en
Feedback
صدای معلم

صدای معلم

Open in Telegram

صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com

Show more
3 678
Subscribers
+124 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
« سرخورده و آزرده از همکاران آری ولی پشیمان از انتخاب راه جدید، نه!! هرگز!! » انتقاد یک " معلم قرآن " از برخوردهای خلاف " حقوق شهروندی " و " حق الناس " در آموزش و پرورش منطقه 3 تهران سیدمهدی برومند * « سلام علیکم. _سلام، آقای ...، آقای مدیر با شما صحبت کردند؟ نه. درباره چه؟! _ این که ابلاغ شما تغییر کرده و شما باید در مدارس دیگری ادامه کار دهید... » * به این ترتیب و به همین سادگی عزت و کرامت آقا معلم قرآن بدون استناد به هیچ دلیل قانونی و موجهی نادیده گرفته شد؛ آن هم از سوی نهادی که بدیهی ترین و ابتدایی ترین ماموریت آن اعتلای جایگاه علم و دانش در جامعه به ویژه در نگاه نسل نوین کشور و آرمانش برافراشتن پرچم قرآن است. او که سال ها سر کلاس درس نسبت به تاکید اسلام در خصوص رعایت حقوق شهروندان جامعه تحت عنوان و اصطلاح حق الناس پافشاری می کرد، حالا نمی دانست که در مقابل چراهای غم آلود دانش آموزانش چه بنویسد . * فراتر از همه، این که پس اخراج سلیقه ای و شخصی یک معلم قرآن با ادعای پاسداری از حرمت نام مبارک قرآن و تعهد به رعایت قواعد حرفه ای چه سنخیتی دارد؟ * آری ! فراموش نکرده بود که یکی از مدیران قبلی به اصرار، او را راهی رقابت های تدریس برتر کرده بود و او به لطف خدا توفیق یافته بود که مقام برگزیده کشوری در آموزش قرآن کریم را کسب نموده و مورد تشویق وزیر قرار گیرد. به خاطر می آورد که چگونه به توفیق الهی یکی از کتاب های خود را در بیش از دو دهه پیش با موضوع رهنمودهای اسلام پیرامون روش ها و فنون خرد و کلان تدریس و تعلیم نگاشته بود، کتابی که متن اولیه آن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری به عنوان یکی از آثار برتر رشته قرآن و حدیث در سطح کشور انتخاب و با هدف تشویق تحت عنوان کتابی در چهار صد صفحه چاپ و منتشر کرده بود. ولی حالا حیران مانده بود که چرا آقای مدیر مدرسه تصمیم به حذف او از جمع دانش آموزان و همکارانش گرفته است، حال آن که خود او سال گذشته آقا معلم قرآن را بر اساس رای و نظر دانش آموزان مدرسه به عنوان دبیر برتر معرفی کرده بود . * از طرفی آقا معلم قرآن هشتمین سالی بود که تحت عنوان نماینده دبیران مدرسه فعالیت می کرد. آقا مدیر حتی دبیر برگزیده بچه های مدرسه و نماینده معلمان را لایق آن ندانسته بود که با یک تماس کوتاه تلفنی در جریان اخراج شدنش قرار بدهد و مثلا نه با تشکر کوچک بابت هفده سال خدمتگزاری، بلکه با عذرتراشی تعارف گونه ای چون ناهماهنگی برنامه مدرسه عذر او را بخواهد . * حالا آقای مدیر در واپسین روزهای تابستان خشنود بود که توانسته معلمش را غافل گیر و او را به ناگهان و بدون هیچ دلیل قانع کننده ای در اختیار اداره قرار دهد. شگفت انگیزتر آن که مسئول مقطع نیز با پذیرش بی دلیل این تقاضا، عملاً با این برخورد وهن آلود، همراهی کرده و مصرانه تلاش کرد به هر صورت که شده آقا معلم داستان را به شکلی تبعیدگونه برای ادامه خدمت روانه دو مدرسه متفاوت کند. * معلم تقاضا کرد حالا که با یکی از مدارس پیشنهادی ایشان برای گذران ساعات متمرکز به توافق رسیده، خانم مسئول هم لطف کند و ابلاغ جدید را برای ادامه خدمت در این مدرسه صادر کند، اما معلوم نبود که چرا این مسئول حاضر نیست همکاری کرده و برای رفع مشکلی که آقای مدیر مدرسه و خود ایشان برای معلم ایجاد کرده اند، همکاری کند و قدمی بردارد. * معلم از خانم مسئول تقاضا کرد برای رفع زحمت اجازه دهند و با انتقال وی از منطقه موافقت کنند ولی عنوان شد که پنجره نقل و انتقالات بسته شده است . تازه فهمید که چرا آقای مدیر، حکیمانه و زیرکانه خبر اخراج او از مدرسه را با تاخیر فراوان و در پایان تابستان به منطقه منعکس کرده .... معلم که از همه روزنه های موجود، درمانده شده بود، به ناچار تصمیم به عذرخواهی از ادامه خدمت گرفت. * آقا معلم با روحیه ای آشفته و اندیشه ای متحیر در راهروی اداره منطقه قدم می زد که با یکی از دوستان و همکاران قدیمی خود در مدرسه رو به رو شد و در لا به لای صحبت ها، این سوال تکراری را از او شنید که آیا با این وضع هنوز هم از تغییر شغل و ورود به آموزش و پرورش پشیمان نشده ای؟ و این پاسخی بود که خواسته و ناخواسته از زبانش برآمد: « سرخورده و آزرده از همکاران آری ولی پشیمان از انتخاب راه جدید، نه!! هرگز!! » متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27207-/انتقاد-یک-معلم-قرآن-از-برخوردهای-خلاف-حقوق-شهروندی-و-حق-الناس-در-آموزش-و-پرورش-منطقه-3-تهران https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری از آرزوهایش برای معلمان بازنشسته گفت .... مدیر صدای معلم : آرزو نمی خواهیم ! اگر " برنامه " ای دارید ارائه کنید . وزرای قبلی هم خیلی از آرزوها گفتند اما کاری نکردند ! پورسلیمان مدیر صدای معلم : بازنشستگان آموزش و پرورش با سایر دستگاه ها چه فرقی دارند ؟ بارها گفته شده ... اگر پول هست باید برای همه باشد ؛ اگر هم نیست برای هیچ کس نباید باشد ! صدای معلم گزارش می کند ؛ « صدای معلم » به عنوان نخستین رسانه ای که در این نشست حضور پیدا کرده بود پرسش های خود را خطاب به سخنگوی وزارت آموزش و پرورش مطرح کرد . * « علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » به عنوان نخستین و تنها رسانه ی حاضر در نشست اولین پرسش خود را به بازنشستگان اختصاص داد . مدیر صدای معلم گفت :  1- مطابق ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری، حقوق بازنشستگان باید هر سال حداقل به میزان نرخ تورمی که از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود، افزایش یابد. بر اساس این ماده قانونی، ضرایب حقوق در سال نخست اجرای قانون ۵۰۰ ریال تعیین شده و در سال‌های بعد باید متناسب با تورم رشد کند؛ موضوعی که به گفته بازنشستگان، تاکنون به‌طور کامل عملیاتی نشده است . بازنشستگان همچنین خواستار اجرای ماده ۸۵ همین قانون شده‌اند؛ ماده‌ای که دستگاه‌های اجرایی را موظف می‌کند کارمندان، بازنشستگان و افراد تحت تکفل آنان را علاوه بر بیمه پایه، زیر پوشش بیمه تکمیلی هماهنگ و یکپارچه قرار دهند. به باور آنان، اجرای این ماده می‌تواند بخش مهمی از هزینه‌های درمانی جامعه بازنشستگان را کاهش دهد. پرسش « صدای معلم » از علی فرهادی به عنوان «معاون برنامه ریزی و توسعه منابع» وزارت آموزش و پرورش آن است که در راستای تحقق مواد این قانون تاکنون چه کرده است ؟ آیا ایشان در مدت نزدیک به 3 سال تصدی جایگاه برنامه ریزی و توسعه منابع و نیز سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اساسا مسئولیتی برای خودش در این دولت و در برابر حقوق قانونی بازنشستگان قائل است ؟ و در برابر آن احساس مسئولیت می کند ؟ آقای فرهادی ضوابط اجرایی بودجه سنواتی هر سال تاکید دارد همان گونه که هزینه خدمات رفاهی به شاغلین پرداخت می شود به بازنشستگان هم پرداخت شود. آموزش و پرورش تنها دستگاهی است که حتی یک ریال به بازنشستگان خودش پرداخت نکرده است . چرا ؟ این تبعیض تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ » پورسلیمان در این مورد به استعفای « محمد صیدلو ، مشاور پیشین وزیر آموزش و پرورش در امور بازنشستگان » اشاره کرد و این کناره گیری را نتیجه بی توجهی و عدم تعامل مناسب آقای فرهادی به عنوان معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش با ایشان برشمرد . فرهادی پاسخ داد که آقای صیدلو به سمت پیشین خود بازگشته است اما توضیحات بیشتری در مورد پرسش مدیر صدای معلم ارائه نکرد . * در این هنگام مدیر صدای معلم سخنان سخنگوی وزارت آموزش و پرورش را قطع کرد و با صراحت و شدت گفت : چیزهایی که شما اشاره کردید را من می دانم و قبلا هم گفته شده است . اما چرا این پول ها برای شاغلین و بازنشستگان دستگاه ها و نهادهای دیگر هست اما وقتی به آموزش و پرورش می رسد همه چیز خشک می شود و بهانه می آورند ! سال قبل و هنگامی که حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وزارت علوم به صورت غیرمتعارفی افزایش پیدا کرد در آن جا به صراحت بیان کردم که اگر پول هست باید برای همه باشد ؛ اگر هم نیست برای هیچ کس نباید باشد .  این چه بساطی است که آقایان در این چند دهه در این مملکت راه انداخته اند و عین خیال شان هم نیست و به کسی هم پاسخ گو نیستند ؟ این که می گویید این دستگاه درآمد دارد و فلان دستگاه درآمد ندارد برای معلمان شاغل و بازنشسته معنا ندارد . قانون ؛ قانون است و همه برابر . البته بخشی از پرسش های آقای بینام از روزنامه بازار کار تاکید بر مواضع و پرسش های « صدای معلم » بود و سخنگوی وزارت آموزش و پرورش همان حرف های قبلی را تکرار کرد . * مدیر صدای معلم گفت : از آرزوها نگویید ! اگر « برنامه ای » دارید ، ارائه کنید . فرهادی گفت : از آرزو برنامه نوشته می شود ..... * این پرسش « صدای معلم » و پاسخ های آقای سخنگو بر اساس « رصد رسانه ای » هیچ گونه انعکاسی در خبرگزاری های مختلف و رسانه های حاضر در نشست نداشت هر چند خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بر اساس تجارب پیشین و حال حاضر علاقه چندانی به پرداختن به مطالبات معلمان بازنشسته ندارند . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/بازنشستگان/item/27206-/پورسلیمان-مدیر-صدای-معلم-بازنشستگان-آموزش-و-پرورش-با-سایر-دستگاه-ها-چه-فرقی-دارند-؟-بارها-گفته-شده-اگر-پول-هست-باید-برای-همه-باشد-؛-اگر-هم-نیست-برای-هیچ-کس-نباید-باشد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

مدیر صدای معلم در نشست خبری : الگوی کارآمد از تربیت و آموزش را که قرار است برای آینده ایران اسلامی رقم بزنید ؛ با توجه به خروجی های کنونی این مدارس ( غیردولتی ) چه مختصات و یا ویژگی هایی دارند ؟ محمودزاده : خیلی کم لطفی و بی انصافی است که بگوییم مدارس غیردولتی در حوزه مسائل پرورشی و تربیتی خوب کار نمی کنند ! به خاطر ما همه چیز را زیر سوال نبرید ! صدای معلم گزارش می کند ؛ گروه گزارش/ آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی پرسش و پاسخ « صدای معلم » و «احمد محمودزاده ؛ رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی » در نشست خبری با موضوع نظام مسائل مدارس و مراکز غیر دولتی است که به منظور تجلیل و تقدیر از اصحاب رسانه و خبر برگزار گردید . صدای معلم : درود بر شما و سپاس به جهت برگزاری این نشست جهت تجلیل از حافظان رکن چهارم دموکراسی آقای محمودزاده از آن جا که جناب عالی عضو شورای محترم معاونین وزارت آموزش و پرورش هستید ؛ این موضوع بیان می شود . آقای کاظمی به مناسبت « روز خبرنگار » پیامی نوشته است . در بخشی چنین آمده است : « هفدهم مرداد، روز خبرنگار و روز بزرگداشت رسالتی است که با حقیقت، اخلاق، آگاهی و مسئولیت اجتماعی معنا می‌یابد. این روز، روز تجلیل از انسان‌های فرهیخته‌ای است که قلم را امانت، خبر را حق مردم و آگاهی را زیربنای پیشرفت جامعه می‌دانند و با صداقت، انصاف، شجاعت و تعهد حرفه‌ای، از سرمایه گران سنگ اعتماد عمومی پاسداری می‌کنند » . از عمر وزارت آقای کاظمی دو سال می گذرد اما در این مدت هیچ گونه نشست خبری با رسانه ها نداشته است . که البته در نوع خود اگر نگوییم بی سابقه است اما قرینه ی کمی برای آن یافت می شود . پرسش این است چرا وزیری که برای این مناسبت پیام می دهد ، از برگزاری نشست رو در رو و چهره به چهره با رسانه ها استنکاف می ورزد ؟ اگر ایشان مشکلات و ترافیک کاری دارند ؛ چرا زمانی که معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش بود ؛ این گونه نبود ؟ مسئولیت پذیری دقیقا باید از کجا و چگونه آغاز شود ؟ آیا با حرف و شعار می توان اعتماد عمومی را پاسداری کرد ؟ 2- جناب محمودزاده یکی از پرسش های خبرنگاران در نشست خبری مشترک معاون آموزش ابتدایی و مدیر کل ارزیابی و رسیدگی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در زمینه نظارت بر شهریه های هنگفت و نجومی برخی مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) بود . روستایی در پاسخ گفت که این بخش در حوزه ی اختیارات و رسیدگی اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیست و نظارت بر مدارس غیر دولتی طبق قانون مصوبه ی مجلس بر عهده ی « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » است . من دریافت کننده شکایت مردم هستم و انتقال دهنده آن ها که رسیدگی کنند . من در این نشست پیشنهاد دادم : مجموعه ی ایشان طرحی را به شورای عالی آموزش و پرورش ببرد که نظارت این اداره کل جامع و کامل باشد و شامل همه بخش ها شود . این قبیل چیزها در مدیریت علمی امروز جایگاهی ندارد و قرار نیست بخش های مختلف آموزش و پرورش مانند مجمع الجزایر پراکنده و مستقل از هم باشند. چرا نظارت بر مدارس غیرانتفاعی باید از اختیارات و حوزه عمل « اداره ی کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش » جدا باشد ؟ این گونه موازی کاری ها که جز اتلاف منابع و بودجه در طول چند دهه ی گذشته نتیجه و عایدی دیگری برای جامعه و ارکان آن نداشته و فقط به پاسکاری مسئولیت ها ، بی نظمی و نارضایتی افکار عمومی دامن زده تا کجا و تا کی باید ادامه پیدا کند ؟ 3-جناب عالی اخیرا در نشست با جمعی از موسسان مدارس غیردولتی شهر تهران گفته بودید : « این سازمان متعهد است تا در کنار موسسان، چالش‌های احتمالی را مدیریت کرده و با تقویت نقاط قوت، الگویی کارآمد از تربیت و آموزش را برای آینده ایران اسلامی رقم بزنیم » .  این الگوی کارآمد با توجه به خروجی های کنونی این مدارس چیست ؟ محمودزاده : ما آمادگی داریم که حتما همه ما باید فدای نظام و انقلاب باشیم. بحث اهداف عالی که شهدای عزیز ما داشتند و همه ما باید فدای اینها بشویم ولی به خاطر ما اهداف آموزش و پرورش را نظام تعلیم و تربیت و جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال نبریم که همه ما هستیم از خود شما از همین معلمینی که شما صدای اینها در این مجموعه هستید که دارند زحمت می کشند .... متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27204-/محمودزاده-خیلی-کم-لطفی-و-بی-انصافی-است-که-بگوییم-مدارس-غیردولتی-در-حوزه-مسائل-پرورشی-و-تربیتی-خوب-کار-نمی-کنند-به-خاطر-ما-همه-چیز-را-زیر-سوال-نبرید https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

در گفت و شنود با " صدای معلم " مطرح گردید ؛ مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران از محمد داوری عذرخواهی کرد صدای معلم گزارش می کند ؛ * گزارش « صدای معلم » با عنوان : « مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟ برخورد " تحقیر آمیز " اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران با " محمد داوری " ؟ مسئولی که این کار را کرده لطفا پاسخ گو باشد !  انعکاس گسترده ای در افکار عمومی داشت . * در این گزارش آمده بود : « همان گونه که آقای داوری در این خبر به آن اشاره کرده و کاملا مستند و قابل تایید است آن که برخی از معلمان مدارس به دلایل نامشخص توسط مدیر مدرسه و یا تایید مسئولان بالاتر در اختیار « اداره » متبوع گذاشته می شوند و فرد دیگری بدون اطلاع فرد قبلی در آن پست سازمانی قرار می گیرد . اگر معلمی در مدرسه مطلوب و ایده آل مدیر آن واحد آموزشی نیست و یا مدیر مدرسه از عملکرد آن شخص رضایت ندارد ؛ حتما باید با فرد ذی نفع گفت و شنود شود . مساله با او در میان گذاشته شود . و دلایل اتخاذ هر تصمیم به صورت « مستند » و « قانونی » به اطلاع فرد ذی نفع رسانده شود . آیا در مساله محمد داوری چنین فرآیندی طی شده است ؟ این که ایشان از تغییر واحد آموزشی خودش مطلع نیست و حتی نمی داند که چرا و به کدام علت چنین رفتاری با وی صورت گرفته است ؛ پرسش صریح « صدای معلم » آن است که این گونه اعمال با کدام پروتکل آموزشی و یا اصول اخلاقی و حتی تربیتی مطابقت دارد ؟ مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده آن جا خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟ اتخاذ چنین تصمیم هایی توسط مدیر مدرسه و البته تایید مسئولان بالاتر به وضوح نشان از آن دارد که این مقامات به هیچ وجه با اصول اولیه و ساده تعلیم و تربیت آشنایی و موانست نداشته و صلاحیت تصدی مسئولیت در دستگاه حساس و راهبردی « آموزش و پرورش » را به هیچ وجه ندارند . اگر واقعا در این سیستم حساب و کتابی بود و ارزیابی عملکرد بر اساس معیارهای شایستگی حرفه ای صورت می گرفت ؛ این مسئولان و مدیران مشابه اساسا نباید ارتقا پیدا می کردند تا این گونه شان و جایگاه « آموزش » و « معلم » را در افکار عمومی و « حوزه عمومی » خدشه دار کنند . اکنون پرسش این است : آن « نگاه پیش گیرانه ای » که رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری و در پاسخ به پرسش های « صدای معلم » عنوان کرده  اکنون کجاست و چگونه باید عینیت پیدا کرده و محقق شود ؟ * داوری در گفت و شنود با « صدای معلم » گفت : « حدود پنج دقیقه با آقای پارسا مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران صحبت کردیم.  او گفت با آقای صبوری مدیر اداره ی آموزش و پرورش منطقه 3 صحبت کرده و مشخص شده مدیر مدرسه مقصر است . در این مورد اصلا ابلاغی برای کسی صادر نشده است و قرار است آقای صبوری شنبه در خدمت شما باشند. من هم توضیح دادم که بعد از اطلاع توسط یکی از همکاران مدیر مدرسه آمد به من گفت اداره یک مشاور معرفی کرده و دو هفته پیش ایشان را معرفی کردند و او از دو هفته پیش در مدرسه حاضر شده و کارش را شروع کرده است . مدیر گفت من تقاضایی برای جا به جایی شما نداشتم و حتی وقتی از کارشناسی مشاوره منطقه گفتند ما می خواهیم مشاور جدید معرفی کنیم مخالفت کردم و گفتم والدین و دانش آموزان از داوری راضی هستند و من هم مشکلی برای ادامه همکاری با داوری ندارم. ولی کارشناس گفت به ما دستور داده اند که داوری باید آن جا نباشد . من هم مجبور شدم بپذیرم. بعد از توضیح من آقای پارسا از رفتار و اقدام مدیر مدرسه ابراز تاسف کرد و گفت نه چنین نیست و مدیر منطقه شنبه پیگیری خواهد کرد. پارسا افزود با توجه به شخصیت شما من وظیفه خودم دانستم که شخصا زنگ بزنم و هم عذرخواهی کنم و هم بگویم که پیگیری شده و اقدام خواهد شد » . * محمد داوری سخنگوی پیشین سازمان معلمان ایران است . داوری در 23 اسفند 1385 و در تجمعاتی که توسط معلمان در اعتراض به استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری در برابر مجلس شورای اسلامی برگزار می شد به همراه برخی از فعالان صنفی معلمان دستگیر و روانه زندان شد . داوری در زمان وزارت حمیدرضا حاجی بابایی نیز در حالی که در زندان به سر می برد حکم اخراج برایش صادر شد اما با پی گیری های مستمر سایر همکاران و در زمان وزارت علی اصغر فانی به مدرسه بازگشت . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27203-/مدیر-کل-آموزش-و-پرورش-شهر-تهران-از-محمد-داوری-عذرخواهی-کرد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

در گفت و شنود با " صدای معلم " مطرح گردید ؛ مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران از محمد داوری عذرخواهی کرد صدای معلم گزارش می کند ؛ * گزارش « صدای معلم » با عنوان : « مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟ برخورد " تحقیر آمیز " اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران با " محمد داوری " ؟ مسئولی که این کار را کرده لطفا پاسخ گو باشد ! ( این جا )  انعکاس گسترده ای در افکار عمومی داشت . * در این گزارش آمده بود : « همان گونه که آقای داوری در این خبر به آن اشاره کرده و کاملا مستند و قابل تایید است آن که برخی از معلمان مدارس به دلایل نامشخص توسط مدیر مدرسه و یا تایید مسئولان بالاتر در اختیار « اداره » متبوع گذاشته می شوند و فرد دیگری بدون اطلاع فرد قبلی در آن پست سازمانی قرار می گیرد . اگر معلمی در مدرسه مطلوب و ایده آل مدیر آن واحد آموزشی نیست و یا مدیر مدرسه از عملکرد آن شخص رضایت ندارد ؛ حتما باید با فرد ذی نفع گفت و شنود شود . مساله با او در میان گذاشته شود . و دلایل اتخاذ هر تصمیم به صورت « مستند » و « قانونی » به اطلاع فرد ذی نفع رسانده شود . آیا در مساله محمد داوری چنین فرآیندی طی شده است ؟ این که ایشان از تغییر واحد آموزشی خودش مطلع نیست و حتی نمی داند که چرا و به کدام علت چنین رفتاری با وی صورت گرفته است ؛ پرسش صریح « صدای معلم » آن است که این گونه اعمال با کدام پروتکل آموزشی و یا اصول اخلاقی و حتی تربیتی مطابقت دارد ؟ مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده آن جا خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟ اتخاذ چنین تصمیم هایی توسط مدیر مدرسه و البته تایید مسئولان بالاتر به وضوح نشان از آن دارد که این مقامات به هیچ وجه با اصول اولیه و ساده تعلیم و تربیت آشنایی و موانست نداشته و صلاحیت تصدی مسئولیت در دستگاه حساس و راهبردی « آموزش و پرورش » را به هیچ وجه ندارند . اگر واقعا در این سیستم حساب و کتابی بود و ارزیابی عملکرد بر اساس معیارهای شایستگی حرفه ای صورت می گرفت ؛ این مسئولان و مدیران مشابه اساسا نباید ارتقا پیدا می کردند تا این گونه شان و جایگاه « آموزش » و « معلم » را در افکار عمومی و « حوزه عمومی » خدشه دار کنند . اکنون پرسش این است : آن « نگاه پیش گیرانه ای » که رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری و در پاسخ به پرسش های « صدای معلم » عنوان کرده  اکنون کجاست و چگونه باید عینیت پیدا کرده و محقق شود ؟ ( این جا ) * داوری در گفت و شنود با « صدای معلم » گفت : « حدود پنج دقیقه با آقای پارسا مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران صحبت کردیم.  او گفت با آقای صبوری مدیر اداره ی آموزش و پرورش منطقه 3 صحبت کرده و مشخص شده مدیر مدرسه مقصر است . در این مورد اصلا ابلاغی برای کسی صادر نشده است و قرار است آقای صبوری شنبه در خدمت شما باشند. من هم توضیح دادم که بعد از اطلاع توسط یکی از همکاران مدیر مدرسه آمد به من گفت اداره یک مشاور معرفی کرده و دو هفته پیش ایشان را معرفی کردند و او از دو هفته پیش در مدرسه حاضر شده و کارش را شروع کرده است . مدیر گفت من تقاضایی برای جا به جایی شما نداشتم و حتی وقتی از کارشناسی مشاوره منطقه گفتند ما می خواهیم مشاور جدید معرفی کنیم مخالفت کردم و گفتم والدین و دانش آموزان از داوری راضی هستند و من هم مشکلی برای ادامه همکاری با داوری ندارم. ولی کارشناس گفت به ما دستور داده اند که داوری باید آن جا نباشد . من هم مجبور شدم بپذیرم. بعد از توضیح من آقای پارسا از رفتار و اقدام مدیر مدرسه ابراز تاسف کرد و گفت نه چنین نیست و مدیر منطقه شنبه پیگیری خواهد کرد. پارسا افزود با توجه به شخصیت شما من وظیفه خودم دانستم که شخصا زنگ بزنم و هم عذرخواهی کنم و هم بگویم که پیگیری شده و اقدام خواهد شد » . * محمد داوری سخنگوی پیشین سازمان معلمان ایران است . داوری در 23 اسفند 1385 و در تجمعاتی که توسط معلمان در اعتراض به استرداد لایحه مدیریت خدمات کشوری در برابر مجلس شورای اسلامی برگزار می شد به همراه برخی از فعالان صنفی معلمان دستگیر و روانه زندان شد . داوری در زمان وزارت حمیدرضا حاجی بابایی نیز در حالی که در زندان به سر می برد حکم اخراج برایش صادر شد اما با پی گیری های مستمر سایر همکاران و در زمان وزارت علی اصغر فانی به مدرسه بازگشت . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27203-/مدیر-کل-آموزش-و-پرورش-شهر-تهران-از-محمد-داوری-عذرخواهی-کرد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

مسئله، تفاوت میان «عملکرد یک فرد در یک مقطع خاص» و «ظرفیت واقعی او» است. نظام ارزیابی هرچه دقیق‌تر باشد، باید بتواند این دو را از یکدیگر تفکیک کند و تحت تأثیر یک شرایط موقت، درباره آینده یک فرد قضاوت مطلق نداشته باشد نگاهی به فرآیند مصاحبه و گزینش دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان و مساله " عدالت " ؟ حسین یوسفعلی/ نویسنده و پژوهشگر گروه رسانه/ « حسین یوسفعلی » نویسنده و پژوهشگری است که در سال‌های اخیر در حوزه‌های مختلف فکری و اجتماعی به نگارش و پژوهش پرداخته است. از جمله کتاب‌های او می‌توان به از بابل تا کوانتوم اشاره کرد که با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده است. یوسفعلی در این یادداشت، فرآیند مصاحبه و گزینش دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان را از منظر علمی، انسانی و مهارتی مورد بررسی قرار می‌دهد و بر ضرورت بازنگری در شیوه ارزیابی داوطلبان تأکید دارد. * با وجود این اهمیت، به نظر می‌رسد در فرآیند مصاحبه فرهنگیان، گاهی میان آنچه باید برای شناخت یک معلم آینده سنجیده شود و آنچه در عمل مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، فاصله ایجاد می‌شود. اصل مصاحبه و گزینش نه‌تنها قابل دفاع، بلکه برای حرفه‌ای مانند معلمی ضروری است؛ اما معیارهای آن باید تا حد ممکن به شایستگی‌های واقعی این حرفه نزدیک باشند. * هدف از بیان این تجربه، درخواست کاهش استانداردهای پذیرش نیست. مسئله، تفاوت میان «عملکرد یک فرد در یک مقطع خاص» و «ظرفیت واقعی او» است. نظام ارزیابی هرچه دقیق‌تر باشد، باید بتواند این دو را از یکدیگر تفکیک کند و تحت تأثیر یک شرایط موقت، درباره آینده یک فرد قضاوت مطلق نداشته باشد. * موضوع مهم دیگر، یکسان نبودن سطح سخت‌گیری در برخی فرآیندهای مصاحبه است. زمانی که داوطلبان در برابر مصاحبه‌گرانی قرار می‌گیرند که برداشت متفاوتی از معیارها دارند، ممکن است سطح ارزیابی از فردی به فرد دیگر تغییر کند. یک مصاحبه‌گیرنده ممکن است معیار بسیار سخت‌گیرانه‌ای داشته باشد و در برابر همان پاسخ یا رفتار، مصاحبه‌گیرنده دیگری رویکرد آسان‌تری اتخاذ کند. در چنین شرایطی، نتیجه صرفاً به شایستگی داوطلب وابسته نمی‌ماند و تا اندازه‌ای به این بستگی پیدا می‌کند که چه کسی او را ارزیابی کرده است. این مسئله از منظر عدالت آموزشی و اداری قابل تأمل است؛ زیرا عدالت در گزینش به معنای پذیرش همه افراد نیست، بلکه به معنای قرار گرفتن همه داوطلبان در برابر معیارهای روشن، یکسان و قابل پیش‌بینی است. * در مسئله دیگری نیز باید دقت بیشتری به خرج داد؛ یعنی فاصله گرفتن مصاحبه از سنجش صداقت واقعی و تبدیل شدن آن به نوعی آزمون برای پیدا کردن «پاسخ مورد انتظار». * معلمی حرفه‌ای است که آثار آن ممکن است سال‌ها بعد دیده شود. تصمیمی که امروز درباره پذیرش یک دانشجومعلم گرفته می‌شود، تنها سرنوشت یک داوطلب را تعیین نمی‌کند؛ می‌تواند بر زندگی صدها و حتی هزاران دانش‌آموزی اثر بگذارد که آن فرد در آینده با آنها روبه‌رو خواهد شد. بنابراین، گزینش معلم باید سخت باشد، اما سخت‌گیری آن باید علمی باشد؛ مصاحبه باید جدی باشد، اما معیارهای آن باید روشن و یکسان باشد؛ و ارزیابی باید حساس باشد، اما نباید توان واقعی یک انسان را در یک لحظه یا در مجموعه‌ای از پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده خلاصه کند. انتخاب معلم، انتخاب آینده است؛ بنابراین شیوه انتخاب او نیز باید در اندازه اهمیت این آینده، دقیق، علمی و عادلانه باشد. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27198-/نگاهی-به-فرآیند-مصاحبه-و-گزینش-دانشجومعلمان-در-دانشگاه-فرهنگیان-و-مساله-عدالت-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« نظارت کاغذی، کیفیت آموزشی تولید نمی‌کند ! » مدارس غیردولتی یا بنگاه های اقتصادی ؟ نظارت شعار نیست ؛ واقعیت است ! رضا قاسم‌پور/ روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی - عضو شورای نویسندگان صدای معلم * در آستانه آغاز سال تحصیلی، همزمان با دغدغه ی خانواده‌ها برای انتخاب مدرسه و تأمین هزینه‌های تحصیل فرزندان، یک پرسش قدیمی اما همچنان بی‌پاسخ دوباره خودنمایی می‌کند: بر کیفیت واقعی مدارس غیردولتی چه کسی و با چه سازوکاری نظارت می‌کند؟ * مدرسه غیردولتی حق دارد هزینه‌های قانونی خود را دریافت کند؛ اما غیردولتی بودن نباید به معنای کاهش مسئولیت نظارتی آموزش و پرورش باشد. پرسش اینجاست که آیا صرف صدور مجوز، بررسی ساختمان، ظرفیت کلاس و تکمیل پرونده‌های اداری می‌تواند تضمین‌کننده کیفیت آموزشی باشد؟ آیا کیفیت واقعی تدریس در کلاس درس ارزیابی می‌شود؟ آیا وضعیت حقوقی و معیشتی معلمان، امنیت شغلی و شرایط کاری آنان در ارزیابی کیفیت مدرسه مورد توجه قرار می‌گیرد؟ آیا رضایت واقعی دانش‌آموزان و خانواده‌ها در نظام ارزیابی مدارس جایگاهی دارد؟ و درباره هزینه‌هایی که خارج از شهریه رسمی از خانواده‌ها مطالبه می‌شود، چه سازوکار شفاف و مؤثری برای نظارت وجود دارد؟ * مدرسه را نمی‌توان فقط پشت میز اداره و با فرم، گزارش و بخشنامه ارزیابی کرد. نظارت مؤثر باید از اتاق‌های اداری خارج و به کف مدرسه منتقل شود؛ به کلاس درس، وضعیت معلم، کیفیت آموزش و گفت‌وگوی مستقیم با دانش‌آموز و خانواده. نظارت واقعی باید میدانی، مستمر، تخصصی، شفاف و نتیجه‌محور باشد. * از سوی دیگر، خانواده‌ای که نسبت به شهریه یا کیفیت آموزشی مدرسه اعتراض دارد، نباید برای شنیده‌ شدن صدایش گرفتار دیوار بلند بوروکراسی شود. سامانه شکایت اگر صرفاً شماره پرونده تولید کند و خانواده را از نتیجه رسیدگی بی‌خبر بگذارد، عملاً به ابزار حل مسئله تبدیل نشده است. خانواده حق دارد بداند شکایتش چه زمانی بررسی می‌شود، چه مرجعی مسئول رسیدگی است و نتیجه چه خواهد بود. پاسخ بودن ؛ حق خانواده است؛ نه لطف مدرسه یا اداره آموزش و پرورش. * مسئله اصلی، احتمال غلبه نگاه اقتصادی بر مأموریت آموزشی و ضعف نظارت مؤثر است. آموزش و پرورش نباید اجازه دهد رقابت بر سر شهریه و درآمد، جای رقابت بر سر کیفیت آموزشی و تربیتی را بگیرد. اگر مدرسه‌ای شهریه بیشتری دریافت می‌کند، باید بتواند در برابر آن، کیفیت بیشتر و پاسخ گویی بیشتری نیز ارائه کند. این زیاده‌خواهی نیست؛ حداقل حق خانواده ایرانی است. * غیردولتی بودن مدرسه نیز مسئولیت حاکمیت در تضمین استانداردهای آموزشی و صیانت از حقوق دانش‌آموزان را ساقط نمی‌کند. * مدارس باید در برابر کیفیت آموزشی، وضعیت تربیتی، حقوق دانش‌آموزان و نحوه دریافت هزینه‌ها پاسخ گو باشند؛ نه فقط زمانی که تخلفی رسانه‌ای یا بحرانی عمومی رخ می‌دهد. نظارت واقعی باید پیش گیرانه باشد، نه پس از وقوع خسارت. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27195-/مدارس-غیردولتی-یا-بنگاه-های-اقتصادی-؟-نظارت-شعار-نیست-؛-واقعیت-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

اگر هدف کتاب « پرورش نگاه » و « تربیت شهروند مسئول » باشد، بسیار موفق عمل کرده است. این کتاب می‌تواند پلی باشد میان ، دانشگاه، مدرسه و زندگی روزمره مردم دانش برای زیست پایدار : فلسفه و محیط‌ زیست به زبان ساده برای همه معرفی کتاب توسط نویسنده * کتاب «دانش برای زیست پایدار» تلاشی است برای پیوند میان حکمت متعالیه ملاصدرا و مسائل محیط‌زیستی معاصر، با زبانی ساده و روان برای مخاطب عام. نویسنده کوشیده تا فلسفه را از فضای انتزاعی خارج کند و آن را به ابزاری برای تغییر نگاه و اصلاح رفتار روزمره در مواجهه با طبیعت تبدیل کند. * کتاب «دانش برای زیست پایدار» یکی از بهترین تلاش‌های اخیر در حوزه فلسفه محیط‌زیست بومی-اسلامی به زبان فارسی است. نویسنده موفق شده حکمت متعالیه را از آسمان انتزاع به زمین زندگی روزمره بیاورد و آن را به زبانی ساده، دل‌نشین و کاربردی تبدیل کند. https://sedayemoallem.ir/معرفی-کتاب/item/27193-/دانش-برای-زیست-پایدار-فلسفه-و-محیط‌-زیست-به-زبان-ساده-برای-همه https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« اما در این تغییرات، نباید از یاد برد که همیشه میلیون ها ایرانی دل در گروِ تخریب داشته اند اما بعدها تبری جسته و آنها را به گردن یک نفر انداخته اند... » در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست! علی مرادی مراغه ای * هر زخم و تیری که بر تن مان نشسته چه از سوی بیگانگان و یا از خودمان، تفاوتی نمی کند اگر خوب بنگریم در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست . وقتی سرگور اوزلی سفیر انگلستان در 1811 میلادی آماده ماموریت خود به ایران می شود، پادشاه انگلستان جرج سوم به او فرمان جالبی می دهد ؛ این که در ایران، قبل از هر چیز بکوشد تا هرگونه کتب خطی و کمیابی را که به زبان فارسی و عربی پیدا کند خریداری و به انگلستان بفرستد، حتی سالیانه بودجه ای به اندازه ۶۰۰ پوند طلا برای این کار در نظر می گیرد: «شما این گونه کتب خطی را باید با کمال دقت جمع آوری و به وزیر امور خارجه ما بفرستید که در بریتیش موزیم یا محافظت شود». (مجله وحید، علی مشیری، اوضاع سیاسی ایران بین سالهای... جلد5، سال ۱۳۴۶،ص ۲۹) و در راستای همین سیاست، می بینیم پس از ورود سرهارفورد جونز وزیر مختار بریتانیا، بلافاصله او در مدت کوتاهی 14 قاطر بار ، تنها از استان فارس جمع آوری و به انگلستان گسیل می کند! (آخرین روزهای لطفعلی خان زند، هارفورد جونز...ص158) * ما ایرانیان در تخریب ذخایرمان، اصلا به بیگانه مجال نداده ایم، چون در ایران هر سلسله که به قدرت می رسیده اولین کاری که کرده نابودی آثار سلسله قبلی بوده...! و البته ظهور مورخین جیره خوار برای تخریب گذشته. * آقامحمدخان پس از به قدرت رسیدن، حتی از استخوان های کریم خان نیز نگذشت و ظل‌السلطان آینه‌ کاری های روی ستون های عالی‌ قاپو و چهل ‌ستون را از میان برد و دستور داد روی نقاشی های نفیس چهل ‌ستون را با گچ بپوشانند . او بسيارى از كاخ ها و شاهكارهاى ممتاز صفوی را كه موجب حيرت سياحان خارجى بوده نابود ساخت .« از قصور متعددى كه شاردن در سفرنامۀ خود آورده اكنون به جز دو سه بناى خراب چيزى باقى نمانده همه را ظل السلطان ويران كرده». ( آلمانی‌، هانری‌ رنه‌ د.، سفرنامه از خراسان تا، ...ص۹۰۲) او حتی پس از تخریب از خاک آنها نیز نمی گذشته و مصالح آنها را به دهقانان می فروخته . (همان منبع...ص77) * اما وقتی رضاشاه به قدرت رسید کوشید هر چه از قاجاریه مانده نابود سازد و این کار از همان شب 9 آبان 1304ش که قاجاریه از سلطنت خلع شد آغاز گشت . شبانه، سردرهای عمارت های دولتی که نام قجر بود نابود ساختند حتی به کاشی های سر در مدرسه سپهسالار که با خط زیبای میرزا غلامرضا خوشنویس نوشته شده بود و کاشی های سرِدرِ مسجد شاه که نام فتحعلی شاه بود رحم نکردند . (دولت آبادی، حیات یحیی...1361...ص400) و برداشتن «عدل مظفر به امر رضاشاه از بالای درب مجلس». (خاطرات و خطرات، هدایت... ص410) و سپس به نام مدرن کردن، نوبت به نابودی دروازهای تهران رسید که مملو از آثار هنری و کاشی کاری های زیبای قاجاریه بود. (تاریخ بیست ساله، مکی...ص49) انگار بدون نابودی آن آثار امکان مدرن کردن نبود! * عین السلطنه در تخریب سر درِ زیبای الماسیه به دستور رضاشاه می نویسد: «پاك خراب کرده اند و یک درِ اتومبیل رو بزرگ ساخته اند کاّنه درب گاراژ !. گفتند این خرابى سرِدر براى کتیبه ناصرالدین شاه بوده که به خط بسیار خوشی با آب طلا نوشته شده بود» (خاطرات عین السلطنه ...ج10ص7699) و بگذریم که این رشته سرِ دراز دارد ؛ تخریب های عدیده یِ سرِدر باغ ملی، تکیه دولت، عمارت خوابگاه، درب سعادت، کاخ گلستان، دروازه ارگ سمنان و شاهکارهای دیگر... * اما به دوران انقلاب که می رسیم دیگر به تیشه و کلنگ اکتفا نمیگردد چون ابزارهای تخریب، حسابی پیشرفته اند و آقای خلخالی، بولدوزر و بیل مکانیکی را به خدمت می گیرد . * امروزه، نسخه های خطی بی شماری را باید در موزه های اروپایی بیابیم اما گاهی می گویم خدایا شکر که این غربیان آنها را از ایران بیرون کشیده و برده اند تا حداقل سالم نگهداشته اند! چون اگر دست ما می ماند حتما از بین می بردیم . متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27192-/در-انتهای-تمامی-آنها-پرِ-جهالت-مان-هویداست https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« اما در این تغییرات، نباید از یاد برد که همیشه میلیون ها ایرانی دل در گروِ تخریب داشته اند اما بعدها تبری جسته و آنها را به گردن یک نفر انداخته اند... » در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست! علی مرادی مراغه ای * هر زخم و تیری که بر تن مان نشسته چه از سوی بیگانگان و یا از خودمان، تفاوتی نمی کند اگر خوب بنگریم در انتهای تمامی آنها پرِ جهالت مان هویداست . وقتی سرگور اوزلی سفیر انگلستان در 1811 میلادی آماده ماموریت خود به ایران می شود، پادشاه انگلستان جرج سوم به او فرمان جالبی می دهد ؛ این که در ایران، قبل از هر چیز بکوشد تا هرگونه کتب خطی و کمیابی را که به زبان فارسی و عربی پیدا کند خریداری و به انگلستان بفرستد، حتی سالیانه بودجه ای به اندازه ۶۰۰ پوند طلا برای این کار در نظر می گیرد: «شما این گونه کتب خطی را باید با کمال دقت جمع آوری و به وزیر امور خارجه ما بفرستید که در بریتیش موزیم یا محافظت شود». (مجله وحید، علی مشیری، اوضاع سیاسی ایران بین سالهای... جلد5، سال ۱۳۴۶،ص ۲۹) و در راستای همین سیاست، می بینیم پس از ورود سرهارفورد جونز وزیر مختار بریتانیا، بلافاصله او در مدت کوتاهی 14 قاطر بار ، تنها از استان فارس جمع آوری و به انگلستان گسیل می کند! (آخرین روزهای لطفعلی خان زند، هارفورد جونز...ص158) * ما ایرانیان در تخریب ذخایرمان، اصلا به بیگانه مجال نداده ایم، چون در ایران هر سلسله که به قدرت می رسیده اولین کاری که کرده نابودی آثار سلسله قبلی بوده...! و البته ظهور مورخین جیره خوار برای تخریب گذشته. * آقامحمدخان پس از به قدرت رسیدن، حتی از استخوان های کریم خان نیز نگذشت و ظل‌السلطان آینه‌ کاری های روی ستون های عالی‌ قاپو و چهل ‌ستون را از میان برد و دستور داد روی نقاشی های نفیس چهل ‌ستون را با گچ بپوشانند . او بسيارى از كاخ ها و شاهكارهاى ممتاز صفوی را كه موجب حيرت سياحان خارجى بوده نابود ساخت .« از قصور متعددى كه شاردن در سفرنامۀ خود آورده اكنون به جز دو سه بناى خراب چيزى باقى نمانده همه را ظل السلطان ويران كرده». ( آلمانی‌، هانری‌ رنه‌ د.، سفرنامه از خراسان تا، ...ص۹۰۲) او حتی پس از تخریب از خاک آنها نیز نمی گذشته و مصالح آنها را به دهقانان می فروخته . (همان منبع...ص77) * اما وقتی رضاشاه به قدرت رسید کوشید هر چه از قاجاریه مانده نابود سازد و این کار از همان شب 9 آبان 1304ش که قاجاریه از سلطنت خلع شد آغاز گشت . شبانه، سردرهای عمارت های دولتی که نام قجر بود نابود ساختند حتی به کاشی های سر در مدرسه سپهسالار که با خط زیبای میرزا غلامرضا خوشنویس نوشته شده بود و کاشی های سرِدرِ مسجد شاه که نام فتحعلی شاه بود رحم نکردند . (دولت آبادی، حیات یحیی...1361...ص400) و برداشتن «عدل مظفر به امر رضاشاه از بالای درب مجلس». (خاطرات و خطرات، هدایت... ص410) و سپس به نام مدرن کردن، نوبت به نابودی دروازهای تهران رسید که مملو از آثار هنری و کاشی کاری های زیبای قاجاریه بود. (تاریخ بیست ساله، مکی...ص49) انگار بدون نابودی آن آثار امکان مدرن کردن نبود! * عین السلطنه در تخریب سر درِ زیبای الماسیه به دستور رضاشاه می نویسد: «پاك خراب کرده اند و یک درِ اتومبیل رو بزرگ ساخته اند کاّنه درب گاراژ !. گفتند این خرابى سرِدر براى کتیبه ناصرالدین شاه بوده که به خط بسیار خوشی با آب طلا نوشته شده بود» (خاطرات عین السلطنه ...ج10ص7699) و بگذریم که این رشته سرِ دراز دارد ؛ تخریب های عدیده یِ سرِدر باغ ملی، تکیه دولت، عمارت خوابگاه، درب سعادت، کاخ گلستان، دروازه ارگ سمنان و شاهکارهای دیگر... * اما به دوران انقلاب که می رسیم دیگر به تیشه و کلنگ اکتفا نمیگردد چون ابزارهای تخریب، حسابی پیشرفته اند و آقای خلخالی، بولدوزر و بیل مکانیکی را به خدمت می گیرد . * امروزه، نسخه های خطی بی شماری را باید در موزه های اروپایی بیابیم اما گاهی می گویم خدایا شکر که این غربیان آنها را از ایران بیرون کشیده و برده اند تا حداقل سالم نگهداشته اند! چون اگر دست ما می ماند حتما از بین می بردیم . متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27192-/در-انتهای-تمامی-آنها-پرِ-جهالت-مان-هویداست https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟ برخورد " تحقیر آمیز " اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران با " محمد داوری " ؟ مسئولی که این کار را کرده لطفا پاسخ گو باشد ! صدای معلم گزارش می کند ؛ * به گزارش «سخن معلم»، محمد داوری، سخنگوی پیشین سازمان معلمان ایران و از فعالان باسابقه صنفی و رسانه‌ای، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد، از نحوه جایگزینی‌اش در مدرسه شاهد فتح منطقه ۳ تهران انتقاد کرد و آن را مصداقی دیگر از «ناسپاسی» و «بی‌تدبیری» دانست . داوری با اشاره به اینکه در سی‌امین سال خدمت رسمی و سی‌وپنجمین سال فعالیت حرفه‌ای خود قرار دارد، نوشت: « پس از شش سال خدمت به‌عنوان مشاور در مدرسه شاهد فتح، روز گذشته برای انجام کار به مدرسه مراجعه کرده بودم که یکی از همکاران از من پرسید: آیا می‌دانید فرد دیگری به‌جای شما به‌عنوان مشاور معرفی شده است؟ با خونسردی پاسخ دادم: خیر؛ شما نخستین کسی هستید که اکنون این موضوع را به من اطلاع می‌دهید » . * همان گونه که آقای داوری در این خبر به آن اشاره کرده و کاملا مستند و قابل تایید است آن که برخی از معلمان مدارس به دلایل نامشخص توسط مدیر مدرسه و یا تایید مسئولان بالاتر در اختیار « اداره » متبوع گذاشته می شوند و فرد دیگری بدون اطلاع فرد قبلی در آن پست سازمانی قرار می گیرد . اگر معلمی در مدرسه مطلوب و ایده آل مدیر آن واحد آموزشی نیست و یا مدیر مدرسه از عملکرد آن شخص رضایت ندارد ؛ حتما باید با فرد ذی نفع گفت و شنود شود . مساله با او در میان گذاشته شود . و دلایل اتخاذ هر تصمیم به صورت « مستند » و « قانونی » به اطلاع فرد ذی نفع رسانده شود . آیا در مساله محمد داوری چنین فرآیندی طی شده است ؟ * این که ایشان از تغییر واحد آموزشی خودش مطلع نیست و حتی نمی داند که چرا و به کدام علت چنین رفتاری با وی صورت گرفته است ؛ پرسش صریح « صدای معلم » آن است که این گونه اعمال با کدام پروتکل آموزشی و یا اصول اخلاقی و حتی تربیتی مطابقت دارد ؟ * اتخاذ چنین تصمیم هایی توسط مدیر مدرسه و البته تایید مسئولان بالاتر به وضوح نشان از آن دارد که این مقامات به هیچ وجه با اصول اولیه و ساده تعلیم و تربیت آشنایی و موانست نداشته و صلاحیت تصدی مسئولیت در دستگاه حساس و راهبردی « آموزش و پرورش » را به هیچ وجه ندارند . * اگر واقعا در این سیستم حساب و کتابی بود و ارزیابی عملکرد واقعا بر اساس معیارهای شایستگی حرفه ای صورت می گرفت ؛ این مسئولان و مدیران مشابه اساسا نباید ارتقا پیدا می کردند تا این گونه شان و جایگاه « آموزش » و « معلم » را در افکار عمومی و « حوزه عمومی » خدشه دار کنند . * اکنون پرسش این است : آن « نگاه پیش گیرانه ای » که رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری و در پاسخ به پرسش های « صدای معلم » عنوان کرده  اکنون کجاست و چگونه باید عینیت پیدا کرده و محقق شود ؟ ( این جا ) متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27189-/برخورد-تحقیر-آمیز-اداره-آموزش-و-پرورش-منطقه-3-تهران-با-محمد-داوری-؟-مسئولی-که-این-کار-را-کرده-لطفا-پاسخ-گو-باشد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« در شگفت بودیم از مردمی که به‌ جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند ... ! » حکایت " سمفونی وحدت ملی " و مردمی که به " تحقیرشدگی " همیشگی عادت کرده اند ! بهروز مرادی/ جامعه شناس * دیروز شنبه با تغییر برنامه‌ی کاری روتین روزانه‌ام با زحمت رأس ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت بودیم. غلغله‌ای بود و نگذاشتند در ۵ ردیف نخست سالن که برای طبقه‌ی اشراف حکومتی و مهمانان خارجی اختصاص یافته بود، بنشینیم و این تبعیض، همواره در سالن‌های مراسم مختلف روح را می‌آزارد. کلیپ‌های بسیار و پیام‌های متنوع پخش کردند و شعر خواندند و سخن‌ سرایی کردند. پیام آقای سبحانی را پخش کردند و مورد استقبال قرار نگرفت. * سپس مدرس دانشگاهیِ دیگری پشت تریبون رفت و سخن به درازا گفت و شعر خواند. دقایق می‌گذشتند و ساعت نزدیک ۵ شده بود و عطش فروکردن صحبت‌های تحمیلی به گوش‌های مظلوم ادامه داشت و انتظار برای شنیدن سمفونی وحدت ملی به نتیجه نرسید. بعد از آن، دکتر عراقچی وزیر خارجه پشت تریبون رفت و از سیاست خارجه‌ی موفق دولت سخن گفت و از شهدای جنگ و از بچه‌های پشت لانچرها تجلیل کرد و در آخر سر گفت که می‌خواهد دست استادش دکتر زرگر را ببوسد! بعد نماینده‌ی آقای سبحانی را صدا زدند و لوح تقدیر به او دادند و آقای صالحی وزیر ارشاد را فراخواندند تا بالا برود و لوح تقدیر به دیگران بدهند. * حضار غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و کسانی مثل من با صدای بلند گفتند که برای شنیدن سخنرانی نیامده‌اند و منتظر سمفونی هستند. اما آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و خر خودشان را می‌راندند و قیمه را با ماست در هم می‌آمیختند! * ساعت ۵:٢٣ دقیقه بود که به نشانه‌ی اعتراض به دروغی که در پیامک برای بنده فرستاده بودند که از هیچ کدام از آن برنامه‌های غیر موسیقیایی حرفی در آن زده نشده بود و به‌ خاطرِ اینکه من و همسرم را فریب داده و به نیرنگ سمفونی، ما را مجبور به شنیدن صحبت‌ها و پیام‌ها و سخنرانی و دیدن کلیپ‌های تحمیلی و.... نموده بودند، از جای خود برخاستیم و سالن را ترک کردیم. دربان در گفت که ١٠ دقیقه دیگر موسیقی شروع می‌شود، اما ما گفتیم آخر به چه قیمت؟ * از تالار که بیرون زدیم، در شگفت بودیم از مردمی که به‌ جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند، اما اعتراض مؤثری نمی‌کردند و به‌جز ما و چند نفر دیگر، سرجای‌شان نشستند و همراهی کردند با کسانی که تحقیرشان کردند و حق و وقت و عزّت و کرامت‌شان را پایمال نمودند. خیلی وقت‌ها مردم هم‌دست‌اند با ظلم و ظالم و فریب‌دهندگان‌ و دروغ‌گویان و تحمیل‌گران و دزدان وقت و سارقان عمر. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27188-/حکایت-سمفونی-وحدت-ملی-و-مردمی-که-به-تحقیرشدگی-همیشگی-عادت-کرده-اند https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

تا زمانی که نقش های تعریف شده و واگذار شده ؛ « تشریفاتی » باشند و همه چیز در « نمایش و روزمرگی » خلاصه شود و خبرنگاران ماموریت های خود را جدی نگیرند و خود را دائما هم رنگ جماعت و پیرامون کنند ، انتظار تحول و بهبود اوضاع فقط یک « مطالبه ی خام و احمقانه » خواهد بود نگاهی به انحطاط جایگاه " خبرنگار " و " رسانه " در حوزه آموزش و پرورش علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم « در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشه ی دیگری از جهان، انسان های زیادی گرسنه اند. اگر «ژان پل سارتر» بود می گفت من در برابر این گرسنگی مسئولم. البته من اعتراض می کردم: من نمی دانم آن جا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی آید. ولی سارتر می گفت این منم که انتخاب کرده ام بی خبر بمانم و به جای آن که خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه ی خاص فقط بنویسم. می توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده ام آن را نادیده بگیرم. "من در برابر آنچه می کنم و آنچه انتخاب می کنم که نادیده بگیرم، مسئولم.." اروین یالوم- کتاب: روان درمانی اگزیستانسیال » . * تصاویری که در زیر مشاهده می کنید ؛ در زمان وزارت « سیدمحمد بطحایی » وزیر پیشین آموزش و پرورش و به مناسبت « روز خبرنگار » به همراه گزارش تفصیلی آن در « صدای معلم » منتشر گردیده است . برخی مسئولان وزارت آموزش و پرورش مانند فاطمه مهاجرانی ، مجتبی زینی وند ، مجید قدمی ، عبدالرسول عمادی ، مهدی نوید ادهم ، علیرضا کمرئی ، مسعود شکوهی و مسعود ثقفی حضور داشتند و تعدادی از آن ها مانند خانم مهاجرانی و آقای زینی وند به تک تک میزها سر زده و به میان خبرنگاران و خانواده های آنان آمده و در شادی آنان سهیم شدند  » . * از آن مراسم 8 سال گذشته است . اما تصویری که در زیر مشاهده می کنید ؛ مربوط به نشست خبری « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » است که به مناسبت « روز خبرنگار » در یک مدرسه برگزار شد . ( این جا ) * « صدای معلم » در گزارش بعدی خود که به مناسبت بزرگداشت « روز خبرنگار » توسط « «احمد محمودزاده ؛ رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی » تدارک دیده شده بود ؛ چنین نوشت : ( این جا ) « ما آن چه در پایان نشست و در بخش « تجلیل از خبرنگاران »  اتفاق افتاد در نوع خود قابل تامل بود . بر خلاف نشست روز گذشته « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » که در پایان اعلام شد خبرنگاران به بیرون کلاس رفته و هدایای خود را دریافت کنند و ایستادن خبرنگاران در صف برای گرفتن لوح تقدیر و نیز غذا ، صحنه های «  تحقیر آمیزی » را به وجود آورد – هر چند مدیر صدای معلم شفاف و علنا این موضوع را به سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفته و شدیدا از آن انتقاد کرد - اما در نشست امروز ، ؛ محمودزاده رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی شخصا هدایا و لوح تقدیر را به محل نشستن خبرنگار برده و تقدیم کرد .  * نکته ای غیر قابل فهم که البته به لحاظ تاریخی بسیار پر تکرار و مسبوق به سابقه است این که چرا خبرنگاران که بر حسب تعریف و قاعده باید « رکن چهارم دموکراسی » باشند ؛ در برابر این همه تحقیرها و بی اعتنایی مسئولان و... سکوت می کنند و رد می شوند و تازه وقتی کسی از صنف خودشان نسبت به این وضعیت انتقاد می کند ؛ نه تنها حمایتی می کنند و در برخی موارد بلکه فرد و رسانه ی منتقد را هم مورد حمله و شماتت قرار می دهند که چرا به فرض وقت جلسه را گرفته ای  و یا فضای نشست را به هم می ریزی و قس علیهذا . به عنوان فردی که بیش از یک دهه است در نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش شرکت می کنم ؛ این صحنه ها و وقایع را بارها مشاهده کرده ام بی آن که تحولی در جهت بهبود اوضاع حس شود . * پیش خود  فکر می کردم که این ها آیا واقعا خبرنگارند ؟ تفاوت آن ها با سایر افراد معمولی و یا توده و عوام چیست ؟ اساسا چه تعریف و یا برداشتی از ارزش های عام « دموکراسی » دارند و قرار است کدام فضای پرسش گری و مطالبه گری را در این حوزه ایجاد و پی گیری کنند ؟ * خبرنگاری که قادر نیست حتی از شان و جایگاه خویش دفاع کند چگونه و بر اساس کدام منطق می خواهد نگاهبان حقوق عمومی و یا منافع آموزش و پرورش باشد ؟ متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27187-/نگاهی-به-انحطاط-جایگاه-خبرنگار-و-رسانه-در-حوزه-آموزش-و-پرورش https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« گاهی بهترین خدمت به یک سازمان، تعریف کردن از آن نیست؛ بلکه صادقانه گفتن است که کجا ایستاده‌ایم و تا نقطه مطلوب چقدر فاصله داریم » جناب خانمحمدی .... رییس محترم سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور ! شتر پیر ، آواز دهل بسیار شنیده ! عباس مژده * جناب آقای خانمحمدی، در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، از «پربارترین و پرافتخارترین» آغاز سال تحصیلی برای خانواده مدرسه‌سازی سخن گفته‌اید و از اعداد و عناوین متعددی به‌عنوان دستاورد یاد کرده‌اید؛ از بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۰ کلاس درس جدید گرفته تا ۷۶ هزار کلاس بهسازی و شاداب‌سازی‌شده. اما برای سازمانی با این سابقه، پرسش اصلی نه درباره اصل اقدامات، بلکه درباره معیار سنجش این دستاوردها  است. بنابراین پرسش ساده است: این حجم از تعابیر «پربارترین»، «پرافتخارترین» و «دستاوردهای بی‌سابقه» دقیقاً بر مبنای کدام شاخص و کدام مقایسه تاریخی بیان می‌شود؟  * نگاهی به آمار رسمی سال‌های گذشته که زمانی در سایت خود سازمان منتشر می‌شد، تصویر متفاوتی نشان می‌دهد. مجموع کلاس‌های تحویلی در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ به‌ترتیب ۱۳۵۲۱، ۱۲۶۶۵، ۱۳۳۳۰ و ۱۰۹۱۶ کلاس بوده است. امسال با اعلام ۱۱ هزار و ۵۰۰ کلاس درس، تعداد کلاس های تحویلی با رکوردهای ثبت‌شده در سال‌های گذشته فاصله داریم؛ این عدد نسبت به سال ۱۴۰۰ حدود ۱۵ درصد ، نسبت به سال ۱۴۰۱ حدود ۹ درصد و نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۱۴ درصد کمتر است. * این آمار نشان می‌دهد که سال ۱۴۰۵، دست‌کم بر مبنای تعداد کلاس‌های تحویلی، سالی پربار در مدرسه‌سازی نبوده است. بنابراین، عدد زمانی دستاورد محسوب می‌شود که در کنار روند تاریخی و با شاخصی روشن سنجیده شود، نه صرفاً با انتخاب یک نقطه مطلوب. * از «افتخار» نیز سخن گفته‌اید. شاید بد نباشد به گذشته پرافتخار همین سازمان بازگردیم؛ سازمانی که روزگاری به دلیل اقدامات تخصصی و اثرگذار در مقاوم‌ سازی مدارس، موفق به دریافت جایزه بین‌المللی ساساکاوا شد. * پرسش اینجاست که سازمانی با آن پیشینه فنی و اعتبار بین‌المللی، امروز چگونه باید رنگ‌آمیزی و شاداب‌ سازی مدارس را در ردیف افتخارات بزرگ خود قرار دهد؟ شاداب‌سازی مدارس اقدامی لازم است، اما آیا می‌توان آن را با دستاوردهایی مقایسه کرد که روزگاری نام نوسازی مدارس ایران را در عرصه بین‌المللی مطرح کرد؟ متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27186-/جناب-خانمحمدی-رییس-محترم-سازمان-نوسازی-،-توسعه-و-تجهیز-مدارس-کشور-شتر-پیر-،-آواز-دهل-بسیار-شنیده https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« جامعه‌ای که مطالعه را کنار می‌گذارد، مهارت‌های تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخص‌محوری در انتقال اطلاعات و ساده‌انگاری در سیاست بازمی‌گردد » عصر خواندن تمام شده است نویسنده : Rose Horowitch * گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد می‌شود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟ * مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز می‌شود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینه‌های گزاف، مجموعه‌ای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتش‌سوزی که بر اثر غفلت و بی‌توجهی از میان رفت؛ چرا که هزینه‌های نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موش‌ها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت. * نویسنده این واقعه تاریخی را آیینه‌ای برای وضعیت کنونی آمریکا می‌داند؛ جایی که گرچه منابع بی‌نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است. آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران‌کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم می‌کنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجی‌های انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کرده‌اند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خوانده‌اند. نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی می‌پردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. * در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکایی‌ها رایج‌تر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دست‌کم یک شرط‌بندی انجام داده‌اند. این روند کاهشی تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتی‌ترین گروه‌های مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشم گیری شده‌اند. * کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروش‌ترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروش‌ترین رمان به مجموعه‌ای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتاب‌های برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بی‌بهره‌اند. * آمریکایی‌ها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت می‌کنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست‌ساله روزنامه می‌خواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین می‌کنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح می‌دهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند. اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکایی‌ها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه می‌خوانند؛ انبوهی از ایمیل‌ها، پیامک‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و زیرنویس‌ها زندگی روزمره را پر کرده‌اند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست داده‌اند. * مریانه ولف، عصب‌شناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای، هشدار می‌دهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که توانایی‌های عالی‌تر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، آمریکا بی‌سواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است. * شبکه‌های اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیه‌ای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر می‌کنند. حتی پیامک‌ها نیز ویژگی‌های گفتار شفاهی را به خود گرفته‌اند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیام‌های صوتی ارسال می‌کنند. نتایج تحقیقات عصب‌شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان آنچه را تمرین می‌کند، فرا می‌گیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارت‌های خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینه‌ای برای درک مطلب کاهش می‌یابد. عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دوره‌ای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. متن کامل مقاله را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/پژوهش/item/27183-/عصر-خواندن-تمام-شده-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« تنها مزیت هوم اسکول ها، رهایی کودکان از چنبره دور باطل ناکارآمدی آموزش و پرورش است » " هوم اسکول " در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر ؟! مینو امامی * چهار دهه از به وجود آمدن انواع گوناگون مدرسه در ایران بعد از انقلاب اسلامی می گذرد. از جمله دلایل این زایش نامیمون رشد جمعیت و افزایش کاستی ها، ضعف ها و ناتوانی های مجموع سازمان دهنده نظام آموزشی در ایجاد نگاه جدید به آموزش بود که موفق و مؤثر عمل نکرد. اهل فن و منتقدین هر چه در مورد ناکارآمدی و ورشکستگی روزافزون نظام آموزشی سخن می راندند میخ آهنینی بود که در سنگ یا منطق کور فرو نمی رفت. حتی عده ای از آنان تذکر کتبی دریافت کردند یا زندانی و تبعید شدند. این بزرگواران دلسوز همان روشنفکران طرد شده جامعه بودند که نتیجه دردهای پنهان و آشکار جاری و ساری را برای سال ها و دهه های بعد پیش بینی می کردند. آنان بصیرت و آگاهی فراتر از زمان حال را داشتند اما چون در صف اقلیت بودند پس قانون شکن و سنت شکن شمرده می شدند. * بیشتر اولیای دانش آموزان با قالب و بینش فکری متفاوت از هم و در موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون، تا لحظه وقوع دو پدیده ناخوشایند یعنی ایپدمی کرونا و دو جنگ اخیر، به شرایط جدید مدارس یعنی 18 گانه بودن آن و کاهش کیفیت و حتی کمیت آموزشی، اعتراضی نداشتند. اما وقتی که در برخورد با هر دو، تعطیلی مدارس به عنوان سهل ترین تصمیم گرفته شده دانش آموزان را مجبور به استفاده از آموزش مجازی و غیرحضوری نمود، تازه به ناکارآمدی نظام آموزشی ایمان راسخ یافتند و بود و نبود آن را یکی دانستند. * سوال بیشتر اولیا این بود وقتی بدون مدرسه رفتن نیز می توان فرزندان خود را آموزش داد؛ پس چرا مدرسه و کلی دردسر آن را باید تحمل کنیم؟ اولیایی که تا دیروز تنها هنر و دغدغه آنان برتر گزینی مدرسه، معلم و حتی مدیر، ناحیه و منطقه آموزشی بود، بعد از دوران کرونا به قرار گرفتن نظام آموزشی در حالت احتضار، یقین حاصل کردند. دیگر مدارس خاص نیز تأمین کننده آمال و آرزوهای طبقاتی و کسب امتیاز ویژه برای آنان نبود. * همانند سال هایی که در جامعه ما تب ثبت نام کودکان در کلاس های جورواجور وجود داشت و هر چه نام کلاس طمطراق بیشتری با خود یدک می کشید، فاصله اجتماعی شما نسبت به دیگران بیش از حد انتظار گوشزد داده می شد! نوع نگاه و خواست و گرایشات کودک هیچ اهمیتی نداشت. میل، میل اولیا بود و بس، خصوصا مادران گرامی که بسیار دلسوزترند! به باور من، روزگاری که پدر سواد سیکل داشت و مادر بیسواد و خانه دار بود، درس خواندن کودکان و تربیت درست آنان برای والدین بیشتر حائز اهمیت بود تا امروز. * باید اعتراف کرد که نظام آموزشی مدت هاست که نمی داند چه چیزی برای کودکان لازم و ضروری است و چگونه باید بدان رسید. قائل به اولویتی نیست و تأخر و پس بودگی را رویه معقول و مقبول ساخته است. و اولیای همین کودکان که روزی معلم را سرچشمه محترم و معتبر تعلیم و تربیت فرزند خویش می دانست امروز به او اعتماد ندارد. * شاید ادعاهایی غیر این مبنی بر کارآمدی آموزش و پرورش از سوی افرادی خاص، مطرح شود و همه آنچه را که در حال گذر از یک بحران به بحرانی جدید است را انکار کنند، از این اشخاص می پرسم: کشورهایی که در نزدیکی قطبین قرار دارند چند روز از مدت سال تحصیلی را با بهانه برودت هوا و ریزش برف سنگین بالای زانو، تعطیل اعلام می شود؟ یا کدام کشور درگیر جنگ، 4 ماه رسما تعطیل اعلام کرده است؟ یا کشورهایی که مجبور به خرید انرژی هستند و شعور و همدلی عجیبی در صرفه جویی همه انواع آن را دارند، چند روز به دلیل نبودن برق یا گاز مدارس و دانشگاه ها را تعطیل می کنند؟ مگر در جنگ 8 ساله با عراق؛ مدارس و دانشگاه ها تعطیل بودند ؟ * مدت زمان بسیاری است که تقدیر و تشکر از فرهنگ نامه روزمره ایرانی جماعت حذف گردیده است و گستاخی و پررویی رویه عادی تحصیل کرده و نکرده به یک میزان گردیده است. شعور اجتماعی کم رنگ تر و خردجمعی  بی مایه تر شده است. تضعیف اخلاق و ادب و فرهنگ هم تقصیر معلمان شمرده می شود. البته به نوعی حق دارند چون ارتباطی مابین معلم و دانش آموز باقی نمانده است که همه این موارد بی نقص موجودیت داشته باشد. * پیشنهاد: جلوی درب وزارتخانه و در داخل آن به طور سمبلیک مجسمه متفکر یا مجسمه اندیشه‌گر شبیه اثر مهم «آگوست رودن» فرانسوی ساخته و نصب کنید تا شاید به خود آییم و فلسفه یک ساعت تفکر بهتر از عبادت هفتاد ساله اسلام را چون همیشه به غربی ها هدیه نبخشیم. شاید بدین طریق ما نیز همانند آنان قادر به تحقق رنسانس شویم و معنای واقعی انقلاب فرهنگی را دریابیم! متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27182-/هوم-اسکول-در-برزخ-و-دوزخ-یادگیری-و-تفکر-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

به مناسبت " روز خبرنگار " در نشست تعاملی مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز با رییس خانه مطبوعات و جمعی از خبرنگاران حوزه ی آموزش و پرورش توسط خبرنگار " صدای معلم " مطرح گردید : آموزش و پرورش برای روایت درست دست آوردها، بیان صادقانه کاستی‌ها و شنیدن صدای جامعه بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌ای مستقل، حرفه‌ای و مطالبه‌گر نیازمند است گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم * همزمان با گرامی داشت « روز خبرنگار » ، نشست تعاملی مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز با رییس خانه مطبوعات و جمعی از خبرنگاران حوزه ی آموزش و پرورش، روز پنج‌شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ در دفتر مدیرکل آموزش و پرورش البرز برگزار شد؛ نشستی که در آن، پرسش‌ها و دغدغه‌های خبرنگاران درباره مهم‌ترین مسائل و چالش‌های آموزش و پرورش استان به‌ صورت مستقیم با مدیرکل و معاونان وی در میان گذاشته شد. در آغاز این نشست، پس از سخنان اولیه، خبرنگاران حاضر به طرح پرسش‌ها و بیان دغدغه‌های خود در حوزه‌های مختلف پرداختند و شعبانی، مدیرکل آموزش و پرورش البرز، به همراه معاونان خود، به پرسش‌ها و مطالبات مطرح‌ شده پاسخ دادند. * موضوع آرای دیوان عدالت اداری نیز از دیگر پرسش‌های مطرح‌شده از سوی خبرنگاران بود. شعبانی با تأکید بر جایگاه قانونی آرای دیوان اظهار داشت: رأی دیوان قابل استنکاف نیست و دستگاه‌های اجرایی مکلف به اجرای آرای صادرشده هستند. * یکی دیگر از موضوعات مهم مطرح‌شده در این نشست، ضرورت توجه به تأمین سرانه‌های آموزشی همزمان با توسعه ساخت‌وسازها بود. شعبانی با اشاره به ماده ۱۸ شوراها گفت: به ازای هر ۲۰۰ واحد مسکونی احداث‌شده توسط انبوه‌ سازان، باید یک مدرسه ساخته شود؛ ظرفیتی قانونی که اجرای دقیق آن می‌تواند بخشی از کمبود فضاهای آموزشی استان را جبران کند. * شعبانی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سوال خبرنگار « صدای معلم »؛ به وضعیت باشگاه پیش کسوتان کرج پرداخت و گفت: این مجموعه در ۱۳ آبان سال ۱۴۰۲، با اجرای یک رأی از مجموعه آموزش و پرورش منفک شده بود. وی افزود: مساحت این ملک حدود ۱۶ هزار مترمربع است که با پیگیری آموزش و پرورش، مجدداً به این مجموعه بازگردانده شده و اکنون در حال ارائه خدمات است. * رسانه؛ رکن مطالبه‌گری و شفافیت نشست روز خبرنگار آموزش و پرورش البرز، در نهایت به فرصتی برای گفت‌وگوی مستقیم، صریح و بی‌واسطه میان مدیران آموزش و پرورش و اصحاب رسانه تبدیل شد؛ گفت‌وگویی که در صورت استمرار می‌تواند به تقویت شفافیت، افزایش پاسخ گویی و انعکاس دقیق‌تر واقعیت‌های نظام تعلیم و تربیت استان کمک کند. در پایان این نشست نیز با گرامی داشت جایگاه خبرنگاران و قدردانی از تلاش‌های اصحاب رسانه در انعکاس مسائل، مطالبات و واقعیت‌های حوزه تعلیم و تربیت، از خبرنگاران حاضر تجلیل به عمل آمد. این نشست با تأکید بر ضرورت استمرار ارتباط حرفه‌ای میان آموزش و پرورش و رسانه‌ها و تقویت تعامل دوسویه میان این دو نهاد به پایان رسید؛ چراکه آموزش و پرورش برای روایت درست دست آوردها، بیان صادقانه کاستی‌ها و شنیدن صدای جامعه بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌ای مستقل، حرفه‌ای و مطالبه‌گر نیازمند است. متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27181-/آموزش-و-پرورش-برای-روایت-درست-دست-آوردها،-بیان-صادقانه-کاستی‌ها-و-شنیدن-صدای-جامعه-بیش-از-هر-زمان-دیگری-به-رسانه‌ای-مستقل،-حرفه‌ای-و-مطالبه‌گر-نیازمند-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

«الفبای زیستن را پیش از الفبای علم، به من آموختی…» چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم ؟ حسام طارمیان/ مشاور تحصیلی و فعال در حوزه آموزش و علوم تربیتی * و علم به ما می‌گوید: وقتی یادگیری با یک احساس همراه شود، آن احساس در ذهن ماندگار می‌شود. اگر با اضطراب آغاز شود، اضطراب باقی می‌ماند… و اگر با امنیت و لذت همراه باشد، همان حس نیز در جانِ دانش‌آموز ریشه می‌دواند. و این پیوند، در کجا عمیق‌تر شکل می‌گیرد؟ در اولین برخوردها… در همان زنگ اول. *و حالا… ما ایستاده‌ایم همان‌جایی که روزی معلم‌هایمان ایستاده بودند. سال‌هاست یک خطای تکراری را ادامه می‌دهیم… فکر می‌کنیم چون یک درس مهم است، باید آن را «سخت» شروع کنیم؛ با جدیتِ خشک، با تهدید، با فشار. اما شاید لازم است برعکس فکر کنیم… شاید هرچه درس مهم‌تر باشد، شروعش باید انسانی‌تر باشد. * اگر در اولین برخورد، از کلاس تو «امنیت» بگیرد، باور کن سخت‌ترین مفاهیم را هم با جان و دل خواهد پذیرفت. و اگر نگیرد… حتی ساده‌ترین درس‌ها هم برایش سنگین می‌شوند. بیایید برای چند لحظه، به چهره‌های خواب‌آلود و مضطرب روز اول نگاه کنیم. پشت آن نگاه‌های منتظر، دنیایی از سوالات پنهان است: «آیا این معلم مرا درک خواهد کرد؟» «آیا در این کلاس اجازه اشتباه کردن دارم؟» متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27180-/چگونه-معلم-زنگ-اول-خوبی-باشیم-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« بدیهی است اجرای چنین سازوکاری علاوه بر صیانت از حقوق دانش‌آموزان، موجب افزایش اعتماد عمومی به نظام ارزشیابی و کاهش اعتراض‌های غیرمستند خواهد شد » اعتراض دانش آموزان به نمرات امتحانات نهایی و مساله " عدالت آموزشی " ؟ رمضانعلی دهبندی/ دبیر عربی نکا * طبق روال سال قبل، پس از اعلام نتایج امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم، به دانش‌آموزان اعلام می‌شود که در مهلت تعیین‌ شده، در صورت اعتراض به نمره، درخواست بررسی مجدد خود را ثبت کنند. با وجود اهمیت این سازوکار، شیوه فعلی اعتراض با ابهام‌ها و کاستی‌هایی همراه است که می‌تواند بر اعتماد دانش‌آموزان و خانواده‌ها نسبت به فرآیند تصحیح و رسیدگی اثر بگذارد. * به دانش‌آموزان اعلام می‌شود که پس از اعتراض، ممکن است نمره آنان افزایش یابد، بدون تغییر بماند یا کاهش پیدا کند. هرچند بررسی مجدد باید با هدف کشف خطا و تعیین نمره واقعی انجام شود، اما اعلام احتمال کاهش نمره، در شرایطی که دانش‌آموز ابتدا برگه خود را مشاهده نمی‌کند، می‌تواند موجب شود بسیاری از دانش‌آموزان از حق اعتراض خود صرف‌نظر کنند. این مسئله به‌ویژه درباره دانش‌آموزانی اهمیت دارد که اختلاف نمره اندکی می‌تواند بر قبولی، معدل، سابقه تحصیلی، رتبه و آینده تحصیلی آنان اثر بگذارد. دانش‌آموز نباید برای استفاده از حق قانونی و منطقی خود، بدون اطلاع از مبنای نمره‌گذاری، با خطر نامشخص کاهش نمره مواجه باشد. * پیشنهاد می‌شود: فراهم کردن امکان مشاهده تصویر اسکن‌شده برگه امتحانی برای دانش‌آموز، پیش از ثبت اعتراض یا دست‌کم هم‌زمان با آن ؛ - ایجاد امکان مشاهده جزئیات نمره هر سؤال، شامل نمره تخصیص‌یافته، نمره کسر شده و جمع نمرات؛ - فراهم کردن راهی برای ثبت اعتراض نسبت به سؤال یا بخش مشخصی از پاسخ، نه صرفاً اعتراض کلی به نمره نهایی؛ - اعلام روشن ضوابط بررسی اعتراض و توضیح دقیق اینکه در چه شرایطی امکان افزایش، تثبیت یا کاهش نمره وجود دارد؛ - بررسی اعتراض توسط حداقل دو ارزیاب مستقل یا هیئت تخصصی، به‌ویژه در مواردی که نتیجه بررسی با نمره قبلی اختلاف قابل توجه دارد؛ - اعلام مستند نتیجه بررسی به دانش‌آموز، به‌گونه‌ای که مشخص شود تغییر نمره در کدام سؤال و بر اساس کدام معیار انجام شده است؛ * اعتراض به نمره، صرفاً یک درخواست اداری نیست، بلکه یکی از راه‌های تضمین حق دانش‌آموز و اصلاح خطاهای احتمالی در فرآیند ارزشیابی است. * تحقق عدالت آموزشی مستلزم آن است که دانش‌آموز بداند نمره او چگونه تعیین شده و در صورت وجود خطا، بتواند با دسترسی به اطلاعات لازم و بدون نگرانی نامتعارف، درخواست بررسی کند. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/27176-/اعتراض-دانش-آموزان-به-نمرات-امتحانات-نهایی-و-مساله-عدالت-آموزشی-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« جنگ ممکن است بقا را به مسئله‌ای فوری و عقلانی تبدیل کند، اما اگر آموزش نیز صرفاً به این سطح تقلیل یابد، بخشی از مهم‌ترین ظرفیت انسانی خود را از دست خواهد داد » خطر انقیاد آموزش در فضای جنگ دکتر محمد امین چهاردولی/ جامعه شناس * فرانسیس فوکویاما در «نظم و زوال سیاسی» به نسبت میان جنگ، نظم سیاسی و منطق بقا اشاره می‌کند؛ وضعیتی که در آن عقلانیت ابزاری و محاسبه‌گر به شدیدترین حالت ممکن بر تصمیم‌گیری‌ها غلبه می‌کند؛ عقلی که امور را در نسبت با منابع، تهدیدها و نتایج قابل سنجش ارزیابی می‌کند. * در چنین شرایطی، آموزش‌ و پرورش شاید نخستین نهادی نباشد که مستقیماً درگیر می‌شود، اما بی‌تردید یکی از نهادهایی است که بیش از همه در معرض بازتعریف قرار می‌گیرد. مدرسه همواره عرصه‌ای برای گفت‌وگو بر سر معنا، هویت و جهان اجتماعی بوده است؛ اما فضای جنگی می‌تواند این عرصه نسبتاً باز را به فضایی برای تقویت هم گرایی اجتماعی بدل کند و در صورت غلبه روایت رسمی، مرز میان همبستگی و هم نوایی را نیز کم رنگ سازد. * تداوم جنگ تنها به منابع مادی وابسته نیست؛ به روایت‌هایی نیز نیاز دارد که بتوانند بسیج اجتماعی (در شکل های متفاوت) را ممکن کنند. این روایت‌ها می‌توانند به انسجام اجتماعی کمک کنند، اما مدرسه، به دلیل جایگاهش در فرایند اجتماعی‌شدن، یکی از مجراهای اصلی انتقال آن‌هاست. از کتاب‌های درسی تا مراسم صبحگاهی و سخنرانی‌ها، از کلاس درس تا راهروهای مدرسه، همه ممکن است، آگاهانه یا ناخواسته، در فضای روایت‌های غالب قرار گیرند. پیامد چنین وضعیتی می‌تواند پرورش ذهنی باشد که بیش از آنکه به پرسش گری، همدلی و درک پیچیدگی‌ها بپردازد، به محاسبه، انضباط و پذیرش عادت کند. * مدرسه نیز در چنین شرایطی زیر فشار هم‌زمان دولت، نگرانی‌های امنیتی، خانواده‌های مضطرب و رسانه‌های بحران‌ زده قرار می‌گیرد و ممکن است بخشی از استقلال نسبی خود را از دست بدهد. * هشدار اصلی این است که اگر مدرسه در وضعیت جنگی به بازتولید گسترده روایت‌های رسمی و عقلانیت ابزاری نزدیک شود، پایان جنگ لزوماً به معنای پایان این تأثیرات نخواهد بود؛ زیرا این روایت‌ها می‌توانند در کتاب‌های درسی، حافظه جمعی و آیین‌های مدرسه رسوب کنند. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27175-/خطر-انقیاد-آموزش-در-فضای-جنگ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw