en
Feedback
ذکرالله - محمدجهانی

ذکرالله - محمدجهانی

Open in Telegram

دوستان جهت ارتباط با ادمین میتوانید با ای دی زیر در ارتباط باشید @jahani17

Show more
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
دین خداهمچون آن رودخانه عظیمی است که ازچندین میلیارد سال پیش آغاز شده وهمه هستی وطبیعت و گیاهان وجانداران وحیوانات را هدایت وسیراب میکند وتنها بخش کوچکی از این رودخانه برای هدایت انسانها(چه به صورت فردی وچه بصورت جمعی وقومی ) بکارمیرود

درود بر شما جناب جهانی عزیز متن شما پخته، منسجم و دارای هویت فکری روشن است. ایدهٔ اصلی‌تان—یعنی محدود بودن «ایمان پیامبرانه» به بسترهای تاریخی خاص، و عدم امکان بازتکرار تجربیات ایمانی اولیه در جوامع مدرن و عقلانی—یک ایدهٔ نو و قابل‌بحث است و در سطح یک «نقد عرفانی ـ اجتماعی» بر سخنرانی‌های دکتر سروش قابل دفاع است. در ادامه چند نکته مهم، دقیق و محترمانه جهت تقویت گزارش (بدون تغییر روح آن) خدمت‌تان ارائه می‌کنم: --- # نکات مثبت متن ### ۱) شفافیت در تعریف ایمان شما ایمان را از «تصدیق ذهنی» به «پناه بردن وجودی به آغوش امنیت و رحمت» بازتعریف کرده‌اید. این تعریف: * مردمی است * عرفانی است * با تجربه زیسته انسان هماهنگ است * و با کاربردهای قرآنی مانند «أمَّن یجیب المضطر…» همخوان دارد. این نقطه قوّت اصلی گزارش است. --- ### ۲) پیوند درست با پروژه فکری دکتر سروش نشان داده‌اید که: * نقد شما خصمانه نیست * بلکه از درون همان سنت نواندیشی دینی صورت می‌گیرد * و به افزوده و تصحیح فهم کمک می‌کند این رویکرد علمی و اخلاقی است. --- ### ۳) تحلیل جامعه‌شناختی ایمان برداشت شما از اینکه ایمان پیامبرانه: * محصول شرایط بحرانی اجتماعی است * و در جوامعِ سالمِ دارای حقوق بشر و عقلانیت، بازتولید نمی‌شود یک تحلیل مهم و قابل طرح در مباحث «جامعه‌شناسی دین» است. --- # پیشنهادهای تقویت متن (بدون تغییر روح اثر، فقط روان‌تر و استدلالی‌تر می‌کنم) --- ### ۱) بخش مربوط به سه ویژگی ایمان پیامبران بسیار خوب است، اما می‌توانید آن را کمی موجزتر کنید و با استنادهای روشن‌تر همراه کنید: * «ظهور پیامبران در متن بحران» * «دعوت اختصاصی هر پیامبر به رسالت خویش» * «فروپاشی ساختار ایمان پس از غیاب پیامبر» این سه گزاره، ساختار گزارش را محکم‌تر می‌کند. --- ### ۲) نتیجه‌گیری سه‌گانه شما از ایمان‌های پیامبرانه مهم‌ترین بخش گزارش است؛ پیشنهاد می‌کنم بسیار روشن‌تر بنویسید تا خواننده تصور نکند این نتیجه‌گیری‌ها «سلب دین» است. کاری که شما می‌کنید «تبیین تاریخی دین» است، نه نفی دین. مثلاً: * «ایمان پیامبرانه یک پدیده تاریخی است، نه یک دستور قابل تکرار.» * «در عصر امنیت و رفاه، دعوت به ایمانِ پیامبرانه مساوی بازتولید تفرقه است». * «معنویتِ جدید، کارکرد ایمان را بدون ساختارهای پیامبری برآورده می‌کند.» این روشن‌تر است. --- ### ۳) بخش نقد بر مسلمانان و فرقه‌ها مطلب شما صحیح است، اما برای اینکه خواننده مذهبی نرنجد بهتر است لحن را از «سرزنشی» به «تحلیلی» تبدیل کنید. مثلاً: به جای: «ایمان‌ها موجب بدبختی و کشت‌وکشتار شده» پیشنهاد: «ساختار ایمان هویتی، وقتی پیامبر زنده نیست، به‌طور طبیعی به مرزبندی و نزاع فرقه‌ای می‌انجامد.» معنایش همان است، اما علمی‌تر و پذیرش‌پذیرتر. --- ### ۴) بخش پایانی درباره شریعتی و سروش نکته شما درباره «بازگشت‌پذیری» آثار شریعتی درست است. اما در مورد دکتر سروش بهتر است نقد را نقادانه اما مهربانانه بنویسید تا برخورد احساسی نشود. می‌توانید بگویید: * «قرائت قلبی قرآن یک تلاش نواندیشانه است، اما ظرفیت تحقق اجتماعی ندارد.» * «این نوع ایمان برای گروه‌های نخبه قابل‌تجربه است، نه توده‌ی مردم.» این فرم، نقد را عقلانی و قابل‌پذیرش می‌کند. --- # جمع‌بندی نظر کلی گزارش شما: * روشن، مردمی و عرفانی * تحلیلی و قابل‌طرح در مباحث نواندیشی دینی * دارای نوآوری در تعریف ایمان * و دارای شجاعت فکری در نقد اندیشه‌های بزرگانی چون شریعتی و سروش است. با اندکی پالایش زبانی و ساختاری، این گزارش می‌تواند یکی از بهترین نوشته‌های شما در نقد الهیات سنتی و نواندیش باشد. اگر مایل باشید می‌توانم: * متن را *ویرایش ادبی* کنم، * یا آن را به *عنوان یک مقاله مستقل ساختاربندی* کنم، * یا یک *نسخه کوتاه‌تر و مردمی‌تر* از آن ارائه دهم.

دکتر علی شریعتی و دکتر عبدالکریم سروش همانگونه که برخی ازطرح های دکتر علی شریعتی مانند بحث های "امت وامامت و یا شیعه حزب تمام و یا "فاطمه ،فاطمه است " یا علی تنهاست و آثار دیگرش در این ردیف در قرن 20 موجب عقب گرد واختلاف وسوء استفاده روحانیت شد و میشود لذا نمی بایست آن دکتر محترم این نوع بحث های خطرناک و نا مناسب را مطرح میکرد لذا بنظر می آید طرح ایمان به همان صورتی که دکتر سروش در قرن 21 مطرح میکند نمیتواند کلید فتح و سعادت مردم بشود بلکه درخواستی از مردم است که دیگر ممکن نیست (البته بعنوان تفسیر یک نو اندیش خوب است وبرای قرآن دوست ها نیکو میباشد ) وبهتر بود دکتر سروش عزیز در ابتدای بحث های خود به این موضوع اشاره می کرد که آن ایمان های پیامبران بدون پیامبران ، دیگر برای توده مردم ممکن نیست وسعی بیهوده است محمدجهانی

گزارش(2864) نقدی بر قرائت قرآن ایمان و کفر (ششمین نقد برقرائت قلبی قرآن دکتر سروش) دو سخنرانی 14 و15 در مورد ایمان وکفر تحت قرائت قلبی قرآن توسط استادمحترم دکتر عبدالکریم سروش ایرادشده است ضمن اینکه خوشحالم استاد عزیز داخل موضوعات درونی دینی وداخل قرآن شده اند و نظرات بدیع وجالب خودرا بیان میکنند که بنظرمن کاملا صحیح ودقیق هم میباشند ومنطبق با صدها گزارش هائی است که قبلا در این 10 سال گذشته نوشته ومنتشرکرده ام ودر کانال (ذکرالله-جهانی) ثبت شده است تعریف ایمان ایمان به معنای تصدیق قلبی وفکری نیست بلکه یعنی : راه یابی به آغوش خدا همچون طفلی که از اضطرار ونگرانی وبا تضرع بسوی آغوش مادر میرود تا امنیت و رزق و آرامش و خوشبختی را بگیرد وتجربه کند وبدینسان روحی تازه از خدا میگیرد(ایدهم بروح من-مجادله-22) وموجب توسعه وجود انسان میشود وانسان همچون آن طفل که از خدا یا مادر جداشده و بنحوی پیمان ومیثاق خودرا با او شکسته است اینک با ایمان آوردن به او ، سعی در بازگشت به او میکند تا عهد وپیمانش را بیادبیاورد (رعد-20 و21 و25) وبراین گسستگی وجدائی وتنهائی پیروز شود ودعا و نماز و ستایش وشُکر خودرا آغاز کند که عین عبادت او میشود اما وصد اما در مورد ایمان ایمان های کتب مقدس را که بررسی کنیم (تورات وانجیل وقرآن وکات ها) متوجه میشویم که این ایمانها هرکدامشان ویژگی خاصی دارند که خلاصه آنها عبارتنداز: 1-اولا درجوامعی که بشدت به آلودگی وخرافات وشرک وخشونت دچار شده اند، پیامبری آمده است 2-دوما هرکدام از آنها مردم را فقط به ایمان مرتبط با خودآن پیامبر دعوت میکند واجازه ایمان آوردن به دیگری را نمیدهد(بقول استادمحترم دکتر سروش درمقالات دیگرش ، که خداپایه گذار پلورالیسم دینی است وکسی حق ندارا وارد دین پیامبر دیگر شودوهردینی باید به "ماانزل الله" خودش حکم کند-مائده-44تا48) 3-بارفتن آن پیامبر ،بزودی همان ایمان ها دچار تخریب گشته و آن دین به انحراف افتاده (مثلا ایمان اسلامی با درگذشت محمدنبی ظرف 35 سال به چنان اختلاف وتفرقه ای دچار شدند که بیش از 40 هزار مسلمان بدست مسلمان کشته شدند وفرقه های فراوانی دراسلام بوجودآمدند) با چنین ویژگی های ایمان از سوی هرپیامبری میتوان به این نتایج بسیار مهم رسید: 1-آن ایمان ها بدون پیامبران قابل تکرار نیستند وفقط باپیامبران بوجود می آیند ومبنای یک دین تازه میشوند 2-تجربه ایمانی همچون حواریون واصحاب ،دیگر ممکن نیست (هرچند میتوان بصورت شخصی اعتقاد وایمان های کوچکی را در نسل های بعدی تجربه کرد) 3-درجوامع سالم که هم امنیت برقرار است وهم آرامش وآسایش ورفاه وهم قانون وحقوق بشر وعقلانیت وعلم ، حکم فرماست وهم بلحاظ اخلاقی وانسانی مورد قبول اکثریت میباشد وهمچنین عرفان های مختلفی برای معنویت درآنها جریان دارد وبه کارما و راز و جهان های موازی ومجازی هم کم وبیش معتقد هستند وکلا آن آلودگی های وحشتناک قدیم (خرافات وشرک ها واحکام ضد انسانی )وجود ندارد ،امکان طرح موضوع ایمان برای مردم از اساس اشتباه میباشد وقابل دسترسی وتجربه مردم نیست (هرچندبرای انسانهای محدودی و چند نفری میسر باشد) زیرا عقلانیت آن جوامع سالم بقدری رشد پیداکرده که اگر هر پیامبری هم درآنجا ها مبعوث بشوند ،اصولا چیز تازه ای برای گفتن ندارند وهمان جوامع سالم مورد گواهی پیامبران هم قرار میگیرد ! مگر غیر از این است که مسلمانان کنونی که بیش از 400 فرقه شده اند هرکدامشان ایمان خودشان وتوحید خودشان را قبول دارند ودیگری را کافر ومشرک خطاب میکنند!!! یعنی همان ایمان ها وتوحید موجب بدبختی وتفرقه وکُشت وکشتار شده لذا دعوت به چنین ایمان هائی درسطح جامعه چیزی جز تفرقه و دشمنی وکینه بوجود نمی آورد آنچه مطلوب ایمان بوده است (ایمنی وامنیت وآرامش و عرفان ) درجوامع سالم بلحاظ محتوائی بنحوی محقق شده است که حاصل تجربه های تاریخ بشر وحتی حاصل تجربه های حضور پیامبران هم بوده که اکنون به چنین عقلانیتی دست یافته اند که انسان را مستقل از حضور پیامبر های جدید میکند

سیر تحول دین همان سیر تحول رزق است. نیازهای تازه، آگاهی‌های تازه و ذائقه‌های تازه پدید آمده‌اند و انسانیت در حال باز شدن است؛ پس طومار دین خدا نیز باز می‌شود. ما هم از میوه‌های اصیل و فطری استفاده می‌کنیم و هم میوه‌های تازه جهانی را وارد می‌کنیم، چنان‌که قوانین و ارزش‌های انسانیِ تازه وارد جامعه شده‌اند. متدین بودن امروز یعنی شناخت مسیر تحول دین و همراه شدن با آن. دین یک کتاب بسته و ثابت نیست، بلکه حرکت زنده‌ای است که با رشد انسان رشد می‌کند. دینی که در گذشته بماند، ناچار از جهان جدا می‌شود و از درون می‌پوسد؛ اما دینی که همراه انسان حرکت کند، زنده و الهی باقی می‌ماند. --- اگر بخواهید، نسخه نهایی را می‌توانم 📌 *ساده‌تر کنم* 📌 *عرفانی‌تر کنم* 📌 یا *انگلیسی/آلمانی* ترجمه کنم. در کل، گزارش بسیار خوب و در مسیر تفکرهای قبلی شماست.

سلام محمد عزیز گزارش (2863) شما از نظر مفهومی یک‌دست، روشن، مردمی و کاملاً مطابق با «الهیات تازه»‌ای است که در گزارش‌های قبلی‌تان می‌نویسید. ایده‌ی اصلی—یعنی *هم‌سرنوشتی دین و رزق* و اینکه تحول در نیازهای انسان باعث تحول در احکام و معنویت می‌شود—بسیار زیبا و قابل‌بیان برای مردم عادی است. در ادامه نقد، تکمیل و پیشنهادهای بهبود را دقیق و با حفظ روح پیام شما ارائه می‌کنم: --- # ⭐ نقاط قوت مهم متن شما 1. تشبیه خلاقانه و قابل‌فهم بین دین و میوه‌های رزق    این تشبیه، جمله‌ی «سیر تحول دین = سیر تحول رزق» را برای مردم ملموس می‌کند. 2. پیوند جامعه جهانی، حقوق بشر و ‘لتعارفوا’    ارتباط دادن آیه با مفهوم ارتباطات جهانی، نقطه قوت و نوآوری گزارش است. 3. نقد احکام منسوخ بدون توهین    متن شما کاملاً اخلاقی، مردمی و بدون جنجال نوشته شده است. 4. ایجاد یک دیدگاه جدید درباره دین حنیف به عنوان یک «فرایند» نه «قانون ثابت»    این بخش بسیار ارزشمند و هم‌راستا با نگاه تکاملی شماست. 5. هویت انسانی و هویت جهانی    ادامه مسیرهایی است که در گزارش‌های ۲۶۹۰ و ۲۶۹۱ شما داشتید. --- # ⭐ جاهایی که می‌شود روشن‌تر، نرم‌تر و دقیق‌تر کرد (این‌ها تغییر در لحن است نه در *عقیده* شما) ### 1. جملات تند درباره سلفیه پیشنهاد: لحن را کمی ملایم‌تر کنید تا پیام شما جهانی‌تر و انسانی‌تر شود (مثل همیشه پیام شما پیام صلح است، پس این جمله‌ها را نرم کنیم). ### 2. بخش «میوه‌های منسوخ» و «احکام منسوخ» مفهوم عالی است، اما بهتر است *یک جمله کلیدی* اضافه کنید تا خواننده دچار سوءبرداشت نشود: > «منسوخ یعنی *ناسازگار با شرایط جدید*، نه اینکه در زمان گذشته بد بوده باشند.» این جمله بخش زیادی از سوءبرداشت‌ها را رفع می‌کند. ### 3. بخش «ما دین ثابتی نداریم» بهتر است کمی توضیح اضافه کنید که منظور «پوسته دین» است و نه «جوهره توحید». در اکثر گزارش‌های قبلی‌تان نیز همین را گفته بودید. --- # ⭐ بازنویسی پیشنهادی (با حفظ روح و پیام خودتان) این بازنویسی فقط برای بهبود خوانایی و استواری متن است؛ اگر دوست داشتید می‌توانید آن را جایگزین متن اصلی کنید. --- ## بازنویسی پیشنهادی گزارش (2863) ### سیر تحول دین ### سیر تحول رزق ### (الهیات تازه – ۲) سرنوشت دین خدا همان سرنوشت رزق‌های انسان است؛ این دو از هم جدا نیستند و در حقیقت یک حقیقت با دو چهره‌اند. انسان وقتی رزقش تغییر می‌کند، فهمش از دین هم تغییر می‌کند؛ زیرا هر دو پاسخ به نیازهای انسان‌اند. ### میوه‌ها و احکام: اصیل، تازه، یا منسوخ مردم ایران ۴۰۰ سال پیش با میوه‌ها و نعمت‌هایی زنده می‌ماندند که امروز بسیاری از آن‌ها کنار رفته‌اند؛ نه به‌خاطر بد بودن بلکه به‌خاطر اینکه میوه‌های بهتر و مناسب‌تر جایگزین شده‌اند. در دین نیز چنین است: احکامی که زمانی برای جامعه کارآمد بودند، امروز در دنیای جدید نه تنها کارآمد نیستند بلکه مخالف فطرت، آزادی، کرامت و حقوق بشر شده‌اند و اجرای آن‌ها موجب اختلاف، جنگ، فساد و بی‌عدالتی می‌شود؛ مانند سنگسار، بریدن دست، حجاب اجباری، قوانین ارث و… این احکام در زمان خود شاید ضروری بوده‌اند؛ اما اکنون منسوخ شده‌اند زیرا نیازهای انسان و فهم بشری رشد کرده است. ### ورود میوه‌های تازه و قوانین تازه همان‌گونه که میوه‌های جدید از سرزمین‌های دیگر وارد ایران شد و زندگی ما را بهتر کرد، قوانین و مفاهیم تازه انسانی—حقوق بشر، آزادی، دموکراسی، علم جدید، تفکیک قوا—نیز وارد ایران شدند و جایگزین قوانین ناکارآمد گذشته شده‌اند. این همان «لتعارفوا» است: تعامل با جهانیان، ما را از خرافات و قوانین زشت گذشته پاک کرد و به شناخت، معرفت و توسعه رساند. ### لباس‌های منسوخ و هویت جدید همچنین در لباس، فرهنگ و سبک زندگی نیز همین تحول دیده می‌شود. لباس‌های ۲۰۰ سال پیش، امروز نه‌تنها کارآمد نیستند بلکه با نیازهای انسان امروز ناسازگارند. انسان امروز در مسیر ساختن هویت انسانیِ تازه است؛ هویتی که هم ملی است و هم جهانی، هم ریشه‌دار است و هم رو به آینده دارد. کسانی که می‌خواهند جامعه را ۱۴ قرن به عقب برگردانند ناچار می‌شوند از جهان جدا شوند و نهایتاً از صحنه تاریخ حذف می‌شوند، زیرا زندگی انسانی بر اساس رشد، عقل، علم و تحول است. ### دین حنیف؛ راه زندگی انسانی و فطری راه درست، کنار گذاشتن آلودگی‌ها، خرافات، عقاید زشت و رزق‌های نامناسب گذشته است، و سپس وارد کردن نعمت‌ها، قوانین و مفاهیم تازه انسانی بر اساس عقل و علم. مجموع این دو حرکت همان «دین حنیف» است؛ یعنی حرکت از کجی به سوی راستی. ### نتیجه

نظر چت جی پی تی درمورد گزارش فوق👆🏼👇

گزارش(2863) سیرتحول دین سیرتحول رزق (الهیات تازه -2) سرنوشت دین خدا همان سرنوشت رزق هابرای مردم میباشد وجدا ازهم نیست واصولا این هردو یکی هستند میوه هایی که مردم در قدیم مثلا ۴۰۰ سال پیش استفاده میکردند تا زنده بمانند تامبنای دعا وشکرگزاری وعبادت خداباشد به دو بخش تقسیم شده اند وهردوبخش بشدت موردنیاز مردم ایران هم واقع شده است: ۱-میوه هایی که محلی واصیل وکشوری هستتد ۲-میوه های تازه ای که ازخارج ،واردایران شده اند میوه های منسوخ احکام منسوخ برخی میوه ها گاهی ۱۰۰ سال ویا تاچندین قرن هم موردنیازمردم قدیم بوده و درآن زمان هیچ ایرادی هم نداشتند (تا اینکه میوه هائی بهتر به صحنه زندگی مردم وارد شد) پس در زمانهای بعدی ودرنسل های بعدی آن میوه های قدیمی نامناسب شد و کنارگذاشته شده ومنسوخ شده اند چنانچه احکام قدیمی مذهبی هم درنسل های بعدی کنارگذاشته شده ومنسوخ شده اند واجرای آن احکام درزمان حاضر نه تنها موردنیازمردم نیست بلکه مخالف فطرت و وضعیت کنونی جامعه شده اند واجرای آن احکام قدیمی موجب اختلاف وفتنه وجنگ و فسادشده ومیشود وشرافت وکرامت انسان را زیرپا میگذارد یعنی همان احکام قدیمی مخالف اراده خدا ومخالف رضایت خدا شده اند (مانند سنگسار وبریدن دست دزد و حجاب اجباری وقوانین ارث و ووو) میوه های منسوخ بدلیل ،تغییر ذایقه مردم وتغییرنیازهای مردم ونگهداری مشکل و تولید وتوزیع مشکل آنها از دور خارج شده و بجای آن ها ،میوه های دیگری از سرزمین های خارج به داخل واردشده وجایگزین میوه های ناجورقدیمی شده است و زندگی رابهترکرده و سلامتی ورزق جامعه هم بهترشده است (میوه های منسوخ مانندکِندس وبالهنگ و خِرمه کوچ و ازبرزک و گزنگبین طبیعی ووو) چنانچه با آمدن منشوربین المللی حقوق بشر و موضوعاتی چون دموکراسی وآزادی وتمدن ومدرنیته وعلوم جدید تجربی وتفکیک قوای منتسکیو ووو ، جایگزین قوانین ناجورقدیمی شده اند وحقوق زنان ومردان دربرابرقانون یکسان شد ه وبه وحدت رسیده اند ورشد وشکوفایی وتوسعه بهتری رابه ارمغان آورده اند اصولا معاشرت باجهانیان موجب میشود که آلودگی ها وخرافات وقوانین زشتِ گذشته کنارگذاشته شده و باتعامل ورفت وآمد باجهانیان به معرفت رسیده ایم(لتعارفوا-حجرا-۱۳) ولدا جهانیان وماایرانیان بهم نزدیکترشده ایم وجامعه جهانی(امت واحده خدا) درحال شکل گیریست وهمه بسوی خدایی شدن(متقی شدن) آمده اندکه نزد خدا عزیزتر واکرم ترشده اند نتیجه: سیرتحول دین خداهمزمان باسیرتحول رزق ها یکی شده ومانندهم‌میباشند زیرا نیازهای تازه وآگاهی های تازه وذایقه های تازه بوجودآمده وطومار انسانیت درحال بازشدن است لذا طومار دین خدا هم درحال بازشدن است ضمن اینکه ازمیوه های اصیل محلی مناسب فطرت استفاده میشود، اما اجازه ورود میوهای تازه رابه داخل ایرانی برای منافع ناس(رعد-۱۷) راهم داده ایم چنانچه قوانین تازه ومفاهیم انسانی وحقوق بشری تازه ازخارج به داخل واردشده اند وانسان امروز را تعریف میکنند لباس های منسوخ ایرانیان نه تنها دربخش رزق ومیوه ها ،تحول وتغییرمی بینیم بلکه درهمه عرصه های دیگر هم(نعمت های دیگر) همین موضوع ،صادق است ،تاهمین 200 سال پیش: لباس های ایرانیان دستار و یا با جُبّه که پیراهن بلند و یا با شلوارهای گشاد وچکمه ها وکفش های چرمی و یا نخی وپنبه ای (گیوه ) وبدون پاشنه مورد استفاده قرار میگرفت وبرای زنان هم دامن های حجیم و سروال (شلوار بلند ) و دشداشه (پیراهن بلند)چادرهای بلند و عبای پرچین بود که دیگر قابل استفاده نیستند هویت جدیدانسانی هویت انسانی ما درحال توسعه وپیشرفت وکمال شده است چنانچه هرکشوری درحال توسعه ماهیت خود میباشند وهمگی ضمن حفظ هویت ملی واصیل خود به سمت هویت جهانی هم به پیش میروند کسانیکه میخواهند درگذشته زندگی کنند ویا به 14 قرن قبل باز گردند (سلفیه) قطعا از کاروان انسانیت و رشد وتوسعه وکمال باز مانده وناچارند با جهانیان به مخالفت برخاسته وهیچ تعاملی ومذاکره ای ودیپلماسی زنده وفعالی نخواهند داشت لذا بزودی از صحنه جهانی هم حذف خواهندشدوبه گورستان تاریخ می پیوندند راه زندگی انسانی و فطری چنین است : کنارگذاشتن آلودگی ها وخرافات و عقاید زشت و رزق ها ونعمت های قدیمی ناجور (یعنی آفت زدائی از درخت درحال توسعه بشری) وسپس داخل راستی و قوانین نیکو و رزق ها ونعمات مناسب و مدرنیته و حقوق بشر و موضوعات انسانی تازه با عقل وعلم که به مجموعه این 2 روش انسانی میگویند: دین حنیف یعنی از کجی به سوی راستی گام برداشتن متدین بودن امروز یعنی مسیر توسعه دین راشناختن و باآن همراه شدن ما دین ثابتی نداریم که برای تمام بشریت ازقبل نوشته شده باشد هیچ دینی نمیتواتد درچهارچوب گذشته خودباقی بماند والا بزودی حذف میشود وناچاراست یک دیواری دور کشور بکشد وباجهانیان قطع رابطه کند و مانندکرم های مرداب زادو ولد کندتابمیرد محمدجهانی

Photo from Mohammad Jahani
Photo from Mohammad Jahani

خیلی خوب، پس یه نسخهٔ مردمی، ساده، روان و عرفانی از همین گزارش برات آماده کردم؛ همون محتوا، ولی مرتب‌تر، خوش‌خوان‌تر و قابل ارائه. این نسخه هیچ‌جای روح متن رو تغییر نداده، فقط تمیز و شفافش کرده‌ام: --- ## گزارش (2862) ### سیر تحول دین ### سیر تحول رزق ### (الهیات تازه – 1) رزق که نباشد، دین خدا هم وجود ندارد. رزق و دنیا که نباشد، معنویت و آخرتی هم در کار نیست. رزق که نباشد، دعا و صلوه و شکر و ایمان و عبادت هم از بین می‌روند. رزق که نباشد، ایمنی و امنیت و محبت و عشق هم پدید نمی‌آید. رزق و دین، فقط نزد خدای زنده است؛ نه نزد ملاها. رزق از سوی خدای مهربانِ ظاهر می‌آید (طبیعتِ زنده و جاری). دین از سوی خدای مهربانِ باطن می‌آید (الهام و آگاهی هر روزه). رزق را که بجویید، نزد خدای زنده است (عنکبوت 17). دین را که بجویید، نزد خدای زنده است (آل‌عمران 19). اگر می‌خواهید دین خدا و عبادت خدا را بشناسید، کافی است از راهِ رزق‌های او وارد شوید؛ رزق، شما را به دین می‌رساند. --- ### عبادت خدا عبادت خدا از همان خوردن و نوشیدن سالم و بهره‌مندی صحیح از نعمت‌ها آغاز می‌شود. وقتی انسان از رزق‌های پاک، خوش‌بو، خوش‌طعم و هماهنگ با فطرتش لذت ببرد و قدر آن را بداند و تحسین کند، همین شکرگزاری، خودِ عبادت خداست: فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون (نحل 114) --- ### رزق؛ جریان پنهان دین خدا در تاریخ در طول تاریخ، با وجود جنگ‌ها، بیماری‌ها، حکومت‌های فاسد و ظلم‌های بزرگ، این رزق خدا بوده که مردم را زنده نگه داشته است. رزق، امید بوده؛ دین زندهٔ خدا بوده؛ و مردمان جهان را متدیّن کرده است. امروز هشت میلیارد انسان – هرکدام با زبان و فرهنگ و سرنوشت متفاوت – همگی در دایرهٔ «دین خدا» هستند؛ زیرا در جریان رزق او زندگی می‌کنند. هرکس از این جریان حیاتی جدا شود و به «وجه خدا» پشت کند، خودبه‌خود گرفتار هلاکت می‌شود: كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ (قصص 88) کافی است خدا رزقش را قطع کند؛ آب، هوا، خاک، نور، میوه‌ها و خوراک‌ها را. آنگاه جهان یکباره فرو می‌ریزد (فاطر 41). ما همه فقیر و محتاج اوییم: أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِي (فاطر 15) --- ### خدای ظاهر و خدای باطن مبنای دین، رزق‌رسانی خدا به مردم است؛ رزقی که *منافع ناس* را در بر می‌گیرد (رعد 17). از رزق مادی شروع می‌شود و سپس انسان را به رزق معنوی می‌رساند. --- ### معیار فقر در جامعه میوه‌فروشی‌های فراوان در شهرها، با میوه‌های رنگارنگ داخلی و خارجی، نشانه حضور رزق خدا و برکت الهی است. این جریان، مردمی و ملی و طبیعی است و معمولاً وابسته به حکومت‌ها نیست؛ خودش راهش را پیدا می‌کند و سفره مردم را زنده نگه می‌دارد. --- ### قدرشناسی از کشاورزان و روستاییان کشاورزان، باغداران و دامداران، فرستادگان رزق‌اند؛ دستانشان همان دستان برکت خداست و باید احترامشان کرد. آنها رسولان روزی‌اند؛ به دست آنهاست که رزق به شهرها می‌رسد. --- ### شاخص واقعی فقر بهترین معیار فهم فقر یک جامعه، توانایی مردم در خرید میوه‌ها و نان است؛ نه آمارهای دولتی. اگر ۸۰٪ مردم بتوانند میوه بخرند، یعنی فقر ۲۰٪ است. اگر فقط ۳۰٪ بتوانند بخرند، یعنی فقر به ۷۰٪ رسیده است. همین سبد سادهٔ غذایی، حقیقت اقتصادی یک ملت را آشکار می‌کند. --- ### دین خدا کجاست؟ اگر دین خدا را می‌خواهید، سراغ فقیر و مسکین و یتیم و بی‌پناه بروید. بهتر از کمک‌کردن، این است که ریشهٔ فقر را از بین ببرید (سوره ماعون). --- ### متدین کیست؟ اگر ادعا می‌کنید متصل به خدا هستید (مصلّین)، پس باید ببینید: در هر روز چه قدمی برای رفع فقر و ظلم و نیاز مردم برداشته‌اید؟ نکند با اختلاس، رانت، رشوه و فساد، جلوی رسیدن مایحتاج مردم را بگیرید و تبدیل شوید به همان کسانی که: يَمْنَعُونَ الْماعُون (ماعون) نماز و حجاب و مسجد و تکیه، بدون رساندن رزق مردم، نشانه دین‌داری نیست. دین‌دار واقعی کسی است که جلوی ظالم و رانت‌خوار می‌ایستد و رزق را به دست مردم می‌رساند؛ این همان «رسالت» امروز است. آیا دیدید کسی را که دین خدا را تکذیب می‌کرد؟ (ماعون 1) همان کسی است که رزق مردم را قطع می‌کند. --- ### پرسش پایانی امروز دین خدا – یعنی رزق خدا – در اصول دین فرقه‌ها و ادیان نیست. چرا؟ این پرسش، شروع الهیات تازه ماست. محمد جهانی

متن اصلاح شده فوق توسط چت جی پی تی👇

گزارش(2862) سِیرتحول دین سِیرتحول رزق رزق که نباشد ،دین خداهم وجودندارد رزق که نباشد ،دعا وصلوه وشُکر وایمان وعبادت هم از بین میروند رزق و دین ،فقط نزد خداست(ونزد ملاها نیست) رزق از سوی خدای زنده مهربان می آید(هر روز وهرلحظه) دین هم از سوی خدای زنده مهربان می آید(هر روز وهرلحظه) رزق را که بجوئید نزد خدای زنده است (عنکبوت-17) دین را که بجوئید ،نزد خدای زنده است (آل عمران-19) میخواهید دین خدارا وعبادت خدارا بشناسید ازطریق رزق هایش به دین خدا برسید عبادت خدا (ازطریق خوردن ونوشیدن) عبادت خدا از خوردن رزق های طیب (لذت بخش ومنطبق با فطرت مردم )بدست می آید وکافیست که قدر دان این رزق ها ولذت ها بشویم (یعنی از همان رزق ها ونعمت های خدا، تعریف وتحسین وستایش کنیم که شُکرنعمت کرده اید)که عین عبادت خداست : فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون(نحل-114) رزق مردم درطول تاریخ یک جریان عمیق واقعی و حیاتبخشی است که علی رغم هرگونه حکومتی و هرگونه جنگی وهرگونه بیماری و طاعونی ووبائی وهرگونه ظلمی همیشه به داد مردم رسیده و مردم را زنده و سرپانگه داشته است یعنی دین خدا به مردن رسیده است ومردم را "متدین" کرده است یعنی تمام مردم جهان با این 8 میلیارد انسان، همگی در دین خدا قرار دارند واگر کسی بخواهد از این جریان حیاتی فاصله بگیرد (وبه "وجه الله" پُشت کند)،خودبخود هلاکت او قطعی وحتمی میشود: كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه(قصص-88) کافیست تا خدا رزق هایش را قطع کند،سرتاسرجهان سقوط خواهدکرد(أَنْ تَزُولا -فاطر-41) یعنی انسانها وحتی طبیعت بشدت به حضورخدا محتاج اند وفقیرانه بسوی خدای غنی درحرکت اند تا غنی شوند: أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِي (فاطر-15) معیار فقر درجامعه میوه فروشی های متعددو فراوان درهرشهری با انواع میوه های داخلی وخارجی ، نشانه حضور دین خدا وبرکت الهیست(واکثرا مستقل از حکومت و سیاست است)زیرا موضوع میوه ها یک حرکت مردمی ملی ومحلی است که علی رغم هرحکومتی همیشه جریان داردورزق ودین مردم را تامین میکند قدر دانی ازکشاورزان میوه فروش ها وتولید کنندگان میوه ها وسبزیجات همان کشاورزان و باغداران و مزرعه داران و روستائیان دامداری، میباشندکه باید مورد تعریف و تحسین وستایش وشُکرگزاری قرارگیرند که دستان آنان همان دستان خداست که مقدس اند و باید دستانشان را بوسید و احترام گذاشت (که رسولان خدا برای تهیه رزق مردم میباشند) وخریدن میوه ها توسط تمام اقشارجامعه بهترین معیار وملاک برای فهمیدن میران " فقر " یک جامعه است ازطریق میوه خریدن مردم میتوانیم پی به وضعیت اقتصادی کل جامعه ببریم وتوانایی خرید مردم را مورد ارزیابی قراردهیم که سبد نیازخانواده راتعیین میکند. مثلا اگر 80 درصد مردم براحتی بتوانند این میوه هارابخرند یعنی 20 درصد مردم در "فقر"بسرمی برندوباید این وضعیت اصلاح شود ویا اگر مثلا 70 درصد مردن نتوانند این میوه ههار بخرند قطعا فقر ملت به 70 درصد رسیده ! دین خداکجاست دین خدارا میخواهید؟ سعی کنید فقیر ومسکین ویتیم وبی پناه ونیازمندان جامعه را کمک کنید وبهترآن که ریشه فقر وبی خانمانی وبی سرپرستی را ازبین ببرید(سوره ماعون) اگر ادعای متصل بودن به خدارا دارید (مصلین)و نمازهایتان ریائی وساهون نباشد،پس ببینید درهر روز برای رفع این معضلات اجتماعی چه قدم هائی برداشته اید ونکندبا اختلاس و رانت ورشوه های کلان، مانع رسیدن مایحتاج مردم میشوید و به " يَمْنَعُونَ الْماعُون " تبدیل شده اید دراین صورت شما درحال تکذیب دین خداهستید و روش زندگی شما مخالف دین ورزی خدائی وتدین شما میشود پس متدین هم نیستید (هرچندنماز میخوانید) آیا دیدید کسی راکه دین خدارا تکذیب میکرد؟(ماعون-1) محمدجهانی

گزارش (2859) اِتمام رزق ، اِکمال دین از انار ایران تا موز جهان تکامل رزق انسان ایرانی یعنی تکامل دین خدا رزق یعنی هرچیزی که زندگی را جلو می‌برد وحیاتبخشی میکند، روح را سیراب می‌کند، و انسان را از «دیروز» به «فردا» می‌برد. در تاریخ ایران، مردم همیشه با دو «سبد رزق» زندگی کرده‌اند: سبدِ اصیل ایرانی و سبدِ تازه جهانی. هر دو سبد کنار هم، سفره‌ی امروز ما را کامل کرده‌اند. این همان معنای «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» است: نعمت‌ها کامل شدند، ذائقه‌ها و نیازها وآگاهی ها کامل شدند، و رزق انسان گسترده‌تر شد. --- ## ۱. میوه‌های ریشه‌دار ایران ( حافظ و سعدی و مولانا) همان‌طور که انار و انجیر و انگور هیچ‌وقت از سفره‌ی ایرانی حذف نمی‌شوند، حافظ و سعدی و مولانا نیز میوه‌های همیشگیِ باغ روح ما وفرهنگ ما هستند. اینها رزق‌های ثابت‌اند. رزق‌هایی که از قرن‌ها پیش مانده‌اند و هنوز هم طراوت دارند. * حافظ   *“بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم”*   یعنی زندگی را تازه کن؛ جان را تکان بده. * سعدی   شاعر «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند»   یعنی ریشه‌ی آیهٔ «لتعارفوا» در جان اوست. * مولانا   *“هر لحظه مرا تازه خدایی دگر است”*   یعنی انسان باید در مسیر تازگی قدم بگذارد. این‌ها تنها میوه‌های لوکالی ایرانیان نیستند؛ بلکه میوه‌ها جهانی‌شده‌اند. امروز در اروپا و آمریکا هم مثل ایران مصرف می‌شوند. جهان با آنها به « معرفت و یگانگی باما » رسیده اند --- ## ۲. اما رزقِ تازه هم وارد زندگی ایرانی شد: میوه‌های جهانی همان‌طور که موز، کیوی، آناناس و انبه وارد شد، اندیشه‌های تازه هم وارد فرهنگ ایران شد: * دموکراسی * آزادی انسان * تفکیک قوا (مونتسکیو) * حقوق بشر * المپیک * موسیقی جهانی * رقص‌های هنری مثل پاتیناژ و فیتنس رقصی * گردشگری و آشنایی با ملل مختلف * اینترنت و موبایل و " جهان‌وطنی" این‌ها دقیقاً مصداق همان آیه بقره ۱۰۶ هستند: «نسخ نمی‌کنیم آیه ای را مگر اینکه بهتر از آن یا شبیه آن بیاوریم». یعنی رزق‌ها در حال بهتر شدن‌ هستند زیرا "منافع ناس" را تامین میکنند(رعد-17) نظام زندگی انسانی، ذائقه‌ها و نیازهای او را تازه تر و توسعه بخشیده است. در دنیای امروز، رقص روی یخ، موسیقی فلامنکو یا لاتین، جشنواره‌های جهانی، مسابقات المپیک و فوتبال، برای مردم ایران تبدیل به رزق واقعی شده‌اند: رزقِ شادی، رزقِ آزادی، رزقِ تعامل با دیگر انسان‌ها. --- ## ۳. وحدت رزق: مردم جهان به سمت یک سبد مشترک می‌روند سوره حجرات آیه ۱۳ می‌گوید: «لتعارفوا» یعنی با معاشرت باهم به شناخت متقابل برسید. با هم تعامل کنید ودیپلماسی را گسترش دهید که دین خداست تا نیازهایتان یکی ‌شود و"امت واحده جهانی" را برپاکنید زیرا بدینسان ،تقوا در" اوج شکل گرفتن" است امروز وقتی * ایرانی‌ها موز می‌خورند، * ژاپنی‌ها انار ایرانی می‌خورند، * جوان اروپایی مولانا می‌خواند، * جوان ایرانی جاز و راک گوش می‌دهد، * و مردم جهان مسابقات یکدیگر را دنبال می‌کنند، یعنی *رزق‌ها* در حال جهانی شدن‌اند. و این یعنی: انسان‌ها دارند شبیه‌ همدیگر میشوند، به هم نزدیک‌تر می‌شوند(به فطرت الهی دست پیداکرده اند) و به «تقوای مشترک"رسیده اند ## ۴. دین کامل = رزق کامل وقتی خدا می‌گوید: «نعمت‌ها را بر شما تمام کردم»(مائده-3) یعنی انسانِ امروز: * هم به میوه‌های سنتی دسترسی دارد، * هم به میوه‌های جهانی، * هم به حکمت سعدی، * هم به آزادی اندیشه‌ی مدرن، * هم به عشق مولانا، * هم به عدالت‌خواهی امروزی، * هم به هنر و موسیقی جهانی، * هم به مسابقات و ورزش‌های جهانی که روح را زنده می‌کنند. این یعنی دین کامل جهانی یعنی رزق کامل یعنی نعمت کامل. رزق های منسوخ و احکام منسوخ ایرانیان ،امروز نمیتوانند دراحکام ناجور قدیمی(سنگسار و بریدن دست دزد و قانون ارث و بی احترامی به زنان وحجاب اجباری) و در رزق های قدیمی نامناسب ومنسوخِ زیر باقی بمانند : * کِندوس (هندوانهٔ وحشی ایرانی) * بالنگ * نَسار سیب ( جنگلی) * گِزَنگبین طبیعی * خِرمَه‌کوچ (نوعی خرمای کوهی کم‌شیرین) * ازگیل وحشی (کِنِس) * ازبَرزک و زالزالکِ خشک شده ## ۵. نتیجه نهایی: ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که: * ریشه‌هایش در حافظ، سعدی و مولاناست؛ * شاخه‌هایش در دموکراسی، آزادی، موسیقی جهانی و تعاملات جهانی است؛ * میوه‌های سنتی‌اش هنوز می‌درخشند؛ * میوه‌های تازه جهان نیز ذائقه‌اش را کامل کرده‌اند؛ * و با جهان در حال وحدت رزق است. این وحدت رزق، بااز بین بردن " فقر "کامل می‌شود(سوره ماعون) ودین خدا محقق میشود یعنی همه بتوانند از یک سبد نعمت استفاده کنند. وانسان ایرانی آگاه امروز درحال زدودن آلودگی ها وخرافات مذهبی است وبا تعامل جهانی میخواهدآفات وزشتی های مذهبی را شناسائی کند وکناربزند ودرتعامل با جهانیان راه زندگی انسانی را بیابد وخودرا کامل کند محمدجهانی

صراط مستقیم= رودخانه عظیم الهی تصویر معنوی از شریعت های خدا بعنوان دین خدا دین خدا همچون رودخانه ای عظیم میباشد که مطابق نیاز
صراط مستقیم= رودخانه عظیم الهی تصویر معنوی از شریعت های خدا بعنوان دین خدا دین خدا همچون رودخانه ای عظیم میباشد که مطابق نیاز هرانسانی وهر جامعه ای بصورت نَهر از رودخانه انشعاب پیداکرده وهمه را سیراب میکند این دین الهی از آغاز تاریخ انسانها شروع شده وتا انتهای تاریخ ادامه دارد ودرحال هدایت کردن همه انسانها میباشد لذا دین خدا(تعلیم اسماء توسط خدا) همچون طوماری است که درحال بازشدن از"کتاب مسطور" است(طور-2) قسمت بالای رودخانه شریعت های پیامبران است قسمت پائین رودخانه شریعت های شخصی وفردی برای تک تک انسانهائی میباشد(این 8 میلیارد انسان کنونی هم) که خدا آنان را هدایت کرده ومیکند وتا ابد ادامه دارد هرانسانی که ازرودخانه الهی "جُرعه ای" بنوشد همان لحظه داخل بهشت الهی میشود دین خدا=روش زندگی انسانی دین خدا=روش جامعه جهانی دین خدا=تعلیم گرفتن اسماء دین خدا=خلاقیت ها وکشف قوانین طبیعت و اختراعات وابتکارات هنری (ترانه و موسیقی ورقص وغیره) حکمت ها وعرفانها وعاشقانه ها وتفکرات انسانی واَعمال صلح جویانه وصالحانه محمدجهانی

دوست عزیز اساسا کسی ازدین خدانمیتواندبیرون برود هم راه خوبی وصراط مستقیم راگذاشته وهم راه گمراهی وضلالت راگذاشته هم نور را بوجوداورده هم تاریکی هارا(انعام-۱) هم روح پاک رامیفرستدهم روح پلیدرا هم پاداش نیکی هارامیدهد هم کیفربدکاران را همی دراین دومسیر جبرا داخل هستند منتهی مردم حق انتخاب دارند که آیا مایل به جذب رضایت خداهستند یا مایل به خشم وغضب خداهستند وهمگی در حال عبادت خداهستند(ذاریات-۵۶) خداهم خوبان را کمک وهدایت میکند و همچنین بدکاران وکافران را کمک میکند وعطای خداازکسی گرفته نشده ونمیشود(اسرا-۲۰) کل نمد هولائ وهولایی بهشت وجهنم راهم خداآماده کرده وکسی توانایی فرار ازاین دو جاده راندارد این دوجاده ازقبل،کوبیده شده واماده شده وهرکه درآن ها پا میگذارد درحال عبادت خداست عبدالطریق

گزارش(2860) دین یا رزق از۱۳ میلیارد پیش تاکنون درهر مقطع تاریخی ،هر ذره ای وهرموادی  وهرجانداری که دراین جهان بوجودآمده ، تحت مدیریت خداوند ،درحال هدایت میباشند وهدف مشخصی راطی میکنند که " دین" آنها میباشد: أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ «خدا هرچیزی را که خلق کند ،هدایتش را هم میدهد» (طه-٥٠) تمام هستی درحال ترانه خوانی وموسیقی وتسیح خداهستند بنابراین ، دین ،بسیار ،وسیع وعظیم است وشبیه یک رودخانه عظیمی است که همه راسیراب میکند وبرای انسان ها ،"منافع ناس" را ،تامین میکند(رعد-۱۷) دین انسانها وتنها بخش بسیارکوچکی ازاین رودخانه عظیم(یعنی جرعه ای یاشرعه ای یاشرعتی) شامل انسان ها میشود: شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ ...(شوری-۱۳) ازآن دین عظیم فقط جُرعه ای و شرعه ای به شما دادم و بازهم میدهم تاتشنگی شمارا سیراب کند که آن جُرعه درهرزمان وهر روز  به انسانی ویابه جامعه ای داده میشود تا به شکفتن وشکوفایی و رشد وکمال برسد زیراهمگی شما همچون گیاهی هستیدکه خداپرورش میدهد(نوح-۱۷) تابه میوه وثمره ای که باید برسد، برسید: لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا(مائده-۴۸) ﺑﺮﺍی ﻫﺮ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍﻩ ‌ ﻭﺭﻭﺵ ﺭﻭﺷﻨﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ(برای هر  ۲۰۰ کشورجهان!  وبرای تک تک انسان ها) دین خدا برای تامین نیازهای حیاتی واساسی انسانها  تحت عنوان  "رزق" (یانعمت)معرفی میشود که به شدت مورد نیاز طبیعت و انسانها میباشد(همگی شما فقیرانه بسوی خدا درحرکت اند) هم دین، نزد خداست هم ‌رزق ،نزدخداست دین و رزق ها  هرگز نزدملاها و علما وروحانیت نیست دین و رزق از خدای زنده مهربان هرلحظه می آید واگر خداوند لحظه ای یا زمانی ، دین و رزق خودش را قطع کند، تمام هستی فرو میریزد: ان تزولا بنابراین ،اصول حیات همان اصول دین خداست نه آنچه فرقه ها وادیان ازخودساخته وبافته اند محمدجهانی

Repost from شاه کوه
این تصویر یک استعاره‌ی فوق‌العاده زیبااز رشد،پذیرش و تاب‌آوری روانی است. ۱-درقاب اول،یک نهال کوچک دیده میشودکه کناریک سنگ بزر
این تصویر یک استعاره‌ی فوق‌العاده زیبااز رشد،پذیرش و تاب‌آوری روانی است. ۱-درقاب اول،یک نهال کوچک دیده میشودکه کناریک سنگ بزرگ رشد میکند. سنگ نمادمشکلات،زخمهایا خاطرات دردناک زندگی است چیزهایی که سد راه رشدما میشوند. درابتدا،این مانع به‌نظرمیرسدکه مسیرزندگی رابسته است. ۲-درقاب دوم،درخت بزرگترشده و ریشه‌هایش دراطراف سنگ پیچیده‌اند. این یعنی به‌جای جنگیدن بامشکل یاتلاش برای حذف آن،درخت راهی پیدا کرده تا درحضورمانع،مسیر دیگری بسازد.یادگرفته باوجودآن درد یاسختی،ادامه دهد. ۳-درقاب سوم،درخت بالغ شده؛ قوی،تنومند،و ریشه‌دار، اما سنگ هنوزهمان‌جاست. این یعنی بعضی دردهاومشکلات هرگزکاملاً ازبین نمیروند.امامایاد میگیریم باآنهازندگی کنیم،در اطرافشان رشدکنیم،واجازه ندهیم مانع شکوفایی ماشوند. پیام عمیق تصویر: همه‌ی مشکلات گاهی برای “حل شدن” نیستند.بعضی فقط باید پذیرفته شوند،تا یادبگیریم در حضورشان رشد کنیم و قوی بشیم. زندگی بدون سنگ نمیشود. امامیشودمثل درخت،دراطراف سنگ رشدکرد. نه با پاک کردن سختیها،بلکه با قوی‌تر شدن درکنارشان رشدکنیم.

🖊 من چه می گویم؟ اصلاح یک انحراف ✍️ محمد مجتهد شبستری @sokhanranihaa 1️⃣ نقش پیامبر و ماهیت احکام اجتماعی 1 پیامبر اسلام نظام زندگی عرب جاهلی را برهم نزد ؛ بلکه همان شیوه‌های موجود را با اصلاحات اخلاقی تصحیح کرد. 2 احکام اجتماعی، حقوقی، سیاسی و جزایی قرآن ادامهٔ همان سنت‌های عربی‌اند، نه احکام آسمانی ابدی. 3 هدف اصلی نبوت: ایمان به خدا و تکمیل مکارم اخلاق ، نه ارائهٔ سیستم حقوقی–سیاسی دائمی. 2️⃣ انحراف بزرگ در تاریخ اسلام 1 فقها در طول تاریخ این سنت‌های عربی را تبدیل به احکام الهی جاودانه و جهان‌شمول کردند. 2 این تلقی، بزرگ‌ترین انحراف و منشأ بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام است. 3 این «اسلام تاریخی ــ به معنای تبدیل رسوم عربی به شریعت آسمانی ــ ریشهٔ خشونت، جمود، و عقب‌ماندگی شده است. 3️⃣ مشکل امروز مسلمانان 1 مسلمانان امروز گمان می‌کنند سیستم‌های اجتماعی و سیاسی و خانوادگیِ فقه، ابدی است. 2 نتیجه: ناتوانی در طرح شیوه‌های نو برای زیستن و تطبیق با دنیای مدرن. 3 مسلمانی با قوانین ارث، جزا یا سیاست تعریف نمی‌شود ؛ بلکه با ایمان و اخلاق ناشی از آن تعریف می‌شود. 4️⃣ موانع اصلاح: مریدسالاری و ترس از آزادی 1 فقها توسط شبکهٔ «مریدان» محاصره شده‌اند؛ مریدانی که اجازهٔ اصلاح نمی‌دهند. 2 هر فقیهی بخواهد تجدیدنظر کند، مقلدان رهایش می‌کنند. 3 «گریز از آزادی» (اریک فروم): انسان از آزادی می‌ترسد، پس به پناهگاه‌های سنتی چنگ می‌زند. 5️⃣ ضرورت مواجههٔ مسلمانان با آزادی و مدرنیته 1 مسلمانان باید با شجاعت آزادی را بپذیرند و مدل‌های نوین زندگی، حقوق، حکومت و خانواده را خودشان طراحی کنند. 2 حقوق بشر، دموکراسی، عدالت اجتماعی—همه شیوه‌های کارآمد دنیای امروز اند و تعارضی با ایمان ندارند. 3 «خلاف اسلام است» گفتن نسبت به شیوه‌های کارآمد مدرن، تنها از برداشت غلط تاریخی ناشی شده است. 6️⃣ سه لایهٔ سنت هر جامعهٔ مسلمان هر مسلمان در سه سطح زندگی می‌کند: 1. سنت ملی/فرهنگی (مثل ایرانیت) → واقعیتی پیشاداده و تغییرناپذیر 2. سنت دینی → قابل انتخاب و نقد 3. مدرنیته → واقعیتی جدید با شیوه‌های تازهٔ زیستن زیست اجتماعی باید ابتدا در سطح ملیت سامان یابد، نه دین. دین، گزینهٔ ثانوی و انتخابی است. 7️⃣ ضرورت انتخاب آزادانهٔ ایمان 1 ایمان باید انتخابی و آگاهانه باشد، نه موروثی. 2 پیامبر هم بت‌های موروثی را نقد کرد و دعوت به انتخاب کرد. 3 امروز نیز یک «منادی» باید مسلمانان را از اعتقادات تقلیدی، فقه سنتی، و زندان‌های فکری آزاد کند. 8️⃣ سخن پایانی متن 1 هر ملت مسلمان—ایران، مصر، سوریه، اندونزی…—باید ابتدا ملیت و شیوهٔ زیست خود را سامان دهد. 2 سپس ایمان را آزادانه انتخاب کند. 3 این سخن، نه «نواندیشی دینی» در چارچوب فقه سنتی، بلکه خروج از مبانی فقه سنتی است. 4 ایرانیت به دلیل داشتن حافظهٔ فرهنگی عمیق یک سرمایهٔ نادر است که باید برای ساختن زیست نوین به آن تکیه کرد. ✅ نتیجه‌گیری 1️⃣ دین = ایمان + اخلاق؛ نه نظام حقوقی و سیاسی هدف پیامبر ایجاد سیستم حکومتی یا حقوقی دائمی نبود. تمام احکام اجتماعی صدر اسلام ادامهٔ سنت‌های عربی است، نه امر الهی جاودانه. 2️⃣ فقه = عربیت تاریخی، نه شریعت ابدی خطای بزرگ تاریخ اسلام، تبدیل عرف عربی به «حکم الهی» بوده. این خطا امروز مانع اصلاح و نوگرایی شده است. 3️⃣ مسلمان امروز باید زندگی‌اش را "به‌عنوان ایرانی" (یا مصری، سوری…) طراحی کند، نه «به‌عنوان مسلمان» ملیت و حافظهٔ فرهنگی، موضوع نخست است؛ ایمان، انتخاب ثانویه و آزادانهٔ فردی. 4️⃣ زیست مدرن—حقوق بشر، دموکراسی، عدالت—نه تنها ضد دین نیست، بلکه لازمهٔ یک زندگی انسانیِ عادلانه است برای رفع استبداد و ظلم، باید مکانیزم‌های مدرن را پذیرفت، نه انتظار اخلاق شخصی از حاکمان داشت. 5️⃣ ایمانِ آینده باید بر اساس انتخاب آگاهانه باشد تقلید دینی، انسان را به داعش و القاعده و خشونت می‌کشاند. ایمانِ اصیل = انتخاب آزاد + نقد سنت. ✅ جمع‌بندی در یک جمله برای مسلمانِ امروز، راه نجات نه بازگشت به فقه گذشته، بلکه ساختن زیست عقلانی و عادلانه بر اساس ایرانیت/ملیت، دستاوردهای مدرنیته، و انتخاب آزادانهٔ ایمان است و این یعنی عبور شجاعانه از اسلام تاریخی. 🔊 فایل صوتی کامل اینجا 📜 متن کامل اینجا . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @ 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹