en
Feedback
" دو خط شعر "

" دو خط شعر "

Open in Telegram

‎#مولانا‌علی💙 ‎کلاف شعر دارم، ‎سالها کارم غزل بافی‌ست ‎دراین بازار آشفته، ‎علی تحسین کند کافی‌‌ست ‎⚠️ کپی به هر نحوی حلال است ‎💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : ‌‏ instagram.com/dokhat_sher ‎📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel " دو خط شعر "

Channel " دو خط شعر " (@dokhat_sher) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 389 subscribers, ranking 6 508 in the Religion & Spirituality category and 24 213 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 389 subscribers.

According to the latest data from 06 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 169 over the last 30 days and by 10 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 13.66%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.56% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 828 views. Within the first day, a publication typically gains 1 012 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 35.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as نجف, حیدر, السلام, کس, بوسه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
‎#مولانا‌علی💙 ‎کلاف شعر دارم، ‎سالها کارم غزل بافی‌ست ‎دراین بازار آشفته، ‎علی تحسین کند کافی‌‌ست ‎⚠️ کپی به هر نحوی حلال است ‎💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : ‌‏ instagram.com/dokhat_sher ‎📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.

13 389
Subscribers
+1024 hours
+357 days
+16930 days
Posts Archive
#یا‌معز‌المومنین‌یا‌حسن‌بن‌علی💚 به نام نامی رب الحسن به نام حسن قلم قیام نموده به احترام حسن درون صفحه ی تاریخ هرکجا دیدی نو
+7
#یا‌معز‌المومنین‌یا‌حسن‌بن‌علی💚 به نام نامی رب الحسن به نام حسن قلم قیام نموده به احترام حسن درون صفحه ی تاریخ هرکجا دیدی نوشته صلح ولیکن بخوان قیام حسن چراکه بوده قیامش قیام عاشورا وقاسمش شده یاد آور مقام حسن به قلب معرکه آمد، رجز که میخواند هرآنکه بوده مقابل ذلیل و رامِ حسن به ساز نحس شیاطین کسی چو میرقصد زمین زند شترش را خدا به نام حسن ازین معاویه ها بوده و کماکان هست حلال زاده فقط میشود غلام حسن به وز وز مگسان، عو عو سگانِ کثیف که کم نمیشود از هیبت و مرامِ حسن خداروشکر ازین نان و نطفه های حلال که خاک پای شما گشته ایم امامِ حسن
#بهگل‌انتظاری

🗓در ۲۵ ربیع‌الاول، معز المؤمنین، امام حسن💐، با معاویه طبق شروطی صلح کرد. #برگی_از_تاریخ @ImamAliNetFA🔸🔸🔸🔸

مطالب بالا چندین ساعت وقت گرفته و درسته یکم طولانیه ولی نهایت چند دقیقه از وقت گران‌بهای شمارو میگیره، منت بذارید بخونید.. قول میدم بعد از خوندنش دلتون بشه پر از شعف ایشالا همین جمع یه یکشنبه‌ای قسمت بشه بریم نجف🍇

پس مقصود از اجتماع صفات متضاد در امیرالمؤمنین علیه‌السلام این نیست که نعوذبالله حضرت دارای تناقض اخلاقی بوده‌اند؛ مثلاً روزی مهربان و روزی ظالم، یا زمانی متواضع و زمانی متکبر. بلکه عظمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این است که فقط شجاع نبود، فقط عابد نبود، فقط مهربان نبود و فقط قدرتمند نبود؛ بلکه همه‌ی این کمالات را با یکدیگر و هر صفت را دقیقاً در جای صحیح خود داشت. جایی که باید در برابر ظلم محکم ایستاد، از همه محکم‌تر بود؛ و جایی که باید با مردم مهربان بود، از همه مهربان‌تر. در برابر دشمن، شجاع؛ در برابر یتیم، رقیق‌القلب؛ در حکومت، مقتدر؛ در زندگی شخصی، متواضع؛ در برابر حق، سازش‌ناپذیر؛ و در برابر حق شخصی خود، اهل عفو و گذشت... قرار گرفتن هر کمال در نهایت اعتدال و در جایگاه درست خود... این‌ها تنها شمه‌ای است از معنای جامع اضداد بودن امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ آن‌قدر که عقل محدود آدمی می‌تواند از وسعت نامحدود صفات و کمالات ایشان بفهمد و سعی کند به زبان بیاورد. وگرنه حقیقت آن مقام، فراتر از احاطه‌ی فهم و وصف ماست... کسی غیر از خدا و مصطفی نشناخت حیدر را...
نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی...
یاعلی مدد🙌🍇

🔸 تضاد ظاهری دیگر، جمع میان عظمت و تواضع است. حضرت از نظر نسب، علم، شجاعت، سابقه در اسلام و جایگاه نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در مرتبه‌ای بسیار بلند قرار داشتند؛ اما با همه‌ی این عظمت، از متواضع‌ترین مردم بودند. برخلاف بسیاری از اهل سیاست و خلافت که قدرت در آنان تکبر، تبختر، بزرگ‌منشی و بلندپروازی ایجاد می‌کند، حکومت هیچ تغییری در اخلاق امیرالمؤمنین علیه‌السلام به وجود نیاورد. چگونه ریاست اخلاق او را تغییر دهد، در حالی که او همیشه رئیس بود؟ و چگونه امارت سجیه‌ی او را دگرگون کند، در حالی که همواره امیر بود؟ برای همین، احمد بن حنبل درباره‌ی ایشان جمله‌ی معروفی دارد: «خلافت، علی را زینت نداد؛ علی خلافت را زینت داد.» امیرالمؤمنین علیه‌السلام سلطان عالم بود، اما کفشی به پا می‌کرد که بارها آن را نزد پینه‌دوز برده بود. خود حضرت می‌فرمودند آن‌قدر این کفش را برای پینه زدن داده‌ام که دیگر خجالت می‌کشم آن را نزد پینه‌دوز ببرم!
نه در کاخ و نه در حجره، نه پشت میزها گم بود علی با کفش‌های وصله‌دارش بین مردم بود کسی که جلوه‌ی اخم خداوند است اخم او به روی مستمندان صورتش غرق تبسم بود...
🔹 نمونه‌ی دیگر، جمع میان قدرت و بخشش است. معمولاً کسی که در جنگ بسیار قدرتمند است و دشمنان فراوانی از او ضربه خورده‌اند، وقتی بر آنان پیروز می‌شود به سختی انتقام می‌گیرد. اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی دشمن شکست می‌خورد، در بسیاری از موارد اهل عفو و گذشت بود؛ نمونه‌ی روشن آن، رفتار حضرت پس از جنگ جمل است. یعنی همان کسی که در میدان نبرد با تمام قاطعیت می‌ایستاد، هنگامی که مسئله به انتقام شخصی می‌رسید، بر خشم خود مسلط می‌شد. همین‌گونه، شجاعت و سخاوت نیز در وجود ایشان با یکدیگر جمع شده بود. بسیاری از جنگاوران مشهور تاریخ، با وجود شجاعت، در مال دنیا حریص یا بخیل بوده‌اند؛ مانند طلحه و زبیر که مردانی شجاع بودند، اما در مال دنیا حرص فراوان داشتند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام، در همان حال که در شجاعت بی‌نظیر بود، در بخشندگی نیز زبانزد بود؛ حتی در صحنه‌ی جنگ. نقل شده است که حضرت امیر علیه‌السلام در یکی از جنگ‌ها مشغول مبارزه با مردی مشرک بود. آن مرد در اثنای جنگ گفت: «ای علی! شمشیرت را به من ببخش!» حضرت شمشیر خود را به او داد. مرد مشرک با تعجب گفت: «از تو ای پسر ابی‌طالب در شگفتم! در چنین موقعیتی شمشیرت را به دشمن می‌دهی؟» حضرت فرمود: «تو دست تقاضا دراز کردی و رد کردن درخواستِ سائل از شیوه‌ی کرم دور است.» مرد مشرک از اسب پیاده شد و گفت: «این روش اهل دیانت است.» سپس پای مبارک حضرت را بوسید و ایمان آورد.
صدای هر تپش قلب عاشقم حیدر علی‌الدوام به قربان نفس پیغمبر فدای آن‌که ببخشد به دشمنش شمشیر و آن‌که بین رکوعش ببخشد انگشتر...
💠 صفی‌الدین حلّی، شاعر شیعی حدود هفتصد سال پیش، در قصیده‌ی مشهور خود همین ویژگی جامع اضداد امیرالمؤمنین علیه‌السلام را چنین توصیف کرده است: جُمِعَت في صِفاتِكَ الأَضدادُ فَلِهَذا عَزَّت لَكَ الأَندادُ زاهِدٌ حاكِمٌ حَليمٌ شُجاعٌ ناسِكٌ فاتِكٌ فَقيرٌ جَوادُ شِيَمٌ ما جُمِعنَ في بَشَرٍ قَطّ وَلا حازَ مِثلَهُنَّ العِبادُ خُلُقٌ يُخجِلُ النَّسيمَ مِنَ العَطفِ وَبَأسٌ يَذوبُ مِنهُ الجَمادُ یعنی: ای امیرالمؤمنین! شما اوصافی دارید که در ظاهر با یکدیگر در تضاد هستند و هرکه بخواهد با تو رقابت کند بدبخت می‌شود. شما حاکمی است مقتدر و سلطانی با عزّت، اما در عین حال عابد و اهل عبادت. ناسک هستی و در عین حال میدان‌دار. فقیری است، ولی در عین فقر، جواد و بخشنده. {فقط آن زمان که چیزی داشت بخشنده نبود؛ بلکه وقتی نداشت، از غذای کودک خود گذشت و آن را به نیازمند داد، و در شأن ایشان آیه نازل شد} شما چنان اخلاقی لطیف و ملایم داری که نسیم از لطافت آن شرمنده می‌شود و در عین حال چنان هیبت و صلابتی داری که از شدت آن، جمادات ذوب می‌شوند. ❤️‍🔥 قاضی نورالله شوشتری نیز در کتاب مجالس المؤمنین، پس از نقل این اشعار، درباره‌ی اجتماع صفات متضاد در امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گوید: «استجماع امیرالمؤمنین علیه‌السلام به صفات متضادّه، بر اساس تشبّه آن حضرت به جناب حقّ تعالى است در وسعت كمال و احاطۀ او كه منحصر به طرفى از اضداد و مقيّد به جانبى نيست، بلكه مقتضى تعانق اطراف و جامعيّت اضداد است؛ زيرا در نزد اهل تحقيق مقرّر است كه كمال هر صفتى در آن است كه با ضدّ خود معانق و مشابک گردد؛ چنانكه در عقد فرائد الاسماء الحسنى مشاهده مى‌رود و هو الاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن پس به اعتبارات مختلفه وصف خداى متعال و متشبّهان او در صفات كمال...» ادامه👇

#جامع_اضداد؛ جلوه‌ای از عظمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از عجائب امیرالمؤمنین علیه‌السلام، آن ویژگی‌هایی است که اختصاص به خود ایشان داشته و کسی نتوانسته است در آن‌ها با حضرت مشارکت کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام ویژگی‌هایی را در بالاترین درجه با یکدیگر جمع کرده بودند که معمولاً در انسان‌ها کنار هم قرار نمی‌گیرند و حتی در ظاهر، متضاد به نظر می‌رسند.
عالِم به علم‌های جَلی و غریبه بود او مظهر تمام صفات عجیبه بود...
🔹 معمولاً کسانی که در جنگ‌ها خیلی شجاع هستند و باقدرت آدم می‌کشند، آدم‌های مهربانی نیستند و خشن، تندخو و سخت‌دل هستند، و آدم‌هایی که خیلی مهربان هستند و اهل یتیم‌نوازی و کار خیر هستند، مرد میدان نبرد و شمشیر کشیدن بین دویست هزار رزمنده نیستند. اما در ارتباط با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام این قضیه متفاوت است. در میدان جنگ، فوق‌العاده شجاع و نیرومند بودند. وقتی صدای امیرالمؤمنین علیه‌السلام در میدان‌های نبرد بلند می‌شد، دل و زهره‌ی قهرمانان آب می‌گردید و لرزه بر ارکان وجود آنان می‌افتاد و مشرکان به یکدیگر وصیت میکردند. در جنگ‌های جمل و صفین، غالب اوقات یک‌تنه بر سپاهیان مخالف می‌زد و صفوف آنان را متلاشی و پراکنده می‌ساخت. ابن ابی‌الحدید می‌گوید: «هیچ مبارزی از دست او جان سالم به در نبرد و شمشیری نزد که احتیاج به دومی داشته باشد؛ و هر رزمجوی دلاوری را که می‌کشت، تکبیر می‌گفت و در لیلةالهریر، شماره‌ی تکبیراتش به ۵۲۳ رسید و معلوم گردید که ۵۲۳ نفر از ابطال نامی را در آن شب به دیار عدم فرستاده است.» اما همین مردِ میدان جنگ، در عین حال دلی بسیار لطیف و مهربان داشت؛ اهل گریه، عبادت، زهد و یتیم‌نوازی بود. ایشان نزد کودکان یتیم می‌رفت، با آنان بازی می‌کرد و کودکان را بر پشت خود سوار می‌کرد تا آن‌ها را بخنداند و خوشحال کند. قنبر با دیدن این صحنه تعجب کرد و با خود گفت: «آیا این مرد همان شکننده‌ی درِ خیبر است؟ آیا او قاتل مرحب است؟» و همین امیرالمؤمنین علیه‌السلام با دست خود به یتیمان عسل می‌خوراند؛ تا آنجا که یکی از یاران حضرت، با دیدن این صحنه گفت: «ای کاش من هم یتیم بودم.»
وقت پیکار شیر میدان است او که هم‌بازی یتیمان است...
اخمی نمود و تازه پدیدار شد جحیم هر ضربتش چنان قدمش بود مستقیم شاهی که کودکانه یتیمان کِشد به دوش جنگاورانه دشمن خود را کند دو نیم...
🔸 نمونه‌ی دیگر این جامعیت را می‌توان در زهد و عبادت حضرت در کنار حضور بی‌مانند ایشان در میدان‌های اجتماع و نبرد دید. وقتی خطبه‌های زاهدانه و موعظه‌های ایشان را می‌خوانی، اگر ندانی گوینده‌ی این سخنان چه کسی است، ممکن است تصور کنی این کلمات از زبان زاهدی صادر شده که جز زهد بهره‌ای نداشته و غیر از عبادت شغلی نداشته است؛ کسی که همیشه سر در خانه‌ای شکسته و بیغوله‌ای فرو برده یا در دامنه‌ی کوهی سکونت گزیده، با کسی رفت‌وآمد نداشته و جز نفس و خلوت خود چیزی ندیده است. انسان به سختی می‌تواند باور کند که همین مواعظ و سخنان، کلام کسی است که در دریای جنگ فرو می‌رفته، با شمشیر برّان گردن گردن‌کشان روزگار را می‌زده، شجاعان عالم را به خاک و خون می‌کشیده و از دم شمشیرش خون می‌چکیده است. با این حال، همین شخص از زاهدترین مردمان روزگار بود و در عین آن همه صلابت و قدرت، اخلاقش از بسیاری از مردم لطیف‌تر، چهره‌اش گشاده‌تر، صورتش نورانی‌تر و تبسم و لبخندش بیشتر بود. در وجود حضرت، آن گرفتگی و خشونتی که انسان را از صاحبش گریزان کند دیده نمی‌شد؛ نه انقباض چهره‌ای موحش، نه خلقی زننده و نه آن غلظت و تندخویی‌ای که نفس از آن متنفر و دل از آن مکدر شود.
سپاهِ پلک‌هایش چند لشکر را تکان می‌داد علی با خطبه‌خوانی قلب منبر را تکان می‌داد به یک ضربه سرش را می‌برید از تن به آسانی به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می‌داد...
🔹 از سوی دیگر، معمولاً کسانی که اهل زهد و عبادت بسیارند، ممکن است جدی، گرفته و کم‌معاشرت باشند؛ اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام با وجود آن همه عبادت و زهد، خوش‌رو، خوش‌اخلاق، اهل لبخند و معاشرت بود. تا آنجا که دشمنان حضرت، وقتی عیبی در ایشان پیدا نمی‌کردند، همین خوش‌رویی و مزاح حضرت را بهانه قرار می‌دادند و می‌گفتند علی زیاد شوخی می‌کند و برای خلافت مناسب نیست! ضرار نیز درباره‌ی حضرت می‌گوید: «ما در برابر او چون گنجشکی در برابر شیر شرزه بودیم؛ اما از مادر به ما مهربان‌تر بود.» از عجائب شخصیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است: هیبتی که مردان بزرگ در برابرش خود را کوچک می‌دیدند، در کنار مهربانی‌ای که از مهر مادر بیشتر توصیف شده است. ادامه👇

#جامع_اضداد؛ جلوه‌ای از عظمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از عجائب امیرالمؤمنین علیه‌السلام، آن ویژگی‌هایی است که اختصاص به خود ایشان داشته و کسی نتوانسته است در آن‌ها با حضرت مشارکت کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام ویژگی‌هایی را در بالاترین درجه با یکدیگر جمع کرده بودند که معمولاً در انسان‌ها کنار هم قرار نمی‌گیرند و حتی در ظاهر، متضاد به نظر می‌رسند.
عالِم به علم‌های جَلی و غریبه بود او مظهر تمام صفات عجیبه بود...
🔹 معمولاً کسانی که در جنگ‌ها خیلی شجاع هستند و باقدرت آدم می‌کشند، آدم‌های مهربانی نیستند و خشن، تندخو و سخت‌دل هستند، و آدم‌هایی که خیلی مهربان هستند و اهل یتیم‌نوازی و کار خیر هستند، مرد میدان نبرد و شمشیر کشیدن بین دویست هزار رزمنده نیستند. اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هر دو صفت را در بالاترین مرتبه با یکدیگر داشتند. در میدان جنگ، فوق‌العاده شجاع و نیرومند بودند. وقتی صدای امیرالمؤمنین علیه‌السلام در میدان‌های نبرد بلند می‌شد، دل و زهره‌ی قهرمانان آب می‌گردید و لرزه بر ارکان وجود آنان می‌افتاد. در جنگ‌های جمل و صفین، غالب اوقات یک‌تنه بر سپاهیان مخالف می‌زد و صفوف آنان را متلاشی و پراکنده می‌ساخت. ابن ابی‌الحدید می‌گوید: «هیچ مبارزی از دست او جان سالم به در نبرد و شمشیری نزد که احتیاج به دومی داشته باشد؛ و هر رزمجوی دلاوری را که می‌کشت، تکبیر می‌گفت و در لیلةالهریر، شماره‌ی تکبیراتش به ۵۲۳ رسید و معلوم گردید که ۵۲۳ نفر از ابطال نامی را در آن شب به دیار عدم فرستاده است.» اما همین مردِ میدان جنگ، در عین حال دلی بسیار لطیف و مهربان داشت؛ اهل گریه، عبادت، زهد و یتیم‌نوازی بود. ایشان نزد کودکان یتیم می‌رفت، با آنان بازی می‌کرد و کودکان را بر پشت خود سوار می‌کرد تا آن‌ها را بخنداند و خوشحال کند. قنبر با دیدن این صحنه تعجب کرد و با خود گفت: «آیا این مرد همان شکننده‌ی درِ خیبر است؟ آیا او قاتل مرحب است؟» و همین امیرالمؤمنین علیه‌السلام با دست خود به یتیمان عسل می‌خوراند؛ تا آنجا که یکی از یاران حضرت، با دیدن این صحنه گفت: «ای کاش من هم یتیم بودم.»
وقت پیکار شیر میدان است او که هم‌بازی یتیمان است...
اخمی نمود و تازه پدیدار شد جحیم هر ضربتش چنان قدمش بود مستقیم شاهی که کودکانه یتیمان کِشد به دوش جنگاورانه دشمن خود را کند دو نیم...
🔸 نمونه‌ی دیگر این جامعیت را می‌توان در زهد و عبادت حضرت در کنار حضور بی‌مانند ایشان در میدان‌های اجتماع و نبرد دید. وقتی خطبه‌های زاهدانه و موعظه‌های ایشان را می‌خوانی، اگر ندانی گوینده‌ی این سخنان چه کسی است، ممکن است تصور کنی این کلمات از زبان زاهدی صادر شده که جز زهد بهره‌ای نداشته و غیر از عبادت شغلی نداشته است؛ کسی که همیشه سر در خانه‌ای شکسته و بیغوله‌ای فرو برده یا در دامنه‌ی کوهی سکونت گزیده، با کسی رفت‌وآمد نداشته و جز نفس و خلوت خود چیزی ندیده است. انسان به سختی می‌تواند باور کند که همین مواعظ و سخنان، کلام کسی است که در دریای جنگ فرو می‌رفته، با شمشیر برّان گردن گردن‌کشان روزگار را می‌زده، شجاعان عالم را به خاک و خون می‌کشیده و از دم شمشیرش خون می‌چکیده است. با این حال، همین شخص از زاهدترین مردمان روزگار بود و در عین آن همه صلابت و قدرت، اخلاقش از بسیاری از مردم لطیف‌تر، چهره‌اش گشاده‌تر، صورتش نورانی‌تر و تبسم و لبخندش بیشتر بود. در وجود حضرت، آن گرفتگی و خشونتی که انسان را از صاحبش گریزان کند دیده نمی‌شد؛ نه انقباض چهره‌ای موحش، نه خلقی زننده و نه آن غلظت و تندخویی‌ای که نفس از آن متنفر و دل از آن مکدر شود.
سپاهِ پلک‌هایش چند لشکر را تکان می‌داد علی با خطبه‌خوانی قلب منبر را تکان می‌داد به یک ضربه سرش را می‌برید از تن به آسانی به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می‌داد...
🔹 از سوی دیگر، معمولاً کسانی که اهل زهد و عبادت بسیارند، ممکن است جدی، گرفته و کم‌معاشرت باشند؛ اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام با وجود آن همه عبادت و زهد، خوش‌رو، خوش‌اخلاق، اهل لبخند و معاشرت بود. تا آنجا که دشمنان حضرت، وقتی عیبی در ایشان پیدا نمی‌کردند، همین خوش‌رویی و مزاح حضرت را بهانه قرار می‌دادند و می‌گفتند علی زیاد شوخی می‌کند و برای خلافت مناسب نیست! ضرار نیز درباره‌ی حضرت می‌گوید: «ما در برابر او چون گنجشکی در برابر شیر شرزه بودیم؛ اما از مادر به ما مهربان‌تر بود.» از عجائب شخصیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است: هیبتی که مردان بزرگ در برابرش خود را کوچک می‌دیدند، در کنار مهربانی‌ای که از مهر مادر بیشتر توصیف شده است. ادامه👇

مطالب پایینو اگه نخونید ناراحت میشم💔

#یکشنبه‌های‌علوی🍇 «جُمِعَت فی صِفاتِکَ الأَضداد»

همه‌ی این مطالب مقدمه‌ای بود تا برسیم به یک ویژگی شگفت‌ انگیز در شخصیت امیرالمومنین علیه‌السلام: جامعِ اضداد بودن و اجتماعِ صفاتِ متضاد در وجود ایشان. صفی‌الدین حلّی(ره) حدود هفتصد سال پیش، در شعری خطاب به امیرالمومنین(ع) می‌گوید: «جُمِعَتْ فِی صِفَاتِکَ الأَضدَاد» اما این تعبیر دقیقاً یعنی چه؟ آیا نعوذبالله منظور این است که در شخصیت امیرالمومنین(ع) تناقضی وجود داشته؟ یا جمع اضداد در امیرالمومنین (ع) معنای عمیق ‌تر و متفاوتی دارد؟

مطروحه علوی🍇❤️‍🔥 قلم که در دستم پای راستین دارد سرِ ستایش مولی الموحّدین دارد #جواد‌هاشمی‌تربت به حُرمت قدمش کعبه را شرف بخشید شرافتی که مکان دارد، از مکین دارد #اسماعیل‌شمس خدای ماست علی؟ نه؛ خدانماست علی همان که مثل خدا نام دل‌نشین دارد #مرتضی‌رهنمایی «تبارک‌الله» از این رو به خویش گفته خدا که خلق مثل تویی _ الحق _ «آفرین» دارد #مجتبی‌خرسندی عجیب نیست که دیده تو را نبی در عرش مگر به جز تو خداوند، هم‌نشین دارد؟ #محمود‌مربوبی چنان به درّ نجف داده‌ای شرف که به کف ز خاک تربت تو هر مَلک، نگین دارد #علی‌مهدوی‌نسب از آن زمان که مرا بر گرفته‌ای از خاک هنوز سایه‌ی من، ناز بر زمین دارد #صائب‌تبریزی چهار فصلِ ضریحت پُر است از انگور که روز و شب، همه‌ی سال، خوشه‌چین دارد #مهدی‌رضایی به خوشه‌ها که رسیدی فقط ببوی و برو هزار زائر لب‌تشنه در کمین دارد #مهدی‌توکلی چنان به هم زده‌ای کار طبع خلقت را که قهوه‌های نجف، مزّه‌ی دهین دارد #مجتبی‌خرسندی + #مهدی‌رضایی به حکم اشهد "انّ علی ولیّ الله" اذان شیعه فقط رنگ و بوی دین دارد #مرتضی‌رهنمایی شراب عشق علیّ و شرار بغض عمر خوشا به حال کسی که هم آن، هم این دارد #علی‌سلطانی تخلّص شعرای تو، جمع اضداد است وگرنه جز تو چه کس #خوشدل و #حزین دارد؟ #جواد‌هاشمی‌تربت چقدر شوق، دل تو، ای اوّلین خورشید! برای دیدن خورشید آخرین دارد! #حسین‌بابانژاد

یه ری‌اکشن بزنید که بفهمم اینا رو می‌خونید، تا خود شعرش رو هم بذارم... ته این صحبتا قراره جذاب بشه🍇

مطروحه، بیتی بوده که معمولاً بزرگ یک انجمنِ شعر در پایان محفل، مطرح میکرده و از شاعران میخواسته تا براساس همان بیت و در همان وزن و با همان ردیف و قافیه یا بر اساس آن مضمون، شعری بسرایند و در جلسه بعد در آن محفل بخوانند...
گاهی هم ممکنه کسی از سر ذوق و ابتکار، بیت‌ هایی از شاعران گذشته رو که با مضمون و وزن و ردیف و قافیه‌ی مطروحه هماهنگ‌ اند انتخاب کنه و اون شاعران رو هم در مطروحه شریک کنه؛ طوری که در نهایت همه‌ی بیت‌ ها کنار هم، یک شعر یک‌ دست بسازن...
به عنوان مثال این مطروحه علوی را بخوانید و عشق کنید:

حالا اینا رو برای چی گفتم؟ قبلش بیایم ببینیم مطروحه و مطروحه ‌سرایی چیه...

حزین لاهیجی و خوشدل تهرانی از شاعران نامدار آیینی‌ اند که اشعار زیادی در مدح و مرثیه‌ی اهل ‌بیت(ع) دارند... از #حزین لاهیجی شاید این بیت معروف را شنیده باشید: بزرگ فلسفه‌ی قتل شاهِ دین این است که مرگِ سرخ به از زندگیِ ننگین است... و از #خوشدل تهرانی هم شاید این بیت آشنا باشد: تنها نه من، که بر لبِ جبریل نوحه‌هاست گویا عزای شاهِ شهیدان کربلاست...

علی حب ام البنین صلوا علی محمد و آل محمد

اینایی که گاهی اوقات می‌ذارم، مال پیج یا صفحه خاصی نیست.. توی پلتفرم‌ های کتاب الکترونیکی مثل طاقچه، این امکان هست که بخشی از متن کتابی که می‌خونی رو هایلایت کنی و بعد از همون قسمت، خروجی عکسنوشته بگیری؛ مثل همینا...

مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام: الدنيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ...

من گرفتم که قمار از همه عالم بردی دست آخر همه را باخته می‌باید رفت #صائب‌تبریزی
من گرفتم که قمار از همه عالم بردی دست آخر همه را باخته می‌باید رفت
#صائب‌تبریزی

شعرم نفس بریده به لکنت رسیده است ای شرح اضطراب دلم، جمعه شد بیا...