سیستان نوا
Open in Telegram
سلام به کانال "سیستان نوا" خوش آمدید موسیقی و کلیپ سیستانی ( ترانه ، دهل ساز ، کلیپ ، نوحه ) و مطلب در مورد فرهنگ و گویش سیستانی @sistannava
Show more306
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
306
بارش زابل و شعر نو 😊🍃🌸
💧🔵🔹🔵💧
کو خواجه پُوشو لَ لَ
پوچَکُن خَ وَرمال
اوکَ ر لُوش کو
تَ مِه سفدَک بگیرو
هامون دَدَ جان
دگَ سورَّ مَزه
چَترون خَ لَخشو کو
دل مِه وَر توتک تنگ شته
زابل مِه نیمروز جَهو
خُودخَ بتَکو موکَ
او بَردی شتَه
اَشنَ کو تا نی زار
بَدیلَک اَگجی مَرد
تیشه زابلی رَ وَردا
لونگوتِ خَ پیچَک
آبادی مِرَ وَر حَشر
اوکَ رَ گِل مَکو زَنَک
اُدَس گَزتَر دادخدا پوزخَ و او داده
نَوَدا رَم کُنَ سون نووَر
باز کِنجِه حُسِن دادُلَک
کَچ خَ وَ دِوال زده
مِثلِ که نووَر پَر شته
خُزگاریو او وَر باغ مونده
اَشنیدِ که مَرافه شته
چه نیمه وَ هامون چَشَک زدَ
کو خواجه چُوِ کَشیده . . . واویلا
شانس آردَ زاهِدو وَ دادیو رسیده !؟😄
- - - - - - - -
✍ جعفر کشته گر▫️کانال سیستان نوا https://splus.ir/sistannava01 📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻 https://splus.ir/sistannava
306
متن کوتاهی از کتاب گپ دل
سروده ی جناب غروب سیستانی
نگارش ها : جناب محمدگل شهریاری
بازگردانی و خوانش: ملیحه عباسی مقدم
برگرفته از کانال ادبی/ ادبیات بومی سیستان▫️کانال سیستان نوا https://t.me/sistannava 📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻 https://t.me/sistannava01 .
306
معنی واژگان
ko:lak =بادگیر
konna:t =خشمگین، غضبناک
b-deya =بدهد
do:ke suzu =سوراخ سوزن
grâ =ردکردن ، عبور دادن
borre عده ای ، جمعی، گروهی
čwovak = دزد، جاسوس
qa:lmâški =جست و خیز شادمانه
انجمن ادبی/ آموزشی دختران و پسران آفتاب 🔻 https://splus.ir/adabi_bumi▪️▫️▪️▫️▪️
306
گپ دل
متن شماره ی دو
خاکسترِ چَشِ تْرَ باد بَردَه بُو که از دْو~کِ سُوزو گْرا بُکْنَه
که پِئِشِ پْو خا نْبینی،
چِه بْرَسَه قَند و قْروت و بْورِّ چْووَکِ شِئِبِ دِوالِ خْوْ~نِه اَ~رگََه ، وَ قَه~لْماشْکی بینی.
xâkestare čaše tra bâd
barda bu ke az do:ke suzu grâ bokna, ke pe:še pow xâ nbini,
če brasa qa:nd-o-qrutt-o borre čwovake še:be devâle xo:ne a:rga
va qa:lmâški bini.
باد ؛ خاکستر چشمان تو را
برده بود تا از سوراخ سوزن عبور دهد؛
که حتی جلوی پایت را نبینی ؛
چه برسد به این که [ قند و قروت] جمعی جاسوس دزد جنوب دیوار خانه ارگ را به جست و خیز ببینی .
متن کوتاهی از کتاب گپ دل سروده ی جناب غروب سیستانی نگارش ها : جناب محمدگل شهریاری بازگردانی ملیحه عباسی مقدمبرگرفته از کانال ادبی/ ادبیات بومی سیستان ▫️کانال سیستان نوا https://t.me/sistannava 📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻 https://t.me/sistannava01 .
306
گپ دل
متن شماره ی یک
xodâ nakna ru ko:lake a:rg
sâe xod-xâ bini ke xey to konna:t karda baša
no:me tra va bâde bâlâ bdeya no
re:še tra va xâke sya ba:xša
خدا نَکَنَه رو کْو~لَکِ اَ~رگ ،
سائِه خود، خا بینی که خْی تو کْنَّت کرده بَشَّه.
نْو~مِ تْرَه وَ بادِ بالا بْدِیَه نْو
رِئِشِه تْرَه وَ خاکِ سْیَه بَه~خشَه.
خدا نکند که روی بادگیر ارگ
سایه ات را ببینی که با تو غضب کرده باشد و نام تو را به باد شمال بسپارد
و ریشه ات را به خاک سیاه بنشاند.
متن کوتاهی از کتاب گپ دل سروده ی جناب غروب سیستانی نگارش ها : جناب محمدگل شهریاری بازگردانی : ملیحه عباسی مقدمبرگرفته از کانال ادبی/ ادبیات بومی سیستان ▫️کانال سیستان نوا https://t.me/sistannava 📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻 https://t.me/sistannava01 .
306
Repost from کانال لبظ سیستونی
🍖 کباب تندوری؛ خوراکی سنتی از فرهنگ غذایی سیستان
🔥 گوسفند کامل در تندور؛ روایتی ثبتشده در مردمشناسی سیستان
وقتی از غذاهای سنتی سیستان سخن میگوییم، تنها نباید به غذاهایی مانند آبگوشت زابلی، اوجیزک، لندو و چلبک توجه کنیم؛ در فرهنگ غذایی سیستان، شیوههای خاصی برای پخت گوشت نیز وجود داشته که یکی از آنها «کباب تندوری» است.
این موضوع بهصورت مستند در کتاب «مردمشناسی سیستان» نوشتهٔ محمداعظم سیستانی ثبت شده است.
در این کتاب، در بخش مربوط به خوراک مردم سیستان، عنوان مستقلی با نام «کباب تندوری» آمده و نویسنده روش تهیه این غذا را نیز شرح داده است.
🍖 کباب تندوری چگونه تهیه میشد؟
بر اساس روایت محمداعظم سیستانی، برای تهیه این کباب، یک گوسفند آماده میشد و پس از پاککردن، آن را با مواد و ادویه لازم آماده میکردند.
سپس گوسفند را روی سیخهای مخصوص تندور قرار داده و داخل تندوری که آتش در آن افروخته شده بود میگذاشتند.
سر تندور بسته میشد تا حرارت آتش و دیوارههای داغ آن، بهتدریج گوسفند را بپزد.
پس از پخت، گوسفند کامل روی سینی بزرگ قرار میگرفت و سینی را بر سر سفره میآوردند.
نویسنده این غذا را از خوراکهایی میداند که در مهمانیها و مجالس طبقه مرفه سیستان مورد استفاده قرار میگرفته است.
بنابراین «کباب تندوری» با کبابهای معمولی تکهتکهشده روی منقل تفاوت دارد؛ اینجا با پخت گوسفند در تندور روبهرو هستیم.
🐟 ماهی تندوری؛ یک شیوه دیگر از پخت در تندور
در همان کتاب، در کنار کباب تندوری، از «ماهی تندوری» نیز نام برده شده است.
ماهی پس از آمادهسازی و افزودن ادویه و نمک، در کنار دیوارهٔ تندور قرار میگرفته تا با حرارت آن کباب شود.
نویسنده این شیوه را نیز در میان روشهای پخت غذای مردم سیستان ثبت کرده است.
بنابراین در فرهنگ غذایی سیستان، تندور تنها برای پخت نان نبوده؛ بلکه برای گوشت و ماهی نیز استفاده میشده است.
🇮🇷 سیستان ایران و 🇦🇫 سیستان افغانستان
سیستان یک حوزهٔ تاریخی و فرهنگی گسترده است که امروز در دو سوی مرز ایران و افغانستان قرار گرفته است.
در سیستان ایران، فرهنگ غذایی این منطقه غذاهایی مانند:
🍖 کباب تندوری
🐟 ماهی تندوری
🍲 آبگوشت زابلی با گوشتهای درشت، بدون نخود و لوبیا
🌾 اوجیزک
و دیگر خوراکهای بومی را در خود جای داده است.
در سیستان افغانستان نیز، بهویژه در نیمروز، نام کباب تندوری در میان غذاهای قدیمی و محلی منطقه ثبت شده است.
این اشتراک فرهنگی نشان میدهد که تندور و پخت تندوری را باید در چارچوب گستردهتر فرهنگ غذایی سیستان بررسی کرد.
🔥 تندور؛ بخشی از فرهنگ آشپزی سیستان
آنچه در روایت محمداعظم سیستانی اهمیت دارد، فقط نام «کباب تندوری» نیست؛ بلکه روش پخت آن است:
گوسفند کامل → سیخ تندور → تندور داغ → بستهشدن دهانه → پخت با حرارت محصور → سرو در مهمانی
در کنار آن، ماهی تندوری نیز نشان میدهد که همین شیوهٔ پخت برای ماهی هم استفاده میشده است.
پس «تندوری» در این روایت، فقط یک نام نیست؛ بلکه بخشی از روشهای سنتی پخت غذا در فرهنگ سیستان است.
📚 سند
محمداعظم سیستانی، «مردمشناسی سیستان»
بخش مربوط به خوراک مردم سیستان
مدخلهای «کباب تندوری» و «ماهی تندوری»
این دو خوراک و شیوهٔ تهیهٔ آنها در کتاب «مردمشناسی سیستان» ثبت و شرح داده شدهاند.
🌾 کانال فرهنگی لبظ سیستونی
📅 ۵ شهریور ۱۴۰۵
306
پنج نکته در مورد گویش سیستانی
▫️کانال سیستان نوا
https://t.me/sistannava
📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻
https://t.me/sistannava01
.
306
Repost from جواد جامی
🎵🌾 از «در فصل بهار میله میکرده» تا «کمون سال»
📖 قسمت هشتم | یک نغمه ماندگار
«کمون سال» بازخورد بسیار خوبی بین مردم پیدا کرد.
تا حدود یک هفته، مردم در گروهها درباره این آهنگ صحبت میکردند و برایش کامنت مینوشتند. 📱🎵
حتی بعضیها میگفتند:
«قسمت تریاککشی رو هم باید میخوندی!» 😄
اما برای من، آن بخش فقط یک مضمون طنز نبود.
آن قسمت از نغمه، بخشی از زندگی، خوشی و شادی مردم سیستان در روزگاران گذشته بود؛ بخشی از دورهمیها و حالوهوای مردمی که در حافظه تاریخی و فرهنگی سیستان، روزگار آرام و امنی را تجربه کرده بودند.
این نغمه برای من یادگار سیستان کهن و دوران باشکوه کیانیان نیمروز است؛ روزگاری که در روایت تاریخی و فرهنگی سیستان، کیانیان نیمروز نگهبان این سرزمین بودند و سیستان را در آرامش و امنیت نگه میداشتند.
بنابراین آن بخش را نباید صرفاً یک شوخی یا یک مضمون طنز دانست؛ خودِ خوشی و زندگی مردم آن روزگار در این نغمه جریان دارد. 🌾
من تلاش کردم ملودی کهن را حفظ کنم و در عین حال، کلامی تازه و امروزی روی آن قرار بگیرد.
به این ترتیب، نغمه قدیمی «در فصل بهار میله میکرده» با همان ملودی کهن سیستان، اما با نام تازه «کمون سال» ماندگار شد. 🌈🎵
سالها بعد، در سال ۱۳۹۸، «کمون سال» نام یک آلبوم موسیقی سیستانی شد و این آلبوم در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسید. 📚
اما برای من، مهمترین بخش این داستان جای دیگری است.
این نغمه را من از مادرم یاد گرفتم.
نام مادرم خانبیبی بود؛ نامی اصیل سیستانی، از طایفه خمر و از بزرگزادگان طایفه خمر.
او برای من فقط مادر نبود؛
❤️ اولین و بهترین استاد من در نغمههای سیستانی بود.
آنچه سالها پیش از او و دیگر مادران سیستانی شنیدم، در ذهن من ماند و سالها بعد دوباره به سراغم آمد.
مادرم شاید هیچگاه در استودیو نخوانده بود، اما صدای او و مادران سیستانی بود که این نغمه را از گذشته به نسل من رساند.
به همین دلیل، این نغمه را با تمام عشق و احترام تقدیم میکنم:
🌾❤️ تقدیم به روح پاک مادرم، خانبیبی؛
اولین و بهترین استاد من در نغمههای سیستانی.
و شاید زیباترین جمله برای پایان این روایت همین باشد:
🌾🎵 روزی مادران سیستان خواندند؛
یک روز فرزندان سیستان ثبت کردند.
مادران سیستانی با دایره خواندند و این نغمه را در حافظه نسلها نگه داشتند.
بعدها محمودرضا شیخنژاد آن را در کتاب «نغمههای سیستانی» ثبت کرد؛
پیام سیستانی برای همان ملودی، ترانهای تازه و امروزی سرود؛
و من آن را به استودیو بردم و با نام «کمون سال» اجرا کردم.
🎵 از صدای مادران، به کتاب؛
از کتاب، به استودیو؛
و از استودیو، به نسل امروز.
روزی مادران سیستان خواندند؛
یک روز پیام سیستانی، محمودرضا شیخنژاد و جواد جامی، هرکدام به سهم خود، کمک کردند این نغمه دوباره شنیده و ماندگار شود. 🌾❤️
📌 پایان این روایت؛ اما نه پایان داستان موسیقی من.
داستان «در فصل بهار میله میکرده» و تبدیل شدن آن به «کمون سال» اینجا به پایان میرسد.
اما داستان هنری من ادامه دارد...
━━━━━━━━━━━━━━
📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵
به قلم: جواد جامی
306
Repost from 🍀 گنبـد همشهـری
.
قدمت و حضور ۱۱۷۱ ساله راویان حدیث و علمای سیستانی در جرجان ( گنبدکاووس فعلی )
این مطلب مستند و معتبر تاریخی را در «گنبد همشهری» مطالعه کنید 🔻🔻
https://t.me/gonbadhamshahri/7384
.
306
Repost from 🍀 گنبـد همشهـری
.
جهانشهر گرگان (جرجان) ، شهری برای همه
سیستانی های ساکن در شهر تاریخی گرگان (جرجان)
در پست قبلی آورده شد که شهر تاریخی گرگان (جرجان_گنبد کاووس) محل اجتماع بسیاری از راویان حدیث و علما از بلاد گوناگون اسلامی از دمشق و بغداد تا سمرقند و بخارا بوده است.
در این پست بر اساس متن کتاب " تاریخ جرجان " به تعدادی از راویان حدیث و بزرگان سیستان که در قرن های سوم و چهارم ه. ق. ساکن شهر تاریخی گرگان (جرجان) بوده اند، می پردازیم:
1⃣ یحیی بن هیثم سیستانی در سال ۲۷۱ ه.ق. ( هزار و صد و هفتاد و یک سال پیش= قرن سوم) :
" یحیی بن الهیثم ابوسعید السّجزی . روی جرجان فی سنه اِحدی و سبعین و مائتین عَن معلی بن اسد روی عنه محمد بن یزداد الجرجانی و ابراهیم بن محمد البریدی."
2⃣ عثمان بن سعید سیستانی: در سال ۲۷۳ ه.ق. (هزار و صد و شصت و نه سال پیش= قرن سوم)
"عثمان بن سعید السّجزی کان بجرجان و اَقامَ بِها فی سنه ثلاث و سبعین و مائتین . روی عنه الحسن بن علی بن نصر الطوسی و جماعه. "
3⃣ ابوعلی حسن بن یعقوب سیستانی تاجر و راوی حدیث :( در سال ۳۵۴ ه.ق. در گرگان /جرجان) وفات کرد و در مزار محله سلیمان آباد این شهر دفن گردید= قرن چهارم):
"ابوعلی الحسن بن یعقوب بن اسماعیل السّجزی التّاجر سَکَنَ جرجان و لَهُ اَخُُ یُقالُ حید بن یعقوب و کانَ رئیساً بِسَجِستان رَوَی عَن علی بن محمد بن حمدان البغدادی. رَاَیتُ فِی وَفاتِهِ مرثیَه فِی اوراق کثیر تَدُلُّ عَلی فَضلِهِ و تعصُّبِهِ للدّین.... . توفی یوم الاحد النصف مِن جمادی الآخره سنه اَربَع و خمسین و ثلاثمائه و دُفِنَ بِمقبره سلیمان آباد. روی عنه ابونصر الاسماعیلی رحمه الله."
4⃣ احمد بن حید سیستانی:
"احمد بن حید بن یعقوب بن اسماعیل السّجزی هُو ابنِ اخی(؟) الحسن بن یعقوب التاجر . کانَ بِجرجان و حَدَّثَ بِها"
5⃣ ابن سیستانی :
"عبدالله بن محمد بن یزید المعروف بابن السّجزی سَکَن استرآباد و جرجان. روی عنه عبدالرحمن بن محمد بن حمدان ابومحمد القاضی الجرجانی . روی عن اسحاق عن اسحاق .... و الحسین بن مکرم. "
6⃣ ابوالعسکر محمد بزّاز سیستانی: او مدتی در شهر گرگان/جرجان ساکن بوده و دوباره به سیستان بر می گردد.
" ابوالعسکر محمد بن علی البزّاز السّجزی سَکَن جرجان . روی عَن اَبی یعقوب یوسف بن یعقوب الحافظ السّجزی . ثمَّ رَجَعَ الی سجستان و ماتَ بِها."
✳️ #منبع : تاریخ جرجان، ابوالقاسم حمزه سهمی جرجانی، الطبعه الاولی بمطبعه مجلس دائره المعارف العثمانیه بحیدر آباد الدکن الهند، سنه ۱۳۶۹ ه.ق.
برگرفته از کانال گرگان(جرجان) ققنوس_ایران
@gorgan_ghoghnoos
🍀گنبــــــدهمشهــــــری✔️
@gonbadhamshahri
.
306
Repost from 🍀 گنبـد همشهـری
.
قدمت و حضور ۱۱۷۱ ساله راویان حدیث و علمای سیستانی در جرجان ( گنبدکاووس فعلی )
این مطلب مستند و معتبر تاریخی را در «گنبد همشهری» مطالعه کنید 🔻🔻
🍀گنبــــــدهمشهــــــری✔️
@gonbadhamshahri
.
306
Repost from 🍀 گنبـد همشهـری
.
جهانشهر گرگان (جرجان) ، شهری برای همه
سیستانی های ساکن در شهر تاریخی گرگان (جرجان)
در پست قبلی آورده شد که شهر تاریخی گرگان (جرجان_گنبد کاووس) محل اجتماع بسیاری از راویان حدیث و علما از بلاد گوناگون اسلامی از دمشق و بغداد تا سمرقند و بخارا بوده است.
در این پست بر اساس متن کتاب " تاریخ جرجان " به تعدادی از راویان حدیث و بزرگان سیستان که در قرن های سوم و چهارم ه. ق. ساکن شهر تاریخی گرگان (جرجان) بوده اند، می پردازیم:
1⃣ یحیی بن هیثم سیستانی در سال ۲۷۱ ه.ق. ( هزار و صد و هفتاد و یک سال پیش= قرن سوم) :
" یحیی بن الهیثم ابوسعید السّجزی . روی جرجان فی سنه اِحدی و سبعین و مائتین عَن معلی بن اسد روی عنه محمد بن یزداد الجرجانی و ابراهیم بن محمد البریدی."
2⃣ عثمان بن سعید سیستانی: در سال ۲۷۳ ه.ق. (هزار و صد و شصت و نه سال پیش= قرن سوم)
"عثمان بن سعید السّجزی کان بجرجان و اَقامَ بِها فی سنه ثلاث و سبعین و مائتین . روی عنه الحسن بن علی بن نصر الطوسی و جماعه. "
3⃣ ابوعلی حسن بن یعقوب سیستانی تاجر و راوی حدیث :( در سال ۳۵۴ ه.ق. در گرگان /جرجان) وفات کرد و در مزار محله سلیمان آباد این شهر دفن گردید= قرن چهارم):
"ابوعلی الحسن بن یعقوب بن اسماعیل السّجزی التّاجر سَکَنَ جرجان و لَهُ اَخُُ یُقالُ حید بن یعقوب و کانَ رئیساً بِسَجِستان رَوَی عَن علی بن محمد بن حمدان البغدادی. رَاَیتُ فِی وَفاتِهِ مرثیَه فِی اوراق کثیر تَدُلُّ عَلی فَضلِهِ و تعصُّبِهِ للدّین.... . توفی یوم الاحد النصف مِن جمادی الآخره سنه اَربَع و خمسین و ثلاثمائه و دُفِنَ بِمقبره سلیمان آباد. روی عنه ابونصر الاسماعیلی رحمه الله."
4⃣ احمد بن حید سیستانی:
"احمد بن حید بن یعقوب بن اسماعیل السّجزی هُو ابنِ اخی(؟) الحسن بن یعقوب التاجر . کانَ بِجرجان و حَدَّثَ بِها"
5⃣ ابن سیستانی :
"عبدالله بن محمد بن یزید المعروف بابن السّجزی سَکَن استرآباد و جرجان. روی عنه عبدالرحمن بن محمد بن حمدان ابومحمد القاضی الجرجانی . روی عن اسحاق عن اسحاق .... و الحسین بن مکرم. "
6⃣ ابوالعسکر محمد بزّاز سیستانی: او مدتی در شهر گرگان/جرجان ساکن بوده و دوباره به سیستان بر می گردد.
" ابوالعسکر محمد بن علی البزّاز السّجزی سَکَن جرجان . روی عَن اَبی یعقوب یوسف بن یعقوب الحافظ السّجزی . ثمَّ رَجَعَ الی سجستان و ماتَ بِها."
✳️ #منبع : تاریخ جرجان، ابوالقاسم حمزه سهمی جرجانی، الطبعه الاولی بمطبعه مجلس دائره المعارف العثمانیه بحیدر آباد الدکن الهند، سنه ۱۳۶۹ ه.ق.
برگرفته از کانال گرگان(جرجان) ققنوس_ایران
@gorgan_ghoghnoos
🍀گنبــــــدهمشهــــــری✔️
@gonbadhamshahri
.
306
#واژه_سیستانی🔺🔺
« خِفتی »
منبع: پیج گویش سیستانی 🔻
( جناب جواد سراوانی )https://www.instagram.com/guyeshe_sistani?igsi=OHh1enpxajFtdDZh ▫️▪️▫️▪️▫️
306
(لبظِ سیستونی)رادمردو بر جوانو میگُو که لَبظِ خَه از یاد نْبَرِه وقتی مِیرَه شهرِ و دَهر ، اصلِ خَه از یاد نْبَرِه گُوچِه خَه یاد بْدَه ئِه فارسی دَری صحبت کُنَه وقتِ یَگ سیستونی رَ در شهرِ گْدِه رویت کُنَه یادِ شْمَه باید بَشَه زْبونِ اصیلِ سیستُونی وقتِ مْخوائِه بْرَه بَه تِهرُو یا که بْشَه هِندِسْتُونی زْبُونِ میشمَه زْبُونِ اصلِ قومِ سَکّائُو بَشَه زْبُون ِکه دُوس دارِه نُو زْبُونِ که مِه مْخوائُو بَشَه نْگَه دَرِه لَبظ و قْلَمِ خَه نْرَه بَه لَبظ و قْلَمِ شهر گر که خود خَه گُم کُنِه رُوزِ شْمَه مِیشَه دَربَدر بَر شْمَه در ایی شعرِ خَه از لولَّک و جوجَّک بُگُو از جِناوَر و گَیاه و غَضوم و خر خاکی و توتَّک بُگُو سَر کُوتُو بُکنُو شْمَه رَ خِه اسمِ چِن تَه سیستُونی پَلپلاسی ، چوچِه مَرغ و چوشْک و چُور و بیستُونی اَجقون و انگورکِه تُورَه ، بادیو نُو پَشّ و زاتَک خُو بودَک رویِ دِوالَه ، درِ کولَه کِیک و لاتَک بوقلَمی و بَط و بَرو ، بَختَه و خْرُوس و چُوغُوک دَرِ کَل رَدْ گُوسلَه و گو مْیَفتیدِه از تَکّ و پُوک دَر پَخَلی کْمَلَک و هم کَرَّک و هم کاکُولَک یَگ سونِ خار مُغیلو ، گُوبَلَک ، گِندَه بُوئَک تَزْگ و تَلخی و سَه بَلْگَه ، سْوِست و سوزی و خونیک چوچِه پُور رَدْ مُوکِه خَه دَر کَلَ مِی که چیکّ و چیک سَلمَه ، سَه رِنگ و مُشُلگ و کَرتَه ، مارونگ و چَغَک موشکَه و کالُوسْک و مُرچَک ، کالَک و خار جَجَک توتَّک و پَئیر و کاسورگ ، زیربارَک وَ بُونی گر که بَشناسی تو ایشنَه ، عالِمِ دِه مَه تُونی جَلی و موشکِه خدا و مَشَک و مِیش و قُرازگ وقتِ خَرمَه کُتّیدَه جُون و تنِ مَه پَرِ خازگ درِ نیزار چُولُّوک و طُوقدری ، جَلغ و نی بُرَک نَه رو و سوز گردن و سِنجاخَک و هم گز بُرَک دَرِ هِلمِندْ لگو و باغَک بودَک خِه سیخ پووَک بَلغی و بَزَّک بودَک خِه باشَه و خِه سْیَه بالَک لشکری ، اِلیاسَک و جیغَک بودَک خِه سگ لووی مارخوارَک ، کْمو ، تَغَلَّک ، شُونه سر و مَرغ اووی خوگ و رَسو ، رُوبَه و خرچوشک میونِ گز بودِه شِینَک و گَراغ و بوم و سوسو رو کُرگز بودِه در گُلُم گنگاشْک و چُرتَک ، تیسک و مُور و کَفترَک درِ زمینِ کَشتَه بِندی ، رُوز جَنگَک ، دَه سوزَک درِ نُووَر پُوتُّوک و گَنگَر بودَک خِه کَفلِیزَک درِ کَلْ سْوَجْگ و کَوَرگ و کَرمَک و ریشکِه بُزَک سارَک و سیخ دِمّ و سیکُّور ، چُورکَش و چْریک و روویک سُورمَکَه ، مَه دِمَک و مُو ، نوچَه مِی گفتِه اِریک یَگ تُغُلّی دِشتِه نُو تَکشاد و قُوچ و گَستَرِه درِ گاشْ گوسفِند و کَرَه ، ماگَسِ و تَکِّه بو نُو یَگ کُرخَره دُولَمَه زِیرِ حَشَم بو ، زنِ میر و زنِ مار رو بُتِّه خار کُپَّک و خرگُوشک و پَشَّه ، گوگلُونَک گو گووَه بو یارِ غار دَرِ کَه دُونِ مَه آلِ گُوج بو ، چَلپاسَه دِشت کوتروکَه خِه قَچ قَچِ خَه مردمَه دَنگاسَه دِشت یادِ شْمَه اَستَه بَچّوش و کْلِیر و چَلگ و چَرچَرَک شَفتَل و شَغلِم و شوتْک و بُتِّه جَلینگِ کَوَل بو دورِ جَک شصتِ عرُوس ، فَخری و لَعل و چَشِ گو دَرِ باغ روچَه و سِنگَک بو دَر باغ ، بیرونیو دودنی بو نُو دْرخت تاغ دورِ پَچِه تْروشَک و خَرقُلَّه بو ، دَر پالِیزَه گَلو ، کَوَل گربَه لُوم و گو وَراُومْدَه ، خر بو طالب ، سَدَّه مِیشَه کَلبِ دَلّ دَرِ بْیابُو جُنگ و جَجّ و شَغال و گومِیش بو خِه ویرویرَک کَپو و تُسکِه تُسُو نُو اُشتر و چاروا و کَرم و نیمَلَک یادِ بُکْنُو از گوگَزو ، جِندَک و کَفتارگ و عَقاب و عَرَب بُود و چَتّی ، دَنگ و شوپَرَک و بوزنِه بِی ادب بَر خَه یاد بْگیرِه مَعنِی ، یکصد و هفتاد و پنج اِسمِ اَصیلِ سَکایی ، درِ سی تَه بیتِ گنج
▪️شاعر : علی رادمرد 18/12/1404در شعر فوق 175 واژه اصیل گویش سیستانی که فراموش شدهاند آمده است ▫️منبع: کانال تلگرامی میراث سیستان
306
⁉️
دَن تْرهَ گُو لَغهَ کَردهَ.؟!؟
dan tra gow laqa karda.?
هر وقت کسی بیجا سکوت کند و حقیقتی را پنهان کند یا در موقعیتی که میتواند از یک امر حق دفاع کند ولی ساکت میماند یا شهادت به حق نمیدهد......
در چنین مواقعی بطور عامیانه گفته میشود:
خاک وَ سَر تو شِیَه
مَگَه دَن ترَه گُو لَغَه کَردَه
البته به جای (دَن ترَه) اکثراً گفته میشه:(عَقلِ ترَه)
در مورد کسی که سفیهانه و جاهلانه صحبت میکند یا تصمیم میگیرد:
«عقلِ ترَه گُو لَغَه کردَه»
✍استاد حسن صفری▫️کانال سیستان نوا https://splus.ir/sistannava01 📌 در گروه گپ «سیستان نوا» عضو شوید در مورد پستهای کانال ما نظر بگذارید و گفت و گو کنید🔻🤗🤔🫨🔻 https://splus.ir/sistannava
