en
Feedback
می‌خواهم زنده بمانم

می‌خواهم زنده بمانم

Open in Telegram

روزمرگی‌های یک ج‌ن‌گ‌جوی تنها و مغلوب‌. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
547
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+10330 days
Posts Archive
https://t.me/Mkhmzndebmanam/1589 وای😭😂 مثل واقعیته، روشنه ولی اکثر خواب هام تو اتاقی، خونه ای، مغازه ای چیزی بوده بیرون نبوده زیاد اگه هم بوده شب بوده گاهی

چقدر جالب!!! برعکس همدیگه‌ایم. چه حسی داره وقتی روزه هوا توی خواب؟!🥲😂 من یادم نمیاد هیچوقت توی خواب‌هام روز رو دیده باشم!! حتی اگه مثلا ظهر بوده، باز هوا تاریک بوده توی خوابم.

‎ جدی تا گفتی شب و تاریکی، دقت کردم من بیشترش روز بوده یا اصلا مشخص نبوده روزه‌ یا شب چقدر عجیبببب

بگردم چقدر حس بدی داره🫂 می‌دونید که خواب، جاییه که ناخودآگاه ما مفاهیم و احساسات و تجربه‌هامون رو به شکل نماد در میاره و به ما نشون می‌ده. مثلا وقتی که اضطراب و استرس رو تجربه می‌کنیم، معمولا خوب‌هایی در حال دویدن می‌بینیم و فرار کردن، یا حتی خواب امتحان های مدرسه و... خیلی خوابت برام جالب شد🥲 شاید یه حسی در تو سرکوب می‌شه، یا یه بخش‌هایی از خودت رو داری قربانی می‌کنی یا یه چیزی مشابه این، و ناخودآگاهت این شکلی به تو نشونش می‌ده.

‎ من دقت نکردم ولی تو خوابم همیشه یا یکی میخواد خودکشی کنه یا یه چیزی ناموفقه یا یکی داره میمیره اصلا عجیب شده خوابام خوابای مختلفی توی یک شب میبینم

گربه‌سیاه از سوالم ناراحت شد، لفت داد :(

یه سوالی جدیدا خیلی ذهنمو درگیر کرده. من خواب که می‌بینم، توی خواب‌هام آسمون همیشه تاریکه و شبه. برای شما هم همینطوره؟! جدا سوال شده برام!!! http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

غمگین که بود، سایه‌اش بیشتر کش می‌آمد.
غمگین که بود، سایه‌اش بیشتر کش می‌آمد.

یه آهنگ به اسم Home برام فرستاد و نوشت: تُ؛ در حالی‌که خودش خونه‌ی منه.

در نهایت انسانم و ادامه دهنده و ادامه دهنده..

دوستتون دارم🥲🤍 خوش اومدید دوست‌های تازه🤍🌻
دوستتون دارم🥲🤍 خوش اومدید دوست‌های تازه🤍🌻

این چند روزه سوزن کانال روی ۶،۷ گیر کرده. می‌شه یه دستی برسونید دوست‌هاتون رو دعوت کنید بگذریم از اسن طلسم؟

دارم به این نتیجه می‌رسم که به هیچی نیست عزیزِ من.

Repost from گل‌سیب
خشمگینم، برای تمام زنان خاورمیانه خشمگینم و حالم بَده. از اینکه یک زن اینجا باید مدام حواسش باشه به آدم‌ها، به خیابون، به نه گفتنش، به اعتماد کردنش، به زنده موندنش، خشمگینم. از اینکه قتل زن‌ها داره شبیه یک اتفاق روزمره و تکراری می‌شه حالم بَده. چطور می‌شه به این‌همه ترس عادت کرد؟ من نمی‌خوام عادت کنم.

خستگی یه عمر دویدن بی‌ثمر رو روی دوشم حس می‌کنم، آره خب من یه جوون ایرانی‌ام.

امروز کلی غر دارم، اما سعی می‌کنم زیادی پرحرف نباشم.

کاش آدم‌ها وقتی صلاحیت والدگری ندارن، بچه‌دار نشن. یا اگه دوست دارن بچه دار بشن اول رو سلامت روانشون کار کنن و مهارت فرزند پروری یادبگیرن. واقعا نمی‌دونم چطوری یه آدم چطوری جرات می‌کنه والد بشه، وقتی حتی صحبت کردن بلد نیست.

جوانه‌ی نو مبارک! سبز و بارور باشه برات🥹🌱

Repost from N/a
photo content