en
Feedback
فمینیسم انقلابی

فمینیسم انقلابی

Open in Telegram
659
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from بيدارزنى
🟣 یادداشت گلرخ ایرایی از زندان اوین برای «‎عباس دریس» یک‌بار، جنگ زدگی کافی‌ست تا کل زندگی انسان تباه شود و خواب‌هایش بوی با
🟣 یادداشت گلرخ ایرایی از زندان اوین برای «‎عباس دریس» یک‌بار، جنگ زدگی کافی‌ست تا کل زندگی انسان تباه شود و خواب‌هایش بوی باروت بگیرد. آثار جنگ هنوز در شهرهای مرزی باقی‌ست و پیکر مردمان آن نواحی هنوز از ترکش‌های جنگ تیر می‌کشد. برای برخی‌مان شاید همین جنگ خاطره‌ای باشد از روایت‌هایی ‏که شنیده‌ایم یا آنچه در قاب تصویری دیده‌ بودیم. عباس دریس مردی که جنگ کودکی‌اش را تباه کرده بود، از پشت دیوارهای زندان شاهد تباه شدن کودکی فرزندانش است. عباس با لبخندی بر لب، با رنجی بر پیشانی و شرافتی در نگاه. ⚪️ جرم ‎عباس دریس این است که شاهد جنایات رژیم در ماهشهر بود. ‏جنایاتی که عاملان و آمرانش ترفیع می‌گیرند و شاهدانش حکم مرگ. اندوه این سال‌های مادر عباس، مرگ هولناک همسرش، تلخیِ بی‌مادریِ فرزندانش و حالا قریب‌الوقوع بودن اجرای حکمش. کشتن ‎عباس دریس قتل حکومتی‌ست و جنایتی دیگر بر جنایات پیشین رژیم خواهد بود. گلرخ ایرایی بند زنان زندان اوین تیر ۱۴۰۲ #قیام_علیه_اعدام #ژن_ژیان_ئازادی #آبان_خونین_۹۸ #اعتراضات_سراسری @bidarzani

Repost from بيدارزنى
🟣 دادگاه علنی سپیده قلیان به علت خودداری او از پوشیدن چادر و داشتن حجاب اجباری برگزار نشد. به گفته‌ی بردارش با وجود اینکه سپ
🟣 دادگاه علنی سپیده قلیان به علت خودداری او از پوشیدن چادر و داشتن حجاب اجباری برگزار نشد. به گفته‌ی بردارش با وجود اینکه سپیده از صبح در محل برگزاری حضور داشت، دادگاه لغو و به اوین بازگردانده شد. #ژن_ژیان_ئازادی #اعتراضات_سراسری @bidarzani

Repost from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: تجسمی از ضرورت تداوم جنبش ژینا؛ از سرکوب تا امید و مقاومت مردمی تحلیل جنبش سراسری ژینا (۳) ⚪️ تداوم این قیام تنها به پویایی زنان و پیشروی‌شان برای یک مطالبه‌ی جمعی خلاصه نمی‌شود. همه جان‌های باخته، چشمان ساچمه‌خورده و زندانیان در بند، تجسمی از ضرورت تداوم جنبش ژینا هستند. در تحریریه‌ی #بیدارزنی طی یک گفتگوی جمعی سعی کرده‌ایم از زاویه‌ی دید خود جنبش سراسری ژینا را تحلیل کنیم. در بخش اول، به این پرسش پرداختیم که چه شد ستم جنسیتی علیه یک زن کُرد قیام سراسری ژینا را رقم زد. در بخش دوم به خاستگاه و مطالبات معترضان در جنبش ژینا پرداختیم. در بخش سوم و پایانی این گفتگوی جمعی به دستاوردها و وضعیت فعلی این جنبش نگاهی انداخته‌ایم؛ آیا این جنبش همچنان ادامه دارد یا از آن عبور کرده‌ایم؟ پاسخ‌های ما صرفاً رویکرد ما در این مقطع زمانی است که می‌تواند توسط دیگران و یا خود ما حتی در آینده‌ای نزدیک به چالش کشیده یا تکمیل شود. ▪️از متن: «ایجاد گروه‌های کوچک در فرصت فروکش کردن اعتراضات بزرگ اگرچه در حال حاضر اعتراضات خیابانی -جز در بلوچستان- افول کرده است، اما بسیاری از تحلیل‌ها، خیزش‌های دوباره به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی را پیش‌بینی کرده‌اند. از همین رو اکنون با افول اعتراضات خیابانی فرصت بیشتری برای کنشگران این جنبش به وجود آمده که تأمل کنند، نیرویشان را بازیابند و گروه‌های کوچکی را سازمان‌دهی کنند. نشانگان این گروه‌های کوچک را کمابیش می‌توان در حرکت‌های کوچک میدانی در میان مادران و خانواده‌های دادخواه دید که به دیدار یکدیگر می‌روند و به یاد و خاطره کشته‌شدگان بر مزار عزیزانشان جمع می‌شوند و شعار می‌دهند. همچنین این نشانگان را می‌توانیم در میان گروه‌های کوچک مردمی معترض هم ببینیم؛ که در دفاع از زندانیان قیام، اعتراض‌ علیه اعدام‌ها و یا حتی زن‌کشی به خیابان می‌آیند یا حتی در انواع صفحات شبکه‌های اجتماعی از شهرهای مختلف و تحلیل‌هایی که ارائه می‌دهند می‌توان نشانه‌هایی از سازمان‌یابی را دریافت. در نهایت هر چه فرصت سازمان‌یابی بیشتر باشد، نیروی معترض بهتر می‌تواند در بزنگاه بعدی مؤثر عمل کند چرا که جامعه‌ی مدنی در ایران، سالها تحت سرکوب بوده و تشکل‌های محدودی از گذشته برجای مانده است. به این ترتیب،‌ این توقف اعتراضات خیابانی می‌تواند به نفع معترضان به وضع موجود نیز باشد تا شروع دوباره اعتراضات در بزنگاه بعدی متفاوت‌تر و حساب‌شده‌تر از شهریور ۱۴۰۱ یا آبان ۱۳۹۸ باشد.» #ژن_ژیان_ئازادی #جنبش_زنان #اعتراضات_سراسری ادامه‌ی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید: https://bidarzani.com/46268/ @bidarzani

این کاروان خودروهای لوکس و ضدگلوله، حاملِ "ملا حسن آخوند" رئیس‌الوزاری امارت اسلامی طالبان هستند. آخوند که مدتی برای بهبود حال خود در استراحتگاه اقامت داشت امروز، با این ساز و برگ به کابل بازگشت. نود درصد جمعیت افغانستان در فقر مطلق به‌سر می‌برند و حضرت آخوند گفته است: "طالبان روزی مردم را وعده نداده بودند، مردم روزی خود را از خدا بطلبند". جالب این‌جاست آخوند در دهه‌ی ۹۰ میلادی وزیر خارجه‌ی طالبان بود و دوستِ نزدیک "ملاعمر". آمریکا که برای سرِ او ۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود بعد از توافق آمریکا و طالبان، آخوندِ ۷۲ ساله نیز مانند ده‌ها رهبر پیشین طالبان که "تروریست" محسوب می‌شدند، با عزت و احترام به‌عنوان سیاستمدار به افغانستان بازگشت. گفته می‌شود که آمریکا اکنون "نگران شرایط زنان افغانستان است." #ارتجاع #امپریالیسم #زنان_افغانستان @Blackfishvoice1

🔹روایت آزار و تهدید یک دانشجوی همجنسگرا توسط حراست دانشگاه به دلیل دستگیری در یک دورهمی و مهمانی بعد از خواندن روایت آزارواذیت یک دانشجو به دلیل «رفتارهای همجنسگرایانه» توسط کمیته اخلاق و حراست دانشگاه، یاد تمام آزارها و رنج هایی افتادم که خودم تجربه کردم و تصمیم گرفتم بنویسم. اسم من م.  است و سال ۹۵ در یک مهمانی در شهر خودمان دستگیر شدم، یک دورهمی دوستان همجنسگرا و ترنس بود که یک‌دفعه ماموران نیروی انتظامی و اطلاعات از درودیوار ریختند و بازداشتمان کردند. بماند که چقدر تحقیر و‌ توهین کردند و با چه دردسری از چنگ این وحشی‌ها رها شدیم. آبرویمان را پیش خانواده‌ها بردند و به دروغ گفتند که ما در آن مهمانی مشغول سکس دسته‌جمعی بودیم و قصد آموزش «همجنس‌بازی» به جوانان داشتیم، گفتند فرستاده از انگلیس و هلند آمده تا «همجنس‌بازی» یادشان بدهد و خلاصه حرف‌هایی بسیار عجیب‌وغریب.‌ اینطور بگویم که آزارها به‌حدی بود که تا زمان پایان بازداشت و دادگاه و صدور حکممان، پدر یکی از بچه‌ها از فشار دروغ و تهمت‌های الکی که به ما زدند، سکته قلبی کرد و صورتش هنوز فلج مانده است. به اصل ماجرا برگردیم. حدود یک هفته بعد آزادی از بازداشتگاه با قرار وثیقه، زنگ زدند که بیا حراست دانشگاه، من دانشجوی دانشگاه پیام نور بودم و این تماس برایم خیلی عجیب بود. اول می‌خواستم نروم اما گفتم بگذار بروم و ببینم چه خبر است و از اوضاع مطلع باشم و اگر چیزی هست خودم زودتر بفهم. خلاصه رفتم حراست و گفتند فلان روز فلان ساعت بیا که مسئولش هم حضور داشته باشد. آن روز با ترس و دلهره رفتم حراست دانشگاه و دیدم که بله آنها هم از پرونده و دستگیری و تمامی اتهاماتمان خبر دارند؛ تهدیدم کردند که یک‌وقت فکر نکنی در دانشگاه هم می‌توانی از این کارها بکنی، حواست را جمع کن، این چه گندی بوده که شماها زدید؟ زبانم قفل شده بود، هیچ‌چیز نگفتم چون هنوز حکم دادگاهمان  نیامده بود. کلی بهم توهین شد، تهدید کردند که اگر بفهمیم در دانشگاه دنبال این‌ کارها هستی، سریع اخراجت می‌کنیم. گفتند قید کار دولتی را بزن و همین که می‌گذاریم مدرکت را بگیری و دانشگاهت را تمام کنی نشانه لطف و رحم اسلامی و بخشش نظام و ما هست. نفهمیدم منت چه را  بر سرم می‌گذارند؟! اصلا اگر حتی کسی «جرمی» بیرون از دانشگاه مرتکب شود چرا نهادهای امنیتی داخل دانشگاه باید خبردار بشوند و تهدیدمان کنند؟ صدالبته ما جرمی هم نکرده بودیم و همان دادگاه خودشان هم در نهایت ما را تبرئه کرد.‌ این اتفاق برای همه کسانی که در آن مهمانی بودند افتاد و در دانشگاه آزاد و دانشگاه ملی هم حراست و کمیته انضباطی بچه‌ها را خواسته بود و هرکدام را به‌نوعی و با لحنی تهدید کرده بودند. ممنون که صدای ما را می‌شنوید. بله این‌ها بلاهایی است که در دانشگاه سر ما آوردند.

#سپیده_قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به دو سال زندان و مجازات‌های تکمیلی شامل منع عضویت در گروه‌های سیاسی-اجتماعی،
#سپیده_قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به دو سال زندان و مجازات‌های تکمیلی شامل منع عضویت در گروه‌های سیاسی-اجتماعی، ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند و منع اقامت در تهران و استان‌های همسایه به مدت دو سال محکوم شده است. قلیان در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۱، ساعاتی پس از آزادی از زندان اوین، در مسیر برگشت به خانه توسط نیروهای امنیتی به اتهام سردادن شعار علیه خامنه‌ای در شهر قم بازداشت شد. #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد @Blackfishvoice1

اوایل ماه ژوئن چند رسانه آلمانی گزارشاتی از تجاوز‌ها، تعرض‌ها و آزارهای متعدد جنسی توسط تیل لیندمن خواننده ۶۰ ساله گروه موسیقی مشهور رامشتاین ارائه دادند. شلبی لین زن جوان ۲۴ ساله‌ای است که در کنسرت رامشتیان در لیتوانی حضور داشته است و پس از آنکه از طرف تیم سکیوریتی این گروه موسیقی به‌عنوان طرفدار پر‌و‌پاقرص به پشت صحنه برده می‌شود توسط تیل لیندمن مورد آزار قرار گرفته و با مقاومت شدید موفق به خروج می‌شود. شلبی در مصاحبات خود گفته فکر می‌کند در نوشیدنی‌اش مواد مخدر ریخته شده بوده است و با اینکه دقایق طولانی‌ای را اصلا به خاطر ندارد ولی تقریبا مطمئن است که تیل لیندمن موفق نمی‌شود به او تجاوز کند. شلبی روز بعد از کنسرت با بدن کبود به پلیس لیتوانی مراجعه می‌کند ولی پلیس این کشور هیچ‌گونه همکاری‌ای نمی‌کند. پس از آن او با روزنامه‌نگاران تماس می‌گیرد و از زمان علنی‌شدن این اتهامات افراد بسیاری که گفته می‌شود بعضی از آنها زیر سن قانونی هستند روایت‌های مشابهی را بازگو کرده‌اند. بعضی از کارکنان فنی کنسرت‌ها هم این روایت‌ها را تایید کردند و گفته‌اند همه کارکنان مستقیم یا غیرمستقیم می‌دانستند در پارتی‌های بعد از کنسرت و اتاق پشت استیج این گروه چه خبر است. پلیس برلین پرونده‌ای برای تیل لیندمن باز و تحقیقات را آغاز می‌کند. این گروه موسیقی روز شنبه، ۱۵ ژويیه در شهر برلین کنسرت دارد و خواسته فعالان فمینیست توفق سریع همه کنسرتهای این گروه موسیقی‌ است، چرا که تمامی روایات بازگوشده مربوط به پارتی‌های بعد از کنسرتها بوده است. ولی با این حال تنها واکنش سنات برلین ممنوع‌کردن پارتی‌های بعد از کنسرت برای این گروه موسیقی بوده است. از این جهت گروه‌های فمینیستی و چپ‌گرای برلین فراخوانی برای تجمع جلوی استادیوم المپیک برلین، جایی که قرار است شنبه کنسرت باشد، منتشر کرده‌اند. ماه گذشته نیز بیش از ۱۵۰ فعال فمینیست در برن در مقابل استادیومی که رامشتاین در آن کنسرت داشت تجمع کردند. آنها با شعار «فرهنگ تجاوز را متوقف کنید» و «من آن زن را باور می‌کنم»، طرفداران ۴۰ هزارنفری رامشتاین را که به سمت کنسرت می‌رفتند خطاب قرار دادند. این اولین کنسرتی بود که این گروه موسیقی پس از تشکیل پرونده علیه تیل لیندمن برگزار می‌کرد. با این حال بلیط‌ها به‌سرعت فروش رفت و علی‌رغم اعتراضات، هزاران نفر برای تماشای گروه محبوب خود روانه استادیوم شدند. این‌بار در برلین فمینیست‌ها از پیش مردم را برای اعتراض به برگزاری کنسرت و حمایت از زنانی که روایتگری کردند، فراخوانده‌اند. @harasswatch

. 🔴۲۴ سال گذشت؛ فرشته علیزاده کجاست؟ امروز ۲۴مین سالی است که فرشته پس از آن هرگز به خوابگاه فرزانگان دانشگاه الزهرا بازنگشت و آخرین خبری که از او در دست است به تماسی تلفنی از یک تلفن کارتی در میدان ولیعصر با مادرش برمی‌گردد که در آن خبر داده که برای بازگشت به شهرش بلیط قطار گرفته،‌ قطاری که هیچ‌گاه به آن نمی‌رسد! فرشته علیزاده دانشجویی است که در ۱۸ تیر سال ۷۸ همگام با واقعه‌ی تلخ کوی دانشگاه، همچون سعید زینالی مفقود شد و هیچ‌کدام از نهادهای امنیتی مسئولیت این اتفاق را برعهده نگرفته و بعد از گذشت ۲۴ سال هنوز هم هیچ خبری از سرنوشت دقیق مسئول برد انجمن الزهرا در دست نیست غیر از آنکه نامش گذری تلخ و‌ دردآلود را در ذهن‌ها رقم بزند که حتما جوانی او نیز به گورهای تاریک خاوران ختم شده است و همین بی‌خبری سبب شد که مادرش ۶ ماه پس از گمشدن او دق کند و از دنیا برود. #فرشته_علیزاده اولین هشتگ دانشگاه الزهرا است؛ آن هم در زمانی که هنوز موج تکنولوژی به جایی نرسیده بود که چشم‌ و‌ گوش جامعه به هشتگ شدن نام دانشجویان عادت کرده باشد و دانشگاه در آماج سرکوب و توحش حکومت قرار بگیرد؛ دانشجویی که باحضورش در جریان اعتراضات سال ۷۸ طلایه‌دار حضور در صحنه‌ی ظلم‌ستیزی و مبارزه با استبداد شد و قهرمان گمشده‌ی دانشگاهی است که پس از حضور درخشان دخترانش در جنبش "زن زندگی آزادی" ، نامش برای همگان تصویری از کلیدواژه‌های شجاعت،ایستادگی و آزادگی را زنده می‌کند و دیگر از آن تصویر خاکستریِ مطلوب حاکمیت که سال‌ها در تلاش بود الزهرا را عرصه‌ی جولان خود و دانشگاه مطیع و باب‌میلش نشان بدهد چیزی باقی نمانده است. فرشته گم شد اما در دل الزهرا هزاران هزار فرشته پیدا شد که هر یک به تنهایی برای جامعه‌ی خود منبع الهام بودند و شکستن دیوار بلند ستم، برای رسیدن به آن‌سوی راه آزادی را هرروز و هرروز تمرین می‌کنند و امروز راهش با همت بلند و ایستادگی دانشجویانی همچون سپیده رشنو، مائده دلبری، رایحه حسینی، فاطمه رشیدی، سارینا صادقی، نیلوفر میرزایی و...در خط مقدم شکستن دیوار استبداد ادامه دارد. ما دانشجویان دانشگاه الزهرا در ۲۴مین سالگرد واقعه‌ی کوی دانشگاه با گرامی داشتن نام فرشته علیزاده، سعید زینالی، عزت ابراهیم‌نژاد و تمامی دانشجویانی که از این حادثه‌ زخمی با خود به یادگار دارند، اعلام می‌داریم همگام با دیگر دانشگاه‌های کشور که امروز عرصه‌ی اصلی بیداری و حق‌طلبی است، در راه شکستن قفس ظلم و پرگشودن در هوای آزادی همراه و هم‌صدا خواهیم ماند. چرا که دستی که آزادی را فهمیده است، دیگر به بازوی انسان باز‌ نمی‌گردد. برای او بال پرواز خواهد شد! هجدهم تیر دانشجویان دانشگاه الزهرا #دانشگاه_الزهرا 4⃣9⃣5⃣1⃣

#خبر 🟥◼️دیوارنویسی و پخش پوستر به مناسبت ۱۸ تیر و به یاد فرشته علیزاده که در جریان اعتراضات سال ۷۸ مفقود شد؛ دانشگاه الزهرا.
+9
#خبر 🟥◼️دیوارنویسی و پخش پوستر به مناسبت ۱۸ تیر و به یاد فرشته علیزاده که در جریان اعتراضات سال ۷۸ مفقود شد؛ دانشگاه الزهرا. #اعتراضات_دانشجویی #دانشگاه_الزهرا 4⃣9⃣5⃣0⃣ 🆔@senfi_uni_iran

آمار رسمی اعلام‌شده توسط وزارت کشور فرانسه، گواه آن است از میان معترضان به سیاست‌های نژادپرستانه، تبعیض سیستماتیک و رياضت‌های اقتصادی، تنها ۱۰درصد "خارجی‌تبار" بوده و اکثریت قاطع آن‌ها، فرانسوی هستند. این آمار آب سردی است بر سرهایِ جلبک‌گرفته‌ی نژادپرستانِ جهان که خیزش‌ها علیه دولت‌های نماینده‌ی سرمایه‌داران را با پیش‌فرض‌های "خارجی"، "مهاجر" و "مسلمان" کدگذاری می‌کنند تا بر تضادهای طبقاتی سرپوش بگذارند. به‌طور ویژه در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان نیز هرکجا که خبری از خیزش فرانسویان علیه تبعیض است، جمعیتی از ایرانیانِ مسخ‌شده در پروپاگاندای رسانه‌های جریان اصلی (به ویژه ایرانیان ساکنِ فرانسه) بدون داشتنِ مشاهداتِ میدانی و درکی درست از آرایشِ طبقاتی این کشور، به فحاشی علیه مهاجران می‌پردازند و شگفتا که بدین‌‌نحو خود را از شمول مهاجر خارج کرده یا با ساختِ دوگانه‌ی "مهاجرِ خوب/مهاجرِ بد" خود را به‌واسطه‌ی فقدان روحیه‌ی انتقادی-اعتراضی در رسته‌ی خوب‌ها جای می‌دهند. آن‌ها حتی فکت‌های آشکاری نظیر چندین سال اعتراضات جلیقه‌زردها یا اعتراضات جاریِ مزدبگیرانِ فرانسه علیه اصلاحات نئولیبرالی از جمله افزایش سن بازنشستگی را نادیده گرفته و به صرف دیدنِ شعله‌های آتش و خشم، انگشت‌های خود را به‌سوی مراکشی‌ها، الجزایری‌ها و به‌طور ویژه عرب‌تبارانِ فرانسه نشانه می‌روند. چنین است که اذعانِ رئیس‌جمهورِ فرانسه _که در میان دلقک‌های سیاسی، حامی آزادی‌خواهان قلمداد می‌شود_ بر لزومِ قطعِ کمک‌هزینه‌های زندانیان سیاسی و نیز _در صورت لزوم_ بستنِ شبکه‌های اجتماعی نیز عامدانه بایکوت می‌شود تا تصویرِ "آرمانشهرِ اروپایی" در اذهانِ مسخ‌شدگانِ رسانه‌های جریان اصلی، مخدوش نگردد. #علیه_جریان_اصلی #مبارزه_طبقاتی #فرانسه #ناشهروندان #حاشیه_نشینان #تبعیض_سیستماتیک #طبقه_کارگر #محذوفان @Blackfishvoice1

Repost from نشر افکار
در رؤیای آزادی گزارش «شرق» از روند رسیدگی به پرونده سروناز احمدی، فعال حقوق کودک و کامیار فکور، روزنامه‌نگار که هر دو در زندان به سر می‌برند مریم لطفی: بیش از 9 ماه از آن روز کشیده‌ و تب‌دار آخر تابستان 1401 گذشته است. از مرگ مهسا امینی و پس از آن آغاز اعتراضات سراسری در کشور. اعتراضاتی که در جریان آن شماری از عموم مردم، فعالان اجتماعی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بازداشت شدند. البته بخت با عده‌ای از آنها یار بود و بعد از گذشت مدتی، مشمول عفو گسترده رهبری شدند و از بند رستند. عده‌ای اما نه‌تنها مشمول عفو نشدند بلکه هنوز هم بلاتکلیف‌ هستند؛ مانند نیلوفر حامدی، خبرنگار اجتماعی روزنامه «شرق» و الهه محمدی، خبرنگار اجتماعی روزنامه هم‌میهن. عده‌ای هم از ابتدا مشمول عفو نشدند و برخی هم گرچه به آنها ابلاغ شده بود که شامل عفو شده‌اند، اما بعد از گذشت چند ماه دوباره حکم آنها به اجرا درآمد و راهی زندان شدند. سروناز احمدی، مددکار اجتماعی و فعال حقوق کودکان و همسر او کامیار فکور، خبرنگار از‌جمله کسانی بودند که در جریان اعتراضات سراسری در مهر‌ماه 1401 بازداشت شدند. با گذشت مدتی به قید وثیقه آزاد شدند، دادگاهشان برگزار و حکمشان اعلام شد. بااین‌حال، از همان ابتدا به آنها گفته شد مشمول عفو رهبری نشده‌اند. گرچه شواهد امر و آنچه در پرونده آنها نوشته شده بود، معنای دیگری داشت. عرفان کرم‌ویسی، وکیل پایه‌یک دادگستری، عضو کانون وکلای مرکز و البته وکیل سروناز و کامیار، درباره روند پرونده این دو نفر به «شرق» می‌گوید: «سروناز احمدی و کامیار فکور سه هفته بعد از ازدواجشان در تاریخ 15 آبان 1401 در منزلشان بازداشت شدند. نهاد بازداشت‌کننده آنها وزارت اطلاعات بود که آنها را پس از بازداشت به بند 209 زندان اوین منتقل کرد. حدود یک ماه بعد برای سروناز احمدی وثیقه 500 میلیون تومانی تعیین شد و او در تاریخ 16 آذر 1401 جهت تکمیل مراحل دادرسی و قطعی‌شدن رأی و تعیین‌تکلیف‌شدن وضعیت پرونده‌اش آزاد شد. متن کامل گزارش را در شرق بخوانید. @NashrAfkar

Repost from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: چرایی شکل‌گیری جنش سراسری زن، زندگی، آزادی تحلیل جنبش سراسری ژینا (بخش اول) از متن: «طی ماه‌های گذشته شاهد قیام کم‌نظیر ژینا با شعار محوری زن زندگی آزادی در تاریخ مبارزات اجتماعی-سیاسی ایران بودیم. قیامی که مشابه آن در تاریخ مبارزات مردمی در سراسر جهان نیز به لحاظ عاملیت و موضوعیت، کم‌تر مشاهده شده است. به طوری‌که از همان روزهای آغازین، بسیاری از کنشگران اجتماعی-سیاسی و اندیشمندان علوم اجتماعی به تحلیل این جنبش اجتماعی پرداختند و کوشیدند چرایی و چگونگی آن را در این برهه‌ی زمانی دریابند و توضیح دهند. اکنون که نه ماه از این قیام گذشته است و به نظر می‌رسد برخی خصلت‌های آن وضوح بیشتری یافته است، ما نیز در تحریریه‌ی بیدارزنی به عنوان یک تریبون فمینیستی بر آن شدیم که طی یک گفتگوی جمعی و با پاسخ به چند پرسش محوری به تحلیل جنبش سراسری ژینا از نظرگاه خود برآییم. در مسیر پاسخ به این پرسش‌ها تردیدهایی نیز از سوی ما مطرح بود؛ به نظرمان آمد که نیاز به مجال و ابزار بررسی بیشتر و دقیق‌تری داریم و از خود پرسیدیم که هر کدام از ما چقدر این بستر را می‌شناسیم یا چقدر حضور میدانی داشتیم. با این وجود با همین شناختی که نسبت به شرایط پیش رویمان داریم لازم دیدیم که پاسخ‌‌هایمان را در لحظه‌ی کنونی ثبت کنیم. چرا که در حال بررسی یک جنبش اجتماعی سراسری در جامعه‌ای هستیم که سال‌ها ستم جنسیتی در آن برقرار و نهادینه شده است. اما پاسخ‌های ما صرفاً رویکرد ما در این مقطع زمانی است که می‌تواند توسط دیگران و یا خود ما حتی در آینده‌ای نزدیک به چالش کشیده یا تکمیل شود. این متن پاسخ گروه بیدارزنی به پرسش آغازینی است که به گفتگو گذاشتیم؛ چه شد که ستم جنسیتی علیه یک زن کُرد قیام سراسری ژینا را رقم زد؟» #ژن_ژیان_ئازادی #جنبش_زنان #انقلاب ادامه‌ی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید: https://bidarzani.com/46188/ @bidarzani

Repost from بيدارزنى
🟣 امروز سالروز تولد سارینا اسماعیل‌زاده‌ست. نوجوانی آگاه و دغدغه‌مند که در عمر ۱۶ ساله‌ی خود،‌ به تبعات فقر، نابرابری، ارتجا
🟣 امروز سالروز تولد سارینا اسماعیل‌زاده‌ست. نوجوانی آگاه و دغدغه‌مند که در عمر ۱۶ ساله‌ی خود،‌ به تبعات فقر، نابرابری، ارتجاع، دروغ و کلیت حاکمیت سرکوبگر، معترض بود. او در روز ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۱ و در نخستین روزهای قیام ژینا، با ضربات متعدد باتوم ماموران امنیتی بر سرش جان سپرد. به امید تحقق آزادی، رهایی و برابریِ کودکانی که هم‌چون او برای «زندگی» و‌ «شادی جمعی» جنگیدند. #ژن_ژیان_ئازادی #نه_می‌بخشیم_نه_فراموش_می‌کنیم #قسم_به_خون_یاران_ایستاده‌ایم_تا_پایان #اعتراضات_سراسری @bidarzani

برای تولد ۱۷ سالگی سارینا تولدت مبارک خواهرِ شجاع، آگاه و شهید (نسخه‌ی کم‌حجم) #سارینا_اسماعیل_زاده #حکومت_کودک_کش #دادخواهی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان @Blackfishvoice1

در فرانسه چه می‌گذرد؟ گزارشِ تحلیلی در رابطه با ماهیت اعتراضات در #فرانسه #پاریس #مهاجران #مبارزه_طبقاتی #حاشیه_نشینان https://youtu.be/SJu7DAlosIY Blackfishvoice1

هشدار: محتوای هولناک و آزاردهنده که ممکن است برای برخی مناسب نباشد. 🔹روایتی از بازداشت و خشونت جنسی 🔹«مگر دنبال هرزگی نیستید؟ برایتان فراهم می‌کنیم.» نویسنده: ناشناس صبح یکی از روزهای پاییز ۱۴۰۱، برای تدریس و انجام کارهای اداری به خیابانی در مرکز شهر رفته بودم. و بعد برای انجام کاری دیگر، طول خیابان را طی کردم و پیاده‌روی طولانی خسته‌ام کرده بود. روی یکی از نیمکت‌های مجاور خیابان نشستم تا استراحت کنم. یک ون و تعدادی مامور را در آن سوی خیابان دیدم، اما نگرانی‌ای نداشتم. مانتوی بلندی پوشیده بودم، روسری‌ام سرم بود، و هنوز اول صبح بود و من مشغول کارهای شخصی خود بودم. روی نیمکت نشسته بودم که خانمی به سمتم آمد. خانمی با ظاهری بسیار معمولی. از من پرسید: «امروز فراخوانه؟» اظهار بی‌اطلاعی کردم. گفت: «ماجرای حمله به دانشگاه رو شنیدی؟» شنیده بودم اما چیز بیشتری نمی‌دانستم و نرفته بودم. این‌ها را به او گفتم. کمی که گذشت، پسری به کنار ما آمد. شروع کرد به حرف زدن و تعریف کردن از بازداشت خشن و کتک‌زدن یک دختر. من گفتم الان زورشان می‌رسد، اما بعداً نه. خانم به سمت لباس شخصی‌های آن طرف خیابان رفت. من هیچ ترسی نداشتم، چون چیزی برای ترسیدن نبود و هیچ کاری نکرده بودم. در مدت کوتاهی، مردی قدبلند و عینک دودی زده، از پشت به سمتم آمد، دست انداخت دور کمرم و گفت: «صدات درنمیاد، می‌ری تو ون.» من گیج بودم. فضای زیادی برای مقاومت نبود و من هم البته مطمئن بودم چیز جدی‌ای نیست. مرا به سمت ون بردند. یک ون سفید‌رنگ، بدون هیچ نشان خاص دیگری. در نزدیکی ماشین در حال بازداشت‌کردن یک دختر نوجوان بودند. لباس‌های یک‌رنگ و گشادی تنش بود. پدرش داد و بی‌داد کرد که نجاتش دهد، حمله کردند و پدرش را تا می‌خورد زدند و لباس‌هایش را پاره کردند. من و چند نفر دیگر که آنجا بودیم داد زدیم، اعتراض کردیم که دختر کم‌سن است ولش کنند، اما سر همۀ ما داد زدند و دختر و پدرش را با کتک بردند. مرا توی ون نشاندند. گوشی موبایل و کیفم را گرفتند. افرادی از قبل آنجا بودند و افراد جدیدی اضافه می‌شدند. ماشین حرکت نمی‌کرد و کسی هم توضیحی به ما نمی‌داد. تعداد زیادی در ون نشسته بودیم. به ناچار حتی روی همدیگر. داشتیم خفه می‌شدیم. مدتی طولانی در این وضع بودیم. چند نفر اعتراض کردند که مگر شما برای اسلام کار نمی‌کنید، این چه وضعی است که زن و مرد را روی هم انداخته‌اید؟ و در جواب، فریاد می‌زدند و فحاشی می‌کردند و با باتوم محکم به بدن‌هایمان ضربه می‌زدند و می‌گفتند شما همین را می‌خواهید. متن کامل: https://harasswatch.com/news/2170/

🔹ایستادگی دانشگاه هنر در برابر تحمیل پوشش 🔹«میان ما و‌ شما دریایی خون فاصله است» هفته گذشته رسانه مستقل دانشگاه هنر خبر داد که بیش از ۸۰ درصد دانشجویان دختری که در هفته‌های اخیر به علت حجاب ممنوع الورود شده بودند؛ تعلیق مشروط شده‌اند. به این معنی که اگر بار دیگر بدون حجاب وارد دانشگاه شوند این حکم اجرا شده و این دانشجویان تعلیق می‌شوند. کمی بعد دانشجویان پیامی دریافت کردند مبنی بر اجباری‌شدن پوشش مقنعه در این دانشگاه که اعتراض و تحصن دانشجویان را به‌دنبال داشت. علی‌رغم تهدیدات حراست و حضور لباس‌شخصی‌ها، دانشجویان در پردیس باغ ملی این دانشگاه تحصن کردند: «ما هنوز تو دانشگاه هستیم، گفتن پلیس میاریم برتتون. دم در باغ ملی لباس‌شخصی‌ها هستن و هرلحظه ممکنه بیان داخل و ببرن ما رو. مدام هم داریم تهدید میشیم.» حراست، متحصنین را از دسترسی به آب و سرویس بهداشتی منع کرد و لباس‌شخصی‌های حاضر در بیرون دانشگاه از رساندن آب و غذا به دانشجویان ممانعت کردند. یکی از دانشجویان در پیامی که برای کانال تلگرامی رسانه مستقل دانشگاه هنر ارسال کرده نوشته بود: «ما در کنار متحصنین تا صبح بیدار هستیم.» این اعتراض صبح روز پنج‌شنبه، ۲۵ خرداد با اعمال خشونت توسط حراست و ضرب‌وشتم دانشجویان به پایان رسید. دانشگاه هنر همواره به مقابله دربرابر تحمیل پوشش و سبک زندگی و تن‌ندادن به محدودیت‌های اعمال‌شده شهره بوده‌اند. یکی از دانشجویان در پیامی برای رسانه مستقل دانشگاه هنر نوشته است: «۱۰ سال بیشتره کسی تو این دانشگاه مقنعه سرش نکرده. الان اینا فکر کردن با چی تونستن ما رو بترسونن که ما با مقنعه بیایم دانشگاه؟ لطفا به بقیه دانشجوها بگید نترسن و سرشون نکنن.» دانشجویی دیگر نوشته: «دانشجوهای قدیمی‌تر میدونن که سال ۷۸ و ۹۱ هم دانشگاه سعی کرد این قانون حجاب رو بذاره و نتونست. دانشجوها اجازه ندادن. خواستم بگم که کم نیارید و اجازه ندید که با این پیاما و ممنوع‌الورود کردن به زور مقنعه سرمون کنن. واسه نبودن مقنعه و فشارای حجاب دانشجوهای زیادی سالها زحمت کشیدن. دانشگاه هنر از اولشم دانشگاهی نبوده که زیر بار اینجور قوانین بره، الانم نیست.» روز شنبه، ۲۷ خرداد داشنجویان گزارش دادند که انتظامات خوابگاه دخترانه شهید قهاری دانشگاه هنر واقع در پردیس کرج به دستور حراست مانع از خروج دانشجویان بدون مقنعه شد. در‌حالی‌که این دانشجویان حتی قصد رفتن به دانشگاه را نداشته‌اند. در نهایت پس از گفت‌وگو و مشاجره، زنان موفق به خروج از خوابگاه شدند. متن کامل: https://harasswatch.com/news/2165/%A7%D8%B3%D8%AA- @harasswatch

ضرب و شتم شدید دانشجویان متحصن در دانشگاه هنر بنا بر اخبار واصله حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد دانشجویان متحصن در دانشگاه هنر توسط حمزه‌ برزویی کوتنایی، رئیس حراست این، دانشگاه مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته‌اند. همچنین حال چند تن از دانشجویان وخیم گزارش شده‌است. با وجود فشار و تهدید‌های مدوام حراست دانشجویان هنوز در دانشگاه هستند و اجازه‌ی خروج به دانشجویان داده نمی‌شود. پیش از این هم حراست دانشگاه مانع از رساندن آب و غذا به دانشجویان و استفاده از سرویس‌های بهداشتی شده بود. همچنین حراست تهدید کرده‌است که به مامورین لباس شخصی اجازه ورود خواهد داد. #دانشگاه_هنر #اعتراضات_دانشجویی 4⃣8⃣7⃣1⃣ 🆔@senfi_uni_iran