صدای معلم
Ir al canal en Telegram
صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com
Mostrar más3 675
Suscriptores
Sin datos24 horas
+77 días
-1530 días
Archivo de publicaciones
3 675
« با توجه به تکرار این موارد و ثبت برخی از اعتراضات از مسیرهای اداری، این پرسش مطرح است که وضعیت رسیدگی به این موضوعات در چه مرحلهای قرار دارد و چه نتایجی تاکنون حاصل شده است ؟ »
نامه دریافتی : کودکستانهای ضمیمه دولتی منطقه ۴ تهران؛ ضرورت شفافسازی در سازوکار واگذاری، اجاره و معیارهای ارزیابی مؤسسان
صدای معلم منتشر می کند ؛
گروه استان ها و شهرستان ها/
آن چه در زیر می آید ؛ پیام یکی از موسسان کودکستان های ضمیمه دولتی اداره آموزش و پرورش منطقه 4 تهران است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و شفاف سازی مسئولان اعلام می کند .
* در این زمینه، از مراجع ذیربط بهویژه اداره آموزش و پرورش منطقه ۴ تهران، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران و سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک انتظار میرود به پرسشهای زیر پاسخ شفاف، مستند و قابل پیگیری ارائه دهند:
- مبنای دقیق تعیین اجاره فضاهای کودکستانی در مدارس دولتی چیست؟
- چه سازوکاری برای ایجاد تعادل میان مزایده و حفظ کیفیت خدمات آموزشی در نظر گرفته شده است؟
- معیارهای ارزیابی سابقه، عملکرد و حسن انجام کار مؤسسان در فرآیند واگذاری چگونه اعمال میشود؟
- چه تمهیداتی برای جلوگیری از فشار غیرمتعارف اقتصادی بر مراکز آموزشی در نظر گرفته شده است؟
- وضعیت رسیدگی به شکایات و اعتراضات ثبتشده مؤسسان در ماههای اخیر چیست؟
بدیهی است هدف از طرح این پرسشها، تقابل یا نادیده گرفتن قوانین و تعهدات نیست، بلکه شفافسازی، اصلاح فرآیندها و تقویت اعتماد میان فعالان حوزه آموزش و نهادهای تصمیمگیر است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26937-/نامه-دریافتی-کودکستانهای-ضمیمه-دولتی-منطقه-۴-تهران؛-ضرورت-شفافسازی-در-سازوکار-واگذاری،-اجاره-و-معیارهای-ارزیابی-مؤسسان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری دوم اسفند 1404 : مهم ترین و بالاترین اولویت آموزش و پرورش در حوزه مهارت های زندگی باید این باشد که نظام آموزشی ما آدم های دیکتاتور و خودشیفته تحویل جامعه ندهد ! این چرخه باید قطع شود !
خانم دکتر حکیم زاده ؛ معاون محترم آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ... از برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی چه خبر ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* رضوان حکیم زاده در نشست خبری شنبه دوم اسفند 1404 : ( این جا )
« معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت: با تأکید رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
این برنامه هم در طول سال تحصیلی و هم به طور ویژه در ماه مبارک رمضان اجرا خواهد شد.
وی با بیان اینکه بر اساس این برنامه، در پایه اول ابتدایی مهارت ادب شامل ارتباط محترمانه، رعایت نوبت در صحبت کردن، رعایت حقوق دیگران در مکان های عمومی و احترام به حریم خصوصی آموزش داده میشود ادامه داد: در پایه دوم مهارت نظم شامل اولویت بندی، مسئولیت پذیری و مدیریت زمان مد نظر قرار گرفته است.
در پایه سوم مصرف بهینه منابع و انرژی آموزش داده میشود. در پایه چهارم مهارت همدلی، در پایه پنجم جرأت ورزی و در پایه ششم تاب آوری به عنوان مهارتهای متناسب با سن دانشآموزان در نظر گرفته شده است .
* پورسلیمان مدیر صدای معلم » در بخشی از سخنان خود گفت :
« یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).
کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی می فرستند تا به جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیمکردن با دیگران».
از طریق بازیهای دست جمعی، به ویژه به حساب آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را میآموزند و از طریق تقسیم کردن تعلیم می بینند که چیزهایی مانند اسباببازی، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده میشود موقتی است و متعلق به همگان.
بدین وسیله آنها در این مرکز از اندیشهی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته میشوند.
این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسانهای خود محور در این جامعه است » .
این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم.
آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خود شیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .
بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند » .
* در دوران کرونا این معاون آموزش ابتدایی هر از چند گاهی به تعطیلی مدارس می تاخت و از وضعیت موجود آن دوره ابراز نارضایتی می کرد اما در چند ماهه ی گذشته و به ویژه از زمان پایان جنگ و آتش بس در حالی که به صورت منطقی و عقلانی باید مدارس بازگشایی می شدند ؛ اظهار نظری از خانم حکیم زاده مشاهده نشد .
این پرسش به جد و با صراحت مطرح است که چگونه می توان در فضای مجازی آن هم در وضعیت فعلی و قبل از آن ، مهارت های سواد پایه مانند خواندن و نوشتن را به دانش آموز ابتدایی آموخت و بدتر از آن در همین محیط او را مورد ارزشیابی قرار داد ؟
این نتایج به چه دردی می خورند و آیا اساسا اعتباری دارند ؟
دانش آموزی که حتی از آموختن « سواد پایه » محروم است ؛ چگونه می توان مهارت های زندگی و سوادهای چند گانه را به او آموخت ؟
مشکل و چالش عمده مدیران در نظام جمهوری اسلامی آن است :
زمانی که بر مسند کارند ، مستقیم و یا تلویحی عنوان می کنند که در سیستم « کاره ای » نیستند اما زمانی که کنار می روند می گویند که در آن دوره نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا .
این تناقض ها و تضادها را چگونه باید پاسخ گفت ؟
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26935-/خانم-دکتر-حکیم-زاده-؛-معاون-محترم-آموزش-ابتدایی-وزارت-آموزش-و-پرورش-از-برنامه-جدید-مهارت-آموزی-ویژه-مقطع-ابتدایی-چه-خبر-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
عبدالرضا بازدار، رییس سازمان جهاد کشاورزی استان البرز در نشست «کشاورزی البرز؛ چالشها، فرصتها و افق پیش رو» :
هشدار در مورد خشکیدگی باغات پایین دست سد کرج !
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* در آغاز دهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب، پروفسور جمال قدوسی زنجانی با نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت بخش کشاورزی، از شکاف میان دانشگاه و عرصه اجرا بهعنوان یکی از موانع اصلی توسعه پایدار یاد کرد و گفت: «تا زمانی که دانش و تجربه در یک مسیر مشترک قرار نگیرند، عبور از بحرانهای انباشته شده این حوزه دشوار خواهد بود.»
وی با تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف و بازنگری در الگوی کشت افزود: «ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتخاذ تصمیمات علمی و آینده نگرانه در حوزه امنیت غذایی است. مسائل پیچیده بخش کشاورزی، مستلزم شکلگیری ارادهای ملی، فرابخشی و پایدار است؛ ارادهای که با مشارکت مردم، نخبگان و مدیران اجرایی بتواند مسیر دست یابی به امنیت غذایی پایدار را هموار سازد.»
* بازدار توسعه نامتوازن شهری، ساختوسازهای غیرمجاز و تغییر کاربری اراضی را از مهمترین تهدیدهای پیشروی کشاورزی البرز دانست و تصریح کرد: «متأسفانه بیش از هزار هکتار از باغات پایین دست سد کرج به دلیل عدم تخصیص حقآبه مناسب در معرض خشکیدگی قرار گرفتهاند؛ موضوعی که نیازمند توجه فوری دستگاههای مسئول است.»
وی همچنین با اشاره به محدودیت منابع آبی استان افزود: «بخش قابل توجهی از منابع آب تجدیدپذیر البرز در همین استان مصرف میشود و در برخی محصولات اساسی از جمله گندم، استان البرز در زمره استانهای مصرفکننده قرار دارد.»
بازدار در پایان تأکید کرد: «در هیچ نقطهای از جهان، کشاورزی فعالیتی حاشیهای تلقی نمیشود؛ چرا که امنیت غذایی، زیربنای امنیت ملی و توسعه پایدار هر کشور است.»
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26934-/هشدار-در-مورد-خشکیدگی-باغات-پایین-دست-سد-کرج
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« راه عبور از این ناهمافقی نه در یکسان سازی تجربهها، بلکه در به رسمیت شناختن رادیکالِ تاریخمندی تجربه زیسته است »
" امتزاج افقها " به جای " تصادم افقها " و " اخلاق فهم "
بهارک اعظمی/ دکتری مطالعات برنامه درسی *
* در سنت پدیدارشناسی و هرمنوتیک فلسفیِ ، یک اصل بنیادین وجود دارد:
انسان جهان را نه «آنگونه که هست»، بلکه «آنگونه که برای او پدیدار میشود» میفهمد. این پدیدارشدن، محصول «تجربه زیسته» است.
گادامر صریحتر میگوید :
«فهم، همواره درون یک افق تاریخی روی میدهد.»
و این یعنی هیچ فهمی بی مکان و بی تاریخ نیست. هر سوژه، درون افق خود میفهمد؛ افقی که از زیست، حافظه، ترسها، امیدها و تکرارهای روزمره ساخته شده است.
* در نتیجه، مسئله صرفاً تفاوت در نظر نیست؛ مسئله تفاوت در «ساختار امکان فهم» است.
* گادامر از «امتزاج افقها» (Fusion of Horizons) حرف میزند؛ اما آنچه امروز میان این دو گروه میبینیم، نه امتزاج، بلکه «تصادم افقها»ست. هر طرف، افق خود را بدیهی میپندارد و دیگری را به خطا متهم میکند بیآنکه بداند آنچه بدیهی میپندارد، محصول تاریخِ زیسته اوست، نه حقیقتِ خنثی.
* و دقیقاً همینجاست که خطای رایج شکل میگیرد: تلاش برای حل این شکاف با استدلال، داده، یا حتی حسن نیت. در حالیکه از منظر هرمنوتیک، فهم پیش از آنکه به استدلال برسد، در افقها ریشه دارد.
تا افقها به رسمیت شناخته نشوند، هیچ استدلالی شنیده نمیشود فقط رد میشود.
* در سطح راه حل، هرمنوتیک فلسفی به جای نفی این شکاف، بر «اخلاق فهم» تأکید میکند. فهمیدن دیگری نه به معنای همنظر شدن با او، بلکه به معنای به تعلیق درآوردن پیشداوریهای خود و پذیرش امکانِ متفاوتبودن افق اوست. این همان لحظهای است که سوژه از موضع «مالک حقیقت» به موضع «جستوجوگر معنا» حرکت میکند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26933-/امتزاج-افقها-به-جای-تصادم-افقها-و-اخلاق-فهم
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
Repost from صدای معلم
20 شهریور 1395 در صدای معلم : « سواد رسانه در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند » ( 1 )
سواد رسانه ، جنگ و چالش " دموکراسی "
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« رفتار و کنش معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است »
* در جریان جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران و نیز جنگی که وارد سومین ماه خود می شود ؛ چیزی به نام « سواد رسانه » بر سر زبان ها افتاد و به ویژه در ادبیات مسئولان و مقامات زیاد دیده و شنیده شد .
حرف اصلی در آن زمان این بود که جامعه و به ویژه نسل جوان نباید خیلی به اخبار و یا تحلیل های رسانه های برون مرزی مخصوصا ایران اینترنشنال ، بی بی سی ، من و تو ، صدای آمریکا و... توجه کنند .
پس از پایان آن جنگ 12 روزه تقریبا همه چیز و من جمله « سواد رسانه » فراموش شد و مهم تر از همه تغییر و یا تحول خاصی در سیاست های صدا و سیما و یا نظام آموزشی هم مشاهده نشد .
* روزی نبود که در اخبار از دستگیری عده ای به اتهام ارتباط و یا اصطلاحا « گرا دادن » به رسانه های معاند و متخاصم به ویژه « ایران اینترنشنال » سخن به میان نیاید .
این افراد بعضا شناسایی می شوند و در صحنه هایی که ضبط شده به عمل خود اعتراض کرده و اظهار ندامت و پشیمانی می کنند .
در برخی تجمعات طرفداران حکومت برخی از شعار دهندگان خواهان زدن و یا انهدام این رسانه ها توسط نیروهای نظامی ایران شدند .
در این جا پرسشی مهم و راهبردی مطرح می شود :
نظام آموزشی و به طور عموم حکومت در بحث « سواد رسانه ای » چه کار کرده است ؟
* درس « سواد رسانه » در دوره دوم متوسطه مانند برخی دروس دیگر به اصطلاح « درس نخودی » و یا « غیر مهم » تلقی می شود و تا جایی که می دانم افراد غیر متخصص و فاقد دانش و بیش تر با هدف « پر کردن ساعت» در این حوزه به تدریس درس « سواد رسانه » مشغولند .
در واقع ؛ اگر مهم ترین خروجی سواد رسانه ای را تفکر و تحلیل در مورد فرایند رسانه و عاملیت آن در نظر بگیریم باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که اساسا نظام آموزشی ما نسبت و با تناسبی با « تفکر انتقادی » ندارد .
وقتی در بحث هدف گذاری برای نظام آموزشی ، « تفکر انتقادی » موضوعیتی نداشته باشد نباید انتظار داشته باشیم که سطح آموزش در مدارس از حافظه محوری و یا رقابت برای برنده شدن در ماراتن کنکور بالاتر رود .
* چیزی که معمولا در گفتارها و تحلیل های مرتبط با جریان حاکمیت نادیده گرفته شده و یا از کنار آن می گذرند آن است که چرا طیف قابل توجهی از جامعه ی ایران به رسانه های دولتی و یا حکومتی « اعتماد » ندارند و معمولا سعی می کنند کنجکاوی و عطش دانستن و کسب اطلاعات را از منابع دیگر کسب کنند ؟
برخی اوقات رسانه های برخط وابسته به حکومت و یا صدا و سیما را نگاه می کنم اما معمولا « یک صدا » از آن بیرون می آید و خبری از صداهای مخالف و یا منتقد درآن نیست .
این را باید بدانند که چند صدایی در رسانه آن هم رسانه ای مانند رادیو و تلویزیون به معنای چند دستگی و یا تفرقه و دمیدن بر تشتت و چند دستگی نیست .
حضور تفکرات و جریان های مختلف در رسانه موجب تولید و تقویت « اعتماد عمومی » می شود .
* در کشورهای توسعه یافته مانند همین آمریکایی که در حال حاضر متخاصم اصلی ایران است ؛ رسانه ها در داخل آن کشور به شدت سیاست ها و تصمیم های شخص اول یعنی رییس جمهور ترامپ را به نقد و چالش می کشند و بارها این رسانه ها توسط ترامپ و به ویژه وزیر دفاع او مورد حمله ی لفظی واقع شده اند و این که رسانه ها آن گونه که باید و شاید موفقیت های دولت ترامپ را منعکس نمی کنند اما این خبرنگاران و رسانه ها بی توجه به آن تهدیدها و لفاظی ها در هر حال سعی می کنند که نقش اصلی خود یعنی « رکن چهارم دموکراسی » را حفظ کنند و تعارف و رو در بایستی را با دولت مستقر کنار بگذارند .
* رسانه زمانی می تواند به تولید و نگاهداشت « سرمایه اجتماعی » عمل کند که جایگاه و کارکرد آن از نظر رکن رکین دموکراسی به رسمیت شناخته شود .
سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .
این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید .
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/26750-/سواد-رسانه-،-جنگ-و-چالش-دموکراسی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« شرم نمی کنید ؟ »
معلم را در مدرسه کتک می زنند .... برایش پرونده سازی هم می کنند !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* خبر ضرب و شتم سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان ؛ پنج شنبه اسفند 1404 در « صدای معلم » منتشر گردید . ( این جا )
* این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران پس از انتشار این خبر از مسئولان مرتبط درخواست کرده بود چنان چه توضیحی دارند ؛ ارسال نمایند .
23 اردیبهشت 1405 ؛ « صدای معلم » در گزارش خود با عنوان : « آقایان مسئول و فرهنگی .... از ضرب و شتم آن معلم کرمانی چه خبر ؟! » نوشت : ( این جا )
« پس از گذشت نزدیک به سه ماه از وقوع این درگیری آن هم در محیط مدرسه ، تحول خاصی در پی گیری این پرونده رخ نداده مسئولان مرتبط با موضوع در این مورد پاسخ گو نبوده اند .
دلایلی که برای اقدام به خشونت علیه یک معلم آن هم در برابر دانش آموزان از سوی افراد به اصطلاح « مسئول » ارائه شده فاقد منطق آموزشی و مدیریتی است و قابل پذیرش نیست .
نه فقط یک معلم بلکه همه افراد صرف نظر از مقام و موقعیت شان برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند و اگر فردی احتمالا تخلفی را مرتکب شده ؛ « قانون » تکلیف را معین کرده است .
پرسش « صدای معلم » از این مسئولان آن است که بر چه اساسی این برخورد را انجام داده اند ؟
آیا اگر کسی نقدی را – درست و غلط – متوجه مسئولی کند ؛ باید مورد خشونت ، بی حرمتی و رفتارهای فراقانونی قرار گیرد ؟
مسئولانی که مرتکب چنین فجایعی در محیط مدرسه می شوند چه انتظاری است که سایر افراد غیرفرهنگی و مسئول مانند اولیای دانش آموزان و... چنین برخوردهایی را با معلمان انجام ندهند ؟
و در این صورت و واقعا چه انگیزه و توانی برای « معلمان » - معلمانی که در مناسبت هایی مانند « روز معلم » مقام شان به عرش وصل می شود – برای ادامه خدمت در حرفه ی معلمی برای آنان باقی خواهد ماند ؟
آیا اگر معلمان دارای نهاد تخصصی ، حرفه ای و مستقل مانند « سازمان نظام معلمی » بودند ؛ آیا احدی از مسئولان و مقامات جرات می کرد که دست به چنین حرکات سخیفی بزند » .
* موسوی در گفت و گو با « صدای معلم » می گوید که اداره آموزش و پرورش برای او در هیات های رسیدگی به تخلفات اداری برای او پرونده تشکیل داده اند .
* آن چه واقعا موجب تعجب و تحیر است آن که مسئولان آموزش و پرورش بر چه اساس و منطقی برای این معلم آسیب دیده پرونده تشکیل داده اند در حالی که بر اساس گفته های ایشان و کلیپی که منتشر شده این مسئول اداری است که ابتدا به سوی آقای موسوی حمله ور می شود و او را در مدرسه مورد ضرب و شتم قرار می دهد ؟
چرا جایگاه شاکی و متشاکی عوض شده است ؟
مسئولان آموزش و پرورش با این کارها دقیقا چه چیزی را می خواهند اثبات کنند ؟
آیا قصدشان زهر چشم گرفتن از این معلم و سایرین است ؟
شرم نمی کنید ؟
از این فضای مسموم در حوزه آموزش و تربیت قرار است چه چیزی بیرون بیاید در حالی که هدف غایی و نهایی یک نظام آموزشی باید تاسیس و اشاعه « تفکر انتقادی » باشد ؟
* مطالبه ی « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش برکناری مسئولان مرتبط با این پرونده و عذرخواهی رسمی از این معلم می باشد .
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26928-/معلم-را-در-مدرسه-کتک-می-زنند-برایش-پرونده-سازی-هم-می-کنند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« کاهش انگیزش در میان معلمان، نه صرفاً پیامد کمبودهای فردی، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل ساختاری، فرهنگی و مدیریتی است که در سطوح مختلف نظام آموزشی ریشه دارند »
گفت و شنودی در باب " بحران انگیزش معلمان "
محمد امین چهاردولی و سعید قپانوری
گروه رسانه/
آن چه در زیر می آید ؛ گفت و گوی محمد امین چهاردولی، دکترای جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند با همکار ایشان سعید قپانوری، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند می باشد که برای « صدای معلم » ارسال کرده اند .
* -چهاردولی:
در امتداد بحث شما میتوان گفت: تداوم این فرسایش انگیزشی نه تنها کارکرد آموزشی مدرسه را مختل میسازد، بلکه به بازتولید چرخهای معیوب از آموزش سطحی، یادگیری انفعالی و گسست میان مدرسه و تحولات واقعی جامعه میانجامد.
هنگامی که معلم از حمایت نهادی، امنیت معیشتی و فرصتهای واقعی رشد حرفهای محروم میماند، کنش آموزشی او ناگزیر به حداقلهای صوری فروکاسته میشود و کلاس درس از فضایی زنده برای تفکر انتقادی و گفتوگوی خلاق، به محلی برای انتقال بیروح دادهها تنزل مییابد.
از اینرو، مواجهه با بحران بیانگیزگی معلمان، مستلزم نگاهی فراتر از راهحلهای مقطعی و فردمحور است و نیازمند بازاندیشی عمیق در سیاستهای آموزشی، منزلت اجتماعی معلم، سازوکارهای مشارکت حرفهای و پیوند میان دانش، فضیلت و زیستجهان آموزشی است؛ امری که تنها در سایه آن میتوان آموزش را از فرسایش مزمن رهانید و آن را به نیرویی مولد برای تحول اجتماعی بدل ساخت.
* -قپانوری:
آموزش هر چند سال باید، پوست اندازی کند، آن هم با مشارکت مدرسین همین حوزه و نه بیرون از آن. اندیشه، در هر چند سال در روند رشد است که پوست می اندازد و موجبات تعالی در گشودن دریچه های نو به تفکرات جدید است. پس تعقیر در متن و بطن، عاملیتی مهم در حذف و اصلاح دارد. این مهم ما را از یک چرخه ناتوان و کند به سرعت و جهشی نیرومند هدایت می کند.
شاید یکی از راهگشایان این پروسه تکیه صرف نداشتن به کتاب های مرسوم در مقطع درسی باشد. ایجاد انگیزه برای خوانش و معرفی متون هم عرض در بیرون از دایره مرسوم یک تکانه ی قدرتمند در تولید اندیشه انتقادی است. اینکه فقط کلیشه ها را در اولویت و در زمینه قرار دهیم، چیزی جز محصولی بیمار و فلج که همان ذهنیت آموزنده است، نخواهیم داشت.
چرخه های معیوب را بازتولید کردن، آن هم با تاملات به روزرسانی شده، همگی اعتلای آموزش را رقم خواهد زد.
-چهاردولی:
می توانم بحث مان را چنین جمع بندی کنم:
بنیان توسعه پایدار هر نظام آموزشی بر کارآمدی نهاد معلم متمرکز است، که سلامت روانی و تعهد حرفهای وی، کارایی سیستمی را تعیین مینماید؛ با این حال، نهاد معلمی در سالهای اخیر به سبب فشارهای ساختاری، اقتصادی و مدیریتی، مستعمرهی فرسایش شدید انگیزش شغلی گشته است، که تهدیدی ماهوی برای کیفیت فرایند تعلیم و تربیت محسوب میشود؛ کاهش این انگیزه، معلول مجموعهای از عوامل ریشهدار است که کنش آموزشی معلم را به حداقلهای صوری تقلیل داده و دانش را به تقلیل به معلومات تکراری و عدم تفکر انتقادی تنزل میدهد، که این امر به بازتولید چرخهای معیوب از آموزش سطحی و گسست نهاد مدرسه از واقعیات زیستجهان منجر میگردد .
لذا، برونرفت از این بحران مزمن، مستلزم بازاندیشی بنیادین در سیاستگذاریهای کلان آموزشی، تأمین امنیت معیشتی، و طراحی سازوکارهایی برای پوستاندازی محتوایی و شناختی با مشارکت فعال مدرسین است تا آموزش از حالت انفعالی خارج شده و به نیرویی مولد برای تعالی اندیشه بدل شود.
متن کامل گفت و شنود را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26927-/گفت-و-شنودی-در-باب-بحران-انگیزش-معلمان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« مگر نه اینکه مقاومت و بازسازی در شرایط سخت، باید نمادِ اراده ملی باشد ؟ »
رکورد در راه آهن و صنعت فولاد، و رکود در نوسازی مدارس؛ چرا باید مدرسه شجره طیبه میناب نماد توانمندی باشد نه تعلل؟
عباس مژده
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26925-/رکورد-در-راه-آهن-و-صنعت-فولاد،-و-رکود-در-نوسازی-مدارس؛-چرا-باید-مدرسه-شجره-طیبه-میناب-نماد-توانمندی-باشد-نه-تعلل؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« این مطالبه، یک اقدام صنفی قانون مدار برای حفظ «کرامت انسانی معلمان» و افزایش بهرهوری نظام آموزشی است »
فراخوان برای کارزار مطالبه اجرای تکالیف قانونی دولت در راستای متناسبسازی حقوق و معیشت فرهنگیان
صدای معلم منتشر می کند ؛
« کارزاری » با عنوان : « مطالبه اجرای تکالیف قانونی دولت در راستای متناسبسازی حقوق و معیشت فرهنگیان » تدوین شده و در سایت مرتبط به آن بارگذاری شده است .
در متن این کارزار می خوانیم :
« ما با استناد به اصول صریح قانون اساسی و قوانین جاری، خواستار پایان یافتن نگاه سلیقهای به معیشت معلمان و اجرای بی قید و شرط تکالیف قانونی ذیل هستیم:
۱. الزام دولت به اجرای ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری:
دولت مکلف است ضریب حقوقی کارکنان را «حداقل به میزان نرخ تورم» افزایش دهد. عدم اجرای این قانون طی سالهای اخیر، مصداق بارز «کوچکسازی سفره معیشت» است. ما خواستار ترمیم فوری حقوق بر اساس شاخص تورم واقعی بانک مرکزی هستیم و تعلل در این امر را ناشی از عدم اجرای تکالیف قانونی میدانیم.
۲. تغییر فرمول رتبهبندی (از «عدد ثابت» به «ضریب سالانه»):
پرداختهای رتبهبندی به شکل فعلی (مبالغ ثابت)، با اولین تورم بیارزش میشود. مطالبه ما تغییر آییننامه اجرایی به گونهای است که فوق العادههای رتبهبندی به عنوان «ضریبی از حداقل حقوق سالانه» تعریف شوند تا با افزایشهای سنواتی، ارزش انگیزشی خود را حفظ کنند.
۳. رفع تبعیض در پرداختهای رفاهی (قانون برنامه هفتم):
طبق ماده ۷۳ قانون برنامه هفتم توسعه، باید نظام پرداخت مزایای جانبی (بنکارت، حق مسکن، خواربار) به صورت «متمرکز و یکسان» برای همه دستگاههای دولتی اجرا شود. استثنا قائل شدن برای آموزش و پرورش، مصداق بارز تبعیض اداری است.
۴. صندوق ذخیره فرهنگیان؛ پایان بنگاه داری و آغاز سهام داری:
صندوقی که با آورده معلمان اداره میشود، نباید حیاط خلوت مدیریتهای ناکارآمد باشد. مطالبه صریح ما: تبدیل ساختار صندوق از «بنگاهداری» به «سهامداری مستقیم فرهنگیان» و واریز سود حاصل از سرمایهگذاریها به صورت شفاف و ماهانه به حساب اعضا است. معلمان باید مالک واقعی سودهای حاصل از داراییهای خود باشند.
۵. اصلاح بنیادین پاداش پایان خدمت (حفظ ارزش دارایی):
پرداخت پاداش پایان خدمت پس از سالها خدمت، با ارزش ریالی زمان بازنشستگی، اجحاف در حق بازنشستگان است. درخواست میگردد لایحهای به مجلس ارائه شود تا مبنای محاسبه پاداش، نه ارقام ثابت ریالی، بلکه «شاخصهای تعدیلشده با ارزش روز داراییها، به عنوان مثال طلا» باشد تا قدرت خرید دوران بازنشستگی حفظ گردد » .
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26923-/فراخوان-برای-کارزار-مطالبه-اجرای-تکالیف-قانونی-دولت-در-راستای-متناسبسازی-حقوق-و-معیشت-فرهنگیان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
گفت و گوی رییس روابط عمومی موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با صدای معلم :
مهدی سالم : رویکرد امروز ما متفاوت از گذشته است ؛ درهای صندوق ذخیره فرهنگیان به روی همه فرهنگیان باز است
گزارشگر : سعید شهسوارزاده
* در اين مدت بسياري از ذي نفعان حقوق مالکانه به ديدار حق شتافتند و حقوق مالکانه هنوز محق نشده است و مطالبه گران مديون آن عزيزان و ورثه محترم شان هستند.
* پنجشنبه 17 ارديبهشت 1405 در گفت و گوی مهدي سالم با سعيد شهسوارزاده عضو شورای نویسندگان « صدای معلم » با عنوان : « قول مصرح رییس روابط عمومی صندوق ذخیره فرهنگیان برای پی گیری مجدانه حقوق قانونی اعضا) چنین آمده است: ( این جا )
« سالم در مقابل پی گیری دیدارهای فصلی مانند اول اسفند ۱۴۰۳ در صندوق ذخیره که مدیر عامل صندوق قول تکرار آن در هر فصل را مطرح کردند ولی تاکنون این جلسه با حضور حداقل ۱۵۰ نفر در صندوق برگزار نشده است قول پیگیری تا سه هفته آینده را داد » .
« مسئول روابط عمومی صندوق در رابطه با اینکه چرا اساسنامه قانونی صندوق مصوب 15 / 12 / 1403 هنوز اجرایی نشده است ؛ قول دادند تا دو هفته آینده پیگیری کنند و روند اجرایی آن را مشخص کنند » .
در خرداد ماه جاري، مجددأ جهت پي گيري مطالبات آن گفت و گو در راستاي تحقق مطالباتِ يک ميليون و هشتصد هزار عضو، با مهدی سالم، مدیر روابط عمومی و امور بینالملل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، گفت و گويي انجام شد که گزارش آن به شرح را تقديم مي گردد .
* مهدی سالم :
در گذشته ممکن بود بخشی از ارتباطات محدود به اطلاعرسانیهای رسمی باشد، اما امروز رویکرد ما متفاوت است.
ما معتقدیم اعضای مؤسسه صرفاً مخاطب نیستند؛ آنان (فرهنگیان شاغلِ عضوِ صندوق و بازنشستگانِ عضو صندوق ) صاحبان اصلی این مجموعه هستند؛ به همین دلیل در یک سال اخیر تلاش شده ارتباطات با اعضا، به یک ارتباط دو سویه و مستمر تبدیل شود. در این میان فرهنگیان مطالبهگر جایگاه ویژهای دارند. این عزیزان کسانی هستند که با دلسوزی و احساس مسئولیت، مسائل مؤسسه را دنبال میکنند و نسبت به آینده آن حساسیت دارند. ما این حساسیت را سرمایه اجتماعی مؤسسه میدانیم.
* پرسش هاي متنوعي همچون :
1- چه ارتباط سیستماتیک برای شنیدن صدای مطالبه گران ( با انواع نگاه های مختلف ) داشته و دارید ؟
2- لازم است بدانید که اینجانب در صدای معلم از زمان آغاز حضورِ غندالی و گفت و گوی ایشان با نمایندگان تشکل های صنفی و سیاسی فعال در حوزه آموزش و پرورش تا کنون به عنوان یک عضو کوچک از یک رسانه مستقل و قدرتمند در جامعه فرهنگیان، به نقد عملکرد های مسئولین صندوق و خارج صندوق پرداخته ام .
کنش گری مدنی مطالبه گران اساسا بر پایه مطالبه گری استوار است و راهکار را باید مسئولین تعیین کنند مثلا همه مطالبه گران درخواست تخصیص حقوق مالکانه را دارند ، این وظیفه مسئولین است که راهکار مناسب و اجرایی آن را پیدا کنند ! در این زمینه به خصوص تخصیص حقوق مالکانه مسیولین اگر با موانعی مواجهه هستند به مطالبه گران چه اطلاعاتی داده آید تا مطالبه گران در راستای تحقق مطالبات خود اقدام نمایند؟
3- شما به درستی فرمودید ، طبیعی است که اعضا به اجرای اساسنامه حساسیت داشته باشند و اضافه فرمودید هرگونه اصلاح و بازنگری یا تغییر در چارچوب مراجع قانونی و به ویژه هیات امنا موسسه صورت می گیرد، بعد از تصویب ششمین اساسنامه طبق تبصره بند «ث » ماده ۸۸ قانون برنامه هفتم پیشرفت ، چرا امروز اساسنامه یک موسسه خصوصی در کمیسیون مدیریت و سرمایه انسانی دولت پزشکیان است؟ چرا تجربه دولت رئیسی و پذیریش ماهیت خصوصی صندوق در زمان یوسف نوری برای علیرضا کاظمی هم تکرار می شود؟
4- تشکل های مدنی ، احزاب سیاسی مورد تایید وزارت کشور فعال در حوزه آموزش و پرورش، تشکل های صنفی ، انواع گروه های مطالبه گری، حلقه واسط بین مردم و مسئولین هستند . چرا شما از ظرفیت حلقه های واسط ابتدا با احزاب سیاسی فعال در حوزه آموزش و پرورش با مجوز وزارت کشور آغاز نمی کنید تا به تدریج با حلقه های بعدی واسط بین مردم و مسئولین ادامه دهید؟
5- مدیران صندوق براي تخصيص حقوق مالکانه اعضا چه برنامه ای دارند و چه موانعی بر سر راه آنان است؟ ؛ مطرح گردید که بدون پاسخ ماند.
مدير روابط عمومي قول دادند در گفت و گو هاي بعدي به اين پرسش ها هم پاسخ مي دهند.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/26922-/مهدی-سالم-رویکرد-امروز-ما-متفاوت-از-گذشته-است-؛-درهای-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-به-روی-همه-فرهنگیان-باز-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« امروز داستان اعتمادورزی بازنشستگان در طول سی سال خدمت بس نبود، تسلسل اعتماد و نقض آن هنوز ادامه دارد ... »
پاداش استمرار خدمت معلمان و داستان تکراری " اعتمادورزی " ؟!
مینو امامی
* صد افسوس که همکاران بزرگوار بازنشسته؛ ارزش سی سال خدمت خود را فقط با دریافت یک ماه پاداش برابر حقوق ماهانه سنجیدند و به همین مقدار راضی گشتند. در حالی که ریش و قیچی در دستان آنان بود و می توانستند به عنوان تعیین کننده نهایی از فرصتِ طلاییِ امتیازگیری، نهایت بهره را ببرند.
هر زمان آموزش و پرورش، ما معلمان را در برابر شرایط ناعادلانه تسلیم دیده است به همان اندازه بی عدالتی را گسترده تر کرده است. آن مبلغی که حداقل با حقوق ماه اول استمرار خدمت شما سروران، می بایست پرداخت می شد در سایه امروز و فردا، تاکنون به بایگانی مطالبات اضافه گردیده و ارزش ذاتی خود را از دست داده است. تا حدی که برخی از شما همکاران گلایه های خود را تحت عنوان انتقاد، به سایت صدای معلم؛ جهت دادرسی ارسال داشته اید.( از 26 اسفند 1404 تا 7 خرداد 1405، 11 مورد نامه به سایت صدای معلم در خصوص عدم پرداخت پاداش استمرار خدمت بازنشستگان ارسال شده است.)
* دو نکته در خصوص این قانون قابل توجه است:
1- تصمیم آموزش و پرورش این بوده که اگر معلمانی زیر شصت سالگی به سی سال خدمت رسیده اند باید تا این سن به خدمت خود ادامه دهند. خوشبختانه دیوان عدالت اداری پس از بررسی بخشنامه استمرار خدمت فرهنگیان، اعلام کرده که بخشنامه مذکور با مواد قانونی به ویژه قانون برنامه هفتم توسعه در تعارض است. بر همین اساس مقرّر گردید تا وزارت آموزش و پرورش اقدامات اصلاحی در فرآیند صدور و اجرای بخشنامه انجام دهد. ورود دیوان به این موضوع در راستای جلوگیری از تضییع حقوق کارمندان و اجرای دقیق قانون صورت گرفته و بخشنامه نیز در دستور اصلاح قرار گرفته است.
2. هر انسانی در هر شغلی بعد از گذشت مدت زمانی از خدمت دولتی یا غیردولتی خود می تواند دچار برخی از بیماری ها شود که مُخلّ ادامه خدمت اوست. با توجه به این که شغل معلمی فی ذاته فرساینده است، به شرط سلامتی جسمی و روانی همکاران در بند (ج) ماده 88 اشاره نشده است.
* از پایان اسفند دو ماه و 21 روز گذشته است و هنوز خبری از وفای به عهد آموزش و پرورش نیست. معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، برای امیدواری این همکاران بازنشسته، هراز چند گاهی تنور این وعده را داغ می کند تا همه استمرار دهندگان خدمت یقین حاصل کنند که وعده های آموزش و پرورش برخلاف قول و قرارهای بیشتر والدین ناتوان مالی، دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
به خاطر بسپاریم هیچ قراردادی بدون توافق دو طرف عقد نمی شود. هر قراردادی می باید دو سر سود باشد و برآوردساختن نفع یکی به زیان دیگری، عین بی عدالتی است. در ضمن عقد این قرارداد برای یک سال تحصیلی است یا 5 سال مورد انتظار؟ اگر امضا و تعهد استمرار تدریس بعد از بازنشستگی برای 5 سال متوالی است پس بهتر است دولت موظف به پرداخت پاداش معادل یک ماه حقوق برای همه 5 سال باشد، تا انگیزه همکاران افت نکند.
* وظیفه حتمی آموزش و پرورش، ارزش و احترام قائل شدن برای سی سال خدمت همکاران پیش کسوت است. اگر قولی داده پس بهتر است بدان عامل باشد. بی اعتمادی معلمان نسبت به وعده های آموزش و پرورش، بیشتراز خود آنان به ضرر آموزش و پرورش و در اصل تمامی دانش آموزان کشور است. هر چند بیشتر ما معلمان شاغل یا بازنشسته باز و باز اعتماد می ورزیم و دچار خطاهای برگشت ناپذیر بیشتری می شویم.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/بازنشستگان/item/26921-/پاداش-استمرار-خدمت-معلمان-و-داستان-تکراری-اعتمادورزی-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
آیا زمانی که نهادهای حکمرانی کشور قادر به رفع و حل مشکلات تکراری خود و نهادهای زیرمجموعه نیستند، آیا اصولاً میتوانند مدعی راه گشایی سازنده برای حل سایر معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور باشند؟ »
خودکشی و دیگرکشی در دانشکده های پزشکی؛ مسئولیت های فراموش شده نهادهای حکمرانی کشور
محمد امینی / دانشیار دانشکده علوم انسانی و حقوق دانشگاه کاشان
1- رسانه های کشور در صبح روز یکشنبه یازدهم خرداد ماه 1405 خبر هولناکی را در مورد تیراندازی و قتل یک دانشجوی دختر رشته دندانپزشکی و خودکشی قاتل وی که گویا او نیز همانند دختر، دانشجوی سال آخر رشته مذکور بوده است، را به چاپ رساندند. دادستان قزوین در تشریح حادثه مذکور در دانشکده دندانپزشکی قزوین گفته است که در ساعات اولیه صبح یک دانشجوی پسر سال آخر دندانپزشکی با ورود به بخش درمانگاه دانشکده، با سلاح کلت جنگی به سوی یک دانشجوی دختر همدورهای خود حمله و او را به قتل رساند.
بررسیهای اولیه نشان داد که این دو دانشجو که در آستانه فارغالتحصیلی قرار داشتند، در مرحله متارکه از یک رابطه عاطفی بوده و پیش از این نیز اختلافات خانوادگی شدیدی با یکدیگر داشتند. مرد جوان با یک قبضه سلاح کلت جنگی وارد محوطه درمانگاه شده و چهار گلوله به ناحیه سینه دانشجوی دختر شلیک کرده است. شدت جراحات وارده بهحدی بوده که متأسفانه وی در همان محل جان خود را از دست میدهد.
ضارب بلافاصله پس از ارتکاب قتل، همان سلاح را به سمت سر خود گرفته و با شلیک یک گلوله اقدام به خودکشی میکند. به گفته دادستان قزوین موضوع دیگری خارج از این اختلافات شخصی و خانوادگی در وقوع این جنایت دخیل نبوده است.
* 3- اما واقعیت آن است که نهادهای آموزشی از جمله مدارس و دانشگاهها به موازات نقشهای خطیر خود در زمینه رشد علمی و تحصیلی یادگیرندگان و ارتقای تخصصی و آموزشی آنان، مسئولیتهای اساسی نیز در زمینههای دیگر از جمله پرورش عاطفی و هیجانی یادگیرندگان، رشد و توانمندسازی ارتباطی، شخصیتی، رفتاری و اخلاقی دانشجویان به عهده دارند. مفاهیم و مضامینی که به ویژه طی سالهای اخیر همواره مورد تأکید محافل آموزشی و صاحب نظران تربیتی و روان شناسی بوده و تحت تأثیر آن رشد قابلیت هایی همچون هوش هیجانی، مهارتهای زندگی، سواد اطلاعاتی و ارتباطی، انعطاف پذیری، قابلیتهای گروهی و همکاری، حل مسئله، مهارت تصمیم گیری و گفت و گو و تعامل به عنوان اهداف و جهتگیریهای اصلی نهادهای آموزشی مطرح شده است.
* نگاهی به وضعیت آموزشی و پرورشی برخی کشورها از جمله برخی ممالک اروپایی و آسیای جنوب شرقی بیانگر آن است که این اهداف که عمدتاً جنبه رفتاری و عاطفی و ارتباطی دارند، به عنوان وجوه بارز و عناصر اصلی برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها مطرح هستند که فراگیران باید الزاماً صلاحیت ها و شاخصههای لازم را در این زمینه ها کسب کرده تا در آینده نزدیک بتوانند به عنوان یک شهروند بزرگسال به وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود به ویژه در قبال دیگران (خانواده، همسر، فرزندان، دوستان و سایر شهروندان) به خوبی عمل کرده و از این طریق بنیانهای یک جامعه سالم و موفق شکل بگیرد.
6- برای راقم این سطور، همواره این سؤال مهم مطرح بوده و است که با وجود معضلات مذکور و پیامدهای ناگوار آن که بعضاً یک جامعه محلی و حتی ملی را هم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد (نظیر خبری که در سرآغاز این مطلب آمد) چرا هیچ گاه نظام آموزش عالی کشور و مشخصاً وزارت بهداشت و درمان و دانشگاههای علوم پزشکی درصدد بررسی، تحلیل و آسیب شناسی این معضل که خود انواع پیامدهای منفی دیگر را به همراه دارد، بر نیامده و فکری بایسته و شایسته در این زمینه نمی کنند و همچنان در بر روی همان پاشنه قدیمی ناکارآمدی چرخیده و هر از چندی شهروندان باید اخبار تلخ و تأسف آور را در این زمینه بشنوند و فقط به ابراز تأسف و تاًثر قلبی بسنده شود.
7- در واقع، باید این سؤال اساسی و تأمل برانگیز را مطرح کرد که وزارتخانه بهداشت و درمان، نظام آموزش عالی و در درجه بعدی دانشگاه های علوم پزشکی کشور که اصطلاحاً و بر روی کاغذ، مسئول و متولی اصلی حل مشکلات و مسائل مختلف حوزه بهداشت و درمان بوده و نقش اصلی را در سیاست گذاری و اجرای امور این حوزه بر عهده دارند، چرا در باب معضلاتی از این دست که شاید از فرط تکرار برای مخاطبان رسانهها و شهروندان عادی شده اند، فکری نمیکنند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26920-/خودکشی-و-دیگرکشی-در-دانشکده-های-پزشکی؛-مسئولیت-های-فراموش-شده-نهادهای-حکمرانی-کشور
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
در نشست سعدی پژوهی با عنوان «مذمت ریاکاری در حکایات سعدی و یک آشنایی زدایی شگرف» ؛
" سعدی " پس از هفت قرن همچنان آیینه تمام نمای انسانیت، خرد، رندی و اصلاح گری است
گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* سعدی حرف را تمام کرده است
کیهانی نیز ضمن استقبال از استمرار چنین برنامههایی، سعدی را شاعری «جامعالاطراف» خواند و با استناد به دیدگاه آرتور شوپنهاور گفت: «سعدی حرف را تمام کرده است.»
وی در بخش اصلی سخنان خود به مفهوم «آشناییزدایی» پرداخت و اظهار داشت که هرچند این شیوه در ادبیات معاصر به عنوان یک مسئله عادی تلقی میشود، اما سعدی هفت قرن پیش با نبوغ، جسارت و هوشمندی شگفتانگیز خود، از این ظرفیت برای انتقال مفاهیم انتقادی و اصلاحی بهره برده است.
* سعدی شاعری رند و اصلاحگر
به باور کیهانی، سعدی درون ساختار اجتماعی و فرهنگی زمانه خویش یک اصلاحگر بزرگ است؛ اندیشمندی که بدون رویارویی مستقیم با قدرت، از طریق رندی، طنز و روایت هنرمندانه، به نقد آسیبهای اجتماعی میپردازد.
وی افزود: «سعدی در گلستان، آشناییزدایی را به اوج میرساند؛ مخاطب را با شوک معنایی مواجه میکند و از دل امری آشنا، دریچهای تازه به روی فهم انسان میگشاید.»
* سعدی؛ آیینه تمام نمای انسانیت
این نشست در فضایی آکنده از گفتوگو، اندیشه و همدلی به پایان رسید؛ نشستی که بار دیگر نشان داد سعدی، پس از هفت قرن، همچنان آیینه تمام نمای انسانیت، خرد، رندی و اصلاح گری است و سخنش هنوز برای انسان معاصر تازگی داشته و راهگشاست.
اگر زمانه به دستت بهانه داد نرو
به سمت هرکه آب و دانه داد نرو ...
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26919-/سعدی-پس-از-هفت-قرن-همچنان-آیینه-تمام-نمای-انسانیت،-خرد،-رندی-و-اصلاح-گری-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
چرا به جای پاسخ گو بودن ؛ مطالبه گر هم شده اند ؟
برگشت به " دون کیشوت " .... تدبیری برای توهمات می باید ؟
دکتر قربان کیانی
* « سانکو بر او بانگ زد که ای پناه بر خدا ! ارباب مگر من به حضرتعالی عرض نکردم مواظب رفتار خود باشید و اینها چیزی به جز آسیاهای بادی نیستند و آدم باید مخبط باشد تا در این باره اشتباه کند ؛ دون کیشوت در جواب گفت: آرام رفیق سانکو آرام، رموز جنگ بیش از چیزهای دیگر به بخت و اقبال وابسته است.
تا آنجا که عقل من می رسد و قاعده هم بدین واقع باشد آن فریسطون حکیم که کتب و کتابخانه مرا دزدیده است با من چنان خصومت شدید دارد که این دیوان را به صورت آسیاهای بادی در آورده است تا مرا از افتخار غلبه بر آنها محروم سازد، لیکن با تمام این جهات فن شیطانی او نمی تواند با تیزی شمشیر من برابری کند.
سانکو گفت خدا کند که چنین باشد و آنگاه به ارباب خود که استخوان شانه اش تقریبا از جا در رفته بود کمک کرد تا دو باره بر سی نانت سوار شود » .
* دون کیشوت شخصیتی که سروانتس آن را می سازد نه مثل رستم شاهنامه که در پی احیای دوبارۀ عظمت ایران و حفظ مرزهای آن است بلکه درصدد مقابله با شرارت های روزگار و محافظت از آسیب دیدگان جامعه است. اما او با خواندن کتاب های گذشتگان از عالم واقعیت بریده و در دنیای توهمات خود سیر می کند. شاید هم میگل د سروانتس نویسندۀ کتاب با یک نگاه ایدآلیستی خواسته است شخصیتی بسازد که هر آنچه درک و فهم داشته از دنیای ذهنی خود کسب کرده است و با واقعیت های بیرونی تماس نداشته است. او دچار توهم است . وقتی آسیاب های بادی را می بیند خیال می کند که آنها دیو هستند یعنی در ذهن او پدیده های بیرونی معنای دیگری دارند . وقتی دستیارش سانکو به او می گوید آنها تنها آسیاب های بادی هستند ، قبول نمی کند .
تصور کنید که یک آدم دچار بیماری اسکیزوفرنی دچار توهم و هذیان است و چیزهایی را می بیند یا می شنود که دیگران نه می بینند و نه می شنوند. اگر آنها به او بگویند که چیزهایی را که او می بیند یا می شنود وجود ندارند، آیا قبول خواهد کرد؟ مسلم است که نه. دنیای او تنها دنیای ذهنی اش است . تماس خود را با واقعیت از دست داده است ؛ به همین خاطر به آسیاب های بادی حمله می کند . او حتی قدرت درک آن را هم ندارد که پره های آسیاب های بادی خیلی بزرگ هستند و حتی اگر آنها دیو هم باشند او قدرت نابود کردن آنها را ندارد. با اندک حرکت پره آسیاب بادی در اثر وزش باد شوالیه داستان که به پرۀ آسیاب چسبیده است از زمین کنده می شود و به آسمان می رود و وقتی می افتد و استخوان هایش از جا در می روند باز هم قبول نمی کند که درک واقعیت دچار مشکل است بلکه باز مهملی جدید می بافد و می گوید که این فریسطون حکیم است که کتابخانه مرا دزدیده و دیوان را به صورت آسیاب های بادی درآورده است.
شوالیه داستان یک خاصیت دیگر نیز دارد و آن اینکه می خواهد رسم شوالیه گری را در دنیای متجدد امروز باز آفرینی کند. او از گذشته آمده است و می خواهد تاریخ را احیا کند. او با هر آنچه که رنگ تجدد داشته باشد دشمن است و در خیال های متحجرانۀ خود سیر می کند.
این داستان بی ارتباط به شرایط سیاسی و اوضاع اجتماعی امروز ما نیست.
ما هرگز نتوانستیم درک درستی از شرایط حاکم بر مناسبات بین المللی کسب کنیم. از همان ابتدا دنبال دیو و شیطان بودیم و گمان کردیم که آنها هستند که نمی گذارند ما پیشرفت کنیم . یکی را شیطان بزرگ دیدیم و همیشه با او در افتادیم دیگری را شیطان کوچک و درصدد نابودی آن بودیم. هیچ وقت فکر نکردیم که برای پیشرفت باید سراغ خود برویم و مشکلات خود را خودمان برطرف نماییم، آنگاه ارتباطات و مناسبات خود را با دیگران بهبود بخشیم و با قدرت های زمینی ارتباط مناسبی برقرار کنیم. بلکه از همان ابتدای کاردیوار نوردی را یادگرفتیم و تمرین کردیم و هر روز از دیواری بالا رفتیم و هورا کشیدیم و اسم آن را مقابله با اهریمن نهادیم.
متن کامل یادداشت را « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26917-/برگشت-به-دون-کیشوت-تدبیری-برای-توهمات-می-باید-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« مدافعان و مخالفان هر دو سوراخ دعا را گم کرده و به دنبال " حل مساله " نیستند »
اعتراضات دانش آموزان در مورد کنکور و تاثیر معدل و مانند آن " اصالت " ندارد !
صدای معلم گزارش می کند ؛
* در روزهای گذشته ؛ گروههایی از دانشآموزان و داوطلبان کنکور در برابر ادارات کل آموزش و پرورش در چند استان از جمله فارس، تهران، خراسان رضوی، مرکزی و لرستان، تجمع کردند.
معترضان، « تأثیر قطعی معدل »، طرح « ترمیم معدل » و نقش نمرات امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم در سرنوشت کنکور را از عوامل تشدید فشار روانی بر دانش آموزان در شرایط پس از جنگ و نزدیک به ۳ ماه آموزش غیر حضوری میدانند .
این تجمعها ادامه اعتراض هایی است که پیش تر نیز در تهران و مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش برگزار شده بود. در آن تجمع، دانشآموزان با شعارها و پلاکاردهایی نسبت به تأثیر قطعی ۶۰ درصدی سوابق تحصیلی در نتیجه کنکور اعتراض کردند و گفتند گره زدن آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز به چند امتحان نهایی، آن هم در شرایط بحرانی، ناعادلانه است .
* شورای عالی انقلاب فرهنگی حدود هفت سال قبل سیاست افزایش نقش سوابق تحصیلی را تصویب کرد و طی سالهای اخیر این سیاست به تدریج اجرا شده است .
* « صدای معلم » در این مورد و بسیار پیش تر ؛ دیدگاه های خود را در قالب گزارش و یادداشت منتشر کرده است .
این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران شنبه 28 بهمن 1402 نوشت : ( این جا )
از زمانی که اعلام شده است امتحانات پایه دهم و یازدهم به صورت « نهایی » برگزار می شوند تب و تاب برای « نمره » شتاب بیشتری گرفته هر چند این بیماری مزمن قبلا نیز وجود داشته است .
معلوم نیست آموزش و پرورش غیر معطوف به آموزش مهارت های زندگی و بیگانه با آن و با این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر قرار است به کجا بینجامد و از کدامین « ناکجا آباد » دیگری سر درآورد ؟
نهادی غیر قانونی و غیر پاسخ گو که به جای مراجع قانونی مانند شورای عالی آموزش و پرورش و مجلس تصمیم می گیرد اما هزینه ی این گونه تصمیم ها را باید معلمان و سایر ارکان آموزش پرداخت کنند بی آن که شاهد گشایشی در حوزه ی کیفیت بخشی آموزش و ارتقای سطح آموزش و تربیت باشند .
شاید با این مصوبه دیگر وضعیت مانند سابق نباشد و آمار قبولی دانش آموزان از شکل حبابی و یا پفکی خارج شود .
اما در کنار این وضعیت ، نمره محوری به عنوان اساس تمام فعالیت های آموزشی و تربیتی تشدید خواهد شد و حتی اگر معلمی بخواهد از سر مسئولیت پذیری و نگرانی نسبت به آینده ، گریزی به اجتماع داشته و رویکرد حل مساله را برای کاهش چالش های آن مد نظر قرار دهد دیگر گوشی برای شنیدن آن نخواهد بود چون که بر اساس فرهنگ سازمانی شکل گرفته در مدرسه خارج از کتاب بوده و اتلاف وقت محسوب می شود و مهم تر این که روی معدل و نمره دانش آموزان تاثیری نخواهد داشت . پس ارزش طرح و بحث نخواهد داشت » .
* در واقع ؛ نه مصوبه ی نهاد غیرقانونی و غیر پاسخ گو مانند شورای انقلاب فرهنگی در زمینه ی تاثیر معدل در هر شکل و ساختاری به بهبود این آموزش و پرورش ورشکسته کمکی می کند و نه دانش آموزان و جریانات رسانه ای مدافع معترضان کنکور که باور دارند شکل و ساختار « کنکور سنتی » می تواند به تحقق « عدالت آموزشی » در این زمینه کمکی نماید .
از هر سو و در هر وجهی ؛ مافیای کنکور کار خود را پیش خواهد برد .
* اما نکته ی مهم تر در این اعتراضات دانش آموزی که از دید بسیاری مغفول مانده است ؛ « اصالت » این گونه اعتراضات و صداقت آنان در برخورد با چالش های نظام آموزشی است .
برای « صدای معلم » این پرسش مهم و راهبردی همچنان مطرح بوده و می باشد که چرا این دانش آموزان اگر مدافع عدالت آموزشی هستند ؛ در برابر تعطیلی طولانی مدت و مشمئز کننده مدارس سکوت کردند ؟
دقیقا همین وضعیت در دوران کرونا رخ داد و هنوز عوارض و تبعات 26 ماه تعطیلی مدارس گریبان مدارس و جامعه را رها نکرده و روز به روز آثار خودش را در وجوه مختلف نشان می دهد .
متن کامل گزارش « صدای معلم » را در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/26916-/اعتراضات-دانش-آموزان-در-مورد-کنکور-و-تاثیر-معدل-و-مانند-آن-اصالت-ندارد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« هیچ ملتی با ناامیدی به پیشرفت پایدار دست نیافته است »
بحران جمعیت یا بحران امید؟
طهماسب کاوسی / دکترای برنامهریزی درسی
* وقتی گفته میشود شمار تولدها از حدود دو میلیون نفر در اوج موالید دهه ۱۳۶۰ به حدود ۸۹۲ هزار تولد در سال ۱۴۰۴ رسیده است، با یک کاهش ساده روبهرو نیستیم؛ بلکه با مسئلهای مواجه هستیم که میتواند پرسشهای مهمی درباره آینده جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی ایران ایجاد کند.
* ملتها تنها با مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشوند؛ تداوم آنها در انتقال زبان، فرهنگ، تجربه تاریخی و ارزشهای مشترک از نسلی به نسل دیگر شکل میگیرد.
هر نوزادی که به دنیا میآید، تنها یک فرد جدید نیست؛ بخشی از زنجیرهای است که گذشته را به آینده پیوند میدهد. هنگامی که این زنجیره ضعیف شود، جامعه به تدریج با پدیدههایی روبهرو میشود که با نگاه اقتصادی میتوان از آن با عنوان «سالخوردگی جمعیت»، از منظر جامعهشناسی با عنوان «کاهش پویایی اجتماعی» و از منظری دیگر با عنوان «بحران تداوم نسلها» یاد کرد.
* از منظر علمی، کاهش نرخ باروری پیامدهایی فراتر از کاهش تعداد جمعیت دارد. با کاهش تعداد موالید، در بلندمدت نیروی کار کوچکتر میشود، نسبت بازنشستگان به شاغلان افزایش مییابد، هزینههای درمان و حمایتهای اجتماعی رشد میکند و فشار بیشتری بر منابع اقتصادی کشور وارد میشود.
* اما پرسش اصلی این است که چرا بسیاری از جوانان از ازدواج و فرزندآوری فاصله میگیرند؟
خشی از پاسخ را باید در واقعیتهای اقتصادی زندگی جستوجو کرد:
نااطمینانی شغلی، دشواری تأمین مسکن، افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از آینده و فرسودگی روانی. با این حال، عوامل اقتصادی تنها بخشی از ماجرا هستند. تغییر سبک زندگی، افزایش سطح تحصیلات، گسترش شهرنشینی، تغییر اولویتهای فردی و دگرگونی نگرش نسبت به خانواده و فرزند نیز در شکلگیری الگوهای جدید جمعیتی نقش دارند.
* تصمیم به تشکیل خانواده و داشتن فرزند، بیش از هر چیز تحت تأثیر تصویری است که افراد از آینده خود و فرزندان شان در ذهن دارند. از نگاه فلسفی، مسئله جمعیت در نهایت با مسئله امید پیوند میخورد.
* راه مواجهه با چالشهای جمعیتی نه در ترس و نه در شعار، بلکه در تقویت امید اجتماعی، گسترش عدالت، افزایش امنیت اقتصادی و فراهم کردن امکان یک زندگی شرافتمندانه برای نسل جوان نهفته است.
اگر روزی صدای خنده کودکان در کوچهها کمرنگ شود، مسئله فقط کاهش یک آمار نیست؛ نشانهای از تغییری عمیق در چشمانداز اجتماعی کشور است. آینده کشورها نه فقط در ساختمانها، جادهها و زیرساختها، بلکه در انسانهایی ساخته میشود که قرار است فردای آن سرزمین را رقم بزنند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26901-/بحران-جمعیت-یا-بحران-امید؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« در سالهای گذشته حدود ۱۳ هکتار از اراضی این اردوگاه در دوره مدیریت پیشین آموزش و پرورش استان واگذار شده و اکنون نیز واگذاری ۱۷ هکتار دیگر از این مجموعه در آستانه نهایی شدن و واگذاری آن به دانشگاه فرهنگیان قرار دارد »
آقای وزیر ! جلوی واگذاری اردوگاه دانشآموزی استان لرستان را بگیرید !
مظفر امیدی/ فعال فرهنگی
گروه استان ها و شهرستان ها/
« صدای معلم » تاکنون گزارش های مختلفی را در مورد واگذاری املاک آموزش و پرورش به سایر افراد و نهادها منتشر کرده است .
این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران نوشت : ( این جا )
« دوشنبه 20 آذر 1396 « سیدمحمد بطحایی » در آیین تکریم محمود مهرمحمدی و معارفه حسین خنیفر در محل سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان گفت که شانزده هزار میلیارد تومان ارزش خالص 167 آموزشکده هایی بود که در سال 90 از آموزش و پرورش جدا شد . ( این جا )
بر اساس اخبار و گزارش های رسیده به « صدای معلم » در استان آذربایجان شرقی و در زمان وزارت حاجی بابایی املاک زیر به حوزه علمیه واگذار شده اند :
1- دانشسرای دخترانه شهید باهنر ( منطقه مارالان تبریز - چهارسوق ) که بعدا مرکز آموزش ضمن خدمت شهید رجایی و سپس مجتمع ایثارگران شد و در نهایت به حوزه علمیه واگذار گردید .
2- بخشی از ( مدرسه راهنمایی و زمین پشت مدرسه ) دبیرستان بزرگ آشتاب ( خیابان آزادی منطقه گلگشت ، جنب پمپ بنزین ) که از مشهورترین مدارس ناحیه چهار در نزدیکی آبرسان تبریز بود به حوزه علمیه واگذار شد .
3-در آذرشهر مدرسه شهید رجایی به حوزه علمیه واگذار شد و البته آموزش و پرورش در حال حاضر با شکایت حقوقی خواهان بازپس گیری این مکان آموزشی شده است اما همچنان در اختیار حوزه علمیه است .
4- در شهرستان " مرند " مدرسه « فرخی » و مدرسه « قیام » به حوزه علمیه واگذار شدند .
و....
پرسش صدای معلم این است که آیا املاک و اموالی که واگذار شدند ؛ آبرو و حیثیت آموزش و پرورش نبودند ؟
حاجی بابایی بر چه اساس و یا منطقی این دست و دل بازی ها را انجام داده است و آیا حتی از این واگذاری ها سود و یا منافعی نصیب آموزش و پرورش و معلمان شده است ؟
پرسش ما این است که در این صورت نقش وزیر آموزش و پرورش که ادعای " مدافع حقوق فرهنگیان " و " وزیری از جنس معلمان " را داشته است چه می شود؟
« صدای معلم » از « حمیدرضا حاجی بابایی » انتظار دارد تا در برابر عملکرد خویش به یک رسانه " معلمی " پاسخ گو بوده و آدرس های غلط ندهد .
« صدای معلم » از فرهنگیان سراسر کشور دعوت می کند چنان چه اموال و یا املاکی از آموزش و پرورش در زمان وزارت آقای حاجی بابایی و نیز آقای فرشیدی و آقای علی احمدی واگذار شده اند را به این رسانه اطلاع رسانی کنند . »
آخرین گزارش « صدای معلم » در سال 1402 در مورد واگذاری هنرستان فنی سروش اصفهان و دبیرستان هیات امنایی امام خمینی اصفهان بوده است . ( این جا )
آن چه در زیر می آید ؛ یادداشت و هشدار یکی از معلمان استان لرستان در مورد واگذاری اراضی اردوگاه دانشآموزی استان لرستان می باشد :
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/26890-/آقای-وزیر-جلوی-واگذاری-اردوگاه-دانشآموزی-استان-لرستان-را-بگیرید
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« چرا این قدر از پرسش واهمه دارید ؟ »
سوال هراسی ؛ زنگ خطری بر مرگ پویایی سازمان تخصصی نوسازی مدارس ؟
سپیده طیب قاسمی / مدیرکل اسبق نوسازی مدارس آذربایجان غربی
* این یک پرسش بسیار عمیق و روان شناختی است که به لایههای پنهان فرهنگ سازمانی و مدیریت اشاره دارد. واهمه مدیران از سوالات کارشناسان معمولاً نه از خودِ سوال، بلکه از پیامد آن نشأت میگیرد.
* 3- آشکار شدن نقصهای سیستمی یا تصمیمات اشتباه :
سوالات کارشناس معمولاً بر پایه دادهها و واقعیتهای عملیاتی بنا شدهاند. این سوالات ممکن است مستقیماً به «چرا این تصمیم گرفته شد؟ »یا « آیا این مسیر منطقی است؟» ختم شوند. در این حالت، سوال کارشناس مانند یک نورافکن عمل میکند که نقاط کور، اشتباهات استراتژیک یا نقصهای موجود در فرآیندها را نمایان میکند. مدیر ممکن است از مواجهه با این واقعیتها واهمه داشته باشد.
مدیران هوشمند میدانند که:
* سوالات کارشناسان، ریسک تصمیمات اشتباه را کاهش میدهد.
* جایگزین کردن واهمه با کنجکاوی، باعث نوآوری میشود.
* یک مدیر واقعی، کسی نیست که همه پاسخها را میداند، بلکه کسی است که میداند چگونه از پاسخهای درست (که کارشناسان میدانند) برای رسیدن به هدف تعریف شده سازمانی استفاده کند.
* یک مدیر موفق از سوالات نمیهراسد بلکه سوالات بدنه کارشناسی را محلی برای جلوگیری از انحراف می داند و با میدان دادن به کارشناسان خبره خود را در مقابل هر گونه اشتباه بیمه میکند ؛ اشتباهاتی که بعضاً پاسخی برایشان متصور نمیگردد...
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26878-/سوال-هراسی-؛-زنگ-خطری-بر-مرگ-پویایی-سازمان-تخصصی-نوسازی-مدارس-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
« چه کار داشتی به اینکه آزادی هست یا اسارت ؟ »
حکایت آن "دانشمند " ، " چوپان " و " رنج مردم "
ودود فتحعلی زاده ملاباشی ( شاهین ) / دبیر زبان و ادبیات پارسی
* دانشمندی از شدّت رنج مردم به بستر بیماری افتاده بود و روزهای آخر زندگی خود را سپری می کرد .
چوپانی به دیدن او آمد و زبان پند بر وی گشود که : چه کار داشتی به اینکه آزادی هست یا اسارت ؟
چرا سرمایه یِ عمر خود را به این مصروف داشتی که چگونه و از چه راهی می توان پُر خوران را قانع کرد مازاد زیاده روی شان در خوردن می تواند گرسنه ای را سیر کند ؟
* چرا خواستی بین خار و گل ، تاریکی و روشنی ، سیاهی و سفیدی ، آتش و آب ، گرما و سرما ، خشک و تر ، آسمان و زمین ، دریا و ساحل ، و .... تعادل بر قرار کنی ؟ تا دست آورد ، آن شود که هستی خود را بر باد دهی ؟!
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/بازنشستگان/item/26876-/حکایت-آن-دانشمند-،-چوپان-و-رنج-مردم
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 675
تحقیقات نشان می دهند :
دوچرخه سواری می تواند علایم اضطراب و افسردگی را کاهش داده ، روابط اجتماعی و عملکرد شناختی را بهبود بخشد
نویسنده : Megan Huws - ترجمه : علی پورسلیمان
گروه رسانه/
متن زیر به مناسبت « روز جهانی دوچرخه سواری » ( سوم ژوئن برابر با 13 خرداد ) تقدیم مخاطبان محترم « صدای معلم » می گردد .
امید آن که ایرانی ها با تدقیق و تدبر و اعمال « سبک زندگی سالم » بتوانند با حفظ « محیط زیست » که بزرگ ترین سرمایه این کشور است و بالاترین اولویت به شمار می آید ؛ گامی در جهت تحقق « جامعه سالم » و « شهر انسان محور » بردارند .
* مطالعه ای که انجام شده نشان می دهد که دوچرخه سواری نه تنها تناسب اندام را اصلاح می کند بلکه همچنین سلامت روان را ارتقا داده ، نشانه های اضطراب و افسردگی را تخفیف می دهد ، ارتباطات اجتماعی را تقویت کرده و عملکرد شناختی را بهبود می بخشد .
این تحقیق که به صورت مستمر تاثیرات دوچرخه سواری را در ابعاد روان شناختی ، اجتماعی ، عاطفی و سلامت روانی در 87 مطالعه از 19 کشور مورد بررسی قرار داده تاثیرات برنامه های دوچرخه سواری ساختارمند را در معرض امتحان قرار می دهد ؛ به عنوان " مداخلات دوچرخه سواری " در سلامتی شناخته شده است .
این بررسی ها فواید آشکار را در بخش سلامت اجتماعی که آن را مورد اندازه گیری قرار داده اثبات می کنند .
* همچنین در ۶۷٪ از مطالعات مربوط به سلامت روان و در ۵۶٪ از مطالعات مربوط به سلامت عاطفی، اثرات مثبتی مشاهده شد .
* پژوهشگران دریافتند که دوچرخه سواری به طور ثابت فوایدی را مشتمل بر بهبود آمادگی قلبی عروقی ، ترکیب مناسب اندام و سلامت متابولیک ارائه می کنند در حالی که به عنوان یک راهبرد مؤثر برای ارتقای ورزش و پیش گیری از بیماری عمل میکند .
* در کنار مزایای جسمی ، این تحقیق همچنین مزایای قابل توجهی برای سلامت روان را نیز نشان داد .
بر اساس این پژوهش ، دوچرخه سواری همراه با کاهش علایم افسردگی و اضطراب ، حال خوب و ارتقای مدیریت هیجانات مرتبط می باشد .
پژوهشگران همچنین تاکید کردند که دوچرخه سواری به صورت مداوم تعاملات اجتماعی و مشارکت اجتماعی را تسهیل می کند .
این مقاله چندین نظریه روانشناختی را برای درک اثرات گسترده دوچرخهسواری بررسی کرد .
* یکی از این ها نظریه ی خود تعیین گری است که می گوید فعالیت فیزیکی ، سلامتی را از طریق ارضای نیازهای اساسی ( درونی ) مانند استقلال ، شایستگی و وابستگی بهبود می بخشد .
آنها همچنین مدلهای زیستی-روانی-اجتماعی را بررسی کردند که پیشنهاد میکنند مزایای روان شناختی ورزش ممکن است ناشی از تغییرات فیزیولوژیکی در بدن باشد .
این شامل آزادسازی اندورفینها و انتقال دهندههای عصبی مرتبط با بهبود خلق و خو و کنترل هیجان میشود .
* این مطالعه استدلال میکند که دوچرخهسواری در صورت حمایت صحیح میتواند نقش بسیار مهمی در سلامت عمومی ایفا کند .
نویسندگان نتیجه گرفتند که با اجرای استراتژیک مداخلات دوچرخهسواری در زمینههای آموزشی، بالینی و اجتماعی، میتوانیم از این فعالیت در دسترس و کم هزینه برای مقابله با چالشهای مبرم سلامت عمومی و در عین حال تقویت رفاه فردی و اجتماعی بهره ببریم .
متن کامل پژوهش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/پژوهش/item/26875-دوچرخه-سواری-می-تواند-علایم-اضطراب-و-افسردگی-را-کاهش-داده-،-روابط-اجتماعی-و-عملکرد-شناختی-را-بهبود-بخشد/
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
