en
Feedback
تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

Open in Telegram

«هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 04135263552

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

Channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای (@tarikhanehmoradi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 15 495 subscribers, ranking 3 567 in the Politics category and 21 225 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 15 495 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 63 over the last 30 days and by -3 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 41.61%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 16.39% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 6 446 views. Within the first day, a publication typically gains 2 540 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 135.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as شاه, وقت, کودتا, روزنامه, آقا.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
«هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 0413526...

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

15 495
Subscribers
-324 hours
-47 days
+6330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+19
in 7 channels
August '26
+187
in 27 channels
Get PRO
July '26
+144
in 24 channels
Get PRO
June '26
+265
in 20 channels
Get PRO
May '26
+51
in 10 channels
Get PRO
April '26
+9
in 1 channels
Get PRO
March '26
+1
in 1 channels
Get PRO
February '26
+114
in 39 channels
Get PRO
January '26
+31
in 30 channels
Get PRO
December '25
+176
in 76 channels
Get PRO
November '25
+78
in 55 channels
Get PRO
October '25
+140
in 58 channels
Get PRO
September '25
+202
in 71 channels
Get PRO
August '25
+253
in 100 channels
Get PRO
July '25
+226
in 86 channels
Get PRO
June '25
+108
in 49 channels
Get PRO
May '25
+129
in 56 channels
Get PRO
April '25
+314
in 87 channels
Get PRO
March '25
+336
in 94 channels
Get PRO
February '25
+553
in 103 channels
Get PRO
January '25
+389
in 91 channels
Get PRO
December '24
+394
in 86 channels
Get PRO
November '24
+298
in 90 channels
Get PRO
October '24
+257
in 67 channels
Get PRO
September '24
+167
in 69 channels
Get PRO
August '24
+428
in 85 channels
Get PRO
July '24
+246
in 51 channels
Get PRO
June '24
+322
in 44 channels
Get PRO
May '24
+289
in 61 channels
Get PRO
April '24
+263
in 46 channels
Get PRO
March '24
+343
in 65 channels
Get PRO
February '24
+412
in 93 channels
Get PRO
January '24
+188
in 56 channels
Get PRO
December '23
+347
in 78 channels
Get PRO
November '23
+1 165
in 96 channels
Get PRO
October '23
+298
in 41 channels
Get PRO
September '23
+410
in 0 channels
Get PRO
August '23
+238
in 0 channels
Get PRO
July '23
+211
in 0 channels
Get PRO
June '23
+246
in 0 channels
Get PRO
May '23
+227
in 0 channels
Get PRO
April '23
+145
in 0 channels
Get PRO
March '23
+111
in 0 channels
Get PRO
February '23
+280
in 0 channels
Get PRO
January '23
+337
in 0 channels
Get PRO
December '22
+679
in 0 channels
Get PRO
November '22
+191
in 0 channels
Get PRO
October '22
+580
in 0 channels
Get PRO
September '22
+142
in 0 channels
Get PRO
August '22
+263
in 0 channels
Get PRO
July '22
+100
in 0 channels
Get PRO
June '22
+143
in 0 channels
Get PRO
May '22
+209
in 0 channels
Get PRO
April '22
+353
in 0 channels
Get PRO
March '22
+217
in 0 channels
Get PRO
February '22
+182
in 0 channels
Get PRO
January '22
+182
in 0 channels
Get PRO
December '21
+431
in 0 channels
Get PRO
November '21
+86
in 0 channels
Get PRO
October '21
+416
in 0 channels
Get PRO
September '21
+135
in 0 channels
Get PRO
August '21
+554
in 0 channels
Get PRO
July '21
+501
in 0 channels
Get PRO
June '21
+642
in 0 channels
Get PRO
May '21
+202
in 0 channels
Get PRO
April '21
+385
in 0 channels
Get PRO
March '21
+140
in 0 channels
Get PRO
February '21
+237
in 0 channels
Get PRO
January '21
+215
in 0 channels
Get PRO
December '20
+6 561
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September+2
07 September0
06 September0
05 September+1
04 September+1
03 September0
02 September+9
01 September+6
Channel Posts
💥در ادامه پستِ سوم شهریور: اشغال کشور و درسهای آن...! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅قبلا در این پست به مناسبت سوم شهریور سالروز اشغال ایران توسط متفقین نوشتم که مردم ایران از اشغال کشورشان و سقوط دیکتاتوری رضاشاه خوشحال بودند و فیلمش را هم آوردم که چگونه در شهرهای شمالی از ارتش سرخ شوروی استقبال کرده عکس استالین را بر سینه زده بودند! و نوشتم که بزرگترین علتش این بود که ارتش و ژاندارمهای رضاشاهی قبل از اشغال، چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که مردم به بیگانه پناه می بردند. اکنون این فیلم نایابی که در زیر این نوشته آورده ام مربوط به نیروهای اشغالگر انگلیسی و برخورد دوستانه مردم کرمانشاه با آنهاست. یعنی همان رفتار مردم آذربایجان و کردها با ارتش سرخ در شهرهای مختلف ایران، این بار با ارتش انگلیسی در کرمانشاه نیز تکرار می گردد! همچنانکه در مهاباد نیز مردم ابتدا از ارتش سرخ فرار میکردند اما وقتی دیدند رفتار ارتش سرخ به مراتب دوستانه تر از ژاندارمهای رضاشاهی است بازگشتند، در کرمانشاه نیز ابتدا مردم از ارتش انگلیسی فرار کردند حتی در برخی نقاط صورت دختران جوان را با ذغال سیاه کرده یا در کندوی آرد و گندم قایمشان میکردند! اما در کمال تعجب دیدند که نه تنها آنها کاری با مردم ندارند حتی به بچه ها بیسکویت میدادند، سران ایلات کلهر، جاف و قلخانی که سالها در زندان دیکتاتور بودند، آزاد می شدند، تبعیدیان خانواده های کرمانشاهی به سرخس، شیراز و شاهرود باز می گشتند و آن بخش از مردم که از تعدیات ایادی دیکتاتور به عراق پناهنده شده بودند به کرمانشاه بازگشته و همچنین، املاک و اراضی مالکانی که توسط رضاشاه مصادره شده بود به آنان بازگردانده می شد! آن مردم برای اولین بار با چشم خود می دیدند که وقتی ارتشیان انگلیسی از آنها شیر محلی می گرفتند در مقابلش، مواد غذایی به مردم می دادند، در حالیکه قبل از این، ماموران و ژاندارمهای رضاشاهی به مرغ و خروسهای مردم نیز رحم نمی کردند! نشریه کردستان، اوضاع اسف انگیز دوره رضاشاه را چنین به تصویر کشیده: «...در دوره سخت و دیکتاتوی بیست ساله، ظلم و ستم بسیار شدیدی بر ما رفته، محصول کردستان که با رنج بازو و عرق جبین کردان حاصل می گردید به هدر می رفت محبس و زندان های شهرها از برادران کرد ما انباشته می شد. در هر منطقه فقط کرد می دیدیم که به نقاط دور تبعید می شدند زبان مادری مان ممنوع بود محروم از لباس و خواندن و نوشتن به زبان مادری خود بودیم...امنیه زندگی را بر روستائیان چنان تلخ کرده بود که مرگ خود را آرزو میکردند... هنوز بخش وسیعی از کردستان با این درد می نالند در سقز و سردشت مردم حالی ندارند بازداشت می شوند کتک می خورند اجناس می ستانند به علت بیگاری از کار و کاسبی افتاده اند...سرهنگی، ساکنین سقز را جمع کرده و طی نطقی گفته این توپهایی که بر بالای قلعه مستقیم کرده ام برای جان کسانی است که دم از دمکراسی می زنند...» (نشریه کردستان، ش ۶ مورخه1/11/1324) حالا پس از اشغال کشور، ببینید وابسته نظامی بریتانیا راجع به استقبال ایرانیان از قشون روسی چه می نویسد، دقت کنید که این نه یک نویسنده روسی بلکه وابسته نظامی بریتانیا نوشته است: «به نظر ایرانیان، آنها(ارتش سرخ) دیگر به عنوان یک لولو و وحشی نبودند بلکه روابط حسنه ای افسران شوروی با مردم داشتند». (لوئیس فاوست، ایران و جنگ سراسر بحران آذربایجان...ص۱۵۷) اورکوآرت کنسول تازه وارد بریتانیا در گزارش خود در سال۱۳۲۱ در مورد خشنودی مردم تبریز از نیروهای شوروی می نویسد که پیش از ترک لندن و آمدن به ایران، از روشهای شیطانی و دیوصفتی روسها زیاد شنیده بودم اما پس از دو ماه زندگی در تبریز و دیدن رفتارهای ارتش سرخ با مردم، به این نتیجه رسیدم که ارتش سرخ اگر فرشته هم نباشند لااقل دیو هم نیستند... (حبیب الله لاجوردی، اتحادیه های کارگری و خودکامگی در ایران... ص۱۷۰) همین رفتارها و مقایسه آنها با ماموران تجاوزکارانه رضاشاه بود که موجب شده ابلینگ در گزارشی بنویسد: «به نظر میرسد که ایرانیان محلی به رفتار نمونه نیروهای اشغالگر شوروی بیش از آن اهمیت میدهند که به انگیزه اشغال شک کنند. خویشتنداری افسران و سربازان شوروی و فقدان رفتار مخل نظم و بدمستی و فقداق مداخله در امور غیرنظامیان اثر مطلوبی در مردم ایران به جای گذاشته است». (همان منبع ص۱۷۰) حالا هزاران صفحه چاخان در مورد آن دوران و ارتش نوین رضاشاهی نوشته می شود و هر روز بحث میشود اما دو صد گفته چون نیم کردار نیست و یک تصویر ارزشش از صدها صفحه نوشتن بیشتر است. فیلمی که در زیر از حضور ارتش انگلیسی در کرمانشاه آورده ام مکمل آن فیلمی است که در پست قبلی از استقبال مردم شهرهای شمالی از ارتش سرخ آورده بودم و عکس العمل مردم نسبت به سقوط رضاشاه و اشغالگران کشورشان را نشان می دهند! ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

2
https://youtu.be/jgArslxq-7E 💥به مناسبت دوازدهم شهریور سالروز تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان. نگاهی به تحریف تاریخ در مستند شبکه منوتو... ✍️علی مرادی مراغه ای در فیلم 18 دقیقه ای نگاهی به مستند منوتو درباره فرقه دمکرات پرداخته ام. در این مستند یکصد دقیقه ای، یک دنیا تحریف تاریخ و اشتباه سهوی و یا عمدی وجود دارد و من تنها بصورت اتفاقی 10 دقیقه آن را انتخاب کرده به نقد آن پرداخته ام تا ببینید تنها در این 10 دقیقه چقدر تحریف وجود داشته و با تاریخ ایران چکار می کنند! در این ده دقیقه من 5 ایراد تاریخی را ذکر کرده ام اگر می خواستم کل این مستند را نقد کنم چند ساعت طول کشید. این مستند با استفاده از تصاویر آرشیوی به تحریف تاریخ ظهور و سقوط و فعالیت‌های فرقه دمکرات می‌پردازد. اگر به تاریخ معاصر ایران و رویدادهای مربوط به آن علاقه دارید، نقد این 10 دقیقه از مستند اطلاعات ارزشمند را درباره این دوره پرالتهاب در اختیار شما می‌دهد و می‌توانید حدیثی مفصل بخوانید از بقیه مستندات تاریخی این شبکه...! هدفم ارائه تصویری شفاف از حوادث تاریخی و مبارزه با تحریفات تاریخی است. این محتوا برای پژوهشگران به تاریخ سیاسی ایران و حوزه تاریخ معاصر تدوین شده است. برای دسترسی به تحلیل‌های تاریخی، کانال ما را دنبال کنید و در بخش کامنتها نظرات خود را بنویسید. ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
3 722
3
💥رجالِ سیاسی که در ایران عاقبت بخیر یا شوربخت میگردند! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅در تاریخ ما رجال سیاسی پاکدامن و وطندوستی که خواسته اند طرحی نو دراندازند غالبا خانه خراب شده اند! کسانی چون قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، مستشار الدوله، امین الدوله، مصدق... اما در مقابل، مردان سیاسی فاسد و بیگانه پرست، غالبا عاقبت بخیر شده اند! البته مزدوران انگلیسی و غربی اکثرا عاقبت بخیر شده اما برعکس، روسها نوکران خود را همیشه ارزان فدا کرده اند! زمانی سیدجعفر پیشه وری گفته بود روسها مثل میمون هستند در وقت غرق شدن پا بر سر بچه اش گذاشته خود را نجات می دهند! در دوره جنگل، در دوره فرقه دمکرات چنین کردند در بعد از کودتای۲۸ مرداد نیز که افسران حزب توده دسته دسته اعدام می شدند روسها با دولت کودتا رابطه برقرار کرده ۱۱ تن طلای معوقه را تحویل دولت کودتا دادند و در بعد از انقلاب نیز وقتی حزب توده مورد هجوم حکومت قرار گرفت در همان زمان روسها با ولایتی وزیر خارجه ایران مشغول مذاکرات گرم بوده و توافق احداث سد بر روی ارس و اترک!(پروگروستس ایرانی، مرادی مراغه ای...ص۳۵۰) ♦️اما بر عکس روسها، انگلیسی ها قدر نوکران خود را دانسته و آنها اکثرا عاقبت بخیر شده اند و عمر طولانی! سید ضیا یکی از آنهاست که حتی در اواخر عمرش نیز میگفت آدم نباید دشمن انگلستان باشد چون «دشمنی با انگلستان موجب محو آدمی می‌شود...»! مصدق در مورد وی گفته بود آقا مثل نهر کوچکی است که به رود تایمز می ریزد! ♦️اما در اینجا به میرزا ابوالحسن خان شیرازی مزدبگیر انگلستانِ دوره فتحعلی شاه و محمدشاه می پردازم. خواندن زندگینامه او برای هر ایرانی وطنپرستی، عذاب آور است، عمری طولانی داشته و در کمال ناز و نعمت! او در ۱۸۱۰م به فرمان فتحعلی شاه بعنوان سفیر ایران، عازم لندن میگردد. چگونگی رویارویی او با دنیای جدید و مات و مبهوت ماندنش در کتاب خاطراتش (حیرت نامه دانلود) آمده است. در لندن فراماسون و سپس مزدبگیر و سرسپرده انگلیس می گردد و دولت انگلستان ۱۵۰۰روپیه برایش مقرری تعیین کرده که از طریق کمپانی هند شرقی مرتب به مدت ۳۵سال پرداخت می شد!. حاجی بزودی رسالت دیپلماتیکش را فراموش کرده، غرق در خوشگذرانی شده، عاشق دخترِ کاستلردی(وزیر خارجه انگلستان) می گردد و شبها از عشق او گریه سر میداده و حافظ میخوانده! (اسماعیل رایین..ص۳۲۰) وقتی از او می پرسند چرا ایرانیان، زنان خود را به سفر نمی برند، گوید: «اولا رسم ایرانی زن به سفر بردن نیست، خصوصا به انگلستان زن به همراه داشتن، از قبیل زیره به کرمان بردن است» (حیرت نامه...ص۱۰۶) ♦️شگفت انگیزه وقتی او پس از ۸ ماه به اتفاق سرگور اوزلی (وزیر مختار انگلیس) به ایران برمیگردد و سرگور اوزلی در حضور فتحعلی شاه از او تعریف میکند، شاه نیز بی آنکه دركى از این مستمرى ۱۵۰۰روپیه ای داشته باشد، به جایِ عصبانی شدن، او را تشويق کرده میگوید: «آفرين، آفرين، ابوالحسن تو روى مرا در مملكت بيگانه سفيد كردى، من هم روى تو را سفيد خواهم كرد. تو از نجيب ترين خانواده‏ هاى مملكت من هستى، به حول الهى، من تو را به مقامهاى بلند اجدادت خواهم رساند» (تاریخ روابط ایران و انگلیس،محمود...ج۱ ص۹۶) و او را وزیر خارجهٔ ایران می کند! این مزدبگیر انگلیسی از دشمنان سرسخت اصلاحاتِ عباس میرزا بود و از هیچ توطئه ای بر علیه او دریغ نکرد! ♦️اما خنده داره که وقتی او در ۱۸۴۶م. می میرد، وصيت میکند که پس از مرگش، وارثين، نماز وحشت خوانده، قرآن بر سر قبرش ختم كنند. البته هزینه و پول آنها را نيز از همين منبع مستمری که انگلیسیها می دادند، تعیین کرده بود! «چون اجل موعود رسيد اولاً امين تعيين كنند غسل را نيز، به مرده‏ شور وا نگذارند، بلكه عالم عادلى معين كنند. اجراى فاتحه خوانى و نماز وحشت به اشخاص ظاهرالصلاح از قرار نمازى هزار دينار بدهند و تا هفت روز طعام بسيار كنند و هيچ مضايقه ننمايند...به همراهى نعش، شش نفر قارى روانه نمايند و قهوه و غليان و آنچه لازم است، به ايشان بدهند...و اين مخارج به تفصيلى كه در نوشته جداگانه مندرج است و در ذيل آن، به خط عاليجاه شيل صاحب ايلچى دولت بهيه عليّه انگليس است كماً و كيفاً بدون زياده و نقصان، بايد از آن قرار معمول دارند...»! (وصیتنامه: گنجینه اسناد، مورخه۱۳۸۳، ش ۵۴) ♦️ميرزا ابوالحسن ‏خان در طول ۳۵ سال اشتغال خود در مسند سفارت و وزارت خارجه، خدمات گرانبهايى به انگليسیها كرد، البته بخشش انگليسیها نيز قطع نشد. ضرب‏ المثل بود كه انگليسیها به آسانى هديه و پول خرج میدهند، اما نمی دانستند كه «گردو در خانه قاضى فراوان است اما حساب و كتاب دارد» (سالهای زخمی...مرادی مراغه ای...ص۳۶۶) ♦️در چنین بستری، امثال مستشارالدوله ها به خاطر قانونخواهی، دچار انواع رنجها شده، اما میرزاابوالحسن ها عاقبت بخیر شده و جامعه ای با ۲۰۰ سال دوندگی در حسرت مدرن شدن!   ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
5 719
4
‍ ‍ 💥چوبِ جهالت...! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅هر زخم و تیری که بر تن مان نشسته چه از سوی بیگانگان و یا از خودمان، تفاوتی نمیکند اگر خوب بنگریم در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست! 🌾وقتی سرگور اوزلی سفیر انگلستان در 1811م آماده ماموریت خود به ایران میشود، پادشاه انگلستان جرج سوم به او فرمان جالبی میدهد، اینکه در ایران، قبل از هرچیز بکوشد تا هرگونه کتب خطی و کمیابی را که به زبان فارسی و عربی پیدا کند خریداری و به انگلستان بفرستد، حتی سالیانه بودجه ای به اندازه ۶۰۰ پوند طلا برای اینکار در نظر میگیرد: «شما اینگونه کتب خطی را باید با کمال دقت جمع آوری و به وزیر امور خارجه ما بفرستید که در بریتیش موزیم یا محافظت شود». (مجله وحید، علی مشیری، اوضاع سیاسی ایران بین سالهای... جلد5، سال ۱۳۴۶،ص ۲۹) و در راستای همین سیاست، می بینیم پس از ورود سرهارفورد جونز وزیر مختار بریتانیا، بلافاصله او در مدت کوتاهی 14قاطر بار، تنها از استان فارس جمع آوری و به انگلستان گسیل میکند! (آخرین روزهای لطفعلی خان زند، هارفورد جونز...ص158) و به مدد همینهاست که لرد کرزن یکی از ذیقیمت ترین منابع تاریخی یعنی کتاب «ایران و قضیه ایران» را می نویسد. البته روسها نیز در جریان ترکمنچای، اسناد خطی و كتابخانه‏ بسيار ارزشمند بقعه شيخ صفى ‏الدين اردبيلى را به روسیه منتقل کردند... 🌾ما ایرانیان در تخریب ذخایرمان، اصلا به بیگانه مجال نداده ایم، چون در ایران هر سلسله که بقدرت می رسیده اولین کاری که کرده نابودی آثار سلسله قبلی بوده...! و البته ظهور مورخین جیره خوار برای تخریب گذشته...! تنها به چند نمونه بسنده میکنم: آقامحمدخان پس از بقدرت رسیدن، حتی از استخوانهای کریم خان نیز نگذشت و ظل‌السلطان آینه‌ کاریهای روی ستونهای عالی‌ قاپو و چهل ‌ستون را از میان برد و دستور داد روی نقاشیهای نفیس چهل ‌ستون را با گچ بپوشانند او بسيارى از كاخها و شاهكارهاى ممتاز صفوی را كه موجب حيرت سياحان خارجى بوده نابود ساخت«از قصور متعددى كه شاردن در سفرنامۀ خود آورده اكنون بجز دو سه بناى خراب چيزى باقى نمانده همه را ظل السلطان ويران كرده». ( آلمانی‌، هانری‌ رنه‌ د.، سفرنامه از خراسان تا، ...ص۹۰۲) او حتی پس از تخریب از خاک آنها نیز نمیگذشته و مصالح آنها را به دهقانان می فروخته! (همان منبع...ص77) حاج سیاح مینویسد که وقتی از او پرسیدم چرا این آثار را تخریب میکند در پاسخ گفت که شاه بابام(ناصرالدین شاه) خواسته! 🌾اما وقتی رضاشاه بقدرت رسید کوشید هرچه از قاجاریه مانده نابود سازد و اینکار از همان شب 9آبان1304ش که قاجاریه از سلطنت خلع شد آغاز گشت شبانه، سردرهای عمارتهای دولتی که نام قجر بود نابود ساختند حتی به کاشیهای سر در مدرسه سپهسالار که با خط زیبای میرزا غلامرضا خوشنویس نوشته شده بود و کاشیهای سرِدرِ مسجد شاه که نام فتحعلیشاه بود رحم نکردند! (دولت آبادی، حیات یحیی...1361...ص400) و برداشتن«عدل مظفر به امر رضاشاه از بالای درب مجلس». (خاطرات و خطرات، هدایت... ص410) و سپس بنام مدرن کردن، نوبت به نابودی دروازهای تهران رسید که مملو از آثار هنری و کاشیکاریهای زیبای قاجاریه بود. (تاریخ بیست ساله، مکی...ص49) انگار بدون نابودی آن آثار امکان مدرن کردن نبود! به دستور کریم آقابوذرجمهری رئیس شهرداری، هر شب پرچمهای قرمزی بر سر خانه نصب میشد و بدنبال آن، شهرداری برای خراب کردن آنها سر می رسید»! (تکمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران...ج3ص39) عین السلطنه در تخریب سر درِ زیبای الماسیه بدستور رضاشاه می نویسد: «پاك خراب کرده اند و یک درِ اتومبیل رو بزرگ ساخته اند کاّنه درب گاراژ!. گفتند این خرابى سرِدر براى کتیبه ناصرالدین شاه بوده که به خط بسیار خوشی با آب طلا نوشته شده بود» (خاطرات عین السلطنه ...ج10ص7699) و بگذریم که این رشته سرِ دراز دارد تخریبهای عدیده یِ سرِدر باغ ملی، تکیه دولت، عمارت خوابگاه، درب سعادت، کاخ گلستان، دروازه ارگ سمنان و شاهکارهای دیگر... 🌾اما به دوران انقلاب که می رسیم دیگر به تیشه و کلنگ اکتفا نمیگردد چون ابزارهای تخریب، حسابی پیشرفته اند و آقای خلخالی، بولدوزر و بیل مکانیکی به خدمت می گیرد! اما در این تغییرات، نباید از یاد برد که همیشه میلیونها ایرانی دل در گروِ تخریب داشته اند اما بعدها تبری جسته و آنها را به گردن یک نفر انداخته اند... امروزه، نسخه های خطی بیشماری را باید در موزه های اروپایی بیابیم اما گاهی میگویم خدایا شکر که این غربیان آنها را از ایران بیرون کشیده و برده اند تا حداقل سالم نگهداشته اند! چون اگر دست ما می ماند حتما از بین می بردیم!
6 594
5
‍ ‍ 💥نهم شهریور، سفر بی بازگشتِ خالقِ ماهی سیاه کوچولو... ✍️علی مرادی مراغه ای 🌾صمد در دوم تیرماه1318ش. در محله چرنداب تبریز در یک خانواده ی تهیدست متولد شد، تنها 29سال زندگی کرد و در 1347ش در ارس غرق شد. زندگیش، بیش از تمامی داستانهایش به زندگیِ قصه معروفش «ماهی سیاه کوچولو» شباهت داشت. مانند او شک میکند، به وضع موجود قانع نمی شود، تشنه جستجو و دانستن و خطر کردن بوده و بخاطر همین، بزودی پایش به دادگاه کشانده شده و آزار و اذیت ساواک و دریافت حکم تعلیق و ... مثل ماهی سیاه کوچولو، به وضع موجود معترض بود و روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش می داده، پای پیاده در روستاها راه می افتاد، کتابخانه درست می کرد، برای بچه ها کتاب می برد و کتاب میخواند و از آنها میخواست کتابها را خلاصه نویسی کنند... 🌾کتاب«ماهی سیاه کوچولو» اینگونه آغاز میگردد که در یک شب چله، ماهی پیری، در ته دره برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش نقل میکند و میگوید: «ماهی سیاه کوچولو» به همراه مادرش در جویباری زندگی میکرده روزی تصمیم میگیرد آنجا را ترک کرده و سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر است و آخر این جویبارِ حقیر به کجا میرسد. مادرش و همسایگانش میخواهند مانع سفرش شوند اما موفق نمیشوند... 🌾او در طی سفر پر خطرش با جانوران مختلفی برخورد میکند و سرانجام پس از مبارزات و کشمکشها، به دریا میرسد اما در دریا، گرفتار مرغ ماهیخوار گشته و در شکم مرغ ماهیخوار، یک ماهی ریزه ای نیز می بیند که قبل از او گرفتار شده، ماهی سیاه کوچولو با مرغ ماهیخوار درگیر میشود و موفق میشود آن ماهی ریزه را نجات داده اما از خودش خبری نمی شود: «مرغ ماهیخوار همینطور پیچ و تاب میخورد و فریاد میکشد تا اینکه شروع کرد به دست و پا زدن و پایین آمدن و بعد شلپی افتاد توی آب و باز دست و پا زد تا از جنب و جوش افتاد، اما از ماهی سیاه کوچولو هیچ خبری نشد و تا حال هم هیچ خبری نشد». 🌾بدین ترتیب، قصه ایی که ماهی پیر در یک شب چله در ته دره، برای دوازده هزار ماهی روایت میکرده به پایان میرسد، یازده هزار و نهصد و نود و نه بچه ماهی میروند و میخوابند «اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر کرد خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...» در این داستان، صمد به آینده امیدوار است چون ماهی ها پس از شنیدن داستان میروند میخوابند اما یکی نمیخوابد و به دریا فکر میکند. و خودِ آن پیرماهی آغازین که داستان را تعریف میکرده در واقع، خودِ ماهی سیاه کوچولو بوده که پس از بازگشت از سفر طولانی، اکنون در مرحله فرزانگی برای نوه های خود، ماجرای خویش را بازگو میکند و دانسته ها و تجاربش را به آنها منتقل میکند و باعث بیداری و بیدار ماندن «ماهی قرمز کوچولو» و استمرار مبارزه می گردد. 🌾کتاب ماهی سیاه کوچولو جزو کتابهای بالینی چریکها در خانه های تیمی بوده و قهرمان آن؛ سمبل و نماینده نسل جوان انقلابی و شورشی دهه چهل و پنجاه بوده است. متاسفانه وجه تمایز ماهی سیاه کوچولو با ماهی های دیگر، نه آگاهی بیشتر و متفکر بودن، بلکه شجاعت و اهل عمل بودنش است، آنجا که ماهی سياه کوچولو، ماهی ‌ريزه‌های ترسیده از مرغ سقا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید: «شما زيادی فکر میکنيد. همه ‌اش که نبايد فکر کرد راه که بيافتيم، ترسمان به کلی می‌ريزد». در اینجا تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر به روشنی بیان شده، موضوع محوری که بعدها به کرات در آثار و کتابهای رهبران چریکی تکرار خواهد شد. جالب اینکه، ابتدا اسم این كتاب، ‌«ماهی‌ سياه‌ كوچولوی‌ دانا» بود، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شد، چرا که این کلمه در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده است، بلکه بار معنایی منفی نیز دربرداشته.... ✅و ای کاش، آن جنبه دانایی بر جنبه عمل، تفوق می داشت...!
5 497
6
https://www.youtube.com/watch?v=d6Hve_pgmSk ✅حادثه سوم شهریور و اشغال ایران از سوی متفقین بخش دوم کنفرانس: پاسخ به سوالات با تکیه بر منابع ♦️چرا رضاشاه همه هشدارها را نادیده گرفت؟ رازهای سقوط رضاشاه: چر هیچکس جرات گفتن حقیقت را نداشت؟ چرا ارتش رضاشاهی سه روز بیشتر مقاومت کند؟ وقتی متفقین آمدند، ارتش رضاشاه، قبل از اینکه از بیگانه بترسد از انتقامجویی ایرانیان می ترسید و فرماندهان از سربازان خودی می ترسیدند! فرمانده هنگ در مریوان به افسران می گفت: «شما فقط مراقب باشید مبادا به سربازان کُرد تفنگ داده شود»! فرمانده ایرانی به افسر زیردستش می گوید: «من از روس و انگلیس ترسی ندارم، ترس من از همین کردهاست. اینها منتظر هستند در مناسبترین فرصت سر هر یک از ما را ببُرند...»! علت این ترس واضح است: چون آن ارتش قبل از اینکه برای دفاع از کشور در برابر بیگانگان تربیت شده باشد برای حفظ دیکتاتور بوده است و در زمان صلح، پدر رعیت را درمی آورد و در نتیجه در زمان جنگ، آن مردم به بیگانه پناه می بردند! همه سقوط رضاشاه و رفتن اش را جشن گرفته بودند. علی دشتی که او را زمانی نادرشاه نامیده بود در مجلس گفت: خدا را شکر، متفقین زود آمدند اگر کمی دیرتر دیکتاتور، سقوط میکرد دیگر برای احدی زمینی باقی نمیگذاشت! ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
4 296
7
‍ 💥فرهنگ ایرانی شهیدپرور بوده نه فیلسوف پرور..؟! ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️در ایران هیچ حوزه ای به اندازه عقلانیت و فلسفه مظلوم نبوده و فیلسوفان کمتر روی آرامش و آسایش دیده اند. شاعران، عارفان، صوفیان، متکلمان، فقیهان و شاهان...هرگز چشم دیدن فلسفه و فیلسوف را نداشته اند...! از زندانی که سهروردیِ در آن کُشته شد تا زندانی که ارانی در آن، جان سپرد، تقریبا هزار سال فاصله هست. چقدر از زمان سهروردی دور هستیم اما در عین حال، چقدر به زمان او نزدیکیم..! و شگفت انگیز است که هر دو فیلسوف جوانمرگ و در زمانِ مرگ 38 ساله بودند! ارانی در زندان رضاخان با همان بیماری درگذشت که «روبر دسنوس» در اردوگاهها آلمان فاشیست: تیفوس! فرهنگ ایرانی شهیدپرور بوده تا فیلسوف پرور! در حالیکه این جامعه به فیلسوف و روشنگری از نانِ شب محتاج تر بوده است... ♦️در کتاب«ماهی سیاه کوچولو» یک جمله ای وجود دارد که به مانند یک آیه ای مقدس، ورد زبان چپها مخصوصا چریکها بوده و اطاعت از آن را واجب می شمردند، آنجا که ماهی ها در شکم مرغِ سقا گرفتار شده اند و ماهی سياه کوچولو، ماهی‌ريزه‌های ترسیده را مورد خطاب قرار داده، می گوید: «شما زيادی فکر می‌کنيد، همه‌اش که نبايد فکر کرد، راه که بيافتيم، ترسمان به کلی می‌ريزد». این تاکیدی افراطی است بر تقدم عمل و نفیِ کتاب، نفی فکر کردن... و در یک کلمه یعنی: تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر. جالب اینکه، ابتدا اسم كتاب ‌«ماهی‌ سياه‌ كوچولوی‌ دانا» بوده، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شده، چرا که دانایی در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده، بلکه بار معنایی منفی نیز در بر داشته!. ♦️پر واضح است که صمد این جمله ی نصیحت گونه را از مارکس گرفته و در واقع، سخنِ مارکس را در دهانِ ماهی سیاه کوچولو گذاشته است، آنجا که مارکس در «تزهایی درباره فویرباخ» و سپس در کتاب «مانیفست» تاکید می کند: «فیلسوفان تا به ‌حال جهان را تفسیر کرده‌اند، اما مسأله‌ی اساسی ما تغییر جهان است.» همین تک جمله، به مدت نیم قرن بر تاروپود جامعه روشنفکری ایرانی، سیطره داشته، بطوریکه در سالهای منتهی به انقلاب، اگر کسی سخن از کتاب و اندیشیدن و بالاتر از همه، اگر از کار فکری و از لزومِ کار فرهنگی سخن می گفت با بدترین انگ ها و فحش ها مواجه می شد که از انگِ محافظه کاری شروع می شد تا به مزدور ساواکی بودن... اما همین فاصله گرفتن از کتاب و تحقیر کار فرهنگی، فاجعه به بار آورد و بهترین استعدادها و بهترین جوانان این سرزمین را به راهِ سلاح، سیانور، خشونت، تعصب و انجماد فکری کشانید... چرا که: بدون فکر و اندیشه و کار فرهنگی، در افتادن با مرغ ماهی خوار خودکشی است و شهیدسازی. که در نهایت هم شهید می گردد و در پایان نیز، در حالیکه تمامی ماهی ها می خوابند، تنها یکی بیدار می ماند تا دوباره راه او را ادامه دهد و شهید گردد...! نسل صمد یکی از تاریخ نخوانده ترین نسل بودند و بخاطر این، هرگز توجه نکردند که در تاریخ ایران بدونِ کار فرهنگی، بارها از از شکمِ مرغ ماهی خوار بیرون جسته اند اما به آسانی در شکمِ هزاران نهنگ دیگر گرفتار آمده که حسرتِ بازگشت به شکم ماهی خوار میخورده! ♦️برگردم به نقدِ سخن مارکس. مارکس در تاکیدی افراطی بر پراگماتیزم و عملگرایی، توجه نمی کند که برای هر گونه تغییرِ جهان، باز ابتدا شما نیازمندِ نوعی تفسیر از جهان«هستی» هستی! تا براساس آن تفسیرت، دست به تغییرِ جهان بزنی... هایدگر در نقدی جانانه بر این سخنِ مارکس بدرستی می گوید: «در سخن مارکس این نادیده گرفته می شود که دگرگون کردن جهان، مستلزم دگرگون شدن مفهوم جهان است و اینکه، مفهوم جهان صرفا می تواند به وسیله ی تفسیری مناسب از جهان بدست آید...» یعنی در هر صورت و در همه حال، شما نیازمندِ به تفسیری از جهان هستید... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما ◀️فیلم زیر را ببینید:
5 159
8
https://www.youtube.com/watch?v=Iz3NkgWuMCc 💥کنفرانس سوم شهریور و هجوم متفقین: به همراه پاسخ به سوالات... بخش اول: 46 دقیقه ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️این کنفرانس در گروه وزینِ آکادمی فلسفه مارزوک ایراد گردیده است. ✅زمانی که هجوم متفقین به ایران قطعی شد قبل از آن، دهها نفر آنرا می دانستند اما جرات گفتن آنرا به رضاشاه نداشتند. خطر متفقین را ساعد مراغه ای سفیر ایران در مسکو گزارش کرده اما دیکتاتور وقعی ننهاده و خشمگین شده بود! چند ماه قبل از اشغال ایران توسط متفقین، عصمت اینونو رئیس‌جمهور ترکیه از طریق اسفندیار سپهبدی سفیر ایران در ترکیه، نامه ای به رضاشاه نوشته اطلاع می دهد که متفقین بدلایل ماه قبل حتماً به ایران حمله خواهد کرد پس هر چه زودتر آلمانی ها را از ایران بیرون کرده با متفقین وارد کرده و قرارداد بشوید تا کشورتان را اشغال کند. اما لجاجت دیکتاتور باعث اشغال کشور از سوی متفقین شد و بدنبال آن خفت و خواری و قحطی و فلاکت و انواع بیماری ها و ابتلا و تبعید رضاشاه پیش آمد. آیا اگر دیکتاتور، گوشی شنوا می داشت ایران به آن شکل تحقیرآمیز اشغال می شد؟! آیا تاریخ آینده ایران متفاوت نمی شود؟! اولین تذکر متفقین برای اخراج فوری اتباع آلمانی در ۲۵ مرداد ۱۳۲۰ش به دولت ایران داده شد اما دولت ایران طفره رفته و اعلام کرد که آلمانی ها در ایران تحت کنترل هستند. متفقین راضی نشده تذکر دوم را دادند. رضاشاه که منتظر نتیجه جنگ و پیروزی آلمان بر شوروی بود باز دفع الوقت را انتخاب کرد همان پاسخی قبلی را دوباره تکرار کرد... در همین زمان، انگلستان و شوروی تبلیغات دامنه داری را در مورد حضور اتباع و یا جاسوسان و فعالیت های ستون پنجم قوه آلمانی ها در ایران به راه انداختند و بدنبال آن، دولت روسیه به این حمله در ۱۲۹۹ شهریور ماه را به ایران داد. ارتش که بیش از چهل درصد بودجه کشور را می بلعید در زمان هجوم متفقین بجای مقاومت، به غارت پادگانها پرداخته راه فرار را در پیش گرفتند!. فساد و رشوه و آزارهای آن ارتش که دمار از روزگار مردم درآورده بود باعث شد که در زمان هجوم متفقین، مردم، قوای بیگانه را بر آن ارتش ایرانی ترجیج دهند یا راه بی تفاوتی در پیش گیرند...! ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
5 123
9
قابل توجه دوستان گرامی! اخیرا برخی از دوستان به بنده مراجعه کرده می گویند که وقتی نام بنده (علی مرادی مراغه ای) را در گوگل جس
قابل توجه دوستان گرامی! اخیرا برخی از دوستان به بنده مراجعه کرده می گویند که وقتی نام بنده (علی مرادی مراغه ای) را در گوگل جستجو می کنند به این شناسه https://t.me/Ali_Moradi_maragheie می رسند که تصویرش را در بالا آورده ام. دوستان می پرسند که آیا این کانال ارتباطی به بنده دارد یا نه؟! به اطلاع تمامی دوستان می رسانم که کانال فوق که به مسائل مالی و سرمایه گذاری می پردازد هیچگونه ارتباطی به بنده ندارد. من کجا و فعالیت در حوزه پول و ارز و دلار و سرمایه گذاری کجا...؟! مثل جن و بسم الله می مانیم و از هم فرار می کنیم! با تشکر علی مرادی مراغه ای پنجم شهریور 1405
4 172
10
‍ 💥سوم شهریور: اشغال کشور و درسهای آن...! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅سوم شهریور مصادف با اشغال کشور و تحقیر، قحطی، بیماری و دردهای بی درمان بود اما رفتار متضادِ مردم ایران و مردم فرانسه را در قبال اشغال کشورشان توسط بیگانه در فیلمِ زیر آورده ام عبرت انگیزه: فرانسویها، بهت زده و ناراحت، قشونِ اشغالگر آلمان را مینگرند، گریه میکنند و خشمشان از نگاهشان پیداست. اما ایرانیان در ابراز شادمانی و احساسات به ارتش سرخ بر همدیگر سبقت جسته، عکس استالین را با افتخار بر سینه ها زده و تانکهای اشغالگران را گلباران میکنند! ♦️خانم اتا شایبر نویسنده آمریکایی که در زمان اشغال فرانسه شاهد بوده در کتابش صحنه‌های عجیبی از مردم پاریس در مبارزه با اشغالگران مینویسد زمانیکه هواپیماهای انگلیسی، پاریسِ اشغال شده را بمباران میکردند فرانسویان به پناهگاهها خزیده، حالت دوگانه داشتند یعنی باوجود حمله انگلیسیها، امکان داشت خودشان هم کشته شوند اما چون قشون اشغالگر آلمانی نیز در اثر بمبارانِ انگلیسیها، کشته میشدند پس، خوشحال بودند! «مردم انگار جان میگرفتند و روح می ‌یافتند. گویی متوجه نبودند که چه ‌بسا خودشان زخمی یا کشته شوند؛ بس که از حمله به دشمن خوشحال بودند»! (بنگرید به کتاب:Underground Paris by Etta Schieber. فیلمی نیز با همین عنوان از کتاب ساخته شده بکارگردانیGregory Ratoff). اما برعکس، ایرانیان تصاویر بزرگ استالین را در صفحات اول مطبوعات با افتخار درج کرده یا آنرا بر سینه میزدند زنان بسوی ارتش سرخ گل پرتاب میکردند، برعکس، در لهستان نیز مانند فرانسه، عکسهای هیتلرِ اشغالگر را پاره کرده حتی به قیمت جان ۲ زن تمام میشد! چون مردم پاریس، پوسترهای تبلیغاتی آلمان را پاره میکردند، سربازان آلمانی، پوسترها را بالاتر نصب میکردند تا خارج از تعدی مردم باشند! ♦️عبرتهای بی شماری در این رفتار دوگانه مردم ایران با مردم لهستان و فرانسه وجود دارد: بزرگترین علت این بود که ارتش و ژاندارمهای رضاشاهی قبل از اشغال، چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که در شهرهای آذربایجان و کردستان، ژاندارمها بیشتر از انتقامجویی مردم ایران می ترسیدند تا از ارتش اشغالگر سرخ! آنان از ترس مردم بقول خود قاضی محمد«اسلحه خود را با یک دست لباس مندرس معاوضه میکردند تا از منطقه بگریزند!» (بنگرید به اثر اینجانب: انکار و مقاومت...ص۱۹۳. دانلود اینجا) هم ویلیام داگلاس از درنده خویی ارتشیان رضاشاه در لرستان نوشته و هم ببینید نخست وزیر عبدالله مستوفی چه توصیه می کند: «به افسران ارتش هم، برادرانه توصیه می‏کنم که بر خلاف گذشته… از فرستادن سرپرستی که زن‏های ایل را به شیردادن سگ‏های خود وادار» نکنند...! (شرح زندگانی من...ج 3، ص ۵۱۴) حالا کدامیک از این دو قشون بیشتر با مردم ایران بیگانه و یا اشغالگر بودند؟! با سقوط دیکتاتوری رضاشاه، آزادیهای سیاسی، تشکیل احزاب، انتشار مطبوعات و نوشتن و خواندن به زبان مادری شان فرا رسیده، شعرها و مقالات از شاعران و نویسندگان در مدح استالین موج میزد و آنان همگی توده ای نبودند. در مهاباد، استاد هیمن مثل محمد بی ریا در تبریز، ارتش اشغالگر را «فرشته آزادی» نامیده در خاطراتش می نویسد: «وقتی هواپیماهای روسی، اوراقی بزبان کردی از آسمان پخش میکردند باور کنید از خوشحالی قصد پرواز داشتم...خواب است یا حقیقت؟ ابرقدرتی چون اتحاد شوروی به زبان کردی بیاننامه پخش کند!؟...» (حکومت کردستان: کردها در بازی سیاسی شوروی، مصطفی امین...ص۳۸) و شاعر برجسته دیگر کردی(استاد هژار) «ارتش سرخ را فرشته رحمت» میدانست. (چیشتی مجیور، پاریس، بی نا، ۱۹۹۷.ص۶۶) چون آن ارتش سرخ، سایه دژخیمان رضاشاه را از سر مردم رفع کرده بود چون «ارتش سرخ مانند ملائکه چشم آبی بودند که درِ زندانها را میگشودند و میگفتند همه آزادید!» (قاضی محمد و جمهوری در آینه اسناد،بهزاد خوشحال...ص۱۹) چون در مهاباد، وقتی ابتدا مردم از قشون روسی فرار میکردند فرمانده روسی اعلام میکرد: «ارتش سرخ برای کمک به شما آمده به آزادی لباس کردی بپوشید، ما در امور شما دخالت نمی کنیم» (برگ سبز، غنی بلوریان...ص۳۰) چون بقول عین السلطنه: «در شانزده سال حکومتش عرض و ناموس همه را به باد داد. كاريكاتورى از رضاشاه ديدم‏ با شكم گنده، انگليس و روس فشار میدهند از دهانش سند مالكيت، از ماتحتش ليره فرو مى ‏ريزد!» ( روزنامه خاطرات...ج‏۱۰ص۷۸۸۰) ✅در واقع، عدم حمایت مردم از حکومتهای استبدادی در دوره هاییکه آن حکومت بواسطه شورشهای محلی یا حملات خارجی به مخاطره می افتاده به کرات در تاریخ ایران رخ داده. تاریخ آینه‌ایست که خردمندان با نگریستن در آن، راه صواب را پیدا می‌کنند... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما ◀️در فیلم زیر ابتدا استقبال ایرانیان از ارتش سرخ، سپس نوع برخورد مردم پاریس از قشون اشغالگر آلمان و تنبیه و تراشیدن موی زنان فرانسوی که با آلمانیها همکاری کردند می بینید:
9 330
11
💥با تحریفات تاریخی مقابله کنیم! ✍️علی مرادی مراغه ای جعلیات و مزخرفات تاریخی تمام نشدنی است مانن این فیلم! برعکس این جعل که
💥با تحریفات تاریخی مقابله کنیم! ✍️علی مرادی مراغه ای جعلیات و مزخرفات تاریخی تمام نشدنی است مانن این فیلم! برعکس این جعل که از توپخانه پهلویستها شلیک شده رضاشاه بشدت تحت تاثیر پیشرفت زنان ترکیه قرار گرفت. مستشارالدوله سفیر ایران در ترکیه مینویسد: «شبی پس از پایان ضیافت رضاشاه تا پاسی از شب قدم زده، فکر میکرد گاه گاه بلند میگفت: عجب!عجب! وقتی مرا دید فرمود: «صادق من تصور نمیکردم ترکها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو باشند ما خیلی عقب هستیم مخصوصاً در تربیت دختران و بانوان...» منبع: رضاشاه در ترکیه بروایت اسناد، حقدار...ص24 تاثیر سفر در او بحدی بود که بعدا محمود جم(رئيس الوزراء) مینویسد رضاشاه به من گفت: «این چادر چاقچورها را چطور میشود از بین برد؟ دو سال است که فکر مرا مشغول داشته از وقتی به ترکیه رفتم زنهای آنها را دیدم که «حجاب» را دور انداخته...دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده...» منابع: روزنامه رستاخیز مورخه 16 دی 2535، ش ۵۱۱ درکی سطحی از مدرنیته داشت او در ترکیه نه حق رای زنان را دید و نه حق طلاق را. تنها ظاهر و پوشش را دید و آنرا در ایران بکار بست البته با توسل بر زور و پاسبانها...!
6 629
12
https://t.me/Ali_Moradi_maraghei
717
13
💥کمونیز هراسی و کودتای 28 مرداد ✍️علی مرادی مراغه ای ✅در طول دوران جنگ سرد و مخصوصا در کودتای 28 مرداد، کمونیزم هراسی بخش اعظم درباریان، روحانیون و طرفداران کودتا را اشغال کرده بود. محمدرضاشاه به تبعیت از غرب حتی به رشد اسلام گرایی برای مقابله با کمونیزم کمک کرد. جالب اینجاست که پس از گذشت 73 سال از کودتای 28 مرداد، هنوز هم طرفداران کودتا از خطر کمونیزم در آن سالها دم می زنند و اینکه اگر کودتا رخ نمی داد ایران و دولت مصدق توسط کودتا بلعیده می شد! اما به نظر من، این خطایی بیش نیست. جامعه ایران چپ زده بود و پس از کودتا چپ زده تر شد، اما بخاطر ریشه دار بودن تشیع در ایران، کمونیزم هرگز نتوانست پایگاه وسیع اجتماعی پیدا کند. مثالی بر این ادعا می زنم: پس از انقلاب در حالیکه جامعه ایران بشدت چپ زده بود اما در اولین انتخابات مجلس پس از انقلاب، افرادی مانند کیانوری، احسان طبری، مریم فیروز و حتی سیاوش کسرایی ...نامزد شدند! اما هیچ توده ای برنده نشد کیانوری(۵۸۸۰۲) رای، طبری(۵۵۳۵۲)، کسرایی(۳۷۱۵۹) و مریم (۲۹۶۹۴) رای آورده بود! جالب است که در تهران فخرالدین حجازی بیش از ۱۵۰۰۰۰۰ رای آورده بود که تنها هنرش سخنرانی آتشین و مبالغه آمیز بوده! (اطلاعات ۱۶فروردین ۱۳۵۹). ♦️فقدان پایگاه مردمی حزب توده را بنگرید! جالبه که شعار کمونیزم هراسی شعار همیشگی شاه بوده و هر زمان که به خطر می افتاده بدان متوسل می شده است! در آستانه کودتای ۲۸مرداد برای ترساندن مردم دیندار از سوی دربار می گفتند عنقریب ایران توسط کمونیزم بلعیده میشود! و شاه از این کمونیزم هراسی خوب استفاده کرد. در انقلاب 57 نیز شاه باز می گفت: «کمونیستها (امام) خمینی را بر کنار خواهند کرد...»! (اطلاعات،۵اسفند۱۳۵۷) البته آمریکا نیز هم به کمونیزم هراسی دامن می زد و هم نهایت استفاده را از آن کرد! پس از پیروزی کودتا که شاه بازگشت. کرومیت روزولت می گوید: «...شاه به من اشاره کرد و اولین عبارتی که با لحن رسمی ادا کرد این بود: «من تخت ام را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم» اما خدا هیچ دخالتی نداشت! ملت هم تنها بخشی از ملت، ارتشی ها، شعبان ها، اعتضادی ها، بهبهانی ها، روزنامه نگاران و نمایندگان دلار بگیر و... بودند و اعظم ملت بی تفاوت! اما آن جمله آخرش یعنی مدیون بودن تختش به شما (کرومیت روزولت و آمریکا) درست بود! و از این زمان، رابطه آن تخت با آمریکا جوش خورد تا انقلاب. ♦️اما برگردم به کمونیزم هراسی: اسنادی در دست است که عوامل سیا و کرومیت روزولت بخوبی می دانستند حزب توده و کمونیستها قدرت چندانی ندارند که بتوانند مصدق را کنار زده بر قدرت چنگ زنند اینجا را ببینید. جالب است عوامل سیا خودشان میکوشیدند به پر رنگ کردن کمونیزم هراسی دینداران ایرانی! آنها برای ترساندن مردم مسلمان، مخصوصا علما، اعلامیه های ساختگی بنام حزب توده نوشته بر خانه های علما می انداخته آنها را تهدید می کردند! جالب اینکه مصدق نیز بر همین کمونیزم هراسی متوسل می شد که اگر آمریکایی ها حمایتش نکنند خطر کمونیزم در ایران بالا خواهد گرفت!. خلاصه کلام، حزب توده شده بود قدرخان برای امیرنظام گروسی در تبریز! اینجا چپها در ذهنیتِ محمدرضاشاه در طول سلطنتش، نقش قدرخان را بازی کرده! حتی در انقلاب۵۷ هم شاه برای ترساندن علما از کمونیزم، گفت: «کمونیستها قدرت را (امام) خمینی خواهند گرفت...!» اما براینکه پایگاه نازل مردمی حزب توده را بدانیم اینکه: پس از انقلاب در اوج چپ گرایی، حزب توده در دو انتخابات خبرگان قانون اساسی و اولین مجلس شرکت کردند نتایج آرایشان افتضاح بود! هیچکدام برنده نشدند بیشترین رای احسان طبری(با ۴۷٬۲۲۵رای)بود و در مقابل، طالقانی با ۲٬۰۱۶٬۸۵۱ رای‌اول تهران! یعنی رای اول حزب توده کمتر از یک چهلم طالقانی بود و این زمان حزب توده در فعالیتش آزاد بود! کمونیزم هراسان عمدا یا سهوا در یک جا دچار اشتباه بودند، آنان نمی دانستند که ایرانِ شیعی هیچ تشابهی با اروپای شرقی و یا چکسلواکیِ فوریه ۱۹۴۸ نداشت که توسط شوروی بلعیده شدند!. تشابه سازی ها اغلب، تحلیلگران را از نتایج تحلیل شان خجل می کند! جان بادللی در مورد شکست شیخ شامیل از روسها جمله جالبی دارد او می نویسد: «روسها با شمشیر پیروز نشدند بلکه با تبر پیروز شدند!» وقتی سربازان روسی تبر به دست، به قطع جنگلها و درختان غول پیکر راش پرداختند که مهمترین پناهگاه و مخفی گاه شامیل و جنبش مریدیسم بودند، صدای تبرها به مراتب شومتر از صدای شلیک توپها و تفنگهای روسی بود! مصدق نیز نه با تحریم نفتی و نه با سلاحهای انگلیسی و آمریکایی، بلکه با تبرهای خیانت داخلی از پا درآمد که بخش اعظم کودتاگرانِ ناهمگون و متضاد را کمونیزم هراسی به همدیگر جوش داده و وحدت شان بخشیده بود که بقول ریچارد کاتم با کمترین مزد به اردوی کودتاگران پیوسته بودند....
6 497
14
https://www.youtube.com/watch?v=ansJYhVsAP4 💥آسیب شناسی سلسله های پادشاهی تاریخ ایران این ژنِ خوب و مخصوص و برتر، دمار از روزگار ما درآورده البته نه تنها در تاریخ معاصر بلکه از دوره باستان تاکنون، دمار از روزگار پدران ما نیز درآورده است! در راس سلسله های تاریخی ایران غالبا یک نابغه و انسانی دارای اراده آهنین وجود دارد که با لیاقت خودش، قدرت را فراچنگ می آورد کشور را یکپارچه و پهناور کرده است اما بزرگترین اشتباه آنها این بوده که در تربیت جانشین و شاهزادگان و فرزندانش غفلت کرده و در نتیجه، پس از مرگ خود، کشوری بزرگ را به دستانی کوچک تحویل می دهد و بدین ترتیب، فروپاشی کشور و آن سلسله آغاز می گردد! به نظرم بزرگترین پاشنه آشیل آنها این بوده که در تربیت انسان سیاسی برای بعد از خودشان غفلت ورزیده اند. افلاطون از اعماق قرون سخنی در کوتاهی تربیت می گوید که هنوز هم تازگی دارد: «مردم اغلب آنقدر که به رام کردن و تربیت یک کره اسب اهمیت می دهند به تربیت اطفال خود اهمیت نمی دهند...!» من فکر می کنم زمین هرگز بهشت نخواهد شد و کوشش ها برای ساختن مدینه فاضله به دوزخ انجامیده است. اما اگر بجای انتساب به ژن و خون و یا آسمان، اگر جامعه برای هر بعدی از ابعاد به تربیت انسانها همت بگمارند و انسانها به تناسب استعداد و لیاقت به مقامها برسند در آنصورت بخش اعظم آلام و دردها . رنجهای انسان کاهش خواهد یافت... دوستان هر گونه نقد بر نوشته های بنده دارند در این گروه تلگرامی بنویسند. ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
6 299
15
‍💥زخمِ ناسور کودتای ۲۸ مرداد! ✍️علی مرادی مراغه ای ✅جنبش ملی شدن صنعت نفت، ادامه جنبش مشروطه بوده که مبارزه با استبداد داخلی و نفی تسلط بیگانگان مهمترین اهداف آن محسوب می شد که با کودتای ۲۸ مرداد به باد رفت... کودتای ۲۸ مرداد برای پهلوی و پهلوی دوستان چون بختک می ماند که بر سینه شان نشسته و هر سال که ۲۸ مرداد فرا می رسد سنگینی آن را بیشتر احساس می گردد! آنها بجای اینکه با آن روبرو شده عملکرد خود را نقد کنند همواره از آن فرار کنند! اما نمی توان از تاریخ فرار کرد چون تاریخ برمی‌گردد و خود را آشکار می کند، مطرح می کند! دوستان پهلوی سعی می کنند با توسل به رسانه های مختلفِ خود، آن را نفی کرده حتی منکر شوند! اما آن کشور بیگانه ای که در کودتا دخیل بوده آنرا کودتا نامیده، حتی بخاطر آن عذرخواهی کرده! پهلوی و دوستدارانشان کودتا را منکر شده، قیام ملی نامیده و از زمان کودتا تاکنون لحظه ای از حمله و تخریب مصدق غافل نبوده اند که این نشانگر اهمیت موضوع و بزرگی آن بختک است! آنها از شنیدن نام مصدق اذیت می شوند چون کودتای ننگین را بخاطرشان می آورد! پس برای تخریبش می کوشند و این تخریب و فحاشی به مصدق از همان زمانِ کودتا آغاز شده و تاکنون ادامه دارد! هزاران فکت و سند در این زمینه وجود دارد تنها یک نمونه که مربوط به اسماعیل رائین است در زیر می آورد: پس از کودتا و آن محاکمه مضحک و زندانی و تبعید کردن مصدق به احمدآباد، فحاشی به او به عامل ترقی و جواز روزنامه نگاری بود! زمانیکه اسماعیل رائین کتاب «فراموشخانه و فراماسونری» را نوشت در آن، امضای مصدق را جعل کرده در پای قسم نامه فراماسونری گذاشته تا مصدق را فراماسون کند! سالها پس از انقلاب، وقتی از او پرسیدند چرا چنین کارِ ناشایستی کرده و مصدق را میخواسته ملکوک(لکه دار) کند؟ رائین پاسخ داده که مصدق ملکوک شدنی نیست اما ساواک شرط کرده بود در صورتی به کتابم مجوز انتشار خواهد داد که مصدق را فراماسون معرفی کنم! میزان رذالت را: برعلیه اش کودتا کرده، محاکمه کرده، زندانی کرده، سپس تبعیدش کرده و باز دست از تخریبش برنمی دارد؟! ❇️در طول این دهسال فعالیت کانال تلگرامی در نوشته های مختلف به مصدق و کودتای مرداد ماه پرداخته ام که لینک مقالات را جهت مطالعه دوستان در زیر می گذارم: ♦️به تنهایی به ده تا تحلیل می ارزد! ♦️فحاشی های نشریه توده ای بر مصدق! ♦️گوشه ای از کین و مهرِ آریامهری! ♦️پاسخ به برخی سوالات کلیدی در سالگرد کودتای ۲۸مرداد ♦️قیام ملی لمپن ها در ۲۸مرداد...! ♦️مصدق می رود، انگلیس می آید! ♦️نقد و نظرها پیرامون مصدق و کودتای ۲۸مرداد ♦️علل کودتا توسط آمریکا و انگلیس ♦️دو فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی! ♦️مال مصدق از شیر مادر حلال تر است...! ♦️تاریخ را با بوقهای تبلیغاتی و ماهواره ای نمی توان عوض کرد! ♦️بخوانید و قضاوت کنید...! ♦️فیلم  کمیاب از اولین فرار شاه ♦️پاسخ به یک سوال: گزارش ناقص و واژگونه تاریخ! ♦️به مناسبت امروز ۲۹ اردیبهشت زادروز مصدق ♦️مناظره در خصوص کارنامه دکتر محمد مصدق: بخش اول و بخش دوم ♦️تا می توانی به مصدق فحش بده....! ♦️علل اختلافات مصدق با علما ♦️گروه فدائیان اسلام، سرسخت ترین دشمن مصدق بودند... ♦️به مناسبت ۱۴ اسفند سالروز خاموشی مصدق ♦️آخرین روزهای تب دارِ دکتر حسین فاطمی ♦️تاریخنویس آقای امیر طاهری ♦️رنجهای مصدق در دوران دو پهلوی: بخش اول، بخش دوم، بخش سوم ♦️واحه ای در میان کویر سوزان... ♦️نیت خوب اما با انگاره های ذهنیِ بد...! ♦️مصدق و نشریه توده ای چلنگر ♦️شعبان بی مخ ها و لمپن ها ♦️مصدق و اسفندماه ◀️دوستان پهلویچی می‌توانند این مقالات فوق ما را در این گروه نقد کنند البته خواهشا فحش ندهند نقد علمی بکنند... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما 🖼یک مصدقی پروپاقرص دوآتشه!👇👇👇
11 644
16
💥با تحریف تاریخ مقابله بکنیم! ✍️علی مرادی مراغه ای امروزه زدنِ مصدق جزو ضروریات طرفداران پهلوی شده است برخی آشکار و برخی کمی
💥با تحریف تاریخ مقابله بکنیم! ✍️علی مرادی مراغه ای امروزه زدنِ مصدق جزو ضروریات طرفداران پهلوی شده است برخی آشکار و برخی کمی زیرآبی! طرف رفته یک کانالی بنام «نقدی بر تاریخ معاصر» زده که کارش نه نقد مصدق بلکه تحریف تاریخ و به لجن کشیده مصدق است! در روز روشن نصف صفحه را از کتاب«خاطرات و تالمات دکتر مصدق» می بُرد و و در کانالش می گذارد و سپس می نویسد که مصدق گفته: «بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...». در حالیکه جمله قبلی مصدق را که نیاورده این بوده که «بعضی از وزرا در دولت مستوفی الممالک چنین اظهار نظر میکنند که توقیف یک روزنامه مخالف بی طرفی است بهتر آن است که تمام جراید توقیف شوند...» مهمتر از همه اینکه، این جاعلان اصلا هیچ ترسی ندارند که دروغ و تحریفشان ممکن است برملا شود! در تصویر اصلی عین صفحات قبل و بعد را آورده ام و در تصویر دیگر نیز تصویر جعلیِ جاعل را آورده ام تا خودتان قضاوت کنید!. در ضمن کتاب «خاطرات و تالمات دکتر مصدق» را اینجا دانلود کرده خودتان صفحه 112و قبلِ آنرا ببینید. این کارها غیراخلاقی می باشد. بخاطر نسل های آینده، با تحریف تاریخ مقابله بکنیم... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
10 137
17
‍ ‍💥دو جاسوس ک.گ.ب که زمانی در تهران خدمت میکردند... ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️ولادیمیر کوزیچکین و لئونید شبارشین دو جاسوس ک.گ.ب در اوایل انقلاب در ایران خدمت میکردند، مردم ایران کوزیچکین را می شناسند که در سال ۱۹۸۲ از تهران گریخته و با یک گذرنامه‌ بریتانیائی با نام مایکل رود از مرز بازرگان و از راه ترکیه به انگلستان پناهنده شد و اطلاعاتش را از حزب توده در اختیار انگلیسیها نهاد و آن اطلاعات از طریق پاکستان بدست مقامات ایرانی رسید، آقای رفسنجانی می نویسد: ««عصر مهندس جواد(مادرشاهی) و حبیب( ) که برای گرفتن اطلاعات از فردی مطلع به پاکستان رفته بودند آمدند و مطالب جالب و مفیدی که از او گرفته اند در باره عملکرد کا.گ.ب و حزب توده و سیاست آینده شوروی در ایران...» (پس از بحران: خاطرات سال۱۳۶۱...ص۲۶۱) پناهنده شدن کوزیچکین به انگلستان مانند فرار آقابکف در دوره رضاشاه، برای شوروی افتضاح آمیز بود، مخصوصا برای رئیس اش(لئونید شبارشین) که باعث شد حکومت ایران او و ۲۰تن دیگر از اعضای سفارت را وادار به ترک ایران ترک کرد... ♦️اخیرا در ارتباط با این دو جاسوسِ ک گ ب که در اوایل انقلاب در تهران خدمت میکردند دو خبر در مطبوعات روسیه دیدم: ⚡️اولین خبر در مورد علنی شدن همسر کوزیچکین یعنی «گالینا» بوده که پس از گذشت ۴۰ سال با یک نشریهٔ زنان در روسیه  مصاحبه‌ کرده به این آدرس. و برای نخستین بار از رنج‌های چهل ساله و بازجویی‌های بی پایانش در دفتر مرکزی ک.گ.ب. سخن گفته و اینکه، مجبور بوده چهل سال با نام خانوادگی دوشیزگیش زندگی کند، چون همه او را به چشم همسر ‏یک خائن می‌دیدند! گفته شده که پناهندگی کوزیچکین به غرب و اطلاعاتی که افشا کرده باعث دستگیرهای حزب توده گشته، اما به نظر من، پناهندگی او تاثیری نداشت چرا که، این شتری بود که دیر یا زود بر در خانه حزب توده هم می نشست. ⚡️اما دومین خبری که به تازگی دیدم خودکشی لئونید شبارشین بود که  بنابر خبرگزاری روسی، جسد بی‌جان رئیس ۷۷ ساله ک گ ب در آپارتمانش پیدا شد. اینجا شبارشین با همان اسلحه‌ای خود را کشته که در زمان بازنشستگی به عنوان هدیه دریافت کرده بود!. شبارشین از اردیبهشت ۱۳۵۸ تا نیمه‌ ۱۳۶۱ عهده‌دار ریاست دفتر نمایندگی ک.‌ گ.‌ ب در سفارت اتحاد شوروی در تهران بود. در دوران ریاست او بود که افسر زیر دستش یعنی کوزیچکین به انگلستان گریخت. شبارشین در تهران در پوشش «رایزن سفارت شوروی در ایران» کار می کرد و در تماس مستقیم با نورالدین کیانوری دبیر اول «حزب توده» بود. کتاب خاطرات شبارشین با نام: Рука Москвы. Записки начальника внешней разведки(دست مسکو - یادداشت‌های رئیس اطلاعات شوروی)در سالل ۱۹۹۳منتشر شد. ۶۲ صفحه از این کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای درباره‌ ایران است، متن روسی کتاب او را از اینجا بخوانید. ♦️در زمان انقلاب که ایران بهشت جاسوسان گشته بود روسها بشدت بدنبال اطلاعاتی از سلاحهای آمریکایی بودند که در ارتش ایران بکار گرفته شده بود و چه منبعی بهتر از کیانوری و حزب توده بود برای جمع آوری و انتقال این اطلاعات به رفقای شوروی. و کیانوری از زمان بازگشت به ایران بدنبال بدست آوردن چنین اطلاعاتی بود. در منابع مختلف، هم در نوشته های شبارشین و هم در خاطرات کیانوری، اشارت رفته بر ارتباط و ملاقاتهای کیانوری با شبارشین. اما ﮐﯿﺎﻧﻮری از ﻧﯿﻤﻪ دوم ۵٨ این وظیفه را ﺑﻪ ﭘﺮﺗﻮی محول می کند و پرتوی به ملاقاتش با شبارشین اشاره میکند که «شبارشین ﺑﻪ ﭘﺮﺗﻮی ﯾﮏ دورﺑﯿﻦ ھﺪﯾﻪ ﻣﯽ دھﺪ» ♦️کیانوری تاکید میکرد که حزب توده ﺑﻪ ھﺮﻧﺤﻮی ﯾﮏ ﺧﻠﺒﺎن 14ـ F را در اﺧﺘﯿـــــــﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗـــﺎ اطلاعات سری و فنی اﯾﻦ ھﻮاﭘﯿﻤﺎ را کسب و در اﺧﺘﯿﺎر رفقای ﺷﻮروی ﻗﺮاردھﻨﺪ اما «ﺑﺎ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻣﻌﻠﻮم ﺷﺪ ﮐﻪ دﻓﺘﺮﭼﻪ ھﺎی ﺣﺎﻣﻞ ﻧﻘﺸﻪ ھﺎی اﻃﻼﻋﺎت ﻓﻨﯽ ﻣﺨﻔﯽ درﺟﺎﺋﯽ وﺟﻮد دارد و ﺑﺴﯿﺎر ﺷﺪﯾﺪ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد وﻟﯽ ﮐﯿﺎﻧﻮری ﮔﻔﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺮون آورده ﺷﻮﻧﺪ و ﻓﺘﻮﮐﭙﯽ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ و ﺗﻌﺪادی از اﯾﻦ اﺷﯿﺎء در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺷﮏ ﻓﻨﯿﮑﺲ(که روی 14ـ F سوار میشود) ﻣﻮﺷﮏ دراﮔﻮن(ﮐﻪ روی ﺗﺎﻧﮏ ﺳﻮار میشود) وﻣﻮﺷﮏ ھﺎرﯾﻮن (ﮐﻪ روی ﮐﺸﺘﯽ ﺳﻮار میشود)، ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺳﻂ اﻓﺮادی ازﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺨﻔﯽ و ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﯿﺮون آورده ﺷﺪ و ﺑﻪ دﺳﺘﻮر ﮐﯿﺎﻧﻮری ﻗﺮار ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺄﻣﻮر ﺷﻮروی ﺗﺤﻮﯾﻞ دھﺪ...» (اندیشه پویا، شماره ۳۸، مورخه مهر و آبان ۱۳۹۵.صص۸۳_۸۴) ♦️شبارشین پسر یک کفاش بود با هوش سرشارش توانست ژنرال ک.گ.ب گردد و رئیس اطلاعات خارجی شوروی در ۱۹۸۹-۱۹۹۱. اما در زمان خودکشی تنها و مطرود بود، یک چشمش نابینا و یک پایش فلج و سخت مریض و خودکشی اش بخاطر رهایی از رنج بیماری بوده... ♦️دوستانی که بر نوشته های ما نقد و نظر دارند می توانند در این گروه مطرح کنند. ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما ❇️تصاویر دو جاسوس در زیر
7 522
18
‍ 💥دو جاسوس ک.گ.ب که زمانی در تهران خدمت میکردند... ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️ولادیمیر کوزیچکین و لئونید شبارشین دو جاسوس ک.گ.ب در اوایل انقلاب در ایران خدمت میکردند، مردم ایران کوزیچکین را می شناسند که در سال ۱۹۸۲ از تهران گریخته و با یک گذرنامه‌ بریتانیائی با نام مایکل رود از مرز بازرگان و از راه ترکیه به انگلستان پناهنده شد و اطلاعاتش را از حزب توده در اختیار انگلیسیها نهاد و آن اطلاعات از طریق پاکستان بدست مقامات ایرانی رسید، آقای رفسنجانی می نویسد: ««عصر مهندس جواد(مادرشاهی) و حبیب(؟) که برای گرفتن اطلاعات از فردی مطلع به پاکستان رفته بودند آمدند و مطالب جالب و مفیدی که از او گرفته اند در باره عملکرد کا.گ.ب و حزب توده و سیاست آینده شوروی در ایران...» (پس از بحران: خاطرات سال۱۳۶۱...ص۲۶۱) پناهنده شدن کوزیچکین به انگلستان مانند فرار آقابکف در دوره رضاشاه، برای شوروی افتضاح آمیز بود، مخصوصا برای رئیس اش(لئونید شبارشین) که باعث شد حکومت ایران او و ۲۰ تن دیگر از اعضای سفارت را وادار به ترک ایران ترک کند. ♦️در سال‌های اخیر در ارتباط با این دو جاسوسِ ک گ ب که در اوایل انقلاب در تهران خدمت میکردند دو خبر در مطبوعات روسیه دیدم: ⚡️اولین خبر در مورد علنی شدن همسر کوزیچکین یعنی «گالینا» بوده که پس از گذشت ۴۰ سال با یک نشریهٔ زنان در روسیه  مصاحبه‌ کرده به این آدرس. و برای نخستین بار از رنج‌های چهل ساله و بازجویی‌های بی پایانش در دفتر مرکزی ک.گ.ب. سخن گفته و اینکه، مجبور بوده چهل سال با نام خانوادگی دوشیزگیش زندگی کند، چون همه او را به چشم همسر ‏یک خائن می‌دیدند! گفته شده که پناهندگی کوزیچکین به غرب و اطلاعاتی که افشا کرده باعث دستگیرهای حزب توده گشته، اما به نظر من، پناهندگی او تاثیری نداشت چرا که، این شتری بود که دیر یا زود بر در خانه حزب توده هم می نشست. کتاب کوزیچکین با عنوان(کا گ ب در ایران) را از اینجا بخوانید. ⚡️اما دومین خبری که به تازگی دیدم خودکشی لئونید شبارشین بود که  بنابر خبرگزاری روسی، جسد بی‌جان رئیس ۷۷ ساله ک گ ب در آپارتمانش پیدا شد. اینجا شبارشین با همان اسلحه‌ای خود را کشته که در زمان بازنشستگی به عنوان هدیه دریافت کرده بود!. شبارشین از اردیبهشت ۱۳۵۸ تا نیمه‌ ۱۳۶۱ عهده‌دار ریاست دفتر نمایندگی ک.‌ گ.‌ ب در سفارت اتحاد شوروی در تهران بود. در دوران ریاست او بود که افسر زیر دستش یعنی کوزیچکین به انگلستان گریخت. شبارشین در تهران در پوشش «رایزن سفارت شوروی در ایران» کار می کرد و در تماس مستقیم با نورالدین کیانوری دبیر اول «حزب توده» بود. کتاب خاطرات شبارشین با نام: Рука Москвы. Записки начальника внешней разведки(دست مسکو - یادداشت‌های رئیس اطلاعات شوروی)در سال 1993 منتشر شد. 62 صفحه از این کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای درباره‌ ایران است، متن روسی کتاب او را از اینجا بخوانید. ♦️در زمان انقلاب که ایران بهشت جاسوسان گشته بود روسها بشدت بدنبال اطلاعاتی از سلاحهای آمریکایی بودند که در ارتش ایران بکار گرفته شده بود و چه منبعی بهتر از کیانوری و حزب توده بود برای جمع آوری و انتقال این اطلاعات به رفقای شوروی. و کیانوری از زمان بازگشت به ایران بدنبال بدست آوردن چنین اطلاعاتی بود. در منابع مختلف، هم در نوشته های شبارشین و هم در خاطرات کیانوری، اشارت رفته بر ارتباط و ملاقاتهای کیانوری با شبارشین. اما ﮐﯿﺎﻧﻮری از ﻧﯿﻤﻪ دوم ۵٨ این وظیفه را ﺑﻪ ﭘﺮﺗﻮی محول می کند و پرتوی به ملاقاتش با شبارشین اشاره میکند که «شبارشین ﺑﻪ ﭘﺮﺗﻮی ﯾﮏ دورﺑﯿﻦ ھﺪﯾﻪ ﻣﯽ دھﺪ» ♦️کیانوری تاکید میکرد که حزب توده ﺑﻪ ھﺮﻧﺤﻮی ﯾﮏ ﺧﻠﺒﺎن 14ـ F را در اﺧﺘﯿـــــــﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗـــﺎ اطلاعات سری و فنی اﯾﻦ ھﻮاﭘﯿﻤﺎ را کسب و در اﺧﺘﯿﺎر رفقای ﺷﻮروی ﻗﺮاردھﻨﺪ اما «ﺑﺎ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻣﻌﻠﻮم ﺷﺪ ﮐﻪ دﻓﺘﺮﭼﻪ ھﺎی ﺣﺎﻣﻞ ﻧﻘﺸﻪ ھﺎی اﻃﻼﻋﺎت ﻓﻨﯽ ﻣﺨﻔﯽ درﺟﺎﺋﯽ وﺟﻮد دارد و ﺑﺴﯿﺎر ﺷﺪﯾﺪ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد وﻟﯽ ﮐﯿﺎﻧﻮری ﮔﻔﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺮون آورده ﺷﻮﻧﺪ و ﻓﺘﻮﮐﭙﯽ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ و ﺗﻌﺪادی از اﯾﻦ اﺷﯿﺎء در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺷﮏ ﻓﻨﯿﮑﺲ(که روی 14ـ F سوار میشود) ﻣﻮﺷﮏ دراﮔﻮن(ﮐﻪ روی ﺗﺎﻧﮏ ﺳﻮار میشود) وﻣﻮﺷﮏ ھﺎرﯾﻮن (ﮐﻪ روی ﮐﺸﺘﯽ ﺳﻮار میشود)، ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺳﻂ اﻓﺮادی ازﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺨﻔﯽ و ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﯿﺮون آورده ﺷﺪ و ﺑﻪ دﺳﺘﻮر ﮐﯿﺎﻧﻮری ﻗﺮار ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺄﻣﻮر ﺷﻮروی ﺗﺤﻮﯾﻞ دھﺪ...» (اندیشه پویا، شماره ۳۸، مورخه مهر و آبان ۱۳۹۵.صص۸۳_۸۴) ♦️شبارشین پسر یک کفاش بود با هوش سرشارش توانست ژنرال ک.گ.ب گردد و رئیس اطلاعات خارجی شوروی در ۱۹۸۹-۱۹۹۱. اما در زمان خودکشی تنها و مطرود بود، یک چشمش نابینا و یک پایش فلج و سخت مریض و خودکشی اش بخاطر رهایی از رنج بیماری بوده... ♦️دوستانی که بر نوشته های ما نقد و نظر دارند می توانند در این گروه مطرح کنند. ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما ❇️تصاویر دو جاسوس در زیر
1
19
‍ 💥کاریکاتور جایزه صدهزار تومانی برایِ سر محمدعلی شاه! ✍️علی مرادی مراغه ای محمدعلی شاه کوتاهترین دوره پادشاهی را داشته یعنی در حدود سه سال. اما در طول این سه سال پادشاهی اش، هرگز، لحظه ای از توطئه و دسیسه بر علیه مجلس و مشروطه خواهان غافل نشد، بارها قسم خورد و پشتِ قرآن را امضا کرد و قول داد که دیگر توطئه بر علیه مجلس نخواهد کرد اما بلافاصله توبه اش را شکست و سرانجام نیز همین غرور و عنادش، کار دستش داد و مجلس را به توپ بست. عضدالملک از او پرسیده بود چطور با آن قسم هایی که خورده بود آنها را زیر پا گذاشته و برخلافش عمل کرده ؟! محمدعلی شاه پاسخ داده بود: «من در موقع قسم خوردن ناپاک(جنب) بودم و قسم در این حالت اعتباری ندارد» عضدالملک هم گفته بود پس در آن حالت ناپاکی، چطور قران را لمس کردی؟!... منبع:تاریخ مشروطیت ایران، مهدی ملک زاده...جلد1.2.3 ص551 پس از به توپ بستن مجلس اول و آغاز قیام تبریز، قوای مشروطه خواهان شمال و جنوب، در تیر 1288ش.وارد تهران شده و پایتخت را فتح کردند. محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرده و پسرش احمدمیرزای 12ساله را به تخت نشاندند. محمدعلی شاه که به سفارت روسیه پناهنده شده بود پس از 52 روز توقف در سفارت، از آنجا خارج و عازم روسیه شده و در شهر ادسا اقامت گزید، اما دوسال بعد یعنی در 1290ش.او به تحریک روس ها برای بازگشت به تاج و تخت به کمک برادرانش، رهسپار ایران شده اما شکست خورده و فرار کرد. در این زمان به نوشته کسروی، مجلس ایران قانون شگفتى تصویب کرده و آنرا چاپ كرده و در همه جا پخش کرد، بدينسان: «كسانيكه محمدعلي ميرزا را اعدام يا دستگير نمايند يكصد هزار تومان به آنها داده ميشود...» ( کسروی، تاریخ هیجده ساله آذربایجان...ص ۱۷۳) اما آنچه جالب است، کاریکاتور نشریه ملانصرالدین است که شماره 20 آگوست 1911م . را به این جایزه 100هزار تومانی محمدعلی شاه اختصاص داده. در این تصویر، محمدعلی شاه مخلوع پس از فرار بر روی چمدانهایش نشسته و آینه را در دست گرفته و با خنده می گوید: برای این سر، 100هزار تومان جایزه؟! خیلی جای تعجبه...! ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما ◀️کاریکاتور مجله ملانصرالدین را در زیر ببینید:
8 761
20
https://www.youtube.com/watch?v=o5nHBSNmYwA عبرت از تاریخ: بخش دوم در این ویدیو به بررسی دقیق جنگ چالدران و علل شکست سنگین ایرانیان در این نبرد سرنوشت ساز تاریخی می‌پردازم. این ویدیوها برای علاقمندان تاریخ طراحی شده است تا با مرور جزئیات جنگ چالدران، درس‌های کلیدی و عبت انگیز این واقعه را مرور کنند. با شناخت دقیق حوادث تاریخی ایران، می‌توانیم نگاهی عمیق‌تر به ریشه‌های تحولات گذشته و حال داشته باشیم. در چالدران، در یک طرف قشونِ عثمانی مجهز به ارابه و توپخانه آتشین و در طرفی دیگر، قزلباشان صفوی مجهز به هم، شمشیر، گرز و خنجر و شور و غیرت...! صف آرایی دو لشکر، در دشت چالدران دقیقا شبیه صفت آرایی ژاپن نو و سنتی در فیلم آخرین سامورایی به کارگردانی ادوارد زوئیک بود. تاریخنویسی صفوی، علل شکست ایرانیان را به اراده خدا نسبت داده و چون تحلیلی عقلانی از آن شکست به دست نداد پس موجب عبرت ایرانیان در آینده نگردید. در نتیجه، ایرانیان دیگرباره آن شکست را تکرار کردند و در جنگ با روسها سر از ترکمنچای در آوردند... برای دسترسی به تحلیل‌های هفتگی درباره تاریخ ایران و بررسی وقایع گذشته، کانال را دنبال کنید. به نظر شما مهم ترین عامل شکست در این نبرد چه بود؟ در بخش نظرات بنویسید. ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.
6 355