en
Feedback
می‌خواهم زنده بمانم

می‌خواهم زنده بمانم

Open in Telegram

روزمرگی‌های یک ج‌ن‌گ‌جوی تنها و مغلوب‌. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
552
Subscribers
+124 hours
+107 days
+8730 days
Posts Archive
‎ امروز روز خوبی بود، ولی با بودن کنار دوستام خیلی قشنگ‌تر شد. دلیلی که کانالت رو دنبال میکنم اینه که از چیزایی که به اشتراک میذاری حس خیلی خوبی میگیرم. نوشته‌ها و نگاهت به زندگی یه آرامش خاصی داره و هر بار که میخونمشون، یه حس خوب باهام میمونه. خواستم فقط بگم که همین حس خوب و انرژی قشنگی که منتقل میکنی، ارزشمنده. حس میکنم یه آدم مهربونی هستی و اینکه بین این دنیای سیاه هنوز مهربونی ترو مبینم خوشحالم❤️😍

اگه این چراغِ طوفان زده‌ی خاموش دلت رو لمس می‌کنه، خوشحالم. منم دوستت دارم نازنین و ممنونم از مهرت.🌻

‎ چون دوستت دارم. چون نوری. چون نوشته‌هات قلبمو لمس‌میکنه.

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم...

‎ اندوه نبودن او ما را از پا در آورد...

اگه بیدارید، بیاید حرف بزنیم. از روزتون بهم بگید، یا بگید چرا اینجا دو دنبال می‌کنید؟ یا برام موزیکی که دارید گوش می‌دید رو بفرستید. http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

Repost from N/a
یاد گرفتم که اکثر وقت ها رفتار آدمها ارتباطی به من نداره و برگرفته از حال درونی خودشونه. پس نه با تعریف و خوش رفتاری کسی باید خیلی خوشحال شد، نه با بدرفتاری و بی توجهی کسی نا‌امید و ناراحت.

بچرخ بچرخ آسیاب بچرخ به هوش بیا، قلبم رو صدا بزن پرنده‌ها، حشرات و چهارپایان علف‌ها، درختان و گل‌ها بهم یاد بدید که چطوری حس کنم اگه بشنوم که شما به خاطر من غمگینید من به شما باز خواهم گشت.🦋
[بداهه‌‌ای برای این روزها، یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵]

حتی اگه توقف کنی و تو خودت جمع بشی، زمان برات متوقف نمی‌شه؛ یا تو رو به آغوش نمی‌کشه تا در کنارت عزاداری کنه.
🎞demon slayer

ببخشید اگه این روزها زیادی غمگینم. نه اینکه عاشقِ غصه باشم؛ فقط از یه جایی از مسیرِ زندگی، تیکه‌تیکه خودمو جا گذاشتم. از همون روزها، دارم با نصفِ خودم زندگی می‌کنم. هر روز یه تیکه‌ی کوچیک از من، بی‌سروصدا جا موند میونِ شلوغی همین روزای تکراری. نه اتفاقِ بزرگی افتاد، نه فاجعه‌ای؛ فقط آروم‌آروم، خودم از خودم کم شدم. حالا هم هر روز بیشتر از دیروز، دلم برای نسخه‌ای از خودم تنگ می‌شه که یه روز، بی‌دلیل می‌خندید.

همه‌ی موردعلاقه‌هام!! ممنونم ازت جان✨🌻

Repost from Désirée
https://t.me/Mkhmzndebmanam یونانِ باستانِ متأخر؛ جایی میان طومارهای دست‌نویس، شعرهای فلسفی و آدم‌هایی که زندگی را با کلمات معنا می‌کردند. 🏛️📜

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است
_سعدی

من وقتی می‌بینم کسی عکسِ خودشو استوری کرده یا پست گذاشته جایی، سعی می‌کنم همیشه لایک کنم. چون می‌دونم آدم چطوری اول و آخرِ هر رنجی رو به چهره‌اش نسبت می‌ده. و می‌دونم چه میزان شرم می‌تونه موقع پست کردن اون عکس به سمتمون هجوم بیاره و با یه لایک کوچیک، حتی شده کمی، ممکنه حس پذیرفته شدن توی قلبش بشینه‌. و سعی می‌کنم تا جایی که می‌تونم از چهره‌ی کسی برای نقدش استفاده نکنم، چون می‌دونم چه زخم عمیقی می‌تونه به پیکره‌ی وجود آدم بذاره.

نه که تحمل رنج را نداشته باشم، نه. من هماره با رنج نفس می‌شم با رنج زندگی می‌کنم. تنها روحم خسته است از به دوش کشیدن انبوهی رنج مادام که با هر واقعه‌ی کوچکی، چون سیلابی بر پیکره ام روانه می‌شوند.
[دست‌نویس‌های من، روزی، ۱۴۰۳]

خدا منو از شر آدم‌های دوروی به ظاهر صادق و ساده حفظ کنه‌.

واقعا خیلی دارم تلاش می‌کنم‌ توی زندگیم خسته نباشم، ولی این‌قدر حجم خستگی‌هام زیاده که خود تلاش برای خسته نبودن هم خستم می‌کنه.

کاش یه نفر دیگه هم بره پیش دوست قشنگمون که ۱۰۰ تایی بشه.🌻😍 https://t.me/darmaqamyekpirzan