رمان های آنلاین
کانال اصلی رمان های تکمیل شده : @romansarairani 🔊درخواست لینک رمان آنلاین 👇 https://telegram.me/harfbemanbot?start=MTE1NDM0MDEx
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel رمان های آنلاین
Channel رمان های آنلاین (@online_romans) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 12 690 subscribers, ranking 2 985 in the Books category and 25 367 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 12 690 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -37 over the last 30 days and by 6 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.05%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.18% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 260 views. Within the first day, a publication typically gains 404 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as صدا, پریا, احسان, شاهکار, وقت.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“کانال اصلی رمان های تکمیل شده :
@romansarairani
🔊درخواست لینک رمان آنلاین 👇
https://telegram.me/harfbemanbot?start=MTE1NDM0MDEx”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +6 | |||
| 06 September | +7 | |||
| 05 September | +2 | |||
| 04 September | +4 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +13 | |||
| 01 September | +9 |
دلربا آدینه، زن جوون و بیوه شدهای که برای جور کردن مخارج زندگیش به رحم اجارهای شدن رو میاره تا بتونه یه خونه برای خودش دستو پا کنه؛ اما خبر نداره که چه کلاهی سرش گذاشتن و... !https://t.me/+8w_k45778TM2MGU8
| 2 | عاشقش شدم. عاشق مردی که بعدها فهمیدم دوست شوهرم بوده و من از همون اول براش یک هدف بودم، نه بیشتر!
https://t.me/+X_sNjU0L84M3Y2I0 | 129 |
| 3 | -از ننه بابات و همهی دنیا فرار کردی که دوباره بیای زیر سقف من؟!
با بغض دستش رو گرفتم
-پناه من و دوقلوهام شو. قول میدم خودم کار میکنم و خرجمونو میدم. فقط نذار دست کسی به من و بچههام برسه.
مچ دستم رو گرفت و هدایتم کرد توی خونه.
-زن واقعیِ خونهی من باش. نیازی نیست کار کنی.
https://t.me/+zk7za_U-S6hiNzM0
وقتی همه فهمیدن حاملهام، مجبور شدم پناه ببرم به مرد خشن و بیرحمی که حاملهام کرده و مجبور شدم باهاش زندگی کنم و... 😱🔥 | 93 |
| 4 | این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسندهی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍
🦋عروس ارشاد
https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk
🫦میراکل
https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0
🦋پاییز سبز
https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ
🫦رمان های آنلاین
https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0
🦋پناهگاه طوفان
https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh
🫦یک روز به شیدایی
https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk
🦋اینجا جای تو خالی نیست
https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk
🫦حسرت خاکعشق
https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0
🦋ازطهرانتاتهران
https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0
🫦عاشق بی گناه
https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk
🦋مهرهی برنده
https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg
🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم
https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0
🦋بنبست واهیلا
https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk
🫦خشم پنهان
https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk
🦋آسمانی به سرم نیست
https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0
🫦وکیل تسخیری
https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8
🦋غریب آشنا
https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk
🫦رمانسرای ایرانی
https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0
🦋چلهی راز و خاکستر
https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0
🫦افگار
https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk
🦋ستاره بامداد
https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0
🫦دردهای بی درمان
https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0
🦋طلوع خورشید
https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0
🫦نسیم شبانگاه
https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0
🦋عروسک آرزو
https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw
🫦او عاشقم نبود
https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8
🦋بانو دخت
https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk
🫦ستارههای نیمه شب
https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0
🦋زوج فرد
https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0
🫦همسر خطرناک
https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0
🦋دربند
https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0 | 287 |
| 5 | #پست244
#زنگارطلا
آقا رضا نفس عمیقی کشید و در حالی که مشخص بود حال خوشی ندارد، کلافه لب زد:
-منم مثل تو پسر! نمیدونم!
آن نمیدانمی که گفت ته دلم را بیشتر خالی کرد. من آن لحظه بدبینترین آدم دنیا بودم. لب فشردم. هر آن امکان سقوطم میرفت... باز زن دست به کار شد. این بار جلو رفت و ما بین آقا رضا و او قرار گرفت. براق شد در صورت اویی که با اخمهایی درهم و چهرهای برزخی خیره زن بود.
-چرا از خودم نمیپرسی بچه خوشگل؟ خودم هی و حاضر اینجام! نیاز به وکیل وصی هم ندارم. آره شوهرم. فواد شوهرم بود. میگی نه برو از اون پیرمرد بپرس! صیغهش بودم. دوساله...
سپس صدا روی سر انداخت و نگاه به بالا داد، به خیال اینکه حاج فتاح طبقهی بالاست...
-آهای حاجی، چرا از تو سوراخ موشت نمیای بیرون؟ بیا تا بیش از این رسوای عالمت نکردم. بیا بگو شوهرمو چیکار کردی... بیا...
رویا بازوام را سفت چسبید و مانع از افتادنم شد. انگار کسی مداوم با ضربات محکم پشت پاهام میکوبید، که ثانیه به ثانیه زانوهایم خم میشد. من با تمام وجود چشم شده بودم و مات آن زن تا شاید ذرهای دروغ و بازی از حرکات و صحبتهایش حس کنم؛ اما آن دخترک مغموم و حسود درونم میگفت او از هر کسی راستگو تراست... لب زدم:
-چرا؟
فکر نمیکردم کسی متوجه باشد؛ ولی زن در یک حرکت غافلگیرانه چرخید و چشم در چشمم شد. انگار تازه متوجه من شد. بعد از یک مکث طولانی، چشم باریک کرد و پر کینه گفت:
-من تو رو میشناسم... تو... تو همونی که همیشه فواد میزدش تو سرم!
یک آن تا بهخود بیایم انگار جنون به او دست داد که به سمتم حملهور شدو در همان حال با جیغ گفت:
-ای دخترهی خراب! تو همونی که قاپ شوهرمو دزدیدی...
https://t.me/+4LHeo-DBBZQzOGVk
#عاشقانه #معمایی #مهیج❤️🔥 | 488 |
| 6 | #توصیه_برای_خاص_پسندان❤️🔥 | 120 |
| 7 | من رسام آریان، دادستان وظیفهشناسی که تبهکارها حتی از شنیدن اسمم وحشت دارن؛ ده سال پیش مجبور شدم به خاطر محافظت از خانوادهام اونا رو رها کنم.
حالا بعد از سالها برگشتم اما سَروین، تنها عشق زندگیم؛ مادر بچههام، دیگه منو نمیخواد... دخترم هم دیگه بهم نگاه نمیکنه!
من مطمئنم خانوادهام دارن یه رازی رو از من پنهان میکنن و من هرطور شده باید ازش سَر دربیارم...
من نیومدم که جا بزنم! اومدم که بمونم!
اومدم که خانوادهام رو دوباره بسازم و یک بار دیگه تو قلب دختر و زنم جا باز کنم!
اومدم روزگار کسایی که یه زمانی به خانوادهام آسیب زدن رو سیاه کنم...!
https://t.me/+dacrmZEFeYhmNTY0 | 162 |
| 8 | -کجا میخوای بری با این حالت بردیا؟ زخمت سر باز میکنه...
گونههایم موقع گفتن این حرف گل انداخته و مردمکهایم میلرزید.
نگرانش بودم! میترسیدم زخمش عفونت کند.
همین حالا هم عرق سرد بر پیشانی اش نشسته بود. صدایش از درد لرزید:
-گور بابای زخم من حالم خوب نیست!
گر گرفته لب گزیدم:
-بخاطر همین میگم بزار خوب شدی با حال خوب برو...
دست روی لبم گذاشت:
-حال بدم بخاطر توئه نه زخم... عشقت داره منو دیوونه میکنه آرام!
https://t.me/+6l4FUSr_oM4yOGJk | 113 |
| 9 | -بذارم زمین، سنگینم بردیا...
دخترک را چند بار میان دستانش بالا و پایین کرد:
-من سه برابر وزن تو جلو بازو میزنم بچه!
آرام که زمزمهی بردیا را نشنید، لبهایش را سمت گوش مرد کشاند و پرسید:
-چی گفتی؟
بردیا کلافه از گرمای نفسهایش، قدمهایش را سریعتر برداشت:
-گفتم کم وول بخور تا بریم خونه بخوابی الکل بپره از سرت دفعه آخرتم بود اینهمه خوردی!
-اصلا توجه نمیکنی بهم! انگار نه انگار همسایه بغلیمی دریغ از یه بوس!
مرد دخترک را روی زمین گذاشت و خندید:
-مچت رو گرفتم پس بالاخره اعتراف کردی توام منو دوست داری خانوم پرستار سرتق!
چانهاش را بالا کشید و کام عمیقی از لبهایش گرفت....
https://t.me/+VSDMgcQQ3eAxNTVk | 85 |
| 10 | این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسندهی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍
🦋عروس ارشاد
https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk
🫦میراکل
https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0
🦋پاییز سبز
https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ
🫦رمان های آنلاین
https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0
🦋پناهگاه طوفان
https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh
🫦یک روز به شیدایی
https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk
🦋اینجا جای تو خالی نیست
https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk
🫦حسرت خاکعشق
https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0
🦋ازطهرانتاتهران
https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0
🫦عاشق بی گناه
https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk
🦋مهرهی برنده
https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg
🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم
https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0
🦋بنبست واهیلا
https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk
🫦خشم پنهان
https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk
🦋آسمانی به سرم نیست
https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0
🫦وکیل تسخیری
https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8
🦋غریب آشنا
https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk
🫦رمانسرای ایرانی
https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0
🦋چلهی راز و خاکستر
https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0
🫦افگار
https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk
🦋ستاره بامداد
https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0
🫦دردهای بی درمان
https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0
🦋طلوع خورشید
https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0
🫦نسیم شبانگاه
https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0
🦋عروسک آرزو
https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw
🫦او عاشقم نبود
https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8
🦋بانو دخت
https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk
🫦ستارههای نیمه شب
https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0
🦋زوج فرد
https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0
🫦همسر خطرناک
https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0
🦋دربند
https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0 | 289 |
| 11 | - چرا گفت نه؟
سؤالش ناله بود تا پرسش.
چشم از مرد برنداشت و با صدایی که از شدت گریه میلرزید، گفت:
- لال شدی؟
او پلک بست.
- نمیدونم...
مریمخانم اما انگار توان شنیدن نداشت.
- دروغ میگی... دروغ میگی...
اشکهایش بیوقفه پایین میآمد.
- چه بلایی سر دخترم آوردی؟ هان؟ چه غلطی کردی که جواب رد داد؟
چشمهای مرد هم از شدت گریه سرخ شده بود.اما مریم رو به همسرش برگشت و هقهقکنان گفت:
- گفتم من به فامیل دختر نمیدم... گفتی از خودمونه... گفتی پیش خودمون بزرگ شده... چی شد؟ هان؟
https://t.me/+qSV74xlcQhs1MzQ0
#آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤
قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد...
اما عروس با لباسِ خونآلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمهی برج مراقبت دفن شد.
بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥 | 123 |
| 12 | -حرومزاده، ربط تو به زن من چیه؟ میخندی؟
خندید.بلندتر خندید. خندهای که بوی جنون میداد.
-میکشمت.
او فقط نفس کشید. سامین عربده زد:
-تو همین خونهباغ دفنت میکنم. اشتباه کردی اومدی. گور خودتو با دستای خودت کندی.
بعد با هر دو دست او را به عقب هل داد و با چشمانی که دیگر هیچ شباهتی به سامینِ چند ساعت قبل نداشت، فریاد کشید:
-میکشمت... من دیوونهام ... من بد دیوونهام.
https://t.me/+qSV74xlcQhs1MzQ0
#آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤
قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد...
اما عروس با لباسِ خونآلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمهی برج مراقبت دفن شد.
بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥 | 89 |
| 13 | با دو دست، سامین را از سینه عقب راند.
- من نمیدونم زنت هوس کرده اسم منو بیاره. نمیدونم سام.
سامین دوباره حمله کرد، اما هورداد این بار مچش را گرفت و محکم نگه داشت.
- چند بار باید بهت بگم؟! نمیفهمی؟ عقلتم دادی ترانه برده؟ دختره یه بار مگه ولت نکرد؟ چرا فکر میکنی بار دوم ول کردنت براش کار سختی بوده؟
هورداد مچش را رها کرد و سامین با قدمی نامتعادل عقب رفت.
-جمع کن صبح زنگ بزن به تراپیست قبلیت تا عقلتم از دست ندادی.
https://t.me/+1pwENiUyr3MxYjRk
https://t.me/+1pwENiUyr3MxYjRk
#آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤
قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد...
اما عروس با لباسِ خونآلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمهی برج مراقبت دفن شد.
بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥 | 98 |
| 14 | این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسندهی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍
🦋عروس ارشاد
https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk
🫦میراکل
https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0
🦋پاییز سبز
https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ
🫦رمان های آنلاین
https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0
🦋پناهگاه طوفان
https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh
🫦یک روز به شیدایی
https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk
🦋اینجا جای تو خالی نیست
https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk
🫦حسرت خاکعشق
https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0
🦋ازطهرانتاتهران
https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0
🫦عاشق بی گناه
https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk
🦋مهرهی برنده
https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg
🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم
https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0
🦋بنبست واهیلا
https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk
🫦خشم پنهان
https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk
🦋آسمانی به سرم نیست
https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0
🫦وکیل تسخیری
https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8
🦋غریب آشنا
https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk
🫦رمانسرای ایرانی
https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0
🦋چلهی راز و خاکستر
https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0
🫦افگار
https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk
🦋ستاره بامداد
https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0
🫦دردهای بی درمان
https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0
🦋طلوع خورشید
https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0
🫦نسیم شبانگاه
https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0
🦋عروسک آرزو
https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw
🫦او عاشقم نبود
https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8
🦋بانو دخت
https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk
🫦ستارههای نیمه شب
https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0
🦋زوج فرد
https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0
🫦همسر خطرناک
https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0
🦋دربند
https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0 | 197 |
| 15 | شرط بسته اگر بازی رو باخت براش باله برقصه؛حالا باخته!🤧
پرده ها را از هم فاصله دادم تا نور افتاب بتابد و همه چراغ ها را خاموش کردم تا لختی تنم را نبیند:
-قبول نیست من فقط سایت رو میبینم اینجوری.
برای پوشیدن لباس مخصوص به اتاقم رفتم:
-من گفتم میرقصم نگفتم که تو چه شرایطی.
علیرغم محرمیتی که بینمان بود برای اولین بار اینطور مقابلش ظاهر میشدم.
موسیقی را پخش کردم و خودم را به آن سپردم.
تکههای پایانی موسیقی بود که از سنگینی نگاهش به خود امدم.چند بار پشت سرهم روی نوک پا چرخیدم و قبل از ایستادن کاملم دست مردانهاش مرا به خود کوبید.لبی که روی لبم گذاشت فرصت هر اعتراضی را از من گرفت و نفس های داغش صورتم را به اتش کشید. وقتی که فاصله می گرفت زیر گوشم پچ زد:
-فکرکنم کمکم باید این محرمیت رو واقعیش کنیم.من دیگه طاقت این همه نداشتنت رو ندارم یاسمن
https://t.me/+vsK7AXk7NUw5MTg0 | 301 |
| 16 | #توصیه_برای_خاص_پسندان ❤️🔥 | 574 |
| 17 | #انتقام_شیرین #اجباری #بزرگسال❌ #دارک_رومنس _ترسناک
علی پسر وحــ🔥ـشی و سرمازدهای که صوفیا رو بعد از چندسال تو ویلای متروکه پیدا میکنه، برای به دست آوردنش تمام #خط_قرمزا رو رد میکنه و اونو به زور توی ویلا و کنار خودش نگه میداره و مجبورش میکنه باهاش بـ ...😱
ادامه رمــ🔥ـان ...🫦
ادامه رمــ🔥ـان ...🫦
هشدار: رمان به شدت اعتیادآوره و لینکش محدوده و بعد از یه تعدادی منقضی میشه جا نمونید ‼️ | 605 |
| 18 | #پارت_۱۹
«به اون دستای #لاکزده و ظریفت نمیومد اینقدر #وحشی باشی... ولی من عاشقِ رام کردنِ زنهای #سرکشم!»
دست پررگ و سنگینش روی شکمم جا خوش کرده بود و هرم نفسهای بم و #مردانهاش، بند بند #وجودم را میلرزاند. میخواستم فرار کنم اما #سنگینیِ بدنش، مرا روی تخت قفل کرده بود. چانهام را بین انگشتانش چلاند و انگشت شستش را با ولع روی لبهایم کشید...
— حواستو جمع کن صوفی! لو بری، کل اموالت که هیچ... خودتم باید تاوان بدی! اونم تو #آغوشِ من...
ادامهی این پارتِ فوقالعاده و خاص باز شده! تعهدی پیچیده و خشن و دختری که... ❌👇
https://t.me/+RY58vGVB4HzATDYc | 99 |
| 19 | -اخه لامصبِ بی دین!میدونی کجا زیر پام شل شد؟ کی اون بدن مثل شیشه ت شب تا صبح، صبح تا شب، وسط کار و بار و بدبختی از جلوی چشمم نرفت؟! میدونی این تن لامصب مثل حریرت کجا کا...فرم کرد؟! 😢
لبهایم را مکیدم و رها کردم، موج نازک میان ابروانم، بیقراری دلش بود، زمزمه کردم آرام و لرزان و بیجان:نه، نمیخـ… نمیخوام…بدو...نم…🕶😭
میدانست، نمیخواست او به زبان بیاورد، فربد اما دیوانه وار، بیملاحظه، بی..حیا و طغیانگر بود!
طوری نزدیک شد که ....
همه ی ماجرا از ادکلن لالیک #سیاه و جذابیت #مردونه و کامیونهای #یخچال دار و رد #کبودی روی مچ #دختر نوجوون شروع شد! دعوا سر زمین بغل حجره بازار بود اما یهو..🔥🎥🥲
https://t.me/+qPkuntM02G5iOTA0
خفنترین رمان #انتقامی #قاچاق_دختران نوجوون تو تلگرام | 117 |
| 20 | این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسندهی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍
🦋عروس ارشاد
https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk
🫦میراکل
https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0
🦋پاییز سبز
https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ
🫦رمان های آنلاین
https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0
🦋پناهگاه طوفان
https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh
🫦یک روز به شیدایی
https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk
🦋اینجا جای تو خالی نیست
https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk
🫦حسرت خاکعشق
https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0
🦋ازطهرانتاتهران
https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0
🫦عاشق بی گناه
https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk
🦋مهرهی برنده
https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg
🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم
https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0
🦋بنبست واهیلا
https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk
🫦خشم پنهان
https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk
🦋آسمانی به سرم نیست
https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0
🫦وکیل تسخیری
https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8
🦋غریب آشنا
https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk
🫦رمانسرای ایرانی
https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0
🦋چلهی راز و خاکستر
https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0
🫦افگار
https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk
🦋ستاره بامداد
https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0
🫦دردهای بی درمان
https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0
🦋طلوع خورشید
https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0
🫦نسیم شبانگاه
https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0
🦋عروسک آرزو
https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw
🫦او عاشقم نبود
https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8
🦋بانو دخت
https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk
🫦ستارههای نیمه شب
https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0
🦋زوج فرد
https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0
🫦همسر خطرناک
https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0
🦋دربند
https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0 | 564 |
