en
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Open in Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Show more
940
Subscribers
-124 hours
+37 days
+2230 days
Posts Archive
یک روز در هفته دوستت ندارم استراحت که فقط برای کارگرها نیست من هم گناه دارم، خسته می شوم ! #رسول_ادهمی @delnote
یک روز در هفته دوستت ندارم استراحت که فقط برای کارگرها نیست من هم گناه دارم، خسته می شوم ! #رسول_ادهمی @delnote

♥️ اگر تظاهر به خوشبختی خطاست، با تشریح گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها مردم را متأثر ساختن بمراتب گناه بزرگتری محسوب می‌شود. #آلبر_کامو فلسفۀ پوچی @delnote

🎵A Miracle Of Surrender” #Buckethead #Instrumental @delnote

بعد از جنگ، با چوبدستم انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواه
بعد از جنگ، با چوبدستم انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید اگر اَبر‌ها بگذارند… #محمد‌ابراهیم_جعفری @delnote

فریاد زدم دیگر دوستت ندارم دیگر هیچ‌وقت برای بازی با اسب بالدار به خواب‌های تو نخواهم آمد نیم‌نگاهی به من انداخت و زیر لب پرسید هیچ‌وقت چند روز است؟ #واهه_آرمن @delnote

آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد رویا ببارد دختران برقصند قند باشد بوسه باشد خدا بخندد به خاطر ما ما که کاری نکرده‌ایم! #سیدعلی_صالحی @delnote

🎵”بنشین” #مینا_مومنی @delnote

من از جهان به تو دل بسته‌ام که جانِ منی... #شهریار @delnote

🎵”به رفتنت بگو” 🎤#داریوش_آذر @delnote

و عشق... سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست! #سهراب_سپهری @delnote

نه به زیتون نه به شاخه‌ی انجیر که قسم به رنگ باستانیِ چشمانت. قسم به دستانت که همچون اوراد کهنه مقدس‌اند. قسم به صدای متبّرک‌ات. با من حرفی بزن آنگونه که خدا با پیامبرش در گوشه‌ای دور درددل می‌کرد... #بابک_زمانی @delnote

♥️ "من بی‌خبری از آینده را دوست دارم و نمی‌خواهم به بی‌صبری و ملاحت چیزهای معهود مبتلا گردم" #نیچه، حکمت شادان @delnote

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان می‌گفتند؛ " هیچ تقصیر درختان نیست " ظهر دم کرده
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان می‌گفتند؛ " هیچ تقصیر درختان نیست " ظهر دم کردهٔ تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می‌آمد دل او پشت چین‌های تغافل می‌زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو " ماهی‌ها، حوضشان بی‌آب است " باد می‌رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می‌رفتم... #سهراب_سپهری @delnote

ظهرِ دم‌کرده‌ی تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به اکسیژن
ظهرِ دم‌کرده‌ی تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می‌آمد دل او پشت چین‌های تغافل می‌زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت #سهراب_سپهری @delnote

با رنج بسیار، با یک بندانگشت پیشرفت در سال، در دل صخره نقبی می‌زنم. هزاران‌هزار سال دندان‌هایم را فرسوده‌ام و ناخن‌هایم را شکسته‌ام تا به سوی دیگر رسم، به نور، به هوای آزاد و آزادی #اوکتاویو_پاز سنگ آفتاب، ترجمه‌ی احمد میرعلایی @delnote

شعر، رقص است و سخن گفتن درباره‌ی آن یعنی چگونگی توجه به گام‌ها. من به صراحت می‌گویم که دوست دارم برقصم و ابداً اهمیت نمی‌دهم
شعر، رقص است و سخن گفتن درباره‌ی آن یعنی چگونگی توجه به گام‌ها. من به صراحت می‌گویم که دوست دارم برقصم و ابداً اهمیت نمی‌دهم که گام‌هایم را بشمرم زیرا به محض اندیشیدن درباره‌ی آنچه انجام می‌دهم، توازنم را از دست می‌دهم. #نزار_قبانی @delnote

🎵”با من برقص” #koorosh & #Saaren @delnote

چه می‌خواست به من بگوید آن درخت؟ شاخه‌هایش را چرا به سمت من تکان داد؟ چه می‌خواست بگوید به من باد؟ چرا به موهای من دست زد؟ دریا؟ دریا از من چه می‌خواهد که دارد پاهایم را می‌گیرد و رها می‌کند عمری سرم را روی سینه‌ات گذاشته‌ام ای دنیا من زبان اشاره بلد نیستم به خداوند بگو نزدیک‌تر بیاید و در گوشم همه‌چیز را بگوید من به هیچ کس هیچ چیز نخواهم گفت زنان اسرار خداوند را بهتر از پیامبران حفظ می‌کنند #رویا_شاه_حسین‌زاده @delnote

شعر: بفرمایید آقایان شاعر:‌ شمس لنگرودی با صدای: #شمس_لنگرودی ♬ پالایش و تنظیم: شهروز @delnote

♥️ ناله کردم آفتاب، ای آفتاب بر گل خشکيده‌ای ديگر متاب تشنه‌لب بوديم و او ما را فريفت در کوير زندگانی چون سراب در خطوط چهره‌اش ناگه خزيد سايه‌های حسرت پنهان او چنگ زد خورشيد بر گيسوی من آسمان لغزيد در چشمان او آه، کاش آن لحظه پايانی نداشت در غم هم محو و رسوا می‌شديم کاش با خورشيد می‌آميختيم کاش همرنگ افق‌ها می‌شديم. #فروغ_فرخزاد @delnote