en
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Open in Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Show more
4 436
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-3630 days
Posts Archive
کاش وقت کنم یادم بمونه هر شب براتون عکسهای کارتونی بذارم😘❤️

گفتم یکم حالتون قشنگ باشه 🥰❤️ @adelehz
+7
گفتم یکم حالتون قشنگ باشه 🥰❤️ @adelehz

تورا زنانه دوست دارم نپرس مگر فرقی دارد یا نه دوست داشتن یک زن اگر واقعا زنانه باشد تاریخ می سازد. تورا بشکلی تاریخ ساز دوست
تورا زنانه دوست دارم نپرس مگر فرقی دارد یا نه دوست داشتن یک زن اگر واقعا زنانه باشد تاریخ می سازد. تورا بشکلی تاریخ ساز دوست دارم... #عادله_زمانی @adelehz

خودم زنم ،تو به من حقه ی زنانه نزن @adelehz

@zhuanchannel اگه تمام روزت رو توی بازار ماهی‌فروش‌ها بگذرونی، حتی اگه دست به یه ماهی هم نزنی، آخر روز بوی ماهی میدی. ولی اگه
@zhuanchannel اگه تمام روزت رو توی بازار ماهی‌فروش‌ها بگذرونی، حتی اگه دست به یه ماهی هم نزنی، آخر روز بوی ماهی میدی. ولی اگه تمام روزت رو توی یه عطر‌فروشی بگذرونی، حتی اگه هیچی هم نخری، وقتی بیای بیرون بوی خوب میدی. محیطت، بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی، روی تو اثر می‌ذاره. با آدمایی که دائم غر می‌زنن بگردی، کم‌کم همه‌جا فقط منفی‌ها رو می‌بینی. با آدمایی که همیشه بهونه میارن باشی، خودت هم برای تغییر کردن بهونه پیدا می‌کنی. ولی با آدمای اهل عمل وقت بگذرونی، خودت هم دلت می‌خواد اراده کنی و دست به کار بشی. Unknown

تا ابد صدای هایده یه لول دیگه است ❤️

Repost from کاف
مستربین ۷۱ ساله شد و جشن تولدشو با صدای بانو هایده جشن گرفت. 💬itsbineghab Lidia @kafiha

بچه ها لطفا اتاق همفکری و ببینید و نظرتون رو بنویسید .

درخت اورا دوست داشت . برگهای بر زمین افتاده با کینه به او می‌نگریستند و خزان فقط به این فکر میکرد که اگر این خزان نوبت او نبا
درخت اورا دوست داشت . برگهای بر زمین افتاده با کینه به او می‌نگریستند و خزان فقط به این فکر میکرد که اگر این خزان نوبت او نباشد قطعا خزان بعدی بر زمین خواهد افتاد. "برگ مانده بر درخت " تنهاترینِ تنها شده بود. #عادله_زمانی @adelehz

به قول محمود درویش : پاییز اما چیزی نیست جز خلوتی برای تعمق در آنچه از عمرمان فرود افتاد .. 🍁

به قول محمود درویش : پاییز اما چیزی نیست جز خلوتی برای تعمق در آنچه از عمرمان فرود افتاد .. 🍁🍂 @adelehz

Googoosh Maah Pishooni.mp34.07 MB

بین تمام اخبار کسالت‌بار و بد، شروع پاییز به خودی خود می‌تواند خبر شگفت‌انگیزی باشد. علی‌الخصوص که پیش بین های آسمان شناس گفته اند امسال، ترسالی ست ؛یعنی سالی که در آن انقدر باران می بارد تا همه جا تر شود و ایضا بعد از تابستانی جان کاه چه چیزی از خزانی پرباران خوش تر است . من در آغاز پاییزِ قشنگم، در شبی که صبحش باید هزاران دانش‌آموز به مدرسه برگردند، حس عجیبی دارم. کمی خوشحالم و کمی همان استرس شب قبل از شروع مدرسه در دلم می‌پیچد؛ مثل پیچکی نوجوان و پرشور دور درختی قدیمی... تابستان که تمام می‌شود، نفسی آرام می‌کشم. دیگر شبیه بچگی‌ها عاشق عصرهای تابستانی نیستم؛ در عوض، دلم ضعف می‌رود برای غروب باران‌زده‌ی پاییز، اگر زیر درختان سرو ایستاده باشم و همزمان با لمس پوست صورتم به دست باد سرد، به سمفونی کلاغ‌های برگشته به خانه گوش بدهم. اما مدتی‌ست حس‌هایی را گم کرده‌ام که با تمام تلاشم نمی‌توانم دوباره احیایشان کنم. حسی مثل دلتنگ شدن برای دیدار کسی در پاییز... مثل آن میل غریبی که آدم را بی‌دلیل به سمت خاطره‌ای، آدمی یا روزی دور می‌کشاند. به‌هرحال از آمدن پاییز شادم. از تصور دوباره سرد شدن هوا لذت می‌برم و نمی‌گذارم هجمه‌ی غصه‌ها لذت دوباره رسیدنش را برهم بزند. به‌هرحال خدایی که بلد است پاییز بیافریند، کارش حرف ندارد؛ و من چرا باید بابت زندگی خودم که کاملاً در دستان اوست، نگران باشم؟ پاییزش را دوست دارم و به کوچک‌ترین هدیه‌های او دلخوشم؛ ولو که در حد شنیدن لذت‌بخش خش‌خش برگ‌های درختان پاییززده زیر پایم باشد... پاییز مبارک. 🍂 #عادله_زمانی

یه حس هایی رو گم کردم که هرچه تلاش میکنم دوباره پیدا نمیشه .. دوباره احیا نمیشه 😔

آخرین روز تابستان تان به برکت و خوشی❤️