ar
Feedback
" دو خط شعر "

" دو خط شعر "

الذهاب إلى القناة على Telegram

‎#مولانا‌علی💙 ‎کلاف شعر دارم، ‎سالها کارم غزل بافی‌ست ‎دراین بازار آشفته، ‎علی تحسین کند کافی‌‌ست ‎⚠️ کپی به هر نحوی حلال است ‎💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : ‌‏ instagram.com/dokhat_sher ‎📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام " دو خط شعر "

تُعد قناة " دو خط شعر " (@dokhat_sher) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 13 518 مشتركاً، محتلاً المرتبة 6 380 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 23 936 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 13 518 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 29 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 166، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 0، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 14.65‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 6.71‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 980 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 907 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 38.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نجف, حیدر, السلام, کس, بوسه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“‎#مولانا‌علی💙 ‎کلاف شعر دارم، ‎سالها کارم غزل بافی‌ست ‎دراین بازار آشفته، ‎علی تحسین کند کافی‌‌ست ‎⚠️ کپی به هر نحوی حلال است ‎💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : ‌‏ instagram.com/dokhat_sher ‎📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 30 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.

13 518
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+357 أيام
+16630 أيام
أرشيف المشاركات
گاهی اوقات آدم توی یک غزل گیر میکنه...

دیدی که از فراغ تو بی بال و پر شدم بین مدینه فاطمه جان بی سپر شدم دیگر صدای سرفه ی تو بین خانه نیست جانت به لب رسید اگر جان ب
دیدی که از فراغ تو بی بال و پر شدم بین مدینه فاطمه جان بی سپر شدم دیگر صدای سرفه ی تو بین خانه نیست جانت به لب رسید اگر جان به لب شدم بعد از تو احترام علی را شکسته اند زخمیِ طعنه های سر هر گذر شدم یک لحظه خواب برد دو چشم تر مرا دیدم به خواب باز دوباره پدر شدم گفتن علی...چه زندگیش خوب و خرم است با چشم های شور مدینه نظر شدم دست پیمبر آمد و تحویل دادمت من از خجالت پدرت محتضر شدم...

درباره ماجرای ازدواج حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام روایتی به نقل از خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام وجود دارد که ایشان فرمود: «مدام برای فاطمه علیهاالسلام خواستگار می‌آمد». گویا حضرت به سبب علاقهٔ خود و اهمیت موضوع این مسئله را زیرنظر داشته است. یکی از زنان بستگان، شاید مثلاً مادر امیرالمؤمنین علیه‌السلام، نزد حضرت آمد و گفت: آیا خبر داری برای فاطمه علیهاالسلام خواستگار می‌آید؟ حضرت فرمود: بله. آن بانو گفت: تو هم نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برو و فاطمه علیهاالسلام را از ایشان خواستگاری کن. امیرالمؤمنین علیه‌السلام از سویی پسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از کودکی با ایشان بود و از سوی دیگر شخصیت محبوب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بوده است. حضرت با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در یک خانه زندگی می‌کرد و از کودکی نزد ایشان بزرگ شد و طبیعتاً نباید از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خجالت می‌کشید، ولی در پاسخ به پیشنهاد آن زن فرمود: «چیزی ندارم که نزدپیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بروم». این جمله ادب حضرت امیر علیه‌السلام را به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نشان می‌دهد؛ زیرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام معمولاً از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چیزی تقاضا نمی‌کرد. 📖 کتاب قبله کعبه زاد حضرت در ادامه فرمود:👇🏼

عمرم اگر شود به درازای عمر نوح کاری به جز غلامی حیدر نمی‌کنم

مولایمان هنگام دفن پارهٔ تن رسول خدا (ص) فرمود: أمّا حُزني فَسَرمَدٌ.. با از دست دادن تو دیگر داغ و اندوه من پایان نمی‌یابد...
کافی‌،ج۲،ص۴۹۲

لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی یا فاطمَةُ الزهراء (س)

مولای ما را با همان مسمار کشتند او را میان آن در و دیوار کشتند

او را زدند و پیش چشم حیدر افتاد هفتاد و اندی روز بین بستر افتاد

آتش به جان دختر پیغمبر افتاد در سوخت، در افتاد، پشتش مادر افتاد

هیزم رسید و آتشی بالا گرفت و آتش به جان چادر زهرا گرفت و

این دلخوشی را زود از مولا گرفتند این خنده را هم از لب زهرا گرفتند

از مکنت دنیا علی چیزی نمی‌خواست جز خنده‌ی زهرا، علی چیزی نمی‌خواست💔

با اینکه این آقا امیرالمؤمنین بود اما غذایش لقمه‌ای نان جوین بود

جن و ملک فرمانبر درگاه اویند عالم غلامِ قنبر درگاه اویند

بین الطلوعین حرم آبادمان کرد یعنی خدا بین حرم آبادمان کرد

خاک نجف دنیای ما را زیر و رو کرد ایوان او دل های ما را زیر و رو کرد

ما با علی و یا علی ها قد کشیدیم دل از ولای هر که غیر از او بریدیم

هر کس علی دارد چه غم دارد؟ ندارد حب علی دارد چه کم دارد؟ ندارد