en
Feedback
یادداشت ها و جستارهای اقتصادی و مالی

یادداشت ها و جستارهای اقتصادی و مالی

Open in Telegram
1 163
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-1130 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+18
in 0 channels
November '24
+38
in 1 channels
Get PRO
October '24
+27
in 0 channels
Get PRO
September '24
+24
in 1 channels
Get PRO
August '24
+33
in 2 channels
Get PRO
July '24
+54
in 1 channels
Get PRO
June '24
+77
in 2 channels
Get PRO
May '24
+62
in 1 channels
Get PRO
April '24
+110
in 3 channels
Get PRO
March '24
+76
in 2 channels
Get PRO
February '24
+80
in 2 channels
Get PRO
January '24
+91
in 0 channels
Get PRO
December '23
+195
in 2 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '230
in 1 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '23
+15
in 0 channels
Get PRO
July '23
+8
in 0 channels
Get PRO
June '23
+4
in 0 channels
Get PRO
May '23
+8
in 0 channels
Get PRO
April '23
+129
in 0 channels
Get PRO
March '23
+48
in 0 channels
Get PRO
February '23
+14
in 0 channels
Get PRO
January '23
+86
in 0 channels
Get PRO
December '22
+124
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '22
+2
in 0 channels
Get PRO
May '22
+5
in 0 channels
Get PRO
April '22
+2
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2
in 0 channels
Get PRO
February '22
+4
in 0 channels
Get PRO
January '22
+9
in 0 channels
Get PRO
December '21
+13
in 0 channels
Get PRO
November '21
+134
in 0 channels
Get PRO
October '21
+3
in 0 channels
Get PRO
September '21
+6
in 0 channels
Get PRO
August '21
+8
in 0 channels
Get PRO
July '21
+6
in 0 channels
Get PRO
June '21
+46
in 0 channels
Get PRO
May '21
+106
in 0 channels
Get PRO
April '21
+11
in 0 channels
Get PRO
March '21
+12
in 0 channels
Get PRO
February '21
+28
in 0 channels
Get PRO
January '21
+91
in 0 channels
Get PRO
December '20
+917
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December+1
19 December0
18 December0
17 December0
16 December+1
15 December+3
14 December0
13 December+1
12 December+1
11 December0
10 December0
09 December+1
08 December+4
07 December0
06 December0
05 December+6
04 December0
03 December0
02 December0
01 December0
Channel Posts
ی بخشی از مشکلات امروز و دیروز این مملکت، دقیقا ریشه در همین تفکر داشته و داره. وگرنه نه این آقای مقصودی(بلحاظ علمی و تجربی)
ی بخشی از مشکلات امروز و دیروز این مملکت، دقیقا ریشه در همین تفکر داشته و داره. وگرنه نه این آقای مقصودی(بلحاظ علمی و تجربی) و نه جایگاهی که بهش دادن(بلحاظ وزن و تاثیرگذاری ) آنقدر اهمیتی نداره. هر کسی هم که انتقاد کرده، با شخص ایشون مشکلی نداشته بلکه مقصود، بی توجهی به شایسته سالاری و انتصاب افراد بر اساس صرف نام دانشگاه و هم کاسه بودنه!

2
گویا ، شاهد زمینه سازی برای تصمیمات سخت و شجاعانه ایم!
13
3
اقتصاد صادرات خربزه و هندوانه و چند اما و اگر مهم صادرات خربزه و هندوانه ، در ۴ ماهه نخست امسال بالغ بر ۱۴۰ میلیون دلار و در سال گذشته حدود ۲۴۰ میلیون دلار بوده که معادل مجموع صادرات یک سال زعفران در کشوره. در واقع، بلحاظ ارزش، هندوانه و خربزه در لیست ۵۰ محصول اول صادراتی کشور قرار می گیرند. در سال گذشته حدود ۱ میلیون و ۱۶۰ هزارتن هندوانه و خربزه به ارزش ۲۴۰ میلیون دلار(به ارزش واحد هر کیلو ۲۰ سنت یا ۵ هزار و ۳۰۰ تومان) صادر شده . در حال حاضر هر کیلو هندوانه و خربزه، به روش سنتی بیش از ۵۰۰ لیتر و به روش آبیاری قطره ای حدود ۱۵۰ لیتر آب نیاز دارد. براساس درصد کشت سنتی و قطره ای هندوانه و خربزه در ایران ، هر کیلو خربزه و هندوانه بطور متوسط ۲۳۰ لیتر آب مصرف می کنه که این یعنی صادرات یک سال هندوانه و خربزه در کشور، به بهای مصرف ۲۶۵ میلیارد لیتر یا ۲۶۵ میلیون متر مکعب آب، بوده! برای تقریب به ذهن، در حال حاضر مصرف سرانه آب خانگی در ایران ،روزانه در حدود ۱۵۰ لیتر و سالانه ۵۵ متر مکعبه که یعنی برای صادرات ۲۴۰ میلیون دلار هندوانه و خربزه به ارزش هر کیلو ۵هزار و ۳۰۰ تومان، در مجموع معادل ی جمعیت حدودا ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفری آب مصرف شده که معادل جمعیت۴ امین استان پرجمعیت کشور یعنی استان فارسه! هر چند قیمت هر متر مکعب آب شهری در ایران بطور متوسط حدود ۳ هزار تومان و قیمت تمام شده اش مطابق به اعلام نهادهای مربوطه، بیش از ۶ هزار تومان است ولی هزینه شیرین سازی هر متر مکعب آب و انتقال آن به مسافت ۴۰۰ کیلومتر، بالغ بر ۵۵ هزار تومان به ازای هر متر مکعب و ۵۵ تومان به ازای هر لیتر است. قیمت هر متر مکعب آب شرب شهریtap water در آمریکا بین ۲.۵ تا ۶ دلار(وابسته ست به هر ایالت)، در کشورهای اروپایی از ۳ تا ۵.۵ یورو ست. بر اساس دلار متوسط ۵۰ هزار تومان، قبمت هر لیتر آب شرب شهری در آمریکا و اروپا بطور متوسط۲۰۰ تومان است. با توجه به مصرف متوسط ۲۳۰ لیتر آب برای هر کیلو هندوانه کشت شده در کشور و بر پایه قیمت تمام شده ۵۵ تومانی هر لیتر آبی که در کشور شیرین میشه، "قیمت تمام شده واقعی" آب مصرفی برای هر کیلو هندوانه حدود ۱۲ هزار و ۶۵۰ تومان و بر اساس متوسط قیمت هر لیتر آب شرب مصرفی در آمریکا و اروپا، ۴۶ هزار تومان درمیاد. این در حالیست که با توجه به هزینه کمتر از ۲۰۰ تومانی هر متر مکعب آب مصرفی در بخش کشاورزی، بیش از ۹۵ درصد از قیمت تمام شده خربزه و هندوانه صادراتی از ایران را هزینه های دیگری از جمله هزینه کشت و برداشت و حمل و نقل آن تشکیل می دهند. با توجه به قیمت صادراتی ۵۳۰۰ تومانی هر کیلو هندوانه و قیمت بسیار نازل آب مصرفی در بخش کشاورزی، این بدان معناست که فقط هزینه واقعی مصرف آب بابت کشت و صادرات ۱ میلیون و ۱۶۰ هزار تن خربزه و هندوانه در کشور به ارزش ۲۴۰ میلیون دلار یا ۶۱۰۰ میلیارد تومان(طبق آمار گمرک ایران)، بر مبنای قیمت تمام شده ۵۵ هزار تومانی هر متر مکعب آبی که داره شیرین میشه و به مرکز کشور منتقل میشه، ۱۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان! این رقم بر پایه متوسط قیمت هر متر مکعب آب مصرفی در دنیا به بالاتر از ۵۰ همت میرسه! حالا این رقم رو با درآمد صادراتی ۶هزار و ۱۰۰ میلیارد تومانی حاصل از صادرات ۱ میلیون و ۱۶۰ هزار تن خربزه و هندوانه از کشور مقایسه کنید و ببینید که چطور داره منابع کشور به بهای افزایش رفاه کشور واردکننده و در مقابل، از بین رفتن منابع حیاتی کشورمان، به غارت میره! در واقع، با صادرات خربزه و هندوانه، ی چیزی حدود ۴۵ همت یارانه به کشور واردکننده دادیم و به همین میزان از دست دادیم!
303
4
سیستم نظارتی چندلایه بانک مرکزی هم که خود داستان مفصل دیگری ست که ما فاصله بسیار زیادی باهاش داریم.
257
5
مساله بانک آینده و  نظام بانکی کشو اخیرا شنیدیم که ۶۰ درصد سهام بانک آینده به موجب ماده ۵ قانون اجرای سیاست های  اصل ۴۴ در اختیار وزارت اقتصاد قرار گرفت. بانک آینده بالغ بر ۱۲۵ همت زیان انباشته دارد و سالانه فقط بالغ بر ۶۰ همت سود به سپرده گذاراش میده و ی چیزی حدود ۱۱۵ همت به بانک مرکزی و سایر بانکها بدهکاره که عمده این بدهی یعنی بالغ بر ۸۰ همت، به بانک مرکزیه. ۷۵ درصد کل تسهیلات بانک مستقیم و غ مستقیم رفته داخل پروژه ایران مال یا شرکتهای تابعه خود بانک! ایران مال درآمدش الان سالی ۲۱۴ میلیارد تومانه که برای این ۲۱۴ میلیارد تومان درآمد، ۴۲۰ میلیارد تومان هزینه دستمزد و مدیریت و ... شده!یعنی زیان ده حالا ببینید چه رانت و فساد عظیمی در این بانک و شرکتهای تابعه ش اتفاق افتاده!اونم مثلا زیر سایه و چتر نظارتی بانک مرکزی! خداوکیلی بانک مرکزی از سال ۹۳ تا الان که میشه بیش از ۹ سال، داشته چیکار میکرده؟از سال ۹۵ برای کارشناسان و اهل فن کاملا مشخص شده بود که بانک آینده و سهامداراش دنبال چی هستن؟یعنی بانک مرکزی متوجه نشده بود!؟ ۸۰ همت از پایه پولی یعنی ۱۵ درصد آن و به تبعش همین میزان رشد نقدینگی کشور و تورم سالانه ما فقط و فقط به دلیل همین عملکرد بانک آینده و عقیم بودن بانک مرکزی در مقابل قانون گریزی بی سابقه و فساد و رانت بوجود آمده از دل  قانون گریزی این بانک بوده. خب حالا که وزارت اقتصاد اومده وسط، روی کاغذ چندتا کار میتونه انجام بده: - دارایی های بانک از جمله همین ایران مالو بفروشه، بعد از محلش ی افزایش سرمایه بده بشکلی که بانک بلحاظ تراز و نقدینگی، به شرایط تقریبا عادی برگرده. -همین افزایش سرمایه رو از محل مطالبات و آورده نقدی انجام بده. -ادغام با ی بانک دیگه . -بانک رو ورشکسته اعلام و منحلش کنه. همه اینا به امکان فروش دارایی های بانک بویژه ایران مال بستگی داره. درسته که طبق اعلام خود بانک تا کنون ی چیزی حدود ۸۰ همت در پروژه ایران مال تزریق شده و روی کاغذ ارزش همین ایران مال الان باید حداقل سه برابر قیمت تمام شده ش باشه و سه برابر ق تمام شده یعنی رقمی بیش از ۲۴۰ همت که به فرض تقریبا غ ممکن فروش، کفاف بدهی های بانک و پرداخت سود و اصل سپرده های بانک رو میده ولی این ایران مال ده ها اما و اگر و مساله حقوقی پیچیده داره که واگذاری ی مگا پروژه ای با این مختصات رو بسبار مشکل می کنه؛ بعید میدونم بشه فعلا روی این حساب کرد. گزینه افزایش سرمایه نقدی هم کاملا غ ممکنه چون کسی حاضر نمیشه پولشو بیاره و سهام این بانکو بخره. پس، میمونه گزینه ادغام یا انحلال. گزینه ادغام با توجه به مسائل پیچیده این بانک، سرتاسر ضرره بویژه برای بانکی که قراره اینو درش ادغام کنن؛براحتی میتونه بانک ادغام کنتده رو به نابودی بکشه. میمونه گزینه انحلال که بر این اساس دولت باید فعلا ی چیزی حدود ۱۰۰ همت بابت سپرده ها بده به سپرده گذارای این بانک تا بتونه حالا بعدها از محل دارلیی های شرکت و فروش و واگذاری شون ی کاری انجام بده که اینم میشه عذر بدتر از گناه یا همون خلق پول و تورم! این اتفاق، یقینا یکی از نادرترین نمونه ها در کل حیات صنعت بانکداری در دنیا و البته مشت نمونه خرواری از شرایط سیستم بانکی امروزمان است.  بی شک، سایر بانک ها نیز به همین مرض دچار شده اند ولی نه به این شدت و حدت. همین اضافه برداشت ها و بدهی های سرسام آور سیستم بانکی به ب مرکزی و بی توجهی به الزامات و پیش نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری ی صنعت بانکداری سالم و عدم استقرار سیستم نظارتی چندلایه در ب مرکزی و مهمتر از همه عدم استقرار ی نظام اعتبارسنجی یکپارچه و ... از جمله دلایل بحران و تسری آن در سیستم بانکی مان است. باور کنید، همین مشکلات بانک آینده منتهی با شدت و حدت کمتری در سایر بانک ها نیز برقراره. حالا بانک آینده ۷۰ درصد تسهیلات پرداختیو برده داخل یک پروژه خاص، اونم پروژه ای متعلق به خود بانک ولی اون یکی بانک، ۴۰ درصد حجم تسهیلاتشو برده داخل پروژه معدن و فولاد و شرکتهای تابعه خودش. اون یکی بانک، ۵۰ درصد منابعش رو داده به شرکتهای تابعه و شرکتهای تحت مالکیت چندتا از سهامداراش!! در صنعت بانکداری تجاری(و نه توسعه ای) مدرن در دنیا امکان نداره بانک بتونه بیش از ۱ درصد از منابعشو ببره داخل ی پروژه. در دنیا امکان نداره سهامدار اصلی یا یکی از سهامدارای اصلی بانک تجاری بتونه بیش از ۱ درصد از تسهیلات بانک رو ببره سمت شرکتهای خودش! در دنیا امکان نداره خروجی سیستم اعتبارسنجی،  با زدوبند تغییر کنه! در دنیا، بدلیل استقرار نظام حسابداری و رویه های مالی استاندارد مطابق با جدیدترین رویه های نظارتی از جمله همین کمیته بازل و ... از همان روز اولی که به شما قراره تسهیلات بدن، درصد یا رقم مطالبات مشکوک الوصول شما رو برآورد میکنن و ذخیره ش رو میگیرن و همان سال اول به میزانش از سرمایه بانک کم می کنند.
503
6
مساله بانک آینده و نظام بانکی کشو اخیرا شنیدیم که ۶۰ درصد سهام بانک آینده به موجب ماده ۵ قانون اجرای سیاست های اصل ۴۴ در اختیار وزارت اقتصاد قرار گرفت. بانک آینده بالغ بر ۱۲۵ همت زیان انباشته دارد و سالانه فقط بالغ بر ۶۰ همت سود به سپرده گذاراش میده و ی چیزی حدود ۱۱۵ همت به بانک مرکزی و سایر بانکها بدهکاره که عمده این بدهی یعنی بالغ بر ۸۰ همت، به بانک مرکزیه. ۷۵ درصد کل تسهیلات بانک مستقیم و غ مستقیم رفته داخل پروژه ایران مال یا شرکتهای تابعه خود بانک! ایران مال درآمدش الان سالی ۲۱۴ میلیارد تومانه که برای این ۲۱۴ میلیارد تومان درآمد، ۴۲۰ میلیارد تومان هزینه دستمزد و مدیریت و ... شده!یعنی زیان ده حالا ببینید چه رانت و فساد عظیمی در این بانک و شرکتهای تابعه ش اتفاق افتاده!اونم مثلا زیر سایه و چتر نظارتی بانک مرکزی! خداوکیلی بانک مرکزی از سال ۹۳ تا الان که میشه بیش از ۹ سال، داشته چیکار میکرده؟از سال ۹۵ برای کارشناسان و اهل فن کاملا مشخص شده بود که بانک آینده و سهامداراش دنبال چی هستن؟یعنی بانک مرکزی متوجه نشده بود!؟ ۸۰ همت از پایه پولی یعنی ۱۵ درصد آن و به تبعش همین میزان رشد نقدینگی کشور و تورم سالانه ما فقط و فقط به دلیل همین عملکرد بانک آینده و عقیم بودن بانک مرکزی در مقابل قانون گریزی بی سابقهود فساد و رانت بوجود آمده در این بانک بوده. این اتفاق، یقینا یکی از نادرترین نمونه ها در کل حیات صنعت بانکداری در دنیا و البته مشت نمونه خرواری از شرایط سیستم بانکی امروزمان است. بی شک، سایر بانک ها نیز به همین مرض دچار شده اند ولی نه به این شدت و حدت. همین اضافه برداشت ها و بدهی های سرسام آور سیستم بانکی به ب مرکزی و بی توجهی به الزامات و پیش نیازهای نرم افزاری و سخت افزاری ی صنعت بانکداری سالم و عدم استقرار سیستم نظارتی چندلایه در ب مرکزی و مهمتر از همه عدم استقرار ی نظام اعتبارسنجی یکپارچه و ... از جمله دلایل بحران و تسری آن در سیستم بانکی مان است. باور کنید، همین مشکلات بانک آینده منتهی با شدت و حدت کمتری در سایر بانک ها نیز برقراره. حالا بانک آینده ۷۰ درصد تسهیلات پرداختیو برده داخل یک پروژه خاص، اونم پروژه ای متعلق به خود بانک ولی اون یکی بانک، ۴۰ درصد حجم تسهیلاتشو برده داخل پروژه معدن و فولاد و شرکتهای تابعه خودش. اون یکی بانک، ۵۰ درصد منابعش رو داده به شرکتهای تابعه و شرکتهای تحت مالکیت چندتا از سهامداراش!! در صنعت بانکداری تجاری(و نه توسعه ای) مدرن در دنیا امکان نداره بانک بتونه بیش از ۱ درصد از منابعشو ببره داخل ی پروژه. در دنیا امکان نداره سهامدار اصلی یا یکی از سهامدارای اصلی بانک تجاری بتونه بیش از ۱ درصد از تسهیلات بانک رو ببره سمت شرکتهای خودش! در دنیا امکان نداره خروجی سیستم اعتبارسنجی، با زدوبند تغییر کنه! در دنیا، بدلیل استقرار نظام حسابداری و رویه های مالی استاندارد مطابق با جدیدترین رویه های نظارتی از جمله همین کمیته بازل و ... از همان روز اولی که به شما قراره تسهیلات بدن، درصد یا رقم مطالبات مشکوک الوصول شما رو برآورد میکنن و ذخیره ش رو میگیرن و همان سال اول به میزانش از سرمایه بانک کم می کنند. سیستم نظارتی چندلایه بانک مرکزی هم که خود داستان مفصل دیگری ست که ما فاصله بسیار زیادی باهاش داریم.
215
7
جدیدا افرادی تحت عنوان اقتصاددان دارن توسط رسانه هایی خاص پروموت میشن که هیچ سابقه مشخص علمی وحتی تجربی در زمینه اقتصاد ندارن
جدیدا افرادی تحت عنوان اقتصاددان دارن توسط رسانه هایی خاص پروموت میشن که هیچ سابقه مشخص علمی وحتی تجربی در زمینه اقتصاد ندارند. این افراد اما با معکوس کردن نتایج بیش از دو قرن تحول در علم اقتصاد و اعلام مواضعی ۱۰۰ درصد مخالف، آنهم بدون ارائه حتی یک مقاله علمی و مستندات لازم، سعی در طرح نام خود دارند. این وضعیت در دو سال اخیر شدت گرفته و هر موضعی فقط بشرط مخالفت با پایه و اساس علم اقتصاد، توسط این افراد و رسانه های خاص پروموت میشه.
447
8
از قدیم میگن، شتر سواری،دولا دولا نمیشه! ماهیتا، بازاری مثل بازار سرمایه، با شفافیت و گردش مناسب اطلاعات یا همان عدم تقارن اطلاعاتی،عجین شده که در نهایت این دو فاکتور مهم خودشو در قالب ی بازار کارا با نقدشوندگی، عمق و دسترسی بالا، نشون میده. به چنین بازار سرمایه ای میگن ی بازار سرمایه توسعه یافته که هم به تامین مالی اقتصاد و هم به رشد و توسعه اقتصاد و صنعت ی مملکت میتونه کمک و حتی نقش پیشران رو بازی کنه. البته تا اسم بازار سرمایه میاد، ی عده با یاری قضیه بازی جمع صفر، اثرات مثبت و یا نقش مثبت این بازار در رشد و توسعه اقتصادو زیر سوال میبرن. هر چند قضیه بازی جمع صفر در بازار سهام(و نه بازار سرمایه) قضیه درست و قابل دفاعیه ولی نکته مهم اینه که بازار سرمایه به بازار سهام خلاصه نمیشه بلکه این بازار بدهیه که در کنار بازار سهام، ی بازار سرمایه توسعه یافته و موثر در رشد و تعالی ی اقتصاد رو میسازه. در واقع، برخلاف باور بسیاری، این بازار بدهی و نه بازار سهام، است که در ی اقتصاد بازار محور(و نه بانک محور) بار اصلی تامین مالی بنگاه ها و کسب و کارها را به دوش میکشه. نکته ای که بعضا بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران داخلی چه اونایی که مدافع بازار سهام و مخالف قضیه بازی جمع صفر اند، چه اونایی که مخالف بازار سهام و مدافع قضیه بازی جمع صفر اند، توجهی بهش ندارند، همین نقش بسیار مهم و البته مکمل بازار بدهی ست چه اینکه بازار سرمایه، به صرف وجود ی بازار سهام بزرگ و لیکن در غیاب ی بازار بدهی عمیق بلحاظ اندازه و تنوع ابزاری و بدون حضور و نقش و سهم قابل توجه بنگاه ها در این بازار ، نمیتونه نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصاد بازی کنه. در واقع، بازار سهام و معاملاتی که در این بازار انجام میشه، قراره که مبنای تصمیم سازی و تصمیم گیری فعالین اقتصادی در بازار بدهی باشه و همین مساله، مهمترین حلقه اتصال این دو بازار به یکدیگرست. قیمتگذاری، حجم، نوع و نرخ اوراق بدهی که ی شرکت در بازار بدهی میتونه منتشر کنه و نوع مواجهه بازار با آن، بشدت به عملکرد این شرکت در بازار سهام وابسته ست که البته این رابطه، ی رابطه در نهایت دو طرفه ست بدین معنا که عملکرد ی بنگاه در بازار بدهی، قطعا بر عملکردش در بازار سهام نیز اثرگذاره. و اما در حال حاضر از کل ارزش حدودا ۱۰۰۰۰ همتی بازار سرمایه کشور، سهم بازار بدهی تنها ۷ درصد است و سهم دولت در این بازار به بیش از ۹۰ درصد می رسد. این یعنی ما هنوز بازار بدهی نداریم و بر همین اساس، ما بازار سرمایه مون هنوز ی بازار سرمایه ناکاراست و فعل و انفعالات این بازار، تاثیر چندانی بر رشد و توسعه اقتصاد کشور نخواهد داشت. پس تا زمانی که بمانند بازارهای مالی توسعه یافته در دنیا، اولا سهم بازار بدهی از بازار سرمایه تا حد قابل قبولی نره بالا و ثانیا سهم بنگاه ها از سهم دولت و نهادهای عمومی در این بازهر، پیشی نگیره، نمیشه از نقش مهم بازار سرمایه ایران در رشد و توسعه اقتصاد کشور دفاع کرد. لازم است اشاره کنم در حال حاضر سهم بازار بدهی از کل بازار سرمایه در اقتصادهای با بازارهای مالی عمیق و توسعه یافته، کمتر از سهم بازار سهام نیست و در بسیاری از اقتصادهای توسعه یافته، از جمله همین آمریکا، حتی از سهم بازار سهام نیز بیشتره. اما آیا با شرایط قانونی (قانون تجارت، قانون ورشکستگی، قانون بازار سرمایه، قانون بانکداری) و نهادی کتونی، امکان توسعه و تعمیق بازار بدهی وجود داره؟قطعا خیر
346
9
طی سالهای ۹۶ تا ۹۹ بدلیل رشد قیمت جهانی اکثر کالاها، وارزش دلاری هر کیلو کالای وارداتی در کشور از حدود ۵۰ سنت به حدود ۹۰ سنت
طی سالهای ۹۶ تا ۹۹ بدلیل رشد قیمت جهانی اکثر کالاها، وارزش دلاری هر کیلو کالای وارداتی در کشور از حدود ۵۰ سنت به حدود ۹۰ سنت رسید که نشان از رشد حدودا ۸۰ درصدی قیمت جهانی سبد کالاهای وارداتی در کشور دارد. و این در حالیست که از سال ۱۴۰۰ تا کنون قیمت جهانی سبد واردات کشور با افت بیش از ۳۰ درصدی از حدود ۹۰ سنت رسیده به حدود ۶۰ سنت. نکته اینکه، در مقایسه عملکرد دولت ها یا دوره های مختلف، باید به این فاکتور نوسانات قیمت جهانی نیز توجه کرد بویژه اینکه رابطه ای قوی بین قیمت واردات و شاخص قبمت مصرف کننده در ایران وجود داره. هر چند طی سال ۹۷ تا ۱۴۰۰ دولت وقت تلاش کرد با تثبیت نرخ ارز واردات، از سرریز اثر افزایش قیمت های جهانی کالاهای وارداتی به شاخص قیمت مصرف کننده تا حدی جلوگیری کنه. این افت قیمت جهانی سبد واردات کشور از سال ۱۴۰۰ تا کنون، قطعا به کاهش فشار روی سیاستگذار کمک کرده.
433
10
سبقت ارزش واردات گمرکی کشور از صادرات گمرکی که از سال ۹۸ شروع شده بود کماکان با شیبی رو به افزایش، تداوم دارد.
سبقت ارزش واردات گمرکی کشور از صادرات گمرکی که از سال ۹۸ شروع شده بود کماکان با شیبی رو به افزایش، تداوم دارد.
437
11
تداوم شرایط منفی تراز کالایی کشور در ۴ ماهه نخست امسال، تراز صادرات کالا بیش از ۴ میلیارد دلار منفی بوده و در صورت تداوم، امس
تداوم شرایط منفی تراز کالایی کشور در ۴ ماهه نخست امسال، تراز صادرات کالا بیش از ۴ میلیارد دلار منفی بوده و در صورت تداوم، امسال به یکی از بدترین سالها به لحاظ تراز منفی کالایی تبدیل خواهد شد. توجه کنید که در نمودار بالا، تراز متفی ۴ میلیارد دلاری سال ۱۴۰۲ تنها مربوط به ۴ ماهه نخست ساله.
422
12
تجربه سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ که شاهد عدم تغییر ارز مبنای واردات و تثبیت آن و از طرفی رشد ارز مبنای صادرات بودیم بوضوح نشان داد که علیرغم ادعاهای مطرح شده، این شکاف عمدتا به رانت تبدیل شده و به جیب عده محدودی سرازیر شده. چه اینکه اتفاقا علیرغم تثبیت نرخ واردات، شاهد اوج گیری نرخ تورم در کشور، اتفاقا در همین سالها بوده ایم. سنجشش شاید خیلی ساده باشه؛برین ببینین مثلا قیمت اقلام مصرفی وارداتی در همین ۵ سال اخیر چند برابر شده و حتی درصد رشد قیمتشون بالاتر از اقلام مشابه تولید داخل یا مشابه صادراتی بوده.
375
13
شکاف ارز مبنای صادرات و واردات در کشور همانطور که ملاحظه میشه، شکاف مورد اشاره از سال ۹۷ شروع و در دو سال ۹۹ و ۱۴۰۰ به اوج می
شکاف ارز مبنای صادرات و واردات در کشور همانطور که ملاحظه میشه، شکاف مورد اشاره از سال ۹۷ شروع و در دو سال ۹۹ و ۱۴۰۰ به اوج میرسه و هر چند این شکاف بطور قابل توجهی کمتر شده ولی کماکان تداوم دارا و در ۴ ماهه نخست امسال در قیاس با پارسال، اتدکی نیز بیشتر شده. در حال حاضر بر اساس ارقام مقدماتی گمرک کشور، ارزش متوسط هر دلار وارداتی ۲۸ هزار و ۵۲۰ تومان و ارزش متوسط هر دلار صادراتی حدود ۳۸ هزلر تومان بوده. این رقم در سال ۱۴۰۱ برای واردات ۲۲ هزار و ۶۵۰ و برای صادرات ۲۸ هزار و ۱۰۵ تومان بوده که نشان از رشد یارانه مزبور از ۵۴۵۵ تومان به ۹۴۵۰ تومان طی دوره مورد اشاره دارد.
377
14
پرداخت بیش از ۳۰۰۰ همت یارانه ارزی به واردات کشور از سال ۹۷ تا کنون! در نمودار زیر، ارزش یارانه پرداختی به واردات که حاصل ماب
پرداخت بیش از ۳۰۰۰ همت یارانه ارزی به واردات کشور از سال ۹۷ تا کنون! در نمودار زیر، ارزش یارانه پرداختی به واردات که حاصل مابه التفاوت ارز مبنای صادرات(و نه ارز بازار آزاد) و ارز مبنای واردات  در ارزش دلاری واردات کشوره رو ملاحظه می فرمایید. شکاف ارز صادرات و واردات از سال ۹۷ شروع و در سال ۱۴۰۰ بدلیل سیاست ارز ۴۲۰۰ تومانی به اوج خود رسید بطوری که حجم این یارانه تنها در سال ۱۴۰۰ بالغ بر ۱۰۰۰ همت بوده. در واقع طی ۵ سال و ۴ ماه گذشته، به ازای هر ایرانی در مجموع ۳۵ میلیون تومان یارانه به واردات اختصاص یافته تا مثلا کالای وارداتی با قیمت پایین تر برسه دست تولیدکننده یا مصرف کننده نهایی تا جلوی افزایش یا رشد بیشتر نرخ تورم گرفته بشه. اما براستی آیا تخصیص این یارانه هنگفت به واردات، از جهش قیمت ها آنطور که باید و شاید، جلوگیری کرده؟ این موضوع مقاله اخیر بنده ست که بمحض اتمام، بزودی نتایجش رو منتشر خواهم کرد و فعلا چیزی در موردش نمیگم.
305
15
درونزا یا برونزا؟فعال یا منفعل؟... اخیرا بحثی در رابطه با درونزا بودن یا نبودن پول در فضای اجتماعی بین تحلیل گران و کارشناسان اقتصادی درگرفته که اتفاقا بحث بسیار مهمی ست. بر این اساس، لازم دونستم ی مرور خلاصه بر این بحث درونزا یا برونزا بودن پول از منظر اقتصاد پولی و پایه های تئوریک مرتبط، داشته باشم. جریان های مهم ‌ اقتصاد⁩ پولی در دنیا را میشه به دو دسته کلی تقسیم کرد؛ گروه اول، کلاسیکهان(بر پایه همان تعادل معروف به تعادل والراس)که کارکرد اصلی ‌ پول⁩ را صرفاً واسطه گری مبادله میدونن و با فرض دوگانگی و تمایز بخش واقعی اقتصاد از بخش  پولی، تغییرات پولی(به مانند متغیرهای اسمی) را مؤثر در متغیرهای واقعی ‌اقتصاد⁩ نمیدونن. این گروه، بازار و دست نامرئی را تنها عامل موفق و بهینه در نظام تخصیص، میدونن. از نظر جریان های جدیدتر، این گروه در واقع نظریه پولی ندارن چرا که از نظر اینها پول کالای nام اقتصاد و فقط یک واسطه است که  همانند روغن، مبادلات واقعی اقتصاد را روغنکاری میکنه (نقش تسهیل گری) و جز اینم نقشی نداره. بر این پایه،میشه ‌ پول⁩ رو با نظریه های رایج اقتصاد و مثل هر کالای دیگری تحلیل کرد، صحبت از عرضه و تقاضا و بازار پول داشت و نیازی به نظریه ای متمایز برای پول نیست. در واقع، گویی به ‌ پول⁩ و نظریه پولی، از منظر اقتصاد خرد نگاه میشه. البته طی سالهای اخیر، برخی نظرات حدی تر این گروه، تعدیل شده ولی کماکان در تبیین کانال رابط بین بخش پولی و بخش حقیقی، ناموفق بوده اند. از نظر این گروه، پول، متغیری برونزا و عرضه ش قابل کنترله؛ لذا با برونزا دونستن ‌ پول⁩ (عمودی شدن منحنی عرضه پول)، ‌ نرخ بهره⁩ درونزا شده و باید توسط نیروهای بازار تعیین بشه و بخش حقیقی نیز حداقل در بلندمدت، متأثر از حجم پول نیست. در چارچوب رابطه مقداری پول نیز تورم را ناشی از افزایش حجم پول میدونن و رابطه علیت را از جهت پول به جهت تورم ترسیم میکنن. در این تئوری (تئوری بخش حقیقی اقتصاد)، تعادل بلندمدت را نیروهای حقیقی و واقعی اقتصاد تعیین میکنن و پول، یک امر خنثی است، یعنی تنها یک روغن و پوششه. با چنین  فروضیه که تئوری مقداری میتونه بلحاظ نظری وجود داشته باشه و زیربنای تئوری مقداری بر پایه سنت تحلیل واقعی و  خنثی بودن پول و شرایط و فروض دیگری چون فرض سینتروپیک و دست نامرئی، صادق بودن قانون سی، تسویه شدن بازارها و... . بنا شده؛ و اما، برخلاف این جریان، گروه دوم (اصطلاحا غیروالراسی ها)، ‌ پول⁩ را یک کالای صرفاً واسطه ای تلفی نمیکنن و حضورش دربخش واقعی رو‌ بسیار مؤثر میدونن؛ این گروه دوم، جدایی مرسوم کلاسیک بین دو بخش پولی و حقیقی را قبول ندارن و اعتبار رابطه مقداری پول و تمامی نظرات کلاسیکی را حداکثر محدود به دنیای پول کالایی و فلزی میدونن. فلذا در نگاهشان، پول، درونزا و ‌ نرخ بهره⁩ برونزا شده و جهت علیت بین تورم و ‌ نقدینگی⁩ معکوس میشه . در حقیقت، اونچه که در این بین، سؤال مهم اقتصاددانان دو سده اخیر بشمار میاد، نحوه و‌مکانیزم برقراری توازن بین دو بخش حقیقی و پولیه؛ ‌ نرخ بهره⁩ بانکی،به لحاظ ماهیت، نرخی کلان و عامل تثبیت کننده اقتصاد کلانه و هرگونه تعیین اشتباهش باعث بی ثباتی (‌ تورم⁩ و ‌ بیکاری⁩) در کشور میشه. از نظر روش شناختی نیز این باور بوجود اومده که نمیشه و نباید مثل کلاسیک ها، پدیده های کلان را به دیده خرد، ‌نگاه و تحلیل کرد. از نظر این جریان های جدیدتر، در یک ‌ اقتصاد سرمایه⁩ داری که ‌ بخش_مالی⁩، خوب توسعه یافته باشه، فروض اقتصاد،با قانون سِی در بلندمدت معتبر نیستن و درست بالعکس، این رابطه از جانب تقاضا به سمت عرضه ست(تقاضاست که مهمه)؛ نتیجه اینکه سنت تحلیل حقیقی هرچند بتونه اقتصاد اولیه و تهاتری رو توضیح بده اما از توصیف اقتصاد مالی جدید ناتوانه.    لذا بر این اساس، برای اجتناب از معمای پیچیده تئوری پولی ‌ نئوکلاسیک⁩، باید چارچوب فکری تحلیل واقعی را کنار گذاشت و با پذیرش حضور پول و نهادهای پولی و مالی در اقتصاد جدید، از مبادی تئوری پولی در تحلیلهای پولی شروع کرد.بنابراین بدون توجه به مبادی تحلیل پولی نمیشه اقتصاد سرمایه داری را تحلیل کرد. بطور خلاصه میشه گفت که قائلین به برونزایی پول(والراسی ها)منطقاً و برای حفظ انسجام نظریه شون مجبور بودن تا یک یا همه متغیرهایی چون سطح قیمتها، نرخ بهره، تولید حقیقی و ... را متأثر از جریانات و پویایی های حجم پول بدونن. به بیان دیگه،حجم پول را عامل تعیین کننده شون بدونن.
314
16
ادبیات بسیار غنی در دنیا تحت عنوان عبور نرخ ارز ERPT وجود داره که گویا این اخوی کلا بهش برنخورده که البته طبیعیه!
374
17
وقتی میگیم یاسر جبرائیلی، اقتصاد نخونده و در جهل مرکبه، یعنی همین. آخه این چه استدلالیه؟! اولا قیمت محصولات تمامی شرکتهایی که این اخوی لیست کرده، بر پایه قیمت های جهانی، تعیین میشه. پس باید متوسط قیمت دلاری محصولات این شرکتها در سال ۹۶ با سال ۱۴۰۱ مقایسه بشه ببینیم چقدر از این افزایش سود بدلیل رشد قیمت جهانی بوده؟در ضمن، رشد تولید مقداری این شرکتها در سال ۱۴۰۱ نسبت به ۱۳۹۶ نیز قابل توجه بوده،پس ی نقداری از رشد سود و درآمدها هم به دلیل رشد فروش تناژی شرکتها بوده. در عین حال، هزینه ها و قیمت تمام شده مواد اولیه و سربار و ... برای تمانی این شرکتها همپای نرخ تورم رفته بالا. همچنین اینکه آیا درصد حاشیه سود این شرکتها طی سال ۹۶ تا ۱۴۰۱ نیز جامپ اینچنینی داشته ؟ مساله بعدی، تعدیل اسمی تمامی متغیرها در سطح کلان و خرد در کشوره که علتش نرخ تورم بالاست بطوری که طی این دوره: -جی دی پی اسمی کشور از ۱۸۰۰ همت در سال ۹۶ رسیده به ۱۴۱۰۰ همت در سال ۱۴۰۱ که یعنی رشد ۸ برابری. بودجه کل کشور از ۱۱۵۰ همت در سال ۹۶ رسیده به ۵۱۰۰ همت در سال جاری. درآمد مالیاتی دولت از ۱۱۲ همت در سال ۹۶ رسیده به ۸۳۰ همت. مالیات بر سود شرکتها از ۳۵ همت رسیده به حدود ۳۰۰ همت. شاخص قیمت مصرف کننده طی همین دوره از ۷۹۷ واحد رسیده ۴۷۰۰ واحد که یعنی رشد ۶ برابری. -شاخص قیمت تولیدکننده برای بخش صنعت که نرخ تورم نهاده ها و مواد اولیه تولیدکننده های بخش صنعت رو نشون میده از ۱۲۳ واحد در زمستان ۹۶ رسیده به ۸۸۳ واحد در زمستان ۱۴۰۱ که یعنی رشد ۷.۲ برابری! -سکه از ۱.۶ م تومان در سال ۹۶ رسیده به ۲۸ میلیون تومان. -قیمت متوسط هر متر مسکونی از ۵.۵ م تومات رسیده به ۵۶ میلیون تومان. -نقدینگی از ۱۵۰۰ همت رسیده به ۶۵۰۰ همت. در ادامه با ذکر یک مثال، آبکی بودن سطح تحلیل این اخوی رو بهتون نشون میدم: در مورد شرکت ملی صنایع مس ایران)که در لیست ایشونم اومده) هزینه های اداری عمومی شرکت از ۵۹۰ میلیارد تومان در سال ۹۶ رسیده به ۶۲۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۱ که رشد ۱۲ برابری داشته. بهای تمام شده از ۴۷۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده به ۳۷۰۰۰ میلیارد تومان که رشد ۸ برابری داشته. حاشیه سود ناخالص از ۴۶ درصد سال ۹۶ رسیده به ۵۸ درصد که علت اصلیش رشد قیمت جهانی مس در این دوره بوده بطوری که هر تن کاتد فروخته شده در سال ۹۶ بوده ۶۴۰۰ دلار در حالی که در سال ۱۴۰۱ حدود ۸۱۰۰ دلار بوده که نشان از رشد ۲۶ درصدی دارد. بخش دیگری از رشد درآمد بدلیل فروش بیشتر کاتد بجای خام فروشی یا فروش کنسانتره بوده بطوری که رقم فروش کاتد از ۱۲۰ هزار تن سال ۱۳۹۶ رسیده به ۲۸۰ هزار تن. در ضمن، قیمت جهانی سنگ آهن سال ۹۶ بوده ۶۰ تا ۸۰ دلار ولی سال گذشته در محدوده ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلار بود. قیمت جهانی اوره سال ۹۶ بین ۲۰۰ تا ۲۲۰ دلار بود ولی سال گذشته متوسط بالای ۵۵۰ دلار بوده و سال قبلش حتی به ۹۵۰ دلارم رسیده بود. شاخص متوسط قیمت جهانی کامودتی در سال ۱۴۰۱ بطور متوسط ۷۰ درصد بالاتر از عدد این شاخص در سال ۹۶ بوده.
395
18
تحلیل آبکی که میگن یعنی این. در ادامه دلیلشو براتون توضیح دادم
تحلیل آبکی که میگن یعنی این. در ادامه دلیلشو براتون توضیح دادم
382
19
نکته: این ۷ میلیارد دلاری که کره جنوبی لطف کرده داده قطری ها که مابه عوضش، دارو و غذا بدن بما، چون قبلا در دولت روحانی،بابتش ریال چاپ شده، تغییری در نقدینگی بوجود نمیاره ولی موجب کاهش  پایه پولی میشه.
438
20
این اخوی،چشم بسته، غیب میگه! در تمامی اقتصادهای باثبات، کارکرد ارز همینه اخوی. مساله، ثباته. البته شماها راهکارتون از کوچه پس
این اخوی،چشم بسته، غیب میگه! در تمامی اقتصادهای باثبات، کارکرد ارز همینه اخوی. مساله، ثباته. البته شماها راهکارتون از کوچه پس کوچه های کمونیسم و زور و دستور می گذره در حالی که ثبات اقتصادی و سیاسی، مهم ترین شرط تحققشه. بنظر شما سال ۸۱ تا ۸۹ یا ۹۳ تا ۹۶ که ارزش دلار تقریبا تغییری نکرد، ما زورمون بیشتر بود یا دستوراتمون شق القمر می کردن؟!وفور درآمد دلاری و البته ثبات، عاملش بود.
442