کوچه ارغوان🪻
Open in Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
78
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1530 days
Posts Archive
زندهگی،
همسایه اخمویی است
که صبحها
و شبها
از کنار هم میگذریم
من سلام میکنم
او کلاه از سر برمیدارد
برمیدارد ولی به قصد پوشاندن صورتش.
#سمیه
کلاغها
قاصدکها را میخورند
و در لباس پستچی
نوشتههای هدایت را
با نام تو
برای من میآورند.
#سمیه
آدمها
میآیند
و میروند
ولی در دلتنگیهایمان
شعرهایمان
رویاهای خیس شبانهمان میمانند.
-هرتا مولر
آلمانی زبان بسیار جامعی است. بعضی واژههایش حتی معادل فارسی ندارد. برای احساسها یا لحظههایی واژه دارند که فقط باید به عمق زبان رفته باشی تا بدانی چه میخواهد بگوید یا از چه میگوید!
ذوق جمعهها از همان خوردی در من مانده است. یک نوع شور بچهگانه.
برنامههای مختلف میچینم با اینکه میدانم با این عصرهای زیادی کوتاه به همه شان نمیرسم. میخواهم کل شهر را قدم بزنم، تمام هزار تا بیشتر آهنگی که در گوشی ذخیره کردهام را گوش بدهم، مکان جدید برای خرید آیسکریم جمعهها پیدا کنم، برای دوستِ از من غافل مانده نامه ارسال نشدنی بنویسم..
یکجایی میرسد
که آدم دست به خودکشی میزند
نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند
نه!
قید احساسش را میزند...
#چارلز_بوکوفسکی
