💌 دلنوت
رفتن به کانال در Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
نمایش بیشتر951
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
951
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمامنشدنی
و آرزوهایی پرشور.
که از میانشان چندتایی برآورده شود
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی
برایت شوق آرزو میکنم.
آرامش آرزو میکنم
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خندهی کودکان
برایت آرزو میکنم
دوام بیاوری در رکود، بیتفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو میکنم
که خودت باشی.
#ژاک_برل
05/05/1405
@delnote
951
♥️
میخواستم دوچرخهای بخرم و صبحها یا شایدم عصرها وقتی نسیمِ بیجانِ تابستان به صورتم میخورَد؛ رکابزنان به همسایهها سلام کنم. هر از گاهی تا گلفروشی ادامه دهم و برای گلدانِ تازهام گل بیاورم. بیشتر به خودم برسم و کمتر سخت بگیرم که جنگ شد. جنگ مرا انداخت روی تخت و پای بلند شدنم را برید. جنگ شد پف روی چشم و کرختی ممتد. همین شد که فهمیدم اگر نمیتوانم آنگونه که برنامه داشتم باشم ولی نیستم، حق دارم. از بین کارهایی که خواستم شروع کنم و نشد یا بهتر بگویم طاقت انجامشان را نداشتم، همان سخت نگرفتن را سوا کردم که این روزها این منِ غبار گرفته بسیار به آن احتیاج دارد. پس اگر کند شدهام، اگر دلم میخواهد در خودم فرو بروم و به کار و بار نیندیشم حق دارم. من زخم است. من احساسِ غربت میکند و خودم کنارش هستم تا همین روزها، آرام آرام به زندگی بازگردد.
#مریم_قهرمانلو
@delnote
951
♥️
تموم کردن با حرکت کردن اتفاق میافتد.
تموم کردن یک رابطه.
تموم کردن یک دوره از زندگی.
گذر کردن از گذشته.
عبور از یک فقدان.
پایان دادن به یک برزخ.
حتی تموم کردن احساس درماندگی و ناامیدی در شرایط اکنون.
همهی اینها در حرکت اتفاق میافتند.
خیلی وقتها منتظریم تا حالمان خوب شود و بعد حرکت کنیم.
اما اغلب برعکس است.
حرکت میکنیم و در مسیر حرکت، آرامآرام چیزی درون ما تمام میشود و چیزی در درونمان دوباره شروع میشود.
این روزها را با حرکت کردن هم ثبت کنید و هم تمام کنید.
#پونه_مقیمی
@delnote
951
♥️
بار دگر اگر به درختی نظر کنم
یا از میان بیشه و باغی گذر کنم
چشمم به قد و قامتِ دار و درخت نیست
چشمم به روی نقش و نگار بهار نیست
چشمم به برگ نیست
چشمم به غنچه و گل و سبزینه خار نیست
چشمم به دستهای پُر شاخسار نیست
این بار چشم من به سوی آشیانههاست
آنجا که میتپد دل نوزاد زندگی
وندر هجوم سختترین تندبادهاست
آماجگاه تیر تگرگ و سنان برق
پروازگاه خوشدلی و خانه بلاست
چشمم به لانههاست
ای جوجگان از دل توفان برآمده
چشمم پی شماست
#سیاوش_کسرایی
@delnote
