Pourostad وحید پوراستاد🔷
Open in Telegram
کانال تلگرامی وحید پوراستاد Journalist @RFERl Focus on: Documentry Film / Radio Documentry https://youtube.com/user/vpourostad :یوتیوب توئیتر: https://twitter.com/pourostad اینستاگرام: Instagram.com/pourostad فیسبوک: www.fac
Show more1 690
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1930 days
Posts Archive
Repost from RadioFarda
🎬مستند روح تهران فیلمی از وحید پوراستاد؛ داستان روزنامهنگاران و رأیدهندگان معترض در انتخابات سال ۸۸ است؛ روزنامهنگارانی که در آن سال بازداشت و محاکمه شدند و روزنامههایی که سانسور و توقیف شدند. در سال ۸۸ زندگی بسیاری از روزنامهنگاران همانند بسیاری از مردم تغییر کرد.
برای دیدن این مستند با کیفیت بهتر به یوتیوب رادیوفردا بروید:👇🏻👇🏻👇🏻
https://bit.ly/2XkFmk1
@radiofarda
🎬مستند «آزادی و دیگر رنجها» از شیرین سقایی درباره زندگی غلامحسین ساعدی، داستاننویس و نمایشنامهنویس ایرانی.
@pourostadv
🟥📻 آیتالله علی خامنهای با ۸۵ سال سن یکی از پیرترین رهبران جهان است. خامنهای که متولد تیرماه ۱۳۱۸ است، از ابتدای انقلاب ۵۷ در ایران در ساختار قدرت بود، اما از سال ۱۳۶۸ تاکنون ۳۵ سال است که بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی زمام کلیه امور را به دست دارد.
خامنهای چهارمین رهبر سیاسی پیر دنیا و بعد از رهبران چهار کشور آفریقایی و یک کشور کوچک در جنوب آسیا، ششمین رهبر زندهٔ دنیا از نظر طول دورهٔ زمامداری است.
با این حال، او همچنان با حرارت سخنرانی میکند، گاهی در مراسم نظامی سان میبیند و گاهی دوربینهای فیلمبرداری قدم زدنهای بدون مشکل و چابکش را نشان میدهند. البته در گذشته تصاویری از او در حال کوهنوردی نیز منتشر میشد، اما مدتها است که دیگر از اینگونه تصاویر خبری نیست.
اطرافیانش میگویند «آقا الحمدالله سالم هستند». دکتر علیرضا مرندی، پزشک خانوادگی رهبر جمهوری اسلامی، ۲۱ فروردین امسال گفت: «سن رهبری کم نیست و از من ۹ ماه بزرگتر هستند، اما الحمدالله سالماند... گاهی ما به ایشان توصیه میکنیم که میوهٔ بیشتر بخورند.»
آیا رهبر جمهوری اسلامی آنقدر سالم هست که در ۸۵ سالگی و با وجود بیماریهای مختلف، تنها مشکلش کمبود ویتامین و میوه باشد؟
خامنهای در بیش از چهار دههٔ اخیر جراحیهای متعددی داشته است.
آسیب شدید کتف و ازکارافتادگی دست راست و شبکهٔ عصبی آن بهاضافۀ شکستگی دنده و قطع شدن عصبها و عروق خونی در ناحیهٔ زیر بغل بر اثر ترور او در سال ۱۳۶۰، و سالها بعد از این جراحتها، جراحی کیسه صفرا، عمل پروستات و بیماری قلبی تنها نمونههایی است که میتوان دربارهٔ آنها با قطعیت سخن گفت.
حکومت عموماً وضعیت بیماریهای جسمی و روحی رهبر جمهوری اسلامی را شدیداً پنهان و سانسور میکند و تاکنون اجازه نداده دربارهٔ جایگزین بعدی، در صورتی که ساختار به همین شکل فعلی بماند، بحثی جدی و شفاف شکل بگیرد.
@Pourostadv
متن کامل را اینجا بخوانید:
radiofarda.com/a/iran-supreme-leader-ali-khamenei-illnesses/33080003.html
🟢آیا مجتبی خامنهای به جانشینی موروثی نزدیک میشود؟
------------
🟥«ایشان آقاست نه آقازاده!»
«ایشان» مجتبی خامنهای است که آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی به منتقدان داخلی گوشزد کرد، تنها از لفظ «آقا» برای پسرش استفاده کنند.
سال ۱۳۸۴ مهدی کروبی، نامزد شکستخورده انتخابات ریاستجمهوری، علی خامنهای را متهم کرد که پسرش مجتبی در جریان انتخابات، از نامزدی محمدباقر قالیباف حمایت کرده است.
کروبی افشا کرد وقتی یکی از «بزرگان» به آیتالله خامنهای گفته که «آقازاده حضرتعالی در انتخابات از فلان کس حمایت میکند»، آقای خامنهای پاسخ داده: «ایشان آقاست نه آقازاده!»
این جمله نام مجتبی خامنهای را وارد فضای سیاسی ایران کرد. نه صرفاً بهعنوان گزینه جانشینی رهبر آینده، بلکه در آن زمان، بهعنوان یک چهره پشتپرده تحولات سیاسی؛ پردهای که از آن روز تا به امروز، گاهی کنار زده میشود تا این «آقا» بیشتر دیده شود.
آیتالله علی خامنهای رهبر ۸۵ ساله جمهوری اسلامی شش فرزند دارد.
پسرانش مصطفی، مجتبی، مسعود، میثم و دخترانش بشری و هدی نام دارند؛ مجتبی، متولد ۱۳۴۸ پسر دوم
رهبر جمهوری اسلامی است...
@pourostadv
کامل این متن را اینجا بخوانید:
radiofarda.com/a/mojtaba-khamenei-succession--supreme-leader/33162072.html
@pourostadv
📻مستند رادیویی: «شجریان؛ صدای اعتراض مردم»
🟥نویسنده و اجرا: وحید پوراستاد
تدوین صدا: شهرام ابراهیمی
زمان مستند: ۱۰۵ دقیقه
تولید: رادیو فردا
-----------------------
محمدرضا شجریان نامی بلند در هنر آواز ایران بود. قصه او قصه کتابی است با برگها و فصلهایی پربار از چهرهای که ریشه در مردم داشت.
شجریان با صدا و آوازش، بازتابدهنده عشقها، حماسهها و شکستها؛ رنجها و شادیها و حتی آرزوها و امیدهای یک ملت شد.
اگر چه رسانههای حکومتی او را «وطن فروش» خواندند اما او بازتاب صدای «اعتراض» مردم بود.
چرا که به گفته خودش «هرگز هنر را برای هنر» دنبال نکرد و «همیشه به حال و هوای مردم و جامعه نگاه کرد که مردم چه می خواهند»
شجریان استاد آواز ایران میگفت: «اگر مردم اعتراضی داشتهاند، من زبان اعتراض آنها شدهام؛ من زبان مردمم هستم. من با مردمم زندگی میکنم. مردمی که در طول تاریخ درد کشیدهاند، زندگی کردهاند و هویت خودشان را حفظ کردهاند.»
مستند رادیویی:«شجریان؛ صدای اعتراض مردم» نگاهی دارد به فصل «سیاسی» زندگی پربار او. هنرمندی که در طول زندگی پرفراز و نشیبش تلاش کرد در مسیر مردم حرکت کند نه قدرت.
اگر چه خودش میگفت: اصرارش بر جانب حق ایستادن بدون هرگونه مصلحتاندیشی و منفعتطلبی او را تبدیل به یک سرمایه معنوی و اجتماعی کرد، اما فراتر از این، او یک سرمایه ملی و هنری بود که همیشه در کنار مردم ماند.
@pourostadv یوتیوب توییتر
اینستاگرام
🟥لینک فایل کامل مستند در یوتیوب:YouTube
🟧لینک در وبسایت:RadioFarda
🟪لینک در اینستاگرام:
🔻بخش اول: Instagram
🔻بخش دوم: Instagram
🟠لينك ساوند كلاود:Soundcloud
🟡تقدیم به آرش عاشورینیا که با هنر و دوربینش با مردم بود و ناباورانه، ما را ترک کرد./و تقدیم به همه چهرهها و هنرمندانی که در روزهای سخت، صادقانه صدای مردم بیصدا میشوند.
@pourostadv
سخنرانی خامنهای؛بازسازی اعتماد از دست رفته
آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی پس از گذشت ۵ سال دوباره در نماز جمعه تهران سخنرانی کرد. حکومت برای این سخنرانی از دو روز قبل دست به تبلیغات گستردهای زد. سخنرانی او برخلاف بسیاری از سخنرانی قبلیاش هنگامی که به فارسی صحبت کرد، بسیار کوتاه بود. او آخرین بار سال ۹۸ هم پس از کشته شدن قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران توسط آمریکا در نماز جمعه حضور پیدا کرده بود.
خامنه ای عموما در موقعیتهای خاص با حضور در نمازجمعه، بدنبال ارسال پیامهای کلیدی به مخاطبان داخلی، منطقهای و بینالمللی است. این بار علاوه بر کشته شدن حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، حمله موشکی ایران به اسرائیل سخنرانی او را از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار میکرد.
اما او امروز حرف تازهای به نسبت مواضع قبلیاش، نزد. علی خامنهای حمله نیروهای افراطی حماس در ۷ اکتبر و همچنین حمله موشکی ایران به اسرائیل را «قانونی و مشروع» خواند.
بنابراین بعد از حملات و ضربات دقیق اسرائیل به حزب الله در لبنان و اسماعیل هنیه در تهران ، آیت الله علی خامنهای این بار بیشتر خواست پیام «روحیهبخش» به حامیان داخلی و نیروهای شبه نظامی مورد حمایت خود در منطقه بدهد که: امنیت در داخل کشور برقرار است؛ نگرانی از ترور ندارد و به همین دلیل در یک مکان عمومی با جمعیتی انبوه حضور پیدا کرده است و جمهوری اسلامی همچنان از نیروهای که آنها را «نیروهای مقاومت» مینامد، حمایت کامل میکند. و در صورتی که اقدامی علیه ایران صورت بگیرد به گفته او «نه تعلل» خواهند کرد و «نه شتابزده» عمل میکنند.
علاوه بر این، پیام تصویری نهم مهرماه بنیامین نتانیاهو به مردم ایران که در آن گفت: اسرائیل «در کنار شما است و ایران زودتر از آنچه که فکر کنید آزاد میشود» خشم مقامهای جمهوری اسلامی را برانگیخت. نگرانی اصلی آنها از برنامه و خوابیست که اسرائیل برای ایران در سر دارد.
همان نگرانی که رهبر جمهوری اسلامی امروز در نمازجمعه تهران بیان کرد که «اگر دشمن در یک کشور موفق شود به سراغ دیگر کشورها میرود» از این رو، برای دومین بار موشکهای خود را به اسرائیل پرتاب کردند؛ عملی که در نگاه مقامهای جمهوری اسلامی «قانونی و مشروع» تلقی میشود. اما حقیقت پشت این اقدام، نوعی بازداندگی و کنترل اقدامات سهمگین بعدی اسرائیل است. هر چند که معلوم نیست این تصور از «بازدارندگی»، خود آتشی بزرگتر برای ایران و منطقه به وجود نیاورد. @pourostadv
Repost from جمهورى سوم
🔺مقاله «از انقلاب زنان تا دموکراسی زنانهنگر» نوشته فاطمه صادقی/ منتشر شده در سایت نقد اقتصاد سیاسی
🔴جنبش ژینا سویههای راهبردی بسیار قدرتمندی دارد که افق و راه تازهای را به سوی جمهوری سوم باز کرده است. اگرچه این سیاست زنانهنگر برای بسیاری از زنان در حال مقاومت در برابر سلطه پدرسالاری بدیهی و بخشی از حیات روزمرهی آنها برای روشن نگه داشتن شمع زندهگی در برابر هجوم جهل و ظلمت و ارعاب مقدس است، اما در میان اندیشمندان و نخبگان به ندرت کسی به طرح و بیان آن پرداخته است. دکتر فاطمه صادقی به حق جواهری در این برهوت است.
بخشی از مقاله:
📝این جمله را زیاد شنیدهایم که انقلاب ایران را دزدیدند. به نظر میرسد انقلاب ایران را بیش از آنکه یک گروه- روحانیت- بهسرقت برده باشد، یک تخیل استعلایی و متافیزیکی به سرقت برد؛ تخیلی که مبنای آن ساختن یک مدینهی فاضله با متابعت از فرامین و دستورات مافوق بشری بود. آن تخیل سیاسی بنا داشت رستگاری را با اتکا بر امری فوق بشری حاصل کند. نتیجه، رستگاری نبود، بلکه یک جهنم انسانی بود. اما جنبش زن، زندگی، آزادی چنین نیست. در آن، این عالمِ امکان بشری است که خلق چیزی دیگر را ممکن میکند.
🔸۲۶ شهریور ۱۴۰۱ سرآغاز برههای مهم در تاریخ ایران شد. یک روز پس از جان باختن #مهسا_ژینا_امینی در بیمارستان کسریِ در تهران، جمعیتی بزرگ در سکوت وارد آرمستان آیچی سقز شدند تا پیکر مهسا، دختر ۲۲ ساله را به خاک بسپارند.
🔸در همان مراسم، زنانی روسری از سر برداشتند، جمعی شعار #زن_زندگی_آزادی سردادند، برخی هم پس از خاکسپاری بهسوی فرمانداری سقز حرکت کردند و در مقابل نیروهای امنیتی نیز بهسوی معترضان آتش گشودند.
🔸سقز، سر آغاز جنبشی به نام «زن زندگی آزادی» شده بود. گزارشم بر مبنای مشاهدات دیاکو علوی، معلم اهل سقز، و نیز بازخوانی بخشهایی از گزارش الهه محمدی، خبرنگار روزنامه «هممیهن»، است که بهخاطر همین گزارش، نزدیک به یک سال شده که در زندان است.
@pourostadv
گزارش را اینجا بخوانید و ببینید:
https://www.radiofarda.com/a/how-the-protests-started-just-after-mahsa-funeral/32595711.html
🟢کسی از ما را کشته بودند
https://youtu.be/inyBnEXUEss?si=BMsnBJROVTzBC5J7
@pourostadv
نامه فائزه هاشمی از زندان:زندان اوین، بند زنان سیاسی، همجواری با مبارزین نام آشنا، خاطرات خوب و بد، تلخ و شیرین، باورهای مشترک و گاها در عمل متفاوت. در کلام عالی و در عمل خالی، نظریهپردازانی از درون تهی. دیکتاتورهای کوچکی که آنچه را که سالها با آن مبارزه کردهاند، بر سر همبندیهای خود میآورند. همبندیانی که کمتر یارای نقد کردن و یا ایستادن در مقابل آنها را دارند که در این صورت تنگنظریها، تهمتها، پروندهسازیها، هتاکیها، حذف و طردها، تخریب شخصیتها و گاها ضرباتی را نوش جان میکنند. به عبارت دیگر، همبندی (بخوانید گروه فشار داخل بند) همبندی را میپاید، برای او تعیین تکلیف و خط قرمز مشخص میکند، آزادی او را سلب میکند، به او انگ و تهمت میزند، او را تهدید میکند، آرای او را دور میریزد، ضرب و شتم نثارش میکند، فضای وحشت و خفقان میآفریند.چرا؟ چون با او همراه نشده، یا نقدی بر او وارد کرده و پا روی سلطه و اقتدار او نهاده. و عجیبتر سکوت یا همراهی و ادامه دوستی برخی دیگر از مشاهیر در بند با این اندک سلطهگران است. بارها پرسیدهام چگونه است که میشود با این افراد همراه شد، ولی با مستبدین در کشور نه؟ یعنی هم چوب را بخوریم و هم پیاز را، هم در زندان باشیم و هم با دیکتاتور سازش کنیم؟
چرا کور و کر شدیم؟
@pourostadv
🟢من برداشتم این نیست که حکم #شروین_حاجیپور «لغو» شده/دادگاه مجازات تکمیلی (دو سال ممنوعیت خروج از کشور- جمعآوری دستاوردهای انقلاب و انتشار در فضای مجازی- خلاصهنویسی کتاب مطهری و جوادی آملی-ساخت موسیقی درباره جنایات آمریکا و...) را لغو کرده؛ اما درباره مجازات سه سال حبس
بابت «اغوا و تحریک مردم به اغتشاشات» بعنوان «اشد مجازات» را گفته فقط «نیمی از این مجازات را تعلیق میکند»
یعنی هنوز یک سال و نیم از این
مجازات قابل اجرا است.
@pourostadv
🟥سقوط! بالگرد ابراهیم رئیسی، معادلات عرصه سیاسی ایران را به طور گستردهای به هم زد. مرگ او و همراهانش در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۳ امیدهای برخی از ذینفعان در قدرت را بر باد داد و به گروههای منتقد و مخالف خارج از قدرت، امید و جان تازه داد.
در ٩ بخش نگاهی داشتم به مراحل رسیدن مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری و شروع چالشهای او و کابینهاش در این مقام.
@pourostadv
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید
🟥سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی، معادلات عرصه سیاسی ایران را به طور گستردهای به هم زد. مرگ او و همراهانش در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۳ امیدهای برخی از ذینفعان در قدرت را بر باد داد و به گروههای منتقد و مخالف خارج از قدرت، امید و جان تازه داد.
در ٩ بخش نگاهی داشتم به مراحل رسیدن مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری و شروع چالشهای او و کابینهاش در این مقام.
@pourostadv
https://www.radiofarda.com/a/unexpected-presidency-the-fall-that-made-pezeshkian-fly/33053895.html
Repost from خاطرات و روزنوشت ها
استیلای امر منفی*
علیرضا رجایی
درسال ۱۳۵۴ و درست در زمانی که سازمانهای چریکی بوضوح فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قراردادهبودند، گروه مارکسیستی ستاره روند گفتگویی را با سازمان چریکهای فدایی خلق آغاز کرد که "پروسه تجانس" نامیدهشد.
ستاره، گروهی از دانشجویان عضو کنفدراسیون جهانی محصّلین و دانشجویان ایرانی بودند که در کادر "چپ مستقل و غیراردوگاهی" تعریف میشدند و در سال ۱۳۵۶به گروه اتحاد کمونیستی و سرانجام پس از انقلاب ۵۷ به سازمان وحدت کمونیستی تغییر نام دادند.
گروه ستاره در زمستان ۵۴ و در جریان "پروسهٔ تجانس" با سازمان فدایی، کتابچه یا جزوهای صد صفحهای به نام مرحله تدارک انقلابی و با هدف "رد پارهای از نظرات نادرست درون جنبش" تدوین کرد که دو سال بعد، پس از تصحیحاتی، در تابستان سال ۱۳۵۶ تحت عنوان گروه اتحاد کمونیستی آن را بهطور علنی منتشر نمود.
بازخوانی و مرور این کتابچه (مستقل از بخشهایی از آن که با چرخش دورانیِ نیم قرن اخیر بلاموضوع شدهاست) به دلیل ارائهٔ برخی نظرات جسورانه و در بیرون از قالب فکر مسلّط بر سازمانهای چریکی در دههٔ ۵۰ و نیز به دلیل ضرورت توجّه به آنچه "انقطاع استراتژیک" میان روندهای سیاسیِ پیش و پس از انقلاب نامیدهمیشود، ممکن است در غنای بیشتر بخشیدن به پیچیدگی تجارب سیاسی امروز ما مؤثّر باشد.
اساس کتابچه یادشده، نقد نظر مسلّط در جنبش مسلحانهٔ پیش از انقلاب ۵۷ است که شرایط عینیِ انقلاب را آماده میدید و تنها شرایط ذهنی را مانع وقوع انقلاب میدانست. برخلاف این نظرِ رایجِ سازمانهای چریکی، گروه ستاره اعتقاد داشت که در ایران شرایط انقلاب وجود ندارد و سازمانهای انقلابی بهدلیل ضعف تئوریک و فقدان خطمشی، استراتژی و تحلیل مشخص از مناسبات حاکم، در ابتداییترین سطح سیاسی برای رهبری و هدایت تودهها هستند. ازسویدیگر علیرغم پیشبینی وقوع بحرانها، تعادل نسبی رژیم مانع ورود جامعه به مرحلهٔ انقلاب میشود و ازاینرو باید به انتظار بروز بحرانها و معضلات اقتصادی و سیاسی بود که آن تعادل را برهم زند.
از زاویهٔ تحلیل طبقاتی نیز طبقه کارگر فاقد یکدستی و آگاهیِ متوازن برای اقدام متشکّل و همهجانبه است و خردهبورژواری یا طبقه متوسط نیز درمعرض تجزیه قرارگرفتهاست بهگونهای که اکثریتی از آنها در حال ورود به صف محرومان و زحمتکشان هستند و بخش دیگری از آنها "بهطرف بالا -یعنی شرکتِ هرچه بیشتر در استثمار تودههای زحمتکش- صعود میکنند".
ضعف دیگرِ خطمشی سازمانهای سیاسیِ دههٔ ۵۰ براساس این نوشته، نگرش ماجراجویانه و "آوانتوریسم محض" است که بدون محاسبه، بهدنبال کشاندن تودهها به میدان مبارزه هستند و اساساً مسالهٔ تحوّل بنیادین و انقلابی را امری "سرسری" و دمدستی فرض میکنند. در ادامهٔ این تحلیل، با یادآوری موضع مشهور لنین که "انقلاب کار تودههاست" چنین میخوانیم:
ضرورت انقلاب در زندگی و خواست تودههاست نه نتیجهٔ امیال رمانتیک اقلیّت کوچکی از مردم. ازاینروست که به دلیل فقدان تئوری و استراتژی متناسب با وضعیت، نطفهها یا زمینههای اوّلیهٔ تحوّل قادر به زندگی و استمرار حیات نخواهند بود، هستی و تاریخ ندارند و سرانجام میمیرند یا فرزند ناقصالخلقه به بار میآورند. بنابراین و به طور خلاصه، در مرحلهای که ماقبل وضع انقلابی است، آنچه اهمیّت دارد عامل آگاهی، حزب و تشکیلات و رهبری است و در موقعیتی که "وضع زندگی و قرارگاه اجتماعیِ تودهها" مستعد یک تحوّل بنیادین و انقلابی نیست، ارادهگرایی تنها به هدر رفتن نیروها و حماسهسراییهای شهاتطلبانه منجر میشود. تودهها... هرقدر ناراضی باشند، هراندازه گرسنه و بیخانمان باشند، هرقدر هم از شرایط مادیِ زندگیِ روزانهٔ خود آگاه باشند... هنوز نمیتوانند خودبهخود انقلاب کنند و وقوع جنبشهای خودانگیخته و پراکنده را نباید با زمینهٔ آمادهتر عینی یعنی زمان رشد[فراگیر و همهجانبهٔ] جنبشهای خودبهخودی اشتباه کرد.نکتهٔ مهمّی که در کتابچهٔ مرحلهٔ تدارک انقلابی به آن اشاره شده، دریافت و تصوّر غلط سیاسی از درماندگی عمومی مردم است که بعضاً صِرف وجود آن را موتور تحوّلهای رهاییبخش میبینند، حال آنکه "این فرمولِ خشک و غیرتاریخی که عقبماندگی و فقر و مذلّت مساوی انقلابیتر بودن زمینه است" یکسره نادرست و غلط و معادلهای "تهی از مضمون اجتماعی-طبقاتی" است..... یکی دیگر از خطاهای رایج در جریانها و سازمانهای سیاسی، وزن مطلق بخشیدن و "بیش از آنچه تحلیل علمی مجاز میدارد، بر روی فاکتور استبداد" است بهنحویکه گاه دیگر مولفههای اجتماعی، منابع قدرت و واقعیتهای مشخّصِ تاریخی را از نظر دور میدارند و با نادیده گرفتن شرایط مادی، به یک ارادهگرایی بیثمر میافتند تا به گمان خود و بهصرف مواجهه با سامان دیکتاتوری موجود، رژیم را سرنگون کنند... متن کامل: http://B2n.ir/e55911
Repost from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
✅چرا رای ندادم اما سکوت کردم؟
✍🏿سیدمصطفی تاجزاده
✅یکم) از نهضت مشروطیت تاکنون، انتخابات آزاد از اصلیترین مطالبات ملت ایران بوده و مشارکت فعال در آن توجیه داشته و توصیه میشده است. اما معرفی نامزد و در بسیاری از موارد رایدادن در انتخابات غیرآزاد و ناعادلانه، به نظر من هنگامی موجه است که:
🔷الف: رقابت معنادار نامزدها در حدی که پیروزی منتقدان ممکن باشد.
🔷ب: میزان مشارکت شهروندان بالای ۵۰درصد باشد.
🔷پ: تحقق وعدههای نامزد منتخب در شرایط طبیعی ممکن باشد.
✅دوم) انتخابات تا سال ۱۳۹۶ نه آزاد بود و نه منصفانه. اما بهگونهای مهندسی میشد که اختلاف معناداری بین نامزدها دیده میشد. منتخبان منتقد نیز اگرچه با کارشکنیها و بحرانهای ساختگی انتصابیون روبهرو میشدند، ولی بهطور نسبی امکان ارائه خدمات بزرگ و یا دفع خطرات جدی را مییافتند و میتوانستند مانند دو دولت خاتمی و دولت اول روحانی کارنامه موفقی از خود بهجا بگذارند. بهاینترتیب سه شاخص "رقابت، مشارکت و اثرگذاری" سر جمع، مثبت بود و معرفی ...
🔗برای خواندن متن کامل، روی مشاهده فوری بزنید.
🆔@MostafaTajzadeh
Repost from RadioFarda
🎬مستند روح تهران فیلمی از وحید پوراستاد؛ داستان روزنامهنگاران و رأیدهندگان معترض در انتخابات سال ۸۸ است؛ روزنامهنگارانی که در آن سال بازداشت و محاکمه شدند و روزنامههایی که سانسور و توقیف شدند. در سال ۸۸ زندگی بسیاری از روزنامهنگاران همانند بسیاری از مردم تغییر کرد.
برای دیدن این مستند با کیفیت بهتر به یوتیوب رادیوفردا بروید:👇🏻👇🏻👇🏻
https://bit.ly/2XkFmk1
@radiofarda
Repost from Pourostad وحید پوراستاد🔷
«فرمان حمله»
🟥تهیهکننده و کارگردان: وحید پوراستاد
🟡تدوین فیلم: امیرعلی وفایی
🟡تدوین نسخه رادیویی: شهرام ابراهیمی
🟢گرافیک: شبنم میری
🟧تولید: رادیو فردا بهار ۱۴۰۲
🔴لینک در یوتیوب با کیفیت عالی
♦️مستند «فرمان حمله» بر محور صداهای درزکرده و در مواردی صداهای شنیده نشده عوامل حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران در دوازدهم دی ماه ۱۳۹۴ ساخته شده است.
این گزارش همچنین ابعاد دیگری از حملات تند لفظی رهبر جمهوری اسلامی و مداحان حکومتی علیه دولت و مقامهای سعودی را مورد بررسی قرار میدهد.
@pourostadv YouTube
رهبر جمهوری اسلامی بارها با الفاظی تند به مقامهای سعودی حمله کرد و آنها را «انسانهای بیارزش، نالایق و پست» خواند و در یک سخنرانی گفت: «دولت سعودی هم مستبد است، هم دیکتاتور است، هم ظالم است، هم وابسته است، هم فاسد است.»
همه این مواضع تند نشانهایی برای حامیان تندرو و به ویژه مداحان حکومتی بود تا در آیینهای خود دولت عربستان سعودی را آماج حملات لفظی خود قرار دهند و حتی این کشور را تهدید به «حمله موشکی» کنند.
این مواضع تند و قطع هفت ساله روابط دیپلماتیک بین تهران و ریاض هزینه سیاسی -اقتصادی سنگینی بر کشور و مردم ایران وارد کرد. اما با آغاز دوباره روابط دو کشور، لفاظیهای تند مقامهای ارشد جمهوری اسلامی علیه دولت عربستان سعودی به یکباره تمام شد بدون آنکه پاسخ بدهند که مواضع و حملات تند قبلی حامیان و مقامهای ارشد کشور، چه بهره و سودی را برای منافع ملی کشور به همراه داشت؟!
@pourostadv
Twitter
YouTube
Instagram
---------
لینک در اینستاگرام
لینک در وبسایت رادیو فردا نسخه رادیویی مستند فرمان حمله در soundcloud
Repost from بابک غفوریآذر | Babak Ghafooriazar
«...نعش مرا که هیکل ظاهریم باشد، هرجا خواستی پرت کن. اصل کار روح من است و فکرم که جای هر دو در صفحات مجلۀ خواندنیها است. هر وقت خواستی با من صحبت کنی، نوشتههای مرا که طی چهل سال چاپ شد، در مجله بخوان...»
این بخشی از وصیتنامه علیاصغر امیرانی، مهمترین روزنامهنگار اعدام شده در حکومت جمهوری اسلامی تاکنون است. بنیانگذار و مدیر مجله «خواندنیها» که تا چند روز قبل از انقلاب هم نسبت به آنچه در پیش بود هشدار میداد: «برادر همدین و هموطن و همکار آزادیخواه و اصلاحطلب من، تعصبت در آزادی و اصلاح و ارشادات را که خود با تو همسنگر بودهام، میستایم اما تو داری زمین، خانه و زیر پای ما را هم خراب میکنی و اگر منعت نکنند تا گاوماهی میخواهی بروی. آن وقت ما را در کجا میخواهی اسکان بدهی، در همانجا که درگذشتگان ما را به خاک سپردند یعنی در بهشتزهرا و یا جو فضا؟»
آنچه در این لینک میخوانید داستان علیاصغر امیرانی و اعدامش در روزهای ملتهب سال ۱۳۶۰ است. حاصل چندین ماه تحقیق و بررسی سندهای گوناگون. سفر پر درد دیگری در سال ۱۳۶۰ که خون از هر گوشهاش روان است.
@babakgha
