1 703
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+630 days
Posts Archive
1 703
دوستان عزیزم،
همه ما برای یک نقش یکسان به دنیا نیامدهایم. بعضیها هنرمند میشوند، بعضیها معلم، بعضیها هم منتقد. هر کدام رسالت و نگاه متفاوتی دارند و هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند.
هدف از نقد، پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف این است که خطاها را زودتر بشناسیم تا کمتر تکرار شوند. هیچ عکسی بینقص نیست؛ حتی بهترین عکاسان دنیا از میان صدها فریم، فقط چند عکس را برای انتشار انتخاب میکنند.
اگر در عکسهایتان ایرادی دیده میشود، کاملاً طبیعی است. مهم این است که از نقد فرار نکنیم. حرفهایها قبل از انتشار آثارشان از افراد كارشناس نظر میخواهند، چون میدانند نقد، دشمن هنر نیست؛ یکی از ابزارهای رشد آن است.
در مسیر حرفهای، داشتن یک مشاور یا نگاه دوم یک ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ حرفهای هنرمند است. همانطور که احترام به وقت و دانش دیگران نیز بخشی از اخلاق حرفهای و احترام به هنر خودمان است.
و من عكاسان حرفه اى را پيش از ديدن اثارشان از همين رفتارها شناسايي مى كنم
1 703
براى كسب درامد حتى اگر روى زمين بنشينى بى هيچ پويايى با تلفن همراهت بشكل ايستا و بدون در نظرگرفتن قواعد تركيببندى فيلم بگيرى هم كافيست و تازه زياد هم هست به شرط انكه بياموزى در هر جمله حد اقل ٦٠ ٪ آن را از واژگان انگليسى استفاده كنى ، خودت را بگيرى ، تجهزات گرانقيمت بخرى و مدام قيمتش را به مشترى ياداورى كنى ، در صفحه يا كانالت عه ببخشيد ( پيجت يا چنلت ) بجاى نمونه كار تصوير سفرهاى خارجه را قرار دهى نيازى نيست به خارج بروى به بركت هوش مصنوعى اين كار الان از اب خوردن ساده تر است و بعد كارهايي را بياموزي كه ربطى به دانش و تخصص نداشته باشد انوقت به راحتى خواهى توانست به افرادى چون من (( صدقه )) بپردازى و ما را با مبلغ ناچيزى به (( خدمت )) بگيرى نازنينم
1 703
به او گفتم
مطالعه و شناخت فرهنگها، هنرها و سبکهای مختلف زندگی، فقط دانستن چند نکته عمومی نیست؛ این شناخت به تو کمک میکند در حرفهات به یک عکاس خبره تبدیل شوی.
فرض کن از تو میخواهند برای تولید محتوا از یک کلاس رقص عکاسی و چند دقیقه فیلمبرداری کنی.
حالا از خودت بپرس:
• مهمترین بخش این اجرا چیست؟
• روی کدام حرکت یا احساس باید تأکید کنی؟
• ظرافتهای این هنر کداماند؟
• چگونه میتوانی آنها را به تصویر بکشی؟
یا فرض کن یک نوازنده از تو میخواهد از او عکاسی کنی. اگر ساز، شیوه نوازندگی و ویژگیهای آن موسیقی را نشناسی، چگونه میتوانی استعداد و توانایی منحصربهفرد او را در یک قاب نمایش دهی؟
میبینی؟
وقتی قرار است از یک زوج رقصنده فیلم بگیری، باید رقص آنها را بشناسی تا بدانی حرکت بعدی چیست. آن وقت تصمیم میگیری که آیا باید تصویر را وایدتر کنی، زاویه دید را تغییر دهی یا روی جزئیات تمرکز کنی.
اما اگر این شناخت را نداشته باشی، معمولاً درست زمانی زاویه دید را عوض میکنی که حرکت اصلی تمام شده است؛ یعنی لحظهای که دیگر هرگز تکرار نمیشود.
به همین دلیل، یک عکاس حرفهای پیش از آنکه دوربین را بردارد، موضوع خود را مطالعه میکند. فرقی نمیکند سوژهاش یک گیاه باشد، یک اسب، یک رقصنده یا یک مبارز؛ هرچه شناخت او از سوژه عمیقتر باشد، احتمال ثبت لحظهای ماندگار نیز بیشتر خواهد بود.
البته اگر هدفت اين است كه يك عكاس جهانى باشى در غير اين صورت به هيچ يك از اين كارها نيازى نيست و اگر هدفت از عكاسى صرفاً كسب درامد است انچه من ميگويم تنها وقتت را مى گيرد و ضايع مى كند و نه تنها تاثيرى بر درامد تو نخواهد داشت بلكه ممكن است (( در اين ديار )) ترا به فقر و تهى دستى بكشاند
1 703
حواست هست؟
به روش خودم دارم بهت روحیه میدم.
یادم هست اولین بار که سرگذشت بتهوون را شنیدم، از خودم خجالت کشیدم؛ با خودم گفتم چرا اینقدر ناشکرم؟
این مرد بزرگ تقریباً هر رنجی را که بتوان تصور کرد تحمل کرد؛ فقر، گرسنگی، مجموعهای از بیماریهای عجیب و دردناک، و در نهایت هم شنواییاش را از دست داد. اما هیچکدام نتوانست او را از آفرینش بازدارد.
شاید شگفتانگیزترین بخش زندگیاش همین باشد؛ با وجود آن همه رنج، اگر آثارش را گوش کنی، بهسختی اثری پیدا میشود که بوی یأس و شکست بدهد. موسیقی او سرشار از امید، شکوه، اراده و حماسه است.
هر بار که به بتهوون فکر میکنم، یادم میافتد که انسان گاهی خیلی قویتر از آن چیزی است که خودش باور دارد.
به جد توصيه مى كنم بشنوى 👇
1 703
اين كليپ كوتاه قدرت هنر را به نمايش مى گذارد
آنچه در حال نواختنش هستند سمفونى شماره ٩ موومان چهارم (چكامه شادى) نام دارد اثر نابغه عظمى لودویگ فان بتهوون فقيد است
1 703
نكته اى مهم براى مبتدى هاى عزيز
دوستان، هر زمان در کلاس نورپردازی شرکت میکنید، بدون تعارف و با احترام از استاد خود بخواهید علاوه بر بیان «چه کاری باید انجام داد»، «چرا باید آن کار را انجام داد» را نیز توضیح دهد.
مطمئن باشید یک استاد واقعی نهتنها از این پرسش ناراحت نمیشود، بلکه از کنجکاوی شما استقبال میکند و احترام بیشتری برایتان قائل خواهد شد.
شناخت رفتار نور و سایه و تأثیری که بر چهره میگذارند، بدون درک علتها تقریباً غیرممکن است. حفظ کردن چند قانون، شما را به یک نورپرداز خوب تبدیل نمیکند؛ این فهمیدن دلیل آن قوانین است که قدرت تحلیل و تصمیمگیری را به شما میدهد.
بنابراین، وظیفه هر استاد است که هر زمان اصلی را بیان میکند، دلیل آن را نیز با زبانی ساده و شفاف توضیح دهد. برای مثال، اگر میگوید «نور پُرکننده را از سطح تراز و زاویه مرکزی، اما با شدت کمتر بتابانید»، باید توضیح دهد که این انتخاب چه تأثیری بر سایهها، حجم چهره و نتیجه نهایی تصویر میگذارد.
اگر «چرایی» را بفهمید، دیگر نیازی به حفظ کردن دهها قانون نخواهید داشت؛ زیرا در هر شرایطی خودتان میتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.
1 703
در نورپردازی هیچ قانون قطعیای وجود ندارد که بگوید فیللایت (نور پرکننده) حتماً باید از سطح تراز و زاویه مرکزی تابیده شود؛ بنابراین اگر آن را از زاویهای دیگر یا از ارتفاعی متفاوت استفاده کنید، مرتکب خطا نشدهاید.
اما یک نکته مهم را نباید فراموش کرد. هرچه فیللایت از سطح تراز بالاتر یا پایینتر قرار بگیرد، یا با زاویه بیشتری به سوژه بتابد، احتمال ایجاد سایههای جدید افزایش مییابد. این در حالی است که نور اصلی، خود وظیفه سایهسازی را بر عهده دارد و فیللایت برای تعدیل و نرم کردن همان سایهها به کار میرود، نه برای ایجاد سایهای تازه با تنالیتهای متفاوت در نقطهای دیگر از تصویر.
به بیان ساده، اگر فیللایت خودش شروع به سایهسازی کند، دیگر نقش «نور پرکننده» را بهدرستی ایفا نمیکند.
كانال عكاسان
