en
Feedback
رمان های آنلاین

رمان های آنلاین

Open in Telegram

کانال اصلی رمان های تکمیل شده : @romansarairani 🔊درخواست لینک رمان آنلاین 👇 https://telegram.me/harfbemanbot?start=MTE1NDM0MDEx

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel رمان های آنلاین

Channel رمان های آنلاین (@online_romans) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 12 690 subscribers, ranking 2 985 in the Books category and 25 367 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 12 690 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -37 over the last 30 days and by 6 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.05%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.18% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 260 views. Within the first day, a publication typically gains 404 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as صدا, پریا, احسان, شاهکار, وقت.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کانال اصلی رمان های تکمیل شده : @romansarairani 🔊درخواست لینک رمان آنلاین 👇 https://telegram.me/harfbemanbot?start=MTE1NDM0MDEx

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

12 690
Subscribers
+624 hours
+147 days
-3730 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+41
in 7 channels
August '26
+114
in 16 channels
Get PRO
July '26
+152
in 25 channels
Get PRO
June '26
+144
in 1 channels
Get PRO
May '26
+105
in 0 channels
Get PRO
April '26
+78
in 0 channels
Get PRO
March '26
+35
in 0 channels
Get PRO
February '26
+149
in 35 channels
Get PRO
January '26
+137
in 33 channels
Get PRO
December '25
+146
in 40 channels
Get PRO
November '25
+55
in 20 channels
Get PRO
October '25
+21
in 1 channels
Get PRO
September '25
+58
in 41 channels
Get PRO
August '25
+114
in 31 channels
Get PRO
July '25
+57
in 2 channels
Get PRO
June '25
+63
in 30 channels
Get PRO
May '25
+63
in 45 channels
Get PRO
April '25
+298
in 50 channels
Get PRO
March '25
+69
in 59 channels
Get PRO
February '25
+282
in 61 channels
Get PRO
January '25
+109
in 71 channels
Get PRO
December '24
+158
in 87 channels
Get PRO
November '24
+191
in 74 channels
Get PRO
October '24
+114
in 78 channels
Get PRO
September '24
+100
in 101 channels
Get PRO
August '24
+95
in 100 channels
Get PRO
July '24
+153
in 101 channels
Get PRO
June '24
+172
in 92 channels
Get PRO
May '24
+285
in 106 channels
Get PRO
April '24
+305
in 114 channels
Get PRO
March '24
+401
in 106 channels
Get PRO
February '24
+271
in 99 channels
Get PRO
January '24
+181
in 82 channels
Get PRO
December '23
+324
in 80 channels
Get PRO
November '23
+131
in 68 channels
Get PRO
October '23
+183
in 81 channels
Get PRO
September '23
+163
in 0 channels
Get PRO
August '23
+237
in 0 channels
Get PRO
July '23
+188
in 0 channels
Get PRO
June '23
+185
in 0 channels
Get PRO
May '23
+301
in 0 channels
Get PRO
April '23
+712
in 0 channels
Get PRO
March '23
+605
in 0 channels
Get PRO
February '23
+589
in 0 channels
Get PRO
January '23
+938
in 0 channels
Get PRO
December '22
+776
in 0 channels
Get PRO
November '22
+598
in 0 channels
Get PRO
October '22
+750
in 0 channels
Get PRO
September '22
+909
in 0 channels
Get PRO
August '22
+862
in 0 channels
Get PRO
July '22
+1 062
in 0 channels
Get PRO
June '22
+1 031
in 0 channels
Get PRO
May '22
+1 095
in 0 channels
Get PRO
April '22
+987
in 0 channels
Get PRO
March '22
+928
in 0 channels
Get PRO
February '22
+914
in 0 channels
Get PRO
January '22
+1 321
in 0 channels
Get PRO
December '21
+1 556
in 0 channels
Get PRO
November '21
+1 289
in 0 channels
Get PRO
October '21
+824
in 0 channels
Get PRO
September '21
+532
in 0 channels
Get PRO
August '21
+763
in 0 channels
Get PRO
July '21
+779
in 0 channels
Get PRO
June '21
+1 008
in 0 channels
Get PRO
May '21
+1 061
in 0 channels
Get PRO
April '21
+1 188
in 0 channels
Get PRO
March '21
+1 237
in 0 channels
Get PRO
February '21
+925
in 0 channels
Get PRO
January '21
+1 148
in 0 channels
Get PRO
December '20
+11 080
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September0
07 September+6
06 September+7
05 September+2
04 September+4
03 September0
02 September+13
01 September+9
Channel Posts
- آقا بهداد، اینه رسم جوونمردی؟! اخم کرده دستشو توی هوا تکون داد و تشر زد: - برو آدینه، برو جلوی چشمم نباش. داشتم دنبالش تندتند راه میرفتم که یکهو سر جاش ایستاد و عصبی به سمتم چرخید: - نمی‌خوام دستم روی زنی که همین دیشب بچه‌هامو از شکمش کشیدن بیرون بلند بشه. برو دلربا! اشکی روی گونه‌م چکید و قبل از اینکه ازم رو بگیره گفتم: - بخدا من بی‌تقصیرم آقا بهداد. - آدرس خونه‌ای که به نامت زدم رو دادی به داداش قرمساقت و بی‌تقصیری؟ بهت گفتم شش دنگ حواست به بچه‌های من باشه ولی پشت گوش انداختی و بی‌تقصیری؟
دلربا آدینه، زن جوون و بیوه شده‌ای که برای جور کردن مخارج زندگیش به رحم اجاره‌ای شدن رو میاره تا بتونه یه خونه برای خودش دستو پا کنه؛ اما خبر نداره که چه کلاهی سرش گذاشتن و... !
https://t.me/+8w_k45778TM2MGU8

2
عاشقش شدم. عاشق مردی که بعدها فهمیدم دوست شوهرم بوده و من از همون اول براش یک هدف بودم، نه بیشتر! https://t.me/+X_sNjU0L84M3Y2I0
129
3
-از ننه بابات و همه‌ی دنیا فرار کردی که دوباره بیای زیر سقف من؟! با بغض دستش رو گرفتم -پناه من و دوقلوهام شو. قول می‌دم خودم کار می‌کنم و خرجمونو می‌دم. فقط نذار دست کسی به من و بچه‌هام برسه. مچ دستم رو گرفت و هدایتم کرد توی خونه. -زن واقعیِ خونه‌ی من باش. نیازی نیست کار کنی. https://t.me/+zk7za_U-S6hiNzM0 وقتی همه فهمیدن حامله‌ام، مجبور شدم پناه ببرم به مرد خشن و بی‌رحمی که حامله‌ام کرده و مجبور شدم باهاش زندگی کنم و... 😱🔥
93
4
این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسنده‌ی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍 🦋عروس ارشاد https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk 🫦میراکل https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0 🦋پاییز سبز https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🫦رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🦋پناهگاه طوفان https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh 🫦یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 🦋اینجا جای تو خالی نیست https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🫦حسرت خاک‌عشق https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🦋ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🫦عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 🦋مهره‌ی برنده https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0 🦋بن‌بست‌ واهیلا https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk 🫦خشم پنهان https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk 🦋آسمانی به سرم نیست https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0 🫦وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🦋غریب آشنا https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk 🫦رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 🦋چله‌ی راز و خاکستر https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0 🫦افگار https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk 🦋ستاره بامداد https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0 🫦دردهای بی درمان https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0 🦋طلوع خورشید https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0 🫦نسیم شبانگاه https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0 🦋عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 🫦او عاشقم نبود https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8 🦋بانو دخت https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk 🫦ستاره‌های نیمه شب https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0 🦋زوج فرد https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0 🫦همسر خطرناک https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0 🦋دربند https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0
287
5
#پست244 #زنگارطلا آقا رضا نفس عمیقی کشید و در حالی که مشخص بود حال خوشی ندارد، کلافه لب زد: -منم مثل تو پسر! نمی‌دونم! آن نمی‌دانمی که گفت ته دلم را بیشتر خالی کرد. من آن لحظه بدبین‌ترین آدم دنیا بودم. لب فشردم. هر آن امکان سقوطم می‌رفت... باز زن دست به کار شد. این بار جلو رفت و ما بین آقا رضا و او قرار گرفت. براق شد در صورت اویی که با اخم‌هایی درهم و چهره‌ای برزخی خیره زن بود. -چرا از خودم نمی‌پرسی بچه خوشگل؟ خودم هی و حاضر این‌جام! نیاز به وکیل وصی هم ندارم. آره شوهرم. فواد شوهرم بود. می‌گی نه برو از اون پیرمرد بپرس! صیغه‌ش بودم. دوساله... سپس صدا روی سر انداخت و نگاه به بالا داد،  به خیال اینکه حاج فتاح طبقه‌ی بالاست... -آهای حاجی، چرا از تو سوراخ موشت نمیای بیرون؟ بیا تا بیش از این رسوای عالمت نکردم. بیا بگو شوهرمو چیکار کردی... بیا... رویا بازوام را سفت چسبید و مانع از افتادنم شد. انگار کسی مداوم با ضربات محکم پشت پاهام می‌کوبید،  که ثانیه به ثانیه زانوهایم خم می‌شد. من با تمام وجود چشم شده بودم و مات آن زن تا شاید ذره‌ای دروغ و بازی از حرکات و صحبت‌هایش حس کنم؛ اما آن دخترک مغموم و حسود درونم می‌گفت او از هر کسی راست‌گو تراست... لب زدم: -چرا؟ فکر نمی‌کردم کسی متوجه باشد؛ ولی زن در یک حرکت غافلگیرانه چرخید و چشم در چشمم شد. انگار تازه متوجه من شد. بعد از یک مکث طولانی، چشم باریک کرد و پر کینه گفت: -من تو رو می‌شناسم... تو... تو همونی که همیشه فواد می‌زدش تو سرم! یک آن تا به‌خود بیایم انگار جنون به او دست داد که به سمتم حمله‌ور شدو در همان حال با جیغ گفت: -ای دختره‌ی خراب! تو همونی که قاپ شوهرمو دزدیدی... https://t.me/+4LHeo-DBBZQzOGVk #عاشقانه #معمایی #مهیج❤️‍🔥
488
6
#توصیه_برای_خاص_پسندان❤️‍🔥
120
7
من رسام آریان، دادستان وظیفه‌شناسی که تبهکارها حتی از شنیدن اسمم وحشت دارن؛ ده سال پیش مجبور شدم به خاطر محافظت از خانواده‌ام اونا رو رها کنم. حالا بعد از سال‌ها برگشتم اما سَروین، تنها عشق زندگیم؛ مادر بچه‌هام، دیگه منو نمی‌خواد... دخترم هم دیگه بهم نگاه نمیکنه! من مطمئنم خانواده‌ام دارن یه رازی رو از من پنهان می‌کنن و من هرطور شده باید ازش سَر دربیارم... من نیومدم که جا بزنم! اومدم که بمونم! اومدم که خانواده‌ام رو دوباره بسازم و یک بار دیگه تو قلب دختر و زنم جا باز کنم! اومدم روزگار کسایی که یه زمانی به خانواده‌ام آسیب زدن رو سیاه کنم...! https://t.me/+dacrmZEFeYhmNTY0
162
8
-کجا میخوای بری با این حالت بردیا؟ زخمت سر باز میکنه... گونه‌هایم موقع گفتن این حرف گل‌ انداخته و مردمک‌هایم میلرزید. نگرانش بودم! میترسیدم زخمش عفونت کند. همین حالا هم عرق سرد بر پیشانی اش نشسته بود. صدایش از درد لرزید: -گور بابای زخم من حالم خوب نیست! گر گرفته لب گزیدم: -بخاطر همین میگم بزار خوب شدی با حال خوب برو... دست روی لبم گذاشت: -حال بدم بخاطر توئه نه زخم... عشقت داره منو دیوونه میکنه آرام! https://t.me/+6l4FUSr_oM4yOGJk
113
9
-بذارم زمین، سنگینم بردیا... دخترک را چند بار میان دستانش بالا و پایین کرد: -من سه برابر وزن تو جلو بازو میزنم بچه! آرام که زمزمه‌ی بردیا را نشنید، لب‌هایش را سمت گوش مرد کشاند و پرسید: -چی گفتی؟ بردیا کلافه از گرمای نفس‌هایش، قدم‌هایش را سریع‌تر برداشت: -گفتم کم وول بخور تا بریم خونه بخوابی الکل بپره از سرت دفعه آخرتم بود اینهمه‌ خوردی! -اصلا توجه نمیکنی بهم! انگار نه انگار همسایه بغلیمی دریغ از یه بوس! مرد دخترک را روی زمین گذاشت و خندید: -مچت رو گرفتم پس بالاخره اعتراف کردی توام منو دوست داری خانوم پرستار سرتق! چانه‌اش را بالا کشید و کام عمیقی از لب‌هایش گرفت.... https://t.me/+VSDMgcQQ3eAxNTVk
85
10
این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسنده‌ی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍 🦋عروس ارشاد https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk 🫦میراکل https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0 🦋پاییز سبز https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🫦رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🦋پناهگاه طوفان https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh 🫦یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 🦋اینجا جای تو خالی نیست https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🫦حسرت خاک‌عشق https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🦋ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🫦عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 🦋مهره‌ی برنده https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0 🦋بن‌بست‌ واهیلا https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk 🫦خشم پنهان https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk 🦋آسمانی به سرم نیست https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0 🫦وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🦋غریب آشنا https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk 🫦رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 🦋چله‌ی راز و خاکستر https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0 🫦افگار https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk 🦋ستاره بامداد https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0 🫦دردهای بی درمان https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0 🦋طلوع خورشید https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0 🫦نسیم شبانگاه https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0 🦋عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 🫦او عاشقم نبود https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8 🦋بانو دخت https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk 🫦ستاره‌های نیمه شب https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0 🦋زوج فرد https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0 🫦همسر خطرناک https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0 🦋دربند https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0
289
11
- چرا گفت نه؟ سؤالش ناله بود تا پرسش. چشم از مرد برنداشت و با صدایی که از شدت گریه می‌لرزید، گفت: - لال شدی؟ او پلک بست. - نمی‌دونم... مریم‌خانم اما انگار توان شنیدن نداشت. - دروغ می‌گی... دروغ می‌گی... اشک‌هایش بی‌وقفه پایین می‌آمد. - چه بلایی سر دخترم آوردی؟ هان؟ چه غلطی کردی که جواب رد داد؟ چشم‌های مرد هم از شدت گریه سرخ شده بود.اما مریم‌ رو به همسرش برگشت و هق‌هق‌کنان گفت: - گفتم من به فامیل دختر نمی‌دم... گفتی از خودمونه... گفتی پیش خودمون بزرگ شده... چی شد؟ هان؟ https://t.me/+qSV74xlcQhs1MzQ0 #آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤 قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد... اما عروس با لباسِ خون‌آلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمه‌ی برج مراقبت دفن شد. بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥
123
12
-حرومزاده، ربط تو به زن من چیه؟ می‌خندی؟ خندید.بلندتر خندید. خنده‌ای که بوی جنون می‌داد. -می‌کشمت. او فقط نفس کشید. سامین عربده زد: -تو همین خونه‌باغ دفنت می‌کنم. اشتباه کردی اومدی. گور خودتو با دستای خودت کندی. بعد با هر دو دست او را به عقب هل داد و با چشمانی که دیگر هیچ شباهتی به سامینِ چند ساعت قبل نداشت، فریاد کشید: -می‌کشمت... من دیوونه‌ام ... من بد دیوونه‌ام. https://t.me/+qSV74xlcQhs1MzQ0 #آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤 قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد... اما عروس با لباسِ خون‌آلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمه‌ی برج مراقبت دفن شد. بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥
89
13
با دو دست، سامین را از سینه عقب راند. - من نمی‌دونم زنت هوس کرده اسم منو بیاره. نمی‌دونم سام. سامین دوباره حمله کرد، اما هورداد این بار مچش را گرفت و محکم نگه داشت. - چند بار باید بهت بگم؟! نمی‌فهمی؟ عقلتم دادی ترانه برده؟ دختره یه بار مگه ولت نکرد؟ چرا فکر می‌کنی بار دوم ول کردنت براش کار سختی بوده؟ هورداد مچش را رها کرد و سامین با قدمی نامتعادل عقب رفت. -جمع کن صبح زنگ بزن به تراپیست قبلیت تا عقلتم از دست ندادی. https://t.me/+1pwENiUyr3MxYjRk https://t.me/+1pwENiUyr3MxYjRk #آخرین_تماس_برج_مراقبت 🌤 قرار بود پایان آن شب، یک «بله» باشد... اما عروس با لباسِ خون‌آلود ماند، یک تماس هرگز نرسید، و رازی در آخرین مکالمه‌ی برج مراقبت دفن شد. بعضی پروازها، بازگشتی ندارند.🔥🔥
98
14
این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسنده‌ی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍 🦋عروس ارشاد https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk 🫦میراکل https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0 🦋پاییز سبز https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🫦رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🦋پناهگاه طوفان https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh 🫦یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 🦋اینجا جای تو خالی نیست https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🫦حسرت خاک‌عشق https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🦋ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🫦عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 🦋مهره‌ی برنده https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0 🦋بن‌بست‌ واهیلا https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk 🫦خشم پنهان https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk 🦋آسمانی به سرم نیست https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0 🫦وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🦋غریب آشنا https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk 🫦رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 🦋چله‌ی راز و خاکستر https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0 🫦افگار https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk 🦋ستاره بامداد https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0 🫦دردهای بی درمان https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0 🦋طلوع خورشید https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0 🫦نسیم شبانگاه https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0 🦋عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 🫦او عاشقم نبود https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8 🦋بانو دخت https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk 🫦ستاره‌های نیمه شب https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0 🦋زوج فرد https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0 🫦همسر خطرناک https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0 🦋دربند https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0
197
15
شرط بسته اگر بازی رو باخت براش باله برقصه؛حالا باخته!🤧 پرده ها را از هم فاصله دادم تا نور افتاب بتابد و همه چراغ ها را خاموش کردم تا لختی تنم را نبیند: -قبول نیست من فقط سایت رو میبینم اینجوری. برای پوشیدن لباس مخصوص به اتاقم رفتم: -من گفتم میرقصم نگفتم که تو چه شرایطی. علیرغم محرمیتی که بین‌مان بود برای اولین بار اینطور مقابلش ظاهر میشدم. موسیقی را پخش کردم و خودم را به آن سپردم. تکه‌های پایانی موسیقی بود که از سنگینی نگاهش به خود امدم.چند بار پشت سرهم روی نوک پا چرخیدم و قبل از ایستادن کاملم دست مردانه‌اش مرا به خود کوبید.لبی که روی لبم گذاشت فرصت هر اعتراضی را از من گرفت و نفس های داغش صورتم را به اتش کشید. وقتی که فاصله می گرفت زیر گوشم پچ زد: -فکرکنم کم‌کم باید این محرمیت رو واقعیش کنیم.من دیگه طاقت این همه نداشتنت رو ندارم یاسمن https://t.me/+vsK7AXk7NUw5MTg0
301
16
#توصیه_برای_خاص_پسندان ❤️‍🔥
574
17
#انتقام_شیرین #اجباری #بزرگسال❌ #دارک_رومنس _ترسناک ​علی پسر وحــ🔥ـشی و سرمازده‌ای که صوفیا رو بعد از چندسال تو ویلای متروکه پیدا می‌کنه، برای به دست آوردنش تمام #خط_قرمزا رو رد می‌کنه و اونو به زور توی ویلا و کنار خودش نگه می‌داره و مجبورش می‌کنه باهاش بـ ...😱 ​ادامه رمــ🔥ـان ...🫦 ادامه رمــ🔥ـان ...🫦 ​هشدار: رمان به شدت اعتیادآوره و لینکش محدوده و بعد از یه تعدادی منقضی میشه جا نمونید ‼️
605
18
#پارت_۱۹ «به اون دستای #لاکزده و ظریفت نمیومد این‌قدر #وحشی باشی... ولی من عاشقِ رام کردنِ زن‌های #سرکشم!» ​دست پررگ و سنگینش روی شکمم جا خوش کرده بود و هرم نفس‌های بم و #مردانه‌اش، بند بند #وجودم را می‌لرزاند. می‌خواستم فرار کنم اما #سنگینیِ بدنش، مرا روی تخت قفل کرده بود. چانه‌ام را بین انگشتانش چلاند و انگشت شستش را با ولع روی لب‌هایم کشید... — حواستو جمع کن صوفی! لو بری، کل اموالت که هیچ... خودتم باید تاوان بدی! اونم تو #آغوشِ من... ​ادامه‌ی این پارتِ فوق‌العاده و خاص باز شده! تعهدی پیچیده و خشن و دختری که... ❌👇 https://t.me/+RY58vGVB4HzATDYc
99
19
-اخه لامصبِ بی دین!می‌دونی کجا زیر پام شل شد؟ کی اون بدن مثل شیشه ت شب تا صبح، صبح تا شب، وسط کار و بار و بدبختی از جلوی چشمم نرفت؟! می‌دونی این تن لامصب مثل حریرت کجا کا...فرم کرد؟! 😢 لبهایم را مکیدم و رها کردم، موج نازک میان ابروانم، بی‌قرار‌ی دلش بود، زمزمه کردم آرام و لرزان و بی‌جان:نه، نمی‌خـ… نمی‌خوام…بدو...نم…🕶😭 می‌دانست، نمی‌خواست او به زبان بیاورد، فربد اما دیوانه وار، بی‌ملاحظه، بی‌..حیا و طغیان‌گر بود! طوری نزدیک شد که .... همه ی ماجرا از ادکلن لالیک #سیاه و جذابیت #مردونه و کامیونهای #یخچال دار و رد #کبودی روی مچ #دختر نوجوون شروع شد! دعوا سر زمین بغل حجره بازار بود اما یهو..🔥🎥🥲 https://t.me/+qPkuntM02G5iOTA0 خفنترین رمان #انتقامی #قاچاق_دختران نوجوون تو تلگرام
117
20
این لیست پر و پیمون، به انتخاب چند نویسنده‌ی چاپی تهیه شده. از دستشون ندید😍 🦋عروس ارشاد https://t.me/+neGmCQWt0glhMjFk 🫦میراکل https://t.me/+KSamojfqnT8xZjI0 🦋پاییز سبز https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🫦رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🦋پناهگاه طوفان https://t.me/+LL9EYHFKL6RiZDdh 🫦یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 🦋اینجا جای تو خالی نیست https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🫦حسرت خاک‌عشق https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🦋ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🫦عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 🦋مهره‌ی برنده https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🫦ازتوچه پنهان عاشقت بودم https://t.me/+TjPXPvAGWBBkMDQ0 🦋بن‌بست‌ واهیلا https://t.me/+87_mOElBthw1MWJk 🫦خشم پنهان https://t.me/+CN_lC7OTC2EyNmFk 🦋آسمانی به سرم نیست https://t.me/+Kih-9hX13HAxMWQ0 🫦وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🦋غریب آشنا https://t.me/+_dji7xjn9YplZWRk 🫦رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 🦋چله‌ی راز و خاکستر https://t.me/+edM1ZIN2EFRhNTk0 🫦افگار https://t.me/+gc2B3OfKJ1s1M2Zk 🦋ستاره بامداد https://t.me/+W-j-duOmcjYwNzU0 🫦دردهای بی درمان https://t.me/+_ECbRZlewuA4NmU0 🦋طلوع خورشید https://t.me/+eb_v_wUuHkllMGM0 🫦نسیم شبانگاه https://t.me/+9AE-WppQfwUxMjc0 🦋عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 🫦او عاشقم نبود https://t.me/+s8qg_yc05A8wNjg8 🦋بانو دخت https://t.me/+2ViyJkW8APo3ODJk 🫦ستاره‌های نیمه شب https://t.me/+aZABFAIunFIxNjU0 🦋زوج فرد https://t.me/+UL754VxEvYoyNDQ0 🫦همسر خطرناک https://t.me/+4dJTLl9QTEhjMjc0 🦋دربند https://t.me/+JMkuGilGZDE5OWE0
564