en
Feedback
تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

Open in Telegram

«هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 04135263552

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای

Channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغه‌ای (@tarikhanehmoradi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 15 378 subscribers, ranking 3 616 in the Politics category and 21 544 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 15 378 subscribers.

According to the latest data from 28 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 53 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 45.21%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 16.34% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 6 953 views. Within the first day, a publication typically gains 2 512 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 114.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as شاه, وقت, کودتا, روزنامه, آقا.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
«هیچ ملتی از سایه‌های گذشته‌اش رها نمی‌شود، مگر آنکه با آ‌نها رو به ر‌و شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 0413526...

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 29 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

15 378
Subscribers
-124 hours
+57 days
+5330 days
Posts Archive
💥اقتصاددان ما و روایت قصاب از ویسکی خوردنش... ✍️علی مرادی مراغه ای دوستی این تکه فیلم را در گروهی گذاشته نظر مرا پرسیده اینجا میفرستم شاید خالی از طنز نباشد!   زمانی کیهانِ شریعتمداری بر روشنفکران می تاخت الان، غنی‌نژاد می تازد که باعث انقلاب شدند، قدرِ آن دوران طلایی را ندانستند! اول: در آن دهه ۵۰ که غنی نژاد دوران طلایی مینامد در اوجِ بریز و بپاشهای جشنهای ۲۵۰۰ساله بود یادم می آید بچه بودم بارها می دیدم در روستایمان وقتی گاوی میخواست دفع فضولات کند بلافاصله زنان فقیر روستا طشتی را برداشته فضولات گاو را در هوا میگرفتند تا زمین نیفتد. چون آب کشیده جوها و گندمها را برای مصارف دوباره از درون آن فضولات سوا میکردند. تقریبا تمام روستاهای اطراف ما چنین وضعی داشتند و نصف روستا نیز از بدبختی راهی حاشیه های تبریز یا تهران شده بودند. دوم: در اوضاع بد اقتصادی کنونی، عوامفریبانی که گذشته را طلایی نشان میدهند موفق میگردند چون اوضاع بد فعلی، بهترین فرصت برای فریفتن است. اما تاسف از کسی که متخصص اقتصاد است و بجای اینکه بصورت علمی و متکی بر اسناد و آمار بخواهد ادعای خود را به کرسی نشاند به قصه بافی عامیانه روی می آورد..

💥داستان طول و درازِ جنازه رضاشاه ✍️علی مرادی مراغه ای ✅دیروز چهار مرداد سالروز درگذشت رضاشاه در غربت بود او نیز مثل اکثر شاهان معاصر ایرانی با شکوه آمد اما در نهایت خفت و خواری از ایران رفت... داستانِ جنازه اش حکایت طول و درازی داشته عینا مانند زندگیش. رضاشاه، پس از ۳ سال در تبعید در ۶۸ سالگی در ۴ مرداد ۱۳۲۳ به علت سکته قلبی در ژوهانسبورگ درگذشت. در صبح آنروز وقتی سیدمحمود خدمتکارش، طبق معمول منقل وافور و تریاک و سینی صبحانه اش را داخل اتاقش برد دید رضاشاه بیرون رختخواب بر روی زمین افتاده و تکان نمی خورد!. در دور جنازه، هیچکس نبود جز شمس و سه پسر کوچک ملکه عصمت. جنازه را به یک شرکت مومیایی سپردند چون در آنزمان، از خشم مردم جرات انتقال آنرا به ایران نداشتند! جنازه در دست خانواده اش مانده بود! به مصر منتقل کرده و شش سال در مسجد الرفاعی گذاشتند تا بلکه آبها از آسیاب بیفتد و سرانجام در ۱۳۲۹ش به ایران آوردند. ♦️آن زمان، اوضاع خانواده اش نیز اسف انگیز بود، هر سه ازدواجِ فرزندانش که با دستور دیکتاتور صورت گرفته بود به طلاق انجامیده و در بیرون نیز، مردم و صاحبان زمین و املاک غصبی با بیل و کلنگ حمله کرده ماموران را فراری داده بودند. برخی دستاوردهایش نیز وارونه شده بود! طرفدارنش به صف مخالفانش پیوسته، راه آهن اش در خدمت متفقین برای کمک رسانی به استالین گشته بود. حزب توده میداندار بود و حجاب را که از سر زنان برکشیده بود دوباره به جامعه باز می گشت و روزنامه ها پر بود از حمله به او و حتی معدودی از آنها که سطری تسلیت گفته بودند دوباره آنرا پس میگرفتند! و.... ♦️جنازه را که به مصر برده، مومیایی و به عنوان امانت ۶ سال در مسجد رفاعی نگهداری میکردند سرانجام در ۱۳۲۹ش تصمیم گرفتند به ایران آورند. برای خاکسپاری ، شمشیر طلای رضاشاه که مرصع به گوهرها و سنگ‌های گرانبها بود، به قاهره فرستاده شد تا طبق رسوم درباری، پیشاپیش جنازه حمل شود، ولی ملک فاروق بخاطر اختلاف و طلاق فوزیه از محمدرضاشاه، این شمشیر گرانبها را به کاخ سلطنتی برده به اصطلاح بالا کشید! مراجعات مکرر هیئت اعزامی ایران برای پس گرفتن آن بی‌نتیجه ماند. فوزيه که در۱۳۲۷ در اثر اختلاف با محمدرضاشاه و از فشارهاى تاج الملوك و خواهران شاه به تنگ آمده ايران را ترك کرده بود طلاق می خواست! دکتر غنی که قبلا مامور خواستگاری فوزیه بود این بار فرستادند تا او را برگرداند اما نه تنها عروس برنگشت بلکه جسد رضاشاه را هم گروگان در قاهره نگهداشتند که: «طلاق نامه فوزیه را بفرستید تا جسد مومیایی را با شمشیر تحویل دهیم»! (خاطرات غنی... ص۱۱) ♦️خلاصه، داستان این جنازه تمام نشدنی بود و البته حتی پس از دفنش و داستانِ گورش نیز! در اردیبهشت ۱۳۲۹، در نخست‌وزیری منصور قرار شد جنازه را از مصر به ایران آورند، هواپیمای حامل جنازه، ابتدا به منظور طواف در مکه از قاهره به طرف جده پرواز کرد و در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۹ش، جنازه با هواپیما و سپس با قطار مخصوص به تهران حمل شد. دربار کوشید مراسم باشکوهی در تهران و قم برگزار کند اما همه جا تنها نظامیان بودند! جنازه را نظامیان به قم(حرم) بردند اما کسی از مراجع حاضر نشد بر آن نماز بخواند به تهران برگرداندند و سردترین تشییع جنازه سیاسی رخ داد و در آرامگاه ویژه اش در شاه عبدالعظیم دفن شد. اما بعدها نیز گورش گرفتار تندرویهای آقای خلخالی شد! پس از پیروزی انقلاب، خلخالی به همراه گروهی به طرف شاه عبدالعظیم راه افتادند، برای تخریب آرامگاه، هفته ها دست بکار شدند مقبره را تخریب کرده اما به جنازه نتوانستند دست پیدا کنند... ( خاطرات آیت الله خلخالی... ج۱، ص۳۴۲).
در سال‌های اخیر باز جنازه اش پیدا شد و باز ادامه داستان جنازه...!
❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

✍️علی مرادی مراغه ای مشیرالسلطنه مردی جاهل ولی بشدت دیندار بود بقول صدرالاشراف«مسلمان ولى عامى و نفهم و مقلد مرحوم شیخ فضل ال
✍️علی مرادی مراغه ای مشیرالسلطنه مردی جاهل ولی بشدت دیندار بود بقول صدرالاشراف«مسلمان ولى عامى و نفهم و مقلد مرحوم شیخ فضل الله نوری...بود». جالبه محمدعلی شاه با سه سال پادشاهی کوتاهترین دوره پادشاهی داشته با اینهمه، دو بار مشیرالسلطنه را صدراعظم کرد! البته این تیپ آدمهای بشدت مذهبی اما جاهل، اگر قدرتی نیز داشته باشند بغایت خطرناک میشوند! امروزه مسجد مشیرالسلطنه در مولوی تهران از او مانده. وقتی مجلس به توپ بسته شده، قیام تبریز آغاز و اوضاع کشور در بدترین وضع بود صدرالاشراف از دیدارش با او خاطره جالبی میگوید که ساعتها از اوضاع بد کشور گفتیم و چاره اندیشی: «آنوقت فصل مشبعی از کفایت خود گفت که از بس سخیفه قابل نوشتن نیست. در آخر گفت من هر روز صبح که از خواب بر میخیزم اول نگاه باین شمایل مبارک کرده(اشاره ببالای سرخود کرد که صورت قلمی از حرم حضرت امام رضا(ع) در طاقچه بود) و بعد از زیارت این شمایل، رو بقبله می ایستم عرض میکنم: یا امام زمان! من نادانم، من عاجزم، من خرم، تو مرا هدایت کن و مدد فرما و بحمدالله امام زمان مرا مدد کرده و از حسن کفایت من تا امروز ایران باین نظم و نسق نبوده». خاطرات صدرالاشراف...ص۱۹۵

💥پول در مملکت مثل خون است در بدن! ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️«در قصر دیدم ناصرالدین شاه بر صندلی نشسته، بنده را نزدیکتر خواند، ف
💥پول در مملکت مثل خون است در بدن! ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️«در قصر دیدم ناصرالدین شاه بر صندلی نشسته، بنده را نزدیکتر خواند، فرمود: شنیدم بسیار جای دنیا را دیده ای؟ عرض کردم بلی به قدری که ممکن بود. فرمود: حالِ آنوقت ایران با الان تفاوت کرده؟ با تمام توصیه ها که به من شده بود نتوانستم تقیه نموده گفتم، بگذار تا در مقابل تمام تملق گوییهای دیگران، یک نفر هم برای یکبار حقیقتی را به گوش او برساند... گفتم: بلی بسیار. یکی از تغییرات مهم در این چند سال که خوب به چشم میخورد، تنزل ارزش پول است، پول در مملکت مثل خون است در بدن که زندگی مملکت با حرارت و دَوَران آن است،می بینم در اندک زمان، این مشت نقد ایران شکسته و سوخته و فنا میشود و اینکار عاقبت خوشی ندارد... شاه روی به سپهسالار کرده فرمود: خوب! جوان است و قابل نگاهداری است نگاهش میدارم. عرض کردم: قابل هیچگونه نوکری نیستم. شاه فرمود: بهتر از گدایی است. عرض کردم: ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم با پادشه بگوی که روزی مقرر است. فرمود: کسی که اینقدر انگشت به کون دنیا کرده درویش نمی شود!» (خاطرات حاج سیاح...ص72) ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

💥تکه ای از بخش دومِ پادکستِ: ایرانی یکی از بدهمسایه ترین کشورها ✍️علی مرادی مراغه ای در بخش دوم به تعرضات همسایه روسی به دوران پس از مشروطه، اخراج مورگان شوستر، اشغال تبریز، اعدام برجسته ترین مشروطه خواهان تبریز در روز عاشورا و همچنین دوران احمد شاه و پس از آن تا کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب ۵۷ پرداخته ام. برای دیدن کلِ این پادکست مراجعه شود به: لینک بخش اول لینک بخش دوم

https://www.youtube.com/watch?v=-7xReR-QHmQ 💥ایران یکی از بدهمسایه ترین کشور. بخش دوم ✍️علی مرادی مراغه ای در بخش دوم به تعرضات همسایه روسی به دوران پس از مشروطه، اخراج مورگان شوستر، اشغال تبریز و اعدام برجسته ترین مشروطه خواهان تبریز در روز عاشورا و همچنین دوران احمد شاه و پس از آن تا کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب ۵۷ پرداخته ام. تاریخ ۲۰۰ ساله ایران نشان می دهد میزان ضرباتی که روسیه بر ایران زده هیچ کشوری نزده است. چه در دوره تزاری و چه پس از انقلاب اکتبر۱۹۱۷. این ویدیو در دو قسمت به بررسی دقیق ادعای مطرح شده درباره روابط پرتنش و تاریخچه پیچیده ایران با همسایه روسی می پردازد. این ویدیو به شما کمک می‌کند تا با نگاهی متفاوت به تاریخ معاصر ایران و چالش‌های همسایگی آن بنگرید. ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند....

💥ترقی معکوس: سه نسل سرگردان! ✍️علی مرادی مراغه ای برخی دیدار دوستانه مازیار جزنی، فرزند بیژن جزنی با رضا پهلوی و حمایت از او را نشانه بلوغ سیاسی دانسته اند. اما خواهم گفت که بلوغ سیاسی نیست بلکه بازگشت به گذشته و داستان آن سه نسل، نمادی از تاریخِ کج و معوج و پر حسرت و پرسنگلاخِ تجددِ ایرانی است... ♦️نسل اول: دوران كودكی بیژن جزنی، مصادف با ورود متفقين به ايران و سقوط رضاشاه بود، تمامی خانواده بيژن، پدر، مادر، دایی‌ ها و عموهايش همگی عضو حزب توده بودند. حسين جزنی(پدر بیژن) با درجه ستوان یکمی، از افسران ژاندارمری بود كه وقتی بيژن نه ساله بود به فرقه دمكرات آذربايجان پيوسته، پس از شكست فرقه به آنسوی ارس پناهیده، ۲۰ سال در شوروی مانده، دکتری گرفته، ازدواج مجدد کرده و زنش عالمتاج كلانتری نیز در غیبت شوهر، در ایران فرزندان خردسالش را برداشته به خانه پدری در چهارصد دستگاه تهران نقل میرود. حسین جزنی(پدر بیژن) با منورخانم همسر جدیدش در ۱۳۴۵ش با درخواست عفو از شاه به ایران بازگشت. ♦️نسل دوم: اختلاف و تضاد بیژن با پدرش آغاز شد، در نامه ‌ای پدرش را شماتت کرد. اسناد ساواك نیز اختلاف پدر و پسر را پس از بازگشت نشان می دهند. اما این اختلاف نه خانوادگی، بلکه بازتابی از تضاد بین دو نسل جوان و پیر در آن زمان بود. اختلاف اصلی بیژن به خاطر محافظه کاری پدر و نزدیکیش به حکومت بوده، چرا که پدرش با وساطت سپهبد مُبصّر ریاست شهربانی کل کشور از شاه، تقاضای بخشودگی کرده پس از بازگشت نیز به تدریس در دانشگاه پرداخته و همسر جدیدش هم در دانشکده ادبیات، زبان روسی تدریس میکرد در حالیکه بیژن سراسر زندگیش را صرف مبارزه با حکومت کرده بود. پدر پس از ۲۰ سال زندگی در خانه«دایی یوسف»، بر عبث بودن هرگونه یوتوپیا و مدینه فاضله تاکید میکرد، اما پسر و نسل جدید مشحون از شور و رادیکالیزم، میخواستند با سلاح و سیانور...فلک را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند... بیژن بدون شک برجسته ترین لیدر فکری جنبش چریکی بود. از کودکی در کوران مبارزه آبدیده شده و برخورداری از تجارب غنی فعالیت در سازمان جوانان حزب توده، شاگرد اول رشته فلسفه، مبارزاتش در دانشگاه، در جبهه ملی دوم و همچنین استعدادهای خلاقانه هنری اش...بدو شخصیتی ویژه می بخشند. بیژن و یارانش در ۱۳۴۶ش دستگیر و شکنجه شدند دادستان نظامی ابتدا برای آنها درخواست اعدام کرد، اما بخاطر فشار افکار جهانی، تلاشهای کنفدراسیون و برخی شخصیتهای جهانی مانند راسل...آنان از اعدام رسته به زندان محکوم شدند. در زندان بودند که دستگاه ساواک در ۲۹ فروردین ۱۳۵۴ش او و هشت زندانی را شبانه به تپه های اوین برده به رگبار بستند و فردایش، روزنامه ها نوشتند: «نه زندانی در حین فرار کشته شدند». اما پس از انقلاب، اعترافات یک ساواکی(بهمن نادری پور) پرده از جنایت حکومتی برداشت: «از اتوبوس پیاده کردند و همه را روی زمین نشاندند حتی چشمها و دستهایشان را بسته بودند حسین زاده فاتحانه پا پیش گذاشت گفت همانطور که رفقای شما در دادگاههای انقلابی خود همکاران و مقامات مختلف را محکوم به اعدام کرده اجرا میکنند، ما نیز شما را که از رهبران و تهیه کنندگان فکری آنان هستید محکوم به اعدام کرده و میخواهیم حکم را در مورد شما اجرا کنیم». همکاران پرویز ثابتی كه‌ قبلاً شراب‌ نيز خورده‌ بودند، آنانرا به‌ مسلسل‌ بسته، سپس‌ به‌ هر تك ‌تك‌ آنها تير خلاص می‌زنند. ♦️نسل سوم: اما اکنون نسل سوم نه در وطن بلکه در غربت به دیدار هم رفته اند! هر نسلی صاحب اختیار است راه خود را انتخاب کند، مازیار جزنی نیز آزاد است چنین کند اینکه او پسر جزنی بوده نباید به نسبت خونی و ژن بچسبد و تفنگ بدست گرفته به راه پدرش رود. برای بلوغ، فرزندان باید پدران را نقد کرده پا بر شانه های پدران گذاشته فراتر روند، اما سوال اصلی اینست که در این میان پسرِ شاه چطور؟! آیا نباید او نیز بر عملکرد دیکتاتوری پدرش انتقاد کند؟! و او نیز از ژن پدر فاصله گرفته، زندانی کُشی پدرش در ۲۹ فروردین ۵۴ را محکوم کند تا در سطحی فراتر دست دوستی به دیگران دهد؟! اما پسر شاه چنین نکرده او مانند پرویز ثابتی زندانی کُشی پدر را منکر است، عذرخواهی نمی کند و لذا در زندان ژن و ژن پرستی بر اعمال پدر دیکتاتورش افتخار می کند!. هر نسلی باید راه خود را انتخاب کند اما یکی از آن دو، همچنان بر راه پدر چسبیده و دیگری دست بیعت بسوی فرزندِ قاتلِ پدرش دراز کرده! اگر چریک بازی کارساز نبوده و به آزادی و دمکراسی ختم نمیگردد طرف مقابل نیز رژیمی دیکتاتوری بوده با فضایی خفقانی و دست به زندانی کُشی در تپه های اوین زده. منصفانه ترین قضاوت تاریخ در ارتباط باهم نگریستن اعمال و رویه یِ پدران آن دو است دشمنان از همدیگر تاثیر می پذیرند و چه بسا شبیه هم می گردند... ◀️دو تصویر زیر: کشتار جزنی و دوستانش در تپه های اوین دیدار دوستان پسر جزنی با رضا پهلوی

💥فیلم فشرده و کم حجم ایران یکی از بدهمسایه ترین کشورها (قسمت اول) ✍️علی مرادی مراغه ای ✅تاریخ ۲۰۰ ساله ایران نشان می دهد میزان ضرباتی که روسیه بر ایران زده هیچ کشوری نزده است. چه در دوره تزاری و چه پس از انقلاب اکتبر۱۹۱۷. این زخمها و ضربات ۲۰۰ساله با قرارداد گلستان و ترکمنچای و تبعات جبران ناپذیر آنها آغاز شده و ایران به صورت نیمه مستعمره دو کشور روسیه و سپس انگلستان درمی آید و با قرارداد ۱۹۰۷ ایران به سه قسمت تقسیم می گردد. در جریان انقلاب مشروطه نیز قشون روسی به تبریز سرازیر شده و قیام تبریز در خون می نشیند و برجسته ترین فرزندن آن در روز روشن در عاشورا، توسط قوای روسی به دار آویخته می شوند. این ویدیو در دو قسمت به بررسی دقیق ادعای مطرح شده درباره روابط پرتنش و تاریخچه پیچیده ایران با همسایه روسی می پردازد. این ویدیو به شما کمک می‌کند تا با نگاهی متفاوت به تاریخ معاصر ایران و چالش‌های همسایگی آن بنگرید... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

https://www.youtube.com/watch?v=jb7pz7k41n4 تاریخ 200 ساله ایران نشان می دهد میزان ضرباتی که روسیه بر ایران زده هیچ کشوری نزده است. چه در دوره تزاری و چه پس از انقلاب اکتبر1917. این زخمها و ضربات 200 ساله با قرارداد گلستان و ترکمنچای و تبعات جبران ناپذیر آنها آغاز شده و ایران به صورت نیمه مستعمره دو کشور روسیه و سپس انگلستان درمی آید... در جریان انقلاب مشروطه نیز قشون روسی به تبریز سرازیر شده و قیام تبریز در خون می نشیند و برجسته ترین فرزندن آن در روز روشن در عاشورا، توسط قوای روسی به دار آویخته می شوند. این ویدیو در دو قسمت به بررسی دقیق ادعای مطرح شده درباره روابط پرتنش و تاریخچه پیچیده ایران با همسایه روسی اختصاصی دارد. این ویدیو به شما کمک می‌کند تا با نگاهی متفاوت به تاریخ معاصر ایران و چالش‌های همسایگی آن بنگرید.... ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.

💥در محکومیت حملات آمریکا به زیرساخت های جنوب کشورمان...
💥در محکومیت حملات آمریکا به زیرساخت های جنوب کشورمان...

💥غیبت زن در تصاویر خانوادگی ✍️علی مرادی مراغه ای ✅اولین بار صدور شناسنامه و اداره «سجل‌احوال» در دوره احمدشاه در ۳۰ آذر ۱۲۹۷
💥غیبت زن در تصاویر خانوادگی ✍️علی مرادی مراغه ای
✅اولین بار صدور شناسنامه و اداره «سجل‌احوال» در دوره احمدشاه در ۳۰ آذر ۱۲۹۷ش بوجود آمد. البته مردم اشتیاق چندانی برای دریافت آن نداشتند برخی روحانیون نیز به صدور شناسنامه اعتراض داشته از مردم می خواستند شناسنامه نگیرند. البته نوشتنِ اسم زنان هم از سوی مردم سنتی با مخالفتهایی روبرو می شد چه برسد اینکه عکسی از آنان باشد... ♦️در دو تا عکس خانوادگی که آورده ام مربوط به قبل از مشروطه بوده و مادر یا زنِ خانواده بکلی غایب است. عکس اولی، میرزا نظام خان مهندس الممالک غفاری با خانواده و پیرامونیان را در دهه ۱۳۱۰ق/ ۱۲۷۱ش نشان می دهد. خانواده گسترده ای را می بینیم اما زن یا مادر در آن غایب است. در هر دو تصویر، یک پسر بچه و یک دختربچه کوچک در وسط عکس ها می بینیم که به گونه ای غیبت مادرانشان را تداعی می کنند و نشان دهنده این هستند که مادرهایشان در بیرون از عکس ها در هر دو خانواده حتما وجود دارند و زنده هستند اما در عکس ها غایب هستند و بچه ها را پدرشان در آغوش خود گرفته اند... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

💥فیلم فشرده و کم حجم شده ی دیکتاتور میرجعفر باقروف از عرش تا فرش...! ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️میرجعفر باقروف در دوران سیاه استالین در  ۱۹۳۳-۱۹۵۳م رئیس جمهوری آذربایجان و  از بازوان استالین در سرکوبها و کشتارها بود. بخاطر این، مردم بجای میرجعفر می گفتند: «میر غضب» و «میر جلاد»! او در دستگیری و  تیرباران هزاران آذربایجانی دست داشت از دانشمند، شاعر، نویسنده و آهنگساز گرفته تا مردم عادی. آمارها نشان میدهد ۷۰۰۰۰نفر در زمان سلطه باقروف بر آذربایجان کشته شده اند از این تعداد، ۲۸ هزار نفرشان روشنفکر، شاعر، آهنگساز و تحصیلکرده...بودند و البته بیش از دویست هزار آذربایجانی نیز تبعید شده اند. در  فیلم  زیر در یوتیوب به برخی از جنایتهای باقروف پرداخته  و از روشنفکران کوته بینی گفته ام که در بوجود آوردن آن سیستم دخیل بودند و به تمامی معنی، مصدق این سخن هانا آرنت بودند: «شکل گیری هیچ نظام خودکامه ای بدون کمک روشنفکران کوته بین امکان پذیر نیست...» لیست برخی از قربانیان باقروف را تنها در سال‌های ۱۹۳۷ و۱۹۳۸ در اینجا ببینید.

https://www.youtube.com/watch?v=lUQXNCXFGmE 💥دیکتاتور میرجعفر باقروف از عرش تا فرش...! ✍️علی مرادی مراغه ای ♦️میرجعفر باقروف در دوران سیاه استالین در ۱۹۳۳-۱۹۵۳م رئیس جمهوری آذربایجان و از بازوان استالین در سرکوبها و کشتارها بود. بخاطر این، مردم بجای میرجعفر می گفتند: «میر غضب» و «میر جلاد»! او در دستگیری و تیرباران هزاران آذربایجانی دست داشت از دانشمند، شاعر، نویسنده و آهنگساز گرفته تا مردم عادی. همچنین در دستگیری و تبعید صدها اعضای فرقه دمکرات آذربایجان که در سرمای جانسوز آذرماه از کشتار ارتش ایران جان بدر برده بودند اما در آنسوی مرزها، گرفتار باقروف و عمال او شدند. آمارهای دقیق نشان می دهد که ۷۰۰۰۰نفر در زمان سلطه باقروف بر آذربایجان کشته شده اند از این تعداد، ۲۸ هزار نفرشان روشنفکر، شاعر، آهنگساز و تحصیلکرده...بودند و البته بیش از دویست هزار آذربایجانی نیز در دهه 1930م تبعید شده اند. اوج این تصفیه ها و کشتارها در خلال سالهای ۱۹۳۷و ۱۹۳۸م بود که همزمان در کل روسیه صورت گرفت. در این سالها در آذربایجان، نام باقروف چنان ترسی بر جان شاعران و نویسندگان آذربایجانی انداخته بود که می گفتند: حتی خدا نیز از باقروف می ترسد...! اما پس از مرگ استالین در ۱۹۵۳م، میرجعفر باقروف نیز دستگیر، محاکمه و در ۷مه ۱۹۵۶م تیرباران شد. گورش مدتها نامعلوم بود اما در سال ۲۰۱۶م استخوانهایش را در آوردند و بنا به وصیت خودش در کنار قبر فرزندش در قبرستان بادامدار دفن کردند. در زمان محاکمه میگفت سیستم استالینی مقصر بود من چاره نداشتم... در فیلم زیر در یوتیوب به برخی از جنایتهای باقروف پرداخته و از روشنفکران کوته بینی گفته ام که در بوجود آوردن آن سیستم دخیل بودند و به تمامی معنی، مصدق این سخن هانا آرنت بودند: «شکل گیری هیچ نظام خودکامه ای بدون کمک روشنفکران کوته بین امکان پذیر نیست...» ✅دوستان نازنین ضمن دیدن فایلهای تصویری جهت حمایت، کانال یوتیوب ما را از اینجا سابسکرایب فرمایند.

💥خلاصی پیشه وری از چنگ ماموران رضاشاه! ✍️علی مرادی مراغه ای ژنرال جعفر کاویان وزیر جنگ فرقه دموکرات بوده که بخاطر علاقه اش ب
💥خلاصی پیشه وری از چنگ ماموران رضاشاه! ✍️علی مرادی مراغه ای
ژنرال جعفر کاویان وزیر جنگ فرقه دموکرات بوده که بخاطر علاقه اش به مارکس، اسم پسرش را گذاشته بود مارکس! مارکس کاویان خاطره جالبی از پیشه وری می گوید: «آشنایی پدرم با پیشه‌وری به سال1929م/ 1308ش برمی‌گردد. آن سال، پیشه‌وری به تبریز آمد. خواهر بزرگترم تازه به دنیا آمده بود. مأموران «نظمیه» خانه ما را محاصره کردند مادربزرگم، مادرم را که به تازگی خواهرم را زائیده بود از رختخواب بیرون آورد و پیشه‌وری را در جای زائو خوابانید نوزاد را هم کنار پیشه وری گذاشته روی پیشه وری را کشید! پلیس ها نزدیک زائو(پیشه وری) شده پرسیدند این کیه؟ مادربزرگم گفت عروس من است تازه زائیده. ماموران نزدیک شده ‌خواستند از او چیزی بپرسند، مادربزرگم جلو دویده گفت عروس چه حقی دارد که جواب بدهد؟! پلیسها از خانه بیرون رفتند. «پیشه‌وری تا آخر به مادربزرگ می‌گفت: «من یک ورق به زیور خانم بدهکارم...»! منبع: در این سایت ترکی ببینید البته می دانیم که ماموران بدنبالش بودند و یکسال بعد در 6دی 1309ش او را در تهران دستگیر کرده و 10 سال زندان رضاشاه را تحمل کرد تا ورود متفقین و سقوط رضاشاه...

💥راه دشوار نوسازی ایران: خاطره ای تلخ از مصائب میرزا حسن رشدیه: به دوستان سفارش می کنم این فیلم بسیار کم حجم شده را در اینجا ببینند. ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما

https://www.youtube.com/watch?v=aUovdv5n78A میرزاحسن رشدیه بنیانگذار مدارس نوین، دین بزرگی بر گردن پروژه تجدد ایران دارد كسی كه در برهوت جهل و سیاهنای کشورمان، مصداق بارز يك شمع بود. شمعی كه ذره ذره سوخت تا شب تار و جهل ما را به روز روشن تمدن و قافله دانش نوين پيوند دهد. قشریون، بارها تهدیدش کردند تکفیرش کردند مدرسه هایش را تخریب و آتش زدند به قصد کُشتن زخمی اش ساختند...اما انگار چون هسته خرما بوده که آسفالت و سیمان سخت را می شکافد و می شکوفد و خود را تکثیر می کند... در جدیدترین کتابم که در دست انتشار است به بررسی زندگی و تلاشهای ابوالقاسم آزاد مراغی و شهناز آزاد در زمینه دستیابی و آزادی زنان و کسب حقوقشان می پردازم. برای دیدن بررسی‌های بعدی در زمینه تاریخ ایران مشترک شوید و در کامنت‌ها نقد و نظر خودتان را بنویسد...

💥از سفرِ نوفل لوشاتو تا کوههای آرارات... ✍️علی مرادی مراغه ای
✅۱۳تیر سالروز درگذشت دکتر کریم سنجابی بود. وقتی هنوز خبری از انقلاب نبود در خرداد ۵۶ او به همراه داریوش فروهر و شاپور بختیار نامه سرگشاده به شاه نوشته و خواستند دست از دیکتاتوری برداشته به قانون اساسی مشروطه بازگردد، اما پاسخ دیکتاتور بمبی بود که در خانه او و همکارانش گذاشته شد! راه هر گونه اصلاح که بسته شد کاروان انقلاب به راه افتاد و رسید به نخست وزیری شاپور بختیار. اما دکتر سنجابی رهبر جبهه ملی، شاپور بختیار را از جبهه ملی اخراج کرده راهی نوفل لوشاتوی فرانسه و دیدار با امام خمینی شد. بتدریج اختلافها شروع شد در ۲۵خرداد ۱۳۶۰جبهه ملی در بیانیه‌ای به لایحه قصاص اعتراض کرده، مردم را دعوت به راهپیمایی اعتراضی کرد که در پی آن، امام خمینی جبهه ملی را مرتد اعلام کرد. صحیفه امام؛ ج۴، ص۳۶۳ بدنبال آن، برخی دستگیر و سنجابی نیز مخفی شده پس ۱۴ماه اختفا در ۸۰سالگی به همراه همسرش به کمک کردها از طریق کوههای آرارات خود را به ترکیه رسانده و به پاریس میرود. خاطرات سیاسی سنجابی...ص۳۴۷ دانلود کتاب. از سفرِ نوفل لوشاتو تا کوههای آرارات تنها سه سال طول کشید...

💥مستوفی‌الممالک... ✍️علی مرادی مراغه ای مستوفی‌الممالک شش دوره نخست وزیر در دوره قاجار و یک دوره زمان رضاشاه بود. از معدود د
💥مستوفی‌الممالک... ✍️علی مرادی مراغه ای
مستوفی‌الممالک شش دوره نخست وزیر در دوره قاجار و یک دوره زمان رضاشاه بود. از معدود دولتمردان شریفی بود که در قحطی بزرگ ایران در ۱۲۹۷ش جان هزاران نفر را نجات داده بود از طریق فروش املاک خود. او در زمان درگذشت پدرش، 12سال داشت، ولی ناصرالدین شاه به احترام پدرش او را «آقا» خطاب می‌کرد و لقب آقا روی ماند. البته واقعا آقا بود. از معدود رجال قاجاری که نزد رضاشاه نیز احترام داشت. رضاخان به تازگی رضاشاه شده پس از تاجگذاری در اردیبهشت ۱۳۰۵ او را نخست‌وزیر کرد. پسرِ مستوفی‌الممالک میگوید وقتی پدرم در اوائل سلطنت رضاشاه نخست وزیر شد وقتی شنید که رضاشاه رئیس بلدیه را به علتی سیلی زده، روز بعد به دربار رفته، عصائی به رضاشاه می دهد. رضاشاه می گوید هنوز پیر نشده ام که به عصا احتیاج باشد! مستوفی با وقار همیشگی گوید: «این عصا را برای آن آورده ام که دست خود را در تنبیه کردن متخلفین آزرده نفرمائید»!. (مجله آینده، 1371 ش 12، سال 18، بقلم ایرج افشار، ص404) البته اندکی بعد برای همیشه از سیاست خداحافظی می کند، حتی در انتخابات ۱۳۰۷ مردم تهران او را به نمایندگی مجلس انتخاب کرد اما نپذیرفت.

💥مردم داری امیر... ✍️علی مرادی مراغه ای
✅منتظم الدوله در خاطراتش می نویسد :     تاجری نزد امیرکبیر آمده میگوید مال التجاره اش هنگام سفر به استانبول در دریا غرق شده و میخواهد از دولت عثمانی طلب خسارت کند. امیر گوید اگر کالاهایت در خشکی و توسط راهزنان دزدیده میشد دولت عثمانی موظف بود تامین کند ولی اموالت دچار طوفان شده. تاجر مذکور اصرار کرده میگوید که اگر امیر اقدامی نکند آنجا را ترک نخواهد کرد. امیر پس از کمی تامل میگوید فردا صبح بیاید و نامه ای را که به شاه عثمانی خواهد نوشت بگیرد و با خود ببرد. تاجر نامه را گرفته و به دربار عثمانی برده و پس از حدود یک ماه با شادی و شعف برگشته و تحفه ای هم برای امیر آورده بود تا از اعاده خسارت اموالش تشکر کند! اطرافیان با تعجب از امیرکبیر پرسیده بودند مگر امیر در نامه اش به چه قانونی استناد کرده بوده که تاجر توانسته بود خسارتش را بگیرد؟! امیر گفته بود: «اگر به سکه شاه عثمانی دقت کنید , نوشته «سلطان البرین و خاقان البحرین». برای ایشان نوشتم: یا سکه ات را عوض کن یا خسارت اموال این شخص را پس بده... منبع: خاطرات منتظم الدوله تبريز، نشر سرخاب، 1379. ❇️لینک کانال تلگرام ما

💥انگیزه مدرسه سازی... ✍️علی مرادی مراغه ای
✅پس از میرزاحسن رشدیه یکی از افراد دیگری که در ایجاد و گسترش مدارس جدید تلاشهای زیادی کرده شیخ محمدحسن شیخ الاسلام است. این شخص ۶۰ باب مدرسه مجانی دولتی در طول سالهای ۱۲۸۹ ش تا ۱۳۰۱ ش در بلوکات تهران تأسیس کرده است. انگیزه مدرسه سازی وی جالب بوده است شیخ محمدحسن شیخ الاسلام نیز ابتدا مانند میرزا حسن رشدیه امام جماعت مسجدی بوده اما روزی اتفاقی می افتد که باعث می گردد او بجای امام جماعت، مدرسه ساز گردد یعنی پی می برد که برای درمان درد باید بجای امام جماعت، مدرسه درست کرد. روزی در حصار بوعلی شمیران با جمعی از مردم ایستاده و مسائل شرعیه را جواب میداد یک مرتبه گله گوسفندی از آن جا عبور می کرد و چون شیخ نعلین زردی در پای داشت، گوسفندان به گمان پوست خربزه در پای شیخ ازدحام نمودند. مردم عوام که آن صحنه را دیدند به غائبین رسانیدند که با چشم خود دیدیم که گوسفندان پای شیخ را بوسیده و عرض حال می نمودند! «شیخ الاسلام چون این بشنید، فوراً امام جماعت را ترک و مصمم شد که به وسیله مدارس رعایای بیسواد بلوکات [را] از مهاوی ظلمات جهل برهاند و در این زمینه کوشید تا موفق گردید». بنگرید به: پیام بهارستان«نقش شیخ محمد شیخ الاسلام در ایجاد مدارس نوین تهران» : نشریه داخلی کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلام، شماره 29، مورخه آبان 1382. ❇️لینک کانال تلگرام ما