en
Feedback
الف لام ميم...

الف لام ميم...

Open in Telegram

• • • زین برودتکده هر نغمه‌ که بر گوش خورد شور دندانِ بهم خورده ی سرما زده است بیدل

Show more
530
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
_________ میان دو سنگ می‌پذیرم می‌پذیرم بنشینم و لال شوم... [ #محمود_شجاعی ] @alef_laam_mim

sticker.webp0.10 KB

روح بخشیده شده به پیامبر خدا «به شما می گویم، پیامبر خدا نوری است که همه آفریده‌های خدا را شاد می کند.چون با روح دانش و مشورت زینت داده شده است،و همچنین با روح حکمت و توانایی،و روح ترس و محبت،و روح خردمندی و میانه روی،و روح نیکوکاری و مهربانی،و روح عدل وپرهیزکاری.خداوند روح صبر و ملایمت را سه برابر بیشتر از آفریده‌های دیگرش به او بخشیده است.آن هنگام که او به این جهان پا می‌گذارد، بسیار مبارک خواهد شد! باور کنید که او را دیده‌ام و به او احترام گذاشته‌ام، همانطور که هر پیغمبری او را دیده است.چون خداوند روح او را برای نبوت به آنها عطا می فرماید. هنگامی که او را دیدم، جانم از آرامش لبریز شد و گفتم: محمد! خداوند با تو باشد، و مرا شایسته این کند که بند کفشهای تو را بگشایم.زیرا در آن هنگام، پیامبر بزرگ و مقدس خداوند می باشم.» 📘انجیل برنابا 📘زمان طولانی زیر آفتاب، #ریچارد_رایفد 📘زبور مانوی،ترجمه #ابوالقاسم_اسماعیل‌پور Gospel of barnabas  Translators), The Zohar, Introduction by J. Abelson, London, England: Soncino Press, 1933-1934,5 vols., reprinted 1978. @gozideh_ha

منم محو خیال او نمی‌دانم کجا رفتم شدم غرق وصال او نمی‌دانم کجا رفتم به بویش آشنا گشتم، ز جان و دل فنا گشتم فنا گشتم فنا گشتم نمی‌دانم کجا رفتم غلام روی او بودم اسیر موی او بودم غبار کوی او بودم نمی‌دانم کجا رفتم قلندر بوعلی هستم به نام دوست سر مستم دل اندر عشق او بستم نمی‌دانم کجا رفتم #بوعلی_قلندری نمی‌دانم چه منزل بود شب جایی که من بودم به هر سو رقص بسمل بود شب جایی که من بودم پری پیکر نگاری سرو قدی لاله رخساری سراپا آفت دل بود شب جائی که من بودم رقیبان گوش بر آواز و او در ناز و من ترسان سخن گفتن چه مشکل بوده شب جایی که من بودم خدا خود میر مجلس بوده اندر لامکان خسرو محمد شمع محفل بوده شب جایی که من بودم #امیرخسرو_دهلوی #قوالی #نصرت_فاتح_علیخان پارسی سَرایان @psis2 @anaan

در آه روایتی‌ست از رفتن آنجا که ماه روشن‌تر دست می‌شوید از حصار می‌بارد در نهر در آب در آه #محمدرضا_حسنلو @anaan

Repost from تاووش
ریشه‌های منتظر در خوابِ آب مرا می‌بینند که پیراهن فرسوده‌ام را چاک می‌دهم! #مهدی_یزدی @tawoosh

• • • گر دریائی ز شور بنشانندت ور تیزْتَکی چو مور بنشانندت بنشین که ز خاستن نخیزد چیزی ور ننشینی به زور بنشانندت ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim [ #عطار_نیشابوری ]

🍃 @Mashqe_jonun ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد از آه دردناکی سازم خبر دلت را وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت با صد امیدواری ناشاد رفته باشد شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد #حزین_لاهیجی|🔺 @Mashqe_jonun 🍃

• • • محمد غزّالی می گوید: «در مصر قحطی عظیم بود، چون گرسنه شدندی به دیدار یوسف شدندی.گرسنگی فراموش کردندی» ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim [کیمیای سعادت| ۱۰_۶۰۹]

⚫️ ⚫️ ⚫️ چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل بخوشید سرچشمه‌های قدیم نماند آب، جز آب چشم یتیم نبودی به‌جز آه بیوه زنی اگر بر شدی دودی از روزنی چو درویش بی‌رنگ دیدم درخت قوی بازوان سست و درمانده سخت نه در کوه سبزی، نه در باغ شَخ ملخ بوستان خورده، مردم ملخ در آن حال پیش آمدم دوستی از او مانده بر استخوان پوستی وگرچه به مِکنَت قوی حال بود خداوندِ جاه و زر و مال بود بدو گفتم: ای یار پاکیزه‌خوی چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی بِغُرّید بر من که عقلت کجاست؟ چو دانی و پرسی سؤالت خطاست نبینی که سختی به غایت رسید؟ مشقت به حد نهایت رسید؟ نه باران همی آید از آسمان نه برمی‌رود دود فریادخوان بدو گفتم: آخر تو را باک نیست کُشد زهرْ جایی که تریاک نیست گر از نیستی دیگری شد هلاک تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟ نگه کرد رنجیده در من فقیه نگه کردنِ عالم اندر سفیه که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق نیاساید و دوستانش غریق من از بینوایی نیم روی زرد غم بینوایان رخم زرد کرد نخواهد که بیند خردمند، ریش نه بر عضوِ مردم، نه بر عضوِ خویش یکی اول از تندرستان منم که ریشی ببینم بلرزد تنم مُنَغَّصْ بُوَد عیش آن تندرست که باشد به پهلوی بیمارِ سست چو بینم که درویش مسکین نخورد به کام اندرم لقمه زهر است و درد یکی را به زندان درش دوستان کجا مانَدَش عیش در بوستان؟ ____ #سعدی @alef_laam_mim

_____________ اردیبهشت است قتال‌ترین ماه منظومه شمسی... ____________ #بهرام_اردبیلی @alef_laam_mim

_________ ذوذنبی بر خاک   همسرم! این دعا و قسم را که سخت ناخواناست به گردن اسبی بیاویز که بر اجساد سربازان و ما خواهد گذشت. اسبی به هیات انسان به هیبت بهمنی در سهند.   اردیبهشت است قتال‌ترین ماه منظومه شمسی فرو بند درها را ای بیوه سی ساله اسب نبی در قریبان شیهه می‌کشد و بی‌مرکوب، در کمند سواره نظام است.   شام دیگران را فطیر و کلم بده برای بهرام پونه بجوشان   ماه درشت خوب دری که به لطف باد – باز و بسته می‌شود. الامان ای جوخه ماشه را نچکان هنوز اندکی شب است...   برنوی روسی سکوت قریبان را نشانه می‌گیرد و نبی در ذهن شاعر نشسته برباد و بر ارس می‌تازد. ___________ #بهرام_اردبیلی @alef_laam_mim

• • • زمانه کینِ مظلومان ز ظالم می‌کشد آخر به پیشِ اهلِ معنی، زخم بر شمشیر می‌خندد ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim [سلیم تهرانی ]

• • • ـــــــــــــــــــــ صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم با ما به جام باده صافی خطاب کن کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim

• • • ـــــــــــــــــــــ زین برودتکده هر نغمه‌ که بر گوش خورد شور دندانِ بهم خورده ی سرما زده است ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim #بیدل

📌دفتر پرسش‌ها تمام شد. 🍁

• • • ـــــــــــــــــــــ ۷۲ اگر آب همه رودها شیرین است دریا شوری‌‌اش را از کجا می‌آورد؟ فصل‌ها از کجا می‌فهمند که باید پیراهنشان‌ را عوض کنند؟ چرا در زمستان چنین به کندی و پس از آن، چنان تپنده و تند؟ و ریشه‌ها از کجا می‌دانند که باید به سوی نور بالا روند؟ و سپس با آن همه گُل و رنگ به هوا سلام کنند؟ بهار همیشه آیا همان بهار است که نقشش را از نو تکرار می‌کند؟ ۷۳ بر زمین کدام سخت‌کوش‌ ترند؟ انسان یا خورشید دانه؟ زمین صنوبر را بیشتر دوست دارد یا شقایق را؟ و ارکیده را ترجیح می‌دهد یا گندم را؟ چرا آن‌همه‌ زرق و برق را به گل دادند و طلای کثیف را به گندم؟ پاییز آیا قانونی وارد می‌شود یا فصلی زیرزمینی‌ست؟ ۷۴ چرا میان شاخه‌ها آنقدر می‌ماند تا برگ‌ها بریزند؟ و شلوار زردش را کجا آویخته است؟ راست است که پاییز گویی منتظر وقوع واقعه‌ای است؟ شاید لرزش یک برگ یا جنبش جهان؟ آیا مغناطیسی در زیر زمین است، که برادر خوانده‌ی مغناطیس پاییز است؟ حکم انتصاب گل سرخ در زیر زمین، کِی صادر می‌شود؟ ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim #پابلو_نرودا دفتر پرسش‌ها، ترجمه‌ی نازی عظیما، تهران: مازیار، ۱۳۸۰، چاپ اول، صص ۵۴-۵۶.

• • • ـــــــــــــــــــــ تن پرستانِ جهان پیرو نَفْس اند و هوا رهبرِ قافله مرده دلان خر باشد ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim #صائب

• • • ـــــــــــــــــــــ سرایت می کند در عالَمی بی قیدی عالِم که از گمراهی رهبر جهان گمراه می گردد ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim #صائب

• • • ـــــــــــــــــــــ گردون قبازره زده بر انتقامِ مرگ  مرگش ز راه درزِ قبای اندر آمده ـــــــــــــــــــــ @alef_laam_mim #خاقانی