1 830
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+5330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+27
in 1 channels
August '26
+91
in 6 channels
Get PRO
July '26
+70
in 5 channels
Get PRO
June '26
+61
in 2 channels
Get PRO
May '26
+10
in 0 channels
Get PRO
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+36
in 3 channels
Get PRO
January '26
+17
in 1 channels
Get PRO
December '25
+62
in 5 channels
Get PRO
November '25
+71
in 8 channels
Get PRO
October '25
+67
in 7 channels
Get PRO
September '25
+45
in 5 channels
Get PRO
August '25
+50
in 3 channels
Get PRO
July '25
+74
in 3 channels
Get PRO
June '25
+39
in 3 channels
Get PRO
May '25
+39
in 2 channels
Get PRO
April '25
+54
in 0 channels
Get PRO
March '25
+52
in 3 channels
Get PRO
February '25
+44
in 0 channels
Get PRO
January '25
+56
in 3 channels
Get PRO
December '24
+78
in 6 channels
Get PRO
November '24
+69
in 7 channels
Get PRO
October '24
+54
in 3 channels
Get PRO
September '24
+36
in 4 channels
Get PRO
August '24
+37
in 3 channels
Get PRO
July '24
+46
in 4 channels
Get PRO
June '24
+46
in 2 channels
Get PRO
May '24
+26
in 1 channels
Get PRO
April '24
+32
in 3 channels
Get PRO
March '24
+23
in 1 channels
Get PRO
February '24
+25
in 0 channels
Get PRO
January '24
+49
in 3 channels
Get PRO
December '23
+36
in 2 channels
Get PRO
November '23
+63
in 2 channels
Get PRO
October '23
+63
in 2 channels
Get PRO
September '23
+35
in 0 channels
Get PRO
August '23
+50
in 0 channels
Get PRO
July '23
+54
in 0 channels
Get PRO
June '23
+39
in 0 channels
Get PRO
May '23
+42
in 0 channels
Get PRO
April '23
+48
in 0 channels
Get PRO
March '23
+67
in 0 channels
Get PRO
February '23
+46
in 0 channels
Get PRO
January '23
+26
in 0 channels
Get PRO
December '22
+54
in 0 channels
Get PRO
November '22
+32
in 0 channels
Get PRO
October '22
+29
in 0 channels
Get PRO
September '22
+36
in 0 channels
Get PRO
August '22
+37
in 0 channels
Get PRO
July '22
+42
in 0 channels
Get PRO
June '22
+35
in 0 channels
Get PRO
May '22
+36
in 0 channels
Get PRO
April '22
+31
in 0 channels
Get PRO
March '22
+37
in 0 channels
Get PRO
February '22
+21
in 0 channels
Get PRO
January '22
+34
in 0 channels
Get PRO
December '21
+37
in 0 channels
Get PRO
November '21
+34
in 0 channels
Get PRO
October '21
+54
in 0 channels
Get PRO
September '21
+46
in 0 channels
Get PRO
August '21
+31
in 0 channels
Get PRO
July '21
+52
in 0 channels
Get PRO
June '21
+34
in 0 channels
Get PRO
May '21
+25
in 0 channels
Get PRO
April '21
+49
in 0 channels
Get PRO
March '21
+49
in 0 channels
Get PRO
February '21
+26
in 0 channels
Get PRO
January '21
+60
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 209
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | +1 | |||
| 09 September | +2 | |||
| 08 September | +3 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +4 | |||
| 05 September | +8 | |||
| 04 September | +4 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +2 |
Channel Posts
☕️
آلبر کامو یه حرفِ خیلی جسورانه داره که میگه: «ما همهمون در حالِ بازی کردنِ نقش هستیم،
تا روزی که بفهمیم هیچ نقشی ارزشِ بازی کردن نداره، جز "خودمان بودن".»
واقعیت اینه که ما وقت زیادی رو صرفِ ساختنِ یه تصویرِ بینقص از خودمون برایِ دیگران میکنیم.
ترسِ اصلیِ ما این نیست که "بد" باشیم، ترسِ ما اینه که "معمولی" دیده بشیم. ولی زیباییِ زندگی دقیقاً توی همون لحظههاییه که نقابها میفتن؛
همون وقتایی که بی هیچ ترسی اعتراف میکنیم که خوشحال نیستیم،
که ترسیدیم،
یا که هنوز داریم دنبالِ معنایِ بودنمون میگردیم.
گاهی برایِ زندگی کردن، فقط کافیه شجاعتِ "معمولی بودن" رو داشته باشیم.......
💫
| 2 | No text... | 113 |
| 3 | زیگموند فروید میگوید:
"تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد".
انگار انسان متمدن فهمیده بود که سنگها به اندازه کافی دردناک نیستند و بهاتدازه کافی، پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات متنوعتر از سنگها بودند، میشد قبل از پرتاب! انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.
از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه!
درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز میماند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند، کدام سنگ چنین قدرتی داشت!؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم، اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در کلمات بگنجانیم!
یاد گرفتیم که چطور گوشههایشان را تیز کنیم، لحن را به آن اضافه کنیم و طوری پرتابشان کنیم که حتی به نظر پیام دوستی بیایند!
انسان متمدن، امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است چون دیگر سپری در کار نیست! | 125 |
| 4 | 🍂پاییز از راه رسید
تابستان هم آرامآرام پشت سر گذاشته شد؛ با تمام گرما، روزهای بلند و خاطراتی که حالا باید میان برگهای تقویم جایشان داد.
پاییز آمده تا رنگ دیگری به روزگار بزند. فصلی که انگار هر برگ زردش، یادآور چیزیست که گذشت و دیگر بازنمیگردد.
و چه همنشینی عجیبیست پاییز با این کلمات: "به سکوت سرد زمان، به خزان زرد زمان…"؛ گویا خزان طبیعت، همان خزان زمان است... جایی که نه زمان از درد آدمی خبر دارد و نه آدمی میتواند جلوی گذر زمان را بگیرد.
این تصنیف، "بیهمزبان" با صدای #محمدرضا_شجریان، شعری از #جواد_آذر و در دستگاه ماهور است؛ از آلبوم «سرو چمان». | 129 |
| 5 | امام احمد غزالی روزی در مجلس وعظ گفت: ای مسلمانان، هرچه من در چهل سال از سر این چوبپاره(منبر) شما را میگویم، فردوسی در دو بیت گفته است، اگر بر آن خواهید رفت، از همه مستغنی شوید:
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدنِ دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس
که راه رهایی همین است و بس
مرزباننامه
بهکوشش خلیل خطیب رهبر | 323 |
| 6 | نوبت عاشقی
محمدامین مروتی
شاملو شعری دارد با عنوان "آن کس که از کوچه به خانه برمی گردد". مقصود، سرخوردن از فعالیت سیاسی و پناه بردن به عشق زن پس از 28 مرداد سال 32 است.
برای محسن مخملباف این بازگشت از کوچه و سیاست، پس از انقلاب و در کتابچه کوچکی به نام "نوبت عاشقی" رخ داد.
این کتاب کوچک، شامل پنج قصه کوتاه است که دو قصه "نوبت عاشقی" و "مرا ببوس" جلوه بیشتری دارند.
نوبت عاشقی درونمایه ای فلسفی/بیولوژیک دارد. این که عشق یک رخداد جبرگونه است که دربند مصلحت و ننگ و نام نیست. قصه گزل و دو عاشقش یکی با موی مشکی و دیگری با موی بور.
مخملباف در سه اپیزود جای عاشق و معشوق ها را عوض می کند. در دو اپیزود کار به جنایت و دادگاه می کشد اما در اپیزود سوم عاقبت به گونه ای دیگر رقم می خورد. پیام این قصه ها در مجوع بی گناهی و بی اختیار بودن عشق است. عاشق شدن دست کسی نیست ولی عواقبش می تواند بارحقوقی داشته باشد.
"مرا ببوس" هم حکایت عشق یک دختر معمولی به یک چریک پیش از انقلاب است. عشقی که کار مرضیه را به زندان و مرگ می کشاند. میانمایه این قصه نیز پایداری عاشق در راه معشوق است. مرضیه کاری به سیاست ندارد، ولی عاشق مصطفی است و به هوای دیدن روی یار، زندان را روی سرش می گذارد.
زندانیان سیاسی، برای همدلی با مرضیه، ترانه "مرا ببوس" را با او همخوانی می کنند.
منبع:
نوبت عاشقی، محسن مخملباف، 1369، نشر نی
18 شهریور 1405 | 534 |
| 7 | کفر و دین:
ای عزیز هرچه مرد را به خدا رساند اسلام است، و هرچه مرد را از راه خدا بازدارد کفرست... کفر و اسلام دو حالست...
تا از خودپرستی فارغ نشوی، خداپرست نتوانی بودن؛ تا بنده نشوی، آزادی نیابی..... (تمهیدات عین القضات همدانی) | 241 |
| 8 | 📌شباهت شخصیتهای دیالوگهای افلاطون با برخی فیلسوفان مدرن!
بعضی از شخصیتها دیالوگهای افلاطون، به لحاظ دغدغههای فلسفی، شبیه برخی فیلسوفان مدرناند. گویا تأمل عمیق افلاطون، برخی از مهمترین خطوط فلسفی را یافته و آنها را در گفتوگو قرار دادهاست. دیدن این شباهتها میتواند جالب باشد بیآنکه بخواهیم نتیجهی فلسفی خاصی از آن اخذ کنیم.
۱. ویتگنشتاین شبیه سقراط (بحث رابطهی لفظ و معنا)
۲. هگل شبیه سوفیست بیگانه (حرکت دیالکتیکی بین هستی و نیستی)
۳. راسل شبیه زنون (تمایل به تحلیل منطقی و طرح پارادوکس منطقی)
۴. فوکو شبیه گورگیاس (رابطهی دانش و قدرت و گفتمان و ساخت اجتماعی)
۵. نیچه شبیه کالکیلس (رابطهی قدرت و اخلاق و نقد ارزشهای رایج)
۶. برنارد ویلیامز شبیه پروتاگوراس (بحث نسبی یا مطلق بودن ارزشها)
۷. مارکس شبیه تراسیماخوس (رابطهی عدالت و ساختار اجتماعی–اقتصادی)
٨. شوپنهاور شبیه آگاتون (بحث از اراده و میل و مباحث زیباشناختی)
۹. کیرکگور شبیه آریستوفانس (بحث دربارهی موقعیت انسان و اهمیت طنز و نگاه پارادوکسیکال به وضعیت انسانی)
۱۰. سارتر شبیه آلکیبیادس (درگیر با مسئلهی آزادی و زندگی اصیل)
۱۱. سیمون دو بوار شبیه دیوتیما (بحث فلسفی دربارهی عشق)
۱۲. رالز شبیه گلاوکن (بحث دربارهی اهمیت عدالت در ساختار اجتماعی)
۱۳. هایدگر شبیه آدیمانتوس (پرسش از جایگاه انسان در هستی)
۱۴. دکارت شبیه منون (پرسش از امکان معرفت و شک دربارهی معرفت رایج)
۱۵. لاک شبیه تئتتوس (بحث دربارهی تجربه و شناخت)
۱۶. کانت شبیه هیپیاس (بحث دربارهی گستره و حدود معرفت و چیستی فلسفی معرفت)
۱۷. بنتام شبیه فیلیبوس (دفاع از لذت (و الم) به عنوان مبنای تصمیم)
۱٨. لایبنیتس شبیه تیمائوس (بحث دربارهی نظم عقلانی کثرتهای ظاهری)
۱۹. آرنت شبیه کریتیاس (بحث دربارهی مسئلهی شهروندی و زوال جمهوری)
۲۰. اسپینوزا شبیه پارمنیدس (بحث دربارهی ساختار عقلانی واقعیت)
پ. ن: اینها صرفاً شباهتهایی جالباند و نیاید با هیجان ذهنی، سریعاً از آنها نتیجه اخذ کرد. تطبیق فلسفی نیازمند دقت روششناختی است.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh | 225 |
| 9 | گر نگهدار من آن است که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد 🌹
وقتی همه چیز از دست رفته به نظر میرسید، نجات به شکلی غیرمنتظره از راه رسید...
▫️در میان سیلابها و ناامیدی، وقتی آب همه چیز را در مسیر خود ویران میکرد، صحنهای رخ داد که انگار از یک فیلم سینمایی بیرون آمده است! یک فیل راه خود را از میان آبها و آوارها باز کرد تا
به دو کودک کمک کند و آنها را نجات دهد، او نشان داد که غریزه حفاظت و دلسوزی، مرز نمیشناسد. گاهی اوقات، انسانیت نه در زبان کسی است که بلندتر فریاد میزند، بلکه در وجود جانداری است که خرطوم خود را دراز میکند، وقتی دیگری به کمک نیاز دارد.
▫️حتی در میان فاجعههای بزرگ، داستانهایی وجود دارند که میتوانند به ما یادآوری کنند که مهربانی هنوز زنده است..
✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🧿💓@Kapfko💓🧿 | 1 326 |
| 10 | با گوش جان در این مجموعه زیبای #پیانو غوطه ور باشید و از این لطیف لذت ببرید …
00:00 بهار دلنشین
02:09 شهزاده رویا
05:34 رنگین کمون
08:52 الهه ناز
12:13 زیر آسمان شهر
15:27 خانه سبز
17:46 آقای حکایتی
20:02 مرا ببوس
22:44 سر اومد زمستون
26:10 در و دیوار شهر
28:44 ببار ای بارون
31:47 نوایی
34:26 اون که یه روزی
37:38 میزند باران به شیشه
40:08 یاد تو در دل من
43:41 تو نمیدونی
46:30 دنیای وارونه
49:49 خوشحال و شاد و خندانم
52:09 آیریلیک (جدایی) آیریلیق
54:42 گلچهره
57:21 از خون جوانان وطن
59:51 مستان همه
1:02:38
🌎@flowwithmusic | 269 |
| 11 | No text... | 184 |
| 12 | تراژدی کلام مقدس
✍️سینا جهاندیده
گاهی این قطعه از شعر شاملو را زمزمه میکنم:
با ما گفته بودند:
«آن کلامِ مقدس را
با شما خواهیم آموخت،
لیکن به خاطرِ آن
عقوبتی جانفرسای را
تحمل میبایدِتان کرد.»
عقوبتِ جانکاه را
چندان تاب آوردیم
آری
که کلامِ مقدسِمان
باری
از خاطر
گریخت....
تراژدیِ شعر شاملو، اگر از منظر غایتگرایانه خوانده شود، تراژدیِ نسلی است که برای رسیدن به حقیقتی برتر رنج کشید و سرانجام آن حقیقت را از دست داد. اما اگر غایتمندی را از روایت کنار بگذاریم، اتفاق دیگری رخ میدهد: دیگر لازم نیست فرض کنیم در آغاز، رازی وجود داشته و در پایان، راز فراموش شده است. شاید مسئله این باشد که رازی اساساً در کار نبوده است.
و اینجا طنز تراژیک تاریخ آغاز میشود.
شورشیانِ آرمانخواه همیشه خود را در جستوجوی کلامی مقدس تصور کردهاند؛ کلامی که قرار است معنای رنج آنان را توضیح دهد و تحمل عقوبت را به ضرورتی تاریخی تبدیل کند. رنج، در این روایت، بهایی است که باید برای حقیقت پرداخت. عقوبت، وسیلهای است برای رسیدن به غایت. بنابراین انسان میتواند شکنجه، محرومیت، شکست، تبعید و مرگ را تحمل کند، زیرا در افق آینده چیزی مقدس منتظر اوست. اما اگر از این روایت غایتشناختی فاصله بگیریم، مناسبات به نحو هولناکی معکوس میشود.
....
این شاید یکی از بنیادیترین سازوکارهای تاریخ باشد: انسان ابتدا رنج میکشد، سپس برای رنج خود معنا میسازد؛ اما پس از مدتی معنا چنان بر رنج مسلط میشود که گویی از ابتدا علت رنج بوده است. بدینسان، معلول جای علت مینشیند. خشونت خود را به نام حقیقت توضیح میدهد و حقیقت، پس از آن، به نامی برای مشروعیت خشونت تبدیل میشود. اینجاست که تاریخ به یک دستگاه تولید راز بدل میشود.
....
شاید از همین منظر بتوان آن بیت حافظ را نیز دوباره خواند:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
حافظ در اینجا از نسبت میان اندوه و سخن میگوید؛ اما میتوان این رابطه را وارونه نیز کرد: گاهی این اندوه است که به دنبال نکتهای میگردد تا خود را موجه کند.
انسانِ رنجکشیده نمیتواند به سادگی بپذیرد که رنجش بیمعنا بوده است. بنابراین برای رنج خود راز میسازد، برای راز خود غایت، و برای غایت خود تاریخ. و شاید تراژدی دقیقاً از همینجا آغاز میشود: انسان نمیتواند بپذیرد که رنجش بیحاصل بوده است.
به همین دلیل، فراموشی کلام مقدس در شعر شاملو را میتوان نه پایان یک جستوجو، بلکه شکستِ یک دستگاه معنابخش دانست. ...
اما طنز تلختر این است که وقتی کلام فراموش میشود، خودِ عقوبت باقی میماند. راز میرود؛ رنج میماند.
و شاید تاریخ دقیقاً همینگونه کار میکند: راز را به آینده حواله میدهد و عقوبت را به اکنون تحمیل میکند. وعده همیشه در آینده است، اما رنج همیشه در زمان حال اتفاق میافتد. کلام مقدس همیشه «بعداً» آشکار خواهد شد؛ بنابراین میتوان عقوبت را «اکنون» اجرا کرد.
این «بعداً» شاید یکی از خطرناکترین واژههای تاریخ باشد. زیرا هرگاه حقیقت به آینده تبعید شود، قدرت میتواند خود را در زمان حال بیگناه معرفی کند. میگوید: اکنون رنج بکش، زیرا فردا معنا خواهد یافت. اکنون تحمل کن، زیرا بعداً خواهی فهمید. اکنون عقوبت را بپذیر، زیرا غایت در آینده است.
و این همان جایی است که آرمانخواهی میتواند به ماشین تولید رنج تبدیل شود: نه به این دلیل که آرمان ذاتاً شر است، بلکه به این دلیل که وقتی آینده به مالکیت یک روایت درآید، هر خشونتی میتواند خود را مقدمهی رستگاری معرفی کند.
......
در این خوانش، تراژدی شاملو دیگر فقط داستان انسانی نیست که پس از تحمل رنج، حقیقت را فراموش کرده است. داستان انسانی است که برای حقیقتی که شاید هرگز وجود نداشته، رنج کشیده؛ و سپس چنان به دنبال یافتن آن حقیقت گشته که خودِ رنج را از یاد برده است.
و شاید بزرگترین فریب تاریخ همین باشد:
راز را از ما پنهان نکردند؛ راز را ساختند تا بتوانند چیزی را از ما پنهان کنند. و آن چیز، شاید خودِ عقوبت بود. | 540 |
| 13 | Ⓜ️ به ضرسِ قاطع یعنی چی!؟
sadrafr
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی | 179 |
| 14 | 🦋🦋
دهانم پیله ی پروانه هاست
این حرف های ناگفته
این سکوت طولانی
یک روز شعر بلندی خواهد شد
عـــــــــــــــ🦋ــــــــــشق من!
رقص پروانه هــــــــــــــا ⚡️🦋
🌹჻ᭂ࿐♥️ @AFARINESH8
| 177 |
| 15 | 🔸🔹🔸
سواد از طریق خواندن بدست نمی آید؛
بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه
کرده ایم، حاصل میشود...
👤 کارل هیلتی | 207 |
| 16 | حتما تا آخر گوش کنید..
🆑@ԼαԼαԼαɴƊ™ / ™لالالنـ.ـد | 341 |
| 17 | بهزیستی:
خنده، انسانی ترین حالت چهره ماست.
و گفتگو، انسانی ترین کارکرد زبان است. | 651 |
| 18 | تقدم اندیشه یا تحولات اجتماعی؟
محمدامین مروتی
یکی از موارد اختلاف اهل فکر این است که اصلاح یک جامعه از تحول افکار شروع می شود یا از تحولات اجتماعی؟
بسیار شنیده ایم که علت فاجعه مغول، غلبه صوفیگری و ابتذال اندیشه در جامعه ایرانی بوده است.
دکتر سیدجواد طباطبایی مشکل را در نداشتن فکر و فلسفه سیاسی می دید. غالب لیبرال ها نیز اسباب پیشرفت و پسرفت جامعه را به نوع تفکر جامعه نسبت می دهند.
اما در مقابل، جامعه شناسان تقدم را به زمینه های اجتماعی می دهند و اینکه اندیشه صحیح یا سقیم بر زمینه های اجتماعی پدید می آید و مثلاً صوفیگری نوعی مقابله و واکنش نسبت به حمله مغول بوده نه مسبب آن.
این دوقطبی، عبارت دیگری است برای دوقطبی تقدم فرد یا جامعه و به تبع آن اصلاح فردی و اجتماعی.
قضیه بسیار شبیه تقدم مرغ و تخم مرغ است.
حقیقت این است که فرد و جامعه یا فکر و زمینه های اجتماعی همبستگی متقابل با هم دارند و یکدیگر را تقویت و تضعیف می کنند و این دوقطبی مانند دوقطبی های دیگر ساختگی و کاذب است. صوفیگری هم برخاسته شرایط اجتماعی است و هم این شرایط را تقویت کرده است.
25 مرداد 1405 | 713 |
| 19 | No text... | 711 |
| 20 | جواد مجابی - شاعر، نویسنده و منتقد هنری پیشکسوت - در ۸۷ سالگی از دنیا رفت.
پوریا سوری - شاعر - با اعلام خبر درگذشت این شاعر (امروز، چهاردهم شهریورماه ۱۴۰۵) به ایسنا گفت: نظر خانواده مجابی این است غیر از آیین تشییع، مراسم دیگری نداشته باشند. بعد از مدت هفت روز به احترام دکتر مجابی در منزل او به روی دوستدارانش باز است و علاقهمندان میتوانند به خانه او مراجعه کنند.جواد مجابی متولد ۱۳۱۸ در قزوین بود و آثار متعددی در زمینههای شعر، رمان، طنز و نقد هنری منتشر کرد.«خاطرات نسل آخر»، «شب ملخ»، «عبید باز میگردد»، «تاریخ طنز ادبی»، «در این هوا»، «نیشخند ایرانی»، «بنفشههای سراشیب»، «مومیایی»، «سفرهای ملاح رویا»، «روزنامه مرد عزلتنشین»، «وطن روی کاغذ»، «یادداشتهای بدون تاریخ»، «ایالاتِ نیست در جهان»، «باغ گمشده» و «آقای ذوزنقه» از جمله آثار اوست.
@tabarshenasi_ketab | 297 |
