جواد جامی
Open in Telegram
کانال اختصاصی آهنگهای جواد جامی خواننده و آهنگساز سیستانی دارنده ی اولین آلبوم آهنگ سیستانی ثبت شده در کتابخانه ی ملی ایران به نام کمون سال درتاریخ بهمن ماه ۱۳۹۸
Show moreIran148 415The category is not specified
224
Subscribers
+224 hours
+97 days
+930 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+10
in 1 channels
August '26
+35
in 2 channels
Get PRO
July '260
in 2 channels
Get PRO
June '260
in 1 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '25
+2
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '25
+7
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 2 channels
Get PRO
April '25
+3
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 1 channels
Get PRO
February '25
+4
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '24
+6
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '24
+13
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 1 channels
Get PRO
February '240
in 1 channels
Get PRO
January '240
in 1 channels
Get PRO
December '230
in 2 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '230
in 1 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '22
+1
in 0 channels
Get PRO
May '22
+5
in 0 channels
Get PRO
April '22
+4
in 0 channels
Get PRO
March '22
+7
in 0 channels
Get PRO
February '22
+2
in 0 channels
Get PRO
January '22
+10
in 0 channels
Get PRO
December '21
+23
in 0 channels
Get PRO
November '21
+29
in 0 channels
Get PRO
October '21
+6
in 0 channels
Get PRO
September '21
+7
in 0 channels
Get PRO
August '21
+3
in 0 channels
Get PRO
July '21
+36
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+185
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +2 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +3 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +3 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
Repost from کانال لبظ سیستونی
☝️ نون پختهای در کار نیست!
مردم سیستان افراد خردمند، باسواد و توانمند کم ندارند؛ پژوهشگر داریم، نویسنده داریم، استاد داریم، هنرمند داریم و جوانانی که حتی مدرک لیسانس دارند.
اما سؤال اینجاست:
چرا از این توانایی برای معرفی و ثبت میراث خودمان استفاده نمیکنیم؟
یک جوان تحصیلکرده، حتی اگر خودش پژوهشگر نباشد، میتواند تحقیقات و نوشتههای پژوهشگران دیگر را مطالعه کند، خلاصه و بازنویسی کند، منبع را معرفی کند و با همین گوشی در فضای مجازی منتشر کند.
امروز برای این کار به امکانات بزرگی نیاز نداریم؛ همین گوشی که در دست ماست میتواند یک ابزار فرهنگی باشد.
آثار استاد ریسالذاکرین، آثار استاد غلامرضا عمرانی و پژوهشهای دیگر محققان سیستان را میتوانیم معرفی و بازنشر کنیم تا مردم سراسر ایران با این آثار و داشتههای فرهنگی سیستان آشنا شوند.
اما گاهی به جای اینکه کاری انجام دهیم، فقط مینشینیم و گلایه میکنیم:
«کشک زرد سیستانی را دارند به نام خودشان معرفی میکنند!»
«آبگوشت زابلی را به نام خودشان ثبت کردهاند!»
«کباب تندوری را نامش را تغییر دادهاند و با نام دیگری معرفی کردهاند!»
خب، اگر اینها بخشی از میراث فرهنگی سیستان است، خود ما برای ثبت و معرفی آن چه کردهایم؟
چند صفحه از کتابهای پژوهشگران سیستان را در فضای مجازی معرفی کردهایم؟
چند سند قدیمی را منتشر کردهایم؟
چند روایت، واژه، غذا، موسیقی و رسم سیستانی را مستند کردهایم؟
واقعیت این است که گلایه بهتنهایی میراث را حفظ نمیکند.
اگر میخواهیم مردم ایران بدانند این داشتهها چه پیشینهای دارند، باید خودمان مستند، دقیق و با ذکر منبع دربارهشان بنویسیم و آنها را در فضای مجازی منتشر کنیم.
هرکس هر اندازه که میتواند.
یکی پژوهش کند،
یکی بنویسد،
یکی بازنویسی کند،
یکی سند منتشر کند،
و دیگری همان مطلب را به دست افراد بیشتری برساند.
اینگونه است که میتوانیم از پراکنده بودن اسناد و دانستهها، یک آرشیو فرهنگی برای سیستان بسازیم.
☝️ نون پختهای در کار نیست؛
قرار نیست دیگران همهچیز را برای ما آماده کنند.
میراث سیستان متعلق به همه ماست و حفظ و معرفی آن نیز مسئولیتی همگانی است.
🌾 گروه فرهنگی لبظ سیستونی
✍️ به قلم جواد جامی
📅 ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
| 2 | ☝️ نون پوختهای در کار نیست!
مردم سیستان افراد خردمند، باسواد و توانمند کم ندارند؛ پژوهشگر داریم، نویسنده داریم، استاد داریم، هنرمند داریم و جوانانی که حتی مدرک لیسانس دارند.
اما سؤال اینجاست:
چرا از این توانایی برای معرفی و ثبت میراث خودمان استفاده نمیکنیم؟
یک جوان تحصیلکرده، حتی اگر خودش پژوهشگر نباشد، میتواند تحقیقات و نوشتههای پژوهشگران دیگر را مطالعه کند، خلاصه و بازنویسی کند، منبع را معرفی کند و با همین گوشی در فضای مجازی منتشر کند.
امروز برای این کار به امکانات بزرگی نیاز نداریم؛ همین گوشی که در دست ماست میتواند یک ابزار فرهنگی باشد.
آثار استاد ریسالذاکرین، آثار استاد غلامرضا عمرانی و پژوهشهای دیگر محققان سیستان را میتوانیم معرفی و بازنشر کنیم تا مردم سراسر ایران با این آثار و داشتههای فرهنگی سیستان آشنا شوند.
اما گاهی به جای اینکه کاری انجام دهیم، فقط مینشینیم و گلایه میکنیم:
«کشک زرد سیستانی را دارند به نام خودشان معرفی میکنند!»
«آبگوشت زابلی را به نام خودشان ثبت کردهاند!»
«کباب تندوری را نامش را تغییر دادهاند و با نام دیگری معرفی کردهاند!»
خب، اگر اینها بخشی از میراث فرهنگی سیستان است، خود ما برای ثبت و معرفی آن چه کردهایم؟
چند صفحه از کتابهای پژوهشگران سیستان را در فضای مجازی معرفی کردهایم؟
چند سند قدیمی را منتشر کردهایم؟
چند روایت، واژه، غذا، موسیقی و رسم سیستانی را مستند کردهایم؟
واقعیت این است که گلایه بهتنهایی میراث را حفظ نمیکند.
اگر میخواهیم مردم ایران بدانند این داشتهها چه پیشینهای دارند، باید خودمان مستند، دقیق و با ذکر منبع دربارهشان بنویسیم و آنها را در فضای مجازی منتشر کنیم.
هرکس هر اندازه که میتواند.
یکی پژوهش کند،
یکی بنویسد،
یکی بازنویسی کند،
یکی سند منتشر کند،
و دیگری همان مطلب را به دست افراد بیشتری برساند.
اینگونه است که میتوانیم از پراکنده بودن اسناد و دانستهها، یک آرشیو فرهنگی برای سیستان بسازیم.
☝️ نون پوختهای در کار نیست؛
قرار نیست دیگران همهچیز را برای ما آماده کنند.
میراث سیستان متعلق به همه ماست و حفظ و معرفی آن نیز مسئولیتی همگانی است.
🌾 گروه فرهنگی لبظ سیستونی
✍️ به قلم جواد جامی
📅 ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | 1 |
| 3 | ☝️ نون پوخنهای در کار نیست!
مردم سیستان افراد خردمند، باسواد و توانمند کم ندارند؛ پژوهشگر داریم، نویسنده داریم، استاد داریم، هنرمند داریم و جوانانی که حتی مدرک لیسانس دارند.
اما سؤال اینجاست:
چرا از این توانایی برای معرفی و ثبت میراث خودمان استفاده نمیکنیم؟
یک جوان تحصیلکرده، حتی اگر خودش پژوهشگر نباشد، میتواند تحقیقات و نوشتههای پژوهشگران دیگر را مطالعه کند، خلاصه و بازنویسی کند، منبع را معرفی کند و با همین گوشی در فضای مجازی منتشر کند.
امروز برای این کار به امکانات بزرگی نیاز نداریم؛ همین گوشی که در دست ماست میتواند یک ابزار فرهنگی باشد.
آثار استاد ریسالذاکرین، آثار استاد غلامرضا عمرانی و پژوهشهای دیگر محققان سیستان را میتوانیم معرفی و بازنشر کنیم تا مردم سراسر ایران با این آثار و داشتههای فرهنگی سیستان آشنا شوند.
اما گاهی به جای اینکه کاری انجام دهیم، فقط مینشینیم و گلایه میکنیم:
«کشک زرد سیستانی را دارند به نام خودشان معرفی میکنند!»
«آبگوشت زابلی را به نام خودشان ثبت کردهاند!»
«کباب تندوری را نامش را تغییر دادهاند و با نام دیگری معرفی کردهاند!»
خب، اگر اینها بخشی از میراث فرهنگی سیستان است، خود ما برای ثبت و معرفی آن چه کردهایم؟
چند صفحه از کتابهای پژوهشگران سیستان را در فضای مجازی معرفی کردهایم؟
چند سند قدیمی را منتشر کردهایم؟
چند روایت، واژه، غذا، موسیقی و رسم سیستانی را مستند کردهایم؟
واقعیت این است که گلایه بهتنهایی میراث را حفظ نمیکند.
اگر میخواهیم مردم ایران بدانند این داشتهها چه پیشینهای دارند، باید خودمان مستند، دقیق و با ذکر منبع دربارهشان بنویسیم و آنها را در فضای مجازی منتشر کنیم.
هرکس هر اندازه که میتواند.
یکی پژوهش کند،
یکی بنویسد،
یکی بازنویسی کند،
یکی سند منتشر کند،
و دیگری همان مطلب را به دست افراد بیشتری برساند.
اینگونه است که میتوانیم از پراکنده بودن اسناد و دانستهها، یک آرشیو فرهنگی برای سیستان بسازیم.
☝️ نون پوخنهای در کار نیست؛
قرار نیست دیگران همهچیز را برای ما آماده کنند.
میراث سیستان متعلق به همه ماست و حفظ و معرفی آن نیز مسئولیتی همگانی است.
🌾 گروه فرهنگی لبظ سیستونی
✍️ به قلم جواد جامی
📅 ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | 6 |
| 4 | این اثر، یکی از معدود نمونههای بسیار خاص و قدیمی موسیقی سیستان است؛ اثری که نه از رادیو پخش شده و نه از تلویزیون نشر شده است.
این آهنگ در یک دورهمی قدیمی و با یک ضبطکاست معمولی ضبط شده و بهصورت یک ضبط خانگی به یادگار مانده است.
🎶 نکته بسیار مهم و ارزشمند این اثر، حضور همزمان سه ساز اصیل سیستانی در آن است:
🎻 رباب
🎻 غچک
🥁 دهولک
یعنی یک ضبط قدیمی که این سه ساز اصیل سیستانی را در کنار هم دارد؛ موضوعی که این اثر را برای پژوهش درباره موسیقی سیستان بسیار باارزش میکند.
اما یک معمای بزرگ همچنان باقی است:
🎤 خواننده این اثر چه کسی است؟
تا امروز در کامنتها نامهای مختلفی مطرح شده:
1️⃣ محمود زابلی یا محمود اربابی؟ 🤔
2️⃣ رحمان بارانی؟
3️⃣ حبیب بارانی؟
4️⃣ مصطفی سنچولی؟
اما هنوز نام خواننده بهطور قطعی مشخص نشده است.
🔎 اگر این صدا را میشناسید، یا این آهنگ را از قدیم به یاد دارید، لطفاً اطلاعات خودتان را در بخش نظرات بنویسید.
شاید با کمک شما بتوانیم بعد از سالها، نام صاحب این صدای ناشناس را پیدا کنیم. 🎤🎶
👀 بالاخره خواننده این اثر قدیمی سیستانی کیست؟ | 19 |
| 5 | 🌈 روشنگری درباره «کمون سال»
دوستان و همراهان گرامی،
لازم دیدم درباره عنوان «کمون سال» توضیحی بدهم تا سوءتفاهمی برای دوستان پیش نیاید.
«کمون سال» در گویش سیستانی به معنای رنگینکمان است. 🌈
نام آلبوم را نیز از همان تکآهنگ «کمون سال» گرفتیم؛ با این ایده که میخواستیم یک رنگینکمان از نغمهها و آهنگهای سیستانی را در قالب یک آلبوم گرد هم بیاوریم. 🎶
بنابراین، یک تکآهنگ با عنوان «کمون سال» وجود دارد که شنیدهاید، اما در کنار آن، آلبوم موسیقی سیستانی «کمون سال» نیز وجود دارد که قطعه «کمون سال» یکی از قطعات آن است.
🎵 قطعات آلبوم «کمون سال»:
۱️⃣ کمون سال — ترانه: پیام سیستانی
۲️⃣ نصف شو بو — ترانه: پیام سیستانی
۳️⃣ شابیومه — ترانه: محمدگل شهریاری
۴️⃣ گل نار — ترانه: محمدگل شهریاری
۵️⃣ کلاله — ترانه: محمدگل شهریاری
۶️⃣ بیبکل سیستو — ترانه: محمدگل شهریاری
۷️⃣ چله — ترانه: محمدگل شهریاری
۸️⃣ تفنگ شادی — ترانه: محمدگل شهریاری
🔹 برخی دوستان پیام میدهند و میپرسند که آیا فقط تکآهنگ «کمون سال» در کتابخانه ملی ایران ثبت شده است؟
در پاسخ باید عرض کنم که موضوع ثبت، آلبوم موسیقی سیستانی «کمون سال» است؛ آلبومی که شامل قطعات بالا بوده و در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسیده است.
بنابراین، ثبت آلبوم «کمون سال» را نباید با ثبت یک تکآهنگ به همین نام اشتباه گرفت.
🌈 انتخاب نام «کمون سال» از همین ایده سرچشمه گرفت؛ اینکه این نغمهها در کنار هم، مانند یک رنگینکمان، جلوهای از تنوع، زیبایی و اصالت موسیقی سیستان را به نمایش بگذارند.
این توضیحات صرفاً برای روشن شدن موضوع و جلوگیری از هرگونه برداشت نادرست درباره عنوان و سابقه ثبت این اثر است.
با احترام و سپاس از همه دوستداران فرهنگ و موسیقی سیستان 🌹
جواد جامی
🎤 خواننده و آهنگساز سیستانی
📅 ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ | 23 |
| 6 | 🌾❤️ سپاس از همراهی شما
بعد از نوشتن داستان «ورپریده» و «کمون سال»، پیامهای محبتآمیز زیادی دریافت کردم و خوشحالم که این روایتها مورد توجه شما قرار گرفته و منتظر ادامهی داستانها هستید.
کمی فرصت بدهید تا مطالب را با دقت آماده کنم.
جمعآوری خاطرات و نوشتن داستان این آهنگها آسان نیست؛ اما اشتیاق شما، این سختی را برای من شیرین و آسان میکند.
🎶 ادامهی داستانها در راه است...
📅 ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
جواد جامی | 158 |
| 7 | No text... | 177 |
| 8 | ☝️⬆️
🌿🎶 دوستان تازهوارد، خوش آمدید 🎶🌿
دوستان عزیزی که بهتازگی به کانال تلگرامی جواد جامی پیوستهاید،
به جمع ما خوش آمدید. 🌹
اگر میخواهید داستان زندگی هنری من را از ابتدا دنبال کنید، از همین پست شروع کنید و قدمبهقدم همراه این روایت باشید.
📖🎵
در این روایت، از مسیر هنری، تجربهها، خاطرات و اتفاقهایی مینویسم که در سالهای فعالیت موسیقاییام پشت سر گذاشتهام؛
و شاید در میان این خاطرات، بخشی از تاریخ موسیقی سیستان نیز ثبت شود. 🌾🎶
👇
از اینجا داستان زندگی هنری من را دنبال کنید.
🌹 خوش آمدید و همراه من باشید.
━━━━━━━━━━━━━━
📅 چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
همراه شما
جواد جامی | 39 |
| 9 | 🌿🎶 روایت یک مسیر؛ از زندگی من و موسیقی سیستان
دوستان خوبم،
درود فراوان 🌹
تا اینجا بخشی از داستان هنری زندگیام را برای شما نوشتهام؛ روایتی از سالهایی که با موسیقی، با سیستان و با نغمههایی که از کودکی در جانم نشستهاند، گذشت.
✍️ حتماً در نوشتههایم کاستیهایی هست.
من اهل ادبیات نیستم و نویسندگی هم تخصص من نبوده است. آنچه مینویسم، بیشتر روایت تجربههایی است که خودم زندگی کردهام؛ با همان زبان سادهای که در نوشتن دارم.
از دوستان عزیزی که نوشتهها را با دقت میخوانند و اگر ایرادی در نگارش یا ادبیات آن میبینند، در پیام شخصی تلگرام به من گوشزد میکنند، صمیمانه سپاسگزارم. 🙏🌹
با همین شیوه، اما با عشق و علاقه، این روایت را ادامه خواهم داد.
نمیدانم این نوشتهها چقدر برای دیگران ارزشمند خواهد بود؛
شاید برای یک خواننده یا آهنگساز سیستانی مفید باشد،
شاید برای کسی الهامبخش شود،
و شاید هم اصلاً به کار کسی نیاید.
اما یک چیز را میدانم:
📜 آنچه دارم مینویسم، فقط داستان زندگی شخصی من نیست؛
بخشی از مسیری است که موسیقی سیستان در سالهای زندگی من طی کرده است.
بخشی از آنچه دیدهام،
شنیدهام،
تجربه کردهام
و برایش تلاش کردهام.
شاید اگر امروز ننویسم، بسیاری از این خاطرات، تجربهها و اتفاقها با گذشت زمان از بین بروند.
پس مینویسم؛
نه از سر ادعای نویسندگی،
بلکه از سر مسئولیتی که در برابر خاطرات و تاریخ موسیقی سرزمینم احساس میکنم. 🌾
🎵 این روایت را ادامه میدهم؛
ساده، صمیمی و همانگونه که اتفاق افتاده است.
🌾🎶
روایتی از یک زندگی،
و بخشی از تاریخ موسیقی سیستان.
━━━━━━━━━━━━━━
📅 چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
🌹 همراه شما
جواد جامی | 151 |
| 10 | No text... | 35 |
| 11 | 🎵 موسیقی در خانهی ما؛ جایی که گوش من با موسیقی تربیت شد
قسمت ۵ | خانهای در کلاله، با دلِ زابلی
ما در کلاله زندگی میکردیم؛ اما خانهی دلمان زابل بود.
برای پدر و مادرم، نغمههای سیستانی فقط موسیقی نبودند؛ بخشی از زندگی، خاطره، زبان و هویت ما بودند.
با اینکه از سیستان دور بودیم، پدر و مادرم نگذاشتند این فاصله، ما را از فرهنگ و زبان سیستانی دور کند.
مادرم، خانبیبی خَمَّر، دایره میزد و نغمههای کهن سیستانی را میخواند. پدرم هم با رادیو و نوار، صدای موسیقی و فرهنگ سرزمین مادری را به خانه میآورد.
وقتی صدای غچک، دهولک، رباب، دایره، دهل و سرنا از ضبط کاست در خانه میپیچید، انگار فاصلهی میان کلاله و زابل از میان میرفت.
ما در کلاله زندگی میکردیم، اما با همان نغمهها، با همان زبان و با همان خاطرهها، سیستان را در خانهمان زنده نگه داشته بودیم.
آن روزها من فقط یک کودک هفتساله بودم که موسیقی گوش میداد و آهنگها را زمزمه میکرد.
اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم پایههای گوش موسیقایی من در همان خانه و همان سالهای کودکی ساخته شده بود.
پدرم با رادیوهای مختلف، گوش مرا با موسیقی ایران، افغانستان و آذربایجان آشنا کرد و مادرم با نغمههای سیستانی، دایره و آوازهای بومی، ریشههای مرا به سرزمین مادری پیوند زد.
شاید آنچه بعدها در مسیر موسیقی سیستان به دست آوردم، ریشه در همان سالها داشته باشد؛ سالهایی که پدر و مادرم، بدون آنکه بدانند، هم گوش مرا با موسیقی تربیت کردند و هم دل مرا با فرهنگ و زبان سیستانی پیوند زدند.
❤️ خانهی ما در کلاله بود، اما خانهی دلمان زابل بود.
سیستان از ما دور بود، اما موسیقی سیستان اجازه نمیداد ما از سیستان دور شویم.
و امروز که به آن سالها فکر میکنم، بیشتر قدر میدانم که پدر و مادرم چگونه در دوری از سیستان، فرهنگ و زبان سرزمین مادریشان را برای فرزندانشان زنده نگه داشتند.
🌹 روح پدرم، شیرعلی جامی، و مادرم، خانبیبی خَمَّر، شاد و یادشان همیشه گرامی باد.
🌹 و روح تمام پدران و مادران سیستانی که در هر کجای این سرزمین و جهان، با وجود دوری از سیستان، زبان، فرهنگ، موسیقی و خاطرات سرزمین مادریشان را برای فرزندان خود زنده نگه داشتند، شاد و یادشان گرامی باد.
━━━━━━━━━━━━━━
🎶 این خاطره در همینجا به پایان میرسد؛ اما روایت من از مسیر موسیقی سیستان، در نوشتههای بعدی ادامه خواهد داشت.
از نخستین تجربههایم با «ورپریده» تا داستان شکلگیری «کمون سال» و دیگر آهنگهایی که در این سالها ساخته و منتشر کردهام.
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
✍️ جواد جامی | 152 |
| 12 | 🎵 موسیقی در خانهی ما؛ جایی که گوش من با موسیقی تربیت شد
قسمت ۴ | «کورنامهٔ نیمروز» در حافظهی من
من آنقدر «کورنامهٔ نیمروز» را گوش داده بودم که تمام آن را حفظ کرده بودم.
حتی اشعاری را که دکلمه بودند و ملودی نداشتند هم از حفظ میخواندم.
برای یک کودک هفتساله، این فقط حفظ کردن چند ترانه نبود؛ واژهها، شعرها، صداها و نغمههای سیستانی آنقدر در گوش و ذهن من تکرار شده بود که تمام «کورنامهٔ نیمروز» در حافظهام نشسته بود.
مادرم، خانبیبی خَمَّر، بعضی از آهنگهای «کورنامهٔ نیمروز» را هم میخواند و نغمههای استاد شریف و دیگر هنرمندان سیستانی را زمزمه میکرد.
آثار استاد ریسالذاکرین نیز برای ما حالوهوای خاصی داشت.
صدای غچک و دایره در این آثار، برای ما که از سیستان دور بودیم، بسیار احساسی بود.
وقتی این صداها از ضبط کاست پخش میشد، انگار دل شنوندهی دورمانده از سیستان دوباره به زابل وصل میشد. 🎶
برای پدر و مادرم، این نغمهها فقط موسیقی نبودند؛ بخشی از خاطرات سرزمین مادری بودند.
ادامه دارد...
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
✍️ جواد جامی | 131 |
| 13 | 🎵 موسیقی در خانهی ما؛ جایی که گوش من با موسیقی تربیت شد
قسمت ۳ | موسیقی سیستان در خانهی ما
اما موسیقی سیستان برای ما چیز دیگری بود.
در آن سالها ما ساکن کلاله و دشت گرگان بودیم و از سیستان دور افتاده بودیم.
اما این دوری باعث نشد سیستان از خانهی ما دور شود.
🌾 بیشتر وقتها در بهار و تابستان، همراه پدرم از شهر بیرون میرفتیم و در جنگل جامی، که به نام طایفهی ما بود، در مزرعهی خودمان ساکن میشدیم.
آنجا گندم، هندوانه و لوبیا میکاشتیم.
چون در آن منطقه خوک و گراز زیاد بود، پدرم برای محافظت از مزرعه، با چوب درختان جنگل، خانهای چوبی روی زمین و داخل مزرعه میساخت که ما به زبان سیستانی به آن «تالار» میگفتیم.
شبها در همان تالار میماندیم تا از مزرعه در برابر حملهی خوکها و گرازها محافظت کنیم.
دههی ۶۰ سختگیریها و محدودیتهای خاص خودش را داشت. در منزلمان در شهر کلاله، برای شنیدن موسیقی باید یواشکی گوش میدادیم.
اما وقتی به جنگل جامی و مزرعه میرفتیم، انگار دنیای دیگری بود؛ آنجا آزاد بودیم.
📻 رادیو و ضبط کاست را روشن میکردیم و با خیال راحت، با صدای بلند موسیقی گوش میدادیم.
چه لذتی داشت؛ موسیقی در دل طبیعت، میان درختان و در شبهای مزرعه... 🎶
آن لحظهها برای من فقط شنیدن یک آهنگ نبود؛ لذت آزادی در شنیدن موسیقی بود.
مادرم، خانبیبی خَمَّر، در همان شرایط سخت دههی ۶۰، نغمههای سیستانی را زمزمه میکرد؛ دایره میزد و میخواند. 🥁
او بسیاری از نغمههای کهن سیستان را از حفظ داشت و با دایره میخواند.
در کنار آن، نوارهای موسیقی سیستانی را هم تهیه میکردیم و در خانه گوش میدادیم؛ از جمله «کورنامهٔ نیمروز» و آثار خوانندگان فولکلور سیستانی مانند حسین ریگی.
یکی از قطعههایی که برای ما بسیار ارزشمند بود، «ناهید مرو و باله» بود؛ آهنگی که صدای سازهای سیستانی غچک، دهولک و رباب در آن شنیده میشد.
این سازها برای ما فقط ساز نبودند.
صدای غچک، دهولک، رباب، دایره، دهل، سرنا و دیگر سازهای سیستانی، هر کدام بخشی از خاطرات و هویت سرزمین ما را با خود به همراه داشتند.
وقتی صدای این سازها از ضبط کاست، چه در خانه و چه در جنگل جامی، میپیچید، انگار بخشی از سیستان و زابل دوباره وارد زندگی ما شده بود. 🎶
❤️ دوری از سیستان بود؛ اما موسیقی، این دوری را قابل تحملتر میکرد.
ادامه دارد...
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
✍️ جواد جامی | 138 |
| 14 | 🎵 موسیقی در خانهی ما؛ جایی که گوش من با موسیقی تربیت شد
قسمت ۲ | رادیوها و موسیقی دهه ۶۰
اما با آغاز دههی ۶۰، شرایط موسیقی در جامعه کاملاً متفاوت شد.
آن سالها موسیقی با محدودیتهای زیادی روبهرو بود و گوش دادن به موسیقی برای بسیاری از مردم با ترس و نگرانی همراه شده بود.
خوب به یاد دارم که بعضی از همسایههای ما از ترس، نوارهای کاست و صفحههای گرامافون خود را داخل چاه میانداختند.
اما در خانهی ما موسیقی همچنان زنده بود؛ البته پنهانی و یواشکی.
علاقهی پدرم، شیرعلی جامی، و مادرم، خانبیبی خَمَّر، به موسیقی باعث شده بود خانهی ما با بسیاری از خانههای اطراف متفاوت باشد.
ما یواشکی موسیقی گوش میدادیم.
در آن روزها شرایط اجتماعی بهگونهای شده بود که حتی کسی که موسیقی گوش میداد، ممکن بود مورد قضاوت قرار بگیرد؛ اما در خانوادهی ما موسیقی هیچوقت از زندگی حذف نشد.
📻 پدرم فقط موسیقی ایرانی گوش نمیداد.
او رادیو کویت را هم دنبال میکرد. رادیو کویت در آن سالها برنامههای فارسی داشت و یکی از برنامههای شناختهشدهاش «ترانههای درخواستی» بود؛ برنامهای که در آن ترانههای درخواستی شنوندگان ایرانی پخش میشد.
پدرم با علاقه این برنامه را دنبال میکرد.
در کنار رادیو کویت، برنامههای رادیو بیبیسی را نیز گوش میداد.
اما دنیای موسیقایی او فقط به ایران و برنامههای فارسی محدود نمیشد.
او با رادیو باکو صدای خوانندگان مشهور آذربایجان، از جمله رشید بهبودوف و زینب خانلاروا را دنبال میکرد.
از طرف دیگر، رادیو کابل را هم گوش میداد و با موسیقی افغانستان آشنا بود؛ صدای خوانندگانی چون احمد ظاهر، ساربان، استاد محمدحسین سرآهنگ، مهوش، خماری، ژیلا، رخشانه و قمرگل در خانهی ما شنیده میشد.
🎶 آن خانه، برای من یک مدرسهی بزرگ موسیقی بود؛ مدرسهای که استادش رادیو بود و درسش شنیدن.
ادامه دارد...
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
✍️ جواد جامی | 125 |
| 15 | 🎵 موسیقی در خانهی ما؛ جایی که گوش من با موسیقی تربیت شد
قسمت ۱ | کودکی و نخستین صداها
بعد از روایت هشتقسمتی داستان تکآهنگ «کمون سال»، میخواهم کمی به عقب برگردم؛ به سالهایی خیلی دورتر از زمانی که خودم وارد دنیای موسیقی شدم.
شاید برای اینکه بدانیم یک آدم چگونه به موسیقی میرسد، باید به کودکی او برگردیم؛ به خانهای که در آن بزرگ شده و صداهایی که از همان سالهای نخست زندگی در گوشش نشستهاند.
من در خانوادهای به دنیا آمدم که موسیقی همیشه یکی از مهمترین تفریحات زندگی ما بود؛ انگار موسیقی در خانهی ما همیشه حرف اول را میزد.
اواخر سال ۱۳۵۹، وقتی کودکی هفتساله بودم، پدرم، شیرعلی جامی، در خانه هم رادیو داشت، هم ضبط نوار کاست و هم گرامافون. 📻
از همان کودکی، گوش من با موسیقی نوازش میشد؛ با آهنگهایی که آن روزها میان مردم محبوب و پرطرفدار بودند.
از آغاسی، داود مقامی، حمیرا، هایده، مهستی و گلپا گرفته تا خوانندگانی که برادر بزرگترم، حسین، دوست داشت؛ داریوش، کوروش یغمایی، منوچهر سخایی، فرهاد، ابی و دیگر خوانندگان. 🎙️
من بیشتر این آهنگها را زمزمه میکردم و بسیاری از آنها ناخودآگاه در ذهن و گوشم میماند.
آن زمان نمیدانستم، اما امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم گوش من از همان کودکی با موسیقی تربیت میشد.
پدرم با لذت از خاطراتش از لالهزار تهران در دهههای ۴۰ و ۵۰ برایمان تعریف میکرد؛ از رفتن به کافههایی که آغاسی در آنها اجرا داشت و از فضای موسیقی آن روزگار.
اما این تازه آغاز داستان بود... 🎶
ادامه دارد...
📅 ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
✍️ جواد جامی | 160 |
| 16 | 4_6024036668837725056 (1).mp3 | 100 |
| 17 | No text... | 30 |
| 18 | کتاب نغمه های سیستانی
مهندس محمودرضا شیخنژاد | 100 |
| 19 | 🎵🌾 از «در فصل بهار میله میکرده» تا «کمون سال»
📖 قسمت هشتم | یک نغمه ماندگار
«کمون سال» بازخورد بسیار خوبی بین مردم پیدا کرد.
تا حدود یک هفته، مردم در گروهها درباره این آهنگ صحبت میکردند و برایش کامنت مینوشتند. 📱🎵
حتی بعضیها میگفتند:
«قسمت تریاککشی رو هم باید میخوندی!» 😄
اما برای من، آن بخش فقط یک مضمون طنز نبود.
آن قسمت از نغمه، بخشی از زندگی، خوشی و شادی مردم سیستان در روزگاران گذشته بود؛ بخشی از دورهمیها و حالوهوای مردمی که در حافظه تاریخی و فرهنگی سیستان، روزگار آرام و امنی را تجربه کرده بودند.
این نغمه برای من یادگار سیستان کهن و دوران باشکوه کیانیان نیمروز است؛ روزگاری که در روایت تاریخی و فرهنگی سیستان، کیانیان نیمروز نگهبان این سرزمین بودند و سیستان را در آرامش و امنیت نگه میداشتند.
بنابراین آن بخش را نباید صرفاً یک شوخی یا یک مضمون طنز دانست؛ خودِ خوشی و زندگی مردم آن روزگار در این نغمه جریان دارد. 🌾
من تلاش کردم ملودی کهن را حفظ کنم و در عین حال، کلامی تازه و امروزی روی آن قرار بگیرد.
به این ترتیب، نغمه قدیمی «در فصل بهار میله میکرده» با همان ملودی کهن سیستان، اما با نام تازه «کمون سال» ماندگار شد. 🌈🎵
سالها بعد، در سال ۱۳۹۸، «کمون سال» نام یک آلبوم موسیقی سیستانی شد و این آلبوم در کتابخانه ملی ایران به ثبت رسید. 📚
اما برای من، مهمترین بخش این داستان جای دیگری است.
این نغمه را من از مادرم یاد گرفتم.
نام مادرم خانبیبی بود؛ نامی اصیل سیستانی، از طایفه خمر و از بزرگزادگان طایفه خمر.
او برای من فقط مادر نبود؛
❤️ اولین و بهترین استاد من در نغمههای سیستانی بود.
آنچه سالها پیش از او و دیگر مادران سیستانی شنیدم، در ذهن من ماند و سالها بعد دوباره به سراغم آمد.
مادرم شاید هیچگاه در استودیو نخوانده بود، اما صدای او و مادران سیستانی بود که این نغمه را از گذشته به نسل من رساند.
به همین دلیل، این نغمه را با تمام عشق و احترام تقدیم میکنم:
🌾❤️ تقدیم به روح پاک مادرم، خانبیبی؛
اولین و بهترین استاد من در نغمههای سیستانی.
و شاید زیباترین جمله برای پایان این روایت همین باشد:
🌾🎵 روزی مادران سیستان خواندند؛
یک روز فرزندان سیستان ثبت کردند.
مادران سیستانی با دایره خواندند و این نغمه را در حافظه نسلها نگه داشتند.
بعدها محمودرضا شیخنژاد آن را در کتاب «نغمههای سیستانی» ثبت کرد؛
پیام سیستانی برای همان ملودی، ترانهای تازه و امروزی سرود؛
و من آن را به استودیو بردم و با نام «کمون سال» اجرا کردم.
🎵 از صدای مادران، به کتاب؛
از کتاب، به استودیو؛
و از استودیو، به نسل امروز.
روزی مادران سیستان خواندند؛
یک روز پیام سیستانی، محمودرضا شیخنژاد و جواد جامی، هرکدام به سهم خود، کمک کردند این نغمه دوباره شنیده و ماندگار شود. 🌾❤️
📌 پایان این روایت؛ اما نه پایان داستان موسیقی من.
داستان «در فصل بهار میله میکرده» و تبدیل شدن آن به «کمون سال» اینجا به پایان میرسد.
اما داستان هنری من ادامه دارد...
━━━━━━━━━━━━━━
📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵
به قلم: جواد جامی | 172 |
| 20 | 🎵🌾 از «در فصل بهار میله میکرده» تا «کمون سال»
📖 قسمت هفتم | از اول دی تا شب انتشار
پروژه «کمون سال» در اول دیماه ۱۳۹۶ آغاز شد.
بعد از هفتهها تمرین، هماهنگی و ضبط، سرانجام در ۶ بهمنماه ۱۳۹۶ پروژه به پایان رسید. 🎼
همان روز، فایل کامل «کمون سال» را برای استاد پیام سیستانی فرستادم تا برای نشر آماده شود. 📤
پیام سیستانی هم همان روز در گروه «آیکه» اعلام کرد:
«آهنگی تازه، بهزودی نشر در آیکه»
استاد پیام سیستانی در این مسیر واقعاً زحمت زیادی میکشید؛ هم در نقش ترانهسرا و هم در نقش کسی که برای نشر آهنگ تلاش میکرد.
او با قلم زیبای خودش بستر نشر اثر را فراهم میکرد و برای رساندن آهنگ به مخاطب زحمت زیادی میکشید. ✍️🌾
سرانجام در ۱۲ بهمنماه ۱۳۹۶، ساعت ۲۰، «کمون سال» منتشر شد. 🎉🎵
این بار برخلاف «ورپریده»، من تنها نبودم.
در انتشار «ورپریده» خودم کار نشر را انجام داده بودم و افرادی مانند محمدگل شهریاری، ترانهسرای سیستانی، جناب محمدرضا شفیعی، پیشکسوت تلویزیون سیستان، جناب حمید سپهری، آهنگساز، تنظیمکننده، خواننده و نوازنده پیانو و گیتار، و جناب صالح بهمنش، خواننده و آهنگساز سیستانی، درباره کار نظر داده بودند.
اما این بار «کمون سال» با همراهی استاد پیام سیستانی منتشر شد.
آهنگ که منتشر شد، من از ساعت ۲۰ شب تا ۲ بامداد نشستم و کامنتهای مردم را یکییکی خواندم. 📱👀
واکنشها واقعاً فوقالعاده بود.
در میان آن همه نظر، یک کامنت از استاد سکایی سیستانی برایم بسیار جالب بود:
💬 «کاش واژه «میله» رو در ترانه حفظ میکردید.»
جالب بود.
من هم به ایشان قول دادم:
«در اجرای خصوصی این کار، واژه «میله» رو حفظ میکنم.»
آن شب فهمیدم این ملودی قدیمی هنوز میتواند با مردم ارتباط برقرار کند؛ فقط باید راهی برای رساندنش به گوش نسل امروز پیدا میکردیم.
و این تازه آغاز ماجرای ماندگار شدن «کمون سال» بود...
✍️ جواد جامی
📅 ۸ شهریور ۱۴۰۵
➡️ ادامه دارد... | 82 |
