ar
Feedback
صدای معلم

صدای معلم

الذهاب إلى القناة على Telegram

صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com

إظهار المزيد
3 679
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
مصاحبه شبکه " الجزیره " با علی پورسلیمان مدیر " صدای معلم " ؛ " توسعه برنامه درسی باید به عنوان یک فرآیند ساختاری دیده شود، نه یک واکنش عجولانه " گروه رسانه/ آن چه در زیر می آید ؛ مصاحبه « شبکه الجزیره » با علی پورسلیمان، کارشناس آموزشی و مدیر وب‌سایت «صدای معلم » می باشد . * علی پورسلیمان، کارشناس آموزشی و مدیر وب‌سایت «صدای معلم»، معتقد است که : «توسعه برنامه درسی باید به عنوان یک فرآیند ساختاری دیده شود، نه یک واکنش عجولانه». او تأکید کرد که «کتاب‌های درسی باید بر اساس اهداف و چشم‌اندازهای سنجیده نوشته شوند و نباید عجله‌ای در کار باشد، به‌ویژه که ما هنوز در وضعیت جنگی با پایان نامشخص هستیم.» * پورسلیمان در مصاحبه خود با شبکه الجزیره تأکید کرد که با گنجاندن روایت‌های تحولات جنگ در برنامه درسی مخالف نیست، اما افزود: «ما نگرانی‌هایی داریم: آیا زمان لازم در تقویم تحصیلی برای تدریس این برنامه‌های درسی جدید اختصاص داده شده است؟ آیا منابع لازم برای تدریس و اجرای این دروس در اختیار معلمان قرار گرفته است؟» * پورسلیمان خاطرنشان کرد که «رئیس‌جمهور فعلی ایران پیش از این بر اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی، حفاظت از محیط زیست و حفظ میراث فرهنگی و گنجاندن این موارد در برنامه درسی تأکید کرده است.» * او این سوال را مطرح کرد که آیا این کار قبل از افزایش محتوای کتاب‌های درسی انجام شده است یا خیر، و افزود: «با توجه به تعصب ایدئولوژیک شدیدی که از قبل در برنامه درسی وجود دارد، این موارد جدید اضافه شده ممکن است با واکنش‌های منفی دانش‌آموزان یا حتی معلمان مواجه شود.» * او تأکید می‌کند که «آنچه امروز کم داریم، تقویت حس تعلق دانش‌آموزان به میهن و این است که کشور را از آن خود بدانند؛ این باید در اولویت باشد.» * در حالی که تهران در حال تبدیل وقایع جنگ به برنامه‌های درسی آموزشی برای روایت تاریخ و القای ارزش‌های مقاومت و فداکاری است، سوالاتی در محافل ایرانی همچنان مطرح است: آیا کودکان و نوجوانان می‌توانند بدون آسیب دیدن از آسیب‌های آن، درس‌هایی در مورد جنگ و خشونت دریافت کنند؟ و آیا این برنامه‌های درسی می‌توانند بین حق دانش‌آموزان برای دانستن تاریخ و محافظت از دوران کودکی‌شان تعادل برقرار کنند؟ به گفته ناظران، پاسخ ممکن است صرفاً در کتاب‌ها نباشد، بلکه در نحوه روایت این وقایع باشد. متن کامل مصاحبه را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27275-/توسعه-برنامه-درسی-باید-به-عنوان-یک-فرآیند-ساختاری-دیده-شود،-نه-یک-واکنش-عجولانه https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« چرا کسانی که بیش از همه از نابرابری آموزشی آسیب می‌بینند، به ندرت صدای اعتراض شان بلند می‌شود؟ » معمای سکوت؛ وقتی مدرسه خاموشی می‌آموزد دکتر محمد امین چهاردولی/ جامعه شناس * چرا دانش‌آموزی که سال‌ها در مدرسه‌ای محروم درس خوانده، نه تنها خشمگین نیست، بلکه اغلب شکست خود را نتیجه ناتوانی شخصی‌اش می‌داند؟ پاسخ به این معما، ما را به یکی از عمیق‌ترین لایه‌های نابرابری آموزشی می‌رساند: مدرسه تنها دانش توزیع نمی‌کند، بلکه شیوه‌ای از بودن در جهان را نیز می‌آموزد؛ شیوه‌ای که سکوت را فضیلت، اطاعت را نشانه ادب، و پذیرش وضع موجود را نشانه بلوغ می‌شمارد. * برای گشودن این معما، شاید هیچ کس به اندازه پائولو فریره تیزبین نبوده است. او که تجربه زیستن در دل فقر و بی‌سوادی را با اندیشه انتقادی درآمیخت، کشف کرد که ستمدیدگان نه صرفاً به دلیل سرکوب بیرونی، که به دلیل درونی‌سازی «فرهنگ سکوت» است که خاموش می‌مانند. * فرهنگ سکوت، محصول نظامی از آموزش است که در آن، «دانستن» حق انحصاری عده‌ای معدود (معلمان، متخصصان، صاحبان قدرت) تعریف می‌شود و «ندانستن» سرنوشت محتوم اکثریت. در چنین نظامی، دانش‌آموز از همان آغاز می‌آموزد که حرفی برای گفتن ندارد؛ تجربه زیسته‌اش بی‌ارزش است؛ و هر آنچه ارزش دانستن دارد، از بیرون و از بالا به او داده خواهد شد. * موجودی که در حاشیه زندگی خود ایستاده، جهان را همچون نمایشی تغییرناپذیر تماشا می‌کند و هرگز به ذهنش خطور نمی‌کند که می‌تواند بازیگری در صحنه باشد. نابرابری آموزشی در این معنا، فقط محرومیت از کتاب و معلم نیست، بلکه سلب «حق تصور جهانی دیگر» است. محرومیتی به مراتب عمیق‌تر از محرومیت مادی. * پیامدهای این فرهنگ سکوت اما از دیوارهای مدرسه فراتر می‌رود و به اعماق جامعه رسوخ می‌کند. در خیابان‌ها، در محیط‌های کار، در عرصه سیاست، ردپای همان انسانی دیده می‌شود که مدرسه پرورش داده است: شهروندانی که بلدند گوش کنند اما نه بلدند بپرسند. مردمانی که می‌توانند قوانین را حفظ باشند اما نمی‌توانند درباره عادلانه بودنشان بیندیشند. ملت‌هایی که تاریخ را همچون درس حفظ‌کردنی می‌شناسند، بی‌آنکه هرگز به خود اجازه دهند تاریخ‌ساز شوند. به بیان فریره، این وضعیت چیزی نیست جز «توده‌سازی» انسان‌ها: فرایندی که در آن، افراد از موجوداتی صاحب اراده و آگاهی، به توده‌ای بی‌شکل، قابل پیش‌بینی و آسان‌فرمان بدل می‌شوند.  * اما آنچه این وضعیت را تراژیک‌تر می‌سازد، وعده‌هایی است که خود مدرسه از آنها دم می‌زند. ایوان ایلیچ، با نگاهی پیش‌گویانه، هشدار می‌داد که مدرسه بیش از هر چیز، یک «اسطوره» می‌آفریند: اسطوره اینکه یادگیری بدون نهاد رسمی ممکن نیست. این اسطوره، چنان قدرتمند عمل می‌کند که مردم باور می‌کنند دانش چیزی است که باید آن را از متخصصان خرید، نه چیزی که می‌توان در زندگی روزمره، در گفت‌وگو، در تجربه، و در مواجهه با جهان آن را ساخت. * مدرسه با انحصار صدور مدرک، این باور را نهادینه می‌کند و بدین ترتیب، وابستگی را به کالایی برای فروش بدل می‌سازد. نتیجه، انسانی است که حتی پس از سال‌ها تحصیل، اعتمادبه‌نفس کافی برای یادگیری مستقل ندارد و همواره چشم به راه کسی است که «درس» بعدی را به او «بدهد».... * فریره در برابر فرهنگ سکوت، ایده «آگاهی‌بخشی» را قرار می‌دهد؛ فرایندی که در آن، انسان‌ها از طریق گفت‌وگو و تأمل بر واقعیت زندگی شان، به درک انتقادی از موقعیت خود در جهان دست می‌یابند. در این فرایند، معلم نیز همراه با شاگردان می‌آموزد و مرز میان «دانا» و «نادان» فرو می‌ریزد. در این نگاه، آموزش نه عمل سپرده‌گذاری، که عمل آزادسازی است. اما تحقق چنین آموزشی، همان‌گونه که ایلیچ نیز تأکید می‌کرد، نیازمند گسستن از انحصار مدرسه و بازپس‌گیری یادگیری به مثابه یک حق انسانی و یک عمل اجتماعی است، نه یک کالای قابل خرید و فروش. * معمای سکوت، در نهایت، نشان می‌دهد که نابرابری آموزشی مسئله‌ای صرفاً «فنی» یا «اقتصادی» نیست که با افزایش بودجه یا تجهیز مدارس حل شود. این نابرابری، مسئله‌ای عمیقاً «سیاسی» و «فرهنگی» است، زیرا به پرسش قدرت بازمی‌گردد: چه کسی تعیین می‌کند چه چیزی ارزش دانستن دارد؟ چه کسی حق سخن گفتن دارد و چه کسی باید سکوت کند؟ * تا زمانی که نظام آموزشی به جای پرورش پرسش‌گری، به پرورش اطاعت مشغول است، نابرابری نه تنها کاهش نمی‌یابد، که با هر نسل، عمیق‌تر و نامرئی‌تر بازتولید خواهد شد. شاید بزرگ‌ترین نابرابری آموزشی همین باشد: اینکه به برخی می‌آموزند جهان را تغییر دهند و به برخی دیگر می‌آموزند آن را تحمل کنند. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/27273-/معمای-سکوت؛-وقتی-مدرسه-خاموشی-می‌آموزد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« جایگاه حرفه ای رسانه و کارکرد آن توسط خود رسانه و خبرنگار تعیین می شود » همبستگی و اتحاد رسانه ها در ایالات متحده آمریکا در برابر سخنان و اقدامات غیر قانونی رییس جمهور مصداق " رکن چهارم دموکراسی " است صدای معلم گزارش می کند ؛ * همان گونه که در گزارش پیشین هم آمد ؛ ممانعت دونالد ترامپ رییس‌ جمهور آمریکا از ورود برخی " رسانه ها " به کاخ سفید واکنش های وسیعی در جهان داشت .  * رسانه ها : اگر این اقدام به چالش کشیده نشود، آزادی مطبوعات و حق مردم برای دسترسی به روزنامه‌نگاری مستقل و به دور از مداخله دولت را تهدید خواهد کرد. * دونالد ترامپ عصر دوشنبه در واکنش به این شکایت، در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشال» از قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده انتقاد کرد و گفت دولت او احتمالا درخواست تجدیدنظر خواهد کرد. او نوشت: «افراد و رسانه‌های منتشرکننده اخبار جعلی که فقط مطالب منفی می‌نویسند و با انتشار گزارش‌های دروغ و افترا‌آمیز به نقل از «منابع» ناشناس، امنیت ملی ما را نقض می‌کنند، نباید اجازه دسترسی به مهم‌ترین دفتر کار جهان را داشته باشند.»  آقای ترامپ افزود: «تقریبا هر گزارشی درباره من یا هر موضوعی که به من مربوط می‌شود، منفی، نادرست و در بسیاری موارد برای کشورمان خطرناک است! دستاوردهایم هرقدر هم بزرگ باشند، آنها را کوچک و بی‌ارزش جلوه می‌دهند.» رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت: «چرا باید به چنین افرادی «دسترسی» بدهم؟ شاید قاضی کلی بتواند توضیح دهد. در هر صورت، من وظیفه دارم برای موفقیت و امنیت کشورمان مبارزه کنم.  اخبار جعلی تهدیدی برای دموکراسی است و هر کاری لازم باشد انجام می‌دهم تا ایالات متحده شکوفا شود.» آقای ترامپ صبح دوشنبه نیز آنچه را «اخبار جعلی» می‌خواند، تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا دانست و نوشت: «کاخ سفید به مطبوعات آزاد، که برای من عزیز است، حمله نمی‌کند؛ به اخبار جعلی حمله می‌کند، پدیده‌ای که مانند سرطان در ایالات متحده عزیز ما گسترش یافته است.» او افزود: «این پدیده فاسد، هدف مند، فراگیر، کاملا هماهنگ و به‌کلی خارج از کنترل است. تهدیدی برای امنیت ملی ماست و باید همین حالا متوقف شود » . * حرکت رسانه های آمریکا صرف نظر از نام و اندازه و همبستگی و اتحاد آنان در برابر سخنان و اقدامات خلاف قانون رییس جمهوری فعلی آمریکا دقیقا در راستای کارکرد رسانه به عنوان « رکن چهارم دموکراسی » است و « صدای معلم » به عنوان « رسانه مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران » به آن احترام گذاشته و از آن کاملا حمایت می کند . * امید است رسانه های داخل کشورمان نیز در راستای پاسداشت آزادی بیان و دفاع از اصول دموکراسی حرکت کرده و چشم و زبان گویای جامعه ی مدنی ایران و مطالبات قانونی آنان باشند . * در دولت ابراهیم رییسی ؛ « صدای معلم » بدون دلیل خاص و یا توضیحی از حضور در نشست های خبری منع شد . در حالی که انتظار می رفت حداقل سایر رسانه های همکار و خبرنگاران حوزه ی آموزش و پرورش به این « اقدام غیرقانونی » واکنش نشان دهند اما « همه » سکوت کردند . حتی برخی از این خبرنگاران از این جهت که « صدای معلم » در نشست های خبری حضور نداشت ؛  شادمان هم بودند . * خبرنگاران به ویژه در حوزه « آموزش و پرورش » باید بدانند که آنان وظیفه « مطالبه گری » و « کنش گری رسانه ای » دارند و کارکرد و رویکرد  آنان باید بسیار فراتر از « تماشاچی » بودن و یا « میرزابنویس » بودن  باشد . اگر در یک نشست خبری ؛ رسانه و خبرنگاری مورد تحقیر قرار گرفت و یا رفتاری فراقانونی با او صورت گرفت ؛ دیگران نباید سکوت کنند و به خاطر منافع شخصی و یا گروهی خود را به « ندیدن » و « نشنیدن » بزنند . * رسانه ها و خبرنگاران مستقل کارکردی جدا از « روابط عمومی ها » دارند و آنان نباید توجیه گر وضعیت موجود تحت عناوین فربینده ای مانند « انتشار اخبار خوب » باشند همان کارکردی که ترامپ از رسانه های آمریکا می خواهد و انتظار دارد که به زعم ایشان روایت گر اخبار منفی نباشند . جایگاه حرفه ای رسانه و کارکرد آن توسط خود رسانه و خبرنگار تعیین می شود . این چیزی نیست که تغییر کند و یا مشمول  گذشت زمان شود . * کلیپ ویدئویی : دموکراسی یعنی بایکوت سخنرانی ترامپ از طرف رسانه ها . حتی خبرگزاری های طرفدار وی سخنرانی رییس جمهور را تحریم کردند. بعد از اینکه ترامپ ورود برخی خبرنگاران رسانه ها را به کاخ سفید ممنوع کرد، همه رسانه های آمریکایی ترامپ را تحریم کردند. موقع سخنرانی ترامپ کسی نبود که میکروفون را در برابر او قرار دهد : متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27271-/همبستگی-و-اتحاد-رسانه-ها-در-ایالات-متحده-آمریکا-در-برابر-سخنان-و-اقدامات-غیر-قانونی-رییس-جمهور-مصداق-رکن-چهارم-دموکراسی-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« بیشترین رقم دریافتی در سال 1404؛ مربوط به کارکنان بانک صادرات با 236 میلیون تومان و کمترین آن مربوط به کارکنان پست بانک با 83 میلیون تومان است » نیم نگاهی به میانگین حقوق ماهانه کارکنان 17 بانک بورسی کشور در سال 1404 با معماران توسعه پایدار و پیشرفت ایران ( معلمان و اساتید دانشگاه ) ! مینو امامی * میانگین حقوق و مزایا و یا هزینه ماهانه سرانه کارکنان 17 بانک بورسی در سال 1404؛ گویای بی عدالتی در پرداخت ها و ارزش گذاری های نادرست شغلی است. رییس جمهور مدام از تناسب پرداخت ها با میزان بهره وری و کارکرد کارکنان سخن می گویند؛ اما همانند رتبه بندی معلمان، هرگز از وجود ابزار مناسبی جهت ارزیابی و سنجش آن هیچ نمی گویند. * رتبه بندی فرهنگیان را می توان رسوایی بزرگی در تاریخ آموزش و پرورش ناشی از کم سوادی و بیسوادی سفید مدیران دانست. وقتی که شایسته سالاری و تخصص غایب باشد با یک متر معمولی نیز می توان کار یک معلم را اندازه گیری کرد! * همیشه چنین اندیشیده ام که رؤسای بانک ها زود زود تغییر می یابند تا با داشتن مشتریانی ثابت و خاص، از ارتشا و اختلاس و پول شویی، حداقل امکان دور باشند. امروز با دانستن حقوق کارکنان بانک، متوجه شدم برای جلوگیری از هر نوع فساد مالی، آنان نیز حقوق حداکثری می گیرند تا تأمین و کم نیاز باشند و به دنبال انواع خلاف های مالی نروند. اما وقتی که ناخلفی از غربال استخدام و جذب نیرو رد می شود، خلاف ها زیرکانه و ماهرانه انجام می شود. اگر امکان آن به شکل قلمبه و یک جا مقدور نباشد، به تدریج و مستمر از حساب های بانکی مشتریان دزدیده می شود. * به نظر شما ؛ یک معلم اگر وجدان را در وجود خود مدفون سازد، به جز کم کاری که بیشتر کارکنان کشور درگیر آن هستند، یا دیر رفتن به کلاس درس و یا به جز تدریس خصوصی برای دانش آموزان مایه دار کلاس درسی خود و گاه نمره پرانی، چه فساد دیگری می تواند انجام دهد؟ پس در حداقل نگه داشتن زندگی معلمان که شدیدا محافظه کارند ؛ هیچ مشکلی پیش نمی آورد. آنان از ترس از دادن درآمد بخور و نمیر ماهانه خود، مجبور به اطاعت و ادامه کار هستند. این خلاف ها هم موردی و مربوط به بیت المال نیست! * از سوی دیگر مدام در پی اثبات خوش خدمتی خویش، سر زیرخط فقری ها را شیره می مالید تا زهر را مرهم شمارند و در دام تله های مقروض تمام عمری شما بیفتند. با دادن وام هایی که مغایر واقعیت یا نمایش دلسوزی شماست. برای کسانی که درآمد قعر انتظاری دارند مثلا 20- 25 میلیون و قدرت خرید هیچ ندارند با دادن وام یک میلیاردی و تعیین قسط ماهانه 20 میلیون تومانی، چه چیزی را اثبات می سازید؟ لابد به همین بانک ها و کارکنان آن خدمت رسانی می کنید که از رفاه دور نیفتند؟ از مابقی رفاهیات کارکنان بانک ها طی یک سال، سخن گفتن به جز دردمندی بیشتر برای ما چه سودی دارد؟ دهندگان و گیرندگان به نیکی از همه چیز مطّلع هستند. البته افزایش سال 1405 در این نمودار منظور نشده است. * عاجز نگه داشتن هر معلم یا استاد دانشگاهی با عدم تأمین زندگی شایسته، دهه هاست که قربانیان روحی - روانی بسیاری داشته است. افسردگی جمعی آنان را دامن زده و سلامتی جسمانی را قربانی ساخته است. اما یقین نتیجه این تبعیض و بی عدالتی، بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد، چون آنچه که در این مسلخ قربانی خواهد شد سه چیز است: « آموزش، کودکان و سلامتی و زندگی معلمان» فردا به چه چیزی نیاز دارد؟ یا فردا را چه کسانی می سازد؟ * از گسترش آموزش نوین و مهارت های زندگی سخن می گویید، اما ساز وکار آن را فراهم نمی سازید. بدون ایجاد تغییر در زیرساخت های آموزش و پرورش همچنین نگرش و بینش دولت، نمی توان در این مهم موفق شد. * تأمین و رفاه معلمان، یعنی رشد و توسعه پایدار آموزشی و پیشرفت کشور. اما تأمین و رفاه کارکنان بانک ها یعنی زندگی مرفه آن فرد به علاوه اعضای خانواده. و شاید کاهش چند درصدی دزدی ها و خلاف های اقتصادی. حال با خِرد خود انتخاب کنید تأمین معیشت معلم و استاد دانشگاه مهم تر است یا کارکنان بانکی؟! متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/27269-/نیم-نگاهی-به-میانگین-حقوق-ماهانه-کارکنان-17-بانک-بورسی-کشور-در-سال-1404-با-معماران-توسعه-پایدار-و-پیشرفت-ایران-معلمان-و-اساتید-دانشگاه https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

گفت و گوی رییس روابط عمومی موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با صدای معلم : ( بخش پایانی ) مهدی سالم : ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان طی یک پروسه زمان بندی شده پی گیری خواهد شد گزارشگر : سعید شهسوارزاده - عضو شورای نویسندگان صدای معلم 5- مهم‌ترین موانع پیش روی تخصیص حقوق مالکانه چیست؟ این پرسش، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز اعضاست و پاسخ به آن باید کاملاً شفاف باشد. از منظر اجرایی، یکی از مسائل اساسی، تعیین ارزش دقیق دارایی‌ها و سهام قابل تخصیص به هر یک از اعضا است. پس از آن، موضوع چگونگی واگذاری، نحوه اعمال مالکیت و مهم‌تر از همه امکان نقدشوندگی و استفاده عملی اعضا از این دارایی‌ها مطرح می‌شود. بنابراین موضوع صرفاً این نیست که «چه چیزی» به عضو تخصیص داده شود؛ بلکه باید مشخص باشد چه دارایی با چه ارزشی، به چه میزان، با چه سازوکار حقوقی و چگونه قابل استفاده یا نقد شدن خواهد بود. در برنامه «زنگ گفت‌وگو»، آقای زارعی، عضو محترم هیأت‌مدیره مؤسسه، این موضوع را به‌صورت تفصیلی و دسته‌بندی‌شده تشریح کرده‌اند و پیشنهاد می‌کنم اعضای محترم برای دریافت جزئیات فنی‌تر، این گفت‌وگو را در سایت و شبکه های اجتماعی موسسه ملاحظه کنند. ایشان به صراحت اعلام می‌کنند که در هیات مدیره مصوب شده که قواعد حاکم بر شرکت‌های بورسی، در مورد شرکت‌های موسسه نیز جاری و ساری شود تا شفافیت و رفع تعارض منافع رعایت شود. همچنین هیچ شرکت و پروژه جدیدی اضافه نخواهد شد و شرکت‌ها ساماندهی می‌شوند. مجموعه این اقدامات موجب شفافیت بیشتر و تسهیل در اجرای ارزش مالکانه خواهد شد که طی یک پروسه زمان بندی شده پی گیری خواهد شد. در نهایت، فکر می‌کنم نکته مشترک میان صندوق و مطالبه‌گران، اصل تحقق حقوق فرهنگیان و صیانت از منافع آنان است. اختلاف نظر درباره روش اجرا یا سرعت تحقق یک مطالبه، نباید ما را از این نقطه مشترک دور کند. ما تلاش می کنیم هرچه بیشتر اطلاعات دقیق در اختیار اعضا قرار دهیم، درباره محدودیت‌ها و موانع صادقانه صحبت کنیم و مسیرهای قانونی و اجرایی تحقق مطالبات آنان را پیگیری کنیم. متن کامل گفت و گو را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27268-/مهدی-سالم-ارزش-مالکانه-در-صندوق-ذخیره-فرهنگیان-طی-یک-پروسه-زمان-بندی-شده-پی-گیری-خواهد-شد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« مسئله آموزش‌ و پرورش فقط مقدار بودجه نیست. حتی اگر منابع مالی افزایش پیدا کند، پرسش دیگری باقی می‌ماند: این منابع قرار است چه نوع انسانی تربیت کنند؟ » پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش : از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی دکتر غلامحسین مسعودی ریحان/ نایب رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی - عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران * در نگاه نخست، تکلیف روشن است: آموزش عمومی باید برای همه قابل دسترس و رایگان باشد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که میان «حکم قانون» و «واقعیت مدرسه» فاصله ایجاد می‌شود. مدرسه برای اداره روزمره خود به منابع مالی، نیروی انسانی، تجهیزات، نگهداری ساختمان، آب، برق، گاز، امکانات آموزشی و فن آوری نیاز دارد. اگر منابع عمومی کافی و به‌موقع به مدرسه نرسد، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که هزینه واقعی اداره مدرسه چگونه باید تأمین شود؟ * از این منظر، تفاوت میان سه مفهوم نیز اهمیت دارد: اعتبار مصوب ≠ اعتبار تخصیص‌یافته ≠ اعتبار پرداخت‌شده ممکن است رقمی در قانون بودجه تصویب شود، اما تمام آن تخصیص پیدا نکند یا اعتبار تخصیص‌ یافته نیز به‌طور کامل و به‌موقع پرداخت نشود. بنابراین برای قضاوت درباره وضعیت مالی آموزش‌ و پرورش، صرف نگاه کردن به رقم بودجه مصوب کافی نیست؛ باید مسیر منابع تا سطح مدرسه نیز بررسی شود. مدیر مدرسه با «بودجه روی کاغذ» مدرسه را اداره نمی‌کند؛ با منابعی اداره می‌کند که واقعاً در اختیار او قرار می‌گیرد. * هیچ کشوری صرفاً با نفت، معدن، کارخانه و سرمایه مالی به توسعه پایدار دست پیدا نمی‌کند. بخش مهمی از ظرفیت توسعه هر کشور به کیفیت انسان‌هایی بستگی دارد که در نظام آموزشی آن کشور تربیت می‌شوند. * بر اساس داده‌های OECD، کشورهای عضو این سازمان در سال ۲۰۲۱ به‌طور متوسط حدود ۴٫۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را برای نهادهای آموزشی از دوره ابتدایی تا آموزش عالی هزینه کرده‌اند. آموزش همچنین به‌طور متوسط حدود ۱۰ درصد از مخارج دولت را تشکیل داده است. در برخی کشورها سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی از ۶ درصد نیز فراتر رفته است. * بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «چقدر برای آموزش‌ و پرورش هزینه می‌کنیم؟» بلکه باید پرسید: چه میزان از منابع عمومی به آموزش اختصاص می‌یابد، این منابع چگونه توزیع می‌شوند و در نهایت چه مقدار از آن به فرصت واقعی یادگیری دانش‌آموز تبدیل می‌شود؟ * اگر مدرسه عمدتاً بر حفظ کردن مطالب، بازتولید پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده و موفقیت در آزمون‌ها متمرکز باشد، بخش مهمی از کارکرد تربیتی خود را از دست می‌دهد. آموزش باید دانش‌آموز را برای زندگی آماده کند، نه فقط برای امتحان. کودک باید یاد بگیرد چگونه فکر کند، مسئله را تشخیص دهد، پرسش بپرسد، گفت‌وگو کند، نظر مخالف را بشنود، تصمیم بگیرد، با دیگران همکاری کند، تعارض را مدیریت کند، مسئولیت تصمیم‌های خود را بپذیرد و توانایی تفکر انتقادی را توسعه دهد. در این نگاه، مدرسه آزمایشگاه زندگی اجتماعی است. دانش‌آموز در مدرسه فقط ریاضی، علوم، ادبیات یا تاریخ یاد نمی‌گیرد؛ باید به تدریج بیاموزد چگونه عضوی مسئول از جامعه باشد. * جامعه فردا را نمی‌توان بدون توجه به مدرسه امروز شناخت. اگر در مدرسه، پرسش گری، گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری، همکاری و احترام به حقوق دیگران تمرین نشود، انتظار اینکه همه این مهارت‌ها ناگهان در بزرگسالی شکل بگیرد، چندان واقع‌بینانه نیست. مدرسه می‌تواند نخستین فضای تجربه مسئولیت اجتماعی باشد. دانش‌آموز باید فرصت داشته باشد در فعالیت‌های گروهی مشارکت کند، نظر خود را بیان کند، با پیامد تصمیم‌هایش روبه‌رو شود و یاد بگیرد که : آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد. در چنین رویکردی، هدف آموزش صرفاً افزایش محفوظات نیست؛ هدف، پرورش انسانی است که بتواند در زندگی فردی و اجتماعی خود آگاهانه تصمیم بگیرد. این همان نقطه‌ای است که بحث «آموزش رایگان» با بحث «کیفیت آموزش» پیوند می‌خورد. حق آموزش فقط حق نشستن پشت نیمکت نیست؛ حق برخورداری از آموزشی است که بتواند ظرفیت‌های انسانی کودک را شکوفا کند. * معیار موفقیت نظام آموزش‌ و پرورش فقط تعداد مدارک صادرشده یا تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نام‌شده نیست؛ معیار مهم‌تر آن است که یک کودک، صرف‌نظر از اینکه در کدام خانواده، شهر، روستا یا محله متولد شده است، تا چه اندازه فرصت دارد توانایی‌های خود را بشناسد، بیاموزد، رشد کند و آینده‌ای متفاوت برای خود بسازد. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/27267-/پارادوکس-قانون-و-اجرا-در-آموزش‌-و-پرورش-از-حق-آموزش-رایگان-تا-واقعیت-نابرابری-آموزشی https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« لازم است تداوم یادگیری به یکی از اصول مدیریت بحران در کشور تبدیل شود » " بازگشت به مدرسه " نشانه‌ای امید آفرین از تداوم زندگی و ثبات اجتماعی شیرین یوسفی * در حافظه جمعی ما ایرانیان بازگشایی مدارس همواره رویدادی پرتکرار و شورانگیز بوده است. اما امسال جامعه ایرانی در حالی مهیای آغاز سال تحصیلی می شود که  جنگ و پیامدهای آن سایه سنگینی بر آن انداخته است. ظاهرا از شدت حملات نظامی کاسته شده، اما جامعه همچنان از یک سو با فشار سنگین اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و محاصره اقتصادی و از سوی دیگر با تبعات اجتماعی و روانی جنگ دست به گریبان است. در چنین شرایطی بازگشایی مدارس را صرفاً آغاز یک سال تحصیلی جدید دانستن بیش از ان که قرین واقعیت باشد ساده انگاری است. نگاه راهبردی به مهر ۱۴۰۵ ما را با سازوکاری مالوف و صدها بار آزموده شده رو در رو قرار می دهد که چاره ای جز تعریف کارکردی نو و متناسب با الزامات ایران امروز برای مان باقی نمی گذارد. بر این اساس ، بازگشایی مدارس در مهر ۱۴۰۵ باید  فرصتی برای بازگرداندن نظم، امنیت روانی، تعلق اجتماعی و امید به زندگی کودکان و نوجوانان ایران باشد. * به طور کلی در رویکردهای آموزشی ناظر به شرایط خاص و بحران ها، مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست. استمرار حضور در مدرسه، نظم روزمره، ارتباط با معلمان و همسالان و تداوم یادگیری، به تقویت احساس امنیت، تعلق و تاب‌آوری اجتماعی دانش آموزان و حتی به تسری آن به خانواده ها و جامعه نیز کمک می‌کند. یه عبارت دیگر برای نسلی از دانش آموزان - و خانواده های شان - که جنگ، اضطراب و نااطمینانی اقتصادی را تجربه کرده است، بازگشت به مدرسه نشانه‌ای امید آفرین از تداوم زندگی و ثبات اجتماعی محسوب می شود. این در حالی است که در سال‌های گذشته، نهاد مدرسه بارها و بارها هزینه بحران‌هایی که منشا آن خارج از نظام آموزشی بوده ( آلودگی هوا ، ناترازی انرژی و حتی بحران‌های امنیتی و جنگی) را در قالب تعطیلی های مکرر و طولانی پرداخته‌ است. * تعطیلی‌های مکرر ؛ زمان یادگیری، پیوستگی آموزش و احساس تعلق دانش‌آموز به مدرسه را تضعیف می‌کند و بیشترین آسیب را به دانش‌آموزان مناطق کم برخوردار و خانواده‌های کم‌درآمد می زند. * پیامدهای منفی این نوع از مدیریت بحران پشتوانه قوی ای برای این گزاره فراهم می کند که بعد از این مدرسه نباید نخستین نهادی باشد که هزینه بحران ها و شرایط خاص را می‌پردازد و تعطیلی باید آخرین گزینه و فقط محدود به شرایطی باشد که حضور در مدرسه خطری جدی برای جان و سلامت دانش‌آموزان و معلمان ایجاد می‌کند. * به عبارت دیگر در سال تحصیلی جدید ، نهاد آموزش و پرورش باید بازیابی یادگیری را سر لوحه کار خود قرار دهد و از طریق شناخت سطح واقعی یادگیری، ارزشیابی تشخیصی و آموزش جبرانی هدف مند ، فرصت بازگشت تدریجی دانش‌آموزان به مسیر یادگیری را فراهم کند. از سوی دیگر چون احساس تعلق و امنیت زمینه ساز یادگیری است، در شرایط تعلیقی که جامعه به واسطه جنگ در آن به سر می برد ، مدارس به شدت به بازیابی روانی و اجتماعی  نیاز دارند ؛ لذا فعالیت‌های هنری، ورزشی و گروهی، گفت‌وگو، مشاوره و تقویت مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی باید بخشی از برنامه مدرسه باشد.  * معلم صرفاً مجری کتاب درسی نیست؛ او کنش گر اصلی فرآیند یاددهی ـ یادگیری است. کیفیت آموزش و اثرگذاری پرورش با منزلت حرفه‌ای، معیشت، امنیت روانی و عاملیت حرفه‌ای معلم پیوند دارد. نمی‌توان از معلم خواست امید و آرامش را به کلاس بازگرداند، در حالی که خود با فشار معیشتی و احساس انفعال در تصمیم‌های آموزشی روبه‌روست. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/27266-/بازگشت-به-مدرسه-نشانه‌ای-امید-آفرین-از-تداوم-زندگی-و-ثبات-اجتماعی https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« آیا وزارت آموزش‌ و پرورش از تفاوت نحوه اجرای این دستورالعمل در استان‌های مختلف اطلاع دارد؟ » نامه ی دریافتی : اعتراض به نحوه اجرای بخشنامه تقلیل ساعت تدریس فرهنگیان دارای ۲۰ سال سابقه در مدارس استان لرستان امیر نظریان گروه استان ها و شهرستان ها/ نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان استان لرستان در اعتراض به عدم اجرای قانون توسط مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان و خطاب به وزیر آموزش و پرورش برای « صدای معلم » ارسال گردیده است . این رسانه آمادگی خود را برای توضیح مسئولان اعلام می کند . * با توجه به دستورالعمل میزان ساعت تدریس هفتگی شاغلین مشاغل طرح طبقه‌بندی مشاغل معلمان کشور، به شماره ۴۳۰۷۵/۹۱/۲۲۰ مورخ  ۲۴ / ۱۱ / ۱۳۹۱ مصوب شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، ماده 3- خدمت تمام وقت متصدیان مشاغل مندرج در طرح مذکور به شرح زیر تعیین می‌گردد: -  آموزگار، دبیر (راهنمایی یا سه سال اول دبیرستان)، دبیر (سه سال دوم)، هنرآموزی و مربی امور تربیتی مدارس/ 24 ساعت در هفته - مشاور واحد آموزشی/ 24 ساعت در هفته که حداقل 10 ساعت آن تدریس می‌باشد. - مراقب سلامت (مربی بهداشت)/ 30 ساعت در هفته. - مدیران و معاونین واحد آموزشی/ تمام ساعات رسمی مدرسه ماده 4- از ساعات تدریس متصدیان مشاغل فوق با داشتن 20 سال سابقه تدریس یا مدیریت و یا معاونت یا رسیدن به سن 50 سالگی، چهار ساعت در هفته کسر خواهد شد. در ماده ۴ این دستورالعمل صراحتاً مقرر شده است: «از ساعات تدریس متصدیان مشاغل فوق با داشتن ۲۰ سال سابقه تدریس یا مدیریت و یا معاونت، یا رسیدن به سن ۵۰ سالگی، چهار ساعت در هفته کسر خواهد شد.» همچنین مطابق ماده ۳، ساعات خدمت هفتگی مشاوران واحدهای آموزشی ۲۴ ساعت در هفته تعیین شده است . با این حال، بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده، مدیرکل آموزش و پرورش استان لرستان به ادارات تابعه ابلاغ نموده‌اند که مشاوران مدارس دارای بیش از ۲۰ سال سابقه تدریس، همچنان موظف به انجام ۲۴ ساعت تدریس هفتگی هستند؛ موضوعی که موجب اعتراض و نگرانی فرهنگیان مشمول شده است. متن کامل نامه را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/بخشنامه-ها/item/27265-/نامه-ی-دریافتی-اعتراض-به-نحوه-اجرای-بخشنامه-تقلیل-ساعت-تدریس-فرهنگیان-دارای-۲۰-سال-سابقه-در-مدارس-استان-لرستان https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« افق‌ها چنان تیره می‌نمایند که امید در اندیشه‌ی خلق پهلوانان رویین‌تنی‌ست تا ایران را از این همه دیو سیاه برهانند » پدیده " شبه مدرنیسم " (شیح مدرنیته ) در ایران ! بهروز مرادی/ جامعه شناس * از کنارشان که رد می‌شوی، گوش‌هایت در امنیت نیستند، چراکه ممکن است همان چند لحظه تا ردشدنت چندین نوع فحش و ناسزا و حرف رکیک و چرند و نازیبا و نامحترمانه بشنوی. * سیگارکشیدن و مشروب‌خواری و دود و بوی گُل در ریه فروکردن و سگ‌گردانی و برهنگی و بی‌مبالاتی در رفتار جسمی و جنسی و بیهوده‌ زیستن را با مدرنیسم اشتباه گرفته‌اند و چون نه کتاب می‌خوانند که با تاریخ رنسانس آشنا باشند و نه تشنه‌ی شناخت حقیقت‌اند که واقعیت جامعه و ارزش‌های حقوقی و فرهنگی و ارتباطاتی و مدارای اجتماعی و نظام دموکراسی و شاخص‌ها و مؤلفه‌های مدرن را از طریق پژوهش دریابند و رعایت کنند ؛ هرج‌ومرج ذهنی و حب‌وبغض احساسی را با دیکتاتورخواهی سیاسی در هم آمیخته‌اند و ملغمه‌ای بس نگران‌کننده برای آینده‌ی ایران تدارک دیده‌اند. * شهوت شهرت در مُصلحان سابق اجتماعی نیز چنان دامن گسترده که آنان به‌جای اندیشیدن در امر اصلاح نسل پوک و پوچ، دنباله‌رو آن‌ها شده‌اند و افزایش دنبال‌کننده‌های خود را در تأیید این راه ایران‌بربادده یافته‌اند. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27264-/پدیده-شبه-مدرنیسم-شیح-مدرنیته-در-ایران https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« فعلا در نظام تعلیم و تربیت ایران مانند همیشه شتاب برای نمایش استفاده از فن آوری، جای آماده‌سازی جدی را گرفته و این جابه‌جایی هزینه و آسیب های جدی اش را که بر دوش معلم و یادگیری دانش آموز است به زودی در کالبد خسته نظام آموزشی نشان خواهد داد » نادیده گرفتن الزامات آموزش هوش مصنوعی ؛ خطری خاموش برای نظام تعلیم و تربیت ایرج خوش خلق / عضو هیات علمی پژوهشکاه مطالعات آموزش و پرورش * چند سالی است که هوش مصنوعی به موضوع داغ نظام تعلیم و تربیت  تبدیل شده است . در این رابطه  از  طرف متولیان نظام آموزشی به طور مستمر گفته می شود  طرح‌هایی برای آموزش معلمان پیش بینی شده است تا در این طرح  ثبت‌نام  ‌کنند و با این فن آوری آشنا شوند. ظاهر قضیه امیدوارکننده است، اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بیشتر این دوره‌ها در حد معرفی چند ابزار و یاد دادن چند پرامپت ساده متوقف می‌مانند. اما از آموزش اینکه این سیستم‌ها چطور کار می‌کنند، کجا اشتباه می‌کنند، یا چطور می‌شود از آن‌ها برای یادگیری واقعی استفاده کرد، خبر چندانی نیست. این سطحی بودن تصادفی نیست و نتیجه منفی آن  هم تصادفی نخواهد بود و در ادامه اجرای آن در مدارس شاهد آسیب های جدی خواهیم بود . * اولین آسیب، تبدیل شدن هوش مصنوعی به میان‌بر تولید محتواست. معلمی که در نتیجه آموزش ضعیف و ناپایدار فقط یاد گرفته است چطور سریع طرح درس یا کاربرگ بسازد، به‌ تدریج از تامل و فکر کردن درباره هدف یادگیری و نیازهای واقعی دانش‌آموز فاصله می‌گیرد. در نتیجه سرعت جای عمق را می‌گیرد. کلاس پر می‌شود از محتواهای شبیه به هم که ظاهر مرتبی دارند، اما روح تفکر در آن‌ها کم‌رنگ شده است.  * خطر دوم جدی‌تر است. وقتی نظام ارزشیابی هنوز روی جواب نهایی و پاسخ‌های استاندارد تاکید دارد و معلم خودش به دلیل آموزش های ضعیف این فن آوری ، درک عمیقی از محدودیت‌های هوش مصنوعی ندارد، دانش‌آموز خیلی زود راه میان‌بر را پیدا می‌کند. تکلیف را  به مدل زبانی می‌دهد و نسخه‌ای تمیز تحویل می گیرد. در این میان آنچه از دست می‌رود فقط صداقت نیست؛ فرصت فکر کردن، اشتباه کردن و ساختن فهم شخصی است. ایجاد عادت به دریافت پاسخ آماده، به‌ مرور مهارت پرسش گری را نیز بیش از گذشته ضعیف می‌کند. * مشکل سوم به خود معلم برمی‌گردد. مدل‌های زبانی گاهی با اطمینان کامل چیزهایی می‌گویند که نادرست یا جهت‌دار است. معلمی که از این محدودیت هوش مصنوعی آگاه نباشد، همان محتوا را ممکن است وارد کلاس کند. کم‌کم وابستگی شکل می‌گیرد؛ وابستگی‌ای که بدون سواد انتقادی، معلم را از جایگاه تصمیم‌گیرنده به مصرف‌کننده منفعل تبدیل می‌کند. * در نهایت، هدف اصلی نظام تعلیم و تربیت رسمی که پرورش تفکر است، به حاشیه می‌رود. وقتی ابزار بدون آمادگی وارد می‌شود، کلاس بیشتر صحنه نمایش فن آوری می‌شود تا فضای واقعی یادگیری. این فاصله‌ گیری آرام و عمیق رخ داده ؛ در نتیجه جبرانش سخت‌تر از پیش گیری است. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27263-/نادیده-گرفتن-الزامات-آموزش-هوش-مصنوعی-؛-خطری-خاموش-برای-نظام-تعلیم-و-تربیت https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری : آقای سخنگو ! آیا برای خودتان مسئولیتی در برابر معلمان بازنشسته قائل هستید ؟ این تبعیض تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش : بحث تبعیض بین پرداخت ها موضوع مهمی است که الان متولیان کشور در مورد آن دارند فکر می کنند ؛ از نظر دولت ماده 85 قانون مدیریت خدمات کشوری ملغی می باشد ! صدای معلم گزارش می کند ؛ * صدای معلم : 1- مطابق ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری، حقوق بازنشستگان باید هر سال حداقل به میزان نرخ تورمی که از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود، افزایش یابد. بر اساس این ماده قانونی، ضرایب حقوق در سال نخست اجرای قانون ۵۰۰ ریال تعیین شده و در سال‌های بعد باید متناسب با تورم رشد کند؛ موضوعی که به گفته بازنشستگان، تاکنون به‌طور کامل عملیاتی نشده است . بازنشستگان همچنین خواستار اجرای ماده ۸۵ همین قانون شده‌اند؛ ماده‌ای که دستگاه‌های اجرایی را موظف می‌کند کارمندان، بازنشستگان و افراد تحت تکفل آنان را علاوه بر بیمه پایه، زیر پوشش بیمه تکمیلی هماهنگ و یکپارچه قرار دهند. به باور آنان، اجرای این ماده می‌تواند بخش مهمی از هزینه‌های درمانی جامعه بازنشستگان را کاهش دهد. پرسش « صدای معلم » از علی فرهادی به عنوان «معاون برنامه ریزی و توسعه منابع» وزارت آموزش و پرورش آن است که در راستای تحقق مواد این قانون تاکنون چه کرده است ؟ آیا ایشان در مدت نزدیک به 3 سال تصدی جایگاه برنامه ریزی و توسعه منابع و نیز سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اساسا مسئولیتی برای خودش در این دولت و در برابر حقوق قانونی بازنشستگان قائل است ؟ و در برابر آن احساس مسئولیت می کند ؟ ضوابط اجرایی بودجه سنواتی هر سال تاکید دارد همان گونه که هزینه خدمات رفاهی به شاغلین پرداخت می شود به بازنشستگان هم پرداخت شود. آموزش و پرورش تنها دستگاهی است که حتی یک ریال به بازنشستگان خودش پرداخت نکرده است . چرا ؟ این تبعیض تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ 2 - آموزش و پرورش نهادی تربیتی است، نه بنگاهی اقتصادی. فعالیتهای اقتصادی متنوع مانند اجاره فضاهای آموزشی، ساخت مغازه و بهره برداری اقتصادی از سالن‌ها و مجتمع های ورزشی و کانون ها و اردوگاه های تربیتی و کسب درآمد از شاد و برخی برنامه‌ها مانند ایران دیجیتال و ... از جمله مواردی است که در آموزش و پرورش به عنوان منابع کسب درآمد محسوب می‌شود .  تاکید بر « اقتصاد آموزش و پرورش» از یک نگاه علمی برای تامین درآمدهای آموزش و پرورش به درآمدزایی به آموزش و پرورش تبدیل شده است . بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وزارت آموزش و پرورش به عنوان تربیت رسمی و عمومی محسوب می‌شود و هشت وظیفه برای آن ذکر می شود : مورد هفتم تصریح می کند : -تلاش برای تامین و تخصیص عادلانه و مدیریت بهینه منابع مالی لازم جهت تحقق اهداف نظام . این به معنای فعالیت اقتصادی نیست ؛ بنابراین مستند قانونی برای فعالیت‌های اقتصادی وزارت آموزش و پرورش وجود ندارد . اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ، طرحی به عنوان « تقویت نظام آموزش و پرورش » تهیه کرده‌اند که همچنان در صحن علنی مطرح نشده است . بر اساس طرح یاد شده تشکیل معاونت اقتصادی ، به عنوان راهکاری برای سامان دهی فعالیت‌های اقتصادی تاسیس می‌شود. این راهکار بیش از آن که آموزش و پرورش را به وظایف اصلی‌ اش برگرداند به بنگاه‌داری و کاسبی در آموزش و پرورش دامن می‌زند. پرسش « صدای معلم » این است : وقتی مدارس از دریافت پول برای تامین امور خود ( حداقل در ظاهر) منع می‌شوند ؛ چرا باید نهاد متولی تعلیم و تربیت به بنگاه‌داری و کاسبی بپردازد؟ * ببخشید آقای فرهادی مسئله ای که می فرمایید من هم قبول دارم. اما چرا این پول ها برای شاغلین و بازنشستگان دستگاه ها و نهادهای دیگر هست اما وقتی به آموزش و پرورش می رسد همه چیز خشک می شود و بهانه می آورند ! سال قبل و هنگامی که حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وزارت علوم به صورت غیرمتعارفی افزایش پیدا کرد در آن جا به صراحت بیان کردم که اگر پول هست باید برای همه باشد ؛ اگر هم نیست برای هیچ کس نباید باشد . * این چه بساطی است که آقایان در این چند دهه در این مملکت راه انداخته اند و عین خیال شان هم نیست و به کسی هم پاسخ گو نیستند ؟ این که می گویید این دستگاه درآمد دارد و فلان دستگاه درآمد ندارد برای معلمان شاغل و بازنشسته معنا ندارد . قانون ؛ قانون است و همه برابر . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27262-فرهادی-سخنگوی-وزارت-آموزش-و-پرورش-بحث-تبعیض-بین-پرداخت-ها-موضوع/-مهمی-است-که-الان-متولیان-کشور-در-مورد-آن-دارند-فکر-می-کنند-؛-از-نظر-دولت-ماده-85-قانون-مدیریت-خدمات-کشوری-ملغی-می-باشد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری : آقای سخنگو ! آیا برای خودتان مسئولیتی در برابر معلمان بازنشسته قائل هستید ؟ این تبعیض تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش : بحث تبعیض بین پرداخت ها موضوع مهمی است که الان متولیان کشور در مورد آن دارند فکر می کنند ؛ از نظر دولت ماده 85 قانون مدیریت خدمات کشوری ملغی می باشد ! صدای معلم گزارش می کند ؛ * صدای معلم : 1- مطابق ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری، حقوق بازنشستگان باید هر سال حداقل به میزان نرخ تورمی که از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود، افزایش یابد. بر اساس این ماده قانونی، ضرایب حقوق در سال نخست اجرای قانون ۵۰۰ ریال تعیین شده و در سال‌های بعد باید متناسب با تورم رشد کند؛ موضوعی که به گفته بازنشستگان، تاکنون به‌طور کامل عملیاتی نشده است . بازنشستگان همچنین خواستار اجرای ماده ۸۵ همین قانون شده‌اند؛ ماده‌ای که دستگاه‌های اجرایی را موظف می‌کند کارمندان، بازنشستگان و افراد تحت تکفل آنان را علاوه بر بیمه پایه، زیر پوشش بیمه تکمیلی هماهنگ و یکپارچه قرار دهند. به باور آنان، اجرای این ماده می‌تواند بخش مهمی از هزینه‌های درمانی جامعه بازنشستگان را کاهش دهد. پرسش « صدای معلم » از علی فرهادی به عنوان «معاون برنامه ریزی و توسعه منابع» وزارت آموزش و پرورش آن است که در راستای تحقق مواد این قانون تاکنون چه کرده است ؟ آیا ایشان در مدت نزدیک به 3 سال تصدی جایگاه برنامه ریزی و توسعه منابع و نیز سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اساسا مسئولیتی برای خودش در این دولت و در برابر حقوق قانونی بازنشستگان قائل است ؟ و در برابر آن احساس مسئولیت می کند ؟ ضوابط اجرایی بودجه سنواتی هر سال تاکید دارد همان گونه که هزینه خدمات رفاهی به شاغلین پرداخت می شود به بازنشستگان هم پرداخت شود. آموزش و پرورش تنها دستگاهی است که حتی یک ریال به بازنشستگان خودش پرداخت نکرده است . چرا ؟ این تبعیض تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ 2 - آموزش و پرورش نهادی تربیتی است، نه بنگاهی اقتصادی. فعالیتهای اقتصادی متنوع مانند اجاره فضاهای آموزشی، ساخت مغازه و بهره برداری اقتصادی از سالن‌ها و مجتمع های ورزشی و کانون ها و اردوگاه های تربیتی و کسب درآمد از شاد و برخی برنامه‌ها مانند ایران دیجیتال و ... از جمله مواردی است که در آموزش و پرورش به عنوان منابع کسب درآمد محسوب می‌شود .  تاکید بر « اقتصاد آموزش و پرورش» از یک نگاه علمی برای تامین درآمدهای آموزش و پرورش به درآمدزایی به آموزش و پرورش تبدیل شده است . بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وزارت آموزش و پرورش به عنوان تربیت رسمی و عمومی محسوب می‌شود و هشت وظیفه برای آن ذکر می شود : مورد هفتم تصریح می کند : -تلاش برای تامین و تخصیص عادلانه و مدیریت بهینه منابع مالی لازم جهت تحقق اهداف نظام . این به معنای فعالیت اقتصادی نیست ؛ بنابراین مستند قانونی برای فعالیت‌های اقتصادی وزارت آموزش و پرورش وجود ندارد . اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ، طرحی به عنوان « تقویت نظام آموزش و پرورش » تهیه کرده‌اند که همچنان در صحن علنی مطرح نشده است . بر اساس طرح یاد شده تشکیل معاونت اقتصادی ، به عنوان راهکاری برای سامان دهی فعالیت‌های اقتصادی تاسیس می‌شود. این راهکار بیش از آن که آموزش و پرورش را به وظایف اصلی‌ اش برگرداند به بنگاه‌داری و کاسبی در آموزش و پرورش دامن می‌زند. پرسش « صدای معلم » این است : وقتی مدارس از دریافت پول برای تامین امور خود ( حداقل در ظاهر) منع می‌شوند ؛ چرا باید نهاد متولی تعلیم و تربیت به بنگاه‌داری و کاسبی بپردازد؟ * ببخشید آقای فرهادی مسئله ای که می فرمایید من هم قبول دارم. اما چرا این پول ها برای شاغلین و بازنشستگان دستگاه ها و نهادهای دیگر هست اما وقتی به آموزش و پرورش می رسد همه چیز خشک می شود و بهانه می آورند ! سال قبل و هنگامی که حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وزارت علوم به صورت غیرمتعارفی افزایش پیدا کرد در آن جا به صراحت بیان کردم که اگر پول هست باید برای همه باشد ؛ اگر هم نیست برای هیچ کس نباید باشد . * این چه بساطی است که آقایان در این چند دهه در این مملکت راه انداخته اند و عین خیال شان هم نیست و به کسی هم پاسخ گو نیستند ؟ این که می گویید این دستگاه درآمد دارد و فلان دستگاه درآمد ندارد برای معلمان شاغل و بازنشسته معنا ندارد . قانون ؛ قانون است و همه برابر . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27262-فرهادی-سخنگوی-وزارت-آموزش-و-پرورش-بحث-تبعیض-بین-پرداخت-ها-موضوع/-مهمی-است-که-الان-متولیان-کشور-در-مورد-آن-دارند-فکر-می-کنند-؛-از-نظر-دولت-ماده-85-قانون-مدیریت-خدمات-کشوری-ملغی-می-باشد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« برخی خانواده‌ها درباره دریافت مبالغی در زمان تحویل کارنامه و یا ثبت‌نام، بدون ارائه رسید مطالبی مطرح کرده‌اند » نامه دریافتی از روستای قمصر منطقه کهریزک : حق تحصیل این دو خواهر دانش‌آموز و دانش آموزان با این شرایط را دریابید ! صدای معلم منتشر می کند ؛ گروه استان ها و شهرستان ها/ آن چه در زیر می آید ؛ نامه ی یکی از معلمان روستای قمصر منطقه کهریزک در مورد وضعیت تحصیل دو دانش آموز با تابعیت غیر ایرانی است که برای « صدای معلم » ارسال گردیده است . متن کامل نامه را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/27261-/نامه-دریافتی-از-روستای-قمصر-منطقه-کهریزک-حق-تحصیل-این-دو-خواهر-دانش‌آموز-و-دانش-آموزان-با-این-شرایط-را-دریابید https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

بیانیه فراکسیون بازسازی اعتماد انجمن اسلامی معلمان ایران به مناسبت مهر ۱۴۰۵ و بازگشایی مدارس : ارزیابی ما از عملکرد وزیر آموزش و پرورش مثبت نیست . آموزش و پرورش ایران بیش از هر زمان دیگری به تحول در سیاست‌گذاری، مدیریت و حکمرانی نیاز دارد صدای معلم منتشر می کند ؛ گروه تشکل ها/ در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید ؛ فراکسیون بازسازی اعتماد انجمن اسلامی معلمان ایران بیانیه ای صادر کرد . متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است . * 3- آموزش و پرورش با بحران کیفیت رو به رو است . زنگ خطر برای آینده ایران مسئله آموزش و پرورش تنها دسترسی به مدرسه نیست؛ کیفیت یادگیری نیز اهمیتی اساسی دارد. نتایج آزمون‌های تیمز، پرلز و آزمون‌های نهایی، در کنار افزایش نگرانی‌ها درباره ضعف مهارت‌های پایه خواندن، نوشتن، درک مطلب و حل مسئله، ضرورت بازنگری جدی در سیاست‌های آموزشی را نشان می‌دهد. مبارزه با بی‌سوادی و کم‌سوادی دانش‌آموزان باید به یک اولویت ملی تبدیل شود. تداوم این وضعیت، آثار خود را در سال‌های آینده در بازار کار، اقتصاد، فرهنگ و مشارکت اجتماعی نشان خواهد داد. * 4- معلم محور تحول آموزشی و تربیتی است هیچ تحول آموزشی بدون معلم امکان‌ پذیر نیست. کاهش قدرت خرید، مشکلات معیشتی، افزایش شغل دوم، فشارهای اداری، فرسودگی حرفه‌ای و ناامنی شغلی، توان معلمان برای ایفای نقش مؤثر آموزشی را کاهش داده است. تأمین معیشت آبرومندانه و متناسب با تورم، ارتقای منزلت اجتماعی و حرفه‌ای، امنیت شغلی و حفظ استقلال حرفه‌ای معلمان، از الزامات تحول آموزشی است. طرح‌هایی مانند رتبه‌بندی نیز باید از کاغذبازی و سند‌سازی فاصله گرفته و آثار واقعی خود را در معیشت و کیفیت آموزش نشان دهند. همچنین برخوردهای اداری و احکام هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری، در مواردی که با شأن حرفه‌ای و حقوق قانونی معلمان تعارض پیدا می‌کند، نیازمند بررسی و بازنگری جدی است. * 6- مدرسه‌ یک نهاد اجتماعی است نمی‌توان با انبوه بخشنامه‌ها و تصمیم‌های متمرکز، پاسخ گوی نیازهای متنوع مدارس و مناطق مختلف کشور بود. باید اختیار و مسئولیت متناسب با آن به مدیران، معلمان و شوراهای مدارس واگذار شود و مشارکت خانواده‌ها و معلمان در تصمیم‌گیری افزایش یابد. محوریت مدرسه در آموزش و پرورش، بدون تقویت مدیریت مدارس و ایجاد سازوکارهای شایسته‌گزینی در انتخاب مدیران امکان‌پذیر نیست. همچنین اصل باید بر آموزش حضوری باکیفیت و عادلانه باشد و فن آوری در خدمت مدرسه و معلم قرار گیرد، نه اینکه به جایگزینی کم‌ هزینه برای آموزش حضوری تبدیل شود. * ما خواهان آموزش و پرورشی هستیم که در آن: - معلم از منزلت، معیشت و امنیت شغلی برخوردار باشد. - آموزش باکیفیت و رایگان، حق همه دانش‌آموزان باشد. - مدارس دولتی تقویت و آموزش از کالایی‌شدن دور شود. - عدالت آموزشی و توزیع عادلانه منابع در اولویت قرار گیرد. - مبارزه با بی‌سوادی و کم‌سوادی به یک اولویت ملی تبدیل شود. - سلامت روان، نشاط و کرامت دانش‌آموزان و معلمان جدی گرفته شود. - برنامه درسی با نیازهای نسل جدید و تحولات فن آوری و هوش مصنوعی هماهنگ شود. - مدرسه از تمرکزگرایی رهایی یابد و مشارکت معلمان و خانواده‌ها افزایش پیدا کند. - آموزش حضوری، باکیفیت، ایمن و عادلانه برای همه تضمین شود. متن کامل بیانیه را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27258-/ارزیابی-ما-از-عملکرد-وزیر-آموزش-و-پرورش-مثبت-نیست-آموزش-و-پرورش-ایران-بیش-از-هر-زمان-دیگری-به-تحول-در-سیاست‌گذاری،-مدیریت-و-حکمرانی-نیاز-دارد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

واکنش رسانه ها : خلاف قانون اساسی است دونالد ترامپ رییس‌ جمهور آمریکا ، ورود برخی " رسانه ها " را به کاخ سفید ممنوع کرد ! صدای معلم گزارش می کند ؛ گروه رسانه/ در بیانیه سی‌ان‌ان آمده است: «ما بر اساس قانون اساسی ایالات متحده حق داریم بدون هیچ‌گونه مانع‌تراشی یا مداخله‌ای از سوی دولت، به گزارشگری بپردازیم. چنانچه ممنوعیتی که رئیس‌جمهور ترامپ تهدید به اعمال آن کرده است اجرایی شود، این اقدام تعرضی غیرقانونی به این حق بنیادین و تضمین‌شده در قانون اساسی خواهد بود.» در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به صراحت آمده است : « کنگره در خصوص ایجاد مذهب، یا منع پیروی آزادانه از آن، یا محدود ساختن آزادی بیان یا مطبوعات یا حق مردم برای برپایی اجتماعات آرام و دادخواهی از حکومت برای جبران خسارت، هیچ قانونی وضع نمی‌کند » . * در تازه‌ترین مورد در روابط پرتنش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با رسانه‌ها،‌ او اعلام کرد که در یک اقدام فوری، ورود سه رسانه سی‌ان‌ان، ام‌اس ناو و پولیتیکو را به کاخ سفید ممنوع می‌کند. آقای ترامپ روز جمعه در پستی در شبکه اجتماعی خودش، تروث سوشال گفت که این رسانه‌ها درباره دولت او «دائما گزارش دروغ می‌دهند یا داستان پردازی» می‌کنند. اگرچه آقای ترامپ هیچ نمونه‌ای برای این اظهاراتش ارائه نکرد. آقای ترامپ بعدا این را یک «ممنوعیت بسیار ساده» خواند، اما توضیح نداد که قرار است چطور اجرا شود. مشخص نیست که آیا از ورود کارمندان این رسانه‌ها به محوطه کاخ سفید جلوگیری خواهد شد یا خیر. شبکه خبری سی‌ان‌ان بلافاصله این اقدام را «حمله‌ای غیرقانونی» به آزادی رسانه‌ها در آمریکا توصیف و آن را به شدت محکوم کرد. این اقدام آقای ترامپ احتمالا با چالش‌های حقوقی مواجه خواهد شد. خبرنگار بی‌بی‌سی در واشنگتن می‌گوید که کمی پس از اعلام این موضوع از سوی آقای ترامپ،‌ خبرنگاران پولیتیکو و سی‌ان‌ان همچنان در محوطه داخل کاخ سفید حضور داشتند. همزمان یک گروه خبری از شبکه سی‌ان‌ان هم که همراه با جی‌دی‌ونس، معاون رئیس‌جمهور برای پوشش خبری یک رویداد به ایالت آیووا رفته، در راه بازگشت بودند. شبکه سی‌ان‌ان در یک بیانیه،‌ این ممنوعیت احتمالی را غیرقانونی خواند و اعلام کرد که «قاطعانه از تیم خبری خود در کاخ سفید و گزارش‌های منصفانه و دقیق آنها حمایت می‌کند.» * پولیتیکو هم بیانیه‌ای منتشر کرد و گفت که «همچنان به طور منصفانه درباره دولت کنونی در کاخ سفید و دولت‌های آینده گزارش خواهد داد. این رسانه افزود: «ما با تمام توان از حقوق خود بر اساس متمم اول قانون اساسی در برابر هر گونه تلاش برای محدود کردن آن دفاع خواهیم کرد. * آقای ترامپ در پست خود گفته بود: «رسانه‌ها نباید بتوانند وقتی درباره رئیس‌جمهور ایالات متحده،‌ دولت ترامپ یا آمریکا گزارش می‌دهند، دائما مطالب ساختگی و دروغ منتشر و گزارش کنند. سایر رسانه‌ها هم در راهند.» آقای ترامپ به هیچ گزارش یا مطلب خبری مشخصی که باعث این تصمیم شده باشد، اشاره نکرده است. وقتی خبرنگاری از آقای ترامپ پرسید منظورش از «سایر رسانه‌ها نیز در راهند» چیست، او پاسخ داد: «سایر رسانه‌هایی است که شامل اخبار جعلی می‌شوند؟ خب، می‌دانید، نیویورک تایمز اخبار جعلی است، واشنگتن پست هم اخبار جعلی است.» جکی هاینریش، رئیس انجمن خبرنگاران کاخ سفید گفت که این انجمن در «دفاع» از همکاران خود ایستاده است؛ همکارانی که «به خاطر انجام وظیفه‌شان، به طور مشخص هدف قرار گرفتند.» * از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه سال ۲۰۲۵، او و مقامات دولتش بارها با خبرنگاران کاخ سفید درگیر شدند. آقای ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود همچنین تلاش کرده است وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار،‌ اینفلوئنسرها و دیگر رسانه‌ها را وارد کنفرانس‌های خبری کاخ سفید کند و استدلال کرده است که این اقدام برای ارائه نظرات متنوع به مردم آمریکا ضروری است. * بنیاد آزادی مطبوعات هم گفت که این اقدام غیرقانونی است و افزود:‌ «حتی تصور اقدامی احمقانه‌تر از این دشوار است.» این بنیاد گفت که آقای ترامپ «سال‌هاست در واکنش به مطبوعات دست به اقدامات تلافی‌جویانه زده است اما این اقدامات کمکی به او نکرده است. و این حملات خشم برانگیز فقط نشان می‌دهد که او تا چه اندازه از آگاهی افکار عمومی هراس دارد. * رسانه های داخل ایران هم کم و بیش بدون ذکر جزییات و واکنش سایر رسانه ها به این موضوع واکنش نشان دادند . * در دولت ابراهیم رییسی و در حوزه « آموزش و پرورش » ؛ « صدای معلم » بدون ارائه دلیل و یا توضیحی از حضور در نشست های خبری منع شد . متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27257-/دونالد-ترامپ-رییس‌-جمهور-آمریکا-،-ورود-برخی-رسانه-ها-را-به-کاخ-سفید-ممنوع-کرد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« راستی در طول مدتی که این بنا با عنوان یک اثر ارزشمند تاریخی روی پای خود بود چند مدرسه یا چند معلم تاریخ ، دانش آموزان شان را برای بازدید به این مکان آورده و از آنچه در طول عمر این بنا در داخل آن اتفاق افتاده ؛ برای دانش آموزان شرح داده بودند ! » تاملی به هنگام در جامعه شناسی تخریب یک بنای تاریخی در سبزوار ؟! سیدکاظم موسوی جراحی * تخریب سبک سرانه یک بنای تاریخی در سبزوار با واکنش های وسیع داخلی و حتی برون مرزی مواجه شد و موجی از نظرات گوناگون در محکومیت این تخریب نابخرادانه را به دنبال داشت. . اگر از کنار معدود اشخاص و یا جریاناتی که می خواهند با ورود پر سر و صدا به این ماجرای بس ناخوشایند ماهی ای صید کنند و یا حسابی را تصفیه کنند بگذریم ؛ دغدغه واقعی و عکس العمل دلسوزان میراث فرهنگی و انعکاس سریع این تخریب در رسانه های محلی و غیرمحلی قابل ستایش است . * واقعیت این است که این اتفاق قطعا نتیجه تصمیم آنی مالک محترم نیست و چنان چه عواملی همچون بوروکراسی فرسایشی و دست و پا گیر و زمان برِ بین ادارات و نهادهای مسئول را در کنار وجود انبوه مفرهای قانونی ای که در لا به لای بخشنامه ها و دستورالعمل های اجرایی جا خوش کرده و برای بسیاری از اهل فن تبدیل به ابزاری برای پیچاندن و دور زدن قانون شده را مد نظر قرار دهیم؛ آن وقت شاید بتوانیم تصویر واقعی تری از کل ماجرا را پیش روی خود داشته باشیم ؛ تصویری که می تواند نشان دهنده مجموعه عواملی باشد که کم و بیش فراهم کننده ی بستر این ماجرا شده و این اتفاق نامیمون و تقریبا غیر قابل جبران را رقم زده است. * از این رو چنان چه مجموعه این عوامل به درستی تحلیل نشوند ؛ ممکن است زمانی دیگر و در جایی دیگر شاهد لطمه جبران ناپذیر دیگری بر یک اثر تاریخی دیگر در کشور باشیم. البته ورود سریع قوه محترم قضاییه به ماجرا بی شک به همه تخلفات و کوتاهی های افراد و نهادهای مسئول رسیدگی شده و به صدور احکام متناسب و بازدارنده منتهی خواهد شد اما نکته دیگری که شاید در آسیب شناسیِ پس زمینه های این تخریب همچنان مغفول بماند؛ ضعف آموزش عمومی در نشان دادن اهمیت و ارزش میراث ماندگار گذشتگان نزد توده مردم و به خصوص اقشار کم سوادتر و عوام است ؛ چون اگر غیر از این بود همان ها که به درستی از احتمال خطرآفرین بودن بنای به حال خود رها شده و تجمع معتادان و ولگردان در این مکان نگران بودند می بایست نگران از بین رفتن این اثر تاریخی هم باشند و به جای درخواست تخریب بنا و حذف صورت مسئله ، متقاضی مقاوم سازی و حصار کشی این بنا از طرف نهادهای مسئول شوند . * شاید اگر آن راننده لودر در مدرسه و یا خانه چیزی از ارزش و اهمیت آثار باستانی شنیده بود حتی در قبال دریافت بیشترین اجرت به راحتی بیل فولادین و بی رحم لودر را بر پیکره بنا فرود نمی آورد. * اساسا دانش آموزان مدارس ایران در مورد اهمیت و حفظ بناهای تاریخی شهر و کشور خود چقدر آموزش می بینند؟ * یادمان باشد که اگر در بهار سال 58 ایستادگی آگاهانه و شجاعانه مردم مرودشت و مدیریت قاطع مرحوم نصرت الله امینی استاندار وقت استان نبود ؛ برای تخت جمشید همان اتفاقی می افتاد که امروز برای این اثر تاریخی سبزوار پیش آمده چون در آن زمان هم عده ای تحریک شده و ناآگاه و شاید هم آگاهانه و به قید تاراج اشیای عتیقه ؛ بدون داشتن درک صحیح از اهمیت آثار تاریخی کشور با بیل و کلنگ و لودر و به قصد تخریب این مکان تاریخی حرکت کرده بودند که مقاومت مردم و استاندار شجاع ان دوره خوشبختانه مانع وقوع یک جنایت فرهنگی بزرگ شد. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/27256-/تاملی-به-هنگام-در-جامعه-شناسی-تخریب-یک-بنای-تاریخی-در-سبزوار-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

کرم حبیب‌پور ، معاون آموزشی دانشگاه خوارزمی در نشست راهبردی مدیران دانشگاه در آستانه آغاز سال تحصیلی : استاد دانشگاه علاوه بر انتقال دانش، در شهروندسازی ، تقویت امید، گفت‌وگو و شکل‌گیری هویت اجتماعی دانشجو نقش دارد گزارشگر : رضا قاسم‌پور / روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی - عضو شورای نویسندگان صدای معلم * معاون پژوهشی وزیر علوم، دانشگاه را یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید دانش و تحلیل شرایط کشور دانست و بر ضرورت بهره‌گیری از تجربه استادان پیشکسوت و صاحب‌نظر در تعریف مأموریت‌های جدید تأکید کرد. ابطحی همچنین در تحلیل شرایط اجتماعی کشور، انسجام ملی، فهم دقیق منافع ملی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی را از مؤلفه‌های اساسی عبور از شرایط دشوار دانست و بر اهمیت هم گرایی اجتماعی و شنیدن صداهای مختلف در فرآیند تصمیم‌ سازی تأکید کرد. وی تصریح کرد که حفظ سرمایه اجتماعی، شرط مهم پایداری ظرفیت‌های علمی و فن آورانه کشور است و دانشگاه‌ها در کنار وظیفه علمی خود، می‌توانند در تقویت گفت‌وگو، فهم مشترک و افزایش ظرفیت اجتماعی جامعه نقش‌آفرین باشند . از نگاه معاون پژوهشی وزیر علوم، دانشگاه در شرایط جدید کشور نیازمند آن است که همزمان با حفظ جایگاه علمی خود، نسبت روشن‌تری با مسائل ملی پیدا کند؛ به گونه‌ای که پژوهش و دانش، مستقیماً در خدمت حل مسائل راهبردی کشور قرار گیرد. * در ادامه نشست، دکتر کرم حبیب‌پور، معاون آموزشی دانشگاه خوارزمی، با تمرکز بر تحولات اجتماعی و فرهنگی نسل جدید، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه دانشگاه با دانشجو تأکید کرد. وی با نقد نگاه سنتی به دانشگاه اظهار کرد: «فهم سنتی از دانشگاه» موجب ایجاد فاصله با دانشجو شده است و برای شناخت نسل جدید، باید جهان زیست، دغدغه‌ها، علایق و شرایط زندگی او را درک کرد. حبیب‌پور تأکید کرد: دانشجو پیش از آنکه صرفاً یک دانشجو باشد، یک شهروند است و دانشگاه باید این واقعیت را در سیاست‌گذاری‌های آموزشی، فرهنگی و اجتماعی خود لحاظ کند. وی با اشاره به برخی پیمایش‌ها و داده‌های اجتماعی مطرح‌شده در جلسه، از چالش‌هایی نظیر میل به مهاجرت در میان بخشی از جوانان، نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی، تغییر الگوهای مرجعیت و کاهش اعتماد به برخی نهادهای رسمی سخن گفت و در مقابل، بر جایگاه همچنان مهم استادان و معلمان در اعتماد اجتماعی تأکید کرد. * نشست باغ عرفان را می‌توان از سه زاویه مکمل مورد توجه قرار داد: پیوند دانشگاه با جامعه و صنعت، تعریف مأموریت‌های ملی برای دانشگاه و بازشناسی نسل جدید دانشجویان. در این میان، سخنان عبدالهی بر ظرفیت‌های علمی و اجتماعی خوارزمی و ضرورت حضور مؤثرتر آن در مسائل استان و کشور متمرکز بود؛ ابطحی بر مأموریت‌های راهبردی دانشگاه در شرایط جدید و پیوند پژوهش با نیازهای ملی تأکید کرد و حبیب‌پور نیز از ضرورت بازتعریف رابطه دانشگاه با نسل جدید و عبور از الگوهای سنتی سخن گفت. این سه نگاه، در کنار مباحث فرهنگی و اجتماعی مطرح‌شده از سوی دیگر مسئولان دانشگاه، تصویری از دانشگاهی ارائه می‌کند که در آستانه سال تحصیلی جدید، با مجموعه‌ای از پرسش‌های تازه درباره علم، جامعه، فناوری، هویت، سرمایه اجتماعی و آینده نسل جوان مواجه است. متن کامل گزارش را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27255-/استاد-دانشگاه-علاوه-بر-انتقال-دانش،-در-شهروندسازی-،-تقویت-امید،-گفت‌وگو-و-شکل‌گیری-هویت-اجتماعی-دانشجو-نقش-دارد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« مدرسه آینده به دانش‌آموزان بیشتری با عنوان «مسئول» نیاز ندارد. به دانش‌آموزانی نیاز دارد که حتی وقتی هیچ ابلاغی در دست شان نیست، مسئولانه رفتار کنند » " سمت بازی " در کلاس و مدرسه دانش آموز " مسئول " نمی آفریند ! مدرسه ایرانی هنوز " زندگی " نمی شود ! حجت اله طالبیان بروجنی * آن روزها هم دانش‌آموزان «سمت» داشتند؛ مسئول کتابخانه، مسئول صبحگاه، مسئول کلاس، مسئول بهداشت، مسئول نمازخانه و... پس اصل ایده، نه تازه است و نه اتفاقاً خیلی نوآورانه. من خودم از همان دوران خاطره دارم؛ البته نه خاطره‌ای که بتوانم تماماً از آن با خوبی یاد کنم. مسئله این بود که این نقش‌ها معمولاً دقیق تعریف نشده بودند، بر اساس استعداد و علایق دانش‌آموزان توزیع نمی‌شدند و گاهی بیشتر به یک عنوان تشریفاتی شبیه بودند. در عمل هم چه کسانی بیشتر در این موقعیت‌ها قرار می‌گرفتند؟ معمولاً دانش‌آموزان فعال‌تر، شناخته‌شده‌تر یا گاهی همان‌هایی که اصطلاحاً «شیطان‌تر» بودند و مدرسه آنها را بیشتر می‌شناخت. و همین‌جا یک مشکل دیگر شکل می‌گرفت: چرا او مسئول باشد و من نباشم؟ چرا او اجازه داشته باشد و من نداشته باشم؟ چرا مدیر به او اعتماد کند؟ اگر این انتخاب‌ها شفاف و مبتنی بر استعداد و علاقه نبود، چیزی که قرار بود تمرین مسئولیت‌پذیری باشد، گاهی به تمرین دیگری تبدیل می‌شد؛ تمرین تبعیض، مقایسه و حتی بدبینی. چند دهه گذشته است. * آیا مسئله امروز مدرسه، کمبود «سمت» برای دانش‌آموز است یا کمبود «تجربه واقعی زندگی»؟ این دو با هم فرق دارند. * اتفاقاً تجربه نظام‌های آموزشی پیشرفته، دست‌کم در اسناد رسمی آنها، بیشتر به سمت ساختن فرهنگ مدرسه و تجربه زیسته دانش‌آموز رفته است تا تکثیر عنوان‌های اداری. * این تفاوت مهمی است: ما می‌گوییم «به دانش‌آموز سمت بدهیم تا مسئولیت‌پذیر شود». آنها می‌گویند: «محیطی بسازیم که دانش‌آموز مسئولیت‌پذیری را زندگی کند.» * اگر کودک از سال‌های ابتدایی، در محیط مدرسه یاد گرفته باشد که کتاب، میز، رایانه، وسایل آزمایشگاه و سایر امکانات، «مال من و تو» نیست؛ بلکه دارایی مشترک جامعه مدرسه است، آن‌وقت مسئولیت‌پذیری او کجا اتفاق افتاده است؟ در «ابلاغ»؟ یا در رفتار روزمره؟ مسئله همین‌ جاست: آیا داریم مهارت را آموزش می‌دهیم یا برای مهارت، عنوان می‌سازیم؟ * اما آقای مدیر! بیش از دو دهه از آن سفر گذشته است. اگر آن سفر «مطالعه» بوده، خروجی آن کجاست؟ اگر «تجربه» بوده، کدام سیاست آموزشی بر اساس آن اصلاح شده است؟ اگر «الگوگیری» بوده، کدام الگو با توجه به زیست‌بوم ایران بومی‌سازی و اجرا شده است؟ نمی‌شود بیست سال بعد هنوز راوی خاطرات سفر مطالعاتی بود و همان مشکلات را در مدارس کشور دید. تلخ‌تر اینکه ممکن است بعضی از همان مدیران و تصمیم‌گیران، امروز نیز در جایگاه‌های سیاست‌گذاری و حتی در نهادهایی مانند شورای عالی آموزش‌ و پرورش حضور داشته باشند؛ اما خروجی آن تجربه‌ها را در مدرسه نمی‌بینیم . . سفر مطالعاتی اگر به برنامه عملیاتی، آزمایش، ارزیابی و اصلاح منجر نشود، بیشتر از آن که «مطالعه تطبیقی» باشد، خاطره‌اندوزی مدیریتی است. ما به سفرهای بیشتر نیاز نداریم؛ به ترجمه سفر به سیاست، سیاست به برنامه، برنامه به مدرسه و مدرسه به نتیجه نیاز داریم. ژاپن را نباید فقط دید؛ باید فهمید. فنلاند را نباید فقط روایت کرد؛ باید منطق آن را شناخت. سنگاپور را نباید فقط در گزارش‌ها آورد؛ باید دید چه سازوکارهایی پشت موفقیت آن قرار دارد. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/آموزش-تطبیقی/item/27253-/سمت-بازی-در-کلاس-و-مدرسه-دانش-آموز-مسئول-نمی-آفریند-مدرسه-ایرانی-هنوز-زندگی-نمی-شود https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

« این نشانه‌ها را جدی بگیرید » چهار نشانه قطعی که فریاد می‌زنند از مسیر خارج شده‌اید ! دکتر پریسا حاجی محمدی * وقتی ما در مسیر کشف رسالت شخصی خود قرار می‌گیریم، همواره غرق در عشق و انگیزه هستیم و از انجام هیچ کاری در طول روز خسته نمی‌شویم. احساس خوشبختی و رضایت بسیار عمیق درونی تمام وجود ما را در برمی‌گیرد و از این‌که می‌توانیم در زندگی خودمان و دیگران نقش مؤثری داشته باشیم و به آن‌ها خدمت کنیم بسیار لذت می‌بریم و از آن خشنود هستیم. در کارمان خلاقیت‌های بسیاری انجام می‌دهیم و شجاعت و ایمان بیشتری برای تجربیات جدید در وجودمان پیدا می‌کنیم. متن کامل یادداشت را در صدای معلم و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27252-/چهار-نشانه-قطعی-که-فریاد-می‌زنند-از-مسیر-خارج-شده‌اید https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw