دیدهبان میراث فرهنگی
Open in Telegram
کارشناسان، کنشگران و خبرنگاران را از وضعیت میراث منطقهتان آگاه کنید: @masoudaji [انتشار اخبار غیرتولیدی به معنای تایید آنها نیست، اطلاع رسانی و بازنشری است تا مورد توجه و پیگیری قرار گیرند] گروهِ ما برای گفتوگو: https://t.me/mirasgap
Show more2 616
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1930 days
Posts Archive
Repost from N/a
همه چیز درباره یک بافت تاریخی و سرمایهگذار خاصش
دلیل آتشسوزی بافت تاریخی گرگان در ابهام
سمیه ایمانیان
مدیر پایگاه میراث ملی شهر تاریخی استرآباد(بافت قدیم گرگان) میگوید: شرکت وابسته به بابک زنجانی هیچ بازدید حضوری از بافت گرگان نداشته و همه صحبتها که در حد یک مکاتبه رفت و برگشتی بوده، با نامه انجام شده است.
عالیه ملک شاهکویی در گفتوگو با خبرنگار آتیه درباره نقل قولها و خبرهایی که از سرمایهگذاری شرکت وابسته به بابک زنجانی در بافت تاریخی گرگان منتشر شده، میگوید: در طول چندهفته گذشته میراث فرهنگی نامهای از شرکت گردشگری (آوان) وابسته به این شخص دریافت کرد که در آن به این اداره کل اعلام کرده بود «در صورتیکه فرصتهای سرمایهگذاری در این بافت اعلام شود آن شرکت میتواند با رائه طرحهایی، در مجموعه بافت تاریخی گرگان سرمایهگذاری کند»
وی با اشاره به فرصتهایی که در این بافت تاریخی وجود دارد، ادامه میدهد: میراث فرهنگی پاسخ این مکاتبه را داد اما مساله این است که بافت تاریخی گرگان طرح تفضیلی مخصوص به خود را دارد و هر سرمایهگذاری که قصد ورود داشته باشد باید طرح مصوب را اجرایی کند و وضعیت به گونهای نیست که قرار باشد تصمیمی جداگانه برای آن گرفته شود.
او توضیح میدهد: بسیاری از بناها در بافت تاریخی گرگان نیاز به مرمت دارند، برخی بناها نیاز به بهسازی و برخی املاکی هستند که میتوانند یک فرصت نوسازی باشند، وضعیت همه این بناها پلاک به پلاک در طرح تفضیلی مشخص شده و سرمایهگذار با توجه ایدههای خودش و طرح اصلی میتواند کار را جلو ببرد.
مدیر پایگاه میراث ملی شهر تاریخی استرآباد با تاکید بر اینکه شرکت خصوصی مورد نظر هنوز هیچ پاسخی به میراث فرهنگی ارائه نکرده است، اظهار میکند: تا کنون و اصلا هیچ جلسه راجع به ایدههای سرمایهگذار برگزار نشده و ما حتی نمایندگان این شرکت را رو دررو ندیدهایم که صحبتی انجام دهیم، فعلا همه چیز در حد همان نامه اولیه و جواب میراث فرهنگی است.
ملک شاهکویی اما فاصله کوتاه میان اعلام خبر سرمایه گذاری زنجانی در بافت تاریخی گرگان را با آتش سوزی رخ داده در بافت، دو موضوع کاملا متفاوت از یکدیگر میداند و میگوید: یک روز بعد از وقوع آتشسوزی در نامهای به آتشنشانی درخواست کردیم تا هر چه سریعتر علت این حادثه را اعلام کنند، اما هنوز هیچ پاسخ رسمی از آتش نشانی اعلام نشده است.
وی ادامه میدهد: میدان شهرداری گرگان در واقع نخستین (فلکه) میدان نوین شهری در این شهر است که به واسطه حضور همیشگی مردم در زمان وقوع اتفاقات خاص ملی به مکان رویداد شهر نیز تبدیل شده و امروز یکی از مهمترین عناصر شهر گرگان محسوب می شود؛ میدانی که بخشی ازشهر تاریخی استرآباد به عنوان نخستین شهر ثبت ملی شده در فهرست آثار ملی است.
او با اشاره به تقسیم میدان شهرداری گرگان به چهار وجه مانند میدان حسنآباد تهران، توضیح میدهد: در حریق رخ داده، یک وجه دچار آتشسوزی شد، مغازههای طبقات بالا و پایین این وجه میدان هر کدام مالکیتهای مشخصی دارند، بنابراین این طور نبوده که کسی بگوید فلان سرمایهگذار پس از خرید بازار و با هدف ساختوساز جدید آتشسوزی را ایجاد کرده باشد.
مدیر پایگاه میراث ملی شهر تاریخی استرآباد میگوید: فردای روز آتشسوزی، عملیات آواربرداری در منطقه و آسیبشناسی بافت آغاز شد و قدمهای اولیه برای رفع خطر برداشته شد؛ پس از آن نیاز است تا طرح مرمت جامع به مالکین اعلام شود.
Repost from جامعهٔ باستانشناسی ایران
🏛 ساخت و ساز در عرصهٔ دولتخانه صفوی قزوین
بخشی از عرصهٔ دولتخانه صفوی قزوین برای ساختوساز در اختیار بهرهبردار پروژه گراند هتل قرار گرفته و در سکوت خبری پیش میرود
@SocietyIranianArchaeology
Repost from N/a
آغاز عملیات تخریبگرانهای که سال پیش متوقف شده بود
پل غیرقانونی روی تمدن ۳ هزارساله
آخرین تصاویر ارسالی به «میراثخبر» حاکی از آن است که معدنکاران پلی که سال گذشته به دلیل غیرقانونی بودن و تخریب آثار باستانی جوبجی متوقف شده بود، بدون هراس از مسئولان میراث رامهرمز و خوزستان ساخته شده است. بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی بارها و بارها هشدار داده بودند که این عملیات میتواند آسیبهای جدی به تاریخ تمدنی این سرزمین بزند.
محوطه جوبجی از آثار فاخر و ثبتشده ملی است که بنابر ضوابط ابلاغشده عرصه، هرگونه ایجاد مسیر، سازه یا جاده در محدوده آن ممنوع است. با این حال، در روزهای گذشته احدی از ذیمدخلان و ذینفعان پیرامون محوطه برخلاف قانون، اقدام به تعرض و آغاز عملیات احداث پل کردهاند.
این در حالی است که چندین بار حکم توقف این پروژه از سوی وزارت میراثفرهنگی و مسئولان قضایی داده شده است. حال باید پرسید که مسئولان میراثفرهنگی خوزستان این بار هم جلوی این پروژه را میگیرند.
آذر سال گذشته این عملیات با حضور نیروهای یگان حفاظت میراثفرهنگی متوقف شده بود.
سوال اساسی اینجاست که چرا مسئولانی که از سوی وزارتخانه میراثفرهنگی به سمت حفاظت این منطقه رسیدهاند؛ در چند روز گذشته ساکت بوده و در محوطه حضور نداشتند و مانع این تعرض آشکار نشدند؟ اکنون تکلیف چیست؟ چه کسی پاسخگوی این وضعیت است؟ آیا آثار عیلامی که از معدود آثار باقی مانده هویت ایرانیان در این دوره است باید به این راحتی و بدون هراس نابود شود؟
«کوشکِ اردشیر» در محاصره!
یک کنشگر میراث فرهنگی گفت: چاهای آب، تُلمبه و موتورهای برقی، عَرصه و حریم یادمان ساسانی «کوشکِ اردشیر» را محاصره کرده و تهدیدی جدی برای این اثر ملی در جنوب ایران است.
به گزارش ایسنا، سیاوش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراث فرهنگی در اینباره شرح داد: «کوشک ساسانی منسوب به اردشیر بابکان در دشت «بُز پَر» دشتستان بوشهر جا دارد و یکی از بیهمتاترین و ارزشمندترین یادمانهای تاریخی و فرهنگی کشور است. با این همه، سالهای سال است که در محاصرۀ چاهای آب گیر کرده و گِرداگرد این یادگار باستانی را زمینهای کشاورزی فرا گرفته که تهدیدی جدی برای این یادگار ساسانیان به شمار میآید.
کوشک اردشیر سالهاست که به دست فراموشی سپرده شده است. این یادمان ساسانی را یادگار اردشیر بابکان، بنیادگذار بزرگترین شهریاری باستانی ایران میدانند که در شرایط حفاظتی و نگهداری نامناسبی به سر میبرد. بیشتر بخشها و اتاقهای «کوشک» فرو ریخته و یا سُسته و بیدوام شده و در حال ریزش است. هر چند که اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بوشهر با وسایل ناهمخوان و زُمخت، کوشش در نگهداری دیواره و تاقها دارد و برای پیشگیری از فروپاشی آن، تیرهایی را در بدنۀ دیوارها اَفراشته است، ولی به باور کارشناسان، این کارها همانند مُسکن بوده و کارساز نیست....
دنباله گزارش را در پیوند زیر بخوانید:
https://isna.ir/xdWWxh
Repost from N/a
آغاز عملیات تخریبگرانهای که سال پیش متوقف شده بود
پل غیرقانونی روی تمدن ۳ هزارساله
آخرین تصاویر ارسالی به «میراثخبر» حاکی از آن است که معدنکاران پلی که سال گذشته به دلیل غیرقانونی بودن و تخریب آثار باستانی جوبجی متوقف شده بود، بدون هراس از مسئولان میراث رامهرمز و خوزستان ساخته شده است. بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی بارها و بارها هشدار داده بودند که این عملیات میتواند آسیبهای جدی به تاریخ تمدنی این سرزمین بزند.
محوطه جوبجی از آثار فاخر و ثبتشده ملی است که بنابر ضوابط ابلاغشده عرصه، هرگونه ایجاد مسیر، سازه یا جاده در محدوده آن ممنوع است. با این حال، در روزهای گذشته احدی از ذیمدخلان و ذینفعان پیرامون محوطه برخلاف قانون، اقدام به تعرض و آغاز عملیات احداث پل کردهاند.
این در حالی است که چندین بار حکم توقف این پروژه از سوی وزارت میراثفرهنگی و مسئولان قضایی داده شده است. حال باید پرسید که مسئولان میراثفرهنگی خوزستان این بار هم جلوی این پروژه را میگیرند.
آذر سال گذشته این عملیات با حضور نیروهای یگان حفاظت میراثفرهنگی متوقف شده بود.
سوال اساسی اینجاست که چرا مسئولانی که از سوی وزارتخانه میراثفرهنگی به سمت حفاظت این منطقه رسیدهاند؛ در چند روز گذشته ساکت بوده و در محوطه حضور نداشتند و مانع این تعرض آشکار نشدند؟ اکنون تکلیف چیست؟ چه کسی پاسخگوی این وضعیت است؟ آیا آثار عیلامی که از معدود آثار باقی مانده هویت ایرانیان در این دوره است باید به این راحتی و بدون هراس نابود شود؟
مرمت با بیل مکانیکی!؛ خطر بیخ گوش خانه تاریخی در کرمان
یک خانه با قدمت قاجاری در بافت تاریخی پیرامون آتشکده زرتشتیان شهر کرمان در آستانه تخریب کامل قرار گرفته است چرا که بهتازگی در حیاط این بنای تاریخی با بیل مکانیکی گودبرداری انجام شده است؛ اقدامی که با ورود میراثفرهنگی و شهرداری فعلا متوقف شده است. بخشهای دیگری از این خانه در آذرماه سال گذشته تخریب شد. در یک سال اخیر، این سومینباری است که عملیات مربوط به ساختوساز در این بنا انجام و از میانه کار متوقف میشود.
https://irna.ir/xjY4hy
Repost from safarnevis.com
خانه داریوش شایگان و محمود خیامی تخریب شد.
عمارت و باغی که روزگاری خانه داریوش شایگان، فیلسوف نامدار ایرانی و بعدها خانه محمود خیامی، بنیانگذار ایرانناسیونال بود؛ خانهای با باغ، رودخانه، درختان و خاطراتی که میتوانست امروز یک *خانهموزه یا موزه تاریخ خودرو* باشد.
اما این خانه با مجوز تخریب از میان رفت.
❓چرا وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی (مگص)، شهرداری تهران و شورای عالی شهرسازی و معماری با ساختوساز در این ملک موافقت کردند؟
❓چگونه در زمینی که بخشی از آن در حریم گسل و مسیل و پهنه روددرهها قرار دارد، سرنوشت یک باغ تاریخی به بلندمرتبهسازی رسید؟
خانهای که میتوانست روایتگر تاریخ شایگان، خیامی، پیکان، ایرانناسیونال و صنعت خودرو ایران باشد، دیگر وجود ندارد.
📌 روایت کامل این تخریب و اسناد و پرسشهای بیپاسخ آن را در سفرنویس بخوانید.
https://safarnevis.com/?p=37187
@safarnevisnews
Repost from اندیشه
- مبنای حقوقی سهم ۵۰ درصدی ایران از دریای خزر
این یادداشت بی آنکه بخواهد واقعبینی و اوضاع و احوال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را نادیده بگیرد تنها در مقام این است که با استناد به حقوق تاریخی ایران در خزر و مفاد معاهدات منعقده میان ایران و شوروی سابق که از مبانی محکم و قابل استناد میباشد، به ادعای واهی کسانی پاسخ دهد که معتقدند: «ایران هرگز در دریای خزر دارای سهم مشاع و مساوی ۵۰ درصدی نبوده است»!
مبانی حقوقی این استدلال را در فایل پیوست مطالعه بفرمایید.
- اکبر اعلمی
ــــــــــــــ
•• اگر دوستانی مشتاق خواندن دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید:
@andiiishe
خبر کارزار بر روی درنانیوز منتشر شد.
شما هم با بهره بردن از رسانههای شخصی یا نهادیِ در اختیار، از دیگران برای پیوستن به این کارزار ملی دعوت کنید - امید که سخنمان شنیده شود؛
www.karzar.net/340902
لطفاً اگر با نمایندهای در مجلس شورای اسلامی در ارتباط هستید آگاهش کنید.
Repost from IndyPersian
⭕️تخریب باغ غصبی «خیامی»؛ آخرین نفسهای شمیران زیر سایه برجها میرود
♦️تخریب باغ مصادرشده «خیامی» در میدان الف زعفرانیه آغاز شده است. باغی به مساحت حدود ۱۲ هزار مترمربع که بخشهایی از آن اکنون از هم تفکیک شده و در حالی که یک قسمت به فضای پارکینگ اختصاص یافته، بخش دیگر برای یک پروژه بزرگ ساختمانی آماده میشود. البته اینکه در تصاویر جدید بخشی از زمین به پارکینگ تبدیل شده و بخش دیگر در حال تخریب و آمادهسازی است، بهتنهایی نشان نمیدهد آن قسمت «پارک عمومی» خواهد شد. ممکن است پارکینگ موقت کارگاه، فضای باز پروژه، یا بخشی از طرح نهایی باشد.
این زمین در محدودهای قرار دارد که سابقه آن با باغ خیامی و نام محمود خیامی، بنیانگذار ایرانناسیونال گره خورده است.
مصادره اموال برادران خیامی در چارچوب موج مصادرههای ابتدای جمهوری اسلامی انجام شد. در ۹ مرداد ۱۳۵۸ نام احمد خیامی و محمود خیامی در فهرست ۵۳ نفر از صاحبان صنایع و سرمایهداران مشمول مصادره اعلام شد. مبنای این مصادره، مصوبات شورای انقلاب در چارچوب قانون حفاظت و توسعه صنایع بود.
محمود خیامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ توسط دادگاههای انقلاب بازداشت شد و اموال و داراییهایش، از جمله ایرانناسیونال، مصادره شد. سپس از ایران خارج شد و در بریتانیا مستقر شد. او در بریتانیا به فعالیت تجاری ادامه داد و نمایندگیهای مرسدسبنز را در لندن و چند شهر دیگر در اختیار داشت. همزمان در زمینه امور خیریه و آموزشی، بهویژه ساخت مدرسه در خراسان، فعالیت گستردهای داشت. خیامی سرانجام در ۹ اسفند ۱۳۹۸ در لندن در ۹۰سالگی درگذشت.
در سال ۱۴۰۳، آگهی فروش ملکی در نبش میدان الف و خیابان مقدس اردبیلی، باغی به مساحت حدود ۱۲ هزار مترمربع را معرفی کرده و مدعی شده بود که برای آن جواز یک برج ۳۵ طبقه صادر شده و پروژه میتواند حدود ۱۲۰ هزار مترمربع زیربنا با کاربری مسکونی و تجاری داشته باشد. همچنین در این آگهی از هزینه سههزار میلیارد تومانی برای جواز و توافقات با شهرداری سخن گفته شده است. مسئله فقط جایگزین کردن چند ساختمان با یک بنای دیگر نیست، سخن از تبدیل یکی از قطعات بزرگ و سبز باقیمانده در زعفرانیه به یک مجموعه عظیم تجاری ـ مسکونی و بلندمرتبه است و این در شهری اتفاق میافتد که با بحران مزمن آلودگی هوا، ترافیک و آلودگی صوتی دستوپنجه نرم میکند.
پرسش این است که در تهران گرفتار آلودگی هوا و آلودگی صوتی، با افزایش تراکم، ترافیک و فشار بر زیرساختهای شهری، چه چیزی قرار است جای درختانی را بگیرد که دیگر امکان بازگرداندنشان وجود ندارد؟
زعفرانیه، محمودیه و بخشهایی از شمیران طی چند دهه از باغشهر به محلهای مملو از برجها و ساختمانهای بلند تبدیل شدهاند و باغ غصبی خیامی نیز یکی از معدود باغهای بهجامانده از گذشته است.
@indypersian
#پیام_وارده
شنیده میشود مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس کسانی را مسوول بازار هنر شیراز و برگزاری رویدادها در حافظیه - که گویا از گردش مالی قابل توجهی برخوردار هستند - کرده که پیش از این تجربهی مرتبط کاری در این حوزهها نداشتهاند و شایع است که از نزدیکان مدیر یادشده هستند.
دیدهبان آمادگی دارد هر گونه توضیح دریافتی رسمی در این باره را منتشر کند.
@reesjomhoormiras
Repost from جمعیت دیده بان طبیعت
🔰 دوگانه ایرانی«کاسپین» یا انیرانی«خزر»/ سهم ایران از سومین پهنه انرژی کره زمین چه می شود؟!
▪️آیا ایران باید هزینه های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را بپردازد؟!
🔹به مناسبت ۲۱ امرداد ماه، روز ملی گرامی داشت دریاچه کاسپین
✍حنیف رضا گلزار٫ روزنامه پیام ما، یکشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۱
🔻کاسپیان/کاسپین، ایرانی ترین نام پهنه آبی شمال ایران است و این نام تنها نام شناخته شده و زیور همه نقشه ها و اسناد سازمانی و رسمی جهان است، ولی در ایران تلاش می شود تا این دریاچه با نامی انیرانی که یادگاری از نامگذاری تازیان بر این دریاچه است شناسانده شود.
🔻«کاسپین» برگرفته از نام دودمانی ایرانی در کرانه های جنوب و جنوب غربی این دریاچه و «خزر» نیز برگرفته از نام قبیله ای ستیزه جوی، بیابان گرد و تمدن گریز در کرانه های شمالی این دریاچه بوده که از زمان ساسانیان همیشه به مرزهای کشور ما تاخت و ناز می کردند. برای نمونه درسال ۱۱۲ ه ق ترک نژادان «خزر» در تبریز و اردبیل مردم ایران را کشتار و به خاک و خون کشیدند.
🔻 هرودوت تاریخ نگار شناخته شده یونانی نیز در ۴۲۵ پیش از میلاد در نوشته های خود نام دریای شمالی ایران را کاسپین می نگارد.
🔻کاربرد نام بی ریشه «خزر» برای این پهنه آبی مانند کاربرد نام ساختگی و دروغین خلیج ع.ر.ب.ی برای پهنه آبی جنوبی کشورمان است. چرا به یکی آنگونه کنش پذیر و نسبت به دیگری اینگونه سهل انگار و واداده هستیم؟!
🔻بی گمان پاسداری از شناسه فرهنگی و تاریخی پهنه آبی شمال ایران، پیش نیاز پاسداست حقوق اقتصادی و سهم کشورمان از بستر و منابع انرژی کاسپین است.
🔹فراموش نکنیم که بستر دریای کاسپین، پس از پهنه های سیبری و خلیج فارس، دربرگیرنده سومین مخازن بزرگ نفتی کره زمین است و کاهش «سهم بالسویه» ایران بر اساس قرار دادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی به ۱۳ یا ۱۱ درصد، به روشنی بیانگر کاهش سهم کشورمان از این ثروت های بی قیمت و استراتژیک و به بیانی دیگر فربه سازی کشورهای همسایه از دارایی ملی این سرزمین است.
🔻 آیا ایران باید هزینه های فروپاشی شوروی را با چشم پوشی از خاک و آب خود بپردازد؟! برای نمونه اگر دو فردای دیگر روسیه یا ترکمنستان بار دیگر به کشورهای کوچکتری تقسیم شوند، باید رژیم حقوقی و سهم کشور های کرانه این دریا باز هم بازنگری و کوچکتر شود؟!
Repost from Salar Seyf
«استعمار ستیزی» و مسأله کنوانسیون کاسپین (و ابطال معاهده ضد استعماری مودّت)
توضیح: این جستار در مورد رویکردی است که علاقهدارد همه تحولات جهان را در قالب مناسبات استعماری توضیح دهد!
عیار حرکت «استعمارستیزی» مبتنی بر شریعتی، ادوارد سعید و ایدیولوژی شرقشناسی جایی روشن میشود که در برابر معاهدات استعماری مثل ترکمانچای-که خود بلشویکها در مودت ۱۹۲٠ پذیرفتند استعماری بود-دم بر نمیآورد اما در مورد سهم ایران در دریای #کاسپین ساکت است و ابطال معاهده ضداستعماری مودّت در کنوانسیون اکتائو را نادیده میگیرد.
اگر استعمارستیزی نام دیگر بیگانهپرستی (منهای غرب) و حراست از منافع کشورهای جداشده از شوروی است، لطفا بگویید. اگر قرار است، به نام ایدئولوژی استعمارستیزی فقط نژاد ایرانی، حاکمیت ملّی و مناسبات ایران با جهان هدف حمله باشد، این حرکت نه ضدیت با استعمار به نفع ملّت ایران بلکه نوعی دیگر از بیگانهپرستیِ استتار کرده در کسوت استعمارستیزی است.
در این دو هفته حتی یک نفر از بلاگرها، نویسندگان و کنشگرانی که تلویحاً یا مشخصاً خود را آنتیامپریالیست مینامند، متوجه نشدند که یک معاهده قدیمی ضداستعماری (موّدت) مربوط به مصالح ایران که متعلق به دوران ماهعسل لنین با همسایگان بود به پایان عمر خود نزدیک میشود!
مگر میشود کسی خود را ضداستعمار بداند اما قراردادهای ضداستعماری ایران را نشناسند و نگران حیات و بقای آنها نباشد؟ یا یکبار از ترکمانچای حرف نزند یا منافع ایران را در همه حال نادیده بگیرد؟
@Salar_Seyf
یک باستانشناس هشدار داد: خطر فرونشست ناگهانی در تخت جمشید و نقش رستم/ ضرورت پایش فوری محوطههای تاریخی
https://iran24news.com/fa/news/46817
Repost from Salar Seyf
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین |بخش دوم
خط حسینقلی-آستارا؟ سهم ۱۳ درصـدی!
هیچ مبنای حقوقی یا عرفی برای ملاک قرار گرفتن یک خط مستقیم از بندر حسینقلی به آستارا وجود ندارد! اینکه شوروی اجازه نمیداد شناورهای ایرانی از این خط عبور کنند صرفاً روایت است که جناب آقای ظریف هم آن را تکرار میکند! حتی اگر صحت داشته باشد نشانگر ستمی غیرحقوقی و برخلاف معاهدات دو جانبه بین ایران و شوروی بود. باید تذکر داد که استناد به این رویه-در صورت صحت- باید از سوی رقبای ایران مطرح شود و پاسخ بگیرد نه از سوی نمایندگان ایران. پاسخ آن نیز این است که اولا این یک شایعه است و تا کنون سند یا یادداشتی از سوی شوروی خطاب به ایران ندیده نشده که چنین تعیین ترتیباتی برای ما معین کند. اگر هم درست باشد، نشان میدهد که ایران اگرچه در ورای این خطوط فرضی اجازه اعمال حاکمیت نداشت اما مالکیت همچنان برقرار بود که مشمول مرور زمان نمیشود. یعنی عمل شوروی در اینجا نوعاً «ممانعت از حق» بود که ایجاد حق نمیکند. پس فقدان کنترل موثر ایران در دوره ای کوتاه به معنای فقدان حق نبود. ممانعت شوروی در تمام این سالها میتواند رفتاری برخلاف اصل حسننیت تلقی شود نه بیشتر. اگر با ادبیات حقوقی بخواهیم بگوییم عدم امکان حق، به معنی عدم وجود حق نیست.
اما اقای ظریف در سخنرانی چند سال پیش خود استدلالش را بر مبنای ادعای طرف مقابل قرار داده، رفتاری که یک دولتمرد نباید صورت بدهد، زیرا این نوع گفتار بعدها میتواند مورد استناد رقبا قرار بگیرد. ایران باید همواره بر عدم شناسایی خط آستارا-حسینقلی (سهم سیزده درصدی) تأکید کند. البته این ادبیات نتیجه عقب نشینی از سهم حداکثری است.
حراست ایران از میدان البرز در ۲٠٠۱:
در ۲۰۰۱، کنسرسیومی به رهبری BP شرکت سابق نفت ایران و انگلیس (که در نهضت ملیشدن نفت خلع ید شده بود) برای اکتشاف بلوک نفت و گاز میدان البرز وارد عمل شد. در این سال نیروهای هوایی ایران به یک شناور اکتشافی مرتبط با این پروژه هشدار داد و فعالیت اکتشافی متوقف شد. همچنین سفیر باکو و نماینده BP نیز به وزارتخارجه احضار شدند. از آن زمان، این میدان عملاً توسعه نیافته و تولید تجاری از آن صورت نگرفته است. اختلاف بر سر البرز یکی از مهمترین نمونههای مناقشه ایران بر سر تحدید حدود و منابع هیدروکربنی کاسپین است (در کتاب ژئوپلیتیک آذربایجان با جزییات بیشتری توضیح دادهام).
پیشنهاد:
اگر بخواهیم قبول کنیم که سهم ۵٠ درصدی واقعگرایانه نیست اما باید این را هم پذیرفت که انفعال و پذیرش تحمیل حدود ۱۳ درصد سهم، از سوی دولتهای ساحلی هم اشتباه است و باید حداکثر منافع را دنبال کرد.
یکی از توصیهها این است که ایران حقوق ویژه در ازای چشمپوشی از سهم ۵٠ درصدی برای خود در کنوانسیون بگنجاند که شامل پذیرش مالکیت و حاکمیت مشترک ایران بر برخی میدانهای انرژی ترکمنستان و باکو، درصدی از سهم برخی از دولتهای ساحلی و حق عبور خط لوله از دریا برای ایران به عنوان درصد ترانزیت است. این حقوق ویژه باید به تناسب بین وارثان شوروی تقسیم شود. مبنای مشروعیت این ادعا نیز معاهده آلماتی و پذیرش معاهدات شوروی توسط دولتهای جانشین است. اگر قرار است ایران به دلیل دگرگونی بنیادین در اوضاع و احوال( انحلال شوروی) از بخشی از حقوق خود فداکاری کند (در حالیکه نقشی در آن نداشته) سایر کشورهای تازهتأسیس ساحلی هم باید از منافع خود فداکاری کنند و حقوق ویژهای برای ایران قائل شوند. بنابراین حقوق حاکمه ایران بر منافع بستر و روی آب تا حدی حفظ شود. در رأس آنها نیز میدانهای انرژی ترکمنستان و بندر باکـو قرار دارد که میتوانند سهمی از سود به ایران بدهند یا شرکتهای انرژی ایران را سهامدار کنند.
ایران نباید از ادعاهای تاریخی خود بدون گرفتن امتیاز موثر عقبنشینی کند در غیراینصورت چنین عقبنشینی، ایران را در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار خواهد داد و در حکم تجزیه بخشی از سرزمینهای آبی است. نباید فراموش کرد که معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴٠ مبنای تاریخی حقوق ایران هستند.
@Salar_Seyf
Repost from Salar Seyf
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین
بخش یک:
در اینجا به چند نکته کلیدی که طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون دریای کاسپین مطرح کرده اند پاسخ خواهیم داد:
اشاره به اصل انصاف در کنوانسیون:
گفته شده است که:
تیم حقوقی ایران با ریاست دکتر ممتاز، موفق شده اصل انصاف را در متن سند اکتائو بگنجاند. طبق این بند، از آنجا که شکل ساحل ایران، کشور را در وضعیت «نامساعد ویژه» قرار میدهد، این موضوع باید در تعیین خطوط مبدأ مستقیم به صورت استثنایی جبران شود تا سهم عادلانهای به ایران برسد. لذا اگر طبق کنوانسیون حقوق دریاها و حتی عرف، میخواستن خط مبدا رو ترسیم کنند، سهم ایران حداکثر 11 تا 13 درصد میشد. اما طبق اصل انصاف ایران سهم میتواند بالاتر هم باشد.و اما پاسخ: اصل انصاف که اصولا در حقوق بینالملل هم هست و میشود همواره به آن استناد کرد، پس وارد کردنش در کنوانسیون نکته خاصی نیست. بماند که در این بند اصل انصاف یک بند کلی است و معلوم نیست طرفین الزاما دلالت آن به نفع ایران را بپذیرند. به عنوان یک تجربه مشابه، در تقسیم مرزهای دریایی ترکیه و یونان در اژه (مدیترانه شرقی) چون ترکیه از حقوق خودش را در لوزان و معاهده پاریس نسبت به جزایره اژه و هر نوع خشکی در سه مایلی از خط ساحلی اعراض کرده، اکنون به مشکل جدی برخورده است. یونان خودش را کشور مجمع الجزایری دانسته و حدود دریای سرزمینی اش رو ۱۲ مایل طبق کنوانسیون ۱۹۸۸ اعلام کرده، که در صورت اعمالش ترکها حتی برای تردد بین دو شهر ساحلی هم باید از آبهای یونان عبور کنند. در همین رابطه همین حالا ترکیه در برابر اعلام ۱۲ مایل ازسوی یونان به «اصل انصاف» استناد میکند ولی گوش آتن به این حرفها بدهکار نیست (به طور مفصل در کتاب چشمانداز ژئوپلیتیک ترکیه توضیح دادهام). حالا چطور میخواهیم در برابر حکومتی مثل باکو که حتی حاکمیت مسلم ایران بر استانهای شمالغرب را به صورت دفاکتو قبول نداره و کتب درسی و رسانههایش مدعی است که طبق قراراداد ترکمانچای (که نسخه اصلی آن هم موجوده) آذربایجان جنوبی از کشوری به نام اذربایجان جدا شده (که تا ۱۹۹۱ وجود خارجی نداشته) را به قاعده انصاف دعوت کنیم؟ منطقی را که از یک طرف قاجاریه را نشانهای بر حاکمیت عنصر ترک در ایران میداند و ازسوی دیگر معتقد است در ترکمانچای روسها و فارسها سرزمین آذربایجان را دوپاره کردند، چگونه میتوان به اصل انصاف دعوت کرد؟ نباید نقد را دو دستی تقدیم کرد و سپس امید انصاف داشت. علیاف بارها نشان داده که حقوق بینالملل را قبول ندارد و اصل زور را می پذیرد. در مورد حق ۵٠ درصدی: معاهدات سابق به حق مشاع و استفاده مشترک اشاره میکنند، گیریم که این عبارتها دلالت بر سهم ۵٠ درصدی ایران ندارد، آیا بر سهم ۱۳ یا هفت درصدی دلالت دارد؟ طرفداران کنوانسیون میگویند در این سند اشاره به سهم یا درصد خاصی نشده است! پس دستاورد کنوانسیون چیست؟ اصولا این کنوانسیون چه مسالهای از مسائل ما را حل میکند؟ غیر این است که باعث نارضایتی افکار عمومی شده و صرفاً بر انتقال خط لوله از بستر دریا از مقصد ترکمنستان به بندر باکو صحه گذاشته در حالی که پیش از آن، این انتقال از مسیر ایران تأمین میشد؟ پس کنوانسیون مساله خاصی را حل نمیکند. ممانعت از ورود کشتی نظامی کشور غیرساحلی: طرفداران کنوانسیون میگویند تصویب آن مانع ورود ناوها و کشتیهای نظامی بیگانه به دریای مازندران میشود! باید پرسید مگر پیش از این ناو نظامی بیگانه وارد این پهنه آبی شده بود که اکنون مساله باشد؟ آیا عمق آب و یخ زدگی ولگا در زمستان اجازه ورود ناوهای سنگین نظامی به دریای خزر را میدهد؟ کشتی نظامی سنگین برای ورود به کاسپین باید از دریای آزوف وارد کانال ولگا-دن شود. این محدوده دارای عمق حداکثر ۵ متر است و طول مجاز شناور حداکثر ۱۴٠ متر و عرض آن ۱۷ متر است. آبخور مجاز کشتی نیز ۳.۵ متر است درحالیکه متوسط آبخور ناوها ۹ متر است. حتی زیردریایی سنگنین و نیمه سنگین نیز نمیتواند از ولگا عبور کند. پس حتی اگر هیچ ممنوعیت حقوقی هم در کار نباشد، ناوگان دولت غیرساحلی نمیتواند وارد این محدوده شود. از این رو نمایش گنجاندن این بند به عنوان یک دستاورد، فاقد مبنا و تحصیل حاصل است. ادامه در بخش دوم👇
Repost from N/a
⚖️ شفافیت یا سانسور؟ تناقضِ آشکارِ وزارت خارجه در پرونده خزر
🗣 سخنگوی وزارت امور خارجه، آقای بقایی، در واکنش به انتقاداتِ واردشده دربارهی تلاش برای محدودکردنِ بحثهای پیرامونِ کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، بر شفافیتِ کاملِ فرآیند تأکید کرده و حضورِ معاون وزیر (آقای غریبآبادی) در جمع مدیرانِ رسانهای را دلیلِ این ادعا معرفی کرده است.
🚫 اما عملکردِ عملیِ همین مقامات، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر میکشد. از یک سو، آقای غریبآبادی در همان جلسات، از رسانهها خواسته است که با «عدمِ پردازشِ موضوع»، اجازهی تصویبِ سریعِ این سند را بدهند و در جلساتِ خصوصی با مدیرانِ مسئول، صراحتاً درخواست کرده که نظراتِ مخالفان و منتقدان پوشش داده نشود.
📺 از سوی دیگر، خودِ آقای بقایی که بر شفافیتِ فرآیند پای میفشارد، از پخشِ برنامهی «گفتگوی ویژه خبری» دربارهی این کنوانسیون در صدا و سیما ممانعت به عمل آورده است.
🎤 آقای بقایی که به عنوانِ سخنگوی وزارت خارجه، وظیفه دارد تصویرِ شفاف و پاسخگویی را از دستگاهِ دیپلماسی به افکارِ عمومی ارائه دهد، تاکید کرده که برخی از اظهارنظرهایی که راجع به کنوانسیون میشود، کاملاً مشخص است بر اساس برخی مفروضات کلیشهای ذهنی است که هیچ مبنایی نه در سند دارد و نه در سابقه مذاکراتی.
❓ اگر واقعاً اینگونه است که آقای بقایی میگوید، چرا هیچ فردی از وزارت امور خارجه حاضر به مناظره با منتقدان و یا پاسخ شفاف به انتقادهای مطرح شده نیست؟
🌐 سیاست ملی
🌐 @siasatemeli
Repost from N/a
⛔️❌این بار فرق دارد!⛔️❌
⭕️بجای حسرت بیهوده، خواستار احیای ساباط زندیه هستیم!
🏠تاریخمان گرامی است، هویتمان عزیز و این درخواستی از سوی علاقهمندان به تاریخ و هویت ایران به شهردار کازرون، مقامات قضایی و مسئولان میراث فرهنگی استان فارس است.
🏠شهر تاریخی کازرون در جنوب غرب ایران، زمانی شهر طاقکها بود. هر گذر و کوچهای در میانهٔ محلات تاریخی، طاقکها و ساباطهایی داشت که هرکدام تاریخ این کهنشهر را روایت میکردند.
🏠از بیش از ۳۰ ساباط تاریخی کازرون، تا همین چند وقت پیش ۸ عدد باقی مانده بود و بهتازگی یکی دیگر از ساباطهای تاریخی این کهنشهر نیز برخاک افتاد تا تعداد ساباطها فقط به ۷ عدد برسد و شاید اگر کاری نکنیم، دیگر هیچ نشانی از تاریخ در کوچهها و خیابانهای کازرون باقی نماند.
🏠ساباط تازه تخریبشدهٔ کازرون در جنوب میدان تاریخی خیرات، یادگار توسعه فیزیکی شهر کازرون در اواخر دورهٔ زند است. یعنی زمانی که بخشی از خانوادهها و اطرافیان خاندان حاکم زند در شیراز پس از مرگ کریمخان به دلیل درگیری و اختلافات داخلی از شیراز راهی کازرون شدند و در بخش جنوبی میدان تاریخی خیرات ساکن شدند.
👩👦👦ما علاقهمندان به میراث و هویت تاریخی ایران، این بار نمیخواهیم فقط در حسرت از دست دادن یکی دیگر از آثار تاریخی شهر کازرون بمانیم و تنها نظارهگر از میان رفتن آثار تاریخی این شهر باشیم.
👩👦👦ما این بار خواستار اقدام عملی هستیم.
👩👦👦ما از شهردار محترم کازرون میخواهیم که با هدف ارج نهادن به اماکن تاریخی کازرون، ساباط تازه تخریبشده را احیا کند.
⭕️از مقامات قضایی کازرون خواستار برخورد بازدارنده با تخریبکنندگان خانههای تاریخی هستیم تا چنین تخریبهایی در بافت تاریخی این شهر تکرار نشود و از مسئولان میراث فرهنگی میخواهیم برای احیای ساباط زندیه همت عالی و پیگیری لازم را به عمل آورند.
🖤اندوهگین از دست دادن آثار تاریخی خود هستیم، اما میدانیم نباید دست روی دست گذاشت و فقط حسرت خورد. ما میدانیم که میتوان باردیگر ساباط تخریبشدهٔ کازرون را احیا کرد؛ مانند دروازههای قجری تهران که احیا شدند یا ساباطهای تاریخی یزد و شیراز که دوباره به کوچهها بازگشتند.
⭕️دیگر نمیخواهیم غصهدار از دست دادن ساباط زندیه باشیم، بلکه این بار همهٔ ما علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ ایران از شهرداری کازرون، مسئولان قضایی و مقامات میراث فرهنگی استان فارس میخواهیم بجای ابراز تاسف، گام عملی و مجازات لازم را برای احیا و برپایی دوبارهٔ ساباط زندیه در همان مکان سابق بردارند.
⛔️❌این بار فرق دارد،
⛔️❌نمیخواهیم فقط غصه بخوریم،
🏠بلکه میخواهیم آنچه را که با تیشهٔ ناآگاهی تخریب شده بود، با دستان آگاه به کوچههای کازرون بازگردانیم!
✍️امضا کنید: https://www.karzar.net/342553
Repost from N/a
🗣 قشقاوی؛ سخنگویی که در ترازِ امنیت ملی نیست!
🏛 سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به عنوانِ صدایِ رسمیِ یکی از حساسترین نهادهایِ نظارتیِ کشور، مسئولیتی فراتر از یک نمایندهی عادی دارد. او نه تنها باید منعکسکنندهی دیدگاههایِ کمیسیون باشد، بلکه موظف است در اظهاراتِ خود، عمقِ درکِ راهبردی از مسائلِ کلانِ ژئوپلیتیکی و امنیتیِ کشور را به نمایش بگذارد.
⚠️ با این حال، اظهاراتِ اخیرِ حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، دربارهی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر، به روشنی نشان داده است که او یا از پیچیدگیهایِ این معضلِ تاریخی بیخبر است، یا عامدانه در مسیری گام برمیدارد که با منافعِ ملیِ ایران در تناقض قرار دارد.
🎯 اصرارِ او بر «تأخیرِ فاجعهبارِ ایران» در تصویبِ این سند، در حالی که نقدهایِ حقوقی و کارشناسیِ متعددی بر آن وارد است، فراتر از یک اشتباهِ تحلیلی، نوعی «ترجمان زبانِ دشمن» در لباسِ یک مقامِ مسئول است.
⚡️ ضرورتِ برکناریِ وی از سمتِ سخنگویی، یک الزامِ امنیتی برای حفظِ اعتبارِ کمیسیون و حراست از منافعِ ملی است.
📌 هشداردهندهترین نکته، تضادِ آشکارِ اظهاراتِ قشقاوی با واقعیتهایِ حقوقی و امنیتیِ کنوانسیون است. او در گفتوگو با ایرنا، این سند را «از منظر امنیتی فوقالعاده» و دارای «چارچوب بسیار محکم» خوانده و با ابرازِ تأسف از اینکه ایران «آخرین کشورِ تصویبکننده» است، خواستارِ شتاب در این فرآیند شده است. اما این روایت، در تضادِ کامل با هشدارهایِ مکررِ کارشناسانِ حقوق دریاها و ژئوپلیتیک است که این کنوانسیون را به دلیلِ کاهشِ سهمِ ایران از ۲۰ درصد به یکچهارم، و وعدههایِ ناتمامِ چهار الحاقیهی حیاتی (که پس از ۸ سال همچنان بیپاسخ مانده) به شدت نقد کردهاند.
🌍 دومین محورِ نقد، عدمِ درکِ عمیقِ قشقاوی از ابعادِ کلانِ ژئوپلیتیکیِ قضیه است. او با اشاره به میزبانیِ آیندهی تهران از اجلاسِ سرانِ کشورهایِ ساحلی، استدلال کرده که «شایسته نیست ایران میزبان باشد، در حالی که هنوز این کنوانسیون را تصویب نکرده است». این استدلال، از یک سو، فشارِ روانیِ ناشی از «عجله برایِ پذیرش» را به جایِ «عقلانیتِ حقوقی» نشان میدهد و از سوی دیگر، نشان از نادیدهگرفتنِ این نکته دارد که «میزبانی» به معنایِ «تسلیمِ بیچونوچرا» نیست.
🇷🇺 سومین نکته آن است که قشقاوی به صراحت به انتظارِ سرگئی لاوروف، وزیر خارجهی روسیه، برایِ تصویبِ سریعِ این سند توسطِ ایران اشاره کرده و با این کار، عملاً اولویتِ منافعِ ملی را در برابرِ انتظاراتِ یک قدرتِ خارجی به حاشیه رانده است. یک سخنگویِ کمیسیون امنیت ملی باید بداند که در مسائلِ مرزی و حاکمیتی، «شتاب» و «فشارِ خارجی» هرگز نمیتواند جایگزینِ «بررسیِ دقیقِ حقوقی» و «تأمینِ منافعِ درازمدت» شود.
🏛 چهارمین و مهمترین پیامدِ این اظهارات، تضعیفِ اعتبارِ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. وقتی سخنگویِ رسمیِ یک کمیسیون، موضعی اتخاذ کند که با نقدهایِ کارشناسیِ متعدد و حتی با اظهاراتِ سایرِ اعضایِ کمیسیون همخوانی نداشته باشد، عملاً به یک «صدایِ خودسر» تبدیل میشود که نمیتواند نمایندهی دیدگاهِ جمعیِ کمیسیون باشد. این رفتار، نهتنها به روندِ قانونگذاریِ این سندِ حساس ضربه میزند، بلکه به باورِ عمومی نسبت به نهادِ مجلس نیز خدشه وارد میکند.
🔍 در شرایطی که افکارِ عمومی به شدت نسبت به ابعادِ پنهانِ این کنوانسیون حساس است، اصرارِ یک سخنگو بر «تصویبِ سریع» و «تبرئهی کامل» از آن، بدونِ پاسخگوییِ شفاف به نقدها، این سوءظن را تقویت میکند که «ارادهای خارج از چارچوبِ منافعِ ملی» در حالِ هدایتِ این پرونده است. از این رو، تداومِ حضورِ قشقاوی در این سمت، نه به نفعِ کمیسیون و نه به نفعِ امنیتِ ملی نیست و برکناریِ او، یک اقدامِ اصلاحیِ حداقلی برایِ بازگرداندنِ اعتبارِ ازدسترفته به شمار میآید.
🌐 سیاست ملی
🌐 @siasatemeli
Repost from ایران ۲۴
💬 #اختصاصی|نسخه پیچی اشتباه آقای وزیر برای پژوهشکده هنرهای سنتی/ سعدآباد با مشکلات جدی مواجه است!
🟢وزیر میراث فرهنگی با دستور تخلیه، آینده پژوهشکده هنرهای سنتی را به خطر انداخت.
🔵انتقال به سعدآباد، مشکلات قدیمی هنرهای سنتی را حل نمیکند؛ بحران تازهای میسازد.
🔻مصطفی دهپهلوان، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی در گفتوگو با ایران ۲۴:
جابهجایی بدون برنامه، پژوهشکده را به سمت زوال میبرد.
🔻سعدآباد هنوز با بحران نگهداری و مرمت دستوپنجه نرم میکند؛ چرا باید میزبان پژوهشکده شود؟
🔻تصمیم برای جابهجایی، یک مجموعه یکپارچه را تکهتکه میکند و آینده هنرهای سنتی را مبهمتر میسازد.
⛓گزارش کامل را اینجا بخوانید.
