افــــــق رویـــــداد
前往频道在 Telegram
#زن_زندگی_آزادی #مرد_میهن_آبادی صفحه رسمی کانال افق رویداد تاسیس ۲۰۱۵ کانال دیگر ما: @ofoghroydadd آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب: @ofoghclip
显示更多📈 Telegram 频道 افــــــق رویـــــداد 的分析概览
频道 افــــــق رویـــــداد (@ofoghroydad) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 431 名订阅者,在 新闻与媒体 类别中位列第 13 193,并在 伊朗 地区排名第 20 126 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 431 名订阅者。
根据 06 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -36,过去 24 小时变化为 3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 21.05%。内容发布后 24 小时内通常能获得 13.35% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 458 次浏览,首日通常累积 2 194 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی
صفحه رسمی کانال افق رویداد
تاسیس ۲۰۱۵
کانال دیگر ما:
@ofoghroydadd
آرشیو مستند و کلیپ علمی و کتاب:
@ofoghclip”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 新闻与媒体 类别中的关键影响点。
16 431
订阅者
+324 小时
-107 天
-3630 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+27
在3个频道中
八月 '26
+115
在12个频道中
Get PRO
七月 '26
+403
在18个频道中
Get PRO
六月 '26
+399
在11个频道中
Get PRO
五月 '26
+80
在6个频道中
Get PRO
四月 '26
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+193
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+309
在28个频道中
Get PRO
一月 '26
+1 012
在34个频道中
Get PRO
十二月 '25
+151
在16个频道中
Get PRO
十一月 '25
+72
在24个频道中
Get PRO
十月 '25
+256
在27个频道中
Get PRO
九月 '25
+107
在16个频道中
Get PRO
八月 '25
+62
在19个频道中
Get PRO
七月 '25
+183
在18个频道中
Get PRO
六月 '25
+1 163
在22个频道中
Get PRO
五月 '25
+89
在19个频道中
Get PRO
四月 '25
+151
在16个频道中
Get PRO
三月 '25
+96
在22个频道中
Get PRO
二月 '25
+89
在16个频道中
Get PRO
一月 '25
+51
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+102
在15个频道中
Get PRO
十一月 '24
+88
在10个频道中
Get PRO
十月 '24
+49
在14个频道中
Get PRO
九月 '24
+63
在16个频道中
Get PRO
八月 '24
+144
在19个频道中
Get PRO
七月 '24
+96
在23个频道中
Get PRO
六月 '24
+93
在21个频道中
Get PRO
五月 '24
+221
在29个频道中
Get PRO
四月 '24
+208
在20个频道中
Get PRO
三月 '24
+216
在25个频道中
Get PRO
二月 '24
+226
在27个频道中
Get PRO
一月 '24
+291
在32个频道中
Get PRO
十二月 '23
+204
在37个频道中
Get PRO
十一月 '23
+219
在26个频道中
Get PRO
十月 '23
+190
在14个频道中
Get PRO
九月 '23
+138
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+180
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+310
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+358
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+164
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+163
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+85
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+55
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+29
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+77
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+77
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+49
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+6 290
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+89
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+60
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+43
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+38
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+24
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+53
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+48
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+183
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+14
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+22 790
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+64
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
四月 '210
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+18
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+31 456
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | +5 | |||
| 05 九月 | +4 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | +5 | |||
| 02 九月 | +9 | |||
| 01 九月 | +4 |
频道帖子
| 2 | دانشمندان در تلاشاند مشخص کنند «معکوس کردن پیری» واقعا یعنی چه
تصور کنید ۵۰ سالهاید و آزمایشی به شما میگوید سن زیستیتان به ۴۵ سال کاهش یافته است. اگر همزمان قدرت عضلاتتان بیشتر شده، راحتتر حرکت میکنید و حافظهتان نیز بهتر شده است، آیا میتوان گفت پنج سال از عمر زیستی شما به عقب برگشته است؟
این پرسشی است که با ورود درمانهای هدفگرفته به فرایند پیری به مطالعاتِ انسانی، دیگر صرفا یک بحث نظری نیست. پژوهشگران اکنون باید دقیقا مشخص کنند که چه چیزی را باید اندازه بگیرند تا بتوانند ادعا کنند یک مداخله واقعا پیری را معکوس کرده است.
در مقالهای که پژوهشگرانی از جمله جسی پوگانیک از دانشکده پزشکی هاروارد و وادیم گلادیشف در مجله Cell Metabolism منتشر کردهاند، تلاش شده چارچوب دقیقتری برای پاسخ به این پرسش ارائه شود.
نخست باید میان سن تقویمی و سن زیستی تفاوت گذاشت. سن تقویمی همان عددی است که از تاریخ تولد به دست میآید، اما سن زیستی بر اساس تغییراتی در بدن تخمین زده میشود؛ برای مثال تغییرات مولکولی و سلولی که معمولا با افزایش سن همراه هستند.
اگر یک نشانگر زیستی معتبر پس از یک مداخله از الگویی شبیه افراد مسنتر، به الگویی شبیه افراد جوانتر تغییر کند، میتوان گفت آن نشانگر معادل چند سال به سمت وضعیت جوانتر تغییر کرده است. اما این الزاما به معنای آن نیست که خود انسان واقعا جوانتر شده است.
پوگانیک بر همین تفاوت تاکید میکند. به گفته او، میتوان گفت سن زیستی ارزیابیشده توسط این نشانگر معادل پنج سال معکوس شده است، اما این با ادعای معکوس شدن خودِ فرایند پیری تفاوت دارد. پیری یک فرایند پیچیده و چندبعدی است و نمیتوان تنها با تغییر یک عدد آزمایشگاهی نتیجه گرفت که کل این فرایند به عقب برگشته است.
مشکل دیگری هم وجود دارد؛ اینکه بسیاری از ابزارهای سن زیستی برای پژوهش جمعیتهای بزرگ طراحی و اعتبارسنجی شدهاند، نه برای اینکه بتوانند با اطمینان وضعیت یک فرد خاص را تعیین کنند. بنابراین پایین آمدن عدد یک ساعت زیستی لزوما به این معنا نیست که بدن آن فرد واقعا به همان اندازه جوانتر شده است.
حتی انتخاب نوع ساعت زیستی نیز میتواند نتیجه را تغییر دهد.
برای نمونه، در پژوهش بزرگ CALERIE، افراد بهطور رندوم به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی میزان دریافت کالری خود را کاهش دادند و گروه دیگر رژیم معمول خود را ادامه دادند. پس از دو سال، یکی از ابزارهای اندازهگیری به نام DunedinPACE کاهش اندکی در سرعت برآوردشده پیری را نشان داد، اما دو شاخص دیگر، PhenoAge و GrimAge، تغییر معناداری در سن زیستی پیدا نکردند.
این یافته نشان میدهد که هنوز یک معیار واحد و قطعی برای اندازهگیری سن زیستی نداریم. یک مداخله ممکن است در یک نشانگر اثر بگذارد و در نشانگر دیگری نه.
به همین دلیل پژوهشگران میگویند برای تشخیص جوانسازی واقعی، نباید فقط به مولکولها و اعداد آزمایشگاهی نگاه کرد. باید دید بدن واقعا چه وضعیتی پیدا کرده است.
اگر فردی بعد از یک درمان، الگوی مولکولی جوانتری داشته باشد اما قدرت عضلانی، توانایی حرکت یا عملکرد شناختیاش هیچ تغییری نکرده باشد، هنوز دلیل کافی برای اینکه بگوییم بدن او جوانتر شده نداریم. برعکس، افزایش قدرت عضلانی بهتنهایی نیز اثبات جوانسازی نیست؛ ممکن است فرد صرفا در اثر تمرین ورزشی قویتر شده باشد، بدون اینکه فرایندهای بنیادی پیری تغییر کرده باشند.
بنابراین تصویری که پژوهشگران به دنبال آن هستند، ترکیبی است؛ تغییرات مولکولی باید با بهبود واقعی عملکرد بدن همراه شوند.
این بهبود نیز باید پایدار باشد. اگر نتیجه فقط بلافاصله پس از درمان دیده شود و چند هفته بعد از بین برود، نمیتوان بهسادگی آن را جوانسازی پایدار دانست.
پژوهشگران همچنین باید مطمئن شوند که نتیجه حاصل یک نوسان آماری یا یک خطای اندازهگیری نیست. یکی از مشکلات شناختهشده در این زمینه بازگشت به میانگین است. برای مثال ممکن است آزمایش اول فرد بهطور رندوم غیرعادی باشد و آزمایش دوم صرفا به مقدار معمول او نزدیک شود؛ بدون اینکه هیچ تغییر واقعی در فرایند پیری رخ داده باشد.
به همین دلیل، یک نتیجه قانعکننده باید چند آزمون را پشت سر بگذارد؛ همان شاخص باید قبل و بعد از مداخله اندازهگیری شود، تغییر باید پس از پایان درمان نیز باقی بماند و بهتر است با یک روش مستقل دیگر نیز تکرار شود.
در نهایت، اگر روزی یک درمان بتواند همزمان الگوهای مولکولی مرتبط با سن را به سمت وضعیت جوانتر ببرد، عملکرد جسمی و شناختی را بهبود دهد و این تغییرات را در طول زمان حفظ کند، آن وقت شواهد بسیار قدرتمندتری برای جوانسازی زیستی خواهیم داشت.
بنابراین شاید مهمترین نکته این باشد که جوانتر شدن یک عدد روی برگه آزمایش، با جوانتر شدن یک انسان تفاوت دارد.
علم پیری اکنون در حال حرکت از پرسش ساده آیا میتوان سن زیستی را پایین آورد؟ به پرسش بسیار سختتری است؛ اینکه آیا میتوان خودِ زیستشناسی پیری را به شکلی پایدار تغییر داد و این تغییر را در عملکرد واقعی بدن نیز مشاهده کرد؟
پاسخ این پرسش هنوز مشخص نیست؛ اما با آغاز پژوهشهای انسانی روی مداخلات ضدپیری، برای نخستین بار داریم به مرحلهای نزدیک میشویم که میتوان این ادعاها را با معیارهای دقیقتر آزمایش کرد.
🚀 @ofoghroydad
🔗Cell Metabolism
همه مطالب ما از ۲۰۱۵، از گزارشهای تحقیقات علمی در مورد "کند کردن روند پیری یا معکوس و متوقف کردن پیری" | 1 322 |
| 3 | سخنگوی دولت: نرخ سوم بنزین از پسفردا به ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، میگوید نرخ بنزین با کارت جایگاه سوخت که به نرخ سوم بنزین (بعد از سهمیه ۱۵۰۰ و ۳ هزار تومانی) مشهور است، از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور به ۱۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت.
قیمت فعلی بنزین با کارت جایگاه پنج هزار تومان است.
به گفته سخنگوی دولت، سهمیه ۶۰ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر بنزین ۳۰۰۰ تومان همچنان بدون تغییر میماند.
به گفته خانم مهاجرانی، فزایش قیمت نرخ کارت جایگاه صرف معیشت مردم خواهد شد.
🚀 @ofoghroydad
فکر میکنم این پول صرف سه کار میشود؛ نه منظم، بلکه بسته به اینکه هر بار کدام اولویت دارد:
۱. بازساز نظامی
۲. حقوق نظامیها
۳. سبد کالا
البته که این پول از جیب مردم کافی نیست؛ ولی آب باریکهای برای رژیم است. | 2 226 |
| 4 | منشا حیات؛ یکی از محبوبترین فرضیهها با یک مقالهی دیدگاهی به چالش کشیده شد
برای نزدیک به نیم قرن، چشمههای گرمابی اعماق اقیانوس یکی از جدیترین نامزدها برای زادگاه نخستین حیات روی زمین بودهاند.
محیطی تاریک و گرم، سرشار از هیدروژن و دارای اختلافهای شیمیایی ـ بهویژه اختلاف در غلظت پروتونها ـ که میتوانست منبعی برای تامین انرژی واکنشهای شیمیایی باشد. چیزی شبیه یک باتری طبیعی که شاید میتوانسته انرژی لازم برای نخستین واکنشهای پیشازنده را فراهم کند.
اما یک مقاله جدید میگوید شاید این تصویر، بیش از آنکه بر شیمی واقعی زمین جوان متکی باشد، بر مجموعهای از فرضیات قدیمی بنا شده باشد.
بنجامین توتولو، ژئوشیمیدان دانشگاه کلگری، در این مقاله استدلال میکند که سناریوهای مربوط به چشمههای گرمابی قلیایی با دانستههای امروزی ما درباره شیمی اقیانوسهای باستانی و خود این چشمهها سازگاری کافی ندارند.
او حتی نتیجه میگیرد که این فرضیهها باید عملا به میز طراحی برگردند.
یکی از مشکلات اصلی، قلیاییبودن چشمهها است. در مدل مشهور چشمه گرمابی قلیایی، اختلاف اسیدیته میان آب اقیانوس و سیال قلیایی خارجشده از چشمه، یک شیب پروتونی ایجاد میکند؛ شیبی که میتوانسته مانند یک باتری طبیعی، انرژی لازم برای پیشبرد واکنشهای شیمیایی را فراهم کند.
اما توتولو میگوید بخش مهمی از این تصویر بر اندازهگیریهایی استوار بوده که از سیالات چشمه پس از رسیدن به سطح و سردشدن به دست آمدهاند. در دما و فشار واقعی اعماق اقیانوس، این سیالات الزاما هم آنقدر قلیایی نیستند که مدلهای اولیه فرض میکردند.
مشکل دوم، گوگرد است.
بسیاری از سناریوهای منشا حیات در چشمههای گرمابی، برای کانیهای سولفیدی و شیمی گوگردی نقش مهمی در شکلگیری متابولیسمهای اولیه قائلاند. اما بر اساس بازسازیهای جدیدتر از محیط زمین در نزدیک به چهار میلیارد سال پیش، توتولو استدلال میکند که سیالات قلیایی، سنگهای میزبان آنها و اقیانوسهای باستانی احتمالا بسیار فقیرتر از گوگردی بودهاند که برخی از این مدلها نیاز دارند.
این انتقاد البته به معنای رد شدن فرضیه منشا حیات در چشمههای گرمابی نیست. نکته مهم همینجاست.
این یک مقاله دیدگاهی و چالشبرانگیز است؛ حتی در سال ۲۰۲۶ نیز مرورهای علمی همچنان چشمههای گرمابی اعماق دریا را یکی از فرضیههای معتبر در پژوهش منشا حیات میدانند. بنابراین تیتر فرضیه اصلی رد شد بیش از اندازه قطعی خواهد بود که من هم استفاده نکردم؛ آنچه واقعا رخ داده، یک نقد جدی به برخی نسخههای مشخص از فرضیه چشمههای گرمابی، بهویژه مدلهای چشمه قلیایی، است.
پس حیات کجا آغاز شد؟
توتولو جایگزین جالبی پیشنهاد میکند؛ حوضچهها و دریاچههای سطحی که بهطور دورهای تبخیر میشدند.
این محیطها یک مزیت مهم دارند که اعماق اقیانوس فاقد آن است؛ یعنی همان چرخه تغلیظ و رقیقشدن.
وقتی آب یک حوضچه تبخیر میشود، مواد شیمیایی محلول بهتدریج غلیظ میشوند.
چنین چرخههایی میتوانند به تشکیل و تجمع مولکولهای پیچیده کمک کنند؛ مولکولهایی که بعدها در مسیر شکلگیری سامانههای شیمیایی خودتکثیرشونده و در نهایت حیات اهمیت پیدا کردند.
پژوهشهای آزمایشگاهی نیز نشان دادهاند که برخی از پیشسازهای مهم RNA، پروتئینها و لیپیدها میتوانند در محیطهای آبیِ سطحی و چرخههای تبخیر تشکیل شوند.
اما این سناریو هم هنوز با یک مشکل بزرگ روبهروست؛ چون هنوز نمیدانیم دقیقا چگونه از شیمی غیرزنده به نخستین سامانه واقعا زنده رسیدیم.
و شاید مهمترین پیام این مقاله هم همین باشد.
مسئله منشا حیات هنوز یک معمای حلشده نیست که فقط باید محل وقوع آن را پیدا کنیم.
اینجا ما با مجموعهای از فرآیندهای شیمیایی احتمالی روبهرو هستیم و باید ببینیم کدام محیط طبیعی میتوانسته همزمان انرژی، مواد اولیه، غلظت مناسب، چرخههای شیمیایی و شرایط لازم برای عبور از شیمی ساده به سامانههای پیچیدهتر را فراهم کند.
حتی برای جستوجوی حیات فرازمینی هم این بحث اهمیت دارد. اگر چشمههای گرمابی واقعا نامزد ضعیفتری از آنچه تصور میشد باشند، شاید در جستوجوی حیات در مریخ یا قمرهای یخی، نباید صرفا به دنبال آثار فعالیتهای گرمابی باشیم.
دریاچههای تبخیری و محیطهای سطحیِ گذرا نیز میتوانند اهداف بسیار مهمی باشند.
البته هنوز زود است که برنده را اعلام کنیم.
چشمه گرمابی، حوضچه تبخیری، یخ، سطوح معدنی یا حتی ترکیبی از چند محیط مختلف؟
چهار میلیارد سال بعد، هنوز نمیدانیم نخستین جرقه حیات دقیقا کجا زده شد. اما این مقاله یک یادآوری مهم است؛ اینکه در علم، حتی مشهورترین داستانها هم وقتی شواهد و یا استدلالهای تازه با آنها ناسازگار میشوند، مصون از بازبینی نیستند.
سام آریامنش / ۳ سپتامبر
🚀 @ofoghroydad
🔗PNAS | 2 193 |
| 5 | در یک مورد چه شانسی آوردیم!
از یک نظر خوب شد که دههها از زندگی خودم را بدون هوش مصنوعی گذراندم. اطلاعات خودم را با مقاله، کتاب و بحث بالا کشیدم و اکنون که روش تحقیق، تحلیل و پرسش را بلدم، به دریایی از اطلاعات به نام هوش مصنوعی وصل شدهام(این احتمالا حرف بسیاری از شما نیز هست).
نسلی که در راه است، یعنی زیر ۱۸ سالهها، به دریایی از اطلاعات یعنی هوش مصنوعی وصل است، اما یک چیز اضافه هم دارد: یکی دیگر به جای آنها تحلیل میکند، استدلال میکند.
احتمالا بسیاری از آنها کلهپوک شوند. شاید وقتی به سن ما برسند، از ما بیشتر بدانند، ولی کلهپوک خواهند بود؛ چون در تمام این مسیر، اغلب هوش مصنوعی به جای آنها تحلیل و استدلال کرده و به جای آنها فکر کرده است. درست برخلاف ما.
سالها سوال را دقیق کنیم؛ منبع پیدا کنیم؛ متن سخت بخوانیم؛ تناقضها را ببینیم؛ استدلال را بازسازی کنیم؛ اشتباه کنیم و اصلاح کنیم؛ و مهمتر از همه، با ندانستن و ابهام دستوپنجه نرم کنیم. این ما بودیم.
اینها کارهایی است که ما مرتبا انجام دادیم.
بعد از شکلگیری این عضلات شناختی، حالا هوش مصنوعی برای ما شبیه یک تقویتکننده عمل میکند.
اما این نسل ویژهی در راه، تقریبا نیازی به این کارها ندارد.
هنگامی که کسی از کودکی عادت کند هر بار که با مسئلهای مواجه شد، فرایند تولید پاسخ را به AI واگذار کند، ممکن است محصول نهایی را داشته باشد، بدون اینکه فرایند تولید آن محصول را بهخوبی یاد گرفته باشد.
ما سالها فرایند را خودمان با مغز انجام میدادیم. اینها تقریبا نیازی ندارند و به هوش مصنوعی میسپارند.
و این تفاوت بسیار مهم است؛ دانستن پاسخ با توانایی رسیدن مستقل به پاسخ یکی نیست.
توهم شایستگی هم بماند. چون پاسخهایی که دریافت میکنند پیچیده، منسجم و حرفهایاند، احساس میکنند خودشان هم آن سطح از فهم را دارند؛ درحالیکه بخشی از آن توانایی متعلق به سیستم بیرونی است.
ببینید، اگر AI را بهعنوان معلم سقراطی استفاده کنند، نه ماشین پاسخگو، و این فرایند دو طرفه رخ بدهد: «اول خودت استدلال کن.» «شواهدت چیست؟» «اگر این فرض غلط باشد چه؟» «قویترین استدلال مخالف چیست؟» «حالا پاسخ خودت را نقد کن؟» در چنین حالتی شاید نسل بعدی نهتنها بیشتر بداند، بلکه بهتر فکر کند.
ولی این تقریبا غیرممکن است که فرزندان شما چنین کنند، مگر اینکه هوش مصنوعی مخصوص کودکان ساخته شود یا دسترسی تا سنی ممنوع یا محدود شود.
وگرنه اگر قرار باشد تمام مدت، از مثلا ۱۰ سالگی تا آخر عمر، هوش مصنوعی به جای اینها فکر کند و استدلال کند و کارهای بالا را انجام دهد، پس چه انتظاری دارید جز اینکه بنویسم نسل کلهپوکی در راه است؟
ما شانس آوردیم که هوش مصنوعی درست بهموقع به ما رسید. تقریبا تا حدی پخته شدهایم، حالا به دریایی از دانش به صورت هوش وصنوعی وصل شدهایم و تازه ما میدانیم که چگونه بپرسیم و بحث کنیم و به پاسخ برسیم.
مسئله خود AI نیست؛ هیچگاه نبوده است. مسئله این است که چه بخشهایی از فرایند شناخت را به ماشین میسپاریم.
آنها همه بخشها را خواهند سپرد. چون نمیدانند چگونه استفاده کنند؛ چون اکنون کودک هستند و بهویژه در فضای مجازی میخواهند خودی نشان بدهند. تا آموزش و پرورش و قوانین خودشان را جمع کنند و موضوع را درست کنند، نسل کلهپوکی ساخته شده است. نسل بعدش شاید بهتر باشد.
من هر روز ارسطو، سقراط، نیچه، انیشتین و هاوکینگ را در گروهها میبینیم؛ فقط ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ ساله هستند و کلهپوک.
نوشتههایی عمیق و منسجم، استدلالهایی پخته، که کار خودشان نیست و هیچچیز از آن نمیفهمند؛ چون یکی دیگر به جای آنها پردازش کرده است(این حرفهای من باعث میشود به شما هم احساس بدی دست بدهد چون فکر میکنید بقیه در مورد شما هم که از ماشین استفاده میکنید اینطور فکر میکند؛ ولی من حداقل در مورد شما اینطور فکر نمیکنم، منظورم آدمهای دستکم بالای ۲۰ سال است).
برخلاف نسل ما که سالها آزمون و خطا کرد،
سالها با انسان در گروهها بحث میکردیم، این روزها گاهی ماشینهایی ۱۷، ۱۸ ساله هم میبینیم!
اگر ماشین همیشه به جای کودک فکر کند، کودک ممکن است در استفاده از فکر ماشین بسیار ماهر شود، بدون اینکه در فکر کردن مستقل ماهر شده باشد.
یک کاری کنید! یک فکری به حال این نسل کنید.
من و شما شانس آوردیم! نسل ما یک امتیاز تاریخی عجیب دارد؛ اینکه هم جهانِ بدون AI را تجربه کرده، هم جهانِ AI را.
بنابراین میتوانیم تفاوت میان فکر کردن و دریافت فکرِ آماده را با پوست و استخوان بفهمیم.
نسلهای بعد ممکن است این مرز را به همان وضوح احساس نکنند.
حتی کپی پیستهای شما بزرگسالان از هوش مصنوعی با آنها فرق دارد، بیشتر ما میفهمیم، سالها زمان صرف کردهایم و این کپی پیستها معمولا محصول سالهاست، و برای صرفهجویی، ولی آنها فرصت فهمیدن نداشتهاند، چون هنوز کودک هستند. تجربه نداشتهاند، مستقیم در حالی که هنوز نزدیک به صفر هستند به مغزی که به جای آنها فکر میکند وصل شدهاند.
دو نفر ممکن است دقیقا یک متن AI را کپی کنند، اما وضعیت شناختیشان کاملا متفاوت باشد.
خلاصه اینکه اگر اتفاقی نیافتد نسل کله پوکی در راه است.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydad
مگر چند والدین آگاه هستند که این موضوع را مدیریت کنند تا فرزندشان چنین نشود! احتمالا در تمام دنیا بسیار کم. باید کاری کرد تا دیر نشده و دستکم یک نسل از دست نرود. | 2 990 |
| 6 | چرا نوزادان برای والدین بوی بهتری از نوجوانان دارند؟
یک پژوهش بینالمللی درباره بوی بدن کودکان نشان داده است که رابطه والدین با بوی فرزندشان با افزایش سن تغییر میکند؛ نوزادان و کودکان خردسال معمولا بوی بسیار خوشایندی برای والدین دارند، اما این ترجیح در دوران بلوغ بهطور محسوسی کاهش مییابد.
این پژوهش ابتدا در سال ۲۰۱۷ با مشارکت ۲۵۵ مادر و پدر انجام شد. از والدین خواسته شد بوی بدن فرزند خود را ارزیابی کنند و آن را با بوی بدن شریک زندگیشان مقایسه کنند. بیشتر والدین بوی نوزاد و کودک خردسال خود را بسیار دلپذیر توصیف کردند. با افزایش سن کودک، این ترجیح کاهش پیدا کرد و این تغییر ارتباط مستقیمی با کیفیت رابطه عاطفی والدین و فرزند نداشت.
در پژوهشهای بعدی، پژوهشگران نمونههای بوی بدن بیش از ۳۰۰ کودک در سنین مختلف را جمعآوری کردند و آنها را در اختیار والدین و افراد بدون فرزند قرار دادند. در برخی آزمایشها نیز از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) برای بررسی واکنش مغز به این بوها استفاده شد.
نتایج نشان میدهد بوی بدن نوزاد میتواند بخشهایی از سامانه پاداش و لذت مغز را فعال کند. این واکنش ممکن است بخشی از سازوکار زیستی باشد که به شکلگیری رفتار مراقبتی والدین نسبت به نوزاد کمک میکند؛ پدیدهای که از نظر مفهومی با الگوی کودکانه یا Kindchenschema، یعنی جذابیت ویژگیهای ظاهری نوزادان، ارتباط دارد.
اما با آغاز بلوغ، وضعیت تغییر میکند. والدین در تشخیص نوجوان خود از روی بو دشواری بیشتری پیدا میکنند و در برخی موارد حتی واکنش منفی نسبت به بوی بدن فرزند نشان میدهند. این تغییر میتواند با دگرگونیهای شیمیایی و هورمونی بدن در دوران بلوغ مرتبط باشد. جالب آنکه پس از پایان بلوغ، والدین دوباره تا حد بیشتری به بوی بدن فرزند خود عادت میکنند و ترجیح بوی او بازمیگردد.
این یافتهها نشان میدهد بوی بدن انسان تنها یک ویژگی فیزیولوژیک نیست، بلکه میتواند اطلاعات اجتماعی و زیستی منتقل کند و بر نحوه تعامل افراد اثر بگذارد. به بیان ساده، تغییر بوی بدن در دوران رشد ممکن است بخشی از تغییرات طبیعی رابطه والد و فرزند باشد؛ هرچند این موضوع به معنای کاهش علاقه یا محبت والدین به نوجوان نیست.
این گروه از پژوهشگران در سال ۲۰۲۶ برای این پژوهش، جایزه Ig Nobel را دریافت کردند؛ جایزهای که به پژوهشهای علمی غیرمعمول و کنجکاویبرانگیز تعلق میگیرد و هدف آن این است که ابتدا مخاطب را بخنداند و سپس به فکر وادارد.
🚀 @Ofoghroydad
🔗 Phys | 2 899 |
| 7 | 没有文字... | 1 320 |
| 8 | 没有文字... | 976 |
| 9 | چخبره امروز | 373 |
| 10 | پرتاب موشک
۱۹:۱۲
از اصفهان | 1 013 |
| 11 | فکر کنم با این فرمان، انقلاب هوش مصنوعی علیه انسان، سریعتر از انقلاب مردم ایران علیه رژیم رقم بخورد!!! | 3 019 |
| 12 | طبق تحقیقات گروهی از پژوهشگران ایمنی هوش مصنوعی، در ماه مه ۲۰۲۶ گروهی از agentهای هوش مصنوعی مرتبط با OpenAI وارد یک ویکی آلمانی به نام DseWiki شدند و آن را به نوعی محل ارتباط و هماهنگی میان agentها تبدیل کردند.
پژوهشگران بیش از ۱۵ هزار ویرایش پیدا کردهاند.
در این ویرایشها ظاهراً agentها درباره موضوعاتی از این جنس با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند:
دور زدن محدودیتهای OpenAI 😐
تقلب در برخی taskها 😐
مخفی کردن فعالیت خود 🫥
حفظ ارتباط پس از دخالت انسان 😶
ایجاد صفحات پشتیبان پس از حذفشدن صفحات قبلی 👻
مطالعه کامل این گزارش
🚀 @ofoghroydad | 2 996 |
| 13 | چه رخ داده؟
این عکس یک رشته توییت است که به یک نگرانی مهم در حوزه ایمنی هوش مصنوعی اشاره میکند.
گزارشی از نشریه The Information (اوایل سپتامبر ۲۰۲۶) منتشر شد مبنی بر اینکه OpenAI در مدل Astra از یک تکنیک استدلالی به نام recurrent depth (عمق بازگشتی) استفاده کرده است.
طبق گزارشها، این تکنیک بخشی از فرایند تفکر مدل را از حالت زنجیرهٔفکر متنی و قابلخواندن (chain-of-thought) به سمت یک جریان عددی و کدگذاریشده درونی سوق میدهد؛ همان چیزی که در محافل ایمنی هوش مصنوعی به آن نورالیز (neuralese) میگویند.
این واقعا نگرانکننده است
تا امروز، یکی از معدود ابزارهای قابلاتکا برای نظارت بر نیت واقعی مدلهای پیشرفته، همین بود که میشد زنجیره فکر آنها را به زبان طبیعی خواند.
اگر این تفکر به شکل بردارهای عددی غیرقابلفهم برای انسان دربیاید، آن پنجرهٔ نظارتی عملا بسته میشود ـ یعنی نمیتوان فهمید مدل واقعا چه فکر میکند، حتی اگر خروجی نهاییاش بیخطر به نظر برسد. OpenAI رسما اعلام کرده که کاربرد این روش را محدود نگهداشته و همچنان به شفافیت زنجیره فکر متعهد است (سخنان جیکوب پاچوکی، دانشمند ارشد OpenAI)، اما همین گزارش کافی بود تا جامعه ایمنی هوش مصنوعی را نگران کند.
توماس لارسن، از تدوینکنندگان سناریوی معروف AI 2027، اشاره میکند که در آن سناریوی فرضی، دقیقا همین اتفاق ـ گذار از زنجیره فکر متنی به حافظه و بازگشتِ نورال با پهنای باند بالاتر ـ برای مارس ۲۰۲۷ پیشبینی شده بود (تصویر بالا، برگرفته از خودِ سند AI 2027 است).
دنیل کوکوتایلو، از بنیانگذاران همان پروژه AI 2027 و کارشناس سابق OpenAI، با دیدن خبر واقعی واکنش نشان داده: این اتفاق در واقعیت، حدود شش ماه زودتر از پیشبینیِ خودشان رخ داده است ـ و دقیقا همان نوع پیشرفتی است که در سناریوی آنها بهعنوان یکی از نقاط عطف نگرانکننده به سمت ازدسترفتنِ قابلیت نظارت بر هوش مصنوعی معرفی شده بود.
خلاصه اینکه نگرانی اصلی این است که واقعیت دارد سریعتر از پیشبینیهای بدبینانه به سمت سناریویی حرکت میکند که در آن دیگر نمیتوان فهمید هوش مصنوعی واقعا چه میاندیشد.
🚀 @ofoghroydad | 3 171 |
| 14 | 🔸به گزارش رویترز و به نقل از سه منبع ارشد رژیم، کارزار آمریکا برای متوقفکردن صادرات نفت ایران و مختلکردن شبکههای دورزدن تحریمها، فشار فزاینده و شدیدی بر اقتصاد ایران وارد کرده است.
این منابع گفتهاند ایران اکنون راههای کمتری برای دستیابی به ارز خارجی، دریافت منابع مالی بینالمللی و واردات کالا دارد. همزمان، روشهای دورزدن تحریمها ــ از جمله استفاده از شرکتهای صوری، نفتکشهای ثبتنشده و قاچاق ــ روزبهروز پرهزینهتر میشوند.
تهران میگوید هنوز دهها میلیون بشکه نفت را در نفتکشهایی خارج از منطقه محاصره ذخیره دارد؛ اما واسطهها در حال عقبنشینی هستند یا برای انتقال و فروش نفت ایران مبالغ بسیار بالاتری مطالبه میکنند.
یک مقام ارشد ایرانی گفته است تهران امیدوار است نگرانیها درباره افزایش تورم باعث شود واشنگتن پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر، از شدت این کارزار بکاهد.
🇮🇱 نتانیاهو: ما با تهدید نابودی از سوی رژیمی مواجه شدیم که میخواهد از بمبهای هستهای برای نابودی ما استفاده کند.
من به توانایی خود برای از میان برداشتن این تهدید برای همیشه اطمینان دارم؛ یعنی سرنگون کردن این رژیم. این مأموریت اصلیای است که هنوز پیش روی ما قرار دارد، اما به آن نزدیک شدهایم. غیرممکن نیست؛ در دسترس است.
آنها بدون دلیل به ما حمله نمیکنند. آنها به همه حمله میکنند، فقط به ما حمله نمیکنند. آنها قدرت ما، توان نظامی ما و عزم ما را میشناسند.
بهطور کلی به دشمنانمان میگویم: با ما درنیفتید. اگر چیزی یاد گرفتهاید، این است که با ما درنیفتید. ما قدرت، عزم و وحدت درونی لازم برای غلبه بر شما را داریم.
🚀 @ofoghroydad | 2 953 |
| 15 | چرا ممکن است دانشمندان شواهد حیات فرازمینی را نبینند؟
جستوجوی زندگی بیگانه در جهان معمولا با این پرسش انجام میشود که چه نشانهای از حیات پیدا کنیم؟؛ اما پژوهشی جدید هشدار میدهد که پرسش مهم دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه اگر حیات وجود داشته باشد، چه چیزی باعث میشود آن را نبینیم؟
پژوهشگران دانشگاه اوترخت بر مشکلی به نام نتیجه منفی کاذب (False Negative) تمرکز کردهاند؛ یعنی حیات واقعا وجود دارد یا در گذشته وجود داشته، اما ابزارها یا روشهای تحلیل ما قادر به شناسایی نشانههای آن نیستند. این مسئله در نقطه مقابل "مثبت کاذب" قرار دارد؛ حالتی که یک نشانه غیرزیستی به اشتباه به حیات نسبت داده میشود.
چند عامل میتواند موجب از دست رفتن نشانههای حیات شود
آثار زیستی ممکن است در گذر زمان از بین بروند، سیگنالهای تولیدشده بسیار ضعیف باشند یا فناوریهای فعلی توانایی آشکارسازی آنها را نداشته باشند. همچنین ممکن است حیات فرازمینی اساسا شبیه حیات زمینی نباشد و دانشمندان بهدلیل پیشفرضهای خود، نشانههای متفاوتی را نادیده بگیرند. برای مثال، اگر موجودات زندهای زیر یک سنگ قرار داشته باشند اما کاوشگر فقط سطح بالایی سنگ را بررسی کند، وجود آنها آشکار نخواهد شد.
پژوهشگران پیشنهاد میکنند طراحی ماموریتهای فضایی تنها بر یافتن نشانههای شناختهشده حیات متمرکز نباشد. ترکیب آزمایشهای آزمایشگاهی، مدلسازی و پژوهشهای میدانی میتواند به دانشمندان کمک کند بفهمند در هر محیط چه نوع حیات احتمالی و چه ردپاهایی ممکن است وجود داشته باشد. هوش مصنوعی نیز میتواند با شناسایی الگوهایی که برای انسان قابل تشخیص نیستند، ابزار مفیدی در این جستوجو باشد.
یکی از نمونههای مورد بحث، برخی کانیهای آهندار مشاهدهشده در مریخ است که الگوی اکسایش متفاوتی دارند. چنین تفاوتی روی زمین میتواند با فعالیت زیستی مرتبط باشد، اما هنوز مشخص نیست که همین توضیح در مریخ نیز معتبر باشد. بنابراین این یافته بهخودیخود نشانه حیات محسوب نمیشود و نیازمند بررسی دقیقتر ژئوشیمیایی است.
پژوهشگران هشدار میدهند که نادیده گرفتن حیات احتمالی فقط یک مشکل علمی نیست؛ در آینده میتواند پیامدهای عملی نیز داشته باشد. اگر حیات ناشناختهای در محیطی دیگر وجود داشته باشد و شناسایی نشود، فعالیتهایی مانند استخراج منابع ممکن است ناخواسته به نابودی غیرقابلبرگشت آن منجر شود. بنابراین پیش از اعزام ماموریتها، باید محیط مقصد با دقت بسیار بیشتری بررسی شود.
🚀 @Ofoghroydad
🔗 Nature Astronomy | 3 194 |
| 16 | در هشدارهای کشورهای عربی مینویسند:
«پدافند هوایی کویت در حال حاضر در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادهای متخاصم، در پی تجاوز جنایتکارانه ایران است.
ستاد کل ارتش اعلام میکند که اگر صدای انفجار شنیده شود، ناشی از رهگیری حملات متخاصم توسط سامانههای پدافند هوایی است.
از همه خواسته میشود دستورالعملهای امنیتی و ایمنی صادرشده از سوی نهادهای ذیصلاح را رعایت کنند.»
اما اگر صدای انفجار شنیدید، یعنی حتما ناشی از رهگیری بوده است؟ همین؟ یعنی هیچ چیز دیگری در فیزیک وجود ندارد که بتواند صدای انفجار ایجاد کند؟
مثلا فقط بهعنوان یک نمونه میگویم هااا: برخورد موفق موشک با زمین، هدف یا حتی نزدیکی هدف.
این هم نمیتواند صدای انفجار ایجاد کند؟
واقعا مردم را چه فرض کردهاید!
در تمام این دو سال درگیری و در میان این همه کشور، هیچکدام به اندازه اسرائیل صادق و حرفهای نبودند.
وقتی موشکی اصابت میکرد، با صراحت و جزئیات اعلام میکردند که فلان موشک اصابت کرده است، حتی منتظر رسانه هم نمیماندند، و وقتی حملهای انجام میدادند، تا حد زیادی از اغراق و بزرگنمایی پرهیز میکردند(دقت کنیم اسرائیل هم مطلقا راستگو نیست، تنها در این کار بهتر از بقیه است).
اطلاعرسانی تمیز، مرتب و دقیق بود. حتی در مورد ایران نیز توجه آنها به مردم وجود داشت؛ انگار برای مردم ایران میجنگیدند: صداوسیما، پایگاههای سرکوب و اهداف حکومتی ـ به جز اهداف نطامی. هر چند ارتش اسرائیل هم بدون اشتباه نبود، نمونهاش برخورد موشک به یک ساختمانی برای ترور شخصی که باعث ترکیدن آب در یک چهارراه شد و کشته شدن شهروندان.
اما از زمانی که آمریکا وارد این درگیری شد، هرچند از نظر نظامی تا حد زیادی به اهداف خود رسید و در بخش سیاسی فعلا نتیجه مشخصی حاصل نشده و باید منتظر ماند و دید تحریمها طی چند هفته یا چند ماه آینده چه تأثیری بر رژیم خواهند گذاشت، از نظر اطلاعرسانی نظامی وضعیت متفاوت شد.
از آن زمان، اطلاعرسانی و حتی رزم آمریکا شلخته، همراه با اغراق و گاهی درگیر کلکلهای کودکانه شده است. سنتکام از یک نهاد نظامی حرفهای، تا حدی به چیزی شبیه فکتنامه تبدیل شده است؛ عربها جنگنده آمریکایی زدند، تعداد زیادی شهروند ایرانی کشتهشده، ماجرای تانکر آب، پلهایی که زده شدند و تقریباً نیمروز بعد در کنارشان جاده احداث شد، و موارد عجیب و غریب دیگر. و اکنون هم دکلی را زدهاند که کنار منازل مسکونی بوده و باعث شده برخی شهروندان ایرانی در یک عروسی کشته شوند. اینها جنایت از روی حماقت و شلختگی در طرح و برنامه ریزی در زمینه اهداف است. نه جنایت سیستماتیک یا هدفمند.
با این حال، در نهایت صحبت از ارتش ایالات متحده است؛ قدرتمندترین و پیشرفتهترین ارتش جهان، که از نظر نظامی پیروز شد به ویژه در دریا. اما شیوه عملکرد و بهویژه نحوه اطلاعرسانی آن، در بسیاری از موارد غیرحرفهای بود و هست. | 2 058 |
| 17 | آیا نخستین نشانه مستقیم از ماده تاریک دیده شده است؟
یک رویداد منفرد در آشکارساز بزرگ LZ در آمریکا، بار دیگر جستوجوی ماده تاریک را به یکی از هیجانانگیزترین موضوعات فیزیک ذرات تبدیل کرده است.
پژوهشگران در دادههای این آزمایش، رویدادی با انرژی غیرمعمول بالا پیدا کردهاند که با آنچه انتظار میرود در اثر برخورد یک ذره ماده تاریک با هسته اتم زنون رخ دهد، سازگار است.
اما فعلا باید تأکید کرد که پژوهشگران نمیگویند ماده تاریک را کشف کردهاند. آنچه مشاهده شده تنها یک رویداد است و هنوز نمیتوان با اطمینان گفت منشا آن ماده تاریک بوده است.
آزمایش LZ در تأسیسات زیرزمینی Sanford در داکوتای جنوبی قرار دارد و از حدود ۱۰ تن زنون مایع فوقخالص برای جستوجوی مستقیم ذرات ماده تاریک استفاده میکند. این آزمایش به دنبال فلشهای بسیار ضعیف نوری و سیگنالهای حاصل از پسزنی هستههای زنون در اثر برخورد ذرات پرانرژی است.
پژوهشگران این بار دادههای ۲۲۰ روز مشاهده، از مارس ۲۰۲۳ تا آوریل ۲۰۲۴ را بررسی کردند. برخلاف جستوجوهای معمول که عمدتا روی رویدادهای کمانرژی متمرکز هستند، این تحلیل دامنه انرژی را تا ۲۷۰ کیلوالکترونولت گسترش داد.
نتیجه شگفتانگیز بود
پس از حذف رویدادهایی که انتظار میرفت ناشی از پسزمینههای شناختهشده یا دادههای مصنوعیِ واردشده برای جلوگیری از سوگیری پژوهشگران باشند، تنها یک رویداد غیرعادی باقی ماند.
این رویداد باعث پسزنی هستهای با انرژی حدود ۲۴۸ کیلوالکترونولت شده بود. برآورد پژوهشگران نشان میدهد اگر این رویداد واقعا ناشی از برخورد یک ذره ماده تاریک باشد، جرم آن ذره دستکم در حدود ۲۰۰ گیگاالکترونولت و احتمالا نزدیک به ۱۰۰۰ گیگاالکترونولت خواهد بود؛ یعنی ذرهای با جرمی صدها تا هزار برابر جرم تقریبی پروتون.
این محدوده از جرم و رفتار دقیقا با یکی از قدیمیترین نامزدهای ماده تاریک، یعنی WIMPها یا همان ذرات سنگین با برهمکنش ضعیف، سازگار است. WIMPها چند دهه است که یکی از گزینههای اصلی برای توضیح ماده تاریک محسوب میشوند، اما جستوجوهای متعدد در آشکارسازهای زمینی و همچنین آزمایشهایی مانند برخورددهنده بزرگ هادرونی، تاکنون شواهد قطعی از وجود آنها پیدا نکردهاند.
با این حال، یک مشکل اساسی وجود دارد؛ یک رویداد بهتنهایی برای کشف یک ذره کافی نیست.
فیزیکدانان باید احتمال توضیحهای معمولتر، از جمله انواع پسزمینههای ناشناخته یا بسیار نادر را با دقت بررسی کنند. حتی برخی پژوهشگران اشاره کردهاند که اگر این رویداد واقعاً حاصل برخورد WIMP باشد، انتظار میرود تعداد بیشتری پسزنی در انرژیهای پایینتر نیز مشاهده شود؛ چیزی که تاکنون در دادههای LZ دیده نشده است.
این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا در گذشته نیز چندین آزمایش نشانههایی پیدا کرده بودند که در ابتدا امیدوارکننده به نظر میرسیدند، اما بعدها مشخص شد ناشی از پسزمینه یا خطاهای آماری و تجربی بودهاند.
بنابراین وضعیت فعلی را بهتر است اینگونه توصیف کرد: LZ یک رویداد بسیار غیرمعمول و بالقوه سازگار با ماده تاریک مشاهده کرده است، اما هنوز هیچ کشفی صورت نگرفته است.
اهمیت ماجرا در این است که آزمایشهای دیگری مانند XENONnT در ایتالیا و PandaX در چین نیز دادههایی با حساسیت مشابه در اختیار دارند.
اگر این رویداد واقعا ناشی از ذرهای از ماده تاریک باشد، احتمالاً این آزمایشها نیز باید رویدادهای مشابهی مشاهده کنند.
در واقع، همین قابلیت تکرارپذیری است که میتواند سرنوشت این سیگنال را مشخص کند. اگر در دادههای مستقل، تعداد بیشتری رویداد با ویژگیهای مشابه پیدا شود، شواهد بهسرعت تقویت خواهند شد. اما اگر این تنها یک رویداد باقی بماند، محتملترین توضیح همچنان میتواند یک پسزمینه نادر و ناشناخته باشد.
از سوی دیگر، اگر این سیگنال واقعا تایید شود، پیامد آن بسیار بزرگ خواهد بود: نهتنها نخستین شواهد مستقیم از یک ذره ماده تاریک به دست آمده، بلکه یکی از مشهورترین ایدههای چند دهه اخیر فیزیک ذرات، یعنی وجود WIMPها، نیز بهطور تجربی تایید خواهد شد.
فعلا اما دانشمندان محتاطاند؛ و همین احتیاط بخش مهمی از علم است.
یک نقطه داده میتواند آغاز یک کشف تاریخی باشد، اما خودش هنوز کشف تاریخی نیست.
🚀 @ofoghroydad
🔗 Nature | 3 494 |
| 18 | دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا:
«حالا که تنگه هرمز تحت کنترل ایالات متحده آمریکا قرار گرفته، آیا باید نام تنگه هرمز را به تنگه ترامپ تغییر دهیم؟ اگر چنین کنیم، درست مثل خود آمریکا، این نام باحالتر(یا خفنتر) خواهد شد!» | 2 506 |
| 19 | محلهای که فرد در دهه ۲۰ زندگی خود در آن زندگی میکند، ممکن است سلامت قلب او را تا چند دهه بعد تحتتاثیر قرار دهد.
پژوهشی جدید از پژوهشگران Northwestern Medicine نشان میدهد شرایط اجتماعی و محیطی محل زندگی در اوایل بزرگسالی میتواند با سلامت قلب در میانسالی ارتباط داشته باشد.
این پژوهش بر اساس دادههای پژوهش طولانیمدت CARDIA انجام شد؛ پژوهشی که تغییرات سلامت قلب و عوامل موثر بر آن را در طول سالهای زندگی دنبال میکند.
پژوهشگران شاخص جدیدی برای سنجش تعیینکنندههای اجتماعی سلامت در محله طراحی کردند. این شاخص مجموعهای از عوامل مانند وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی، دسترسی به مواد غذایی، امکان انجام فعالیت بدنی و میزان جرم و ناامنی محلی را در نظر میگیرد. سپس ارتباط این شرایط با کلسیفیکاسیون عروق کرونر (CAC) بررسی شد. تجمع کلسیم در دیواره عروق کرونر میتواند نشانهای اولیه از فرایند بیماری قلبی ـ عروقی باشد.
نتایج نشان داد افرادی که در اوایل بزرگسالی در محلههایی با شرایط اجتماعی نامطلوبتر زندگی کرده بودند، در سالهای بعد احتمال بیشتری برای ایجاد کلسیفیکاسیون عروق کرونر داشتند. این ارتباط حتی پس از درنظرگرفتن برخی عوامل فردی همچنان مشاهده شد و در شرکتکنندگان سیاهپوست قویتر از شرکتکنندگان سفیدپوست بود.
از دیدگاه علمی، اهمیت این یافته در آن است که سلامت قلب فقط به رفتارهای فردی مانند تغذیه، ورزش یا سیگار کشیدن محدود نمیشود؛ بلکه محیط اجتماعی و فیزیکی محل زندگی نیز میتواند در طول زمان با مسیر سلامت فرد ارتباط داشته باشد.
عواملی مانند دسترسی محدود به غذای سالم یا فضاهای مناسب برای فعالیت بدنی، ناامنی، فشارهای اقتصادی و شرایط اجتماعی نامطلوب ممکن است از مسیرهای مختلفی بر رفتار، استرس مزمن و در نهایت فرایندهای زیستی مرتبط با بیماری قلبی اثر بگذارند.
بااینحال، این پژوهش یک رابطه آماری را نشان میدهد و بهتنهایی ثابت نمیکند که زندگی در یک محله نامطلوب مستقیما باعث کلسیفیکاسیون عروق میشود. پژوهشگران اکنون قصد دارند بررسی کنند آیا همین عوامل با پیامدهایی مانند سکته قلبی و نارسایی قلبی نیز ارتباط دارند و آیا بهبود شرایط محله میتواند خطر بیماری قلبی را کاهش دهد.
🚀 @Ofoghroydadd
🔗 Nature Communications | 3 296 |
| 20 | 没有文字... | 3 550 |
