کانال عبدالخالق احسان
رفتن به کانال در Telegram
هر از گاهی سخنان نغز دیگران را ترجمه میکنم و گاهی هم مینویسم؛ تو هم با من بخوان تا باهم در مسیر تعالی و برتری قرار بگیریم. اگر گاهی نظر، انتقاد و پیشنهادی داشتید، بفرستید تا با اشتیاق تمام بهرهمند شویم. @khaleqehsan
نمایش بیشتر2 866
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
Repost from قلم و نگارش | نفیسه سادات
۱۳۴۷- سیری دیگر در نخلستان سیرت
دلتنگت که میشوم، نمیشود یثرب بروم، سلام به عرض رسانده، وَعَلَیْکَ از جناب مصطفیتان بشنوم.
تنها میتوانم در زمان دلتنگی، سراغ خاطرات، سلوک، عادات و سننتان را در دل کتابها بروم.
ای نبیالله! راهتان شمعی نیست که خاموش شود؛ بلکه روش و دستوراتتان چون خورشیدیست که اگر من زیر ابر جهل پنهان نشوم، شعاع آن را میتوانم ببینم و از نور آن بهره جویم.
وقتی به خوانشِ مفید و پیوستهی سیرت مبارکتان مفتخر میشویم، درک خواهیم کرد که شمعی از فیوضات حیاتتان در دل نسخههای سیرت مبارک جای گرفته است.
برای همین است که مطالعهی آن تکرار میشود، اما تکراری نه؛ اجرش، هم مزد کسب علم است، هم حصول ذکر و هم انگیزهای برای کسب شهامتِ عمل.
کتاب سیرت پیامبر مهربانیها فروغ دیگری از افروختههای آسمان نبوت است؛ کتابی که جزئیات زندگی نبوی را با حکمت و تیزبینی، همراه با پند و اندرزهای ماندگار برای اصلاح کاستیهای حیات، ذکر کرده است.
هرچند سیرتخوان باشیم، باز هم نکتهی تازه و جدیدی در آن خواهیم یافت.
کتب متعدد دکتر شرقاوی در باب سیرت رسول گرامی، نشاندهندهی مطالعهی دقیق و فهم عمیق وی از مکتب نبوت است.
با وجودی که کتاب سیرت پیامبر مهربانیها در قطار بهترین کتب ادهم شرقاوی محسوب میشود، همهی کتب دکتر شرقاوی پند عجیبی دارند؛
و آن اینکه بیشتر کتابهایش تحلیلی و حاصل مطالعهی عمیق و فهم دقیق اند.
انگار با نگارش و نشر آثار کثیرش، میخواهد این مسأله بگوید:
باید دقیق، عمیق و پیوسته خواند تا حرفی برای گفتن داشت و انگیزهای برای خواندن شد.
و درود خدا و ملائک بر پیامبر مهربانیها صلیاللهعلیهوسلم، و درود خدا و پیامبر بر خادمین دینش باد.
✍ نفیسه سادات
#معرفی_کتاب
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇
🔸️ Telegram
🔸️ Facebook
🔸️ WhatsApp
بیش از بیست روز پیش، سفری را آغاز کردم؛ نه سفری فیزیکی، بلکه سفری با سیرت رسولالله ﷺ؛ سفری به ژرفای زندگی مردی که رحمتش برای جهانیان بود.
کتاب «سیرت پیامبر مهربانیها» را مطالعه کردم؛ کتابی که تنها از تاریخ سخن نمیگوید، بلکه از زندگی در پرتو سیرت سخن میگوید؛ از سیرتی که دلها را مینوازد، جانها را بیدار میکند و انسان را به اندیشیدن و زیستن فرامیخواند.
به خدا، چنان از این سفر لذت بردم که کلمات از توصیف آن عاجزند.
دلم نمیخواست این سفر به پایان برسد. دلم میخواست همچنان در صفحات این کتاب بمانم و از تولد تا رسالت، از روزهای سخت و جفاها، از صبر و استقامت، تا ساختن جامعه، حکومت و تمدن، از زندگی آن جناب، رحمتٌ للعالمین ﷺ، بیاموزم.
با جرئت تمام میتوانم بگویم که «سیرت پیامبر مهربانیها» برای من فقط یک کتاب تاریخی نبود؛ واقعیتی برای زیستن بود، نه تاریخی برای خواندن.
هر صفحهاش دریچهای بود به سوی زندگی پیامبر ﷺ و هر سطرش درسی برای زندگی.
و اکنون که این سفر به پایان رسیده است، احساس میکنم تنها کتاب را به پایان نبردهام؛ بلکه بخشی از یک سفر روحانی را پشت سر گذاشتهام؛ سفری که شاید صفحاتش تمام شده باشد، اما اثرش در دل من همچنان ادامه خواهد داشت.
بیتردید، این کتاب یکی از شیرینترین، دلنشینترین و عمیقترین کتابهای سیرتی بود که خواندهام؛ کتابی که مرا از تاریخ عبور داد و به زندگی رساند.
•┈┈┈┈┈•✿❁✿•┈┈┈┈┈•
✍️صبغت الله مصلح
فرزند عزيزم سعيد جان تولدت مبارك!
نام سعيد را به دو دليل انتخاب كرديم:
١. إن شاء الله كه سبب خوشبختی خودش و ما باشد.
٢. سعيد نام يكي از ده يار بهشتي رسول الله مي باشد.
تولد او را به خودم و مادرش استاد صفيه مخدومی و هر دو خانواده احسان و مخدومی تبريك ميكويم.
از شما خواهران و برادران ارجمند التماس دعا داريم.
گمشده!
اگر حقیقت اشیای زیادی را که گم میکنیم، درک نماییم؛ متوجه میشویم که خویشتن را درین زندگی گم کردهایم!
اما در وهلهی اول ما به خاطر گم کردن چیزهایی که شیفتهیشان هستیم، دردمند میشویم!
هر گاه کلمهی گمشده را میشنویم، در ذهن ما دوستانی میآید که مدتی است از نزد ما رفتهاند و یا اشیای قیمتی که گم نمودیم.
آیا این همه گمشدههای ما محسوب میگردد؟!
دردناکترین و سختترین گمشدگی این است که خودت را گم کرده باشی!
این که ندانی در کدام بیراهه و انحراف خود را تباه کردهای!
این که نتوانی خودت را بازیابی!
این که نتوانی برای خودت یک صفت زیبایی را بیابی و خودت به آن توصیف کنی.
این یک نوع خود گمشدگی است.
یا نتوانی برای خودت یک خلق نیکویی بیابی تا از دیگران فرق داشته باشی.
این نوع دیگر خود گمشدگی میباشد.
این که اصول ارزشمند در نزد تو بیارزش جلوه کند و امور پست و ناچیز را ارزشمند بدانی، و عقلت امور متوازن و ارزشمند را وارونه نشانت دهد.
این است خود گمشدگی!
آنگاه که اندیشهی پاک و سرشت سالم و عقیدهی خالصت را گم نمایی.
این زشتترین و قبیحترین نوع گمشدگی است.
هر گاه توانایی، موهبتها و استعدادها و برخی عافیتهایت را گم نمایی.
لحظات عمرت میگذرد و از آن بهره نمیگیرد!
خودت را گم کردهای!
ساعتها در مجالسی نشستهای که در آن الله متعال یاد نمیشود.
خودت را گم کردهای
دارایات را در اطاعت و فرمانبرداری الله متعال استفاده نمینمایی.
خودت را گم کردهای
اعمالت را با اخلاص انجام نمیدهی
خودت را گم کردهای
قرآن کریم را تلاوت نمینمایی
خودت را گم کردهای
نمازها و روزههای نفلی داشتی و حالا ترک نمودهای
خودت را گم کردی
همیشه تسبیحات و اذکاری ورد زبانت بود و حالا از آن ها غافل شدی
خودت را گم کردی
زبانت را حفظ میکردی و حالا زبان در اختیارت نیست و به آبروی مردم بازی میکنی
خودت را گم کرده ای
قرآن کریم را حفظ داشتی و اکنون فراموش نمودی
خودت را گم کردهای
عمرت بیهوده میگذرد و جوانیات مضمحل میشود
خودت را گم کردی
بر کدام گمشدهات، فریاد میزنی و غصه میخوری و گریه میکنی!
در حالی که گمشدهی حقیقی خودت هستی! آری خودت.
گمشدگی وقتی خطرناک میشود که گمشدهی دنیا به گمشدهی آخرت پیوند بخورد.
آنگاه که در عرصات قیامت و وقت محاسبهی اعمال، نیکیهایت را گم نمایی.
و پاهایت بر پل صراط بلغزد.
عزم و همت عالی خود را مشغول گمشدههای بیارزش نکن، بر گم شدن خودت گریه کن.
این که نصیب و بهره از رحمت پروردگار را گم کردهای
این که توشهی آخرت خویش را گم کردهای
این که بهشت را گم کردهای
گمشدهی واقعی این است.
به خاطر این گمشده باید گریست.
نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
حدود بیست سال پیش بود که در عرصهی ترجمه گام نهادم و در این مدت، کجدار و مریز و گاهی لنگلنگان، در پی کاروان بزرگ و طولانی مترجمان حرکت کردهام و افتخار داشتهام که با شما گرامیان همکلام و هممسیر باشم.
با این همه، خود را شایستهی جایگاه والای مترجمی نمیدانم و همچنان خویش را نیازمند مطالعه، تجربه، کار و تلاش بیشتر برای رسیدن به پختگی و استواری در این میدان مقدس میبینم.
اکنون، به مناسبت روز جهانی ترجمه و مترجم، از شما خواهران و برادران گرامی صمیمانه تقاضا دارم که:
۱. از توصیهها، نقدها و رهنمودهای سازندهی خویش دریغ نفرمایید.
۲. کاستیها، اشتباهات و سهلانگاریهای مرا با بزرگواری گوشزد کنید تا بتوانم از آنها بیاموزم و در مسیر ترجمه گامهای بهتری بردارم.
۳. اگر در این سالها، نقطهی قوت یا کاری شایسته در من و آثارم دیدهاید، آن را نیز یادآور شوید تا مایهی دلگرمی و انگیزهای برای ادامهی این راه باشد.
از همهی شما که در این مسیر، با نقد، تشویق و راهنمایی خویش همراه من بودهاید، صمیمانه سپاسگزارم.
روز جهانی ترجمه و مترجم بر همهی مترجمان، ویراستاران و دوستداران زبان و کتاب خجسته باد.
🖋 عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره ۲۸۴ ماهنامهٔ معرفت (سال بیستوچهارم، شمارهٔ هشتم، میزان ۱۴۰۵ خورشیدی) از چاپ برآمد!
محتوای این شماره:
▫️سرمقاله: معلم، معمار نسل آینده!
▫️ به بهانهٔ روز معلم؛ معلمی، جایگاه، چالشها و دیدگاهها؛
▫️تأثیر مهارتهای ارتباط مؤثر بر عملکرد معلمان؛ نوشتهٔ مرجان یوسفی؛
▫️عشق کوچک؛ اما به پهنای آسمان؛ نوشتهٔ پریسا سروری؛
▫️سیمای آسیه، الگوی ایمان و استقامت؛ نوشتهٔ علیمحمد صلابی با ترجمهٔ خانم صفیه مخدومی؛
▫️جلوههایی از مقام معلم؛ نوشتهٔ عتیق الله احمدی؛
▫️ تازههای تکنولوژی؛ واحد تحقیق معرفت؛
▫️ تاریخ و فرهنگ؛ از سلطان به خلیفه؛ نوشتهٔ مولاداد رستمی؛
▫️اخبار جهان اسلام؛
▫️دلنوشتهها؛
▫️ فانوس ادب؛
▫️صفحهٔ کتاب و مطالعه؛ «چه و چرا بخوانیم؟!»
💌 شما نیز میتوانید برای ثبت نام به ماهنامه معرفت به شماره ۰۷۹۹۵۳۸۷۵۹ تماس گرفته و هر ماه این مجلهٔ وزین را به آدرس خویش دریافت نمایید.
#معرفت_نامه
#کتاب_خوب_بخوانیم
t.me/Alefba99 | الفباء
از شلاق قاری و پدر تا اقدام به خودکشی
چند روز پیش کسی حکایت میکرد که در یکی از قریههای مربوط ولایت هرات، کودکی حدود ده ساله که ده جزء قرآنکریم را حفظ نموده بود، یک روز کوتاهی کرده و حفظ مقررهی خویش را کامل نکرده و جناب قاری یا مسئول دارالحفاظ، آن کودک را لتوکوب میکند، کودک به خانه آمده و ماجرا را به پدرش حکایت میکند، پدر نادان و ظالم نیز حسابی او را میزند.
کودک ناتوان و تنها و بیکس شده و به اثر فشار روحی زیاد، اقدام به خودکشی نموده و در یک اتاق خودش را حلقهآویز میکند، و درین هنگام مادرش متوجه صدای خفگی شده و به شتاب سمت کودکش میرود و میبیند که آویزان است و در حال جان کندن است، باعجله تناب را قطع نموده و کودک را به شفاخانه میرسانند و از مرگ ناجوانمردانه نجات مییابد و اما داکتر برای پدر و مادرش میگوید: ضربهی روحی شدیدی به این کودک وارد شده و با اندک استرس و فشاری، شاید زندگیاش را از دست بدهد، و اگر زندگی فرزند خود را میخواهید، همیشه مراقب او باشید.
...
متأسفانه اینگونه اشتباهات درین کشور جنگزده زیاد تکرار شده و شاید اکثر مردم ما ازین برخوردهای نادرست و خشن، یا آسیب دیده و یا شاهد چنین صحنههای دلخراشی بودهاند.
و این روزها نیز در صفحات اجتماعی ویدیویی از تنبیه وحشیانهی یک کودک دست به دست میشود و مشاهدهی این صحنه، دل سنگ را آب میکند. درین صحنهی درندهخویی، دستها و پاهای کودک را میگیرند و یکی با شلاقش به بدن نازک او میزند و او ناله میکند که میمیرم و آدم وحشی صفت به قوت بیشتر میزند.
اینگونه برخوردهای زشت و حیوانی با کودکان و نوجوانان را در مساجد، خانهها، مکاتب، مدارس، مستریخانهها و جاهای دیگری که کودکان درس میخوانند و یا کار میکنند، هر روز شاهد هستیم و گمان میکنم ادامهی چنین وضعیتی، کشور را به پرتگاه نابودی میکشاند.
🖋 عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
دوست من!
اگر میخواهی بدانی نزد خداوند چه جايگاهی داری؟ بنگر به چه کاری مشغول هستی؟
آیا سرگرم اصلاح خویشتن شدهای، یا پیگیر عیبجویی از دیگران؟
به طلب دانش و رشد معنوی میروی یا دنبال اخبار بیارزش و افراد بیمایه؟
به ذکر خداوند و تلاوت قرآن مشغول هستی، یا به خبر ازدواج و طلاق هنرمندان ارج مینهی؟
به تربیت فرزندانت اهتمام میورزی، یا به ارزیابی و سرزنش فرزندان مردم، وقت میگذرانی؟
در حال پیشرفت در کار و زندگی خویش هستی، یا به تخریب همکارانت مشغول میباشی؟
منبع: پیامهایی از تابعین
نويسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: احمدالله مهاجر
https://t.me/abdulkhaleqehsan
بیماری وارونه شدن حقایق!
نوشته: عبدالخالق احسان
زندگی انسان زمانی به تعادل و توازن واقعی میرسد که مطابق دستورات و هدایات آفریدگارش عمل نماید، هرگاه ازین هدایات سازنده سرپیچی نماید، تعادل او برهم خورده و حقایق را وارونه میبیند، و توان تفکیک بین خوب و بد، حق و باطل و زیبایی و پلشتی را از دست میدهد.
آثار این حقیقت را به چشم سر مشاهده نموده و به صورت واضح لمس میکنیم که چگونه آدمهای درنده خوی و شیطان صفت را خوب و شایسته معرفی نموده و انسانهای پاک طنیت و نیک را بد و خرابکار معرفی میکنند. چگونه گروهها و نظامها و سازمانهای ویرانگر را ناجی بشر دانسته و حرکتها و جریانهایی را که خواهان سعادت و خوشبختی بشر اند، زشت و تخریب کننده معرفی مینمایند.
علت این تصورات و توهمهای وارونهای، انحراف انسانها از مسیر حقیقتی است که آفریدگار هستی تعیین نموده، اگر قضاوتها، موقفگیریها، تصمیمگیریها و دستورات و منهیات ما از منبع زلال وحی سرچشمه گیرد، حقایق را وارونه ندیده و هر چیز را به جای مناسب آن قرار میدهیم و عکس آن نیز صادق است که اگر از سرچشمهی زلال وحی دور باشیم، خواهشات نفسانی و تعصبات ناروا بر ما مسلط شده و همه چیز را از دست ما میرباید و زندگی ما را به گند کشانده و حلال و مفید را حرام و مضر تصور نموده و حرام و مضر را حلال و مفید گمان میکنیم.
شهید سید قطب رحمه الله در تفسیر این سخن منافقان: ( قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ) میگفتند: ما اصلاح گرانی بيش نيستيم. گفتار زیبایی دارد و می.گوید: « کسانی که به بدترين وجه فساد مىکنند و زشتترين اعمال را انجام میدهند، و در عين حال میگويند: ما اصلاحگرانيم، بدون گمان در هر عصر و زمانی فراوانند. اين چنين میگويند، زيرا مقياس ارزشهایي که دارند خراب شده است و ترازوی سنجش کردار و گفتارشان اختلال پذيرفته است. معلوم است هنگامی که ترازوی سنجش اخلاص و پاکی، در نفس آدمی تباهی گيرند، همهی مقياسها و ارزشها در هم فرو میريزد و تباهی میگیرد.
اصلاً کسانی که دل به خدا نمیدهند و از درون با خدا يک رنگ و مخلص نمیباشند، مشکل است که به فساد و زشتی اعمال خويش پی ببرند. زيرا ترازوی سنجش خير و شر و صلاح و فساد در پيش آنان، به همراه هوی و هوس و برابر ميل و آرزوى ايشان در نوسان است و به اين سو و آن سو در جولاناند و شاهين آن با دست خواستهها و تمايلات ايشان، بالا و پایين میافتد. ديگر از قاعده و قانون خدا فرمان نمىبرند بلکه بنده و فرمانبردار شهوات و خواستههای دلاند ». تفسير فی ظلال ترجمه فارسي (1/ 89).
بنابرین برای این که از سردرگمی نجات پیدا کرده و حقایق را به صورت واقعی آن درک نماییم و باطل را نیز به خوبی شناسایی کنیم، بایسته است که خود را به سرچشمهی حقیقت برسانیم و از آنجا الهام بگیریم و به اساس معیارهای ارزشمند آن، امور زندگی خود و تعامل با دیگران را سر و سامان بدهیم.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
دوست من!
دینداری تو در مسجد خلاصه نمیشود، همه در آنجا مؤمن اند.
دینداری واقعی تو این است که زبانت را از عیب دیگران بارداری و چشمت را از اموال و روزیشان نگهداری، هیچ کس را به آنچه دارد، حسادت نکن.
دینداری تو در راستگویی در وعدهها، وفای به عهد، و خوش اخلاقی است.
دین تو در نقش فرزند، همسر، همسايه و همکار بودن توست.
دوست من!
زیباترین عبادت نزد خداوند، خوش خلقی با مردم است.
منبع: پیامهایی از تابعین
نویسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: احمدالله مهاجر
https://t.me/abdulkhaleqehsan
دوست من!
همیشه از خداوند بخواه که تو را از شر مگسهای انساننما و بدطینتهایی که جز عیبجویی کاری ندارند، در امام نگهدارد.
منبع: پیامهایی از تابعین
نويسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: احمدالله مهاجر
https://t.me/abdulkhaleqehsan
دوست من!
با من از دینداری زیاد سخن نگو، بگذار آن را در رفتار و کردار تو ببینم.
مهمترین درس اسلام، اخلاق است؛ اگر این درس را از دست بدهی، از اسلام بهرهای نبردهای.
منبع: پیامهایی از تابعین
نویسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: احمدالله مهاجر
https://t.me/abdulkhaleqehsan
دوست من!
مسائل فقهی میدان جنگ نیستند؛ چون فهم علما متفاوت است، احکام نیز اندکی تفاوت پیدا میکنند.
این احکام، دیدگاههای گرانسنگ دانشمندانی است که با تلاش از قرآن و حديث استنباط کردهاند.
اگر به قولی اطمینان داری، بدان عمل کن؛ اما بدان که دیدگاههای دیگری هم وجود دارد.
منبع: پیامهایی از تابعین
نویسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: احمدالله مهاجر
https://t.me/abdulkhaleqehsan
از نیازمندان در گذریم!
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " حُوسِبَ رَجُلٌ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ فَلَمْ يُوجَدْ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ شَيْءٌ، إِلَّا أَنَّهُ كَانَ يُخَالِطُ النَّاسَ، وَكَانَ مُوسِرًا، فَكَانَ يَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ يَتَجَاوَزُوا عَنِ الْمُعْسِرِ ". قَالَ : " قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ : نَحْنُ أَحَقُّ بِذَلِكَ مِنْهُ، تَجَاوَزُوا عَنْهُ ". ( صحیح مسلم - شماره ۱۵۶۱ )
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اعمال یکی از امتهای گذشته مورد محاسبه قرار گرفت و در نامهی اعمالش هیچ عمل نیکی نبود و تنها یک عمل داشت که ثروتمند و تاجر بوده و به کارمندان خود دستور داده و گفت: نسبت به مستمندان و تهیدستان آسانگیر بوده و از آنها در گذرید، الله عزوجل میفرماید: ما به بخشش و گذشت شایستهتر هستیم و به فرشتگان دستور میدهد: از او در گذرید.
ازین حدیث نبوی می آموزیم:
۱. آسانگیری در هر کاری مطلوب و شایسته است.
۲. برخورد آسان و نیکو همراه زیر دستان و مستمندان از بهترین اعمال است.
۳. آسانگیری با مستمندان سبب نجات است.
۴. اگر در دنیا همراه نیازمندان و فقیران برخورد نیک داشته باشیم، در آخرت مشمول رحمت الهی قرار میگیریم.
🖋عبدالخالق احسان
https://t.me/abdulkhaleqehsan
آنچه از کتاب در خانهی پیامبر مهربانیها صلی الله علیه و سلم آموختم
✍ صفیه مخدومی
کتابی که بیانگر حقیقتهای شیرین زندگی شخصیت بزرگ و برتر است، ارزش صدبار خواندن را دارد. الحمدلله توفیق یافتم که در ترجمهی مشترک کتاب ارزشمند دیگر به نام: "در خانهی پیامبر مهربانیها صلی الله علیه و سلم" از "دکتر ادهم شرقاوی" سهم داشته باشم و این را از فضل پروردگارم میدانم.
در جریان ترجمهی این کتاب ارزشمند احساس میکردم که قدم به خانهای گذاشتهام که در آن محبت، رحمت، احترام و بزرگواری، معنای واقعی خود را بیان میکند.
چیزی که مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که عظمت پیامبر صلی الله علیه و سلم فقط در میدان رسالت و در میان مردم آشکار نبود، بلکه در خلوت خانه نیز جلوهای از همان اخلاق عظیم دیده میشد.
او در کنار همسران، دختران و نوادگانش پیامبر رحمت بود؛ با احساسات آنان بیگانه نبود، سخنانشان را میشنید، محبت میورزید و حتی در لحظات اختلاف، حرمت و کرامت انسانی را پاس میداشت.
این کتاب به من یاد داد که معیار واقعی اخلاق انسان، رفتاری نیست که با غریبهها دارد، بلکه رفتاری است که با نزدیکترین انسانهای زندگی خود دارد.
زندگی خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و سلم تصویر واقعی خانوادهای را بیان میکند که در آن احساسات انسانی وجود داشت. همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم گاهی دچار غیرت، ناراحتی یا دلخوری میشدند و طبیعی بود که میان آنها رنجشهایی پیش بیاید، اما نکتهی مهم این بود که این رنجشها به کینههای عمیق و اختلافات حل نشدنی تبدیل نمیشد. در میانشان اختلاف بود، اما بنبست نبود؛ دلخوری بود، اما دشمنی نبود و ناراحتی بود، اما حرمتشکنی و فروپاشی رابطه جای آن را نمیگرفت.
و همین نکته بزرگترین درسهای خانهی پیامبر صلی الله علیه و سلم برای زندگی امروز ماست: قرار نیست خانوادهی بیاختلافی داشته باشیم؛ خانوادهی سالم خانوادهای است که اختلافاتش راهی برای بازگشت به آرامش داشته باشد.
در روزگاری قرار داریم که متأسفانه بسیاری از خانوادهها زیر فشار خستگی، سوءتفاهم، کمبود گفتگو و فراموشی محبت قرار گرفتهاند، مطالعهی زندگی خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و سلم میتواند راهی برای بازگشت به اصل باشد؛ به اینکه خانه باید محل آرامش و جایگاه رحمت باشد.
در طول ترجمه و مطالعهی دقیق این کتاب زیبا بارها با خود اندیشیدم که محبت فقط دوست داشتن در دل نیست؛ محبت باید شنیده شود، دیده شود و در رفتار جاری باشد. گاهی یک کلمهی زیبا، یک لبخند، یک توجه کوچک و یا فقط چند لحظه با حوصله گوش دادن، میتواند چیزی را در یک رابطه زنده کند که مدتها خاموش مانده است.
بزرگترین درسی که از این کتاب گرفتم، این است که سیرت پیامبر صلی الله علیه و سلم فقط برای تماشا کردن و خواندن در کتابها نیست، بلکه برای زندگی کردن است.
اگر قرار باشد این ترجمه اثری فراتر از انتقال یک متن داشته باشد، آرزو دارم مطالعه کننده پس از بستن کتاب، به خانهی خود برگردد و با خود بیندیشد: آیا در خانهی من نیز چیزی از آن رحمت، محبت و احترام نبوی جاری است؟
و سؤالی که باید از خود بپرسیم این است که: چگونه میتوانم اخلاق پیامبر رحمت صلی الله علیه و سلم را از صفحات کتاب به خانه و زندگی خود وارد کنم؟
زیباترین پاسخ این است: آنچه از سیرت میآموزیم، وقتی ارزشمند است که روزی در رفتار ما دیده شود.
https://t.me/abdulkhaleqehsan
