ اجبار و تحمیلی روا نیست، اما آدمی باید بداند که با وانهادنِ عباداتِ وصل‌کننده به حضرت حق، سلامت نفس و تعادل باطنی خویش را در معرض خطرِ ناشی از روزمرگی و مسخ‌شدگی و هم‌هویتی با چیزهای این‌جهانی قرار می‌دهد. وقتی که خداوند در قرآن به حضرت رسول‌ص می‌فرماید که به جز نمازهای روزانه، پاره‌ای از نیمه‌شب را نیز به عبادت بپردازد، معلوم می‌دارد که عبادت نه تنها حتی برای فردِ به مقامِ نبوت رسیده تعطیل‌بردار نیست، بلکه هر چه آدمی مقام معنوی بلندتری می‌یابد، به عبادت بیشتر و وسیع‌تری نیازمند می‌شود تا فربهی عبادت، وی را در مسیر پویای تعالی وجودی‌اش در مرتبتِ فراز نگاه دارد و او را همواره به بر بکشد و بر صدر تعالی بنشاند، چراکه روزمرگی سبب می‌شود که آدمی از وجود متعالی خویش دور شود. فعالیت‌های مشغله‌ساز زندگیِ روزمره می‌تواند آدمی را غرق در ازخودبیگانگی و خودفراموشی کند و او را از حقیقت وجودی خویش دور سازد و همین امر وجوب عبادت مداوم را ایجاد می‌کند و ضرورت می‌بخشد. نظر به اینکه شکل عبادت در ادیان مختلف، متفاوت است و پیامبران مختلف اشکال مختلفی از عبادت را در بافتار تاریخی متفاوت نهادینه ساخته‌اند، هر نفیِ عبادتی لازم است با جایگزینی صورت عبادی دیگری همراه باشد تا پیوستگی و وصل «منِ محدود» با «منِ بینهایت» تداوم یابد. دین نمی‌تواند بپذیرد که آدمی آنچه را که سلامت نفس و وجود او در گرو وجوب آن است را در مسیر پویای زندگی به کناری نهد و قطره را در خشکیِ بیابان رها سازد و تصور کند که بدون پیوستگیِ پاینده و وصل مدام به اقیانوس بیکران وجود قادر خواهد بود از قیود مردگی‌سازِ روزمرگی در امان بماند. ٣١ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«رزمایش جانفداها» 🖍بهروز مرادی مبادا حکومت تصور کند که با رزمایش جانفداها می‌تواند در دل مردم مبتلا به فقر و محرومیت و نداری و فلاکت مالی و نومیدی چنان رعب ایجاد کند که آن‌ها در فکر اعتراض نباشند. چنین تصوری بدون تردید بسیار خطا خواهد بود اگر حکومت از جانفداها بخواهد برای ترساندن مردم گرفتار در رنج و درد و بحران مالی و معیشتی و اقتصادی و درآمدی و تورم وحشت‌آور و گرانی رعب‌انگیز و تیرگی افق‌های زیستن استفاده کند. بحران‌ها چنان توسعه‌یافته و عمیق و شدید و بزرگ و همه‌جانبه و متکثرند که به راهکارهای مناسب علمی و ملی و تخصصی نیاز دارند. راه این است که بساط فسادهای کلان و خرد برچیده و سایه‌ی جنگ بر سر ایران برداشته شود و کارکرد اصلی حکومت؛ رفع مشکلات بر سر راه تأمین زندگی شرافتمندانه و باکیفیت برای همه‌ی ایرانیان باشد. اگر نمی‌دانند لازم است بدانند که اوضاع بسیار وخیم‌تر از آن است که بتوان با رزمایش جانفداها بر بحران‌ها سرپوش گذاشت یا اینکه آن ایران‌دوستان را به رخ معترضان احتمالی آینده کشاند. ٣١ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

علیه آزادی و حقوق رسانه‌ای» 🖍بهروز مرادی دشمنی ترامپ با اصحاب رسانه‌های منتقد از جنس دشمنی حاکمانِ دیکتاتور در جهان سوم است که زندان‌های‌شان پر از روزنامه‌نگار و خبرنگار و فعالان جامعه‌ی مدنی‌ست. ترامپ خبرنگاران ٣ شبکه‌ی منتقد معروف تلویزیونی آمریکایی را از حضور در کاخ سفید منع نموده است. این کار خلاف قوانین دموکراسی و نظام حقوق رسانه‌ای آمریکاست. حتی در صفحه‌ی خود عکسی توهین‌آمیز از ٣ کیسه‌ی زباله منتشر ساخت که روی آن کیسه‌ها نام همان ٣ شبکه‌ی منتقد نوشته شده بودند. این یک اتفاق عجیب در تاریخ دموکراسی آمریکاست که شخصی خودشیفته همچون ترامپ را در رأس حاکمیت خود می‌نشاند و او همچون حاکمی خودکامه بر حقوق مخالفان خود می‌شورد. براستی فرقی نمی‌کند خودشیفته‌ها کجا و در کدام کشور بر سرکار باشند، آن‌ها هرکجا که باشند: 👈 انتقادپذیر نیستند و درصورت انتقاد از آن‌ها، به سرعت عصبانی می‌شوند و پرخاش می‌کنند و به عیب‌جویی متقابل می‌پردازند و با این کار در منتقدان خود احساس گناه ایجاد و آن‌ها را از حقوق خود محروم می‌کنند و اگر بتوانند آن‌ها را به زندان می‌افکنند. 👈 خود را برتر از آنی می‌بینند که قوانین معنوی و اخلاقی و مدنی را رعایت کنند. این حاکمان فراتر از قانون قرار دارند. 👈 میل شدیدی دارند در مرکز توجه باشند و نیازمند تأیید و متکدی تحسين هستند. 👈 بااینکه خود را عقل کل می‌دانند، اما عمل آن‌ها در بیشتر مواقع نه از عقل، بلکه از من خودشیفته‌ی آن‌ها نشأت می‌گیرد. 👈 گاه با زبان و گاه با رفتار و گاه با حالات خود به دیگران این پیام را مخابره می‌کنند که: "من از تو بهترم و بهتر می‌فهمم." 👈 با بهتر از خودشان نمی‌توانند رابطه داشته باشند. به آن‌ها حسادت می‌کنند و رابطه‌ی با آنان را دچار بحران می‌سازند. 👈 با هر کس که آنها را تأیید و تحسین کند، موافق می‌شوند. 👈 با تخریب دیگران و بدگویی از آن‌ها، خودشان را بهتر از سایرین نشان می‌دهند. 👈 با هر کس که آن‌ها را تأیید و تحسین نکند، بد می‌شوند و تخریب او را حق خود می‌پندارند. 👈 خود را منحصر به فرد تصور می‌کنند. 👈 با دیگران وارد تنش می‌شوند. حتی با دولت‌های دوست، دعوا می‌کنند و بحران خلق می‌کنند. 👈 تحمل عقیده و نظر مخالف را ندارند و با شنیدن سخن مخالف برآشفته می‌شوند. 👈 تک‌گویی و پرحرفی می‌کنند و اطاعت مطلقه می‌طلبند و منطق در سخنان‌شان غایب است. 👈 نسبت به توانایی و واقعیت وجودی و رفتاری خود دچار توهّم و اغراق هستند. 👈 در رفتار؛ خودمحور و خودرأی و تک‌رو هستند و روشنگری دیگران بر رفتار آنها اثر ندارد. 👈 چارچوب شخصیتی مشخصی ندارند و اگر قرار باشد از خود رفع اتهام کنند، به راحتی به دروغ متوسل می‌شوند و واقعیت را تحریف می‌کنند تا توهماتی که نسبت به خود دارند، آسیب نبیند. 👈 مشکلاتی که خود ایجاد می‌کنند را فرافکنی می‌کنند. 👈 الگوی ذهنی آن‌ها این است: "من خوبم و از همه سرم، دیگرانی که مرا تأیید نمی‌کنند، خوب نیستند." 👈 قرارگرفتن دیگران در مرکز توجه را برنمی‌تابند، حتی اگر آن فرد، از هم‌پیمانان باشد، او را تخریب می‌کنند. 👈 در دیگران به خردی و حقارت می‌نگرند و تمایل به استثمار دیگران دارند و زورگویی می‌کنند. 👈 در خصوص آنچه هستند، تصويری غیرواقعی و خودستایانه دارند. پس رفتارشان نمایشی است. آن‌ها تلاش می‌کنند تا تصویر توهم‌آمیزی که از خود دارند را به دیگران ارائه دهند. 👈 انتظار دارند همه از آن‌ها اطاعت، به آن‌ها لطف و از آن‌ها تمجید کنند و هرچه می‌گویند را بپذیرند و برترین شخصیت تاریخ لقب بگیرند. 👈 اگر ببینند کسی مورد توجه قرار گرفته، به او حسادت و شخصیت او را تخریب می‌کنند. 👈 بی‌ثبات هستند و مواضع آن‌ها دائم تغییر می‌کند. 👈 تصور می‌کنند بیش از دیگران استحقاق دارند و این ویژگی، آن‌ها را از رفتار و قضاوت منصفانه دور می‌سازد و همیشه حق را به خود می‌دهند و نمی‌پذیرند که اشتباهی کرده‌اند. 👈 خود را بر همه‌چیز ارجح می‌دارند و درنتیجه ممکن است در این مسیر چیزها و روابط را تخریب کنند. 👈 خودبزرگ‌بین هستند و واقعاً تصور می‌کنند که هیچوقت خطا نمی‌کنند و همیشه کسانی را پیدا می‌کنند تا خطاهای‌شان را به گردن آن‌ها بیندازند. ٣١ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«شبه مدرنیسم» 🖍بهروز مرادی از کنارشان که رد می‌شوی، گوش‌هایت در امنیت نیستند، چراکه ممکن است همان چند لحظه تا ردشدنت چندین نوع فحش و ناسزا و حرف رکیک و چرند و نازیبا و نامحترمانه بشنوی. سیگارکشیدن و مشروب‌خواری و دود و بوی گُل در ریه فروکردن و سگ‌گردانی و برهنگی و بی‌مبالاتی در رفتار جسمی و جنسی و بیهوده‌زیستن را با مدرنیسم اشتباه گرفته‌اند و چون نه کتاب می‌خوانند که با تاریخ رنسانس آشنا باشند و نه تشنه‌ی شناخت حقیقت‌اند که واقعیت جامعه و ارزش‌های حقوقی و فرهنگی و ارتباطاتی و مدارای اجتماعی و نظام دموکراسی و شاخص‌ها و مؤلفه‌های مدرن را از طریق پژوهش دریابند و رعایت کنند، هرج‌ومرج ذهنی و حب‌وبغض احساسی را با دیکتاتورخواهی سیاسی در هم آمیخته‌اند و ملغمه‌ای بس نگران‌کننده برای آینده‌ی ایران تدارک دیده‌اند. جامعه‌ی ایران نیز که در پی اضمحلال دین سلامت‌محور رحمانی، سرچشمه‌های اخلاق و مهر و درستکاری و راستگویی و راستی را گم کرده، توان گشودن چشمان آن‌ها بر حقیقت زندگی را از دست داده است. شهوت شهرت در مُصلحان سابق اجتماعی نیز چنان دامن گسترده که آنان به‌جای اندیشیدن در امر اصلاح نسل پوک و پوچ، دنباله‌رو آن‌ها شده‌اند و افزایش دنبال‌کننده‌های خود را در تأیید این راه ایران‌بربادده یافته‌اند. افق‌ها چنان تیره می‌نمایند که امید در اندیشه‌ی خلق پهلوانان رویین‌تنی‌ست تا ایران را از اینهمه دیو سیاه برهاند. ٣٠ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«سالگرد جنگ» 🖍بهروز مرادی هفته‌ی پیشِ رو؛ سالگرد آغاز تجاوز نظامی رژیم جنایتکار صدام حسین به خاک ایران‌زمین است. مقابله‌ی ابتدایی مردمی با دست خالی در مقابل آن تهاجم و سپس دفاع اقشار مختلف ایرانیان از وطن منجر به خلق حماسه‌های ماندگار در تاریخ و حافظه‌ی ملّی گردیده است. اما جنگ بااینهمه همواره مصائب اجتناب‌ناپذیر خود را همراه دارد و هم در زمان جنگ و هم پس از پایان جنگ، تأثیرات مخرب خود را بر جان و روان و اقتصاد و تجارت و وضعیت مالی و اجتماعی و فرهنگی و هنری و ادبی و سیاسی و مسکونی و معیشتی و... مردم باقی می‌گذارد. این تأثیرات گاه درازمدت و در حافظه‌ی ملّی پایدارند. این است که این پرسشی بسیار صحیح و بجاست که چرا پس از بازپس‌گیری همه‌ی مناطق اشغالی در سال ١٣۶١، جنگ را تمام نکردند تا جان جوانان وطن و خاک آباد ایران حفظ بشود؟ آری ادامه‌ی جنگ دیوانگی و استقبال از ویرانگی‌ست، چراکه در جنگ‌ها گاه آدم‌ها نه با بمب و موشک و تفنگ، که با تورم و گرانی کالاها و محاصره‌ی اقتصادی و تحریم‌های کمرشکن و توسعه‌ی فقر و نبودن آرامش و امنیت و نیز تهدید جانی و بی‌سرانجامیِ زیستن و بی‌افقی و نومیدی و ترس و اضطراب و آسیب‌های روانی دق می‌کنند و می‌میرند. آغازگران و دوست‌دارانِ ادامه‌ی جنگ بدون تردید موجوداتی اهلی‌نشده‌اند که کشتن کودکان و لرزیدن مادران و دلِ شکسته‌ی پدران و ویران‌کردن خانه‌ها و کارخانه‌ها و بيمارستان‌ها و دانشگاه‌ها و تباه‌کردنِ عمر و امنیت‌زدایی از زندگی را به هیچ می‌انگارند. جنگ فراهم ‌آوردن دوزخ پیشاپیش در جهان است توسط کسانی که چون توان ساختن زندگی زیبا را ندارند، به ویران‌کردن آن همّت می‌گمارند. ٣٠ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«آنچه آقای زیباکلام نگفت» 🖍بهروز مرادی آقای دکتر صادق زیباکلام گفت که در سال‌ها و قرن‌های گذشته، کشوری به نام فلسطین هرگز وجود نداشته که چیزی به نام سرزمین‌های اشغالی وجود داشته باشد. اما او نگفت که: ١. کشوری به نام اسراییل نیز وجود نداشته است. ٢. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و نیز پایان سلطه‌ی استعمارگران اروپایی بر خاورمیانه، کشورهایی مانند اردن و لبنان و سوریه و عراق و کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس بر مبنای بافت جمعیتی غالب هر منطقه به‌وجود آمدند. در منطقه‌ای که کشور اسراییل فعلی وجود دارد، در سال ١٩١۴‌؛ یهودیان تنها ٨ درصد (یعنی چند ده هزارنفر) جمعیت آن را تشکیل می‌دادند و آن منطقه از دیرباز منطقه‌ای فلسطینی شناخته می‌شد و طبق همان قانون نانوشته برای تشکیل کشورهای جدید، طبیعی بود که کشوری مبتنی بر بافت جمعیتی ٩٠ درصدی آن منطقه تشکیل شود، یعنی کشور فلسطین. ٣. فلسطینی‌ها از قرن‌ها پیش اکثریت جمعیتی آن منطقه را تشکیل می‌داده‌اند، به‌گونه‌ای که نقشه‌های قدیمی موجود تا قبل از تشکیل کشور اسراییل در سال ١٩۴٨، نام فلسطین را در آن منطقه نوشته‌اند و هیچ اثری از اسراییل در نقشه‌های قدیمی وجود ندارد. ۴. فلسطینی‌ها چنان در آن منطقه از اکثریت مطلق برخوردار بودند که دارای پرچم و واحد پول ملّی (پوند) بودند و پوند فلسطینی در زمان استعمار انگلیس نیز در آن منطقه رایج بود. ۵. یهودیان بویژه توسط انگلیسی‌ها به آن سرزمین منتقل گردیدند تا در راستای خواست و هدف استعماری آن کشور، بافت جمعیتی منطقه به نفع یهودیان تغییر کند، آن‌چنان که تشکیل کشور اسراییل توجیه‌پذیر بشود. ۶. جنبش صهیونیسم درپی یافتن یا ساختن یک وطن برای یهودیان، حتی مناطقی در آفریقا را مدنظر داشت و این نشان می‌دهد که کشور اسراییل با طرحی استعماری در این منطقه انتخاب و ساخته شده است. ٧. علیرغم راه‌اندازی موج انتقال یهودیان به منطقه‌ی فعلی بویژه توسط استعمار بریتانیا، یهودیان در سال ١٩۴٣ تنها ٣٠ درصد از جمعیت آن مکان را تشکیل می‌دادند و درنتيجه هنوز امکان تشکیل کشور اسراییل فراهم نشده بود، چراکه حتا آن زمان فلسطینی‌ها اکثریت آن منطقه را تشکیل می‌دادند. ٨. از ابتدای دهه‌ی چهل قرن بیستم و با کشتار یهودیان توسط آلمان نازی، از سوی اروپاییان و آمریکاییان به مرور احساس همدردی با قربانیان و بازماندگان یهودی صورت می‌گرفت و همین همدردی گویا مجوزی برای تشکیل کشوری یهودی و همکاری استعماری بریتانیا با این طرح گردید. ٩. هنگامی که قطعنامه‌ی ١٨١ مجمع عمومی سازمان ملل برای تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسراییل در ٢٩ نوامبر سال ١٩۴٧ صادر گردید، فلسطینیان ۶٢ درصد و یهودیان ٣٨ درصد آن مناطق را تشکیل می‌دادند. ١٠. قابل توجه است که در همان قطعنامه قید گردیده که دو کشور در مناطق فلسطینی تشکیل شود. این بدین معنی‌ست که این منطقه از سوی سازمان ملل و کشورهای عضو به عنوان منطقه‌ای فلسطینی شناخته می‌شد. ١١. علیرغم برتری جمعیتی فلسطینیان بر یهودیان در زمان صدور قطعنامه‌ی مذکور، به موجب آن قطعنامه؛ ۵۵درصد از اراضی به یهودیان سپرده شد و ۴۵ درصد به فلسطینیان. به همین خاطر بود که کشورهای عربی و وجدان‌های آزاده‌ی جهان، مفاد آن قطعنامه را ناعادلانه دانسته و نپذیرفتند. ١٢. در جنگ‌هایی که درپی همین تبانی استعماری و تبعیض قدرت‌های غربی علیه فلسطینیان درگرفت، نیروهای یهودی مجهز به سلاح‌های پیشرفته‌ی غربی، مناطق فلسطینی را اشغال می‌کردند و بر زمین‌های آن‌ها مسلط می‌گشتند. نه تنها بسیاری از همان مناطق، بلکه سابقاً صحرای سینا در مصر و امروزه مناطقی از سوریه و اردن و لبنان همچنان در اشغال اسراییلیان قرار دارند. تصور نمی‌کنم آقای زیباکلام این مسائل را نداند. بنابراین موحب شگفتی بنده است که وی این واقعیات تاریخی را در سخنان خود کتمان می‌نماید. ٢٨ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«قدرت واقعیت اجتماعی» 🖍بهروز مرادی بررسی تحولات اجتماعی در جوامع مختلف در طول تاریخ ازجمله حاوی این درس مهم است که برخی گروه‌های محافظه‌کار و سنّتی و متعصّب در مقابل تغییر اجتماعی و فرهنگی از خود مقاومت نشان می‌دهند. تعداد اندکی از افراط‌کاران این گروه‌ها ممکن است در مقابل تغییر اجتماعی و فرهنگی، واکنشی خشونت‌آمیز از خود ابراز بدارند. اکنون که جامعه‌ی ایران از روسری اجباری زنانه عبور کرده، مقاومت آن گروه‌های نامعتقد به آزادی دینی و انسانی و فرهنگی و مدافع دین تحمیل و زور و اجبار تأثیری در جلوگیری از این تغییر اجتماعی و فرهنگی نخواهد داشت. واقعیت اجتماعی و فرهنگی آن‌گاه که با گفت‌وشنود منطقی بر ذهن‌های بسته اثر نکند، خود را سرانجام با قدرت گسترش خود به متعصبان و ناعاقلان و خردنورزان تحمیل می‌کند. آن‌کس که منطق و برهان‌آوری عقلانی و استدلال انسانی او را متوقف نسازد، قدرت واقعیت اجتماعی او را لاجرم متوقف خواهد نمود. گروه‌های تحمیل‌گرِ پوشش اجباری به زنان دیر یا زود درخواهند یافت که پذیرش هرچه زودتر این واقعیت به آرامش ذهنی خود آن‌ها نیز خواهد انجامید. آنان به این آرامش برای تجدیدنظر در نوع دین‌داری استبدادی و تحمیلی‌شان و زیست مسالمت‌آمیز با دیگران متفاوت در جامعه نیاز دارند. ٢٨ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«هدررفت بودجه‌؛ مصداق فساد» 🖍بهروز مرادی جامعه‌ی ایران چنان در شوک‌های پیاپی ناشی از گرانیِ وحشت‌آورِ کالاها و تورم رعب‌انگیزِ وحشی، گیج و پریشان و دیوانه شده که هنوز امکان و فرصت واکنش خود را به این‌همه فاجعه به دست نیاورده است. اما دیرهنگامی و تأخیر در این واکنش می‌تواند انرژی بسیار مخربی را در خود ذخیره نماید. امیدها داشتیم که دولت آقای دکتر پزشکیان با باندهای زر و زور و تزویر و مافیای غارت و فساد و تبانی و رانت در افتد و ایران را از چنگ ایران‌خواران درآورد و به مردم پس بدهد. امید داشتیم که بودجه‌ی آن مؤسسات مذهبی و فرهنگی و دینی و حکومتی را که بودجه‌ی هنگفتی از بیت‌المال مردم دریافت می‌کنند و فاقد بازدهی مثبت در راستای خیر عمومی و منافع ملّی می‌باشند، قطع نماید. برخی از این سازمان‌ها از این قرارند: صداوسیما، حوزه‌های علمیه و سازمان‌های زیرمجموعه‌ی آن همچون تبلیغات اسلامی حوزه، شورای عالی حوزه‌های علمیه، مرکز خدمات حوزه‌ی علمیه. و همچنین مرکز کمک به معیشت روحانیون، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ستاد حمایت از خانواده، مجمع جهانی تقریب مذاهب، بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس، سازمان تبلیغات اسلامی، مؤسسه آموزشی امام خمینی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، حرم امام خمینی، مؤسسه مصباح یزدی، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، آستان مقدس حضرت امام، سازمان اوقاف، ستاد مرکزی راهیان نور، قرارگاه قریب بقیةالله، جامعةالمصطفی العالمیه، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه و جماعات و ادارات، حسینیه‌ها، تکیه‌ها، موکب‌های عزاداری خیابانی و ... . اما خبرهای رسمی از آن حکایت می‌کند که شوربختانه همواره به تعداد این مؤسسات افزوده می‌شود و برای قدیمی‌ها و تازه‌واردها ردیف بودجه‌ای بسیار کلان تعریف می‌شود و سالانه هزاران میلیارد تومان از خزانه‌ی ملت به حساب این ارگان‌ها واریز می‌گردد، بدون آنکه درنتیجه‌ی عملکرد آنها، جایگاه دین و اخلاق و ادب در جامعه رفیع‌تر شده باشد و فرهنگ زندگی پاک و درستکارانه در جامعه گسترش یافته باشد و یا این سازمان‌ها نقشی در فسادزدایی و اخلاقی‌ترکردن رفتار در جامعه یا پرورش انسان‌های معنوی و منصف و فرهیخته و دست‌پاک و بافضیلت و باتقوا ایفا نموده باشند. پرداخت مبالغ هنگفتی از بیت‌المال به چنین ارگان‌هایی بدون رضایت مردم مصداق دزدی و بنابراین حرام است. فیلمی که از جلسه‌ی علنی مجلس در ادامه منتشر می‌شود، اظهارات بنده را تأیید می‌کند. ٢٧ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«جنایت علیه کودک و تنبیه انضباطی» 🖍 بهروز مرادی فیلم خشونت خیابانی و تعرض جنسی علیه یک کودک توسط مأموران حکومتی که امروز در فضای مجازی منتشر گردید، آن‌چنان شوکه‌کننده و وحشتناک و حاوی خشونت است که نتوانستم لینک آن را در اینجا به اشتراک بگذارم. متعاقباً اعلام گردید که این فیلم مربوط به خرداد ماه امسال است و خاطیان تنبیه انضباطی شده و برای مجازات تکمیلی به مراجع ذی‌ربط معرفی گردیده‌اند. نوع رفتار با کودکان، یک شاخص و معیار برای تعیین میزان سلامت درونی انسان‌ها و بویژه مقامات رسمی‌ست. کودکان آسیب‌پذیرترین قشر جامعه‌اند و اینهمه خشونت و اذیت و آزار و توهين و بدرفتاری و تهاجم به حریم شخصی یک کودک آن‌هم به صورت گروهی توسط مأموران مسلح که در فیلم نمایان است، یک جنایت فجیع می‌باشد و شایسته است مجازاتی متناسب و در خور آن برای مرتکبان آن رفتار در نظر گرفته شود. بر اساس تجربه‌ی زیسته، چنین کسانی در کشورهای دارای سلامت مدیریتی، برای همیشه از کار در اداره‌ی پلیس منفصل گردیده و تا سال‌های متمادی آن‌ها را در زندان نگه می‌دارند تا آن زمان که اطمینان حاصل شود که حضورشان درجامعه موجب آسیب‌زدن به شخصیت و زندگی کودکان نمی‌شود. مدارا با جنایتکارانِ کودک‌آزار، همکاری و همدستی با تهاجمات و تعرضات بعدی آن‌هاست.                  ٢۶ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«جنایت علیه کودک و تنبیه انضباطی» 🖍 بهروز مرادی فیلم خشونت خیابانی و تعرض جنسی علیه یک کودک توسط مأموران حکومتی که امروز در فضای مجازی منتشر گردید، آن‌چنان شوکه‌کننده و وحشتناک و حاوی خشونت است که نتوانستم لینک آن را در اینجا به اشتراک بگذارم. متعاقباً اعلام گردید که این فیلم مربوط به خرداد ماه امسال است و خاطیان تنبیه انضباطی شده و برای مجازات تکمیلی به مراجع ذی‌ربط معرفی گردیده‌اند. نوع رفتار با کودکان، یک شاخص و معیار برای تعیین میزان سلامت درونی انسان‌ها و بویژه مقامات رسمی‌ست. کودکان آسیب‌پذیرترین قشر جامعه‌اند و اینهمه خشونت و اذیت و آزار و توهين و بدرفتاری و تهاجم به حریم شخصی یک کودک آن‌هم به صورت گروهی توسط مأموران مسلح که در فیلم نمایان است، یک جنایت فجیع می‌باشد و شایسته است مجازاتی متناسب و در خور آن برای مرتکبان آن رفتار در نظر گرفته شود. بر اساس تجربه‌ی زیسته، چنین کسانی در کشورهای دارای سلامت مدیریتی، برای همیشه از کار در اداره‌ی پلیس منفصل گردیده و تا سال‌های متمادی آن‌ها را در زندان نگه می‌دارند تا آن زمان که اطمینان حاصل شود که حضورشان درجامعه موجب آسیب‌زدن به شخصیت و زندگی کودکان نمی‌شود. مدارا با جنایتکارانِ کودک‌آزار، همکاری و همدستی با تهاجمات و تعرضات بعدی آن‌هاست. ٢۶ شهریور ١۴٠۵ «جنایت علیه کودک و تنبیه انضباطی» 🖍 بهروز مرادی فیلم خشونت خیابانی و تعرض جنسی علیه یک کودک توسط مأموران حکومتی که امروز در فضای مجازی منتشر گردید، آن‌چنان شوکه‌کننده و وحشتناک و حاوی خشونت است که نتوانستم لینک آن را در اینجا به اشتراک بگذارم. متعاقباً اعلام گردید که این فیلم مربوط به خرداد ماه امسال است و خاطیان تنبیه انضباطی شده و برای مجازات تکمیلی به مراجع ذی‌ربط معرفی گردیده‌اند. نوع رفتار با کودکان، یک شاخص و معیار برای تعیین میزان سلامت درونی انسان‌ها و بویژه مقامات رسمی‌ست. کودکان آسیب‌پذیرترین قشر جامعه‌اند و اینهمه خشونت و اذیت و آزار و توهين و بدرفتاری و تهاجم به حریم شخصی یک کودک آن‌هم به صورت گروهی توسط مأموران مسلح که در فیلم نمایان است، یک جنایت فجیع می‌باشد و شایسته است مجازاتی متناسب و در خور آن برای مرتکبان آن رفتار در نظر گرفته شود. بر اساس تجربه‌ی زیسته، چنین کسانی در کشورهای دارای سلامت مدیریتی، برای همیشه از کار در اداره‌ی پلیس منفصل گردیده و تا سال‌های متمادی آن‌ها را در زندان نگه می‌دارند تا آن زمان که اطمینان حاصل شود که حضورشان درجامعه موجب آسیب‌زدن به شخصیت و زندگی کودکان نمی‌شود. مدارا با جنایتکارانِ کودک‌آزار، همکاری و همدستی با تهاجمات و تعرضات بعدی آن‌هاست.                   ٢۶ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

نهج‌البلاغه ۶۵.m4a25.12 MB

«خون مهسا» 🖍 بهروز مرادی در چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی؛ دختر مظلوم ایران که خون بی‌گناهش ملتی را به جوش و خروش درآورد، از آقای دکتر پزشکیان انتظار می‌رود مرگ یا قتل احتمالی این دختر مظلوم را محکوم کند، عاملان آن واقعه‌ی دلخراش را شناسایی و جهت دادخواهی به مرجعی دادگستر معرفی نماید تا در پیشگاه ملت ایران محاکمه‌ و مجازات شوند. او حتی اگر با ایست قلبی هم فوت کرده باشد، مسئولیت جان شیرینش بر گردن کسانی‌ست که قلبش را با ستم و بی‌رحمی و ظلم از حرکت بازایستاندند. همچنین انتظار می‌رود که اجازه‌ی برگزاری آزادانه‌ی مراسم سالگرد بر سر مزار وی را صادر نمایند تا مگر از خانواده‌ی مرحومِ مظلوم و وجدان‌های بیدار آزادگان دلجویی شود، تا ایران کشوری برای قربانی‌کردنِ مظلومان نباشد. شایسته است آقای دکتر پزشکیان از خود بپرسد اگر امام علی‌ع اکنون در این مملکت بر مسند امور بود، در مقابل بر خاک افتادن مهسا چه می‌کرد؟ درست است که در این کشور، دلجویی از ستمدیدگان رسمی نیست و احقاق حق مظلومان به عادتی حکومتی تبدیل نگرديده و برعکس، عادت بر این است که به اشتباهات اعتراف نشود و خطاهای حتی گران اصلاح نگردند و بر خطاها پافشاری می‌شود، اما بااینهمه عادت‌های نادرست فاقد ارزش‌اند و اصرار بر خطا آدمی را در خطاکاری توسعه می‌دهد و تکرار خطا به خطا مشروعیت نمی‌بخشد. عادت‌ها محتاج بازبینی و بازاندیشی‌اند و تکرار کور آنها نشان از غلتیدن در دره‌ی نادانی و ناآگاهی و کبر است. ٢۵ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«آزادی زندان!» 🖍بهروز مرادی سرانجام آخرین آجرهای دیوار زندان گوهردشت کرج فرو ریخت و زندان از زندانی‌کردن رهایی یافت! در میان این‌همه تلخی که بر زندگی مردم چیره گشته و با این‌همه باران مصیبت که بر جان مردم باریدن گرفته و علیرغم زیستن در طوفان بلاهایی که سر بازایستادن ندارند، شنیدن خبر فروریختن دیوارهای زندانی که متهم است روزگاران دراز دگراندیشان و حق‌طلبان و ظلم‌ستیزان و عدالت‌خواهان و آزادگان و راست‌اندیشان و ره‌گشایان را در خود جای داده بود، بسیار خوش و دلنواز و شادی‌بخش و مفرح وجود و نوازشگر دل و امیدبخش انسان‌های معناگرا و ستم‌ستیز و حق‌خواه است. تا باد چنین بادا! ٢۴ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi

«خداوند قربانی» 🖍بهروز مرادی خلبان F15 آمریکایی گفت پس از این‌که متوجه شد که چتر نجاتش آسیب دیده و بازنمی‌شود، به خدا پناه برد و از او یاری خواست و این‌که بدون بازشدن چتر نجاتش به زمین فرود آمد و زنده ماند را یاری خدا نامید. هنگامی که این سخنان را بر زبان می‌آورد، در چهره و چشمان او اثری از ریا ندیدم. او براستی تصور می‌کند که تجاوز نظامی با یک هواپیمای تهاجمی به خاک یک کشور دیگر و بمباران وحشتناک یک سرزمین و کشتن انسان‌های غیرنظامی اعم از مرد و زن و کودکان معصوم و نیز بمب‌افکندن بر سر منابع و زیرساخت‌های دیگر مردمان هیچ اشکالی ندارد و اگر حین ارتکاب چنین جنایاتی در مخمصه افتد، خداوند او را کمک خواهد کرد تا از مخمصه جان سالم به در برد. چنین موجودات متوهّم و خودشیفته‌ای را در سایر ادیان نیز می‌توان یافت و دید؛ همچون یهودیانی که بر این باورند که خداوند به آن‌ها حق کشتن کودکان معصوم و انسان‌های غیرنظامی را داده و یا مسلمانانی که دچار این توهم‌اند که خدا به آن‌ها حق کشتن مخالفان و دگراندیشان را داده یا مسیحیان و هندوها و بودایی‌ها و سایر دینورزانی که جنایات خود علیه سایر انسان‌ها را به گردن خداوند می‌اندازند. رابطه‌ی معناداری میان خودشیفتگی و ارتکاب جنایت وجود دارد. براستی خداوند سبحان، قربانی خوانش بیمارگونه‌ی پیروان خودشیفته‌ی ادیان از حق است. ٢۴ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi