کانال عبدالخالق احسان
Open in Telegram
هر از گاهی سخنان نغز دیگران را ترجمه میکنم و گاهی هم مینویسم؛ تو هم با من بخوان تا باهم در مسیر تعالی و برتری قرار بگیریم. اگر گاهی نظر، انتقاد و پیشنهادی داشتید، بفرستید تا با اشتیاق تمام بهرهمند شویم. @khaleqehsan
Show more2 880
Subscribers
+124 hours
+167 days
+1430 days
Posts Archive
حکمتی که نمیدانیم
«فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَکَّتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ» [الذاريات: ۲۹]
همسرش جلو آمد، در حالی که (از تعجب) فریاد میکشید و به صورت خود میزد و میگفت: من پیرزنی نازا هستم (مگر میشود در این سن و سال فرزندی به دنیا بیاورم؟!).
وقتی همسر ابراهیم علیه السلام شنید که فرشتگان میگویند ابراهیم به زودی صاحب فرزندی میشود؛ مات و مبهوت شد و به صورت خود میزد و فریادزنان میگفت: پیرزنی نازا و فرزند؟!
من هرگز نمیتوانستم بچهدار شوم، من حتی وقتی ۲۰ ساله بودم هم نتوانستم باردار شوم حالا تو میگویی که در این سن و سال صاحب فرزند میشوم؟ او در شوک بود و از روی ناباوری میخندید اما ابراهیم علیه السلام هیچ واکنشی نشان نداد، زیرا او کسی بود که در آتش پرید و آتش سرد شد، او آدم کارکشتهای بود و میدانست که الله متعال چگونه ناممکنها را ممکن میکند بنابرین وقتی این مژده را از فرشتگان میشنود، آرام است اما همسرش کاملا در شوک فرو میرود.
وقتی همسرش اینگونه فریاد زد، فرشتگان با او حرف زدند: «قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ» [الذاريات: ۳۰]
پروردگارت اینگونه فرموده است، همانا او خود بینهایت حکیم و داناست.
یعنی ما این را نمیگوییم، این از جانب پروردگار است از طرف ما نیست؛ ما نیامدهایم که تو را قانع کنیم که چگونه این اتفاق خواهد افتاد، ما فقط میگوییم که الله تعالی چنین فرموده است. این که چگونه این اتفاق خواهد افتاد با الله است، و حکمتی در این بوده که تو سالها فرزندی نداشتی و حکمتی در این است که اکنون صاحب فرزند خواهی شد.
درسی که از این آیات میآموزیم این است: گاهی ما در زندگی توقعاتی داریم؛ ما انتظار داریم که وقتی شخصی به سن خاص رسید شغلی پیدا کند، بعد در سن مشخصی ازدواج کند، بعد در سن معینی بچهدار شود، بعد در سن مشخصی بچههایش فلان کار را انجام دهند؛ یعنی ما این توقعات رایجی که ظاهرا معیار جامعه هستند را داریم و خیلی وقتها هم نمیتوانیم این انتظارات را برآورده کنیم.
زنی میخواهد ازدواج کند؛ خواهر کوچکترش ازدواج کرده و با خودش میگوید: الله متعال از من خوشش نمیآید، نمیخواهد من ازدواج کنم دیگر شانس ازدواج را ندارم. یعنی به همهی اطرافیانی نگاه میکند که توقعات جامعه را برآورده کردهاند و او نتوانسته است به آن توقعات برسد.
یا مثلا کسی میخواسته به دانشگاه برود اما پدرش از دنیا رفت یا اتفاقی افتاد که دیگر نتوانست ادامه تحصیل بدهد، مجبور شده کار کند؛ بنابرین همهی همسنهایش، پسر کاکاها، دختر کاکاها، فارغالتحصیل شدند و زندگی خودشان را میکنند و او هنوز درگیر دانشگاه است و با خود میگوید: بقیه در زندگی از من جلو افتادند و من نتوانستم به آن معیارها برسم.
اما به روش الله متعال نسبت به خانواده ابراهیم علیه السلام نگاه کنید؛ او مدتها پیش اینگونه دعا میکرد: «وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ» [الشعراء: ۸۳] و مرا به صالحان ملحق فرما.
الله متعال میتوانست در تمام این سالها به ابراهیم علیه السلام فرزندی عطا کند، میتوانست در جوانی فرزندان بیشماری به او بدهد، میتوانست خودش قبیلهای از فرزندان را تشکیل دهد؛ الله تعالی میتوانست به او هم مانند یعقوب علیه السلام عطا کند که به وی دوازده پسر داد.
ولی این الله متعال است که تعیین میکند برای بعضی از افراد، زمانبندی این چیزها با دیگران متفاوت باشد، هیچ معمول و معیاری وجود ندارد؛ معیار همان چیزی است که الله متعال تعیین میکند، پس نباید به معیارها و توقعات جامعه نگاه کنیم و بعد بگوییم: چون من انتظارات جامعه را برآورده نتوانستم پس من آدمی شکستخورده هستم، الله متعال مرا دوست ندارد، یا الله متعال برای من نقشهی بدتری نسبت به بقیه دارد. نه شاید به خاطر این است که تو خاص هستی، داستانی که الله متعال برای زندگی تو رقم زده است منحصر به فرد است و بنابرین با داستان هیچکس دیگری سازگار نیست.
خودت را با داستان زندگی دیگران مقایسه نکن.
مقایسه نکن که یکی در ۲۵ سالگی ازدواج کرده و من که ۲۸ ساله هستم نتوانستم ازدواج کنم، آنها در ۳۰ سالگی بچهدار شدند و من که ۳۳ ساله هستم نمیتوانم بچه داشته باشم. هرگز این کار را نکن، خودت را با دیگران مقایسه نکن، زیرا الله متعال برای تکتک ما برنامههای متفاوتی مقرر کرده و تمام برنامههای ما سرشار از حکمت الهی است.
سخنران: نعمان علی خان
مترجم: زهرا احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
یکی از جوانان مشتاق و اهل تلاش پرسید: چگونه میتوان به رضایت الله متعال دست یافت؟
چنین پاسخ داده شد:
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی در نیتت صادق باشی و یقین داشته باشی که او تعالی از رگ گردن به تو نزدیکتر است. نزدیکی به الله متعال راهی پیچیده نیست، فقط دلی پاک میخواهد که خواهان رضای او باشد، و گامهایی صادقانه که از درون آغاز میشود.
■ به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی نماز میخوانی نه فقط برای انجام یک واجب، بلکه برای آن که با خشوع در برابرش بایستی؛ با دلی شکسته، با محبت و با یقین به این که صدایت را میشنود و از ضعف و ناتوانیات آگاه است. در هر سجده، در هر رکوع، در هر الله اکبر فرصتی برای نزدیکتر شدن است.
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی در شلوغیهای زندگی او را یاد میکنی. سبحان الله، الحمد لله، لا إله إلا الله، الله أکبر، این کلمات که شاید ساده به نظر برسند، اما در حقیقت پنجرههایی از نور هستند که میان تو و آسمان گشوده میشوند.
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی از ته دل دعا میکنی؛ وقتی به او میگویی: ای پروردگار، جز تو کسی را ندارم، وقتی با او درد دل میکنی با چیزهایی که نمیتوانی به انسانها بگویی، و وقتی در برابرش اشک میریزی، چون راه برایت دشوار شده، و آن گاه آرامش و اطمینان را نزد او مییابی.
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی توبه میکنی؛ مهم نیست چقدر اشتباه کردهای یا چقدر دور شدهای، مهم این است که برگشتی.
الله متعال هرگز کسی را که با دلی شکسته به سویش برگردد، رد نمیکند؛ بلکه بیش از آنچه تصور کنی، از برگشتت خوشحال میشود.
■ به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی قرآن را در دست میگیری و میخوانی، نه فقط برای ختم، بلکه برای شنیدن سخنش با تو. هر آیه پیامی است، هر حرف نوری است و هر اندیشهای نزدیکی به اوست.
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی دوستانی را انتخاب میکنی که تو را به یاد الله متعال میاندازند؛ کسانی که تو را به زمین نمیچسبانند، بلکه به آسمان میبرند. افراد صالح و نیکوکار فقط لحظهای خوشی به تو نمیدهند، بلکه در تو اشتیاق نزدیکی همیشگی به الله متعال را میکارند.
■به رضایت الله متعال دست مییابی وقتی کارهای نیک انجام میدهی، به فقیر غذا میدهی، اشکی را پاک میکنی، از خطای کسی میگذری، اشتباهی را نادیده میگیری، از غیبت دست برمیداری و سخن نیکو بر زبان میآوری، چرا که الله متعال به دلهای مهربان نزدیکتر است از هر عمل بزرگی که فقط ظاهر دارد.
در پایان باید گفت: رسیدن به رضایت الله متعال، رسیدن به یک مکان نیست، بلکه رسیدن به یک حال است. این که او در دلت باشد، هدف تو باشد، و تمام زندگیت در یک جهت حرکت کند: در نظر گرفتن رضای او.
منبع: کانال دکتر علی محمد صلابی
ترجمه: صفیه مخدومی
https://t.me/abdulkhaleqehsan
Repost from قلم و نگارش
۱۲۹۴-مهمانانِ تابستان
تابستانِ تازهرسیده، روزهای اولش را سپری کرده است.
گرمیِ ایام، از جوانیِ تابستان دم میزند.
با وجود اعلامِ ورودش، هنوز با حلم، گرمای خود را در حدِّ اعتدال نگه داشته است.
اما دیروز، انگار رخِ بهار تازه شده بود؛ آسمانِ ابری، نمنمِ بارانِ نیمچاشت و آفتابِ درخشانِ زوال، حالوهوایی بهاری آفریده بود.
در آن حالوهوا، ماندن در محیطِ بسته و مشغولِ کار بودن، و محروم ماندن از زیرِ چترِ آسمان، انگار چون دوری از اکسیژن، همانقدر سخت و طاقتفرسا بود.
اما نگاهی دزدانه از پشتِ پنجره به آن منظره نیز، گاهی خود دلگرمی میبخشید.
برگردیم به تابستان...
بلی، تابستان آغاز شده و بهار رخت بربسته است.
اینجاست که مهمانانِ تازهرسیدهٔ تابستانیام برایم لبخند میزنند؛ مهمانانی که امیدوارم هر هفته و هر ماه بر تعدادشان افزوده گردد.
مهمانانی که هیچ روزِ هفته و هیچ فصلِ سال، بدونِ حضورشان برایم کامل نیست. فرقی نمیکند بهار باشد یا زمستان، تابستان باشد یا خزان؛ هیجانِ کتابهای تازهرسیده، چون عطرِ یاسِ بهاری است.
از شوقِ داشتنشان تا هیجانِ رسیدنشان و لحظهشماری برای خواندنشان، لحظهها را نوایی ناب میبخشد.
زیرا کتاب، گنجینهای تمامنشدنی است...
و من، تابستانم را با مهمانانِ سپیدکاغذیام، بهارگونه سپری خواهم کرد؛ انشاءالله.
شما نیز درین تابستان میزبانِ چنین مهمانانیهستید؟✍️ نفیسه سادات 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
غذا در تاریکی
گروهی که تعدادشان به سی نفر میرسید، به دیدار دوستشان رفتند. دوستشان تعداد محدودی قرص نان داشت که برای این تعداد کافی نبود.
یکی از دوستان پیشنهاد کرد که قرصهای نان را به قطعات کوچکتر تقسیم کنند، سپس باهم بخورند.
دیگری پیشنهاد کرد که چراغ را هنگام خوردن خاموش کنند تا هرکس به اندازهی کافی بخورد، بدون این که احساس کند کسی او را میبیند و به سختی بیفتد.
هنگامی که نان آماده شد و آن را به قطعات کوچک تقسیم کرده، سپس در جلویشان گذاشته و چراغ را خاموش کردند و نشستند تا بخورند.
بعد از مدتی چراغ را روشن کردند، چیز عجیبی دیدند؛ تمام تکههای نان را بدون این که چیزی از آن کم شده باشد، یافتند.
هر کدامشان دیگران را بر خود ترجیح داده و دستش را به سمت غذا دراز نکرده و چیزی نخورده و خودش را گرسنه نگهداشته تا فرصت را به برادرش بدهد که راحت بخورد و سیر شود.
منبع: سلسله داستانهای کوتاه اسلامی
نویسنده: جمعی از نویسندگان
مترجمان: زهرا احسان، نفیسه احسان و عطیه احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
حدیث دو صد و هشتاد و هشتم:
کنترل خشم
إِنِّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ : " لَا يَحْكُمْ أَحَدٌ بَيْنَ اثْنَيْنِ وَهُوَ غَضْبَانُ ". ( سنن نسائی - شماره ۵۴۰۶ )
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: هیچ کس در حالت خشم و غضب، در میان دو نفر قضاوت نکند.
ازین حدیث نبوی می آموزیم:
۱. باید خشم خویش را کنترل نماییم.
۲. در حالت خشم و غضب تصمیم نگیریم.
۳. قاضی نباید در حالت خشم، حکم صادر نماید.
۴. خشم و غضب حالت تعادل انسان را برهم میزند.
۵. تصمیمگیری در حالت خشم، مسبب بسیاری از مشکلات جامعهی انسانی است.
🖋عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
علامه عبدالحمید بن بادیس رحمه الله میگوید: قرآنکریم ما را به سوی تدبر، فهم و تفکر در آیاتش فرا میخواند و فقط با تفسیر و توضیح آن میتوان آیاتش را درک کرد، ولی متاسفانه ما تفسیر و توضیح آیات الهی را ترک کردهایم.
طالب العلم را میبینی که بیشتر وقتش را به علوم آلی (علومی که وسیلهای برای فهم قرآن است) صرف میکند، ولی حتی برای یکبار هم که شده کوچکترین تفسیر، مثلا تفسیر جلالین را هم مطالعه نمیکند و به حیث استاد در اول مجلس برای تدریس تفسیر مینشیند، در حالی که حتی یک کتاب تفسیر هم نخوانده است.
ترجمه: صفیه مخدومی
https://t.me/abdulkhaleqehsan
کتاب بسیار ارزشمند سرآغاز مسیر دعوت را در هرات از آدرسهای ذيل به دست آورید:
۱. کوچهی گدام، مارکت تیموریان، انتشارات آفاق
۲. کوچهی گدام، مقابل مسجد سید احمد کبیر، کتابفروشی قادری
۲. مقابل پوهنتون دولتی، نشر قدس
۳. جادهی کج، کوچهی صلح، کانون علمی و فرهنگی فروغ
مشخصات کتاب:
نام کتاب: سرآغاز مسیر دعوت
نویسنده: استاد احمد راشد
مترجم: عبدالخالق احسان
کیفیت چاپ: عالی و دو رنگ
تعداد صفحات: ۲۲۴
قيمت: ۱۵۰ افغانی
شماره های ارتباطی:
۰۷۸۹۰۰۸۱۵۲
۰۷۹۴۸۴۷۴۱۲
https://t.me/abdulkhaleqehsan
مقاله درباره کتاب
✍مریم همدوش
کتاب گنجینهای بی پایان از علم، دانش، تجربه و حکمت است.
هیچ دوستی مانند کتاب، صادق و مهربان وفادار نیست.
کتاب بدون هیچ چشم داشتی دانستههای خود را در اختیار انسان قرار میدهد و او را از تاریکی نادانی به روشنایی آگاهی رهنمون میسازد.
کتاب نه تنها وسیلهی کسب دانش است؛ بلکه چراغی برای هدایت انسان در میسر درست زندگی نیز به شمار میرود.
کتاب را یاد همیشگی زندگی خود قرار دهیم، زیرا کتاب، پنجرهای به سوی دانایی موفقیت و آیندهی روشن است.
کتاب غذای روح، چراغ اندیشه و کلید گشایش درهای موفقیت است.
هرکس با کتاب دوست شود هیچ گاه در زندگی تنها ونادان نخواهد ماند.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
گناه کافر دانستن مسلمان!
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ : يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ ". ( صحیح مسلم - شماره ۶۰ )
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: هر شخصی که برادر خود را کافر خطاب کند، کفر به یکی از آنها
بر میگردد، اگر او کافر باشد که حرفش درست است و اگر نباشد، کفر به تکفیر کننده بر میگردد.
ازین حدیث نبوی می آموزیم:
۱. هرگز مسلمانی را تکفیر نکنیم.
۲. تکفیر مسلمان، گناه بزرگی است و مجازات سختی دارد.
۳. اگر کسی را کافر بگوییم که کافر نباشد، گناه کفر به خود مان بر میگردد.
۴. وقتی میتوانیم کسی را تکفیر کنیم که کفر او صریح و قطعی باشد.
۵. اگر هزاران کافر را ندانسته مسلمان بگوییم، ضرر آن کمتر است ازین که یک مسلمان را ندانسته تکفیر نماییم.
۶. با کافر شدن شخص احکام شرعی زیادی مرتب میشود و میبایست در تکفیر مسلمانان بینهایت احتیاط صورت گیرد.
🖋عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
هر فرزند مطیعی، حاصل یک تربیت درست نیست
بعضی از مردم گمان میکنند بزرگترین موفقیت در تربیت فرزند، این است که او در همه چیز مطیع باشد؛ نه دربارهی مسئلهای بپرسد، نه مخالفتی کند، نه نظری ابراز کند و هر چه از او خواسته شود، بلافاصله انجام دهد.
اما این تصویر با وجود زیبایی ظاهریاش، گاهی میتواند نشانهی یک نقص عمیق در روش تربیت باشد.
هدف از تربیت، فقط پرورش فردی نیست که دستورات را به خوبی اجرا کند؛ بلکه هدف، ساختن انسانی است که بداند چرا کاری را انجام میدهد، قدرت انتخاب درست را داشته باشد و مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیرد.
به همین دلیل، پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم یاران خود را چنان تربیت نمیکرد که اندیشهیشان را کنار بگذارند، بلکه خرد آنان را بیدار میساخت، با آنان مشورت میکرد و دیدگاههایشان را میپذیرفت.
در جنگ بدر، نظر حباب بن منذر رضی الله عنه را پذیرفت و در جنگ خندق، پیشنهاد سلمان فارسی رضی الله عنه را عملی ساخت. همچنین همواره راه پرسش و گفتگو را برای آنان باز میگذاشت، زیرا ایمان بر اساس تقلید کورکورانه بنا نمیشود، بلکه بر آگاهی و بصیرت استوار است.
فرزندی که فرصت اندیشیدن و بیان محترمانهی نظر خود را نداشته باشد، ممکن است در بزرگسالی شخصیت او ضعیف شود؛ در تصمیمگیری مردد باشد، به آسانی از دیگران تأثیر بپذیرد و همیشه به دنبال کسی باشد که به جای او فکر کند، او را هدایت کند و برای آیندهاش تصمیم بگیرد.
اما فرزندی که در فضای آمیخته با احترام و گفتگو، اطاعت همراه با فهم و ادب همراه با اظهار نظر تربیت شود، شخصیت متعادلی خواهد یافت؛ به پدر و مادر خود نیکی میکند، دستور پروردگارش را عملی میسازد، در برابر فشارها استوار میماند و به سادگی فریب نمیخورد یا به راه باطل کشیده نمیشود.
بدون شک، اطاعت ارزش بزرگی است، اما زمانی به کمال میرسد که با عقلی پخته، قلبی باایمان و شخصیتی مسئولیتپذیر همراه باشد.
تربیت موفق، فرزندانی پرورش نمیدهد که تا پایان عمر به والدین خود وابسته باشند، بلکه مردان و زنانی میسازد که پس از توفیق الهی، بتوانند زندگی خود را آگاهانه مدیریت کنند، تصمیم درست بگیرند و بر مسیر حق استوار بمانند.
نویسنده: دکتر عبدالکریم بکار
مترجم: صفیه مخدومی
https://t.me/abdulkhaleqehsan
یک مژدهی جدید برای خواهران و برادران مشتاق کتاب!
کتاب بسیار ارزشمند استاد احمد راشد (المنطلق) که نخستین کتاب سلسله فقه دعوت میباشد، ترجمه شده و به زیور چاپ آراسته شد و اینک بعد از انتظار زیاد به دسترس قرار گرفت.
مشخصات کتاب:
نام کتاب: سرآغاز مسیر دعوت
نویسنده: استاد احمد راشد
مترجم: عبدالخالق احسان
کیفیت چاپ: عالی و دو رنگ
تعداد صفحات: ۲۲۴
قيمت: ۱۵۰ افغانی
شماره های ارتباطی:
۰۷۸۹۰۰۸۱۵۲
۰۷۹۴۸۴۷۴۱۲
مراکز دریافت به زودی اطلاعرسانی میشود.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
Repost from MuslimWoman-زن مسلمان
#مقاله
🕊️ آزادی از دیدگاه اسلام و تفاوت آن با آزادی غربی!
✍🏻 صفیه مخدومی
این موضوع را در ویبسایت زن مسلمان مطالعه نمایید 👇🏻
www.muslimwoman.net/?p=5543
Repost from الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آشنایی با ادهم شرقاوی و کتابهایش
با سلام به همراهان صفحۀ «کتاب و مطالعۀ معرفت»، اینک در این شماره، این برگ را اختصاص دادهایم به معرفی نویسندۀ زیبانویسِ معاصر، دکتور ادهم شرقاوی؛ تا باشد با آشنایی با او و کتابهایش، روزنهای به روشنی گشوده و همگام با او او به افقهای اندیشه نگاهی تازه بیندازیم.
ادهم شرقاوی متولد ۱۹۸۰ میلادی، نویسندۀ فلسطینیتبار ساکن لبنان است که با کتابهای زیبا و سبک و روش نگارش جالب و جذاب خویش شناخته شده و دارای لیسانس و ماستری زبان و ادبیات عربی از پوهنتون لبنان در بیروت است.
او نخست مدتی در روزنامۀ «الوطن» قطر قلم زد و سپس نوشتن را از طریق «منتدی الساخر» آغاز کرده و نخستین کتاب خویش را در سال ۲۰۱۲ با عنوان «حدیث الصباح» منتشر کرد. شهرت او بیش از همه به کتاب «رسائل من القرآن» بر میگردد که به روشی زیبا درس و اندرزهایی را از آیات قرآن برداشت نموده و بر برگهای کتاب به ودیعت میگذارد. این کتاب از پرفروشترین و پرخوانندهترین کتابهای وی در جهان عرب به شمار میآید.
سبک داستانی و ساده و روان وی سبب شده است که آثارش در میان طیف گستردهای از کتابخوانان به ویژه جوانان محبوبیت فراوانی پیدا کند. روش نگارش او معمولاً بر روایتهای کوتاه، پیامهای اخلاقی و الهامبخش، داستانهای تاریخی و دینی، نثری روان و تأثیرگذار استوار است؛ از همین رو در سالهای اخیر به یکی از پرخوانندهترین نویسندگان معاصر تبدیل شده است.
کتابهای این نویسنده که ترکیبی از حکمت، احساس و اندیشه است، مفاهیم عمیق اسلامی، اخلاقی و انسانی را به روشی ساده و زبانی روان بیان میکند که به بسیاری از زبانها از جمله زبان فارسی ترجمه و توسط ناشران مختلف چاپ و به بازار کتاب عرضه شده است که در پی، به پارهای از کتابهای ترجمه شدۀ وی به زبان فارسی اشاره میکنیم:
«پیام هایی از قرآن»،
«با پیامبر»،
«بر مسیر نبوت»،
«پیامهایی از پیامبر»،
«همراهان رسول الله»،
«پیامهایی از صحابه»،
«آنگاه که عمر بن خطاب را دیدم»،
«پیامهایی از عمر بن خطاب»،
«پیامهایی از علی بن ابیطالب»،
«پیامهایی از تابعین»،
«گلواژههای صبحگاهی»،
«گلواژههای شامگاهی»،
«سلام بر تو ای دوست»،
«و منتشر شدند نوشتهها»،
«شمعها روشن»،
«پنجاه قانون عشق»،
«تا قلبم آرام گیرد»،
«حکایتهای آموزنده»،
«و این روزها...» و...
تشکر که کتاب میخوانید!
✍ عبدالرحمن عزام
📖 ماهنامۀ معرفت؛ شمارۀ ۲۸۱
#کتابستان
#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
لباس و کاروان
روزی یکی از تاجران امانتدار برای سفری از شهر بیرون شد و یکی از کارگرانش را برای خرید و فروش در دکانش گماشت. یک یهودی آمد و از او لباسی خرید که در آن عیبی بود.
وقتی صاحب دکان آمد، لباس را ندید و در موردش پرسید. کارگر برایش گفت: آن را به یک یهودی به سه هزار درهم فروختم و او را از عیبش آگاه نکردم. تاجر عصبانی شد و برایش گفت: آن یهودی کجاست؟ گفت: سفر رفته است.
تاجر مسلمان پولها را گرفت و برای ملحق شدن با کاروانی که یهودی همراه آن سفر کرده بود، بیرون شد. بعد از سه روز به قافله رسید و در مورد یهودی پرسید، وقتی او را یافت، برایش گفت: ای مرد! از دکان من لباسی را خریدی که عیبی داشت، بیا پولت را بگیر و لباس را بده.
یهودی تعجب کرده و از او پرسید: برای چه این کار را میکنی؟
تاجر گفت: دینم مرا به امانتداری امر کرده و از خیانت منع نموده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: کسی که فریبکاری کند از جملهی امت من نیست.
یهودی شگفت زده شد و تاجر را باخبر ساخت که آن درهمهای که برای کارگر داده بود، جعلی بوده و سپس گفت: به پروردگار جهان ایمان آوردم و گواهی میدهم که هیچ معبودی لایق عبادت جز الله نیست و گواهی میدهم که محمد فرستادهی الله متعال است.
منبع: سلسله داستانهایی کوتاه اسلامی
نویسنده: جمعی از نویسندگان
مترجمان: زهرا احسان، نفیسه احسان و عطیه احسان
پ.ن: این کتاب بسیار ارزشمند حاوی صدها داستان کوتاه اسلامی، به زودی به زیور چاپ آراسته شده و خدمت شما گرامیان قرار خواهد گرفت.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
هرگاه در میانهی راه لغزيدی، غمگین نشو؛ زیرا همه لغزشها درسهای مفیدی دربر دارند.
و به الله بزرگ امید داشته باش، چون بعد هر سختی آسانی نهفته است.
مترجم: نفیسه احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
اخلاق و عمل
✍ نوریه اسلمی غوری
اخلاق نیکو و عمل صالح از گرانبهاترین سرمایههای زندگی انسان به شمار میروند.
هر جامعهای که افراد آن به اخلاق پسندیده آراسته باشند و اعمال نیک انجام دهند، به سوی پیشرفت، آرامش و سعادت گام بر میدارد. اخلاق نیکو، همچون چراغی فروزان، مسیر زندگی انسان را روشن میسازد و او را به عزت و کامیابی رهنمون میشود.
اسلام به اخلاق و عمل صالح توجه ویژهای داشته و پیامبر اسلام برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث گردید.
مسلمانان نیز باید با پیروی از سیرت پیامبر اکرام صلی الله علیه و سلم اخلاق پسندیده را در زندگی خود عملی سازند.
اخلاق نیک و عمل صالح دو بال سعادت انسان اند.
هر گاه این دو در وجود انسان جمع شوند شخصیت او کاملتر شده و راه موفقیت، عزت و خوشبختی برایش هموار میگردد.
اخلاق نیک زینت انسان و عمل صالح نشانهی ایمان اوست، هر کس این دو گوهر ارزشمند را در زندگی خویش حفظ کند، به عزت دنیا و سعادت آخرت دست خواهد یافت.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۲۸۱ ماهنامهٔ معرفت (سال بیستوچهارم، شمارهٔ پنجم، سرطان ۱۴۰۵ خورشیدی) از چاپ برآمد!
محتوای این شماره:
▫️سرمقاله: غزه را فراموش نکنیم!
▫️ بیداری امت، تنها راه مقابله با رژیم صهیونیستی؛ نوشتهٔ غلام حضرت حمیدی؛
▫️حج؛ کنگرهٔ جهانیِ سیاسی-تربیتی مسلمانان؛ نوشتهٔ احمدفرید فرزاد هروی؛
▫️ذهن و رسانه؛ نوشتهٔ پروانه احمدی؛
▫️ گوهر گمشدهٔ انسانیت؛ نوشتهٔ محمدنعیم مروی؛
▫️ تازههای تکنولوژی؛ واحد تحقیق معرفت؛
▫️ تاریخ و فرهنگ؛ سامیانیان، مردان سیاست و دانش؛ نوشتهٔ مولاداد رستمی؛
▫️اخبار جهان اسلام؛
▫️دلنوشتهها؛
▫️ فانوس ادب؛
▫️صفحهٔ کتاب و مطالعه؛ آشنایی با ادهم شرقاوی و کتابهایش؛ نوشتهٔ عبدالرحمن عزام.
💌 شما نیز میتوانید برای ثبت نام به ماهنامه معرفت به شماره ۰۷۹۹۵۳۸۷۵۹ تماس گرفته و هر ماه این مجلهٔ وزین را به آدرس خویش دریافت نمایید.
#معرفت_نامه
#کتاب_خوب_بخوانیم
t.me/Alefba99 | الفباء
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
