659
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from بيدارزنى
🟣 بازداشت یاسمین حشدری، فعال حقوق زنان و شاعر در انزلی
صبح امروز ۲۵ مردادماه، یاسمین حشدری، فعال حقوق زنان و شاعر ساکن انزلی با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. از نهاد بازداشت کننده و وضعیت وی، اطلاعی در دست نیست.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Repost from بيدارزنى
🟣 بازداشت فروغ سمیعنیا، فعال حقوق زنان در رشت
صبح امروز ۲۵ مردادماه، فروغ سمیعنیا، فعال حقوق زنان با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. از نهاد بازداشت کننده و وضعیت وی، اطلاعی در دست نیست.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Repost from بيدارزنى
🟣 بازداشت متین یزدانی، فعال حقوق زنان وعکاس در رشت
صبح امروز ۲۵ مردادماه، متین یزدانی، فعال حقوق زنان و عکاس ساکن رشت با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. از نهاد بازداشت کننده و وضعیت وی، اطلاعی در دست نیست.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
Repost from بيدارزنى
🟣#نازیلا_معروفیان که دو روز پیش از زندان اوین آزاد شده بود، مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.
نازیلا معروفیان هفدهم تیرماه سال جاری پس از احضار و مراجعه به شعبه اول دادسرای اوین، بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شده بود. او روز یکشنبە ٢٢ مردادماه ١٤٠٢، با تودیع قرار وثیقە از زندان اوین آزاد شده بود.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@birarzani
Repost from ديدبان آزار
بازنشر گزارشی از نیلوفر حامدی، خبرنگاری که از حدود ۱۱ ماه قبل بهدلیل حضور در بیمارستان کسری و انتشار تصویر سوگواری خانواده #ژینا_امینی در بازداشت موقت است. خبرنگاری که از ایران تا افغانستان، دغدغه رنج و مصائب زنان را دارد:
🔹«فکرش را نمیکردم کابوس جوانی مادرم برایم تکرار شود»
«زارا» از مادری زاده که شبیه به بسیاری از همنسلانش به خوبی دوران قبلی قدرتمندی طالبان در کشور را دیده است. خاطرات تلخ مادر را شنیده و همیشه تصور میکرده خوششانس بوده که خودش توانسته به دور از طالبان جوانی کند. تصوری که حالا چند روزی است به طور کامل با خاک یکسان شده و رویاها و آرزوهای فردای او را در شهرش بلخ، تیره و تار کرده است. او این چنین به دیدبان آزار میگوید: «نکبت دوران طالبان را از مادرم شنیده بودم. فکرش را هم نمیکردم دقیقا در روزهای جوانی خودم، دوباره کابوس جوانی مادرم برایم تکرار شود. من دانشگاه میرفتم. برای فردای خودم آرزوهایی داشتم. با حضور طالبان اما همه این آرزوها برباد رفتهاند. فکرش را هم نمیکردم نکبت طالبان دامن ما را هم بگیرد.»
خبرهای روزهای اخیر حاکی از آن بود که طالبان در برخی از ولایتها از جمله هرات، از روز گذشته اجازه نداده دختران وارد کلاسهای درسی دانشگاه خود شوند. خبری که «صالحا سعادت»، خبرنگار شبکه افق افغانستان آن را در حساب کاربری تویئتر خود اعلام کرد. یکی دیگر از کاربران ساکن افغانستان هم در توییتر و در همین باره نوشت: «امروز در دفتر ما به همکاران خانم گفته شد که دفاتر را تخلیه کنید و خانه بروید چون معلوم نیست چه اتفاقی رخ میدهد. بسیاری از خانمها با گریه مشغول جمع کردن وسایل شخصی خود بودند. شرایط ناامید کنندهای حاکم شده است. همه نگران هستند.»
وحشت دیگری که این روزها به شدت در جامعه افغان دیده میشود، مربوط به برنامههای هدفمند طالبان برای کشتار فعالان رسانهای و اجتماعی است. «مبینه ساعی»، مسئول دفتر حمایتکننده رسانههای آزاد افغانستان در بلخ با تاکید بر این دغدغه گفت: «طالبان بدون شک سراغ فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران خواهد رفت. در حال حاضر این افراد در کشور ما امنیت نخواهند داشت و این نگرانیها سبب شده که بسیاری به فکر رفتن از کشور باشند. اگر نهادهای بینالمللی که ادعا می کنند رسالت دارند تا امنیت خبرنگاران را تامین کنند این روزها به فکر ما نباشند، پس چه زمانی قرار است اهالی رسانه را حمایت کنند؟ نباید دیر شود. شک نکنید که برنامههای هدفمند برای ترور خبرنگاران و فعالان اجتماعی در سر دارند.»
گزارش کامل:
https://harasswatch.com/news/1824/
#زنان_افغانستان
#نیلوفر_حامدی
#زن_زندگی_آزادی
@harasswatch
Repost from شرق
🔺️اینجا بدون تو
روایتی از بیش از دهماه بازداشت موقت و گفتوگو با نیلوفر و الهه و خانوادههایشان
بیش از ۱۰ ماه است که الهه و نیلوفر جایی هستند که نباید باشند. جای شان در تحریریه و خانواده خالی است. دو خبرنگار از دو رسانه رسمی کشور که به خاطر رسالت حرفهایشان در تلاش بودند کاری را بکنند که باید. حالا اما دیواری بین آنها با دنیای حرفهایشان فاصله انداخته است.
«اینجا بدون تو...» روایتی از الهه محمدی و نیلوفر حامدی است. نیلوفر حامدی و الهه محمدی هم در این گزارش به مناسبت روز خبرنگار از حال و روزشان گفتند، از روزهایی گفتند که عمرشان پشت میله های زندان گذشت، از دلتنگی برای خانواده و دوستان و تحریریه. از کار خبرنگاری که بی قرارش هستند.
در آستانه روز خبرنگار، «شبکه شرق» تلاش کرد تا این دوری را به تصویر بکشد.
سایت
یوتیوب
@sharghdaily
sharghdaily.com
Repost from Blackfishvoice (BFV)
#غزاله_چلابی اگر توسط پاسداران خامنهای به قتل نمیرسید امروز ۳۴ ساله میشد.
#علیه_فراموشی #از_یاد_مبر_خون_را
#زن_زندگی_آزادی #ژن_ژیان_ئازادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#دادخواهی #قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
@Blackfishvoice1
Repost from ديدبان آزار
تولدت مبارک #غزاله_چلاوی
از متن «غزاله چلاوی، زنی که میخواست شجاعتش را تکثیر کند»، منتشرشده در نشر آسو:
خاله غزاله میگوید: «عاشق سفرهای هیچهایکی و طبیعتگردی بود و همیشه رمانهای تازه را دنبال میکرد، با همه مهربان بود و برای شنیدن حرفهای آدمهای اطرافش گوشی شنوا داشت. غزاله از سگهای بیمار و گرسنه خیابانی حمایت میکرد و چند سالی بود که هر جمعه ساعت چهار صبح راهی یکی از کوههای اطراف آمل میشد. علَمکوه و دماوند و خیلی از قلههای معروف ایران را فتح کرده بود و هر روز میدوید که برای کوهنوردی آماده باشد. غزاله یکی از همان زنهایی بود که در سالهای اخیر هرجا که میتوانست روسریاش را برمیداشت. بعد از دانشگاه، ازدواج کرد و به تهران رفت و چند سال بعد جدا شد.»
یکی از دوستانش به آسو میگوید: «غزاله خیلی در آن زندگی سختی کشید، شوهر سابقش میخواست محدودش کند و او برای داشتن هر حق کوچکی باید میجنگید. طلاقش هم آسان نبود و با دشواری توانست جدا شود. در سه سال اخیر، بعد از جداییاش، غزاله تازه داشت زندگیاش را آنطور که خودش دوست داشت میساخت. قبلش برای خیلی چیزهای معمولی مجبور بود که سخت بجنگد.»
او غزاله را این گونه تعریف میکند: «در نگاه اول از آن آدمهای خیلی آرام بود. از آنهایی که در هر شرایطی با لبخند و آرامش پیش میرفت. در ظاهر آدم شجاعی نبود و از بعضی چیزهای عادی میترسید. اما در عینحال همیشه برای داشتن آزادیهای بیشتر و کنار گذاشتن محدودیتهایی که به خاطر زن بودنش به او تحمیل میشد، میجنگید. بلد بود که چطور برای زندگی کردن مبارزه کند و از سختیهایش نترسد.»
دوستش میگوید: «شب تنها نبود. با یک نفر دیگر به خیابان رفته بود. وقتی فضا خیلی شلوغ و خطرناک شد، همراهش برگشت به خانه و از غزاله هم خواست که برگردد. اما غزاله میخواست در خیابان بماند. به او گفت تو برو، من میمانم.»
#غزاله_چلابی
#زن_زندگی_آزادی
#ژینا_امینی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
Repost from ديدبان آزار
🔹نبرد جنسی-جنسیتی در عرصه خصوصی؛ بیفرزندی داوطلبانه
نویسنده: دریا موسوی
از ابتدای رابطهمان، به صراحت گفتم که هرگز نمیخواهم بچهدار شوم. معتقد بودم که بیان صادقانه اصول و خطقرمزهایم پایه و اساس یک رابطه معنادار و سالم را ایجاد میکند. اما نمیدانستم که انتخاب من به میدان نبردی تبدیل خواهد شد که خودمختاری و هویت من را در معرض خطر قرار خواهد داد.
در چند ماه اول رابطه که معمولا به «ماه عسل» معروف است، من را غرق عشق و محبت میکرد و سعی داشت با تاکتیکی به نام «بمباران عشق» تصمیم من را تحتتاثیر قرار دهد. یکبار وقتی با او در مورد سختیهای بارداری و زایمان و اینکه چقدر به بدن زن آسیب میرساند حرف میزدم، با خنده گفت «باید با زن جوری رفتار کرد که حاضر بشه بچهدار بشه و باز هم این کار را تکرار کنه.» من متوجه این نکته بودم که این حرفها و رفتار فریبکارانه است، اما باور داشتم که اینها تاثیری در من نخواهند داشت و او توانایی دستکاری در اعتقادات و اصول من را ندارد، چرا که خودم را زنی قوی و مستقل و با اصولی مستحکم میدیدم.
در طول رابطهمان، صحبت در مورد بچه چندینبار به میان آمد و من هربار دلایلام را برای انتخاب یک زندگی بدون فرزند به اشتراک گذاشتم. مادربودن را از نقطهنظر تقاطعی (اینترسکشنالیتی) برایش توصیف کردم. اینکه چگونه هویت من به عنوان یک زن مهاجر و طبقه فرودست، که همواره دو تا سه شیفت کار میکردم و در کنارش درس میخواندم، دیدگاه من نسبت به فرزندآوری را شکل داده است. چگونه اصول اعتقادی من اعم از فمینیسم و وگانیسم، و سبک زندگیای که برای خودم برگزیدم این تصمیم را هدایت میکند و چقدر این اصول و اعتقادات برای من ارزشمند هستند. برایش از مسئولیت عظیم و سنگین فرزندآوری گفتم و این حقیقت که من حاضر نیستم انسان دیگری را به این دنیا اضافه کنم. حتی برایش توضیح دادم که این تصمیم بسیار شخصی هم هست. اینکه سلامتی بدنم چقدر برایم اهمیت دارد، و با علم به اینکه بارداری و زایمان به بدن زن بهشدت آسیب میزند، حاضر نیستم بدنم را مورد این حجم از آسیب قرار دهم، چرا که با این بدن است که جهان را تجربه میکنم و میخواهم سالها از این بدن و این جهان لذت ببرم.
با تمام وجود میخواستم که عمق اهمیت مسئله و تصمیم آگاهانه من را درک کند. اما هر چقدر سعی کردم به او کمک کنم، او نتوانست دیدگاه و موقعیت اجتماعی من را درک کند. به باور من، امتیازات مادی و اجتماعیاش این توانایی را از او گرفته بود تا با موقعیت اجتماعی و تصمیم من همدلی کند. او امتناع من از بچهدارشدن را بهمنزله رد خواستههایش و به قول خودش «میل ذاتی انسان به تولیدمثل» میدید، امتناع از ایفای نقشی که معتقد بود من بهعنوان یک زن باید ایفا کنم.
نقطه گسست زمانی بود که او «زنانگی» و «حس مادرانگی» در من را زیر سوال برد. او با گفتن اینکه حس «مراقبت و نگهداری» و «ازخودگذشتگی» در من وجود ندارد و این باعث میشود که به مادرشدن تمایلی نداشته باشم، به من این برچسب را زد که بهعنوان یک زن «ناقص و ناکافی» هستم. او انتخاب آگاهانهام را ندیده گرفت و تصمیم من برای بیفرزندبودن را علیه من و در راستای تخریب شخصیت و «انسانزدایی» از من استفاده کرد. با آنکه در تمام طول آن چند ماه به مسمومبودن حرفها و رفتارهایش آگاه بودم، اما شنیدن این حرفها ضربه بسیار شدید و عمیقی بر ارزشها و عزتنفسام وارد کرد. میدانستم که صحبتهای او پژواک زنستیزیای است که در طول تاریخ هنوز ادامه دارد- این تصور که ارزش یک زن بهطور ذاتی به توانایی او برای بچهدارشدن وابسته است. من از پذیرش این دیدگاه واپسگرایانه که استقلال، اصول، و سلامت شخصیام را نادیده میگرفت، خودداری کردم. سعی کردم برایش توضیح دهم که شنیدن چنین حرفهای زنستیزانهای در میانه قیام «زن، زندگی، آزادی» چقدر دردآور است.
مسیرهای ما در نهایت از هم جدا شد. با اینکه جدایی دردناک بود، اما در عین حال رهاییبخش نیز بود. من توانستم خودم را از سنگینی توقعات دیگری رها کنم، خودم، اصول و ارزشهایم را بازیابی کنم، و در حقیقت خودم به آرامش برسم. من از درونیکردن باورهای زنستیزانه او امتناع کردم. این تصور را که مادربودن غایت یک زن است را رد کردم. خودم را از هجمههای جامعه برای انطباق با ایدهآل مادری که عمیقاً در ساختارهای مردسالارانه ریشه دارد و سعی در کنترل و محدودکردن انتخابها و خودمختاری زنان دارد، رها کردم. و توانستم قدرتم را در استقلالم، عشقی که به خودم دارم و تعهد تزلزلناپذیرم به اصول و ارزشهایم بازیابی کنم.
Repost from زاگاه
🔸️ به مناسبت اول آگوست، روز جهانی 《بدون فرزند》
🟤سرپیچی از یک فرهنگ؛ چالشهای زن بدون فرزند بودن در مصر
زاگاه - درویش ۳۸ ساله و حدود ششسال است ازدواج کرده. او انتخاب کرده تا بدون بچه باشد. او هم مانند بسیاری از زنان در مصر، همواره خودش را در حال مقابله با انگ و برچسبهای جامعه میبیند و مدام مجبور است تا موضع خود را برای دیگران مانند آشنایان و اعضای خانواده توجیه کند. از گفتن اینکه حتی نباید به شوخی هم چنین ایدهای را به زبان بیاورد تا عجیب و غیرعادی خوانده شدن، همه این زنان اغلب به دلیل انتخاب شخصیشان مورد حمله قرار میگیرند.
🔸️یک مطالعه در آمریکا در سال ۲۰۱۷ نشان میدهد که تصمیم یک فرد برای بچهدار نشدن، ممکن است باعث ایجاد نوعی «خشم اخلاقی» در آنانی شود که فکر میکنند پدر و مادر شدن یک انتخاب ضروری و اخلاقی است. شرکتکنندگان در این مطالعه همچنین معتقد بودند که «افراد بدون فرزندِ فرضی در این مطالعه بطور قابل توجهی کمتر از کسانی که دارای فرزند بودند رضایت داشتند.»
🔸️این در مورد مصر نیز صادق است. زوجی که انتخاب کردهاند بچهدار نشوند دائما با این سوال مواجه میشوند که « وقتی پیر شوند کی قرار است مراقبشان باشد؟» «کی قرار است نام خانواده را ادامه دهد و چطور این زوج قرار است، پیوندشان بدون فرزند ادامه پیدا کند؟» این چالشها حتی برای زوجهایی که میخواهند باردار شوند، اما نمیتوانند، با طرد کردن همسران و یا تمسخر آنها و حتی نگرانی برای احتمال طلاق دادنشان و انتخاب همسر دوم توسط مرد، ادامه پیدا میکند.
این نکته مهم را باید در نظر گرفت که همه زنانی که میخواهند بدون فرزند باشند، اگر پس از ازدواج بچهدار میشوند به این دلیل نیست که نظرشان تغییر کرده است، اما تنها شمار کمی از آنان میتوانند در موردش حرف بزنند.
🔸️در مصر پایان خودخواسته بارداری قانونی نیست و اکثر داروهای ضدبارداری به نوعی برای زنان مضر هستند. تعداد زیادی از زنان دچار بارداری ناخواسته میشوند درحالی که راهی برای پایان دادن به آن ندارند. براساس ماده ۲۶۱ و ۲۶۲ قانون مجازات مصر، سقط خودخواسته جنین غیرقانونی است و مجازات به همراه دارد و هم زنی که این کار را میکند، هم پزشکی که به او کمک می کند، میتوانند به زندان فرستاده شوند.
#زاگاه
@zaagaah
🔻متن کامل مقاله:
https://zaagaah.com/0r65
Repost from ديدبان آزار
محاکمه، صدور احکام حبس و اجرای حکم برای فعالان و روزنامهنگاران ادامه دارد.
#نازیلا_معروفیان، روزنامهنگار و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، روز شنبه هفدهم تیرماه سال جاری پس از احضار و مراجعه به شعبه اول دادسرای اوین، بازداشت و سپس به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او هفته گذشته با بند زنان زندان اوین انتقال یافت.
دادگاه #زینب_زمان، فعال فمینیست، روز چهارشنبه چهارم مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران بابت اتهامات «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» برگزار شد. حکم او هنوز صادر نشده است.
#آنیشا_اسدللهی، مترجم و فعال کارگری روز چهارم مرداد برای اجرای حکم ۵ سال و ۸ ماه حبس خود که ۵ سال از آن قابلاجراست به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
#ریحانه_انصاری_نژاد توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۴ سال حبس تعزیری و بعنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروهها و دستهجات سیاسی، فعالیت در فضای مجازی، رسانهها و مطبوعات و خروج از کشور محکوم شد.
امروز، حکم #سعیده_شفیعی و #نسیم_سلطان_بیگی صادر شد. این دو روزنامهنگار به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری برای اتهام اجتماع و تبانی، ۸ ماه حبس برای فعالیت تبلیغی علیه نظام، ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، ۲ سال ممنوعیت عضویت در گروهها محکوم شدند.
@harasswatch
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
در دههی 1970 میلادی، برخی فمینیستها مارکسی متفاوت را کشف کردند؛ آنها در جستوجوی نظریهای بودند که بتواند ریشههای ستم بر زنان را از دیدگاه طبقاتی توضیح دهد. نتیجه یک انقلاب نظری بود که مارکسیسم و فمینیسم هردو را متحول کرده است. با درک نقش محوری کار بدون مزد زنان در خانه با هدف تولید نیروی کار، این تنها کار خانگی نبود که بازتعریف شد، بلکه ماهیت خود سرمایهداری و مبارزه با آن نیز تعریف تازهای یافت. این موضع به این معنا بود که مارکس را وارونه کنیم تا اهمیت کارش برای فمینیسم را نشان دهیم.
____________
👈متن کامل
Repost from Blackfishvoice (BFV)
#الهه_محمدی روزنانهنگار زندانی در دومین جلسه دادگاه: افتخار میکنم کنار مردم ماندم تا صدایشان باشم
سعید پارسایی همسر الهه محمدی در رابطه با
جلسهی نهایی رسیدگی به پروندهی او نوشت:
الهه محمدی امروز و در دقایق پایانی دادگاه، این متن را در مقابل قاضی خوانده است:
به نام قلم
من الهه محمدی، ۱۵ سال است که خبرنگارم و در تمام طول زمان کار حرفهایام، غیر از اینکه حرف مردم را بزنم و قدمی در راه بهتر شدن زندگیشان بردارم، هیچ کار دیگری نکردهام. من هیچ ارتباطی با هیچ دولت خارجیای نداشتهام و افتخار میکنم که در کنار مردم ماندم تا صدایشان باشم.
معتقدم به جای بازداشت خبرنگاران، نهادهای امنیتی، قوه قضاییه، دولت و مجلس باید برای حرفهای مردم گوش شنوا داشته باشند نه اینکه خبرنگارانی را که کارشان را انجام دادهاند بازداشت کنند و ماههای زیادی بلاتکلیف و در بازداشت موقت نگه دارند.
من و #نیلوفر_حامدی به عنوان نمایندگانی از بدنه رنجور و شریف مطبوعات ایران در حالی محاکمه میشویم که به واسطه برخوردهای امنیتی با خبرنگاران صادق و متعهد، مرجعیت رسانه به خارج از کشور منتقل شده و این برخوردهای شدید با روزنامهنگاران موجب آزردگی مردم شده است.
باید مقامات، بهویژه مقامات قضایی، صدای مردم را بهویژه زنان و روزنامهنگارانی که از زبان آنها سخن میگویند، بشنوند و در برابر مطالبات به حق آنها نایستند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زن_زندگی_آزادی #علیه_بی_تفاوتی #علیه_سکوت
@Blackfishvoice1
Repost from انجمن یاری کودکان در معرض خطر
ما جمعی از انجمنهای حامی کودکان خواستار آزادی سروناز احمدی هستیم و از همه کسانی که دغدغه رفاه و شادی و حیات کودکان این سرزمین را دارند میخواهیم صدای او باشند.
#سروناز_احمدی
@ISPVC_NGO
Repost from Blackfishvoice (BFV)
امروز چهارشنبه ۴ مردادماه، #آنیشا_اسدالهی جهت اجرای حکم ۵ سال و ۸ ماه حبس که ۵ سال آن اجرایی است، به زندان اوین رفت.
آنیشا اسداللهی، مترجم و فعال کارگری، پیشتر در دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به زندان محکوم شده بود. وی در روز کارگر بازداشت شد و با وثیقه یک میلیاردی موقت آزاد شده بود.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زن_زندگی_آزادی #علیه_بی_تفاوتی #علیه_سکوت
@Blackfishvoice1
Repost from Blackfishvoice (BFV)
او هم توسط اوباش سپاهی _که هارت و پورتشان تنها به پشتوانهی ماشین کشتار است_ دستگیر شده ولی طنین صدایاش در فضای شهر باقی میماند که فریاد #زن_زندگی_آزادی خاموش نمیشود و از راهِ رفته بازگشتی نیست.
#علیه_بی_تفاوتی #علیه_سکوت #علیه_ارتجاع #ژن_ژیان_ئازادی
@Blackfishvoice1
