کوچه ارغوان🪻
前往频道在 Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
显示更多未指定国家未指定类别
77
订阅者
+124 小时
+47 天
+1530 天
帖子存档
آلمانی زبان بسیار جامعی است. بعضی واژههایش حتی معادل فارسی ندارد. برای احساسها یا لحظههایی واژه دارند که فقط باید به عمق زبان رفته باشی تا بدانی چه میخواهد بگوید یا از چه میگوید!
ذوق جمعهها از همان خوردی در من مانده است. یک نوع شور بچهگانه.
برنامههای مختلف میچینم با اینکه میدانم با این عصرهای زیادی کوتاه به همه شان نمیرسم. میخواهم کل شهر را قدم بزنم، تمام هزار تا بیشتر آهنگی که در گوشی ذخیره کردهام را گوش بدهم، مکان جدید برای خرید آیسکریم جمعهها پیدا کنم، برای دوستِ از من غافل مانده نامه ارسال نشدنی بنویسم..
یکجایی میرسد
که آدم دست به خودکشی میزند
نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند
نه!
قید احساسش را میزند...
#چارلز_بوکوفسکی
-فوتوسنتز میکنی آیا؟
سوالی است که تقریبا خیلیها از من میپرسند. عادت بدی است. در چیزی که غرق شوم همانجا میمانم. حالا فرق نمیکند یک فکر کردن ساده باشد یا درس و نقاشی یا هر فعالیت دیگری که من بخواهم جدی به انجام برسانم. من متاسفانه یادم میرود که موجود زندهام.
آنقدر سرم گرم میشود که ناگهان بیحال سربلند میکنم و تازه پی میبرم که آب و غذا هم بخشی از روزمرهگی است. باید یاد بگیرم احساس تشنهگی کنم. باید گرسنهام شود.
سبز هم نیستم که اگر سبز هم بودم با این سایهنشینی ها همان فوتوسنتز هم مساعد نمیشد.
