تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغهای
«هیچ ملتی از سایههای گذشتهاش رها نمیشود، مگر آنکه با آنها رو به رو شود.» (توماس مان) ارتباط با من: @amoradym کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید: تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی 09143169514 و 04135263552
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغهای
Channel تاریخانه: تاریخ معاصر به روایت علی مرادی مراغهای (@tarikhanehmoradi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 15 378 subscribers, ranking 3 616 in the Politics category and 21 544 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 15 378 subscribers.
According to the latest data from 28 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 53 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 45.21%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 16.34% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 6 953 views. Within the first day, a publication typically gains 2 512 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 114.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as شاه, وقت, کودتا, روزنامه, آقا.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“«هیچ ملتی از سایههای گذشتهاش رها نمیشود، مگر آنکه با آنها رو به رو شود.»
(توماس مان)
ارتباط با من:
@amoradym
کتابهای اینجانب را تنها از انتشارات سپهر تهیه فرمائید:
تبریز،میدان ساعت، خ ارتش شمالی
09143169514 و 0413526...”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 29 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.
در سالهای اخیر باز جنازه اش پیدا شد و باز ادامه داستان جنازه...!❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
💥غیبت زن در تصاویر خانوادگی ✍️علی مرادی مراغه ای✅اولین بار صدور شناسنامه و اداره «سجلاحوال» در دوره احمدشاه در ۳۰ آذر ۱۲۹۷ش بوجود آمد. البته مردم اشتیاق چندانی برای دریافت آن نداشتند برخی روحانیون نیز به صدور شناسنامه اعتراض داشته از مردم می خواستند شناسنامه نگیرند. البته نوشتنِ اسم زنان هم از سوی مردم سنتی با مخالفتهایی روبرو می شد چه برسد اینکه عکسی از آنان باشد... ♦️در دو تا عکس خانوادگی که آورده ام مربوط به قبل از مشروطه بوده و مادر یا زنِ خانواده بکلی غایب است. عکس اولی، میرزا نظام خان مهندس الممالک غفاری با خانواده و پیرامونیان را در دهه ۱۳۱۰ق/ ۱۲۷۱ش نشان می دهد. خانواده گسترده ای را می بینیم اما زن یا مادر در آن غایب است. در هر دو تصویر، یک پسر بچه و یک دختربچه کوچک در وسط عکس ها می بینیم که به گونه ای غیبت مادرانشان را تداعی می کنند و نشان دهنده این هستند که مادرهایشان در بیرون از عکس ها در هر دو خانواده حتما وجود دارند و زنده هستند اما در عکس ها غایب هستند و بچه ها را پدرشان در آغوش خود گرفته اند... ❇️لینک یوتیوب و تلگرام ما
💥خلاصی پیشه وری از چنگ ماموران رضاشاه! ✍️علی مرادی مراغه ایژنرال جعفر کاویان وزیر جنگ فرقه دموکرات بوده که بخاطر علاقه اش به مارکس، اسم پسرش را گذاشته بود مارکس! مارکس کاویان خاطره جالبی از پیشه وری می گوید: «آشنایی پدرم با پیشهوری به سال1929م/ 1308ش برمیگردد. آن سال، پیشهوری به تبریز آمد. خواهر بزرگترم تازه به دنیا آمده بود. مأموران «نظمیه» خانه ما را محاصره کردند مادربزرگم، مادرم را که به تازگی خواهرم را زائیده بود از رختخواب بیرون آورد و پیشهوری را در جای زائو خوابانید نوزاد را هم کنار پیشه وری گذاشته روی پیشه وری را کشید! پلیس ها نزدیک زائو(پیشه وری) شده پرسیدند این کیه؟ مادربزرگم گفت عروس من است تازه زائیده. ماموران نزدیک شده خواستند از او چیزی بپرسند، مادربزرگم جلو دویده گفت عروس چه حقی دارد که جواب بدهد؟! پلیسها از خانه بیرون رفتند. «پیشهوری تا آخر به مادربزرگ میگفت: «من یک ورق به زیور خانم بدهکارم...»! منبع: در این سایت ترکی ببینید البته می دانیم که ماموران بدنبالش بودند و یکسال بعد در 6دی 1309ش او را در تهران دستگیر کرده و 10 سال زندان رضاشاه را تحمل کرد تا ورود متفقین و سقوط رضاشاه...
💥از سفرِ نوفل لوشاتو تا کوههای آرارات... ✍️علی مرادی مراغه ای✅۱۳تیر سالروز درگذشت دکتر کریم سنجابی بود. وقتی هنوز خبری از انقلاب نبود در خرداد ۵۶ او به همراه داریوش فروهر و شاپور بختیار نامه سرگشاده به شاه نوشته و خواستند دست از دیکتاتوری برداشته به قانون اساسی مشروطه بازگردد، اما پاسخ دیکتاتور بمبی بود که در خانه او و همکارانش گذاشته شد! راه هر گونه اصلاح که بسته شد کاروان انقلاب به راه افتاد و رسید به نخست وزیری شاپور بختیار. اما دکتر سنجابی رهبر جبهه ملی، شاپور بختیار را از جبهه ملی اخراج کرده راهی نوفل لوشاتوی فرانسه و دیدار با امام خمینی شد. بتدریج اختلافها شروع شد در ۲۵خرداد ۱۳۶۰جبهه ملی در بیانیهای به لایحه قصاص اعتراض کرده، مردم را دعوت به راهپیمایی اعتراضی کرد که در پی آن، امام خمینی جبهه ملی را مرتد اعلام کرد. صحیفه امام؛ ج۴، ص۳۶۳ بدنبال آن، برخی دستگیر و سنجابی نیز مخفی شده پس ۱۴ماه اختفا در ۸۰سالگی به همراه همسرش به کمک کردها از طریق کوههای آرارات خود را به ترکیه رسانده و به پاریس میرود. خاطرات سیاسی سنجابی...ص۳۴۷ دانلود کتاب. از سفرِ نوفل لوشاتو تا کوههای آرارات تنها سه سال طول کشید...
💥مستوفیالممالک... ✍️علی مرادی مراغه ایمستوفیالممالک شش دوره نخست وزیر در دوره قاجار و یک دوره زمان رضاشاه بود. از معدود دولتمردان شریفی بود که در قحطی بزرگ ایران در ۱۲۹۷ش جان هزاران نفر را نجات داده بود از طریق فروش املاک خود. او در زمان درگذشت پدرش، 12سال داشت، ولی ناصرالدین شاه به احترام پدرش او را «آقا» خطاب میکرد و لقب آقا روی ماند. البته واقعا آقا بود. از معدود رجال قاجاری که نزد رضاشاه نیز احترام داشت. رضاخان به تازگی رضاشاه شده پس از تاجگذاری در اردیبهشت ۱۳۰۵ او را نخستوزیر کرد. پسرِ مستوفیالممالک میگوید وقتی پدرم در اوائل سلطنت رضاشاه نخست وزیر شد وقتی شنید که رضاشاه رئیس بلدیه را به علتی سیلی زده، روز بعد به دربار رفته، عصائی به رضاشاه می دهد. رضاشاه می گوید هنوز پیر نشده ام که به عصا احتیاج باشد! مستوفی با وقار همیشگی گوید: «این عصا را برای آن آورده ام که دست خود را در تنبیه کردن متخلفین آزرده نفرمائید»!. (مجله آینده، 1371 ش 12، سال 18، بقلم ایرج افشار، ص404) البته اندکی بعد برای همیشه از سیاست خداحافظی می کند، حتی در انتخابات ۱۳۰۷ مردم تهران او را به نمایندگی مجلس انتخاب کرد اما نپذیرفت.
💥مردم داری امیر... ✍️علی مرادی مراغه ای✅منتظم الدوله در خاطراتش می نویسد : تاجری نزد امیرکبیر آمده میگوید مال التجاره اش هنگام سفر به استانبول در دریا غرق شده و میخواهد از دولت عثمانی طلب خسارت کند. امیر گوید اگر کالاهایت در خشکی و توسط راهزنان دزدیده میشد دولت عثمانی موظف بود تامین کند ولی اموالت دچار طوفان شده. تاجر مذکور اصرار کرده میگوید که اگر امیر اقدامی نکند آنجا را ترک نخواهد کرد. امیر پس از کمی تامل میگوید فردا صبح بیاید و نامه ای را که به شاه عثمانی خواهد نوشت بگیرد و با خود ببرد. تاجر نامه را گرفته و به دربار عثمانی برده و پس از حدود یک ماه با شادی و شعف برگشته و تحفه ای هم برای امیر آورده بود تا از اعاده خسارت اموالش تشکر کند! اطرافیان با تعجب از امیرکبیر پرسیده بودند مگر امیر در نامه اش به چه قانونی استناد کرده بوده که تاجر توانسته بود خسارتش را بگیرد؟! امیر گفته بود: «اگر به سکه شاه عثمانی دقت کنید , نوشته «سلطان البرین و خاقان البحرین». برای ایشان نوشتم: یا سکه ات را عوض کن یا خسارت اموال این شخص را پس بده... منبع: خاطرات منتظم الدوله تبريز، نشر سرخاب، 1379. ❇️لینک کانال تلگرام ما
💥انگیزه مدرسه سازی... ✍️علی مرادی مراغه ای✅پس از میرزاحسن رشدیه یکی از افراد دیگری که در ایجاد و گسترش مدارس جدید تلاشهای زیادی کرده شیخ محمدحسن شیخ الاسلام است. این شخص ۶۰ باب مدرسه مجانی دولتی در طول سالهای ۱۲۸۹ ش تا ۱۳۰۱ ش در بلوکات تهران تأسیس کرده است. انگیزه مدرسه سازی وی جالب بوده است شیخ محمدحسن شیخ الاسلام نیز ابتدا مانند میرزا حسن رشدیه امام جماعت مسجدی بوده اما روزی اتفاقی می افتد که باعث می گردد او بجای امام جماعت، مدرسه ساز گردد یعنی پی می برد که برای درمان درد باید بجای امام جماعت، مدرسه درست کرد. روزی در حصار بوعلی شمیران با جمعی از مردم ایستاده و مسائل شرعیه را جواب میداد یک مرتبه گله گوسفندی از آن جا عبور می کرد و چون شیخ نعلین زردی در پای داشت، گوسفندان به گمان پوست خربزه در پای شیخ ازدحام نمودند. مردم عوام که آن صحنه را دیدند به غائبین رسانیدند که با چشم خود دیدیم که گوسفندان پای شیخ را بوسیده و عرض حال می نمودند! «شیخ الاسلام چون این بشنید، فوراً امام جماعت را ترک و مصمم شد که به وسیله مدارس رعایای بیسواد بلوکات [را] از مهاوی ظلمات جهل برهاند و در این زمینه کوشید تا موفق گردید». بنگرید به: پیام بهارستان«نقش شیخ محمد شیخ الاسلام در ایجاد مدارس نوین تهران» : نشریه داخلی کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلام، شماره 29، مورخه آبان 1382. ❇️لینک کانال تلگرام ما
