en
Feedback
فلسفه اخلاق | مصطفی سلیمانی

فلسفه اخلاق | مصطفی سلیمانی

Open in Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @mostafa_soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/mostafa_soleymani63

Show more
7 432
Subscribers
-624 hours
-267 days
+13330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+226
in 7 channels
August '26
+134
in 4 channels
Get PRO
July '26
+146
in 1 channels
Get PRO
June '26
+96
in 0 channels
Get PRO
May '26
+49
in 0 channels
Get PRO
April '26
+21
in 0 channels
Get PRO
March '26
+10
in 0 channels
Get PRO
February '26
+133
in 12 channels
Get PRO
January '26
+57
in 5 channels
Get PRO
December '25
+141
in 5 channels
Get PRO
November '25
+239
in 13 channels
Get PRO
October '25
+119
in 4 channels
Get PRO
September '25
+219
in 10 channels
Get PRO
August '25
+162
in 2 channels
Get PRO
July '25
+318
in 0 channels
Get PRO
June '25
+74
in 0 channels
Get PRO
May '25
+281
in 3 channels
Get PRO
April '25
+213
in 3 channels
Get PRO
March '25
+458
in 3 channels
Get PRO
February '25
+90
in 5 channels
Get PRO
January '25
+65
in 2 channels
Get PRO
December '24
+81
in 3 channels
Get PRO
November '24
+81
in 5 channels
Get PRO
October '24
+89
in 2 channels
Get PRO
September '24
+68
in 2 channels
Get PRO
August '24
+74
in 5 channels
Get PRO
July '24
+65
in 3 channels
Get PRO
June '24
+59
in 3 channels
Get PRO
May '24
+59
in 3 channels
Get PRO
April '24
+99
in 6 channels
Get PRO
March '24
+122
in 6 channels
Get PRO
February '24
+102
in 3 channels
Get PRO
January '24
+188
in 7 channels
Get PRO
December '23
+235
in 2 channels
Get PRO
November '23
+237
in 3 channels
Get PRO
October '23
+162
in 3 channels
Get PRO
September '23
+123
in 0 channels
Get PRO
August '23
+138
in 0 channels
Get PRO
July '23
+81
in 0 channels
Get PRO
June '23
+93
in 0 channels
Get PRO
May '23
+88
in 0 channels
Get PRO
April '23
+51
in 0 channels
Get PRO
March '23
+68
in 0 channels
Get PRO
February '23
+61
in 0 channels
Get PRO
January '23
+66
in 0 channels
Get PRO
December '22
+66
in 0 channels
Get PRO
November '22
+61
in 0 channels
Get PRO
October '22
+45
in 0 channels
Get PRO
September '22
+72
in 0 channels
Get PRO
August '22
+97
in 0 channels
Get PRO
July '22
+81
in 0 channels
Get PRO
June '22
+77
in 0 channels
Get PRO
May '22
+59
in 0 channels
Get PRO
April '22
+75
in 0 channels
Get PRO
March '22
+63
in 0 channels
Get PRO
February '22
+61
in 0 channels
Get PRO
January '22
+86
in 0 channels
Get PRO
December '21
+48
in 0 channels
Get PRO
November '21
+61
in 0 channels
Get PRO
October '21
+61
in 0 channels
Get PRO
September '21
+97
in 0 channels
Get PRO
August '21
+110
in 0 channels
Get PRO
July '21
+71
in 0 channels
Get PRO
June '21
+63
in 0 channels
Get PRO
May '21
+88
in 0 channels
Get PRO
April '21
+88
in 0 channels
Get PRO
March '21
+67
in 0 channels
Get PRO
February '21
+71
in 0 channels
Get PRO
January '21
+89
in 0 channels
Get PRO
December '20
+7 451
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
22 September+1
21 September+2
20 September+1
19 September0
18 September+3
17 September+2
16 September+2
15 September+1
14 September+5
13 September+4
12 September0
11 September+17
10 September+35
09 September+1
08 September+1
07 September+7
06 September+12
05 September+35
04 September+9
03 September+81
02 September+3
01 September+4
Channel Posts
🔸لینک ورود به انجمن ادبی موژ: https://meet.google.com/fhn-ducy-roq ⏰ یک‌شنبه‌ها ساعت: ۲۰ 🆔 @anjoman_moozh
تشریف بیاورید الان

2
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شه+4
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شهریور، ساعت ۲۰. جلسه ویژه: بایدها و نبایدهای چاپ و ساختن برندینگ شخصی نویسنده. با حضور سرکار خانم سمیه سلطان‌پور (کارگزار ادبی) ▪️در این نشست بررسی می‌شود: • مسیر درست چاپ و انتشار کتاب • خطاهای رایج نویسندگان در فرآیند چاپ • نقش هویت حرفه‌ای و برند شخصی در موفقیت نویسنده • چگونگی معرفی بهتر اثر و ارتباط با مخاطب 🔴 برای دریافت لینک جلسه و اطلاعات بیشتر: در بله و تلگرام به آیدی زیر پیام بدهید. 🆔 @atefedelkhosh آدرس کانال موژ در تلگرام: @anjoman_moozh آدرس کانال موژ در بله: @anjoman_mooozh
296
3
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شه+4
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شهریور، ساعت ۲۰. جلسه ویژه: بایدها و نبایدهای چاپ و ساختن برندینگ شخصی نویسنده. با حضور سرکار خانم سمیه سلطان‌پور (کارگزار ادبی) 🔴 برای دریافت لینک جلسه و اطلاعات بیشتر: در بله و تلگرام به آیدی زیر پیام بدهید. 🆔 @atefedelkhosh آدرس کانال موژ در تلگرام: @anjoman_moozh آدرس کانال موژ در بله: @anjoman_mooozh
22
4
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شه+4
📍شصت‌وچهارمین دورهمی انجمن ادبی موژ ادبیات و جهان اندیشه نشست دوم: ادبیات و اسطوره ۵ سخنران: دکتر مصطفی سلیمانی یکشنبه ۲۹ شهریور، ساعت ۲۰. جلسه ویژه: بایدها و نبایدهای چاپ و ساختن برندینگ شخصی نویسنده. با حضور سرکار خانم سمیه سلطان‌پور (کارگزار ادبی) 🔴 برای دریافت لینک جلسه و اطلاعات بیشتر: در بله و تلگرام به آیدی زیر پیام بدهید. 🆔 @atefedelkhosh آدرس کانال موژ در تلگرام: @anjoman_moozh آدرس کانال موژ در بله: @anjoman_mooozh
1
5
📍لایه ۰۲ | رقص کلمات در جغرافیا: قتل‌عامِ دیالوگ‌های مرده (چگونه به مکالمات خشک داستان، خونِ حرکت و زندگی بپاشیم؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 بزرگ‌ترین سوتیِ یک داستان‌نویس، رها کردن شخصیت‌ها در «خلاء مطلق» است؛ جایی که انگار دوتا مجسمه روبه‌روی هم نشسته‌اند و فقط نوار ضبط‌شده پخش می‌کنند! در دنیای فیلم‌نامه‌نویسی و رمان‌نویسی، به این بلای خانمان‌سوز می‌گویند «سرهای سخنگو». حتماً دیده‌ای صحنه‌هایی را که خواننده فقط کلمات را می‌خواند، اما هیچ تصویر، صدا، حرکتی یا حس محیطی دریافت نمی‌کند. نتیجه؟ مخاطب چشمانش خسته می‌شود، کتاب را می‌بندد و می‌رود. ■ راه نجات چیست؟ تزریق «ضرب‌آهنگ حرکتی» در دنیای واقعی، هیچ‌کس مثل مجسمه روی صندلی نمی‌نشیند تا فقط سخنرانی کند. آدم‌ها وقتی حرف می‌زنند: • با لبه‌ی آستینشان ور می‌روند. • چای سردشده‌شان را هم می‌زنند. • نگاهشان را از چشم طرف مقابل می‌دزدند و به لکه روی دیوار می‌دوزند. وقتی برچسب‌های تکراری و اعصاب‌خردکن مثل «گفت»، «پاسخ داد»، «با عصبانیت اضافه کرد» را قیچی می‌کنی و به‌جایشان یک رفتار ملموس می‌گذاری، صحنه‌ات ناگهان از روی کاغذ بلند می‌شود و نفس می‌کشد. ■ یک مثال ملموس؛ تفاوت گزارش‌نویسی با جادوی تصویر: ✖️ حالت اول (خشک و گزارش‌گونه): مریم با استرس گفت: «کلیدها رو جا گذاشتم.» (اینجا خواننده استرس را نمی‌بیند، فقط خبرش را می‌شنود!) ✔️ حالت دوم (زنده، سینمایی و حرکتی): مریم دستش را برد تهِ کیف شلوغش. همه‌چیز را زیر و رو کرد، ناخن‌هایش به زیپ گیر کرد و دستش خالی بیرون آمد. نفسش بند آمد: «کلیدها...» (اینجا استرس حس می‌شود، چون رفتار شخصیت، حس درونی‌اش را لو می‌دهد). ■ الگوی طلایی: «رفتار فیزیکی + دیالوگ» به‌جای اینکه با «قیدها» حس صحنه را لو بدهی، با «حرکت دست و بدن» راز روانِ شخصیت را برملا کن: • به‌جای «با خشم گفت» 👈 با فشار انگشتانش دور لیوان، طوری که بندِ مفصل‌هایش سفید شوند، خشمش را نشان بده. • به‌جای «دروغ گفت» 👈 با یک واکنش فیزیکی کوچک (مثل دست کشیدن روی یقه یا نگاه کردن به نوک کفش) پنهان‌کاری‌اش را به تصویر بکش. • به‌جای «تردید داشت» 👈 با مکثِ دستش روی دستگیره‌ی در، بلاتکلیفی‌اش را تجسم ببخش. ■ دستورالعمل اتاق کالبدشکافی: یکی از فصل‌های پردیالوگ دست‌نویس‌ات را بردار و این فرمول ۳ مرحله‌ای را روی آن اجرا کن: ۱. قیچی زدنِ «برچسب‌ها»: تمام «گفت»ها، «پرسید»ها و «جواب داد»ها را با خودکار قرمز خط بکش و حداقل نصفشان را کاملاً نابود کن! ۲. درگیر کردن با اشیاء: ببین شخصیت در آن لحظه دقیقاً با چه شیئی در پیرامونش بازی می‌کند؟ (خودکار، کلید، دکمه، لبه‌ی میز) ۳. جایگزینی میمیک و حرکت: واکنش صورت، تغییر وضعیت نشستن یا یک حرکت دست را دقیقاً همان‌جایی بگذار که جمله‌ی دیالوگ کات می‌شود. ■ تکنیک «ضرب‌آهنگ معکوس» (تکذیب کلام با کنش) حرفه‌ای‌ترین حالت داستان‌نویسی زمانی است که «حرکت بدن» حرفِ زبان را تکذیب کند! مثلاً شخصیت می‌گوید: «اصلاً برام مهم نیست...» اما هم‌زمان لبه‌ی کاغذِ روی میز را آن‌قدر تا می‌کند که کاغذ پاره می‌شود! این تضاد میان کلام و کنش، کشمکشِ درونی شخصیت را به اوج می‌رساند. ■ یک سؤال طلایی برای زمان بازنویسی: هرگاه احساس کردی صحنه‌ات سرد و بی‌روح شده، از خودت بپرس: «این دو نفر الان در چه فضایی حبس شده‌اند و دست‌هایشان دارد چه غلطی می‌کند؟» جوابِ این سؤال، صحنه‌ی داستانت را از یک مکالمه‌ی متنی ساده به یک فیلم سینماییِ زنده و پرکشمکش تبدیل می‌کند. 📌 یادت باشد: کلماتی که شنیده می‌شوند زود فراموش می‌شوند، اما تصاویری که در ذهن مخاطب ساخته می‌شوند تا ابد باقی می‌مانند. https://t.me/UnderTheStory
496
6
📍در ستایش ترس (ترس چه چیزی درباره ما می‌داند که خودمان هنوز نمی‌دانیم؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 در اتاق درمان، آدم‌ها معمولاً از ترسشان با صدای آهسته حرف می‌زنند؛ انگار اعترافی شخصی است. «می‌ترسم تنها بمانم.» «می‌ترسم جواب آزمایش خوب نباشد.» «می‌ترسم اگر حرفم را بزنم، دوستم نداشته باشند.» «می‌ترسم شکست بخورم.» پشت هرکدام از این جمله‌ها، زندگی یک نفر ایستاده است. ترس برای هر آدم شکل خودش را دارد. یکی را از یک تماس تلفنی می‌اندازد، دیگری را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد و برای یکی دیگر آن‌قدر عادی شده که دیگر متوجه حضورش نیست. ▪️ بدن در برابر ترس، خیلی زود وارد عمل می‌شود. قلب تندتر می‌زند، نفس تغییر می‌کند، عضلات سفت می‌شوند و توجه آدم روی همان چیزی جمع می‌شود که احتمال خطر دارد. این واکنش قدمتی بیشتر از بسیاری از ترس‌های امروزی دارد. بدن هنوز همان کاری را می‌کند که برایش ساخته شده: پیدا کردن خطر و آماده شدن برای مواجهه با آن. یک پیام بی‌جواب، یک نگاه سرد، سکوت همسر یا فکر کردن به آینده هم می‌تواند همین واکنش را راه بیندازد. ▪️ آدم مضطرب معمولاً برای آرام شدن کاری انجام می‌دهد. تلفن می‌کند، سؤال می‌پرسد، پیام را چند بار می‌خواند، از یک موقعیت بیرون می‌آید، تصمیمش را عقب می‌اندازد یا مدام دنبال اطمینان گرفتن از دیگران است. چند دقیقه بعد حالش بهتر می‌شود. مغز همین بخش را خوب به خاطر می‌سپارد: «وقتی ترسیدم و فرار کردم، آرام شدم.» دفعه بعد، همان راه را سریع‌تر انتخاب می‌کند. به همین سادگی، ترس می‌تواند کم‌کم دامنه زندگی آدم را کوچک کند. ▪️ برای من، یکی از سؤال‌های مهم در کار با ترس این است: «از خود اتفاق می‌ترسی یا از معنایی که برایت دارد؟» مردی که از شکست کاری می‌ترسد شاید بیش از خود شکست، از نگاه خانواده‌اش بترسد. زنی که از پایان رابطه وحشت دارد شاید بیش از جدایی، از تصویری که بعد از آن درباره خودش پیدا می‌کند بترسد. این تفاوت کوچک، مسیر فهمیدن ترس را عوض می‌کند. وقتی معنای پنهانش پیدا شود، آدم می‌تواند دقیق‌تر بفهمد با چه چیزی روبه‌روست. ▪️ بعضی ترس‌ها اطلاعات مهمی درباره خودمان دارند. ترس از دست دادن، میزان دلبستگی را نشان می‌دهد. ترس از قضاوت، جایگاه نگاه دیگران را در زندگی ما آشکار می‌کند. ترس از شکست گاهی نشان می‌دهد که ارزش خودمان را چقدر به موفقیت گره زده‌ایم. برای همین، من معمولاً عجله‌ای برای خاموش کردن ترس ندارم. اول گوش می‌دهم ببینم چه می‌گوید. بعد باید دید حرفش چقدر با واقعیت بیرونی جور درمی‌آید. ▪️ در درمان، وقتی ترس زندگی فرد را محدود کرده باشد، مواجهه تدریجی می‌تواند کمک‌کننده باشد. کسی که از حرف زدن در جمع می‌ترسد، قدم‌به‌قدم وارد موقعیت‌هایی می‌شود که قبلاً از آنها دوری می‌کرد. اضطراب بالا می‌رود و بعد پایین می‌آید. فرد تجربه می‌کند که می‌تواند این احساس را تحمل کند و همچنان کاری را که برایش مهم است انجام دهد. همین تجربه‌های کوچک، به مرور تصویر آدم از توانایی خودش را تغییر می‌دهند. ▪️ من ترس را بخشی جدی از زندگی روانی آدم می‌دانم. ترس گاهی جلوی ما می‌ایستد و می‌گوید مراقب باش. گاهی هم سال‌ها بعد از تمام شدن یک اتفاق، همان‌جا می‌ماند و هر موقعیتی را شبیه گذشته می‌بیند. شناختن این دو موقعیت زمان می‌برد. شاید بلوغ روانی، جایی در همین تشخیص شکل می‌گیرد؛ اینکه بدانیم کجا باید گوش کنیم، کجا باید مکث کنیم و کجا با وجود ترس، یک قدم دیگر برداریم. ▪️ ترس اگر حرف می‌زد، احتمالاً همیشه جمله‌های دلنشینی نمی‌گفت. از چیزهایی می‌گفت که دوست داریم پنهانشان کنیم: وابستگی، تنهایی، نیاز به تأیید، ترس از دست دادن، ترس از پیر شدن، ترس از کافی نبودن. شاید یکی از فایده‌های روبه‌رو شدن با ترس همین باشد که آدم را با بخش‌هایی از خودش آشنا می‌کند که در روزهای آرام کمتر دیده می‌شوند. و گاهی همین شناخت، از خودِ شجاعت ارزشمندتر است.  #در_ستایش ۱۴ ‌ ❤️☘ https://t.me/filsofak
765
7
کارگاه آن‌لاینی نو در آن: «نوشتن‌درمانی» با دکتر مصطفی سلیمانی. گاهی چیزهایی درون ما می‌مانند که هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ایم دربار+1
کارگاه آن‌لاینی نو در آن: «نوشتن‌درمانی» با دکتر مصطفی سلیمانی. گاهی چیزهایی درون ما می‌مانند که هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ایم درباره‌شان حرف بزنیم؛ خاطره‌هایی که هنوز با ما هستند، احساساتی که نامی برایشان پیدا نکرده‌ایم و تجربه‌هایی که شاید فقط منتظر یک راه برای دیده‌شدن‌اند. در این کارگاه، نوشتن را بهانه‌ای می‌کنیم برای نزدیک‌تر شدن به خود؛ برای اینکه یاد بگیریم چگونه آنچه درونمان می‌گذرد را به کلمه تبدیل کنیم، خودمان را بهتر بشناسیم و با خودمان مهربان‌تر باشیم. • پرداخت با Paypal ممکن است. برای مشاوره، راهنمایی و اطلاع از جزئیات با پشتیبان کارگاه‌های آن در ارتباط باشید. | آن؛ نشسته در بهمن.
655
8
تشریف بیاورید الان 🔸لینک ورود به انجمن ادبی موژ: https://meet.google.com/fhn-ducy-roq ⏰ یک‌شنبه‌ها ساعت: ۲۰ 🆔 @anjoman_mooz
تشریف بیاورید الان 🔸لینک ورود به انجمن ادبی موژ: https://meet.google.com/fhn-ducy-roq ⏰ یک‌شنبه‌ها ساعت: ۲۰ 🆔 @anjoman_moozh
103
9
📍 طرحواره‌های متولیان دین (وقتی زخم‌های روانیِ متولیان، به تجربه یک نسل از دین تبدیل می‌شود) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 هر انسانی جهان را از پشت عینک روان خودش می‌بیند. تجربه‌های کودکی، رابطه با والدین، ترس‌ها، محرومیت‌ها و نیازهای برآورده‌نشده، به‌تدریج الگوهایی در ذهن ما می‌سازند که روان‌شناسان به آنها «طرحواره» می‌گویند. طرحواره به ما می‌گوید دیگران چقدر قابل اعتمادند، خودمان چقدر ارزشمندیم و جهان تا چه اندازه امن است. متولی امور دینی هم پیش از هر جایگاه و عنوانی، یک انسان است؛ با تاریخچه‌ای روانی، ترس‌ها، نیازها و طرحواره‌های خودش. ■ مسأله از جایی جدی می‌شود که این طرحواره‌ها وارد جایگاه دینی و اجتماعی می‌شوند. ویژگی‌ای که در زندگی شخصی یک انسان باقی می‌ماند، وقتی با قدرت، اعتبار و مرجعیت همراه شود، می‌تواند به شیوه‌ای برای تربیت دیگران تبدیل شود. انسانی با طرحواره معیارهای سخت‌گیرانه ممکن است جهان را پر از باید و نباید ببیند. انسانی با طرحواره بی‌اعتمادی، آزادی جوان را تهدید تلقی کند و انسانی با طرحواره تنبیه‌گری، مجازات را ابزار اصلی اصلاح بداند. در این نقطه، روان یک فرد می‌تواند تجربه دینی تعداد زیادی از انسان‌ها را شکل دهد. ■ دختری بیست‌ساله را تصور کنید که می‌گوید: «من درباره خدا شک کرده‌ام. دعا می‌کنم و جوابی نمی‌گیرم. گاهی حتی از خدا عصبانی می‌شوم.» این جمله می‌تواند آغاز گفت‌وگویی عمیق درباره رنج، ایمان و معنای زندگی باشد. اگر پاسخ نخست، ترساندن، سرزنش یا فهرستی از بایدها و نبایدها باشد، دختر کم‌کم یاد می‌گیرد تجربه واقعی خودش را پنهان کند. فاصله گاهی از جایی آغاز می‌شود که انسان احساس می‌کند برای بیان تجربه درونی‌اش جای امنی ندارد. ■ طرحواره تنبیه‌گری در این میان اهمیت زیادی دارد. وقتی خطا همیشه با مجازات پاسخ بگیرد، نوجوان ممکن است دین را بیشتر با ترس از گناه و کیفر تجربه کند تا با امکان رشد و بازگشت. اینجا تفاوت «گناه» و «شرم» مهم است. گناه می‌گوید: «کاری که کردم اشتباه بود.» شرم می‌گوید: «خود من آدم بدی هستم.» گناه می‌تواند فرد را به جبران رفتار سوق دهد؛ شرم عمیق، او را به پنهان‌کاری و فرار نزدیک می‌کند. ■ طرحواره بی‌اعتمادی نیز رابطه را فرسوده می‌کند. وقتی جوان از ابتدا کسی دیده شود که باید مراقبش بود، کنترلش کرد و جلوی انتخاب‌هایش را گرفت، اعتماد از رابطه کنار می‌رود. بعد چرخه‌ای شکل می‌گیرد: کنترل بیشتر، مقاومت بیشتری می‌آورد؛ مقاومت بیشتر، سوءظن را تقویت می‌کند و سوءظن، کنترل بیشتری ایجاد می‌کند. متولی می‌گوید: «این نسل سرکش شده.» جوان می‌گوید: «آنها به من اعتماد ندارند.» هر دو طرف شواهدی برای باور خود پیدا می‌کنند. ■ طرحواره محرومیت هیجانی هم اثر عمیقی دارد. ممکن است کسی درباره رحمت، محبت و کرامت انسان سخن بگوید، اما هنگام مواجهه با جوانی خشمگین، عاشق، شکاک یا سردرگم، نتواند چند دقیقه بدون قضاوت به او گوش بدهد. جوان امروز درباره خدا، عشق، آزادی، بدن، عدالت، مرگ و معنای زندگی سؤال دارد. اگر پاسخ هر سؤال پیش از فهمیدن خود سؤال آماده باشد، گفت‌وگو به سخنرانی تبدیل می‌شود. وقتی گفت‌وگو از بین برود، رابطه هم فرسوده می‌شود. ■ یک سؤال جدی اینجاست: متولی امور دینی تا چه اندازه می‌تواند تشخیص دهد که واکنش او از فهم دینی‌اش می‌آید و چه اندازه از طرحواره‌های شخصی‌اش؟ آدم سخت‌گیر ممکن است سخت‌گیری خودش را عین دینداری ببیند. آدم کنترل‌گر ممکن است کنترل را مراقبت بنامد. آدم بی‌اعتماد ممکن است محدودیت را محافظت از جوان بداند. تشخیص این مرز، بخش مهمی از خودشناسی دینی است. ■ جوان امروز فقط نمی‌پرسد «دین چه می‌گوید؟»؛ به چهره کسی که درباره دین سخن می‌گوید هم نگاه می‌کند. لحن، رفتار، میزان تحمل تفاوت، شیوه برخورد با پرسش و ظرفیت شنیدن، همه در تصویر او از دین نقش دارند. تجربه تحقیر، ترس، کنترل یا بی‌توجهی هیجانی ممکن است از متولی دین به خود دین تعمیم پیدا کند. ■ شاید پیش از قضاوت درباره فاصله نسل جدید از دینداری، باید سؤال دشوارتری پرسید: «چه بخشی از این فاصله، انتخاب جوان است و چه بخشی، محصول تجربه‌ای که ما از دین برای او ساخته‌ایم؟» یکی از مهم‌ترین وظایف متولیان امور دینی امروز، شناختن روان خودشان است: «این واکنش من از کدام بخش وجودم می‌آید؟ از ایمانم، از دانشم، از ترس‌هایم یا از طرحواره‌ای که سال‌ها با من زندگی کرده است؟» چون جوان وقتی از یک نهاد دینی فاصله می‌گیرد، ممکن است چهره‌ای را به یاد بیاورد که دین را برای او نمایندگی می‌کرد. گاهی تصویر او از خدا، پیش از آنکه از کتاب‌ها ساخته شود، از رفتار آدم‌هایی ساخته شده که درباره خدا با او حرف زده‌اند. #الهیات_روان ۴ ☘❤️ https://t.me/elahiyateravan
766
10
📍در ستایش خداحافظی (آیا می‌شود کسی را دوست داشت و باز هم از زندگی‌مان خداحافظی کرد؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 بعضی آدم‌ها در دوره‌ای از زندگی وارد دنیای ما می‌شوند که حضورشان با نیازها و آرزوهایمان جور است. با آنها حرف می‌زنیم، خاطره می‌سازیم و آینده‌ای را تصور می‌کنیم که در آن کنار هم هستیم. بعد، زندگی جلو می‌رود. آدم‌ها تغییر می‌کنند، خواسته‌ها عوض می‌شوند و گاهی دو نفری که روزی مسیر مشترکی داشتند، آرام‌آرام راه‌های متفاوتی پیدا می‌کنند. ■ اروین یالوم در روان‌درمانی اگزیستانسیال، روی آزادی و مسئولیت انسان تأکید زیادی دارد. از نگاه او، ما در برابر انتخاب‌های خودمان مسئولیم. انتخاب فقط تصمیمی در ذهن ما نیست؛ هر انتخاب، شکلی از زندگی را برایمان می‌سازد. در یک رابطه هم هر روز انتخاب می‌کنیم که بمانیم، حرف بزنیم، تلاش کنیم، فاصله بگیریم یا خداحافظی کنیم. هرکدام از این انتخاب‌ها هزینه و پیامد خودش را دارد. ■ گاهی سال‌ها منتظر تغییر یک نفر می‌مانیم. منتظر روزی که بیشتر دوستم داشته باشد، مسئولیت‌پذیرتر شود، حرف‌هایش را بزند یا بالاخره بفهمد چه چیزی برای ما مهم است. در همین انتظار، ماه‌ها و سال‌ها از زندگی خودمان می‌گذرد. سؤال مهم یالومی اینجا به کمکمان می‌آید: «من با انتخاب امروز خودم، چه زندگی‌ای برای خودم می‌سازم؟» ■ این سؤال، نگاه ما را از تغییر دادن دیگری به انتخاب کردن خودمان برمی‌گرداند. ممکن است کسی را خیلی دوست داشته باشیم و ادامه این رابطه را انتخاب نکنیم. ممکن است خاطرات خوبی از یک نفر داشته باشیم و باز هم مسیرمان را جدا کنیم. دوست داشتن یک احساس است؛ ماندن یک انتخاب. این دو همیشه در یک جهت حرکت نمی‌کنند. ■ یالوم از «تنهایی اگزیستانسیال» هم صحبت می‌کند؛ تنهایی عمیقی که بخشی از تجربه انسان بودن است. ما می‌توانیم عاشق باشیم، دوست داشته شویم و سال‌ها همراه کسی زندگی کنیم، اما در نهایت هرکدام مسئول انتخاب مسیر زندگی خودمان هستیم. هیچ انسانی نمی‌تواند تمام خلأهای ما را پر کند و هیچ رابطه‌ای نمی‌تواند همه ترس‌های ما را برای همیشه از میان ببرد. پذیرفتن این واقعیت، ما را به رابطه‌ای سالم‌تر و آزادتر نزدیک می‌کند. ■ بعضی وقت‌ها برای رفتن، دنبال یک آدم مقصر می‌گردیم. شروع می‌کنیم به شمردن اشتباه‌ها، بی‌توجهی‌ها و حرف‌هایی که ما را رنجانده‌اند. پرونده‌ای از گذشته می‌سازیم تا تصمیم امروزمان برای خودمان قابل قبول شود. رابطه‌ها گاهی با یک خطای بزرگ تمام می‌شوند و گاهی مجموعه‌ای از تفاوت‌ها، خستگی‌ها و ناهماهنگی‌ها مسیر را به پایان می‌رساند. شناخت همین تفاوت‌ها می‌تواند تصمیم را روشن‌تر کند. ■ یک سؤال ساده در چنین موقعیتی کمک زیادی می‌کند: «اگر این آدم همین‌طور که امروز هست، سال آینده هم همین باشد، باز هم این رابطه را انتخاب می‌کنم؟» این سؤال ما را از خیال آینده به زندگی امروز برمی‌گرداند. پاسخ آن می‌تواند چیزهای زیادی را درباره نیازها، مرزها و انتخاب‌هایمان روشن کند. ■ خداحافظی، سوگ خودش را دارد. وقتی رابطه‌ای تمام می‌شود، فقط یک نفر از کنارمان نمی‌رود. برنامه‌های مشترک، پیام‌های روزانه، عادت‌ها و حتی آینده‌ای که در ذهن ساخته بودیم هم تغییر می‌کنند. برای همین ممکن است بعد از یک خداحافظی، دلتنگ شویم، گریه کنیم یا حتی برای برگشتن وسوسه شویم. این احساس‌ها بخشی از سوگ رابطه‌اند و باید فرصت تجربه شدن داشته باشند. ■ شاید بلوغ عاطفی جایی خودش را نشان می‌دهد که بتوانیم ارزش یک آدم را از جایگاه او در زندگی امروزمان جدا کنیم. بعضی آدم‌ها برای همیشه بخشی از داستان ما می‌مانند و مسیرشان از مسیر ما جدا می‌شود. خاطره‌شان می‌تواند عزیز باشد، تجربه‌شان می‌تواند مهم باشد و زندگی‌مان هم می‌تواند راه خودش را برود. ■ خداحافظی گاهی همین است: پذیرفتن واقعیت، دیدن سهم خودمان، احترام گذاشتن به انتخاب دیگری و گرفتن مسئولیت زندگی خودمان. گاهی باید بمانیم و تلاش کنیم؛ گاهی باید گفت‌وگو کنیم؛ گاهی هم باید آخرین قدم را برداریم، در را ببندیم و مدتی با سکوت پشت آن در زندگی کنیم. #در_ستایش ۱۳ ‌ ❤️☘ https://t.me/filsofak
1 467
11
کارگاه آن‌لاینی نو در آن: «نوشتن‌درمانی» با دکتر مصطفی سلیمانی. گاهی چیزهایی درون ما می‌مانند که هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ایم دربار
کارگاه آن‌لاینی نو در آن: «نوشتن‌درمانی» با دکتر مصطفی سلیمانی. گاهی چیزهایی درون ما می‌مانند که هیچ‌وقت فرصت نکرده‌ایم درباره‌شان حرف بزنیم؛ خاطره‌هایی که هنوز با ما هستند، احساساتی که نامی برایشان پیدا نکرده‌ایم و تجربه‌هایی که شاید فقط منتظر یک راه برای دیده‌شدن‌اند. در این کارگاه، نوشتن را بهانه‌ای می‌کنیم برای نزدیک‌تر شدن به خود؛ برای اینکه یاد بگیریم چگونه آنچه درونمان می‌گذرد را به کلمه تبدیل کنیم، خودمان را بهتر بشناسیم و با خودمان مهربان‌تر باشیم. برای مشاوره، راهنمایی و اطلاع از جزئیات با پشتیبان کارگاه‌های آن در ارتباط باشید. | آن؛ نشسته در بهمن.
939
12
🔻حتی چیزهایی که جرئت ندارم برای خودم تعریفشان کنم، به تو می‌گویم؛ چون کنار تو، حتی تاریک‌ترین گوشه‌های من هم می‌توانند دوست‌
🔻حتی چیزهایی که جرئت ندارم برای خودم تعریفشان کنم، به تو می‌گویم؛ چون کنار تو، حتی تاریک‌ترین گوشه‌های من هم می‌توانند دوست‌داشتنی باشند. ✍️ #مصطفی_سلیمانی
1 145
13
ادبیات و اسطوره تشریف بیارید الان. 🔸لینک ورود به انجمن ادبی موژ: https://meet.google.com/fhn-ducy-roq ⏰ یک‌شنبه‌ها ساعت: ۲۰
ادبیات و اسطوره تشریف بیارید الان. 🔸لینک ورود به انجمن ادبی موژ: https://meet.google.com/fhn-ducy-roq ⏰ یک‌شنبه‌ها ساعت: ۲۰ 🆔 @anjoman_moozh
169
14
■ خطر اصلی زمانی شروع می‌شود که حرف دیگران از بیرون وارد ذهن تو شود و تبدیل شود به صدایی که هر روز خودت را با آن قضاوت می‌کنی. آنجا دیگر مسئله فقط حرف یک نفر نیست؛ رابطه‌ی تو با خودت هم تحت تأثیر قرار گرفته است. ■ شاید سؤال مهم این باشد: برای حفظ تصویری که دیگران از تو دارند، چقدر از آرامش خودت را خرج می‌کنی؟ ❤️☘ https://t.me/filsofak
1
15
📍وقتی زورش به تو نمی‌رسد، سراغ آبرویت می‌رود (چرا بعضی‌ها وقتی از تو فاصله می‌گیرند، سراغ ذهن دیگران می‌روند؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 گاهی یک رابطه به جایی می‌رسد که یکی از دو نفر احساس می‌کند نفوذ سابقش را روی دیگری از دست داده. دیگر نمی‌تواند تصمیم او را تغییر دهد، او را برگرداند یا وادارش کند همان کاری را انجام دهد که خودش می‌خواهد. از همین‌جا ممکن است مسیر دیگری شکل بگیرد: حرف زدن با دیگران و ساختن روایتی تازه درباره‌ی طرف مقابل. ■ پشت سرت حرف می‌زند، ماجرا را برای دیگران تعریف می‌کند، بعضی قسمت‌ها را پررنگ می‌کند و بعضی قسمت‌ها را کنار می‌گذارد. بعد سراغ آدم‌هایی می‌رود که برایش مهم‌اند و تلاش می‌کند آن‌ها را با روایت خودش همراه کند. کم‌کم یک اختلاف شخصی وارد رابطه‌های بیشتری می‌شود. ■ روان‌شناس آمریکایی نیکی کریک سال‌ها درباره‌ی پدیده‌ای به نام «پرخاشگری رابطه‌ای» پژوهش کرد. این اصطلاح خیلی ساده یعنی فرد برای آسیب زدن به دیگری، از رابطه‌ها و آدم‌های اطراف او استفاده کند؛ مثلاً با بدگویی، شایعه، ایجاد فاصله میان آدم‌ها یا پایین آوردن جایگاه اجتماعی یک نفر. ■ پشت این رفتار می‌تواند احساس شکست، خشم، حسادت، ترس از طرد شدن یا نیاز شدید به کنترل وجود داشته باشد. بعضی آدم‌ها وقتی در رابطه احساس قدرت کمتری می‌کنند، تلاش می‌کنند قدرت خودشان را در روایت ماجرا حفظ کنند. روایت کردن تبدیل می‌شود به راهی برای اینکه همچنان روی نگاه دیگران اثر بگذارند. ■ اعتبار اجتماعی برای انسان اهمیت زیادی دارد. ما خودمان را تا حدی از نگاه آدم‌های مهم زندگی‌مان می‌شناسیم. خانواده، دوستان، همکاران و آدم‌هایی که برایمان ارزشمندند، در شکل‌گیری تصویر ما از خودمان نقش دارند. برای همین، وقتی کسی به اعتبارمان حمله می‌کند، ممکن است خشم، اضطراب، شرم یا احساس بی‌عدالتی سراغمان بیاید. ■ بعد ذهن شروع می‌کند به سؤال ساختن: «چه کسی شنیده؟»، «چی گفته؟»، «کی باور کرده؟»، «الان درباره‌ی من چه فکری می‌کنند؟» آدم ممکن است ساعت‌ها یک گفت‌وگو را مرور کند، حرف‌های گذشته را دوباره بررسی کند و دنبال نشانه بگردد. ذهن در این وضعیت دنبال راهی برای پس گرفتن کنترل است. ■ روان‌شناسی به تکرار مداوم یک فکر یا اتفاق، بدون رسیدن به نتیجه‌ی تازه، «نشخوار فکری» می‌گوید. نشخوار فکری انرژی زیادی می‌گیرد، تمرکز را پایین می‌آورد و باعث می‌شود اتفاقی که شاید چند ساعت طول کشیده، روزها و هفته‌ها در ذهن ادامه پیدا کند. ■ یک سؤال ساده می‌تواند کمک‌کننده باشد: «این حرف دقیقاً روی کدام رابطه یا موقعیت اثر گذاشته؟» اگر دوست نزدیکت چیزی شنیده، با همان دوست صحبت کن. اگر همکارت درباره‌ات برداشت نادرستی پیدا کرده، با خودش حرف بزن. اگر موضوع به کار و اعتبار حرفه‌ای مربوط شده، اطلاعات و مدارک را نگه دار و از مسیر مناسب پیگیری کن. ■ توضیح دادن به همه، معمولاً ذهن را وارد یک مسیر بی‌پایان می‌کند. هر بار یک نفر تازه پیدا می‌شود که چیزی شنیده و حالا باید برای او هم توضیح بدهی. پاسخ وقتی مؤثرتر است که مخاطب مشخص، موضوع مشخص و دلیل مشخصی داشته باشد. ■ مفهوم دیگری که اینجا به کار می‌آید «سوگیری تأییدی» است. یعنی ذهن آدم‌ها اطلاعات تازه را با باورهای قبلی‌شان می‌سنجد. کسی که از قبل تو را قابل اعتماد می‌داند، یک حرف منفی را با تجربه‌های خودش مقایسه می‌کند. کسی که ذهنیت منفی دارد، ممکن است همان حرف را راحت‌تر بپذیرد. ■ بنابراین، یک روایت واحد می‌تواند در ذهن آدم‌های مختلف معناهای متفاوتی پیدا کند. بعضی‌ها باور می‌کنند، بعضی‌ها تردید می‌کنند و بعضی‌ها اصلاً جدی نمی‌گیرند. شناخت این موضوع کمک می‌کند انرژی روانی‌ات را صرف کنترل ذهن آدم‌هایی نکنی که اختیارشان دست تو نیست. ■ گاهی هم «مثلث‌سازی» اتفاق می‌افتد؛ یعنی مسئله‌ای بین دو نفر، از طریق نفر سوم ادامه پیدا می‌کند. به جای گفت‌وگوی مستقیم، درباره‌ی تو با دوستت صحبت می‌شود، دوستت وارد ماجرا می‌شود و بعد افراد بیشتری درگیر می‌شوند. یک اختلاف شخصی، تبدیل به مسئله‌ای جمعی می‌شود. ■ در چنین شرایطی، قبل از هر واکنشی سه چیز را روشن کن: چه اتفاقی افتاده؟ چه آسیبی ایجاد شده؟ چه کاری از دست من برمی‌آید؟ همین سه سؤال می‌تواند ذهن را از حدس و گمان به سمت واقعیت برگرداند. ■ اعتبار آدم‌ها در طول زمان ساخته می‌شود؛ در رفتارهای روزمره، در مسئولیت‌پذیری، در نحوه‌ی برخورد با دیگران، در رفتار هنگام عصبانیت و در شیوه‌ی مواجهه با اشتباهات. آدم‌ها با گذشت زمان، تصویر دقیق‌تری از یکدیگر پیدا می‌کنند. ■ مراقبت از آبرو یعنی وقتی لازم است توضیح بدهی، توضیح بدهی؛ وقتی لازم است مرز بگذاری، مرز بگذاری؛ و وقتی لازم است موضوعی را پیگیری کنی، پیگیری کنی. بعد اجازه بده زندگی‌ات دوباره به مسیر خودش برگردد.
1
16
🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ا
🌸دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوش‌آمدید🌸 کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانال‌های علمی و آکادمیک تلگرامی ایران در حوزه‌های فلسفه و منطق، علوم‌شناختی، روان‌شناسی، علوم اعصاب، هوش مصنوعی و … است. این کانال به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید از مطالب معتبر در حوزه‌های مختلف علمی بهره ببرید و بنابر علاقه‌ خود در رویدادهای علمی مرتبط شرکت نمایید. لطفا برای پیدا کردن کانال معتبر مورد علاقه خود، روی لینک دعوت‌نامه کلیک کنید. ⭐️پ.ن: محتمل است کانال شما نیز برگزیده باشد اما تاکنون افتخار ارتباط حاصل نشده باشد. بدین منظور به آیدی مدیر تبلیغات پیام دهید تا عضو برگزیدگان شوید: 👨🏻‍💼@advertis_manager 📌 لینک دعوت‌نامه تقدیم‌تان ⬇️: 💌 https://t.me/addlist/pbOe5fcXvHg4ZmY0
381
17
#موسیقی #عاشقانه 🔻به خودم اجازه می‌دهم از صمیم قلب از تو بدم بیاید؛ از صدایت، از خاطره‌ی دست‌هایت، از آن «مواظب خودت باش» گفتنت که هنوز بعد از این‌همه وقت، دلم را نرم می‌کند. دلم می‌خواهد یک روز بیدار شوم و هیچ‌چیز از تو در من نمانده باشد؛ نه ردّ عطرت روی پیراهنم، نه جای خالی‌ات کنار پنجره، نه آن قسمت از قلبم که هنوز بی‌اجازه برایت جا نگه داشته است. اما راستش را بخواهی، من حتی در نفرت هم از تو شکست می‌خورم. همین که می‌خواهم فراموشت کنم، یک خاطره‌ی کوچک از تو سر می‌رسد و تمام نقشه‌هایم را به‌هم می‌ریزد. شاید بدترین اتفاق این باشد که آدم از کسی دل بکند، اما دلش هنوز بلد باشد دوستش داشته باشد. ✍️ #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ https://t.me/filsofak
1 366
18
📍کودکِ پنهان (چرا بعضی زخم‌های قدیمی، بعد از پدر و مادر شدن دوباره بیدار می‌شوند؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 خیلی از آدم‌ها قبل از بچه‌دار شدن یک تصویر زیبا از خودشان دارند؛ تصویری از پدر یا مادری که قرار است همه چیز را درست انجام دهد. با خودشان می‌گویند: «من مثل پدر و مادرم رفتار نمی‌کنم. من بیشتر گوش می‌دهم، بیشتر محبت می‌کنم، بیشتر حضور دارم.» این تصمیم ارزشمند است، اما گاهی زندگی بعد از آمدن کودک، بخش‌هایی از ما را نشان می‌دهد که تا قبل از آن کمتر دیده بودیم. کودک فقط یک عضو تازه به خانواده اضافه نمی‌کند؛ او گاهی چراغی روی قسمت‌های تاریک شخصیت ما می‌اندازد. ▪️ بچه‌ها با نیازهای طبیعی خودشان وارد زندگی ما می‌شوند؛ نیاز به توجه، امنیت، صبر، آغوش و همراهی. اما همین نیازهای ساده گاهی می‌توانند در والد، احساسات پیچیده‌ای را فعال کنند. مادری که خودش در کودکی مجبور بوده همیشه ساکت باشد، ممکن است با گریه‌های مداوم کودک احساس درماندگی کند. پدری که هیچ‌وقت اجازه نداشته احساساتش را نشان دهد، شاید با ترس یا ناراحتی فرزندش راحت نباشد. مسئله این نیست که او فرزندش را دوست ندارد؛ مسئله این است که یک بخش قدیمی از وجودش هنوز با همان تجربه‌های گذشته زندگی می‌کند. ▪️ بسیاری از واکنش‌های ما در برابر فرزندمان فقط مربوط به لحظه اکنون نیستند. گاهی صدایی از گذشته درون ما فعال می‌شود. همان صدایی که زمانی از والدین، معلم‌ها یا اطرافیان شنیده‌ایم. کودکی که بارها شنیده «چرا این‌قدر اشتباه می‌کنی؟» ممکن است سال‌ها بعد، وقتی فرزندش اشتباهی می‌کند، ناخواسته همان لحن را تکرار کند. نه به این دلیل که قصد آسیب زدن دارد، بلکه چون ذهن انسان گاهی الگوهای آشنای قدیمی را دوباره اجرا می‌کند. ▪️ یکی از سخت‌ترین بخش‌های والد شدن این است که کودک ما گاهی چیزی را از ما می‌خواهد که خودمان در گذشته دریافت نکرده‌ایم. کودکی که نیاز به توجه دارد، ممکن است برای کسی که همیشه نادیده گرفته شده، بسیار سنگین باشد. کودکی که وابسته است و مدام دنبال حمایت می‌گردد، ممکن است برای کسی که خیلی زود مجبور شده مستقل شود، احساس خستگی ایجاد کند. گاهی فرزند ما به نقطه‌ای دست می‌زند که سال‌ها پیش در خودمان پنهان کرده‌ایم. ▪️ اما شناختن این موضوع نباید باعث شود والدین خودشان را سرزنش کنند. هیچ انسانی با گذشته‌ای کاملاً بی‌زخم وارد نقش پدر یا مادر نمی‌شود. همه ما تجربه‌هایی داشته‌ایم که روی نگاه ما به عشق، توجه، اشتباه کردن و رابطه اثر گذاشته‌اند. مهم این است که وقتی متوجه می‌شویم واکنش ما فقط مربوط به رفتار کودک نیست، فرصت پیدا می‌کنیم انتخاب دیگری داشته باشیم. ▪️ آگاهی، اولین قدم ترمیم است. وقتی پدر یا مادری بتواند لحظه‌ای مکث کند و از خودش بپرسد: «الان واقعاً از رفتار فرزندم ناراحت هستم یا چیزی در گذشته من فعال شده؟» یک فاصله ارزشمند ایجاد می‌شود؛ فاصله‌ای میان احساس و واکنش. همین فاصله می‌تواند جلوی انتقال بسیاری از زخم‌ها را به نسل بعد بگیرد. ▪️ بچه‌دار شدن فقط تجربه بزرگ کردن یک انسان کوچک نیست؛ تجربه شناختن بخش‌های ناشناخته خودمان هم هست. فرزند ما گاهی ما را با کودک درونمان روبه‌رو می‌کند؛ با آن قسمت‌هایی که زمانی نیاز به دیده شدن، شنیده شدن و دوست داشته شدن داشتند. شاید یکی از زیباترین بخش‌های والد بودن این باشد که در کنار رشد دادن یک کودک، فرصتی برای رشد دادن خودمان هم پیدا می‌کنیم. ▪️ والد خوب کسی نیست که هیچ زخمی ندارد، هیچ‌وقت خسته نمی‌شود و همیشه درست رفتار می‌کند. والد آگاه کسی است که زخم‌های خودش را می‌شناسد، مسئولیت آن‌ها را می‌پذیرد و تلاش می‌کند دردهای حل‌نشده را به جای منتقل کردن، درمان کند. گاهی فرزند ما فقط کودکی نیست که به مراقبت ما نیاز دارد؛ او آینه‌ای است که به ما نشان می‌دهد کدام قسمت از وجودمان هنوز منتظر توجه و مهربانی است. #تربیت_فرزند ۴ ‌ ❤️☘ https://t.me/tarbiat_mind
1 194
19
📍اهلیِ خودت باش (چرا بعضی آدم‌ها با وجود همه کمک‌ها هنوز با خودشان در صلح نیستند؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 در اتاق درمان، آدم‌هایی را دیده‌ام که تمام مسیرهای بیرونی را امتحان کرده‌اند. کتاب خوانده‌اند، دوره دیده‌اند، دارو مصرف کرده‌اند، ساعت‌های زیادی حرف زده‌اند و حتی شجاعانه به زخم‌های قدیمی‌شان نگاه کرده‌اند. اما گاهی در عمق وجودشان کسی هنوز نشسته که با خودشان مهربان نیست. کسی که هر صبح با صدای آرامی می‌گوید: «هنوز کافی نیستی.» و عجیب اینجاست که بسیاری از دردهای انسان از اتفاقاتی که برایش افتاده نمی‌آید؛ از شیوه‌ای می‌آید که سال‌ها بعد با خودش رفتار کرده است. ■ من در سال‌های کار درمانی به این نتیجه رسیده‌ام که یکی از مهم‌ترین رابطه‌های زندگی هر انسان، رابطه‌ای است که با خودش دارد. ما برای همه آدم‌های مهم زندگی‌مان وقت می‌گذاریم، حرف‌هایشان را می‌شنویم، حالشان را می‌پرسیم و اشتباهاتشان را می‌بخشیم؛ اما وقتی نوبت به خودمان می‌رسد، تبدیل به سخت‌گیرترین قاضی می‌شویم. گاهی انسانی را می‌بینم که با دیگران با نهایت شفقت رفتار می‌کند، اما کوچک‌ترین لغزش خودش را با سال‌ها سرزنش پاسخ می‌دهد. ■ «اهلیِ خودت باش» یک مسیر درمانی است. اهلی شدن یعنی با خودت آن‌قدر آشنا شوی که از دیدن بخش‌های آسیب‌پذیرت فرار نکنی. یعنی وقتی ترسیدی، خودت را تحقیر نکنی. وقتی شکست خوردی، خودت را رها نکنی. یعنی بتوانی کنار خودت بمانی؛ همان‌طور که کنار یک دوست خسته می‌نشینی و فقط حضور داری. ■ بسیاری از افراد تصور می‌کنند درمان یعنی پیدا کردن یک راه برای حذف درد. اما انسان موجودی نیست که با پاک کردن همه رنج‌ها به آرامش برسد. بخش مهمی از بهبود، یاد گرفتن شیوه تازه‌ای برای همراهی با خود است. کارل راجرز، روان‌شناس بزرگ انسان‌گرا، سال‌ها پیش بر اهمیت پذیرش بی‌قیدوشرط تأکید کرد؛ اینکه انسان در فضایی از پذیرش می‌تواند رشد کند. شاید یکی از مهم‌ترین جاهایی که این پذیرش باید اتفاق بیفتد، درون خود ماست. ■ دارو، روان‌درمانی، آموزش و حمایت اجتماعی، همه می‌توانند چراغ‌هایی باشند که مسیر را روشن می‌کنند. اما کسی که قرار است این مسیر را طی کند، خود ما هستیم. اگر در تمام مسیر، خودمان را با تحقیر، انکار و دشمنی همراهی کنیم، حتی بهترین کمک‌ها هم با مانعی درونی روبه‌رو می‌شوند. گاهی مسئله این نیست که چراغ کافی نداریم؛ مسئله این است که هنوز حاضر نیستیم با خودمان در این مسیر قدم بزنیم. ■ در جلسات درمان، گاهی از مراجع می‌پرسم: «اگر کسی که دوستش دارید دقیقاً همین تجربه شما را داشت، با او چگونه حرف می‌زدید؟» بیشتر افراد پاسخ‌هایی می‌دهند که نشان می‌دهد مهربانی را بلدند؛ فقط آن را برای خودشان ذخیره نکرده‌اند. انگار بخشی از وجودشان سال‌ها پشت یک در بسته منتظر مانده تا کسی بالاخره او را هم ببیند. ■ شاید بهزیستی از جایی شروع می‌شود که انسان دیگر برای فرار از خودش زندگی نمی‌کند. جایی که بتواند کنار خودش بنشیند، گذشته‌اش را بفهمد، زخم‌هایش را بشناسد و به جای جنگیدن دائمی با خویشتن، رابطه‌ای تازه بسازد. درمان واقعی شاید فقط تغییر افکار و رفتار نباشد؛ شاید بازگشت به خانه‌ای باشد که سال‌ها از آن دور بوده‌ایم: خودمان. #اتاق_درمان ۲۱ ‌ ❤️☘ https://t.me/DarmanRoom
1 077
20
به یاد صمد بهرنگی بشنوید: ‏این یک ترانه‌ی فولکور ترکی است که بهمن زمانی -معلّم و شاعر سیاسی- برای صمد بهرنگی سروده است. آراز آراز، خان آراز ای ارس، ای ارس خان! سلطان آراز، خان آراز ای ارس پادشاه! ای ارس خان! سنی گوروم یاناسان تو را بینم که می‌سوزی بیر دردیمی قان آراز ای ارس، درد من را بدان! (یا: ای ارس، درد خلق من را بدان! که نسخه سیاسی آن است) آراز، سندن کیم کئچدی؟ ای ارس، چه کسی از تو گذشت؟ کیم غرق اولدو کیم کئچدی؟ کی در تو غرق شد؟ کی ازت گذشت؟ فلک، گل ثابت ائیله ای فلک، بیا و نشانم ده هانسی گونوم خوش گئچدی کدام روزم به خوشی گذشت؟ صمـد گلیــر گولــه گولــه صمد می‌آید با خنده در لب‌هایش، دؤشونده بـاخ قیــزل گــولــه با گل سرخ در سینه اش، هــر الینــده دورد کیتــاب با چندین کتاب در دست‌هایش، دؤنــدری بیـزیـــم دیلـــه ترجمه کرده به زبان خودش (ترکی)
1 092